تبليغاتX
hoghoghe-bashar va azadi - iran = ai
Balatarin
عکس : ۹۴ درصد رای دهنده ها تعرفه را تاکرده اند


و اين هم بازشماري آراي انتخابات رياست جمهوري



+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Jul 2009 و ساعت 13:27 |
Balatarin

اسامی تعداد دیگری از کشته شدگان اعتراضات اخیر

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از بهشت زهرای تهران، اسامی تعدادی از شهدای راه آزادی مردم ایران که پیکرشان در حال حاضر در بهشت زهرای تهران به خاک آرمیده اند را به اطلاع عموم وسازمانهای حقوق بشری می رسانیم.
در پی سرکوب خونین مردم ایران که منجر به شهادت و زخمی شدن تعداد زیادی از مردم بی دفاع ایران شد و هزاران نفر اسیر دیگر در شکنجه گاهها تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارند. بعد از سخنرانی علی خامنه ای ولی فقیه رژیم در 29 خردادماه و چراغ سبز به گارد ویژه، سپاه پاسداران بسیج و لباس شخصیها بصورت علنی برای کشتار مردم بی دفاع ایران نشان دادن،کشتار مردم ایران ابعاد تازه ای به خود گرفت .و چنانچه در زیر خواهید خواند تاریخ اکثر جان باختگان راه آزدی بعد از سخنرانی علی خامنه ای به شهادت رسیدند.
رفتار مامورین سرکوبگر باخانواده ها ی جانباختگان را ه آزادی غیر انسانی و توهین آمیز بود .اهانتهای و درنده خوییهای مامورین وزارت اطلاعات با خانواده های قربانیان غیر قابل توصیف است.خانواده های تحت فشارهای شدید مامورین وزارت اطلاعات قرار دارند.و تحویل داد ن پیکر عزیزانشان فقط با دادن تعهد و پذیرفتن شروط آنها امکان پذیر می باشد؛ بخشی از شروطی که مامورین وزارت اطلاعات در تعهد ها نوشته اند به قرار زیر می یاشد:
1- مراسم بي سر و صدا و فقط با حضور افراد نزديك خانواده صورت بگيرد
2- در مراسم هيچ گونه شعار و تبليغ عليه حكومت و سخنراني انجام نشود.
3- در مراسم و روي سنگ قبر علت مرگ نوشته نشود.

مامورین وزارت اطلاعات تلاش گسترده ای را بکار می برند تا از انتشار اسامی و عکس شهدا جلوگیری کنند. آنها حداکثر فشار را بر روی خانواده های قربانیان بکار می برند تا بتوانند جنایت مرتکب شده را بپوشانند و مردم ایران و جهانیان و بخصوص سازمانهای حقوق بشری از آن اطلاع بمانند.
علیرغم تهدیدات و فشارهای مامورین وزارت اطلاعات اسامی تعداد دیگری از شهدای راه آزادی مردم ایران که به قرار زیر می باشد به اطلاع عموم می رسانیم؛

1- محمد حسين برزگر 25 ساله ديپلم شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به سر در تاريخ چهارشنبه 27 خرداد در ميدان هفت تير به شهادت رسيد و در يكشنبه 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شد

2- سيد رضا طباطبايي 30 ساله ليسانس حسابداري ، كارمند به دليل اصابت گلوله به سر در 30 خرداد در خيابان آذربايجان به شهادت رسيد و چهارشنبه 3تيربعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شد.

3- ايمان هاشمي 27 ساله شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به چشم شنبه 30 خرداد در خيابان آزادي به شهادت رسيد و چهارشنبه 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد.

4- پريسا كلي 25 ساله فارغ التحصيل رشته ادبيات به دليل اصابت گلوله به گردن در يكشنبه 31 خرداد در بلوار كشاورز به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد

5- محسن حدادي 24 ساله طراح برنامه هاي كامپيوتري شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله بر پيشاني در خيابان نصرت به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شد.

6- محمد نيكزادي 22 ساله فارغ التحصيل عمران در سه شنبه 26 خرداد به دليل اصابت گلوله به سينه در ميدان ونك به شهادت رسيد و شنبه 30 خرداد در قطعه 257 به خاك سپرده شد.

7- علي شاهدي 24 ساله بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري در تهرانپارس يكشنبه 31 خرداد به دلايل نامعلوم در كلانتري به شهادت رسيد پزشكي قانوني علت مرگ وي را نامشخص اعلام كرده اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسيده وي 4 تيردر قطعه 257 به خاك سپرده شد.

8- واحد اكبري 34 ساله شغل ازاد و متاهل داراي يك دختر 3 ساله در شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله به پهلو در خيابان ونك به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شد.

9- ابوالفضل عبدالهي 21 ساله فوق ديپلم برق 30 خرداد در مقابل دانشگاه صنعتي شريف به دليل اصابت گلوله به پشت سربه شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شد.

10- سالار طهماسبي 27 ساله دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت شنبه 30 خرداد در خيابان جمهوري به دليل اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيد ودوشنبه 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شد.

11- فهيمه سلحشور 25 ساله ديپلم يكشنبه 24 خرداد به دليل اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي در ميدان ولي عصر بعد از انتقال به بيمارستان در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيد و 27 خرداد در قطعه 266 به خاك سپرده شد.

12- وحيد رضا طباطبايي 29 ساله ليسانس زبان انگليسي چهارشنبه 3 تير در بهارستان به دليل اصابت گلوله به سر به شهادت رسيد و 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شد.

چنانچه در توضیات اسامی مشاهده می نمایید بضی از شهدای جانباختۀ راه آزادی مردم ایران زیر شکنجه جان باختند.
مامورین وزارت اطلاعات همچنین خانواده های جانباختگان را تحت فشار قرار داده اند که از آوردن عکس بر سر آرامگاه آنها باید خوداری کنند.
کشتار اخیر مردم ایران بی شک که یک جنایت علیه بشریت محسوب می بشود و برای پیشگیری از اینگونه جنایتها می بایست مراجع بین المللی برای رسیدگی به جنایتهایی که در هفته های اخیر روی داده و در زندانها همچنان ادامه دارد یک هیئت تحقیق بین المللی به ایران ارسال نماید و آمرین و عاملین آن را تحت تعقیب بین المللی قرار دهد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ضمن محکوم کردن کشتار مردم ایران ،از دبیر کل سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار تشکیل یک هیذت تحقیق بین المللی برای رسیدگی به جنایتهای که علیه مردم ایران روا داشته شده می باشد .
12 تیر 1388 برابر با 3 ژولای 2009

اسامی جانباختگان به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 Jul 2009 و ساعت 17:16 |
Balatarin

کشورهای عضو اتحاديه اروپا سفیران

 ایران را احضار کردند

۱۳۸۸/۰۴/۱۲
کشورها عضو اتحاديه اروپا در اعتراض به تداوم بازداشت کارمندان محلی سفارت بريتانيا در تهران، روز جمعه سفيران ايران را در اين کشورها احضار کردند.

يک مقام نزديک به رياست دوره‌ای اتحاديه اروپا، به خبرگزاری فرانسه گفته است: ما سفيران ايران را در سراسر کشورهای عضو اتحاديه اروپا احضار می‌کنيم و وضعیت کارمندان محلی سفارت بريتانيا در تهران در هفته آينده زير نظر خواهيم داشت.

