تبليغاتX
hoghoghe-bashar va azadi - iran = ai
Balatarin

بیش از ٦٥ روزنامه‌نگار زندانی در ایران امری بی‌سابقه در جهان

گزارشگران بدون مرز : در آستانه برگزاری مراسم بزرگداشت سی و یکمین سالگرد انقلاب اسلامی در ایران مسوولان جمهوری اسلامی با دستگیری‌ گسترده فعالان و روزنامه‌نگاران همه‌ی توان خود را به‌کار گرفته‌اند، تا مانع از تظاهرات اعتراضی علیه رژیم شوند.

ژان فرانسوا ژولیارد دبیر اول گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام کرد " در پی دستگیری‌های گسترده چند روز گذشته آمار روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی از مرز ٦٥ نفر گذشته است. این تعداد روزنامه نگار زندانی در یک کشور در ٢٥ سال گذشته و از تاریخ تاسیس گزارشگران بدون مرز بی‌سابقه است. این دستگیری‌ها فقط منحصر به تهران نیست، در بسیاری از شهرستان‌های ایران روزنامه‌نگاران و فعالان مطبوعاتی احضار و زندانی شده‌اند. "

گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه‌ای به خانم ناوانتم پيلای کميسر حقوق بشر سازمان ملل مراتب نگرانی عمیق خود را از وضعیت نقض حقوق بشر و آزادی بیان و مطبوعات در ایران، اعلام و از ایشان خواستند به مقامات مسئول جمهوری اسلامی در باره عدم رعایت تعهدات بین المللی هشدار دهند.

همچنین گزارشگران بدون مرز از با ارسال نامه ای دیگر به مسوولان ٢٧ کشور اروپایی، امریکا، کانادا و برخی از کشورهای جهان که حقوق بشر را محترم می‌شمارند، با اعلام نگرانی از اعدام های قریب‌ الوقوع از آنها خواسته است که "هم‌صدا مضحکه عدالت و دادگاه‌های فرمایشی را محکوم کنند." به جمهوری اسلامی هشدار دهند که " در برابر اعدام‌ مخالفان و معترضان این کشورها واکنش جدی نشان خواهند داد و به نام دفاع از حقوق بشر سفرای خود را از این کشور فرا خواهند خواند. "

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Feb 2010 و ساعت 21:28 |
Balatarin

ایران: حکم ۳۵ نفر قطعی و یک نفر به اعدام

 محکوم شد

 

محکومیت ۳۵ تن از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات در محاکم تجدید نظر قطعی شد. یک نفر به اعدام و ۸ تن دیگر به حبس تعزیری محکوم شده‌اند. حکم بهزاد نبوی از ۶ به ۵ سال حبس تقلیل یافت و علیرضا بهشتی آزاد شد.

 

خبرگزاری ایسنا از قطعیت محکومیت ۳۵ تن از بازداشت‌شدگان وقایع اخیر در ایران خبر داد.

پایگاه اطلاع‌رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران اتهام‌این افراد را اجتماع و تبانی علیه امنیت، تبلیغ علیه نظام، حمله به مأمورین انتظامی و تخریب و آتش‌سوزی نامیده است.

این پایگاه همچنین اعلام کرد که احکام ۹ نفر از بازداشت‌شدگان روز عاشورا قطعی شده است. یک نفر از این افراد به اعدام و بقیه به حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

محاربه، اجتماع و تبانی علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام از جمله جرایم ارتکابی این محکومان خوانده شده است.

بهزاد نبوی به ۵ سال زندان محکوم شد

بهزاد نبوی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب است که پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد. وی در دادگاه بدوی محاکمه و به ۶ سال حبس محکوم شد.

بهزاد نبوی از چهره‌های شناخته‌شده‌ی جمهوری اسلامی در سال‌های پس از انقلاب بود. وی در دولت میرحسین موسوی در سمت وزیر مشاور در امور اجرایی و وزیر صنایع سنگین انجام وظیفه کرد و در اواخر دوره‌ی جنگ با معرفی دولت و حکم هاشمی رفسنجانی مسئولیت ستاد فرماندهی کل قوا را بر عهده گرفت. بهزاد نبوی همچنین نایب رئيس مجلس ششم بود.

موسوی اردبیلی از رهبری خواست همه‌ی زندانیان را آزاد کند

محکومیت ۳۵ تن از بازداشت‌شدگان پس از انتخابات در شرایطی اعلام می‌شود که آیت‌الله عبدالکریم موسوی اردبیلی، رئيس سابق قوه‌‌ی قضائیه خواستار صدور حکم آزادی همه‌ی زندانیان از سوی رهبر جمهوری اسلامی شده است.

بنا بر گزارش اختصاصی سایت جنبش راه سبز، جرس، آیت‌الله موسوی اردبیلی در گفت‌وگویی حضوری از علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، خواست «برای حل سریع بحران همه‌ی زندانیان وقایع اخیر را بدون قید و شرط» آزاد کرده و «اطرافیون افراطی» را از خود دور کند.

وی در پاسخ به آیت‌الله خامنه‌ای که گفت،‌«مجرم را چگونه آزاد کنیم» تصریح کرد، «آنها را که من می‌شناسم و ظاهرا همه‌ی شاخص‌ها را نیز می‌شناسم، مجرم نیستند».

آیت‌الله موسوی اردبیلی افزود: «حتی اگر مجرم بودند، که نیستند، مگر عفو مجرمین،‌آن هم در سالروز انقلاب اسلامی سیره‌ی مرحوم امام نبود؟».

موسوی اردبیلی: شکست شما شکست انقلاب است

آیت‌الله عبدالکریم موسوی اردبیلی، از مراجع تقلید، که به گزارش خبرنگار جرس با وجود بیماری و استفاده از صندلی چرخدار به دیدار خامنه‌ای رفته بود خطاب به او گفت: «شما جای حضرت امام نشسته‌اید. شکست شما شکست انقلاب و لطمه به اسلام و تشیع است».

وی تأکید کرد که همه باید به سمت حل بحران حرکت کنند. موسوی اردبیلی خطاب به آیت‌الله خامنه‌‌ای تصریح کرد: «من سران معترضین شما را در تهران و قم می‌شناسم و شهادت می‌دهم، قصدشان اصلاح امور کشور بر اساس قانون اساسی است و هیچ یک قصد سرنگونی شما را نداشته و ندارند».

موسوی اردبیلی، رئیس سابقه قوه‌ی قضائيه، با بیان اینکه «نگرانی شما از این بابت بجا نیست» از رهبر جمهوری اسلامی ایران خواست، برای ملت «پدری» کند. وی گفت: «چرا باید اینگونه تلقی شود که شما یک سر دعوا هستید و از افرادی که مقبول ملت نیستند حمایت می‌کنید؟» و از آیت‌الله خامنه‌ای خواست، از این افراد فاصله بگیرد.

آیت‌الله موسوی اردبیلی چندی پیش نیز از رهبری جمهوری اسلامی ایران خواسته بود که علیرضا بهشتی، پسر آیت‌الله بهشتی، را آزاد کند. جرس اعلام کرد که این تقاضا مورد پذیرش رهبری قرار نگرفت. اما خبر منتشره در روز سه‌شنبه، ۲۰ بهمن، در خبرگزاری مهر از آزادی بهشتی حکایت دارد.

علیرضا بهشتی آزاد شد

خبرگزاری مهر بعد از ظهر روز سه‌شنبه، ۲۰ بهمن‌ماه، از آزادی علیرضا بهشتی خبر داد. به گفته‌ی این خبرگزاری، بهشتی که چندی پیش دستگیر و به زندان اوین منتقل شده بود در پی تکمیل تحقیقات به دستور بازپرس پرونده و تأیید دادستان با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد.

به نقل از این خبرگزاری، دادستان عمومی و انقلاب تهران پیش از این اعلام کرده بود، دستور آزادی آن دسته از متهمانی که تحقیقات آنان تکمیل شود را صادر خواهد کرد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Feb 2010 و ساعت 21:26 |
Balatarin

اوباما: تلاش برای تصویب تحریم های

 جدید علیه ایران باید ظرف چند هفته

 کامل شود

۱۳۸۸/۱۱/۲۰
باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا، روز سه شنبه اعلام کرد که تلاش های تازه برای تصویب تحریم بین المللی ایران با سرعت مناسبی در جریان است و باید ظرف چند هفته آینده کامل شود. همزمان اتحادیه اروپا اعلام کرد که از اقدام‌هاى سازمان ملل علیه تهران حمایت خواهد کرد.

رییس جمهور آمریکا در یک کنفرانس خبری غیر منتظره گفت: به رغم تکذیب ایران، برای او روشن شده است که ایران در مسیری قدم بر می دارد که به سوی ساخت «تسلیحات اتمی» است.

آقای اوباما گفت: جامعه بین المللی به دنبال رژیم معنا داری از تحریم هاست که «مسیرهای مختلفی» را برای اعمال فشار بر حکومت ایران ایجاد می کند.

وی در سخنان خود به جزئیاتی در باره این نوع تحریم ها اشاره نکرد.

باراک اوباما می گوید: ایالات متحده آمریکا اطمینان دارد که جهان «در خصوص رفتار اشتباه ایران در این حوزه (برنامه اتمی) متحد است.»

رییس جمهور آمریکا در سخنان خود پیرامون موضع چین و روسیه در قبال تشدید تحریم ها علیه ایران گفت از اینکه روسیه اخیرا «رو به جلو» حرکت کرده خرسند است اما موضع چین نامشخص است.

وی افزود: «اینکه چین همزمان که ما بحث تحریم ها را دنبال می کنیم چگونه در شورای امنیت سازمان ملل واکنش نشان می دهد موضوعی است که باید منتظر آن باشیم.»

آقای اوباما در پایان با بیان اینکه معلوم نیست چه کسی واقعا موضع حکومت ایران را بیان می کند اظهار داشت که این کشور «نشانه های مختلفی» ارسال می کند.

پیشتر نیز، رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در واکنش به آغاز غنى‌سازى ۲۰ درصدى اورانیوم توسط ایران خواستار تصویب قطعنامه‌اى به منظور تشدید تحریم‌ها علیه جمهورى اسلامى «ظرف چند هفته» آینده شده بود.

واکنش تند اروپا

در همین حال، اتحادیه اروپا نیز در واکنش به آغاز غنى سازى ۲۰ درصدى اورانیوم در ایران، از این اقدام جمهورى اسلامى اعلام کرد که از اقدام‌هاى سازمان ملل علیه تهران حمایت خواهد کرد.

کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجى اتحادیه اروپا، در این زمینه گفت: چنین اقدامى باعث بى‌اعتمادى بیشتر نسبت به برنامه اتمى ایران می شود.

وى با انتشار بیانیه‌اى اعلام کرد، اتحادیه اروپا با پیگیرى مسئله هسته‌اى ایران از اقدام‌هاى شوراى امنیت سازمان ملل متحد در این رابطه حمایت خواهد کرد.

از سوى دیگر نیکلاى پاتروشف، رییس شوراى امنیت ملى روسیه، که کشورش پیش از این با تشدید تحریم‌ها علیه ایران مخالفت کرده بود، گفت: تصمیم ایران براى غنى‌سازى بیشتر اورانیوم به تردید‌ها در باره برنامه اتمى این کشور دامن مى‌زند.

وی اظهار داشت: پیگیرى روش‌هاى سیاسى و دیپلماتیک براى حل مسئله هسته‌اى ایران «حد و مرزى دارد.»

پیشتر نیز رییس کمیسیون بین‌الملل مجلس دوماى روسیه از احتمال تشدید تحریم‌ها علیه ایران خبر داده بود.

بر اساس گزارش رسانه‌هاى ایرانى روز سه‌شنبه غنى‌سازى ۲۰ درصدى اورانیوم در تاسیسات هسته‌اى نطنز آغاز شده است.

مقام‌هاى ایرانى مى‌گویند، این اقدام با هدف تامین سوخت هسته‌اى مورد نیاز رآکتور تحقیقاتى تهران انجام‌ مى‌شود، این در حالى است که آژانس بین‌المللى انرژى اتمى در اکتبر سال گذشته به ایران پیشنهاد داده بود، در مقابل ارسال بخشى از اورانیوم کمتر غنى شده خود به روسیه و فرانسه، سوخت مورد نیاز این رآکتور را دریافت کند.

ایران که به گفته خود براى تولید ایزوتوپ‌هاى دارویى نیازمند تامین سوخت رآکتور تهران است، در ابتدا با این پیشنهاد موافقت کرد، ولى پس از مدتى اعلام کرد که تنها در خاک خود و به صورت مرحله‌اى حاضر به مبادله سوخت است.

ایالات متحده آمریکا و فرانسه روز دوشنبه پس از اعلام رسمى خبر آغاز غنى‌سازى ۲۰ درصدى اورانیوم از سوى ایران به آژانس بین‌المللى انرژى اتمى، بلافاصله اعلام کردند که دیگر راهى جز تحریم بیشتر جمهورى اسلامى باقى نمانده است.

برنار کوشنر، وزیر خارجه فرانسه با اشاره به این که ایران اصولاً قادر به تولید میله‌هاى سوخت رآکتور تهران نیست، از اقدام ایران با عنوان «باج‌خواهى» نام برده و گفته بود: «از آنجا که مذاکره امکان‌پذیر نیست، تنها کارى که ما مى‌توانیم بکنیم اعمال تحریم است.»

شوراى امنیت سازمان ملل تاکنون با تصویب سه قطعنامه، تحریم‌هایى علیه ایران وضع کرده و از این کشور خواسته است، فعالیت‌هاى مربوط به غنى‌سازى اورانیوم را متوقف کند. ایران با سرپیچى از این خواست‌ها برنامه غنى‌سازى خود را توسعه داده است.

کشورهاى غربى و در راس آنها آمریکا مى‌گویند جمهورى اسلامى در پى تولید جنگ‌افزارهاى هسته‌اى است، اما تهران مى‌گوید، برنامه‌ اتمى‌اش صلح‌آمیز است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Feb 2010 و ساعت 21:22 |
Balatarin

وزارت خارجه ایتالیا: حمله بسیج به سفارت ایتالیا در تهران

به گزارش خبرگزاری فرانسه از رم، وزارت خارجه ایتالیا دقایقی پیش اعلام کرد نیروهای شبه نظامی بسیج روز سه شنبه با تجمع در برابر سفارت این کشور در تهران درصدد حمله به ساختمان سفارتخانه برآمدند.

به گفته وزیر خارجه ایتالیا، مهاجمان با سردادن شعارهای "مرگ بر ایتالیا" و "مرگ بر برلوسکونی" (نخست وزیر ایتالیا)، اقدام به پرتاب سنگ به سمت ساختمان سفارت کرده و قصد حمله به سفارتخانه را داشتند که نیروهای پلیس مانع این کار شدند.

وزیر خارجه ایتالیا افزود، در پی این اقدام، سفیر ایتالیا در تهران در مراسم رسمی سالگرد 22 بهمن شرکت نخواهد کرد.

خبرگزاری فرانسه نوشت، نخست وزیر ایتالیا هفته گذشته در سفر به اسرائیل خواهان اقدامات جدی از سوی جامعه جهانی علیه رژیم تهران شده بود.