رياست دوره‌ای اتحاديه اروپا از روز چهارشنبه اول ژوئيه برعهده سوئد است.

اين مقام نزديک به رياست دوره‌ای اتحاديه اروپا همچنین گفته است: «همه گزينه‌ها دراين زمينه مد نظر هستند».

يک ديپلمات اروپايی ديگر نيز گفته است: احضار سفيران و کارداران ايران در کشورهای عضو اتحاديه اروپا در طول روز جمعه انجام خواهد شد و تاکنون تعدادی از آنها فراخوانده شده‌اند.

پيشنهاد احضار سفيران ايران در کشورهای عضو اتحاديه اروپا در نشست روز گذشته مديران سياسی وزارتخانه‌های امور خارجه اتحاديه اروپا در استکهلم، مطرح شده بود که در نشست کميته سياسی و امنيتی اتحاديه اروپا در روز جمعه در بروکسل تأييد شد.

۹ کارمند ايرانی سفارت بريتانيا هفته گذشته در تهران بازداشت شدند. در حالی که بريتانيا می‌گويد: تنها هفت تن از اين کارمندان آزاد شده‌اند، رسانه‌های دولتی ايران می‌گويند فقط يکی از کارمندان همچنان در بازداشت به سر می‌برد.

اين افراد از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و به اتهام آنچه دخالت در آشوب های داخلی اين کشور خوانده شده است، بازداشت شدند.

در همين زمينه، آيت‌الله احمد جنتی، دبير شورای نگهبان، در نماز جمعه اين هفته گفت: «کارمندان سفارت بريتانيا در تهران قطعاً محاکمه خواهند شد».

اظهارات تازه احمد جنتی درباره محاکمه کارمندان محلی سفارت بريتانيا بر دامنه تنش بين ايران و اتحاديه اروپا افزوده است.

کشورهای عضو اتحاديه اروپا پيشتر گفته بودند اين اتحاديه اقداماتی محدويت صدور ويزا برای مقامات ايران و همچنين فراخواندن سفيران خود را در اعتراض به بازداشت اين افراد مورد بررسی قرار خواهند داد. اما اظهارات دبير شورای نگهبان رويارويی بين ايران و اتحاديه اروپا را وارد مرحله تازه‌ای کرده است.

مقام‌های ايرانی بريتانيا را متهم کرده‌اند که کارمندان خود را به تظاهرات مخالفان نتايج انتخابات رياست جمهوری فرستاده و به نا آرامی‌های دو هفته پس از انتخابات دامن زده است. اتهامی که از سوی لندن به شدت رد شده است.

پس از آنکه وزرات کشور ایران در روز شنبه ۲۳ خردادماه اعلام کرد که محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسیده، در واکنش به نتیجه انتخابات راهپیمایی‌هایی در تهران و برخی شهر های ایران برگزار شد.

این راهپیمایی‌های اعتراضی در برخی از نقاط با دخالت نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌ها به خشونت کشده شد که به گفته مقام دولتی در این تظاهرات دست کم ۲۰ نفر کشته شده‌اند.
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 Jul 2009 و ساعت 17:12 |
Balatarin

نویسندگان ایرانی: اجازه ندهیم جنبش را در

 خاموشی سرکوب کنند

 

ایرانیان خارج کشور به رشته‌ای از حرکات اعتراضی در حمایت از مبارزه هم‌میهنان خود دست زده اند. برای شنبه چهارم ژوئیه تظاهراتی در بروکسل، پایتخت اتحادیه اروپا سازماندهی شده، که عده‌ای از هنرمندان از آن حمایت کرده‌اند.

 

برای نویسندگان ایران یکی از جنبه‌های مهم حرکت اعتراضی، نوزایی فرهنگی جامعه بود. گفته شد که جامعه سالیان دراز در افسردگی سیاسی و خمودگی معنوی فرو رفته بود، اما در جریان انتخابات ریاست جمهوری نور امید به دل‌ها تابید و جامعه نشان داد که با تمام وجود خواهان تحول و پیشرفت است.

محسن مخملمبافBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  محسن مخملمبافبه گفته محسن مخملباف: «به نظر من بزرگترین دستاورد این جنبش این بود که افسردگی اجتماعی – سیاسی به پایان رسید و یخ بی‌تحرکی جامعه ذوب شد. ایرانیان در جریان انتخابات و تظاهرات میلیونی پس از آن، همدیگر را پیدا کردند و روح جمعی گمشده‌ی ما بار دیگر پیدا شد.»

بسیاری از نویسندگان عقیده دارند که با جنبش اعتراضی مردم، ایران به مرحله تاریخی تازه‌ای وارد شده که بطلان سی سال حاکمیت دینی است. به گفته نسیم خاکسار: «بعد از سی سال مردم در خیابان‌ها فریاد آزادی سر دادند، آن هم با تظاهرات میلیونی. این جنبش البته دو مشکل دارد، یکی آنکه هنوز نتوانسته به سراسر جامعه کشیده شود، تا کارگران و کارمندان با اعتصابات عمومی کمر دولت را بشکنند. دیگر آنکه رهبری جنبش به دست نیروهایی است که در درون نظام حرکت می‌کنند و هنوز روشن نیست تا کجا می‌توانند با این حرکت همراه باشند.»

تصویر مقلوب از ایران و ایرانی

نویسندگان ایرانی در خارج سال‌ها با تصویری مقلوب از میهن خود روبرو بوده‌اند. قادر عبدالله، نویسنده ایرانی که آثار خود را به زبان هلندی منتشر می‌کند، عقیده دارد: «سالها گفته شد که ایرانیان مردمی عقب‌مانده هستند، اما دیدیم که یک نسل جوان و پرانرژی و مدرن فریاد می‌زند که ما آزادی می‌خواهیم. آنها کار خود را کردند، و حالا وظیفه ماست که متحد شویم و صدای هم‌میهنان مبارز خود را به گوش دنیا برسانیم تا همه بدانند که صدای احمدی‌نژاد صدای همه مردم نیست، صدای احمدی‌نژاد صدای کودتاست، صدای پاسداران ضدمردم است.»

هنرمندان از این که ایرانیان تصویر تازه‌ای از خود ارائه دادند، خشنود هستند. رضا علامه‌زاده عقیده دارد که جنبش اعتراضی ایران، با طرح شعار دموکراسی، آن هم با شیوه‌های مبارزه مدنی، حیثیت و اعتبار تازه‌ای به همه ایرانیان داد. به گفته آقای علامه‌زاده: «باید قدر جوانانی را بدانیم که برای ما حیثیت آفریدند. نشان دادند که ایرانی آن چیزی نیست که سال‌های سال این رژیم سعی کرد جلوه دهد. ما همیشه شرمنده بودیم که نام ما با نام این رژیم پیوند بخورد، حالا سربلند هستیم که نام ما با نام این مردم پیوند می‌خورد، مردمی که سه هفته تمام قلب تمام دنیا را به لرزه انداختند. هیچ آدم آزاده‌ای در دنیا نیست که در این مدت با مردم ایران احساس همدلی نکرده باشد، هر آدم آزاده‌ای با مردم ما بود، در سراسر دنیا».

ضرورت اتحاد علیه خفقان

به نظر نویسندگان خارج از کشور، در شرایطی که دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی برای سرکوب جنبش خیز برداشته، ایرانیان مقیم خارج وظیفه دارند که از مبارزات مردم در ایران حمایت کنند.

رضا علامه‌زادهBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  رضا علامه‌زادهبه گفته علامه زاده: «ما شاهد لحظات بسیار حساس تاریخی هستیم: این روزها آخرین روزنه‌های امید مشارکت مردم در زندگی سیاسی کشور بسته شد. حالا وظیفه ما در درجه اول حمایت از داخل ایران است. با سرکوب خشونت‌آمیز رژیم، مردم در سکوت و حیرت فرو رفته‌اند. ما ایرانیان مقیم خارج که از تعرض و سرکوب دور هستیم، باید از مردم حمایت کنیم.»

به نظر نویسندگان ایرانی، جنبشی وسیع و متحد از تمام طرفداران دموکراسی لازم است تا بتواند فریاد حق‌طلبی ایرانیان را به گوش مردم جهان برساند. علامه‌زاده تأکید می‌کند که همه ایرانیان، با هر گرایش و تعلق سیاسی باید حول محور دموکراسی متحد شوند. یک جبهه گسترده می‌تواند این جنبش را به پیروزی برساند.

آگاهی در برابر سرکوب

ایران در سه هفته گذشته در مرکز توجه رسانه‌های گروهی جهان قرار داشت. به عقیده بسیاری از نویسندگان، ایرانیان مقیم خارج می‌توانند با حرکت‌های گسترده اعتراضی، توجه افکار عمومی جهان را علیه حکومت ایران زنده نگه دارند تا حکومت نتواند به سادگی صدای جنبش را خفه کند. به گفته قادر عبدالله: «طی سه هفته توفانی، همه جهان به ما نگاه کردند. حالا وظیفه ماست کاری کنیم که نگاه جهان از ایران منحرف نشود. دنیا باید باز هم به میهن ما نگاه کند، تا رژیم نتواند در خاموشی جوانان ما را در سیاهچال‌ها نابود کند.»

به نظر نویسندگان و هنرمندان، مخالفان حکومت ایران در خارج امکانات فراوانی دارند که می‌توانند از آنها برای وارد کردن فشار بر جمهوری اسلامی استفاده کنند. نسیم خاکسار در این رابطه معتقد است: «من فکر می‌کنم یکی از امکانات ما فشار بر دولت‌های غربی است تا دولت کودتایی ایران را به رسمیت نشناسند. امروز همه می‌دانیم که سرکوب مردم در دستور کار این حاکمیت است. به نظر من با فروکش کردن حرکت‌های مردمی، دستگاه سرکوب تور امنیتی خود را گسترده می‌کند و دستگیری‌ها بیشتر می‌شود. در این شرایط ما وظیفه داریم که مقاومت را در خارج فعال کنیم. ما می‌توانیم افکار عمومی جهان را بیدار نگه داریم تا نسبت به برخوردهای خشونت‌آمیز رژیم حساس باشد. در عین حال جمهوری اسلامی از داد و ستد با دنیا زنده است. مخالفان می‌توانند موقعیت‌های دیپلماتیک جمهوری اسلامی را در سراسر دنیا به خطر بیندازند.»

نویسندگان و هنرمندان مقیم خارج عقیده دارند که حاکمیت جمهوری اسلامی نمی‌تواند نسبت به افکار عمومی جهان و اعتراضات جامعه بین‌المللی بی‌تفاوت بماند.

نویسنده: علی امینی

تحریریه: بهنام باوندپور

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 Jul 2009 و ساعت 17:8 |
Balatarin

اعتراف: «جایی که بازجو خداست»

 

پخش اعترافات شماری از بازداشت‌شدگان در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات در تلویزیون و برخی از سایت‌های دولتی، پرونده قدیمی "اعتراف‌گیری" را یکبار دیگر گشود. نگاهی به روند این اعتراف‌گیری‌ها در جمهوری اسلامی ایران.

 

بهار سال ۱۳۶۱. موسوم به ’’چهارمین بهار آزادی‘‘. آیت‌الله شریعتمداری همان که چهار سال پیش از آن و در بحبوحه تظاهرات خیابانی، خیلی‌ها عکس او را در کنار عکس آیت‌الله خمینی می‌گذاشتند و وی را نیز یکی از رهبران مذهبی انقلاب ۵۷ می‌دانستند، بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و اعتراف کرد که از نقشه یک کودتا علیه جمهوری اسلامی باخبر بوده است. پس از آن صادق قطب‌زاده، کسی که از امریکا تا فرانسه سفر کرده بود تا  در نوفل‌لوشاتوی پاریس کنار آیت‌الله خمینی باشد و به پاس خدماتش به وزرات امور خارجه و ریاست صدا و سیما منصوب شده بود، نیز زبان به اعتراف گشود. صادق قطب‌زاده ۱۰ روز پس از اعتراف تلویزیونی اعدام شد و آیت‌الله شریعتمداری از مرجعیت تقلید خلع و تا آخر عمر خانه‌نشین شد.

بهار سال ۱۳۶۲. زمانی که درگیری‌های خیابانی رو به پایان داشت و ظاهر شهرها آرام‌تر از دو سال قبل‌تر شده بود. سرکوب گروه‌های مخالف چون سازمان مجاهدین خلق و سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران تقریبا با موفقیت به پایان رسیده بود و تنها گروه منشعب ’’اکثریت‘‘ از سازمان فدائیان و حزب توده باقی مانده بودند. نورالدین کیانوری، احسان طبری، محمدعلی عمویی، محمود اعتمادزاده معروف به به‌آذین و ناخدا افضلی از سران و متفکران حزب توده، به جاسوسی برای شوروی سابق اعتراف کردند. از میان آنان ناخدا افضلی اعدام شد و بقیه خانه‌نشین.

سال ۱۳۶۴. این بار قرعه به نام خانواده آیت‌الله منتظری افتاد. کسی که تا آن زمان لقب جانشین آیت‌الله خمینی را یدک می‌کشید. سید مهدی هاشمی، برادر داماد آیت‌الله منتظری و مسئول واحد نهضت‌های آزادی‌بخش سپاه پاسداران، به دست داشتن در ماجرای مک فارلین، رابطه با ساواک، خارج کردن اسلحه و مهمات از سپاه و نیز قتل چند روحانی اعتراف کرد. مهدی هاشمی به اعدام محکوم شد و آیت‌الله منتظری چند سال پس از آن از نیابت رهبری خلع شد.

زمستان ۱۳۷۲. سعیدی سیرجانی نویسنده و محقق در برابر چشم میلیون‌ها بیننده به اتهامات اخلاقی و نیز سیاسی و امنیتی اعتراف کرد و کمتر از یک سال بعد در پاییز ۱۳۷۳ به طرز مشکوکی در زندان درگذشت. بعد از آشکار شدن ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای از سعیدی سیرجانی نیز به عنوان یکی از مقتولان سعید امامی نام برده شد.