+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Feb 2010 و ساعت 21:20 |
Balatarin

ضبط پاسپورت فرزند کروبی در فرودگاه تهران

سحام نیوز: امروز صبح ماموران حراست فرودگاه امام خمینی هنگام بازگشت حسین کروبی؛ فرزند مهدی کروبی و مدیرمسئول نشریه ایراندخت، از سفرخارج، اقدام به ضبط پاسپورت وی نمودند.به گزارش خبرنگار سحام نیوز حسین کروبی که چند روز قبل به دبی سفر کرده بود، امروز هنگام بازگشت از این سفر با ضبط پاسپورت خود توسط نیروهای اطلاعاتی روبروگشت. در همین خصوص از وی خواسته شده است تا طی ۲روز آینده جهت ارائه برخی توضیحات به سازمان اطلاعات مراجعه نماید.
لازم به توضیح است با توجه به نزدیک شدن به ۲۲ بهمن و شرایط موجود در جامعه، حتی سفرهای کاری و تحصیلی برخی از فعالان سیاسی با واکنش نیروهای امنیتی روبرو میگردد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Feb 2010 و ساعت 21:20 |
Balatarin
فیلم  :   مرگ برخامنه ای بر روی پل کمیل / نواب


http://www.youtube.com/watch?v=jfM-VVrJmec

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Feb 2010 و ساعت 21:19 |
Balatarin
دیدار مهم  امروز هاشمی رفسنجانی با  خامنه ای
هاشمی با خامنه ای اتمام حجت کرد، دست از این اقدامات "خجالت آور" بردارید

شبکه جنبش راه سبز (جرس):اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی از وی به خاطر تلاش ماموران برای بازداشت همسر علیرضا بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی به شدت انتقاد کرد و اینگونه رفتارها را "خجالت آور" توصیف کرد. او همچین با آیت الله خامنه ای اتمام حجت کرد.      به گزارش جرس، به دنبال مراجعه ماموران برای دستگیری همسر علیرضا بهشتی و عدم توفیق آنها در دستگیری وی، همسر مشاور میرحسین موسوی از مخفی گاه خود در تماس با اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری تظلم خواهی کرد و گفت:" کار به جائی رسیده که نوه های نخستین رئیس قوه فضائیه شهید مظلوم آیت الله بهشتی باید در دهه فجر آواره باشند و از ترس ماموران زندگی زیرزمینی داشته باشند. "

هاشمی که بعد از این تماس تلخ به شدت متأثر شده بود و بغض کرده بود در دیدار امروز - سه شنبه - با مقام رهبری آزادی فوری علیرضا بهشتی و پایان دادن به این کارهای "خجالت آور" را خواستار شد. ظاهرا با توجه به دیدار چند روز قبل آیت الله موسوی اردبیلی و تقاضای مشابه، علیرضا بهشتی قرار است بزودی آزاد شود.

هم اکنون سید محمدرضا بهشتی برادر بزرگ علیرضا ساعتهاست پشت در زندان اوین منتظر برادر است.

خبرنگار جرس می افزاید هاشمی رفسنجانی در این دیدار طولانی مسائل مهمی را در ارتباط با نحوه مدیریت کشور و بحران پس از انتخابات و مسئله زندانیان و مطبوعات با آقای خامنه ای مطرح و با وی اتمام حجت کرده است.

جزئیات بیشتر این دیدار مهم در گزارشهای بعدی به اطلاع خوانندگان خواهد رسید.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Feb 2010 و ساعت 21:18 |
Balatarin

موج بازداشت‌های انبوه در آستانه سالگرد ۲۲

 بهمن

 

شماری دیگر از روزنامه‌نگاران و هنرمندان به خیل عظیم بازداشتی‌های زندان‌های جمهوری اسلامی پیوسته‌اند، ازجمله اکبر منتجبی، مهسا جزینی، احمد جلالی فراهانی، سمیه مؤمنی، زینب کاظم‌خواه، سما بهمنی و جمیله و بنفشه دارالشفایی.

 

گفته‌می‌شود، روند بازداشتی‌ها تا روز ۲۲ بهمن ادامه خواهد داشت. به نظر می‌آید، حکومت ایران نمی‌تواند میزان حضور "جنبش سبز" اعتراضی در مراسم ۲۲ بهمن را ارزیابی کند. از این رو حکومت جمهوری اسلامی، به گزارش سایت "کلمه"، بازداشت فله‌ای روزنامه‌نگاران، خبرنگاران را در دستور کار مسئولان قرار داده است.

 

به گزارش خبر‌نگار "کلمه"، در ساعت ۳ سحرگاه روز یکشنبه (۱۸ بهمن / ۷ فوریه) اکبر منتجبی خبرنگار با سابقه‌ی از جمله روزنامه‌های "شرق" و "هم میهن" در خانه‌ی خود بازداشت شد. منتجبی در دوران انتخابات در روزنامه "اعتماد ملی"، متعلق به مهدی کروبی، دبیر یکی از سرویس‌های این روزنامه‌ی اصلاح‌طلب بوده است.

 

مهسا جزینی از همکاران روزنامه ایران (بخش اصفهان) و از فعالان حقوق زنان نیز در اصفهان بازداشت شده است.

 

احمد جلالی فراهانی دبیر اجتماعی خبرگزاری مهر که دیروز از این خبرگزاری اخراج شده بوده ساعاتی پس از ترک محل کار توسط نیروهای امنیتی و در خانه شخصی‌اش در تهران بازداشت شده و به زندان اوین انتقال یافت.

 

زینب کاظم‌خواه خبرنگار هنری ایسنا نیز ساعاتی پیش به لیست روزنامه‌نگاران زندانی اضافه شده است.

 

سمیه مومنی روزنامه‌نگار نشریه نسیم بیداری و از همکاران کمپین یک میلیون امضا نیز در فهرست بازداشتی‌های روز یکشنبه قرار داشته است.

 

سما بهمنی فعال حقوق بشر روز سه‌شنبه (۱۳ بهمن) توسط نیروهای امنیتی در شهر مهاباد بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد. به گزارش خبرگزاری هرانا (خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران) در این روز در پی عزیمت به شهر مهاباد برای پیگیری امور شخصی خود در مسیر برگشت در تاکسی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد. تا کنون اطلاعی از سرنوشت این فعال حقوق بشر در دست نیست و خانواده نامبرده در نگرانی از سرنوشت وی به سر می‌برند.

محدودیت‌ها در زندان علیه خبرنگاران در بند

 

دو روزنامه‌نگار دربند در زندان رجایی‌شهر، احمد‌زید‌آبادی و مسعود باستانی تحت فشار بیشتری قرار گرفته‌اند. مسئولان قصد دارند دیگر زندانیان را علیه این دو نفر بشورانند.

 

به گزارش کلمه، بر اساس خبرهایی که از زندان رجایی‌شهر کرج رسیده، مسئولان زندان با قطع ملاقاتهای زندانیان هم‌بند احمد زیدآبادی و مسعود باستانی به آنها گفته‌‌اند که علت قطع ملاقات‌ها به خاطر اغتشاش‌های صورت گرفته توسط این دو نفر است.

 

عبدالرضا تاجیک، از خبرنگاران سرشناس، در تماسی با خانواده خود گفته است، در بلاتکلیفی به سر می‌برد و از او بازجویی نمی‌شود. به گفته‌‌ی این دبیر سیاسی روزنامه های توقیف شده‌‌ی "شرق" و "کارگزاران"، اتهام او ارتباط با "کانون مدافعان حقوق بشر" بوده است.

 

گفته‌می‌شود، طی روزهای آینده بر شمار بازداشت‌های فله‌ای افزوده خواهد شد. از سوی دیگر، بسیاری از روزنامه‌نگارانی که پیش از این بازداشت شده بودند، پس از چند ماه، بار دیگر به وزارت اطلاعات احضار شده‌اند.

 

بازداشت چند هنرمند

 

به گزارش سایت جرس، جمیله دارالشفایی، فیلمنامه نویس و بنفشه دارالشفایی فعال در عرصه موسیقی، پنجشنبه گذشته (۴ فوریه / ۱۵ بهمن) پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.

 

به گزارش نوروز، وزارت اطلاعات پس از احضار جمیله دارالشفایی از وی خواسته است تا با خانواده خود تماس گرفته و از خواهر، پدر و مادرش نیز بخواهد تا به اداره اطلاعات مراجعه کنند.

 

ماموران وزارت اطلاعات پس از چند ساعت بازجویی از آنها، دو دختر این خانواده را بازداشت کردند. مأموران سپس همراه با پدر و مادر آنها به منزل مسکونی این خانواده مراجعه کرده و آنجا را نیز مورد بازرسی کامل قرار دادند. پدر و مادر این دو فعال هنری پس از تفتیش منزلشان آزاد شدند.

 

از سوی دیگر، ۳عضو دیگر این خانواده نیز بازداشت شدند. ماموران وزارت اطلاعات با هجوم به منزل یاشار دارالشفایی، دانشجوی دانشگاه تهران که پسرعموی این دو فعال عرصه هنری است، وی را نیز همراه با برادر و مادرش بازداشت کردند.

 

کاوه دارالشفایی و مادرش توران کبیری روز یکشنبه آزاد شدند، اما یاشار که پیش از این و در روز ۱۳ آبان بازداشت شده بود، هنوز در بند است.

 

۴۷ روزنامه‌نگار در زندان

 

سایت کلمه می‌نویسد، طبق گزارش "کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران"، هم‌اکنون ۴۷ روزنامه‌نگار در زندان‌های ایران به سر می‌برند که این میزان دستگیری از سال ۱۹۹۶ تاکنون در هیچ کشوری سابقه نداشته و ایران در این زمینه هم‌اکنون از چین هم پیشی گرفته است.

 

کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران می‌افزاید : «تنها در دو ماه گذشته دست‌کم ۲۶ روزنامه‌نگار در ایران دستگیر شده‌اند». مطابق آماری که این سازمان به ثبت رسانده از دسامبر سال ۱۹۹۶ به این سو، این میزان دستگیری روزنامه‌نگار در هیچ کشوری سابقه نداشته است؛ رکورد پیشین دستگیری روزنامه‌نگاران مربوط به ترکیه است که به گفته این سازمان ۷۸ روزنامه‌نگار در دسامبر ۱۹۹۶ در این کشور در بند بوده‌اند.

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Feb 2010 و ساعت 20:27 |
Balatarin

اطلاعیه وزارت اطلاعات درباره

 بازداشت هفت شهروند ایرانی و

 واکنش رادیو فردا

۱۳۸۸/۱۱/۱۸
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در اطلاعیه‌ای با اعلام دستگیری هفت نفر از کسانی که آنها را «مرتبطین تشکیلاتی شبکه‌های ماهواره‌ای ضدانقلاب و رسانه‌های صهیونیستی» خوانده است، مدعی شد که دستگیرشدگان با رادیو فردا در ارتباط بوده‌اند.

در اطلاعیه وزارت اطلاعات که در خبرگزاری‌های مختلف ایران منعکس شده است، نامی از دستگیرشدگان به میان نیامده، اما افراد دستگیر شده متهم شده‌اند که آموزش‌هایی در زمینه «شیوه‌های مختلف براندازی نرم شامل ایجاد اخلال در نظم و امنیت عمومی، شایعه‌سازی و سایر اقدامات خرابکارانه» دیده‌اند.

این اطلاعیه افزوده است که دستگیرشدگان «در جریان اغتشاشات پس از انتخابات به‌ویژه عاشورا نقش عمده‌ای در جمع‌آوری و ارسال اخبار به خارج و تحریک آشوبگران داشتند.»

وزارت اطلاعات همچنین مدعی شده است که دستگیر شدگان همچنین متهم شده‌اند که «قرار بود بعد از اجرای برنامه مشابه در روز ۲۲ بهمن، از کشور خارج و به آمریکایی‌ها ملحق شوند.»

این اطلاعیه همچنین افراد دستگیر شده را از «مرتبطین رادیو فردا» خوانده و مدعی شده است که این افراد دوره‌های مختلف گزینش و آموزش را در دوبی و استانبول گذرانده و عده‌ای از آنها هم به استخدام رسمی سازمان جاسوسی آمریکا در آمده‌اند.

انتساب این اتهام به دستگیرشدگان در حالی است که رادیو فردا هیچ خبرنگاری در ایران ندارد و این رسانه تا کنون اقدام به برگزاری هیچ دوره آموزشی نکرده و اساساً برگزاری دوره‌های آموزشی در اساسنامه این رسانه پیش‌بینی نشده است.

پیش از این هم نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با انتساب مواردی چون جاسوسی به روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی و مدنی محدودیت‌هایی را در زمینه فعالیت آنان ایجاد کرده بودند.

آرمان مستوفی، مدیر رادیو فردا، در گفت ‌و گو با این رسانه ضمن رد اتهامات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، موارد طرح شده در اطلاعیه این وزارتخانه را مشابه اتهاماتی ارزیابی کرد که در ماه‌های اخیر متوجه شمار دیگری از روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی و مدنی شده است.



مدیر رادیو فردا افزود که به نظر می‌ رسد این دستگیری‌ها در امتداد فشارها و سرکوب شش ماه اخیر علیه روزنامه‌نگاران صورت گرفته و ایران که تا پیش از این بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در خاورمیانه بود اکنون به بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان تبدیل شده است.

به گفته آقای مستوفی، رادیو فردا هیچ خبرنگاری را در ایران در استخدام رسمی یا غیر رسمی ندارد ولی صدها هزار نفر از شنوندگان رادیو فردا در ایران بدون اینکه خبرنگار باشند یا رابطه استخدامی با این رسانه داشته باشند، از طرق مختلف به رادیو فردا خبر رسانی می‌کنند.

وی همچنین اتهام برگزاری دوره‌های آموزشی توسط رادیو فردا در دوبی یا استانبول را رسماً رد کرد و آن را بیشتر شبیه «شوخی» دانست.

مدیر رادیو فردا همچنین در واکنش به این بخش از اطلاعیه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، که رادیو فردا را به عنوان «یک رسانه برانداز و متعلق به سازمان سیا» معرفی کرده است، گفت: موضوع ارتباط سازمان سیا با رادیو فردا کاملاً غیر واقعی است و سازمان سیا از سال‌ها پیش از تأسیس رادیو فردا و رادیو آزادی، ارتباط خود را با رادیو اروپای آزاد قطع کرده است.

آرمان مستوفی اضافه کرد: رادیو فردا یک رسانه آمریکایی است که در قالب رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی و از محل بودجه تصویب شده توسط کنگره آمریکا به انتشار برنامه می‌پردازد و طبیعتاً همان طور که بسیاری از کشورها از جمله ایران، به تولید برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی به زبان‌های دیگر می‌پردازند، ایالات متحده نیز از جمله به زبان فارسی تولید برنامه دارد.

وی تأکید کرد: رادیو فردا رسانه‌ای است که در انتشار خبرهای خود زیر تیغ سانسور نیست.

پیش از این نیز یکی از معاونان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، در مصاحبه‌ای که در خبرگزاری‌های داخلی ایران انتشار یافت، ده‌ها نهاد غیردولتی و رسانه خارج از ایران را متهم کرده بود که در ناآرامی‌های پس از انتخابات اخیر در ایران نقش داشته و براندازی نظام جمهوری اسلامی را در قالب جنگ نرم دنبال می‌کنند.

اين مقام امنيتى در اظهارات خود «شبكه‌هاى رسانه‌‌اى، ماهواره‌‌اى و اينترنتى» به گفته وى، «معاند و مخالف نظام جمهورى اسلامى» را شامل راديو و تلويزيون هاى فارسى زبان خارج از كشور از جمله صدای آمریکا، رادیو فردا، بی بی سی، رادیو اسرائیل دانسته و از شبكه‌‌هاى ماهواره‌‌اى «مجاهدين خلق، سلطنت‌ طلب، پارس، رنگارنگ، كانال يك» و همچنين برخى از سايت‌‌هاى اينترنتى مانند «جرس» به عنوان مصاديق سازمان‌هاى «برانداز بيگانه» نام برده بود و اعلام کرده بود که هر گونه همکاری با این رسانه‌ها ممنوع است.