آذر ۱۳۷۹. مهندس عزت‌الله سحابی دستگیر و پس از شش ماه انفرادی بر صفحه تلویزیون ظاهر و به اقدام برای براندازی نظام اعتراف کرد. هم‌زمان، علی افشاری، عضو دفتر تحکیم وحدت، نیز بعد از وقایع ۱۸ تیر بازداشت و پس از ۴۵ روز زندان انفرادی و شکنجه‌های روحی و جسمی در مقابل دوربین تلویزیون اعترافاتی را علیه جنبش دانشجویی و ارتباط آن با خارج از کشور بیان کرد. علی افشاری احساس عذاب وجدانی را که پس از اعتراف گریبانگیرش شده، ناشی از گفتن چیزهایی می‌داند که به آنها اعتقاد ندارد: «بدترین چیز برای یک انسان این است که حرفی را بزند که به آن اعتقاد ندارد، یا چیزی را بگوید که آن امر در عالم واقع وجود نداشته. فرض کنید شما در بخشی از حرکتی بودید، یک‌سری خواسته‌هایی را دنبال می‌کردید، حالا شما را به‌خاطر آن خواسته‌ها گرفته‌اند و مجبورتان می‌کنند حرفهایی علیه آن خواسته‌ها بزنید. در اصل علیه خودتان حرف می‌زنید. علیه آرمان‌هایتان حرف می‌زنید. علیه موجودیتان حرف می‌زنید. آن بزرگ‌ترین و شریف‌ترین سرمایه و موجودیت شماست که شرافت‌تان است و آن آزادی‌تان در انتخاب و بیان اعتقادتان است، آن را از شما سلب می‌کنند. انسانی که این را نداشته باشد، طبیعی است که دچار عذاب می‌شود تا موقعی که بتواند خودش را از این مخمصه نجات بدهد و اعلام کند که این حرف‌ها حرف‌های او نیست، بلکه حرف‌هایی‌ست که به زور در دهان او گذاشته‌اند و حرف‌های تیم بازجویی است. همان تیمی که علیه او بسیج شده‌اند».

۱۳۸۱. حسین قاضیان و عباس عبدی در پرونده‌ای که به نظرسنجی معروف شد، متهم به همکاری با دولت‌های متخاصم و تبلیغ علیه نظام شدند. این دو نیز در مقابل دوربین تلویزیون به این اتهامات اعتراف کردند و هرکدام چندین سال حبس کشیدند. در همین سال سیامک پورزند، روزنامه‌نگار ۷۱ ساله، در یک مصاحبه تلویزیونی با نام بردن از بسیاری از نویسندگان و هنرمندان، آنان را متهم به ارتباط با رسانه‌های خارجی کرد.

روزبه میرابراهیمی در پرونده موسوم به وبلاگ‌نویسان به همراه امید معماریان، شهرام رفیع‌زاده و جواد تمیمی، در سال ۱۳۸۳ بازداشت شد. وی در مورد پروژه اعتراف‌گیری خودش چنین می‌گوید: «وقتی در زندان هستید، به نظر من دیگر خدا وجود ندارد. در آنجا خدا بازجو است. شرایطی برای زندانی در آنجا بوجود می‌آورند، با ایزوله کردنش، با رفتارهایی که انجام می‌دهند، که تنها منجی آدم در آنجا می‌شود بازجویی که روزانه می‌آید و از تو سوال و جواب می‌کند و تو مجبوری که انگار به خدا پاسخ بدهی و بازجوی تو  تنها کسی ست که می‌تواند تو را  نجات بدهد. من یک هفته جایم در سلول انفرادی بود، روزانه کتک می‌خوردم. برای مسایل مختلف. تحقیر و توهین و انواع و اقسام مسایل مطرح بود تا این که به جایی رسیدم که شخصیت‌ام شکسته شد و احساس کردم که تنهای تنها هستم و هیچ کس از من دفاع نمی‌کند. تصمیم گرفتم خودم حداقل با تن دادن به یک‌سری اعترافات از آن فضا خارج شوم و بتوانم از خودم دفاع کنم».

ابراهیم نبویBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  ابراهیم نبوی ابراهیم نبوی، طنزنویس معروف روزنامه‌های دوران اصلاحات، نیز به همراه مسعود بهنود، یکی دیگر از بازیگران پروژه اعترافات بود. نبوی حبس در سلول انفرادی را مهم‌ترین دلیل برای نشستن جلوی دوربین و گفتن هر آنچه که بدان اعتقاد نداری می‌داند:«در زندان انفرادی به شما واقعیت را یک‌جور دیگر نشان می‌دهند. به شما می‌گویند که مثلا، خانواده‌‌تان تحت فشار است، به شما می‌گویند مثلا همسرتان در سلول بغلی است. به شما می‌گویند مثلا دوستان‌تان را گرفته‌اند. به شما می‌گویند سه نفر را اعدام کرده‌ایم و این چیزها. می‌آیند برای شما داستان‌هایی که دارد بیرون اتفاق می‌افتد را یک‌جور دیگر می‌گویند. مثلا به شما می‌گویند موسوی دستگیر شده، خاتمی دستگیر شده و به‌هرحال همه هم اعتراف کرده‌اند. در حقیقت یک‌جور نمایشی را برای شما بازی می‌کنند. اینها خیلی موثر است و می‌تواند کاملا در روحیه‌ی فرد تاثیر بگذارد. شما را می‌رسانند به جایی که در آنجا شروع می‌کنید به گفتن چیزهایی که فکر می‌کنید، بسیار خب، حالا که مملکت از بین رفته و اینها هم که می‌خواهند من را اعدام می‌کنند، من هم می‌آیم حرف‌هایی می‌زنم که حداقل مثلا پنج سال یا ده سال زندان بروم ».

هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو نیز از دیگر کسانی بودند که مجبور به اعترافات تلویزیونی شدند. این سه پژوهشگر و محقق در سال ۱۳۸۶ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام بازداشت شدند.

چرا اعتراف؟

روزبه میرابراهیمی یکی از قربانیان اعتراف‌گیری می‌گوید، شکستن شخصیت زندانی اولین قدم برای موفقیت در پروژه اعتراف‌گیری است: «کسانی که قربانی چنین پروژه‌هایی می‌شوند در نگاه بازجویان و آن تیمی که دارد این قضیه را اجرا می‌کند، اول باید آن شخصیت و آن زندانی را بشکنند. به لحاظ شخصیتی این آدم را بشکنند که تحت کنترل خودشان باشد تا بتواند در آن سناریویی که آنها می‌خواهند بازی کند. به خاطر همین، معمولا در همان شرایط اولیه‌ی بازداشت، آدم‌ها را در یک حالت ایزوله قرار می‌دهند و انواع و اقسام فشارهای جسمی و روحی بر او می‌آورند تا این آدم از شرایط نرمال خارج شود».

میرابراهیمی محور اصلی فشارهای وارد برای اجرای پروژه اعتراف‌گیری را اینگونه برمی‌‌شمرد: «من یک هفته تلاش می‌کردم مقاومت کنم و زیر بار اتهامات نروم. اینها دو تا محور را در فشارهای اولیه خیلی روی زندانی‌ها وارد می‌کنند، بخصوص زندانی‌های مطبوعاتی و سیاسی، و آن هم این است که در همان اول قضیه بحث‌های غیراخلاقی را مطرح می‌کنند و سعی می‌کنند یک‌سری اعترافات غیرواقعی از بحث‌های اخلاقی، روابط نامشروع و کارهایی که مثلا برفرض بتوانند از آن استفاده کنند و بگویند این آدم‌ها آدم‌های فاسدی هستند بگیرند. دوم، فشار زیادی می‌آورند روی این که این آدم جاسوس است، یعنی با بیگانگان ارتباط دارد و با آنها کار می‌کند. این دو مقوله‌ا‌ی است که به نظر من در تمام بازداشت‌هایی که در مورد فعالان سیاسی و مطبوعاتی در طول این سال‌ها بوده، به عنوان اصلی‌ترین تم بازجویی روی زندانی‌ها به کار گرفته می‌شود که بتواند آن شخص را با این دو اتهام بشکنند و تحت کنترل خودشان قرار دهند».

ابراهیم نبوی فشار روحی را اصلی‌ترین وسیله بازجویان برای گرفتن اعتراف می‌داند: «فشار جسمی اصلا تاثیری در تغییر روحیه ندارد. فشار جسمی بیشتر آدم را به مقاومت تحریک می‌کند و شاید فضای امید و انرژی را بیشتر در آدم بوجود می‌آورد. بعد هم رابطه‌ی بازجو و زندانی را به هم می‌ریزد. در حالی که اساس اعتراف‌گیری بر ناامید کردن زندانی است که ناامید کردن زندانی خیلی سریع و بخصوص در شرایط انفرادی در بازجویی‌ها به دست می‌آید».

هدف اعتراف‌گیر‌ها چیست؟

ابراهیم نبوی و روزبه میرابراهیمی معتقدند، هدف اعترافات تلویزیونی تاثیرگذاری بر قشر خاصی از مردم است که معتقدند هر آنچه تلویزیون می‌گوید درست است، و نیز کسانی که تنها رسانه‌‌شان صدا و سیمای جمهوری اسلامی است. علی افشاری اما دلایل دیگری را برای اعتراف گیری قائل است: «به اعتقاد من آنها این کار را برای این انجام نمی‌دهند که روی افکار عمومی اثر بگذارند یا ذهنیت‌شان را عوض کنند یا آنها باور کنند. اهدافی که آنها دنبال می‌کنند، چند چیز است. یک، نشان‌دادن قدرت خودشان که مخالفین را بترسانند که آنها می‌توانند هرکاری را بکنند و هر اراده و مقاومتی را بشکنند. دوم ایجاد فضای وحشت و ارعاب و ناامیدی است که در جامعه ایجاد می‌شود. به هر حال افرادی آمده‌اند و از فردی حمایت کرده‌اند، از جریانی حمایت کرده‌اند. وقتی می‌بینند فعالان آن جریان، کسانی که در آن حضور داشته‌اند می‌شکنند، این ممکن است در آن بخش تاثیر ناامیدکننده‌ای بگذارد یا به اختلافات و انشقاقات در داخل آن جریان دامن بزند».

«ما به کسی اجازه قهرمان شدن نمی‌دهیم» این پیام دیگری است که  به اعتقاد علی افشاری مجریان اخذ اعترافات به مردم و جریانات سیاسی می‌د‌هند. "به دست آوردن اقتدار فروریخته حاکمیت" نیز دلیل دیگری است که وی برای اجرای پروژه اعتراف‌گیری ذکر می‌کند.

هاله اسفندیاریBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  هاله اسفندیاری افشاری مهم‌ترین دلیل اجرای این پروژه را اینگونه بیان می‌کند: «چون اتهامات و ادعاهای مطرح‌شده علیه فعالان بی‌اساس است و آنها نمی‌توانند هیچ مستندی و سند تاییدکننده‌ای برای این اتهامات بی‌اساس بیاورند، متهم را مجبور می‌کنند که اعتراف کند تا بتوانند پشتوانه‌ی حقوقی و قانونی برای ادعاهای بی‌اساس خودشان درست کنند و همچنین آن سوخت پروپاگاندای تبلیغاتی خودشان در جامعه را تامین کنند و به همه بقبولانند که این ادعای ما درست بود».

وی به طرح ادعای انقلاب مخملی در اعتراضات اخیر به نتایج انتخابات اشاره کرده و اثبات این ادعای از پیش تعیین شده را یکی از مهم‌ترین دلایل اعتراف‌گیری های اخیر می‌داند.

روزبه میرابراهیمی نیز در این مورد با علی افشاری هم‌عقیده است: «اینها یک‌سری توهماتی است که بخشی از اینها را اول جمهوری اسلامی زمینه‌هایش را در رسانه‌های خودش بوجود آورده، در بولتن‌های خودش برای مقامات بوجود آورده و بعد وقتی افراد را می‌گیرند دنبال این هستند که آنها را بازیگران آن سناریویی کنند که خودشان برای توجیه عملکردشان نیاز دارند».

اینک یک بار دیگر جامعه شاهد فیلم‌های تکراری‌ای است که تنها بازیگران آن عوض شده‌اند. این بار سوژه، اعتراض به نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری است و بازیگران آن، یا جوانان شرکت‌کننده در این اعتراضات‌اند و یا اعضای احزاب سیاسی، افرادی چون امیر حسین مهدوی، روزنامه‌نگاری ۲۷ ساله که جوان‌ترین عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است.

نویسنده: میترا شجاعی
تحریریه: بهنام باوندپور

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4451020,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 Jul 2009 و ساعت 17:6 |
Balatarin
گزارش تلویزیون آلمان؛ فروش لوازم شکنجه به رژیم

پوستر اعتراضات 18 تیر

 

فیلم؛ ادامه اعتراضات شبانه مردم در تهران

فیلم؛ نمایش مشمئزکننده اعترافات تلویزیونی

 

 فيلم : تصاویری که دروغهای صدا و سيما  در مورد مرگ ندا را آشکار ميکند

عکس : حمله مشترک لیاس شحصی ها و پليس ضد شورش به يک خانه

فيلم : تصاویر ویدئویی جدید از تیراندازی مستقیم به سوی مردم

 عکس : آرامگاه ندا آقا سلطان

 توزیع اطلاعیه های ممنوعیت داد و ستد با بهاییان + عکس

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 Jul 2009 و ساعت 16:56 |
Balatarin
چهارشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۸

پیروز

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 23:4 |
Balatarin

پیشنهاد وزیر دادگستری پیشین کانادا: محاکمه

 احمدی‌نژاد در دادگاه بین‌المللی

 

 

وزیر پیشین دادگستری کانادا در نشست شورای هماهنگی سازمان‌های غیردولتی آلمان خواستار ممنوعیت سفر خارجی برای محمود احمدی‌نژاد و محاکمه وی در دیوان‌عالی بین‌المللی شد. وی برخورد با احمدی‌نژاد را وظیفه کشورهای دموکرات دانست.

 

پروفسور ایروین کوتلر، وزیر دادگستری پیشین و نماینده فعلی مجلس کانادا، در جمع اعضای شورای هماهنگی سازمان‌های غیر دولتی گفت: «برای جلوگیری از کشتار مردم و مقابله با فرهنگ نفرتی که احمدی‌نژاد دائما با فراخوان به نابودی اسرائيل رواج می‌دهد، باید به صورت جدی اقدام کرد.»