«جنگ نرم» واژه‌اى است كه در ماه‌هاى اخير بارها در سخنان مقام‌هاى جمهورى اسلامى ايران در ارتباط با حوادث پس از انتخابات مطرح شده و معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهورى دهم متهم شده‌اند كه در خدمت اين «جنگ نرم» هستند.

دستگاه قضايى ايران از شش ماه گذشته تا كنون تعداد زيادى از فعالان سياسى، مدنى و رسانه‌اى منتقد دولت را به بهانه ارتباط با «جنگ نرم» عليه «نظام» بازداشت و براى آنها احكام سنگينى صادر كرده است.

در عين حال ده‌ها روزنامه و هزاران وب سايت نيز به اين بهانه توقيف و يا با فيلترينگ مواجه شده‌اند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Feb 2010 و ساعت 20:25 |
Balatarin
کاریکاتور

مهران .khodnevis.org

تشکیل جلسه ستاد بیست و دو بهمن

مهران balouch.blogspot.com
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Feb 2010 و ساعت 20:24 |
Balatarin

بازداشت یک عضو دیگر کميته گزارشگران حقوق بشر

برگرفته از سایت کميته گزارشگران حقوق بشر

صبح امروز 18 بهمن 1388 علي کلايي، عضو کميته گزارشگران حقوق بشر بازداشت شد.

وي که دوران خدمت سربازي خويش را در دانشکده افسري امام علي مي گذراند، صبح امروز توسط ماموران دادستانی نظامی بازداشت گرديد. ماموران دادستاني نظامي همچنين عصر امروز به منزل پدري اين فعال حقوق بشر مراجعه و ضمن تفتيش خانه، وسايل شخصي علي کلايي راتوقيف نمودند.

مطابق اظهارات مامورين، خانواده کلايي براي پيگيري وضعيت فرزندشان بايد به شعبه 2 بازپرسي دادسراي نظامي مراجعه نمايند.

علي کلايي در 23 آذرماه 1388 از سوي شعبه 10 دادگاه انقلاب تهران در رابطه با بازداشتش در آذرماه 1386 همزمان با دستگيري گسترده دانشجويان چپگرا، به يکسال حبس که به مدت دو سال تعليق گرديده، محکوم شد. وي همچنين در ارديبهشت ماه 1388 براي دومين بار بازداشت شد و قريب به دو ماه را در بند 209 اوين گذراند.

با دستگيري علي کلايي، تعداد اعضاي زنداني کميته گزارشگران حقوق بشر به هشت تن رسيد. پيش از اين شيوا نظرآهاري، پريسا کاکايي، کوهيار گودرزي، مهرداد رحيمي، سعيد کلانکي، سعيد حائري و سعيد جلاليفر که همگي از اعضاي اين نهاد حقوق بشري هستند، به بازداشت نيروهاي امنيتي در آمده اند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Feb 2010 و ساعت 20:21 |
Balatarin

واکنش آمریکا و انگلستان به سخنان امروز احمدی نژاد

به گزارش خبرگزاری فرانسه، کشورهای غربی امروز در واکنش به سخنان احمدی نژاد مبنی بر آغاز غنی سازی 20 درصدی اورانیوم در ایران، این اقدام را نقض قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل دانسته و جهانیان را به اتحاد علیه رژیم تهران فراخواندند.

یک سخنگوی وزارت خارجه انگلستان در لندن در این باره گفت، گزارشاتی مبنی بر اینکه رژیم تهران در حال آغاز غنی سازی 20 درصدی اورانیوم است، بطور واضح یک موضوع نگران کننده جدی است که نقض عمدی پنج قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل بشمار می رود.

از سوی دیگر یک مقام ارشد دولت آمریکا امروز جهان را به اتحاد علیه رژیم تهران فراخواند و از جامعۀ بین المللی خواست در برابر این رژیم با یکدیگر متحد شوند.

به گزارش رادیو فرانسه، ربرت گیتس وزیر دفاع آمریکا که در رم بسر می برد، گفته است در صورت اتحاد جامعۀ جهانی مجازات ها و فشارها می توانند حکومت ایران را از دست یابی به اهداف اتمی اش بازدارند.

محمود احمدی نژاد امروز یکشنبه با اشاره به عدم توافق میان رژیم تهران و غرب بر سر مبادلۀ سوخت اتمی دستور آغاز غنی سازی اورانیوم تا سطح بیست در صد را صادر کرد.

احمدی نژاد چند روز پیش اعلام کرده بود که رژیم تهران مسأله ای با مبادلۀ اورانیوم غنی شدۀ خود با غلظت پائین در ازای دریافت سوخت نیروگاه تهران ندارد. در پی این سخنان، وزیر خارجۀ جمهوری اسلامی منوچهر متکی مدعی شد که توافقی در این زمینه با غرب در حال شکل گیری است.

همزمان با این ادعا علاوه بر وزیر خارجۀ آلمان، مشاور امنیتی رئیس جمهوری آمریکا و نیز وزیر دفاع این کشور اعلام کردند که رژیم تهران هیچ میلی به رسیدن به توافق بر سر برنامۀ اتمی اش ندارد.

مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز اظهار داشت که در ملاقات با منوچهر متکی هیچ راه حل تازه ای از سوی رژیم تهران برای بحران اتمی اش دریافت نکرده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Feb 2010 و ساعت 20:20 |
Balatarin

آلمان خواستار اقدام شورای امنیت علیه رژیم تهران شد

رادیو آلمان: کارل تئودور تسو گوتنبرگ، وزیر دفاع آلمان، به شدت نسبت به سخنان اخیر محمود احمدی نژاد در مورد غنی‌سازی اورانیوم تا حد ۲۰ درصد در ایران اعتراض کرد. وزیر دفاع آلمان در کنفرانس امنیتی مونیخ اعلام کرد که ایران دست دوستی جامعه جهانی را پس زده است. وزیر دفاع آلمان به شرکت منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران، در کنفرانس امنیتی مونیخ انتقاد کرد و سخنان او را در این کنفرانس «بازیگری» نامید. متکی روزهای جمعه (۵ فوریه) و شنبه (۶ فوریه) خبر از پایان مناقشات اتمی میان ایران و جامعه جهانی در آینده‌ای نزدیک داده بود. وزیر دفاع آلمان خواستار اقدام بعدی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران شد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Feb 2010 و ساعت 20:19 |
Balatarin

یک پناهجوی ایرانی در زندانی در سوئيس خود را حلق آويز کرد

گزارش دریافتی:
هموطنان عزيز ,
با کمال تاسف به اطلاع شما ميرسانم يکی از هموطنان پناهنده در هفته گذشته در يکی از زندانهاي شهر Luzern در کشور سوئيس به علت فشار بی اندازه ادراه پناهندگی دست به خودکشی زد.,طبق قوانين جديد پناهنگی سوئيس اداره مهاجرت ميتواند بعد از منفی دادن به پرونده پناهندگی , پناهنده را تا ۲ سال به زندان بياندازد,دوستان عزيز در اين شرايط حساس کنونی جامعه ايران دولت سوئيس هم در حمايت رژيم سر تا پا جنايتکار ايران ,دست در دست رژيم ايران بر ضد جنبش آزادی سبز ايران و مردم آزادی خواه ايران, هموطنان بی دفاعمان را به زندان می فرستد و با تمام زيرکی در رسانه ها و مطبوعات دولتی همانند صدا و سيما رژيم جمهوری اسلامی به تحريف و تغيير واقعيت می پردازد .

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Feb 2010 و ساعت 20:18 |
Balatarin

محمود احمدی‌نژاد خواستار آغاز

 غنی‌سازی ۲۰ درصدی شد.

علی‌اکبر صالحی (چپ)، محمود احمدی‌نژاد و سعید جلیلی در افتتاحیه نمایشگاه دستاوردهای لیزری

۱۳۸۸/۱۱/۱۸
دو روز پس از اظهارات منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران، مبنی بر ابراز خوش‌بینی به فراهم شدن زمینه تبادل سوخت هسته‌ای، محمود احمدی‌نژاد از سازمان انرژی اتمی خواست غنی‌سازی ۲۰ درصدی سوخت هسته‌ای را آغاز کند.

آقای احمدی‌نژاد که خود هفته گذشته در یک گفت‌وگوی تلویزیونی، اعلام کرده بود که ایران مشکلی برای مبادله سوخت ۳.۵ درصد در خارج از مرزهای خود ندارد، اکنون از سازمان انرژی اتمی ایران خواسته است که در عین حال که آمادگی مذاکره برای تبادل سوخت وجود دارد، غنی‌سازی ۲۰ درصدی را آغاز کند.

اظهارات جدید آقای احمدی‌نژاد در مراسم افتتاح نمایشگاه دستاوردهای لیزری ایران عنوان شده است.

بر اساس پیش‌نویس توافقنامه وین که با موافقت اولیه ایران روبه‌رو شد، قرار بود نزدیک به ۷۵ درصد از اورانیوم با غنای پایین ایران به خارج از کشور منتقل شود و در عوض روسیه و فرانسه، با نظارت آمریکا و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اقدام به پالایش و غنی‌سازی اورانیوم ایران کرده و میله‌های سوخت مورد نیاز برای رآکتور تحقیقاتی تهران را در اختیار ایران قرار دهند.

موافقت اولیه مقامات تهران با این پیش‌نویس، با انتقادات وسیعی در داخل کشور روبه‌رو شد و علاوه بر آنکه چهره‌های اصولگرایی چون علی لاریجانی، رئیس مجلس، این پیشنهاد را نوعی فریبکاری خواندند، چهره‌هایی چون میرحسین موسوی هم از این طرح انتقاد کردند.

آقاى موسوى در یکی از بیانیه‌های خود در این ارتباط گفته بود که «اين اقدام دولت دستاوردهاى دانشمندان هسته‌اى ايران را بر باد خواهد داد».

پس از آن مقامات ایرانی اظهار نظرهای ضد و نقیضی در مورد تأمین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران بر زبان راندند و از جمله منوچهر متکی، وزیر امور خارجه، در تقابل با ضرب‌الاجل ایالات متحده برای دریافت پاسخ تهران در زمینه پیشنهاد تبادل سوخت تا پایان سال میلادی گذشته، مهلت تازه‌ای را تا پایان ماه ژانویه معین کرد تا غرب با قبول شرایط تهران به مبادله سوخت اقدام کند.

در شروط تهران که همان زمان از زبان آقای متکی بیان شد، ایران خواستار آن شده بود که مبادله سوخت نه در خارج ایران که در جزیره کیش صورت گیرد و ایران به جای مبادله ۷۵ درصد اورانیوم خود با سوخت هسته‌ای، میزان کمتری را در اختیار غرب قرار دهد.

با این حال از زمان برگزاری نشست وین در ماه اکتبر به این سو، مقامات ایران ضمن اعلام سه راهکار خود برای تأمین سوخت رآکتور تهران، مشتمل بر خرید سوخت، مبادله سوخت، یا تأمین آن در داخل کشور، همواره اظهار نظرهای مختلفی و گاه متناقضی را در این مورد عنوان می‌کردند.

از جمله در شرایطی که مسئولان دیپلماسی ایران همچون منوچهر متکی، با تعیین ضرب‌الاجل برای پذیرش شرایط ایران، بر امکان تولید سوخت ۲۰ درصد در داخل کشور تأکید می‌کردند، مسئولان فنی ایران، همچون علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی، از اولویت داشتن مبادله سوخت سخن می‌گفتند.

نقطه کلیدی در این اظهار نظرهای مختلف، گفته‌های سه‌شنبه شب گذشته محمود احمدی‌نژاد در یک گفت‌وگوی تلویزیونی بود که در آن یادآور شد، ایران آماده است تا سوخت ۳.۵ درصد خود را به خارج از کشور ارسال کند.

پس از این منوچهر متکی، مسئول دیپلماسی ایران، بود که در کنفرانس امنیتی مونیخ با اشاره به مطرح بودن سه مؤلفه «زمان، مکان و میزان» در مبادله سوخت اتمی، آشکارا اعلام کرد که ایران آماده عملیاتی کردن این پیشنهاد است.

آقای متکی در سخنان روز جمعه خود همچنین افزود که «با توجه به گفت‌وگوهای انجام شده و نزديکی نظرات تصور می‌کنم که زمينه انجام اين تبادل در آينده نه چندان دور فراهم شده است و ما به يک توافق مبنايی نزديک می‌شويم».

امکان تولید سوخت ۲۰ درصد در ایران

خواست محمود احمدی‌نژاد، برای آغاز غنی‌سازی ۲۰ درصدی سوخت هسته‌ای در ایران در حالی مطرح می‌شود که پیش از این سفیر روسیه در تهران با اشاره به پیشنهاد وین، دلیل ارائه این پیشنهاد را نبود تکنولوژی لازم برای غنی‌سازی بیشتر در ایران خوانده بود.

الکساندر سادونیکوف در آبان ماه ۸۸ به خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، گفته بود که پیشنهاد آژانس فریبی برای خارج کردن اورانیوم با غنای پایین از دست ایران نیست و به این دلیل طرح شده که ایران خود تکنولوژی لازم را برای تبدیل اورانیوم با غنای پایین خود به سوخت مورد نیاز رآکتور تهران ندارد.

این استدلال به شکلی دیگر در گفته‌های علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، هم منعکس شد. آنجا که آقای صالحی در گفت‌وگو با ایسنا با سیاسی خواندن ضرب‌الاجل‌های متقابل ایران و آمریکا در موضوع تبادل سوخت، گفته بود که «به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی اعلام می‌کنم که ترجیح ما تأمین سوخت از خارج است».

آقای صالحی سپس در مورد دلایل پذیرش پیشنهاد تبادل سوخت در عین حال که بر حق ایران برای غنی‌سازی ۱۰۰ درصدی تأکید کرده بود، افزوده بود که «قبلاً به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده بودیم که نصب و چیدمان سانتریفیوژهای ما به گونه‌ای است که بیش از ۵ درصد غنی‌سازی نمی‌کنیم».

از این رو مشخص نیست که عملی کردن نظر محمود احمدی‌نژاد برای تأمین سوخت ۲۰ درصدی، که نیازمند اتخاذ تمهیداتی در بخش‌های فنی تأسیسات هسته‌ای ایران است، از لحاظ اجرایی تا چه حد زمان‌بر خواهد بود.

با این حال محمود احمدی‌نژاد در سخنان خود در افتتاحیه نمایشگاه دستاوردهای لیزری گفته است که ایران به تکنولوژی غنی‌سازی از طریق لیزر دست‌یافته و برای این کار نیازی سانتریفیوژ ندارد.

وی در عین حال گفته است که در شرایط کنونی تصمیم نداریم از این تکنولوژی برای غنی‌سازی استفاده کنیم.

غنی‌سازی که کاربردی دوگانه در مصارف نظامی و غیرنظامی دارد، از مدت‌ها پیش اصلی‌ترین موضوع مناقشه ایران و غرب بوده است.

کشورهای غربی ایران را متهم می‌کنند که در پوشش برنامه اتمی خود، ساخت جنگ‌افزارهای هسته‌ای را در دستور کار دارد اما ایران همواره با رد این اتهام، بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته خود تأکید و هدف از این برنامه را تولید برق اعلام می‌کند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Feb 2010 و ساعت 12:17 |
Balatarin

نقش دولت‌ها در ناامنی اینترنتی

 

ارتش سایبری ایران، ظرف یک‌هفته دو سایت رادیو زمانه و امیرکبیر را هک کرد. کاربران اینترنت در ایران نگران لو رفتن داده‌ها و فایل‌های خود هستند. مدیران آی‌تی این‌اقدام‌های پیچیده فنی را بدون حمایت‌های دولتی ممکن نمی‌دانند.