شورای هماهنگی سازمان‌های غیردولتی آلمان، مبتکر برپایی نشستی برای مبارزه با گرایش‌های یهودی‌ستیزانه است که ساعت هفت بعد از ظهر پنجشنبه (دوم جولای) در برلین آغاز می‌شود. پروفسور ایروین کوتلر یکی از سخنرانان این نشست است.

پروفسور کوتلر در آستانه این نشست خواستار آن شد که دولت‌های دموکراتیک جهان احمدی‌نژاد و سایر رهبران ایران، که رواج‌دهنده نفرت هستند، را به خاک خود راه ندهند. وی همچنین خواستار برخورد شورای امنیت سازمان ملل متحد با تحریک‌های احمدی‌نژاد برای کشتار مردم شد و پیشنهاد کرد که شورای امنیت پرونده وی را برای محاکمه تسلیم دادگاه بین‌المللی کند.

وزیر دادگستری سابق کانادا، به ویژه از دولت آلمان خواست که به خاطر تعهداتش در برابر تاریخ، دست به اقدام جدی علیه تحریکات احمدی‌نژاد بزند.

اشتفان جی کرامر، دبیرکل شورای مرکزی یهودیان آلمان، ضمن پشتیبانی از خواست‌های پروفسور کانادایی، خواستار پیگیری پیشنهادهای وی شد. کرامر همکاری‌های اقتصادی آلمان با جمهوری اسلامی ایران را غیرقابل قبول خواند.

در برپایی نشست شورای هماهنگی سازمان‌های غیردولتی برای مقابله با یهودی‌ستیزی، "جامعه یهودیان برلین"، "مجمع یهودیان برای دموکراسی و علیه یهودی‌ستیزی" و نهادی به نام "پروژه اسرائيل" با این شورا همکاری کرده‌اند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 23:3 |
Balatarin

افزایش مشکلات دیپلماسی خارجی دولت احمدی‌نژاد

 

پس از لغو سفر محمود احمدی‌نژاد به مصر و لیبی، رسانه‌های ایران خبر داده‌اند سفر سلطان قابوس، پادشاه عمان نیز به ایران لغو شده است. تحلیلگران مشکلات پیش‌آمده در دیپلماسی خارجی احمدی‌نژاد را با بحران پیش‌آمده پس از انتخابات ایران مرتبط می‌دادند.

 

سفر محمود احمدی‌نژاد به لیبی ساعاتی پیش از پرواز لغو شد. احمدی‌نژاد قرار بود در نشست روز چهارشنبه (۱۰ تیرماه / اول ژوئیه) اتحادیه افریقا شرکت کند. بررسی سرمایه‌‌گذاری در صنایع کشاورزی کشورهای آفریقایی، موضوع اصلی دستور کار اجلاس سران اتحادیه آفریقا بود.

جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه دولت احمدی‌نژاد، برای روابط خود با قاره آفریقا اهمیت زیادی قائل است. منوچهر متکی، وزیر خارجه، اخیرا افریقا را "شریک استراتژیک" ایران خواند. وزارت خارجه‌ی ایران دلیل لغو سفر محمود احمدی‌نژاد را "قطعی" نبودن این سفر و "مشغله‌های کاری رئیس‌جمهوری" اعلام کرد. اما گفته می‌شود، لغو این سفر با بحران پیش‌آمده بر سرنتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران مرتبط است.

پیش از این، سفر پیش‌بینی‌شده احمدی‌نژاد به مصر برای شرکت در اجلاس سران جنبش عدم تعهد نیز لغو شده بود. این اجلاس قرار است اواخر تیرماه در شهر بندری شرم‌الشیخ برگزارشود.

لغو سفر سلطان قابوس

هرچند دولت ایران از توضیح علت اصلی لغو دو سفر احمدی‌نژاد طفره رفته، اما منابع عمانی لغو سفر سلطان قابوس به تهران را به‌طور مشخص "بحران‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری" در ایران ذکر کرده‌اند. به نوشته‌ی روزنامه‌ی "سرمایه"، سلطان قابوس قرار بود در تاریخ ۲۸ ژوئن (۷ تیرماه) به تهران سفر کند. این سفر در صورت انجام، اولین سفر رسمی پادشاه عمان به ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ محسوب می‌شد. خبرگزاری فرانسه به نقل از مقام‌های دولت عمان گفته است، این سفر برای مدت نامشخصی به تعویق افتاده است.

اعتراض نامزدهای رقیب احمدی‌نژاد و نیز میلیون‌ها رای‌دهنده به نتایج انتخابات در دوهفته‌ی گذشته، به تردید‌های جدی در محافل بین‌المللی درمورد سلامت انتخابات ایران و ادعای پیروزی محمود احمدی‌نژاد دامن زده است. دو تن از جدی‌تری رقیبان احمدی‌نژاد نتایج انتخابات را نپذیرفته‌ و اعلام کرده‌اند که او را به عنوان رئیس‌جمهور ایران به‌رسمیت نمی‌شناسند. تحلیلگران علت اصلی  مشکلات پیش‌آمده در دیپلماسی خارجی دولت احمدی‌نژاد را بحران بر سر نتایج انتخابات در ایران می‌دانند.

بحران در مناسبات با غرب

هیلاری کلینتون: دولت ایران با بحران مشروعیت روبروستBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  هیلاری کلینتون: دولت ایران با بحران مشروعیت روبروست اعتراض‌های گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران بازتاب بسیار گسترده‌ای در جهان داشت. از میان بیش از ۱۸۰ کشور جهان، تنها ۱۱ کشور به محمود احمدی‌نژاد به عنوان "نامزد پیروز" انتخابات تبریک گفتند. بحران انتخابات بیشرین تاثیر در در مناسبات خارجی ایران با ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا برجای گذاشته است.

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه‌ی آمریکا، روز سه‌شنبه‌ی گذشته (۹ تیرماه) علنا اعلام کرد که دولت احمدی‌نژاد با "بحران مشروعیت سیاسی" روبروست. خانم کلینتون که در یک کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن با خبرنگاران گفت‌وگو می‌کرد، اظهار داشت، فکر نمی‌کند با بازشماری بخشی از آرا بحران اعتماد در ایران فروکش کند.

وزیر امورخارجه آمریکا تاکید کرد: «به دلیل حوادث پس از انتخابات، ایالات متحده آمریکا ناگزیر است در ارتباط خود با ایران با احتیاط عمل کند.»

هم‌زمان اتحادیه‌ی اروپا نیز در حال بررسی سطح روابط با جمهوری اسلامی ایران است. خبرگزاری‌ها گزارش داده‌اند که دیپلمات‌های اروپایی در حال بررسی فراخواندن همزمان ۲۷ سفیر اروپایی از تهران هستند. تهران اخیرا ۹ تن از کارمندان ایرانی سفارت بریتانیا را بازداشت کرد. ایران بریتانیا را به دخالت در امور داخلی خود متهم می‌کند. قبل از آن ایران دو تن از دیپلمات‌های بریتانیانی را اخراج کرده بود که با اقدام متقابل بریتانیا روبرو شد.

اکثر کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا نسبت به نتایج اعلام‌شده‌ی انتخابات ریاست جمهوری تردید دارند و در رخدادهای سه‌هفته‌ی اخیر جانب معترضان را گرفته‌اند. آنها انتخاب مجدد محمود احمدی‌نژد را تایید نکردند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 22:46 |
Balatarin

مرکل خواستار اعلام همبستگی گروه

 هشت با مردم ایران شد

آنگلا مرکل؛ صدر اعظم آلمان

۱۳۸۸/۰۴/۱۱
آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، ابراز امیدواری کرد که سران کشورهای گروه هشت در نشست هفته آینده خود در حمایت از مردم ایران «پیام همبستگی محکمی» بفرستند.

آنگلا مرکل روز پنجشنبه طی نطقی در پارلمان آلمان، با اشاره به «تحولات تکان‌دهنده» پس از انتخابات ریاست‌ جمهوری ایران گفت که رهبران گروه هشت باید نشان دهند که «فکر و ذهن ما با مردمی است که هر روز دستگیر می‌شوند» و جهان هرکاری بتواند خواهد کرد که مردم ایران از کانون توجه دور نیفتد.

صدر اعظم آلمان همچنین تأکید که  رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران نباید تلاش‌های مربوط به برنامه هسته‌ای این کشور را تحت‌الشعاع قرار دهد.

آنگلا مرکل همچنین از پیشنهاد دولت باراک اوباما برای «مذاکره مستقیم با تهران درباره برنامه هسته‌ای ایران» حمایت کرد.

‌آلمان از جمله کشورهایی بود که پس از سرکوب تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم که در اعتراض به نتایج انتخابات صورت گرفته بود، با احضار سفیر ایران مراتب اعتراض برلین را اطلاع تهران رساند.

هفته گذشته نیز آنگلا مرکل در سفر خود به واشینگتن همراه با رئیس‌جمهوری آمریکا خشونت‌های اخیر علیه تظاهرات مردمی در ایران را محکوم کرده بود

در نشست وزرای خارجه گروه هشت که هفته گذشته در شهر تیریسته ایتالیا برگزار شد، این گروه در بیانیه‌ای از ایران خواست بی‌درنگ خشونت علیه معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری را متوقف کند و «هرچه سریع‌تر» به بحران پیش آمده پایان دهد.

در بیانیه‌ وزیران خارجه بریتانیا، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، روسیه و ایالات متحده آمده است: «ما از رویدادهای پس از انتخابات ریاست‌ جمهوری ایران نگرانیم. ما کاملا به حاکمیت ملی ایران احترام می‌گذاریم. در عین حال ما از خشونتی که پس از انتخابات منجر به جان باختن شهروندان ایرانی شد، متاسفیم و از ایران می‌خواهیم به حقوق بنیادین بشر احترام بگذارد.»

هشت کشور صنعتی در ادامه از جمهور ی اسلامی خواسته‌اند که بحران پس انتخابات را از راه «گفت‌وگوی دموکراتیک و روش‌های مسالمت‌آمیز» حل و فصل کند.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و شماری دیگری از مقام‌های جمهوری اسلامی کشورهای غربی را متهم می‌کنند که در اعتراض‌های اخیر ایران نقش دارند.

در این میان روابط ایران و بریتانیا در بحبوبه رویدادهای اخیر هرچه بیشتر تیره شد. پس از آنکه آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه تهران دولت بریتانیا را «خبیث» خواند لندن سفیر ایران را احضار کرد.

تهران پس از آن دو دیپلمات بریتانیایی را اخراج کرد و لندن نیز در اقدامی تلافی‌جویانه دستور خروج دو دیپلمات بریتانیایی از خاک این کشور را صادرکرد.

‌با دستگیری ۹ کارمند ایرانی سفارت بریتانیا در تهران تنش میان دو کشور به اوج خود رسید به طوری که با واکنش اتحادیه اروپا مواجه شد. از این شمار کارمندان ایرانی سفارت بریتانیا، به جز یک نفر بقیه افراد تا امروز آزاد شده‌اند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 22:44 |
Balatarin

بازداشت گسترده فعالین دانشجویی دانشگاه صنعت نفت

خبرنامه امیرکبیر: پس از آزادی امین نیکزاده و حسین رحیمی دو دانشجوی بازداشت شده دانشگاه صنعت نفت بعد از تحصن دانشجویان، روز چهارشنبه دهم تیرماه نیز چند تن دیگر از دانشجویان این دانشگاه به کمک حراست دانشگاه بازداشت شدند.

سجاد طاهرزاده دبیر انجمن اسلامی دانشکده نفت اهواز به همراه سهند بختیارپور دبیر سه دوره سابق انجمن اسلامی این دانشکده، مصطفی منفرد عضو شورای صنفی، مهدی کریمی از فعالین سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و دانشجوی کنونی این دانشکده و پیام پیکری دیگر دانشجوی این دانشکده، دانشجویان بازداشت شده اخیر هستند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این دانشجویان به دعوت مهدی زاده رئیس حراست دانشگاه صنعت نفت چهارشنبه عصر به دفتر حراست دانشکده نفت اهواز رفتند، و پس از آن به وسیله مأمورین امنیتی در دفتر حراست بازداشت شدند.

از وضعیت دانشجویان بازداشتی تا کنون خبری در دست نیست.

مهدی زاده در جواب دانشجویان برای توجیه این عمل خود اذعان داشته است که این افراد از سوی سپاه بوده و حکم بازداشت در دست داشتند و وی اگر از تحویل دانشجویان خودداری کرده بود، خود وی بازداشت می شده است.

گفتنی است که در روز های اخیر دانشجویان دانشگاه صنعت نفت شاهد موج احضار گسترده و بی سابقه فعالین دانشجویی به کمیته انضباطی بوده است. فعالین دانشجویی منتقد این دانشگاه در روزهای اخیر به شدت تحت فشار هستند و با توجه به فرا رسیدن فصل تابستان و تعطیل شدن دانشگاه نیروهای امنیتی و مسئولین دانشگاه سعی دارند با حداکثر سوء استفاده از نبودن دانشجویان در دانشگاه فعالین دانشجویی را به شدید ترین وجه ممکن تحت فشار قرار دهند.