 

پژوهشی جهانی که توسط مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در واشنگتن انجام شده، از حمله‌های شدید اینترنتی به بسیاری از شبکه‌های حساس  ارتباطی خبر می‌دهد. این تحقیق بر اساس گفته‌های بیش از ۶۰۰ مدیر "آی‌تی" از ۱۴ کشورجهان  تنظیم شده که با اطلاعات زیربنایی سروکار دارند. این مدیران گفته‌اند که عملی شدن برخی حملات، بدون حمایت دولت‌های خارجی ممکن نبوده است.  

کاربران اینترنت در ایران با توجه به تهدیدهای مکرر مسئولان امنیتی و انتظامی، نگران کنترل ایمیل‌ها و پیامک‌ها و پرونده‌سازی برای خود هستند. کیفرخواست پاره‌ای از متهمان انتخاباتی، کند و کاوی در ایمیل‌ها و پیام‌های آنان است.

محمود تجلی‌مهر، کارشناس مخابرات در گفتگو با دویچه‌وله، توصیه ‌می‌کند که کاربران اینترنت در ایران برای تضمین امنیت خود، از شبکه جی‌میل و اسکایپ استفاده کنند. وی به نقش چین در هک سایت‌ها و ارائه تجربه به مقامات جمهوری اسلامی نیز اشاره می‌کند.

دویچه‌وله: ارتش سایبری با این نام دهان پرکن، اساسا می‌تواند متشکل از چند نابغه فنی باشد یا این‌گونه اقدام‌ها حتما اتکای دولتی دارند؟ 

محمود تجلی‌مهر: هر دو میسر است. البته کارهای کلان را بدون حمایت دولتی نمی‌توان در اینترنت انجام داد. روشن نیست که چه کسانی حامی این ارتش هستند اما من بطور پراکنده شنیده‌ام که چینی‌ها در پشت سر این موضوع قرار دارند. البته خود ایرانی‌ها هم آموزش‌های خوبی برای هک کردن دیده‌اند، اما ما شنیده‌ایم که چینی‌‌ها تجربیات خود برای حمله به سایت‌ها را به ایرانی‌ها منتقل می‌کنند.

محمود تجلی‌مهرBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  محمود تجلی‌مهرگفته می‌شود یک شرکت تولیدکننده تجهیزات مخابراتی چینی فعال در ایران نیز در هک و حمله به سایت‌های ایرانی دست دارد. در واقع چینی‌ها دارند از غباری که پس از موضوع شنود تلفن همراه از سوی زیمنس در ایران برپا شد، استفاده می‌کنند و فیلترینگ اینترنت و حمله و هک را سازماندهی می‌کنند. این‌که تجهیزات لازم را در اختیار ایران می‌گذارند، موضوعی کاملا دولتی است.

با این توضیحات، افراد برای دفاع از خود چکار باید بکنند؟ چگونه می‌توانند در مقابل یک ارتش سازمان‌یافته با حمایت دولتی مقاومت کنند؟

مدیران "آی‌تی" امکانات زیادی دارند. عملا همان امکاناتی که در اختیار دولت‌ها و چینی‌ها هست، در اختیار این مدیران هم هست. آموزش دقیق و کاربرد روش‌های دفاعی و ایمنی مانند "فایر وال" یا دیوار آتش مهم است. در مورد افراد آنها باید بدانند که چه اطلاعاتی را چگونه می‌‌توان منتقل کرد. باید بدانند که مثلا "یاهو مسنجر" که استفاده وسیعی هم در ایران دارد، امن نیست. چت و فایل در یاهومسنجر می‌تواند قابل دسترسی و شنود باشد، اما اسکایپ امن است و خطری ندارد.

گوگل پس از حمله‌ای که در چین علیه آن صورت گرفت، اعلام کرد که انتقال ایمیل را از این به‌بعد بطور کامل از طریق پروتکل HTTPS  انجام می‌دهد. من توصیه می‌کنم همه کسانی که ایمیل می فرستند در ستینگ اکانت ایمیل خود از این سیستم استقاده کنند. جایی هست که علامت اچ دارد و باید آنجا را علامت بزنند. ایمیل‌ها از این طریق امن می‌شوند و ما هنوز خبری نداریم که این روش هک شده باشد.

یعنی باز برای استفاده از جی‌میل هم که می‌گویند اینقدر امن است، بهتر است از این سنگرهای دفاعی استفاده کرد؟

بله، البته گوگل می‌خواهد این تکنیک را به همه بدهد و دیگر نیازی به علامت زدن آن دریچه نباشد. البته هنوز اعلام رسمی نکرده و همچنان هم با دولت چین درگیر است و تصمیم‌گرفته از چین بیرون بیاید. من توصیه می‌کنم کاربران اینترنت، مادامی‌که این از سوی گوگل اعلام عمومی نشده، ایمیل‌هایشان را با استفاده از همین روشی که گفتم بفرستند تا انتقال ایمیل‌‌شان قابل شنود نباشد.

حد ایمنی تویتر و فیس بوک چقدر است، اینها چقدر تحت خطر قرار دارند؟

فیس بوک یک صفحه اینترنتی معمولی است و اگر کسی می‌خواهد اطلاعاتی چون پسورد  و نام کاربری‌اش منتقل نشود، باید از فیلترشکن استفاده کند. فیلترشکن‌ها هم باید بر اساس "وی‌پی‌ام" کار کنند یا نرم‌افزارهای شناخته شده‌ای مانند "فری‌گیت" باشند.

ما می‌دانیم که وزارت اطلاعات و سپاه نرم‌افزارهایی طراحی و تولید کرده‌ و به بازار فرستاده‌اند که کارشان انتقال اطلاعات کاربران به مراکز مورد نظر است. کار این نرم‌افزارها عملا جاسوسی است و خریداران باید مراقب باشند که آنچه می‌خرند، از کجا آمده و چه کسی آن را تولید کرده‌است. 

یک متخصص امنیت شبکه گفته که این جورحمله‌ها ساده و سردستی و کار یک‌شب نیستند. آدم از خود می‌پرسد که چرا مدیران آی‌تی متوجه نمی‌شوند که هکرها در حال شبیخون‌زدن به آنها هستند؟

واقعا نمی‌توان به این تحرکات پی برد، زیرا این روش‌ها خیلی پیچیده‌اند و زمان زیاد و برنامه دقیق لازم دارند. البته این یک تکنولوژی است که در اختیار همه هست و متخصصان شبکه هم  باید آن را یاد بگیرند تا با آن مقابله کنند. من فکر می‌کنم هفته گذشته که سایت زمانه در خارج از کشور هک شد،  این کار چینی‌ها بود. هرچند اسم ارتش سایبری به میان آمد. حمله طوری بود که حتی دومین زمانه را هم در اختیار گرفتند. این نشان می‌د‌هد که یک‌سری مسائل امنیتی رعایت نشده است.

الان سایت امیرکبیر هک شده و ارتش سایبری دوباره خود را مسئول معرفی کرده است. برای نجات این سایت چشم‌اندازی هست؟

باید دید که سرور آنها کجاست. با وجودی که این سایت، دامنه "آی‌آر" دارد می‌تواند خارج از کشور هم باشد و در این صورت می‌توان کاری برای نجات آن کرد وگرنه در داخل کشور هیچ کنترلی روی آن نخواهد بود.

یعنی اگر سرور در داخل باشد، همه چیز به تاراج می‌رود و امیدی به ترمیم حمله نیست؟

شرکت‌های "آی‌تی" که در داخل ایران خدمات ارائه می‌دهند، درچارچوب قوانین داخلی کار می‌کنند و اگر مرجعی به‌صورت قانونی یا غیرقانونی به آنها مراجعه کند، مجبورند اطلاعات بدهند. یعنی اصلا نیازی به هک کردن سایتی  نیست. کافی است به سراغ شرکت‌های سرویس‌دهنده بروند. وبسایت‌ها بهتر است حتما سرور خارج از کشور داشته باشند.

وبلاگ‌نویس‌ها هم همینطور؟

بله. وبلاگ‌نویس‌ها هم باید از سرویس‌هایی استفاده کنند که خارج از ایران هستند و از قوانین کشورهای دیگر تبعیت می‌کنند.

مهیندخت مصباح
تحریریه: بهمن مهرداد

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Feb 2010 و ساعت 12:14 |
Balatarin

ورزش زنان و انقلاب

 

تغییرات بوجود آمده در عرصه ورزش زنان بعد از ۲۲ بهمن ۵۷ بیش از همه رشته‌ها متوجه شنای زنان بود. تونیا ولی‌اوغلی، یکی از اعضای تیم ملی شنای زنان ایران در پیش از انقلاب، از این دگرگونی و وضعیت فعلی ورزشکاران زن می‌گوید.

 

دویچه وله: خانم ولی‌اوغلی، سابقه ورزشی شما به چه زمانی باز‌می‌گردد؟  

 

تونیا ولی‌اوغلی: سابقه‏ی ورزشی من به ۳۱ سال پیش برمی‏گردد. در دهه‏ی ۱۳۵۰ عضو تیم شنای تهران شدم و بعد از آن بلافاصله با رکورد‏دار شدن در شنای ۱۰۰ متر و ۲۰۰ متر قورباغه‏ی ایران، عضو تیم ملی شدم و تا پیش از انقلاب همراه تیم ملی در کلیه‏ی مسابقات کشوری و بین‏المللی شرکت می‏کردم.

 

وقوع انقلاب چه تاثیری روی رشد و کار شما گذاشت و چطور شد که کارتان را قطع کردید؟

 

انقلاب دگرگونی‏ای در همه‏ی عرصه‌ها به وجود آورد و متاسفانه ضربه‏ی خود را بیش از هر چیز به ورزش زنان وارد کرد و در ورزش زنان، این ضربه بخصوص متوجه ورزش‏هایی بود مانند شنا که لباس ورزشی‏‌شان با معیارهای اسلامی آن دوره متناسب نبود.

 

از همان فردای پیروزی انقلاب "جداسازی" در این رشته صورت گرفت و ماندن ما در رشته‏ی شنا را مشروط به جداسازی کردند. آن زمان من دختری ۱۸ ساله بودم. مشخصا با این هدف که این ورزش نخوابد، به همراه چند تن دیگر دست به‌کار شدیم تا مسابقات را برگزار کنیم. چون می‏دانستیم در غیر این‌صورت اگر از دختران جوان شناگری که داشتیم، استفاده نکنیم ورزش شنا می‏تواند به  طرف خاموشی برود.

 

خوشبختانه برنامه‏های ما همان زمان پیش رفت و این را امروز می‏توانم با افتخار بگویم که در تاریخ ورزش زنان ایران ثبت شد که در تابستان ۵۸، تنها رشته‏ی ورزشی‏ای که مسابقات قهرمانی کشورش از سال ۵۷ (پیش از انقلاب) تا تابستان ۵۸ برگزار شد، مسابقات شنای کشور بود. با کمک دو تن از زنانی که در دانشکده‏ی تربیت بدنی و علوم ورزشی آن تاریخ متخصص شنا بودند و دو شناگر ملی، من و خانم هلن خوش‏نویس، همین‏طور با کمک اعضای متخصص فدراسیون شنای ایران، یعنی مردان، توانستیم این کار را انجام دهیم.

 پیش از انقلاب تونیا ولی اوغلی در رشته شنای قورباغه مدال برنز را در مسابقات بین‌ا‌لمللی شنا برای تیم ملی ایران کسب کردBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  پیش از انقلاب تونیا ولی اوغلی در رشته شنای قورباغه مدال برنز را در مسابقات بین‌ا‌لمللی شنا برای تیم ملی ایران کسب کرد

تأثیرات انقلاب روی ورزش زنان را شما به‌طور عموم چطور تجربه کردید؟

 

وقوع انقلاب در مجموع، برای ورزش زنان پس‏رفت عظیمی به‏بار آورد. چون ابتدا ورزش به حالت تعطیل درآمد و تازه در تابستان ۵۹ هیأت‏های ورزشی زنان شروع به کار کردند.

 

در سال ۶۰ و ۶۱ چند "کمیته‏ی خواهران" تشکیل شد که زیر پوشش فدراسیون مردها کار می‏کردند و همین‏طور به مراتب از سال‏های ۶۳ و ۶۴ به بعد، دیگر تقریبا هیأت‏های ورزشی زنان تشکیل شده بود و تربیت متخصصان و برگزاری کلاس‏های آموزشی را برعهده گرفته بود. این هیأ‏ت‏ها دیدارهای ورزشی شهرستان‏ها را نیز با کیفیتی پایین سازمان می‏دادند.

چون بیشترین امکانات کل ورزش ایران برای زنان و دختران جوان در تهران متمرکز بود و این امکانات برای شهرستان‏ها به مراتب کم‏تر می‏شد و در اکثریت شهرستان‏های ایران به خاطر جداسازی‏ای که وجود داشت، به صفر و به تعطیلی می‏رسید.

 

اگر بخواهم بعد از ۳۱ سال، از جایگاهی که امروز ایستاده‏ام به گذشته نگاه کنم، می‏توانم بگویم که ورزش زنان ایران رشد و ترقی نکرده است. این را می‏توان مثلا  در پایدار ماندن رکوردها مشاهده کرد، برای نمونه در رکورد ۲۰۰ متر قورباغه من، که بیش از ۲۵ سال نشکسته شد. یا در دو و میدانی رکوردهایی داریم که مربوط به پیش از انقلاب است و بعد از ۳۱ سال هنوز این رکورد‏ها توسط دختران دونده‏ی ما شکسته نشده‏اند.

 

این دلیل بر آن نیست که کسی که ۳۱ سال پیش رکورد را شکسته است، فردی فوق‏العاده بوده و این رکورد، رکوردی خارق‏العاده است، بلکه این نشان می‏دهد که ورزش زنان امروز در سطح قهرمانی به گونه‏ای است که نمی‏توان این توانایی‏ها را با توانایی‏های ۳۰ سال پیش مقایسه کرد.

 

آیا مشکلات ورزش زنان ایران  فقط به محدودیت‏ نوع لباس، نوع برخورد یا بازی در سالن‏های بسته و در میان خود زنان برمی‏گردد؟ یا مسائل دیگری نیز وجود دارند؟ شما علل عدم پیشرفت ورزشی زنان را چه می‌دانید؟

 

برای بررسی پیشرفت ورزشی یک ورزشکار عوامل مختلفی را  می‏توان در نظر گرفت؛ اول توانایی‏های فردی شخص و امکاناتی است که شما به عنوان مسئول در اختیار ورزشکاری که می‏خواهد در سطح حرفه‏ای و قهرمانی کار کند، قرار می‏دهید.

ولی‌اوغلی: استاندارد لباس ورزش زنان در ایران به صورتی است که خود‏به‏خود امکان شرکت در بسیاری از مسابقات ورزشی بین‏المللی را از آنان سلب می‌کندBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  ولی‌اوغلی: استاندارد لباس ورزش زنان در ایران به صورتی است که خود‏به‏خود امکان شرکت در بسیاری از مسابقات ورزشی بین‏المللی را از آنان سلب می‌کند 

اما ما برای ورزشکاران دخترمان امکانات لازم ورزشی را نداریم، یعنی استادیوم‏، سالن ورزشی و ابزار ورزشی‏ای که باید داشته باشند و هم‏چنین مربی، در سطح فوق‏العاده محدودی وجود دارد. وقتی هم از امکانات صحبت می‏کنم، به تهران و چند شهر بزرگ ایران محدود می‏شود. بقیه‏ی شهرها از این حد امکان هم محروم هستند. این محرومیت برای اکثریت زنان برای ورزش کردن در ایران وجود دارد. این مشکلاتی است که در سطح قهرمانی وجود دارد.

 

اگر بخواهیم پشت قضیه را هم نگاه کنیم، شما برای این که اصلاً قهرمان داشته باشید، باید یک ورزش پایه داشته باشید، آموزش داده باشید و از این ورزش پایه بتوانید قهرمان‏ها و افراد با استعداد را جدا کنید و آنها را برای رسیدن به سطحی بالاتر پرورش بدهید. در مورد تربیت مربی نیز چنین است؛ باید سطح ورزش را در سطح همگانی بالا برده باشید که ورزشکارانی که دوره ورزش حرفه‏ای خود را تمام می‏کنند و به مربی‏گری روی می‏آورند، از امکانات علمی و دانشگاهی‏ لازم برخوردار شوند.

 

روی کاغذ و آن‌گونه که گزارش داده می‌شود، همه‏ی این کارها در ایران از نظر کمی و ظاهری دارد صورت می‏گیرد. ولی اگر بخواهیم به کیفیت کار توجه کنیم، آن وقت نمی‏توان وجود این کلاس‏ها، توانایی آموزشی و امکاناتی که در این کلاس‏ها به کار گرفته می‏شود را با ورزش در سطح جهان مقایسه کرد.

این مشکلات به طور عام در ایران برای ورزش وجود دارد. اما وقتی بخواهیم همین امکانات را بین مردان و زنان مقایسه کنیم، نسبت این امکانات برای ورزش زنان در ایران از ۱۰۰ ، تنها بین  ۵ تا ۱۰ است.

 

شما از امکانات گفتید؛ مسایل اجتماعی تا چه حد توانست برای ورزش زنان محدودیت به‏وجود بیاورد؟

 

علاوه بر کمبود امکانات برای ورزش زنان در ایران، مسئله‏ی جداسازی و حجاب اسلامی نیز مشکل‏ساز است. الان حدود ۱۰ سال است که زنان ایرانی جسته و گریخته در بعضی از رشته‏های ورزشی در سطح بین‏المللی اجازه‏ی شرکت دارند. برای مثال کاروان ورزشی ایران در المپیک زمستانی کانادا چهار ورزشکار دارد. سه ورزشکار مرد در رشته‏های مختلف اسکی و یک ورزشکار زن نیز همراه کاروان است. یعنی خانم شمشکی امروز پرچم‏دار کاروان ایران در المپیک کانادا است.

علت حضور این خانم در مسابقات المپیک جهانی به این مسئله برمی‏گردد که ورزش اسکی از همه‏ی رشته‏ها مشکل کم‏تری در رابطه با حجاب اجباری دارد. چون خودبه‏خود نوع پوشش در ورزش اسکی طوری است که از نظر استانداردهای جمهوری اسلامی برای شرکت در مسابقات کافی است.

 

اما  وقتی دختر دونده‏ی ایرانی در مسابقات دو ومیدانی جهانی شرکت می‏کند، لباس فقط پوشیده ندارد. چون از نظر جمهوری اسلامی کافی نیست که تمام اعضای بدن پوشانده شود، بلکه پوشش باید به قدری گشاد باشد که مثلا برجستگی ساق پای شما نیز مشخص نباشد.

در این ارتباط مایل‏ام آن‏چه را اتفاق افتاده است تعریف کنم؛ دختر دونده‏ی ایرانی که در مسابقات چند‏گانه‏ی دو و میدانی جهانی شرکت کرده است، شلوار بلند و گشادی در پا دارد. در مسابقات پرش با مانع که باید از روی چاله‏ی آب دوید. ورزشکار چند کیلومتر می‏دود و هربار در فواصل مختلف چاله‏ی آبی هست که باید از روی آن پرید و هرچه دورتر بپرد، توی آب نمی‏افتد.

 

دختر ورزشکار ایرانی شلواری به پا دارد که گشادی پاچه‏ی آن بیش از ۳۰ سانت است و هربار که توی آب می‏رود، این شلوار آب را به خودش می‏کشد. در دورهای نهایی وقتی این دختر می‏دوید، دو پاچه‏ی شلوارش تا بالای زانوهای‏اش آب جمع کرده بود، طوری که از آن آب می‏چکید و وقتی می‏دوید رد آب به جا می‏گذاشت. بعد هم خم می‏شد، با دست‏اش شلوارش را می‏چلاند که آب شلوار سنگینی نکند.

 

وقتی این صحنه را دیدم، اشک در چشمانم جمع شد. چون این دونده‏ی ایرانی هم  تحقیر می‏شد و  هم نسبت به ورزشکاران دیگر شرایط ناعادلانه‏ای داشت. خیلی تاسف‏آور است که این دختر ورزشکار که زحمت کشیده، با چه انگیزه‏ای تمرین کرده و آمده تا توانایی‏های خود را با بقیه محک بزند، در شرایط عادلانه‏ای قرار نمی‏گیرد و نمی‏تواند به طور واقعی محک بخورد.

 تونیا ولی‌اوغلی در آلمان مسئول باشگاه ورزشی و مربی شناستBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  تونیا ولی‌اوغلی در آلمان مسئول باشگاه ورزشی و مربی شناست

این مشکلات ورزش‏هایی است که با استانداردهای رژیم اسلامی ایران می‏توانند در مسابقات بیرون از ایران شرکت کنند. اما در یک سری از ورزش‏های دیگر برای زنان ورزشکار اصلا شانس حضور در خارج از ایران وجود ندارد. از جمله در رشته‏های شنا و ژیمناستیک، استاندارد لباس به صورتی است که خود‏به‏خود امکان شرکت در مسابقات بین‏المللی برای زنان ایرانی وجود ندارد.

یا این که تیم ملی والیبال دختران ایران در مسابقات آسیایی شرکت می‏کند و نه فقط مقنعه که شلواری بلند و بلوزی گشاد و بلند بر تن دارند که خود این نوع پوشش باعث می‏شود توانایی واقعی تیم فوق‏العاده پایین بیاید.

 

فعالیت ورزشی خود به خود در بدن گرما تولید می‏کند و وقتی به خاطر پوشش اسلامی گرمایی دوبرابر در بدن ورزشکار ایجاد ‏شود، مانع از بروز توانایی واقعی او به بیرون می‏شود و کیفیت سطح ورزش دختران ورزشکار ما را پایین می‏آورد.

 

خانم ولی‏اوغلی، با توجه به اشاره‏ای که به پیشینه کردید و وضعیتی که اکنون ورزش زنان دارد‌، می‏توان گفت که حضور ورزشکاران زن همواره کم‏رنگ‏تر شده است و به همین نحو و با این شرایط موجود این روند ادامه خواهد داشت؟

 

امیدوارم این‏طور نباشد. ولی آن‏چه ما پیش روی‏مان داریم، سیاست جمهوری اسلامی برای ورزش زنان این است. گفتم در طی این ۳۱ سال، ابتدا ورزش زنان با تعطیل روبرو شد. بعد خود زنان دست به کار شدند، آستین بالا زدند، متخصصانی که از سابق داشتیم، شروع به کار کردند و کمک کردند کمیته‏های ورزشی زنان پا بگیرد.

 

مسئله‏ی دیگر این است که امکانات آموزش کم است،  سطح بودجه برای زنان در بیشتر عرصه‏‏‏ها، به خصوص در عرصه‏ی ورزش بسیار پایین است. بنابراین کارهای خیلی جدی و محکم نمی‏توانند انجام بدهند و محدودیت‏ها زیاد است.

 

در عرصه‏های دیگر هم خودبه‏خود حمایت نمی‏شود. مثلا در ورزش قهرمانی، مشوق یک ورزشکار محک زدن توانایی‏های ورزشی او است؛ یعنی مسابقات بیشتر، دیدارهای بین‏المللی، معرفی‏ کردن این ورزشکاران به اسپانسرها و حمایت از آنان است.

 

آخرین پرسشم در مورد خود شماست؛ در حال حاضر چکار می‏کنید؟

 

بیش از ۲۰ سال است که از کشور خارج شده‏ام و الان  در آلمان اقامت دارم. در آلمان دوباره در رشته‏ی ورزش ادامه تحصیل دادم و الان فوق‏لیسانس ورزش هستم. بلافاصله پس از فارغ‏التحصیل شدن در باشگاه ورزشی شروع به کار کردم و الان مسئول باشگاه هستم که هم تیم قهرمانی را تمرین می‏دهم، هم کلاس‏های آموزشی تحت نظر من است.

در واقع به کار خودم ادامه می‏دهم و دستی هم از دور بر آتش دارم. متاسفانه تنها راه ارتباطی که با ایران دارم، مطبوعات و اینترنت است و ورزش زنان ایران را نیز با علاقه دنبال می‏کنم.

 

مصاحبه‌گر: شیرین جزایری

تحریریه: کیواندخت قهاری

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Feb 2010 و ساعت 12:13 |
Balatarin
در باره شهرام فرج زاده، یکی از جان باختگان روز عاشورا

 
فردا جمعه در بهشت زهرا بیاد جان باختگان تظاهرات عاشورا

 
پیام تلفنی مادر ندا به هموطنان در سراسر جهان


جوانان ایرانی خارج کشور: ما همه ایرانی هستیم


60 بار اشاره به رژیم تهران در گزارش اطلاعاتی آمریکا

 
سی ان ان: ۹ بازداشتی اعتراضات اخیر بزودی اعدام میشوند

 
گزارشی از وضعیت مهین فهیمی و امید منتظری

 
لایحه تحریم بنزین و لیست جنایتکاران رژیم برای دنیا

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Feb 2010 و ساعت 8:28 |
Balatarin
03:05 » 
02:28 » 
02:19 » 
02:07 » 
01:41 » 
01:36 » 
01:27 » 
01:10 » 
00:58 » 
00:50 » 
00:36 » 
00:27 » 
00:19 » 
00:07 » 

پنجشنبه، 15 بهمن ماه 1388 برابر با 2010-02-04

23:58 » 
23:33 » 
19:39 » 
18:01 » 
17:50 » 
17:10 » 
16:41 » 
16:25 » 
16:07 » 
15:54 » 
15:47 » 
15:43 » 
15:41 » 
15:38 » 
15:27 » 
15:20 » 
15:15 » 
15:12 » 
15:07 » 
13:20 » 
13:18 » 
13:09 » 
13:00 » 
12:40 » 
12:28 » 
12:22 » 
12:07 » 
11:52 » 
11:40 » 
11:34 » 
11:27 » 
11:18 » 
11:03 » 
10:53 » 
10:50 » 
10:43 » 
10:18 » 
09:59 » 
09:51 » 
09:42 » 
00:55 » 
00:37 » 
00:24 » 

چهارشنبه، 14 بهمن ماه 1388 برابر با 2010-02-03

23:52 » 
23:06 » 
22:54 » 
22:26 » 
21:51 » 
21:48 » 
21:43 » 
21:39 » 
15:45 » 
15:13 » 
15:09 » 
14:44 » 
14:27 » 
14:03 » 
13:44 » 
13:32 » 
13:20 » 
13:15 » 
12:59 » 
12:54 » 
12:49 » 
12:41 » 


برای خواندن خبرهای قبلی اينجا کليک کنيد
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Feb 2010 و ساعت 8:27 |
Balatarin

اطلاعیه؛ فراخوان به تظاهرات ایستاده در 22 بهمن – لندن

شورای همبستگی با مبارزات مردم ایران

حمایت کنندگان از این فراخوان:
سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) در انگلستان
فعالین سازمان فدائیان(اقلیت) در انگلستان
حزب اتحاد کمونیسم کارگری-تشکیلات انگلستان
جمعی از فعالین چپ در انگلستان

خیزش عظیم مردمی در قیام 22 بهمن 57 علیه رژیم پهلوی، علیه دیکتاتوری، علیه فقر و فلاکت و نابرابری و علیه جنایات ساواک ودیگر ارگانهای سرکوب بود . این قیامی بغایت انسانی برای رسیدن به خواسته های آزادی ، برابری ، رفاه، ودر نهایت برای یک زندگی شایسته بشری بود.
اما شکست انقلاب ، توسط ضد انقلاب رژیم اسلامی به رهبری خمینی ، وظایف نا تمام رژیم شاه را به سرانجام رساند و حاصلی جز نفی تمامی خواسته های بر حق مردم و اراده توده های بپا خواسته نداشت.
بار دیگر جنایت ، اعدام، زندان شکنجه ، نابرابری و تبعیضات جنسی وملی وطبقاتی ،فقر و محرومیت در ابعاد بسیار وسیعتری بر کلیت جامعه حاکم شد. در این میان زنان، جوانان و اقشار گوناگون کارگران، کارمندان ، معلمین، پرستاران و کشاورزان کم زمین و کم درآمد بیش از گذشته مورد آزار و ستم قرار گرفته اند.
امروزهمگی شاهدیم که پس ازسی ویک سال مبارزه درفضای اختناق، جامعه تشنه آزادی و رهائی درسطح وسیع خود برای نابودی رژیم اسلامی و سرمایه با قدرت و شهامت بی نظیری پا به میدان گذاشته است.
امروز مردم آزاده ایران علی رغم زندان، شکنجه، اعدام و جنایات بیشمار، هر روز بیش از پیش خواست سرنگونی رژیم اسلامی را به همراه مطالبات به حق خود برای کسب کلیه آزادیهای فردی و اجتماعی ، علیه کلیه ستمها و نابرابریها در عرصه های گوناگون زندگی خود با صدایی بلند تر ورساتر در خیابانها فریاد میزنند.
در سالروز انقلاب 57 ، باید بر عمل واراده انقلابی این نسل تاکید کرد وبا اتحاد وهمبستگی ومبارزات خود قویا از آنها حمایت کنیم.
ما به نوبه خود در این همایش همبستگی به همراه دیگر افراد و نیروهای آزاده آز شما دعوت میکنیم که در تظاهراتی که به همین مناسبت در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در لندن سازمان داده ایم شرکت کنید.

زمان تظاهرات:پنجشنبه 11 فوریه 2010
ساعت 16.00 تا 19.00
مکان تظاهرات:
مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در خیابان کنزینگتن

شورای همبستگی با مبارزات مردم ایران
26 ژانویه 2010
Hambastegi2009@yahoo.com

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Feb 2010 و ساعت 8:26 |
Balatarin

فریادهای پيمان عارف در نامه ای از بند 350 اوين

از فیس بوک

اعدام های سیاسی را متوقف کنید
فریادهای پيمان عارف در نامه ای از بند 350 اوين

قریب به ۸ ماه از آخرین باری که تنفس در"جهان آزاد " را تجربه کردم می گذرد و اکنون ۴ ماهی هم می شود که اقامت اجباری در بند ۳۵۰ زتدان اوین را تجربه می کنم ! در اتاق ۵ زیر زمین بند ۳۵۰ - اتاقی که من در آن به سر می برم - یک نفر محکوم به اعدام داریم ، فردی به نام علی زاهد ، مهندسی شیرازی که از دو سال پیش در بازداشت موقت به سر می برد و به تازگی تنها و تنها به دلیل آشنایی و رابطه دوستی با عاملان انفجار بهار ۸۷ در حسینیه ره پویان وصال شیراز توسط قاضی صلواتی به اعدام محکوم گردیده است ! در اتاق ۶ ، فرهاد وکیلی از فعالین قومی کرد و از صمیمی ترین افرادی که در عمرم دیده ام زیر حکم اعدام است. در همان اتاق رضا خادمی از دستگیر شدگان رخدادهای پس از انتخابات نیز تحت عنوان محاربه محکوم به اعدام گردیده است . خادمی به همراه عبدالحسینی (دیگر محکوم به اعدام این بند) در روز های پس از انتخابات دستگیر شده ، تنها و تنها در سال ۸۶ سفری به عراق و شهر اشرف داشته و انگاه با قطع ارتباط کامل با سازمان مجاهدین به ایران بازگشته ! نه دست به اسلحه برده و نه در هیچ اقدام مسلحانه ای شرکت داشته است . در اتاق ۷ ناصر عبدالحسینی ، این تجسم تمام عیار مظلومیت و قربانی تمام قد فقر و سرکوب سیاسی به واسطه حکم قاضی صلواتی از پی جلسه دوم دادگاه های پس از انتخابات زیر حکم اعدام به سر می برد و معلوم نیست تا چندی دیگر چه بر سر جان جوان و لبان خندانش خواهد آمد ! در همین اتاق احمد کریمی که تنها و تنها فعالیت سیاسی زندگیش حضور یکساله در شمال عراق و همراهی با محمد رضا علی زمانی در اداره یک رادیو بوده ، نیز محکوم به اعدام گردیده است ، بگذریم از تعداد شنوندگان و میزان تاثیر این رادیو ! ولی مساله این است که حتی اگر به فرض محال و با چشم پوشی کامل از واقعیت، تعداد شنوندگان و میزان تاثیر رادیو تندر را قابل توجه نیز بدانیم ، فی الواقع احمد کریمی نه دست به اسلحه برده است و نه در هیچ عملیات مسلحانه ای حضور داشته است! به اتاق ۸ که می رسیم وضعیت خنده دار تر می شود و صورت ترا ژیک کمدی بی عدالتی بیشتر خود را نمی سازد . در این اتاق حمید و البرز قاسمی به اعدام محکوم گردیده اند، ۱۰ روز پیش البرز قاسمی که از امرای بازنشسته ارتش بود پیش از اجرای حکم اعدام به دلایلی نامعلوم و البته به کمک عدم رسیدگی پژشکی در زندان در گذشت، حمید قاسمی که مقیم کشور کاناداست ، تنها به دلیل ادعای سازمان حفاظت اطلاعات ارتش مبنی بر در یافت اطلاعات نظامی ارسال شده از سوی برادر مرحومش به مجازات اعدام محکوم گردیده است ، مجازاتی که به استناد ایمیلی محکومیت بدان صورت پذیرفته است که در صورت صحت ادعای قاسمی اساسا در منطق جهان مجازی وجود آن امکان ناپذیر می نماید !
۲- تمام ۶ تنی که از ایشان نام بردم در شرایطی کاملا غیر مسلحانه دست به کنش سیاسی - اجتماعی زده و گر چه ممکن است فعالیت ایشان عنوان " اقدام علیه امنیت ملی " را داشته باشد ولی قطعا به گمان نگارنده به دلیل فقدان عنصر سلاح به مثابه عنصر تامه جرم محاربه ، از آن نمی توان به محاربه و حتی بغی تعبیر نمود . چه امام خمینی در جلد دوم تحریر الوسیله (صفحه ۴۹۲) در تعریف محاربه با اتکاء به عنصر سلاح می گویند : هر گاه شخصی به قصد ایجاد رعب و ترس اسلحه به کار برد لیکن به وا سطه ضعیف بودن فاعل موجبات ترس و وحشت در دیگران نشود چنین شخصی محارب نمی باشد ، همچنین اوج توجه آن فقیه فقید به عنصر سلاح در امر محاربه آن جایی رقم می خورد که ایشان می فرماید : اگر کسی برای اخذ مال و غارت آن و به قصد کشتن حمله کند ولی "اسلحه " نداشته باشد ، دفاع در برابر او واجب است ، ولی حکم محارب ندارد!

۳- حتی با فرض مسلح بودن نامبردگان نیز با توجه به مسلمان بودن ایشان باید متفتن تفاوت مابین محاربه و بغی در حقوق کیفری اسلام بود. به هیچ روی محارب و باغی یکسان نبوده و نوع مجازات ایشان نیز از نظر حقوق جزا یکسان نمی باشد. چه محارب کسی است که اسلحه به روی مردم بیگناه بکشد و راه بر مردم ببندد و ایجاد ناامنی و ترس در جاده ها نماید ، در صورتیکه بغی عبارت است از سلاح بر گرفتن عدهای از مسلمانان و قیام مسلحانه آنها در برابر امام عادل در جامعه اسلامی به منظور بر انداختن حکومت اسلامی. گذشته از شرط عدل برای امام و شرط بر اندازی مسلحانه حکومت اسلامی توسط باغی آنچه مهم است این است که بر خلاف محاربه در فقه و حقوق کیفری اسلام هیچگونه مجازات حدی برای بغی وجود ندارد و اساسا دستور جهاد و قتال با تسلیم و توبه باغی متوقف گردیده ، تسلیم و توبه رافع مجازات باغی محسوب می شود.

۴- اگر از مجازات فهمی نه معطوف به انتقام گیری بدوی بشر بلکه فهم مبتنی بر صیانت و حفظ جامعه و نظم اجتماعی داشته ، مجازات را نه هدف جوامع ، بلکه وسیله هدفی به نام نظم عمومی و خیر و صلاح اجتماعی بدانیم ، آیا واقعا اعدام مجرمین و بویژه اعدام مخالفین سیاسی را می توان وسیله تامین خیر و صلاح اجتماعی دانست و بدور از هر گونه اراده معطوف به انتقام گیری و حذف فیزیکی مخالفین پنداشت ؟! و پرسش دیگر اینکه آیا براستی جامعه و نهاد حاکمیت حق دارد حیات انسانی افراد به مثابه نخستین و بدیهی ترین حق انسانی ایشان را که خداوند چونان حقی وجودی در آفرینش ایشان به آنان ارزانی داشته را از ایشان سلب کند ؟! و ایا به راستی اگر شخصی بی گناه بر اثر یک اشتباه قضایی محکوم به اعدام گردد و مجازات هم در مورد او به مورد اجرا گذارده شود ، آیا چنین اشتباهی با توجه به برگشت ناپذیر بودن مجازات اعدام ، جبران پذیر و قابل التیام خواهد بود ؟!

۵- به شدت نگرانم این روز ها ! از اینکه روزی از خواب بیدار شوم و به هنگام آمار صبحگاهی دیگر ناصر یا رضا یا احمد و یا شاید هم علی یا فرهاد یا حمید را در کنار خود نبینم و بند را خالی از خنده های ناصر بیابم ، نگرانم ! می ترسم این شب ها و کابوس خواب از چشمان بی طاقت و سرخم ربوده است ، می ترسم و می لرزم از اینکه شبی بخوابم و در غفلت خواب به ناگاه... !

آری انسانها ، همنوعان عزیز ! شماها که دو پا دارید و زمین مسخرتان ، باور کنید اینجا جان چند انسان در خطر است و هر لحظه ممکن است که دیگر قلب هاشان نتپد و پاهاشان از پی دست و پا زدنی بی حاصل دیگر زمین خاکی را لمس ننماید.

باور کنید اینجا یک نفر دارد می دهد جان ! و ایمان بیاورید به تقدس انسان و حرمت جان انسان !

حاکمان محترم لطفا اعدام های سیاسی را متوقف کنید !

نگرفتن جان چند انسان والله خواسته بزرگی نیست.

پیمان عارف- بند ۳۵۰ اوین

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Feb 2010 و ساعت 8:26 |
Balatarin

تعطیلی چند ساعته کنسولگری ایران در

 فرانکفورت توسط معترضین

 

روز چهارشنبه سوم فوریه ۲۰۱۰ ( ۱۴ بهمن ۱۳۸۸)، کنسولگری جمهوری اسلامی در فرانکفورت توسط گروهی از ایرانیان و شهروندان آلمانی برای ساعاتی تعطیل شد.

 

 این اقدام بدون اطلاع قبلی صورت گرفت و معترضان در ساعات اولیه صبح درب‌های ورودی کنسولگری را فقل نمودند و با تشکیل زنجیره انسانی از ورود یا خروج کارکنان و مسئولان کنسولگری ایران جلوگیری کردند.

 

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  تجمع کنندگان علیه حکومت ایران و کشتار و اعدام معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم شعار می‌دادند. این معترضان همچنین نسبت به سیاست دولت آلمان در قبال حکومت جمهوری اسلامی انتقاد نمودند.

 

این اقدام در نهایت با دخالت پلیس آلمان و دستگیری نزدیک به ۵۰ نفر از معترضان پایان یافت. پلیس پس از ثبت مشخصات دستگیر شدگان آنها را آزاد نمود.

 

در همین زمینه میترا یوسفی از شاهدان عینی این رخداد به دویچه‌ وله گفت که این اقدام یک «نافرمانی مدنی» مشابه اعتراض به جابه‌جایی زباله‌های اتمی است که بدون خشونت صورت گرفته است.

 

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  وی افزود ما دست به خشونت نزده‌ایم. خشونت را کسانی انجام می‌دهند که ابزار خشونت را در اختیار دارند.

 

خانم یوسفی تصریح کرد که این اقدام پیامی به معترضان در داخل ایران است که فعالین سیاسی خارج از کشور و همچنین مردم آلمان نسبت به روند ناعادلانه‌ای که در داخل ایران در جریان است، بی تفاوت نیستند.

 

مصاحبه‌گر: مهدی محسنی

 

گفت و گو با میترا یوسفی را از طریق لینک پائین صفحه بشنوید.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Feb 2010 و ساعت 8:23 |
Balatarin

انتشار گزارش «ضرب و شتم همسر

 مشاور رييس جمهور ايران»

مهدى كلهر از زمان به رياست جمهورى رسيدن محمود احمدى نژاد در سال ۱۳۸۴ يكى از نزديكترين افراد به وى محسوب مى شود.

۱۳۸۸/۱۱/۱۵
گزارش ها حاكى است كه مهدى كلهر، مشاور رسانه اى رييس جمهور ايران، به دليل «ضرب و شتم» همسر خود، از سوى پليس احضار شده است. نرگس كلهر، دختر آقاى كلهر، در گفت و گو با راديو فردا نيز اين خبر را تاييد كرده است.

سايت خبرى «آينده» روز پنجشنبه گزارشى در باره «ضرب و شتم همسر سابق مشاور رسانه اى محمود احمدى نژاد» منتشر كرده كه در آن اشاره شده است آقاى كلهر دوشنبه شب پس از يكسال و نيم به منزل «همسر سابق» خود در اكباتان رفته است و «كمتر از ۲۰ دقيقه پس از ورود وى به آپارتمان، ناگهان صداى ضجه هاى زن كه از همسايه هاى كمك مى خواسته همسايه ها را به در آپارتمان مى كشاند.»

نرگس كلهر، دختر اين مشاور رييس جمهور ايران، كه در آلمان به سر مى برد در گفت و گو با راديو فردا اين خبر را تاييد كرد ولى حاضر به بيان جزئيات بيشترى در باره اين حادثه و علت آن نشد.

سايت «آينده» مى گويد: «همسايه ها كه صداى زنى را مى شنيدند كه از كشته شدن قريب الوقوع خود خبر مى داده پشت در آپارتمان با تعجب تجمع مى كنند، تا اينكه ناگهان خانم معصومه طاهرى در حالى كه مهدى كلهر خشمگين به دنبال او بوده از در آپارتمان خارج مى شود و متوحش به خانه همسايه طبقه پايين تر، يعنى طبقه ششم پناه مى برد.»

بر اساس اين گزارش، يكى از همسايگان خانم طاهرى گفته است: «دو تا دور گردن معصومه طاهرى تماما دچار جراحت شده بود، و اين خانم از خش خش صدايش مشخص بوده كه در حال خفه شدن بوده است.»

مهدى كلهر مهرماه گذشته و پس از اينكه اخبار مربوط به پناهنده شدن دخترش به آلمان در رسانه ها پخش شد در گفت و گو با خبرگزارى های مهر و ایرنا گفته بود: «نرگس ۲۵ سال دارد و مادر او به دليل اينكه من با آقاى احمدى نژاد در همان سال ها (۸۴) همكارى مى كردم، درخواست طلاق كرد و اين امر نيز محقق شد. امروز نيز وى يكى از مخالفان آقاى احمدى نژاد است و در حال حاضر در دانشكده صدا و سيما تدريس مى كند.»

اين مصاحبه با واكنش خانم معصومه طاهرى روبرو شد و وى در گفت و گو با روزنامه «اعتماد» چاپ تهران اعلام كرد كه اصولا طلاقى در كار نبوده است و افزود: «چند وقت پيش آقاى كلهر خانه را ترك كردند و از پيش ما رفتند. شايد اسمش را بتوان متاركه گذاشت، اما از لحاظ قانونى من همسر ايشان هستم. من هر چقدر فكر مى كنم، نام ايشان هنوز در شناسنامه من است. نمى دانم بر چه اساس ايشان از من جدا شدند.»

دختر آقاى كلهر نیز اواخر مهرماه در گفت و گو با راديو فردا گفته بود كه «پدر و مادر من هنوز هم به طور قانونى از همديگر جدا نشده ‌اند. يك سال و نيم است كه پدر من خانه ما را ترك كرده و رفته است. نه به اين خاطر كه مادر من مشكلى با سياست داشته است.»

سايت «آينده» در ادامه گزارش روز پنجشنبه خود از معصومه طاهرى نقل و قول كرده كه گفته است: «خوشبختانه از مرگ حتمى نجات يافتم و موضوع از طريق مراجع قضايى ذيصلاح تحت پيگرد است و از لحاظ جسمى نيز تحت مداوا هستم.»

بر اساس اين گزارش، خانم طاهرى از آقاى كلهر شكايت كرده و «پس از مراجعه به پزشكى قانونى، همچنين شهادت شاهدان ماجرا، كلانترى ۱۳۵ اكباتان، مهدى كلهر را احضار كرده است.»

آينده مى افزايد: قرار است آقاى كلهر «روز يكشنبه، ۱۸ بهمن ماه ساعت ۹ صبح در اين كلانترى حاضر و در خصوص اتهام خود پاسخگو باشد.»

منابع رسمی در ایران هنوز در خصوص این خبر واکنشی نشان نداده اند.

مهدى كلهر از زمان به رياست جمهورى رسيدن محمود احمدى نژاد در سال ۱۳۸۴ يكى از نزديكترين افراد به وى محسوب مى شود و ديدگاه هاى او در باره موسيقى زنان، پاپ، بازگشت خوانندگان لس آنجلسى، نمايش سازهاى موسيقى از تلويزيون، سانسور و آزادى بيان بارها بحث برانگيز شده است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Feb 2010 و ساعت 8:21 |
Balatarin

ابوالفضل اسلامی، دیپلمات پیشین؛ صدایی دیگر از پشت پرده

ابولفضل اسلامی (عکس از آرشیو شخصی)

۱۳۸۸/۱۱/۱۱
درپی استعفای محمد رضا حیدری کنسول سفارت جمهوری اسلامی‌ایران در اسلو -نروژ- سایت‌های خبری هوادار جنبش سبز نوشتند که «ابوالفضل اسلامی‌ رایزن پیشین سفارت ایران در توکیو استعفا کرده است». این سایت‌ها با انتشار نامه ای از آقای اسلامی‌دلیل استعفای او را "خشونت‌های دولتی علیه مردم" عنوان کردند. این دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی‌ایران در ابتدای نامه خود نوشته بود: «ظرف دوسالی که در اداره آمریکا و میز کانادا در جریان پرونده قتل خانم زهرا کاظمی بودمبا پرسنل ارگان‌های امنیتی ملاقات‌هایی داشتیم. در این ملاقات‌ها در گفت‌وگوهای خصوصی و به اصطلاح رفاقتی با آنها، صراحتا می‌گفتند که حضرات آیات عظام درقم معتقدند هرکس در مقابل اسلام بایستد مستحق مرگ است. اگر هم کثرت اعدام‌ها به صلاح نظام نباشد، کسانی که آزاد می‌شوند باید عذابی را بچشند که فقط جنازه متحرکی از زندان خارج شود تا درس عبرت برای همه آشنایانش باشد.»

ابولفضل اسلامی‌، دیپلماتی که بیست و پنج سال از سال‌های عمرش را در سمت‌های حساس در وزارت خارجه جمهوری اسلامی‌ ایران سپری کرده است و اکنون در توکیو پایتخت ژاپن به سر می‌برد در گفت‌و‌گویی اختصاصی با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی و رادیوفردا می‌گوید که کناره گیری او از مسئولیت‌هایش در این وزارتخانه به چهار سال پیش باز می‌گردد...




ابوالفضل اسلامی: من بسيار متعجب شدم که يکی از نامه‌هايی که من به دوستانم در وزارت امور خارجه نوشته بودم در اينترنت منتشر شده است. در اينترنت يک خبر بدون مقدمه و مؤخره و ناقص منتشر شده که نوشته بود آقای اسلامی، رايزن سفارت ايران در ژاپن است، در صورتی که خبر کاملاً اشتباه بود.

من از سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۰۴ در ژاپن بودم و بعد که پايان ماموريت گرفتم و به تهران برگشتم، از معاونت آسيا به معاونت آمريکا منتقل شدم و با توجه به اين که يکی از ديپلمات‌های با سابقه و از دانشجويان دوره اول دانشکده روابط بين الملل و رايزن سياسی بودم، مرا مامور کردند روی پرونده خانم زهرا کاظمی‌کار کنم بلکه با دولت کانادا به توافقی دست پيدا کنيم و مسئله حل شود.

چطور اين نامه از واقعيت‌هايی که در مورد آن صحبت کرديد دور شد؟

وقتی به تهران برگشتم و به اداره آمريکا منتقل شدم، روی پرونده خانم زهرا کاظمی‌مشغول کار شدم. سال ۲۰۰۴ دوره آقای خاتمی‌بود و خفقان آن چنانی در وزارت امور خارجه نبود و می‌توانستيم حرف‌هايمان را بزنيم و نظراتمان را بيان کنيم و من هم به عنوان يک کارشناس نظراتم را می‌گفتم.

اما وقتی دوران رياست جمهوری آقای خاتمی‌تمام شد و دولت آقای احمدی نژاد روی کار آمد و آقای متکی وزير شد، بلافاصله از طرف دوستان در بخش‌های امنيتی به من خبر رسيد که اينها روی من حساسيت پيدا کرده‌اند و ممکن است برايم دردسر ايجاد شود. همين دوستان به من کمک کردند که ظرف يک هفته از تهران خارج شوم.

چرا روی شما حسايت پيدا کرده بودند؟

چون من به عنوان کارشناسی که روی پرونده زهرا کاظمی‌کار می‌کردم، از حق او دفاع کرده و اقدام آقايان را و لطمه ای که به روابط دو کشور خورده بود و ملت ايران ضرر آن را ديدند، محکوم می‌کردم.

داستان آمدن من به توکيو هم بسيار عجيب بود و من ظرف يک هفته بدون اطلاع کسی در وزارت امور خارجه توانستم از ايران خارج شوم. وقتی به توکيو آمدم سفير ايران متوجه شد و عوامل سفارت را دنبال من فرستاد، می‌خواستند مرا تطميع کنند که به ايران برگردم ولی من گفتم که برنمی‌گردم. آنها تهديد کردند که اگر بخواهی اينجا صدايی راه بيندازی ممکن است در تهران برای خانواده و اقوامت مشکل ساز شود و دوستانی که در وزارت خارجه به تو کمک کردند را شناسايی کرده و اذيت می‌کنيم و حتی به من خبر رسيد که بعضی از دوستانم را بازجويی و اذيت کرده‌اند.

بنابراين تصميم گرفتم که راه ديگری را در پيش بگيرم و چون سابقه طولانی در وزارت امور خارجه داشتم، سعی می‌کردم به دوستان کمک کنم تا در داخل وزارت امور خارجه تمرد کنند.

تاريخ اين نامه‌ها به چه زمانی بازمی‌گردد؟

وقتی به توکيو آمدم و آقای سفير مرا فراخواند، گفت تو در وزارت خارجه بمب منفجر کرده‌ای؟ همه متعجب شده‌اند که چطور بدون اطلاع وزارت خارجه از کشور خارج شده‌ای.
وقتی من در توکيو مستقر شدم، از تمام دوستان و همکارانم ايميل‌های مختلف رسيد که از من حمايت کردند و گفتند شجاعت و مردانگی به خرج دادی که رفتی و ما هم دوست داريم از شر اينها نجات پيدا کنيم ولی می‌ترسيم، چون جمهوری اسلامی‌ماموران اطلاعاتی خود را با پاسپورت سياسی به همه جای دنيا می‌فرستد و اينها می‌توانند به راحتی ما را حذف فيزيکی کنند.

ما می‌دانيم که در وزارت امور خارجه سه گروه وجود دارند و بخش کارشناسايی که اکثريت را تشکيل می‌دهند با مردم هستند.

آقای اسلامی! به قول شما دو گروه ديگر هم وجود دارند که هوادار حاکميت هستند. اينها چه کسانی هستند؟

گروه اول توسط آقای علاء الدين بروجردی که به مدت بيش از ۱۵ سال معاون آقای ولايتی، وزير امور خارجه ايران بود هدايت می‌شوند. او با روی کار آمدن آقای خرازی از وزارتخانه به مجلس رفت و اکنون عضو شورای عالی امنيت ملی است. آقای علاء الدين بروجردی و برادر او که در ژاپن معاون سفير بود و يک گروه ديگر، هموطنان آقای شاهرودی و از معاودين عراقی هستند. اين گروه جمهوری اسلامی‌را به عنوان يک گاو شيرده می‌شناسند نه به عنوان وطن خود، بنابراين با ملت ايران همراه نيستند. به عنوان مثال آقای آصفی و امثال او از معاودين عراقی هستند.

گروه دوم فرصت طلبانی هستند که وقتی بوی دلار می‌شنوند از جاهای ديگری به وزارت امور خارجه می‌آيند. عده ای هم از نيروهای امنيتی هستند که در مقامات بالای وزارت خارجه پست دارند.

ولی بدنه کارشناسی وزارت خارجه بيشتر از دانشجويان دانشکده روابط بين‌الملل هستند و با مردم همراهند.

اگر اين گروه با نظام جمهوری اسلامی‌ مخالف هستند، چطور اين همه سال برای نظام کار می‌کنند؟ در وزارت خارجه به آسانی پستی به کسی نمی‌دهند، پس خود شما چگونه در وزات خارجه دارای سمت بوديد؟

اگر روزی برسد که به عنوان مثال آقای محسن امين زاده که معاون من بود از زندان آزاد شود و با شما صحبت کند، می‌تواند بگويد که من چند بار گفته‌ام از اين جنايت‌ها و خيانت‌ها خسته شده‌ام و می‌خواهم استعفا دهم. او در جواب من گفت مرد آن است که بماند و خودش آلوده نشود. اگر ما برويم خود آنها می‌آيند و جايگزين می‌شوند، پس نبايد عقب نشينی کنيم بلکه بايد بمانيم.

قبل از اين هم در ماموريت اولم در بانکوک، به سفير گفتم از اين خيانت‌ها در وزارت خانه خسته شده‌ام. آقای محمدمهدی سازگارا، برادر آقای محسن سازگارا که سفير ايران در بانکوک بود گفت آقای اسلامی‌ اگر ما برويم بيرون چه کسانی جای ما می‌آيند، پس بايد بمانيم و به اصلاح سيستم کمک کنيم.

آقای اسلامی! شما از اين سيستم بيرون آمديد اما استعفا نداديد؟

هيئتی که از تهران به ژاپن آمد تا مرا بازگرداند به من پيام دادند که تو را از وزارت خارجه اخراج می‌کنيم و من گفتم ۲۵ سال در وزارتخانه خدمت کرده و حق بازنشستگی پرداخت کرده‌ام، پس استعفا نمی‌دهم و منتظر می‌مانم تا شما سقوط کنيد و من به کار خودم برگردم.

پس هنوز عضو وزات خارجه هستيد و در سفارتخانه کار می‌کنيد؟

خير، سفارت و هيئتی که برای بازگرداندن من آمدند، مرا تهديد کردند که بايد سکوت کنم يا برگردم تهران. آنها گفتند تو را می‌بخشيم، تو نيروی مومن و متعهد ما بودی، ولی من به اين حرف‌ها توجه نکردم. آنها گفتند اگر صدايت دربيايد می‌دانی که چه بلايی سرت می‌آوريم.

چطور تصميم گرفتيد در گفت‌وگو با راديو فردا سکوت خود را بشکنيد؟

وقتی نامه من در اينترنت منتشر شد و با توجه به اوضاع فعلی کشور، ديدم اقتضا می‌کند که سکوتم را بشکنم. من در آستانه ۲۲ بهمن صحبت‌های زيادی برای مردم دارم و می‌خواهم برای مردم توضيح دهم که اين سيستم چقدر از داخل فلج شده که حتی نيروهای امنيتی‌اش با آن همراه نيستند. مردم بايد بدانند اگر سرکوبی انجام می‌شود توسط اقليتی است که با مقاومت بيشتر مردم شکست می‌خورند.

آقای اسلامی! وضعيت شما در توکيو چگونه است و آيا پناهنده هستيد؟

با توجه به اين که سه سال در توکيو کارشناس فعال بودم و وزارت خارجه ژاپن دايم با من در تماس بود و ملاقات‌های زيادی با مقامات ژاپنی داشتم، وقتی به توکيو آمدم متعجب شدند که ديگر به ايران بر نمی‌گردم. من توضيح دادم که چرا نمی‌توانم بازگردم البته گويا دولت ژاپن از طرف ايران تحت فشار بود که مرا بازگرداند و من تا شش ماه تحت فشار هر دو طرف بودم چون دولت ژاپن به خاطر نياز به انرژی علاقه نداشت من اينجا بمانم.

من به آنها گفتم که به ايران بازنمی‌گردم مگر اين که مرا دستگير کنيد و با دستبند مرا تحويل دولت ايران بدهيد. آنها گفتند اين کار را نمی‌توانيم انجام دهيم و ويزاهای موقت برای من صادرمی‌کردند، تا اين که ويزايی صادر کردند که حضور من در اينجا غيرقانونی نباشد و با من کجدار و مريز رفتار می‌کنند.

شما گفتيد که بخش کارشناسی وزارت خارجه با مردم و مخالف سياست‌های نظام هستند. چند هفته پيش يکی از ديپلمات‌های ايرانی به خاطر برخورد با مردم در روز عاشورا در اسلو از کار خود استعفا داد. با توجه به شناختی که از بدنه وزارت خارجه داريد، فکر می‌کنيد شاهد استعفاهای بيشتری از اين دست باشيم؟

باور کنيد در اين چهار سالی که در ژاپن بودم ايميل‌های فراوانی از دوستان دريافت کردم که می‌پرسيدند چگونه بايد خودمان را نجات دهيم چون می‌ترسيم بلايی سر خانواده‌هايمان بياورند.

به عنوان مثال من خودم در اداره خلع سلاح وزارت خارجه کار کرده‌ام و تمام همکارانم در اين قسمت از مسايل هسته ای و مسايل بين ايران و روسيه دلگير و عصبی بودند، ولی کاری نمی‌توانستند انجام دهند. فشاری که توسط نيروهای امنيتی وجود دارد همه را مجبور می‌کند که به نوعی با شرايط خود را تطبيق دهند.

منظور شما چه فشارهايی است؟

کارمندان وزارت خارجه می‌دانند که سيستم روی آنها حساس است و ممکن است همکار آنها آدم خود فروخته‌ای باشد که از نيات او به سيستم خبر دهد.

اما آقای اسلامی‌اين مسئله را شايد در بخش‌های ديگر جامعه هم بتوان ديد و مختص وزارت خارجه نيست.

شما وضعيت کارمندان وزارت خارجه را که مهم‌‌ترين وزات خانه هر کشور است از سايرين جدا کنيد.

من حساسيت اين مسئله را درک می‌کنم، اما شايد ۲۰ سال است که ديگر شاهد ترور سياسی خارج از مرزهای ايران نبوديم که منتسب به عوامل نظام جمهوری اسلامی‌ شود.

چون هزينه رسوايی که اين ترورها به بار می‌آورد ديگر برای نظام جمهوری اسلامی‌مقرون به صرفه نبود.

پس همکاران شما نمی‌توانند از اين بابت نگران باشند.

مثلاً من اگر در يک حادثه تصادف کشته می‌شدم يا به نحوی حذف فيزيکی می‌شدم چه کسانی مرا می‌شناختند، اما وقتی آقای بختيار در پاريس کشته می‌شود همه دنيا روی آن حساب می‌کنند.

دوستان وزات خارجه‌ای هم ريسک نمی‌کنند و هر کسی جان خود را دوست دارد. بسياری از دوستان هم فکر می‌کنند شايد اين نظام باقی می‌ماند و مردم نمی‌توانند آن راسرنگون کنند.

يعنی يک عده از ديپلمات‌های ايرانی منتظرند ببينند آيا به نفعشان است استعفا بدهند يا نه؟

بله ۱۰۰ درصد همين طور است. شما می‌دانيد سفيرهای ما دلارهايی که به عنوان حقوق از ايران دريافت می‌کنند، هرگز به ايران باز نمی‌گردانند، بلکه در حساب‌های خارج از کشور خود پس انداز می‌کنند؟ البته منظورم سفرايی هستند که جزو دو رديف اول هستند يعنی گروهی که يا تحت فرمان آقای علاء الدين بروجردی اند و گروه فرصت طلبانی که فقط دنبال مقام و دلار هستند.

آقايانی که خودشان در دو گروه اول هستند به اين سيستم اعتماد ندارند و فکر می‌کنند بلاخره سرنگون خواهد شد.

اگر اتفاقات پس از انتخابات رياست جمهوری اخير در ايران رخ نمی‌داد، شما همچنان به سکوت خود ادامه می‌داديد؟

اين مسئله به طور اتفاقی رخ داد. من فکر می‌کردم در سايه ماندن من و تشويق دوستان به تمرد از سيستم بهتر از اين است که در مطبوعات خودم را سر زبان‌ها بيندازم. اما وقتی اين نامه منتشر شد و با توجه به حوادثی که رخ داده بود، ترجيح دادم سکوتم را بشکنم.

اشاره کرديد که شرايط امنيتی برای شما چندان مناسب نيست. با توجه به علنی کردن اين مسايل اکنون پليس ژاپن حمايت از شما را به عهده می‌گيرد؟

به من گفته اند اگر مشکل و مزاحمتی پيش آمد به آنها اطلاع دهم. اين نظام آن قدر خونريز شده که برای ترساندن مردم دو جوان را می‌کشد. مگر يک جوان ۲۰ ساله چقدر متوجه مسايل سياسی است که بخواهند او را اعدام کنند.

اکنون برای من ديگر فرقی نمی‌کند، من هم يکی از مردم ايران هستم نهايتش اين است که بلايی سرم می‌آورند، ولی بيشتر برای خودشان مايه آبروريزی است. هر خونی که بريزند و هر جنايتی انجام دهند زودتر به سوی سرنگونی پيش می‌روند. اگر تا قبل از اين خونريزی‌ها ممکن بود مردم از سر تقصيراتشان بگذردند، با اين کارها مردم اينها را مانند صدام در سوراخ‌ها پيدا می‌کنند و همان بلايی که خود اينها سر مسئولان نظام سابق آوردند سرشان می‌آورند. برای من اکنون علی السويه است و فکر می‌کنم خون من از خون کسانی که در کهريزک شکنجه يا کشته شدند بالاتر نيست که به خاطر ترس سکوت کنم.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 1 Feb 2010 و ساعت 12:53 |
Balatarin
فیلم : تظاهرات در نوفل لوشاتو - ممعانت پليس فرانسه از تعرض یکی از فرزندان خشمگین مسئولان عالیرتبه سفارت ایران در فرانسه به ایرانیانِ معترض

فیلم : تظاهرات در نوفل لوشاتو - ممعانت پليس فرانسه از تعرض یکی از فرزندان خشمگین مسئولان عالیرتبه سفارت ایران در فرانسه به ایرانیانِ معترض

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 1 Feb 2010 و ساعت 12:48 |
Balatarin
فیلم : پیام ابوالفضل اسلامی رایزن پیشین  سفارت چ ا در ژاپن به مردم و همکارنش در وزارت خارجه

 فیلم : پیام ابوالفضل اسلامی رایزن پیشین  سفارت چ ا در ژاپن به مردم و همکارنش در وزارت خارجه

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 1 Feb 2010 و ساعت 12:47 |
Balatarin

احمد جنتی: برای رضای خدا بیشتر بکشید

 

احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، در خطبه نماز جمعه خطاب به رئيس قوه قضائيه گفت:«می‌دانیم که روحیه ضد ظلم و ولائی دارید. برای رضای خدا همانطور که دو نفر را اعدام کردید و دستتان درد نکند، بایستید.»

 

به گزارش خبرگزاری ایلنا، احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران، امروز (۲۹ ژانویه / ۹ بهمن) در مراسم نماز جمعه ضمن تجلیل از صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، به خاطر اعدام محمدرضا زمانی و آرش رحمانی پور، خواستار شدیدترین برخوردها با کسانی شد که وی آنان را "آشوبگران" می‌نامد.

 

تشویق به کشتار به رغم اعتراض‌های بین‌المللی

 

امام جمعه موقت تهران در شرایطی خواستار کشتار بیشتر مخالفان شده که اعدام محمدرضا زمانی و آرش رحمانی‌پور، اعتراض گسترده دولت‌های غربی و نهادهای مدافع حقوق بشر را برانگیخته و همزمان با آن زمینه‌های اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه ایران فراهم است. پس از اعدام این دو جوان ایرانی، دولت‌های آمریکا و بریتانیا، عفو بین‌المللی و جامعه دفاع ازحقوق‌بشر در ایران، این اقدام را مورد انتقاد شدید قرار دادند. نماینده حزب سبزهای آلمان در مجلس فدرال نیز تاکید کرد که ایران نه تنها به خاطر برنامه هسته‌ای، بلکه به خاطر نقض حقوق بشر باید تحریم شود.

 

چرا در ۱۸ تیر اعدام نکردید؟

 

احمد جنتی حکومت را متهم کرد که در ماجرای ۱۸ تیر در سرکوب مخالفان ضعف نشان داده است. وی گفت: «چند نفر را در آن زمان اعدام کردید؟ اگر حالا هم ضعف نشان دهید، آینده بدتری در انتظار شما خواهد بود.» جنتی افزود: «خداوند در قرآن می‌فرماید دستور می‌دهیم به منافقین، کسانی که دل بیمار دارند و شایعه‌سازان حمله کنید و آن‌ها را بکشید.»

 

در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۷ دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف روزنامه "سلام" دست به یک تحصن آرام زدند. نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی‌ها برای درهم شکستن این تحصن به کوی دانشگاه حمله بردند و دو دانشجو به اسامی عزت‌الله ابراهیم نژاد و فرشته علیزاده را کشتند. در پی این تهاجم، درگیری دانشجویان با نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها تا روز ۲۳ تیرماه طول کشید.

 

«رحم نباید کرد»

 

دبیر شورای نگهبان ادامه داد: «قانون، فلسفه قانون و قرآن باید رعایت شود. اسلام، انقلاب و ولایت فقیه نیز باید حفظ شود و نباید این‌ها فراموش شود. خدا رحم نکند به کسانی که به مفسدین فی‌الارض رحم می‌کنند. نباید این افراد مورد ترحم قرار گیرند، دیگر جای رافت نیست، بلکه جای غلظت است.»

 

جنتی در بخشی دیگر از سخنان خود، آمریکا را به خاطر زلزله هائیتی مورد حمله قرار داد و گفت: «آمریکا از هر وضعیتی استفاده می‌کند تا بلایی بر سر مردم دنیا بیاورد. به هائیتی به جای غذا و دارو تسلیحات نظامی وارد کرده است که به همین دلایل ما با این دولت دشمن هستیم.»

 

تهدیدهای احمدی مقدم

 

یک روز پیش از حضور احمد جنتی در مراسم نماز جمعه، اسماعیل احمدی مقدم ،فرمانده نیروهای انتظامی، در "همایش ائمه‌جمعه فجرآفرین" حضور یافت و اعلام کرد: «امروز غبار فتنه خوابیده و نقاب از چهره فتنه‌گران افتاده است و به همین دلیل دیگر جای مدارا وجود ندارد.»

 

سردار احمدی ‌مقدم بدون نام بردن از کروبی وی را متهم کرد که بدون در نظر گرفتن آبروی نظام مطالبی به اثبات نرسیده را در مورد کهریزک و عاطفه امام و ندا آقاسلطان مطرح کرده است.

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 30 Jan 2010 و ساعت 10:25 |
Balatarin

تحادیه اروپا اعدام دو تن از «متهمان

 حوادث پس از انتخابات» را شدیداً

 محکوم کرد.

کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا

۱۳۸۸/۱۱/۱۰
اتحادیه اروپا اعدام دو نفر را در ارتباط با رویدادهاى «پس از انتخابات ریاست جمهورى» در ایران «شدیداً» محکوم کرده و نسبت به اجراى احکام اعدام براى سایر «محکومان محاکمه‌هاى جمعى» عمیقاً ابراز نگرانى کرده است.

به گزارش خبرگزارى فرانسه، کاترین اشتون مسئول سیاست خارجى اتحادیه اروپا روز جمعه با انتشار بیانیه‌اى با اشاره به اعدام دو نفر در ارتباط با اعتراض‌ها به نتایج «انتخابات ریاست جمهورى» در ایران اعلام کرد: « اتحادیه اروپا اعدام این دو نفر را شدیداً محکوم کرده و نگرانى عمیق خود را نسبت به صدور حکم اعدام براى افراد در محاکمه‌هاى جمعى اعلام مى‌کند».

دادستانى تهران روز پنجشنبه اعلام کرد، آرش رحمانى‌پور و محمدرضا على‌زمانى، دو نفر از کسانى که در جریان محاکمه‌هاى دسته‌جمعى پس از انتخابات به جرم شرکت در «کودتاى مخملى» محاکمه شده بودند، سحرگاه پنج‌شنبه اعدام شده‌اند.

در اطلاعیه دادستانى تهران در این باره همچنین با اشاره به این که «احکام ۹ نفر دیگر از محکومان اغتشاشات ماه‌هاى اخیر نیز در مرحله تجدیدنظرخواهى است»، آمده است:«در صورت قطعیت احکام صادره طبق مقررات نسبت به اجراى حکم اقدام خواهد شد».

خانم اشتون، نماینده عالى سیاست خارجى اتحادیه اروپا در بخش دیگرى از بیانیه خود با تاکید بر «مخالفت اتحادیه اروپا با مجازات اعدام تحت هر شرایطى» از مقام‌هاى جمهورى اسلامى ایران خواسته است، احکام اعدام صادر شده براى معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهورى را لغو کنند.

در حالی که مقامات قضایی ایران می گویند آرش رحمانى‌پور و محمدرضا على‌زمانى در ارتباط با «اغتشاشات اخیر» اعدام شده اند، وکلای این متهمان می گویند آنها پیش از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بودند.

پیشتر نیز ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و سازمان عفو بین‌الملل اعدام‌ دو نفر را در ارتباط با اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ریاست جمهورى در ایران به شدت محکوم کرده بودند.

بیل برتن، معاون مطبوعاتى کاخ سفید در این باره گفته است: « ما این اعدام ها را مرحله تازه اى از حضیض جمهورى اسلامى در سرکوب بیرحمانه مخالفان صلح‌جو تلقى مى‌کنیم. کشتار و به قتل رساندن زندانیان سیاسى که در پى حقوق جهان‌شمول خود هستند، هیچگونه احترام و مشروعیتى براى جمهورى اسلامى به همراه نخواهد داشت».

وى افزوده است:« این گونه اعمال تنها باعث انزواى بیشتر دولت ایران در میان ایرانیان و جهانیان خواهد شد».

همچنین فیلیپ کرولى، سخنگوى وزارت امور خارجه آمریکا نیز با محکوم کردن «سرکوب‌هاى بى‌رحمانه» در ایران گفته است: «مشخص نیست که این افراد اصلاً ارتباطى با رویدادهاى پس از انتخابات داشته باشند».

از سوى دیگر دیوید میلیبند، وزیر امور خارجه بریتانیا نیز با تاکید بر این که «این اعدام‌ها با انگیزه سیاسى و با هدف ساکت کردن مخالفان انجام شده است»، از مقام‌هاى جمهورى اسلامى ایران خواسته است، به تعهدات خود در زمینه رعایت حقوق بشر عمل کنند..

همچنین سازمان عفو بین الملل نیز با محکوم کردن اعدام آرش رحمانى‌پور و محمدرضا على‌زمانى، محاکمه و اعدام آنها را «غیر منصفانه» و «ناعادلانه» خوانده و اعلام کرده است، مقام‌هاى جمهورى اسلامى از قوه قضاییه به عنوان «ابزارى براى سرکوب» استفاده مى‌کنند.

در حالى که موج محکومیت اعدام‌ها در ایران همچنان اعدام دارد، روز جمعه احمد جنتى، دبیر شوراى نگهبان و امام جمعه موقت تهران خواستار اعدام‌هاى بیشتر شده و خطاب به رییس قوه قضاییه گفته است: « بیایید براى رضاى خدا همین طور که دو نفر را صریح اعدام کردید، دست شما درد نکند، مردانه بایستید».

در حالى که هنوز نخستین ماه سال جدید میلادى به پایان نرسیده است، شمار اعدام‌شدگان در این سال در ایران دست‌کم به ۱۲ نفر رسیده است. در سال گذشته میلادى حداقل ۲۷۰ نفر در ایران اعدام شده بودند.

جمهورى اسلامى ایران در کنار جمهور خلق چین بیشترین میزان اعدام را در جهان به خود اختصاص داده است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 30 Jan 2010 و ساعت 10:24 |
Balatarin
 حسنی : هزينه کردن براي حفاظت سران فتنه غير قابل قبول است
جنازه اعدام شدگان را در خیابانها بچرخانید!


اروميه، ایرنا - نماينده ولي فقيه در آذربايجان غربي گفت: هزينه کردن از بيت المال مسلمين، براي حفاظت از سران فتنه صحيح نيست و غير قابل قبول مي باشد.  
به گزارش ايرنا، حجت الاسلام غلامرضا حسني، در خطبه هاينمازجمعه ابن شهر افزود: چرا بايد روز به روز حلقه هاي حفاظتي از سران فتنه افزايش يابد و چرا بايد مردم انقلابي را با هزينه کردن پولهاي بيت المال براي حفاظت از سران فتنه، ناراحت کنيم.
وي اظهارداشت: تحمل اينکه سران فتنه را درکمال امنيت نگهداري کنيم و اينها به فکر براندازي حکومت صالحان باشند براي ملت خون داده ايران، سخت است.
وي يادآورشد: تمنا و خواهش ملت اين است که فرامين رهبر معظم انقلاب اسلامي را به سمع ملت ايران برسانند و چشم فتنه را از بيخ و بن برکنند.
امام جمعه اروميه، با اشاره به اعدام دو نفر از عوامل فتنه گر و سلطنت طلب و محکوميت 11 نفر از عوامل ديگر گفت: بايد براي جلوگيري از آشوبها، جنازه هاي اعدام شده ها در خيابانهاي تهران در مقابل ديد عموم قرار بگيرد.
وي افزود: اين زباني که به جاي جمهوري اسلامي، جمهوري ايراني مي گويد بايد کنده شود و قلوب داغدار خانواده هاي شهدا و دلسوزان انقلاب با اعدام آنهايي که به عاشوراي حسيني اهانت کردند، درمان مي يابد.
امام جمعه اروميه گفت: ايران براي فتنه گران جا ندارد بايد اينها بروند اگر اين افراد بمانند نماز مقدس جمعه را آلوده مي کنند، اينها افرادي هستند که در نماز جمعه تهران رقصيدند، اينها در ايران ماندني نيستند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 30 Jan 2010 و ساعت 10:23 |
Balatarin

پایه تبهکاری تازه باند ولی فقیه شرایط اضطراری است

منصور امان

بوی خون تازه ی جوانان میهن، آیت الله جنتی را چنان بر منبر نماز جُمعه به هیجان آورده که اختیار از کف نهاده و دست افشان و پایکوبان خونهای بیشتری را طلب کرده است. گُماشته سیدعلی خامنه ای در شورای نگهبان، برای دژخیمان همریش خود در قُوه قضاییه فرش قرمز پهن کرده است تا آنها را یکبار دیگر به داشتن جواز آدمکُشی مُطمین کرده باشد.

آیت الله جنتی یا حُجت الاسلام حسنی، نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی که در همین روز (آدینه) خواهان گرداندن پیکرهای اعدام شُدگان در خیابانها شُد، تمام بربریتی که در نظام ولی فقیه انبان گردیده و آن را در ماورای هر پرنسیب بدیهی انسانی و اخلاقی در قرن بیست و یکم و حتی تشریفات قانونی که خود وضع کرده قرار داده است را نعره زده اند.

رقص مرگ نمایندگان ولی فقیه گرد سلولهای زندان و دیرکهای اعدام، کاراکتر سیاستهای سرکوبگرانه حُکومت علیه شهروندان را که چیزی کم تر یا بیش تر از تروریسم سازمان یافته دولتی نیست، به نمایش می گُذارد. هدف حفظ قُدرت به هر وسیله و از جُمله "خودسری" سیستماتیک، حلقه ربطی است که مُحاکمه نمایشی و قتل کور محمدعلی زمانی و آرش رحمانی‌پور و کُشتارهای خیابانی را به ترور علی حبیبی موسوی و مسعود علیمُحمدی یا حمله به کوی دانشگاه و رُبایش و ناپدید سازی کوشندگان سیاسی وصل می کُند.

مُلا حسنی و مُلا جنتی با سُخنان و مُلا صادق لاریجانی با عمل خود، جهت گیری عُمومی حُکومت به این سمت را تایید کرده اند. آنها روشن ساخته اند که باند ولی فقیه شرایط اضطراری که در آن بسر می برد را پایه اقدامات خود قرار داده است و نتیجه گیریهای هیستریک اش از این وضعیت بی ثبات و هراس انگیز را نافذ ترین قوانین، ارزش گُذاری کرده است.

تازه ترین تبهکاری آقای خامنه ای و عربده های جُنون آمیز مُباشران و همدستان وی، سردرگُمی حُکومت و ناتوان شُدن آن را حتی از شناخت منافع خود بر پیشانی نوشته است. جست و خیز تهاجُمی "نظام" با میکروب هاری در مغز و بدن، بیشتر از آنکه کسی را به وحشت افکند، ضرورت دفع و بی خطر کردن این موجود بیمار را بر راس مسایل می نشاند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 30 Jan 2010 و ساعت 10:21 |