+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 22:42 |
Balatarin

لغو و تعويق پی در پی سفرهای ديپلماتيک

روزنامه سرمایه: سياست خارجي جمهوری اسلامی مرتبط يا غيرمرتبط از فضاي پس از انتخابات رياست جمهوري كه منجر به بروز حدود دو هفته ناآرامي در اعتراض به اعلام نتايج انتخابات شد، تاثير گرفته و دستخوش تغييراتي شده كه دامنه آن به لغو سفر محمود احمدي نژاد به كشورهاي خارجي و لغو سفر سران كشورهاي ديگر به ايران كشيده شده است. احمدی نژاد قرار بود ديروز در راس هيات بلندپايه سياسي- اقتصادي به منظور حضور و سخنراني در اجلاس دو سالانه اتحاديه آفريقا، به ليبي سفر كند. اما به ناگاه صبح ديروز اعلام شد اين سفر لغو شده است. پس از لغو سفر محمود احمدي نژاد به شرم الشيخ مصر و ليبي، سفر سلطان قابوس پادشاه عمان به ايران نيز لغو شد. عامل قطعي در تعويق سفر پادشاه عمان به ايران، ناآرامي ها و بحران هاي پس از انتخابات رياست جمهوري اعلام شده است. خبرگزاري فرانسه در مسقط به نقل از مقامي كه به نامش اشاره اي نكرد، گزارش داد سلطان قابوس پادشاه عمان سفرش به تهران را به تعويق انداخته است. مقام ياد شده گفت اين سفر براي مدت نامشخصي به تعويق افتاده است. خبرگزاري فرانسه به نقل از اين مقام مسائل اخير در ايران را دليل تغيير برنامه سفر قابوس معرفي كرد. لغو سفر احمدي نژاد به كشورهاي خارجي و لغو سفر پادشاه عمان به ايران در حالي رخ داده است كه هيلاري كلينتون وزير امورخارجه آمريكا سه شنبه گذشته با طرح اين ادعا كه دولت ايران در حال حاضر با بحران مشروعيت مواجه است، تاكيد كرده بود: «رخدادهاي اخير قطعاً عاملي است كه ايالات متحده را وادار مي كند در ارتباط خود با ايران احتياط به خرج دهد.»از اين رو بعيد نيست احتياطي كه ايالات متحده آمريكا در خصوص ايران مدنظر دارد از اين پس و در طول چهار سال آينده مورد توجه ساير كشورها نيز قرار گيرد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 22:41 |
Balatarin

بسته شدن دفاتر شبکه "العالم" در اردن

سایت پارسینه: سایت اینترنتی شبکه تلویزیونی عرب زبان العالم نوشته است که دفاتر این شبکه خبری در امان، پایتخت اردن، به دستور وزارت اطلاع رسانی این کشور بسته شده است.

العالم همچنین از دستور دولت اردن برای بسته شدن دفاتر شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان پرس تی وی، که آنهم متعلق به دولت ایران است، خبر داده است.

براساس این گزارش، مقامات دولت اردن "مجوزهای" این دو شبکه تلویزیونی را لغو و فعالیت آنها در امان را منع کرده اند.

به نقل از نبیل الشریف، وزیر اطلاع رسانی اردن، گزارش شده که شبکه العالم مجوزهای لازم را از دولت این کشور دریافت نکرده بود اما العالم گفته است که بیش از شش ماه پیش، درخواست های لازم را تسلیم مقامات اردن کرده و در انتظار صدور مجوز بوده است.

این گزارش می افزاید که شبکه تلویزیونی پرس تی وی هم تقاضای صدور مجوز فعالیت در اردن را کرده بود اما تا زمان تعطیلی دفاتر آن، این مجوز صادر نشده بود.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 22:39 |
Balatarin
بهشت زهرا
به گزارش خبرنگارآژانس ايران خبر روز پنجشنبه درمزار شهيدان د رقطعه هاي259/254/256/257/263 و264 خانواده هاي شهدا تجمعي برگزار كردند . مردم باگل كنار مزار شهدا مي ايستادند واداي احترام ميكردند .
صحنه هاي دردناك خانواده شهدا اعم ازمادران و پدران داغديده ، خواهران و برادرا ن شهدا كه باصداي بلند فرياد ميزدنند وبرعليه نظام شعار ميدادند بسيار تكان دهنده بود .
تعداد لباس شخصي ها و نيروهاي سركوبگرد رصحنه بسيار زيادتر از جمعيت بود اما از ترس جمعيت شركت كننده, جرات نزديك شدن به خانواده ها را پيدا نميكردند .
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 22:38 |
Balatarin
شعار نويسي بر روي ديوارها
به دنبال سركوب وحشيانه و به شهادت رساند ن معترضان و جوانان در تهران, اين روزها شاهد افزايش اعتراضات به صورت شعار نويسي بر روي ديوارهاي شهر تهران هستيم , عكسي كه ملاحظه ميكنيد نمونه اي از اين شعار نويسي ها مي باشد .
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 22:36 |
Balatarin
بنابه خبر دريافتي از مشهد, ديروز در برخي خيابانها و تعدادي از منازل در منطقه سجاد, اطلاعيه هايي پخش شده و از مردم خواسته شده در راهپيمايي روز جمعه مشهد از ساعت 1700 از فلكه پارك به سمت حرم شركت نمايند. https://www.ina-newsagency.com/News-Details.aspx?newsId=24606&back=1
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 22:35 |
Balatarin

صدای اعتراضات گسترده مردم تهران بر بام خانه های خود

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از مناطق مختلف تهران ، مردم تهران امشب همانند شبهای گذشته بر بام منازل خود حاضر شدند و نداهای اعتراض گسترده خود را سر دادند.
از هر کوچه وخیابان و محله صدای فریاد های اعتراض مردم نسبت به شبهای گذشته رساتر و گسترده به گوش میرسد. ندای بانک اعتراض الله و اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور و در مواردی زیادی شعار مرگ بر خامنه ای سکوت شبهای تاریک وظلمانی استبداد را در هم می درید و فضای رعب و وحشت بر قلب سیاه سرکوبگران حاکم وارد می کرد. مردم تهران امشب از ساعت 22:00 تا حوالی 23:00 بصورت گسترده بر بام خانهای خود قرار گرفتند و همه با هم ندای الله اکبر سر دادند آنها همچنین شعارهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای سر دادند. فریادها از تمامی نقاط تهران شنیده می شد.
نیروهای گارد ویژه ،سپاه پاسداران،بسیج و لباس شخصیها با موتورهای خود ساعاتی قبل از شروع فریادهای اعترض مردم در سطح کوچه و محلات نمایش قدرت و وحشت بر پا کرده بودند. همچنین نیروهای پیاده آنها ضمن تخریب اموال مردم به درب منازلی که صدای الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور می دادند با باتوم های خود می کوبیدند. آنها همچنین به منازل مردم سنگ پرتاب می کردند این سنگها گاها باعث تخریب شیشۀ پنجرههای منازل می شد و این مسئله باعث می شد که علاوه بر شعار مرگ بر دیکتاتور شعار مرگ بر خامنه ای هم داده می شد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،از صدای اعتراض مردمی که بصورت گسترده علیه دیکتاتور حاکم سر میدهند و خواهان آزادی و دمکراسی در گشورشان هستند حمایت می کند. و از مراجع بین المللی می خواهد که به فریادهای آزادیخواهانه مردم ایران گوش فرا دهند وبه حمایت از انسانیت در ایران برخیزند.

11 تیر 1388 برابر با 2 ژون 2009

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 12:7 |
Balatarin

۶ نفر در زندان اوین تهران به دار آویخته شدند

سازمان حقوق بشر ایران ، ۱ ژولای

بنا به گزارش خبرگزاری حکومتی ایران ، ایسنا، ۶ نفر در زندان اوین صبح امروز (چهارشنبه) به دار آویخته شدند هویت هیچ کدام از این ۶ نفر اعدام شده و همچنین علت محکومیت ایشان اعلام نشده است

وبسایت خبری ، باشگاه خبرنگاران جوان نیز گزارش کرده که شخصی به نام علیرضا ، ۲۸ سال ، به جرم قتل دوستش در زندان اوین اعدام شده است

خبرگزاری ایسنا نوشت که علت محکومیت این ۶ نفر اعدام شده امروز قتل نفس بوده است . همچنین این گزارش از به تعویق افتادن اعدام ۳ نفر دیگر که قرار بود امروز اعدام شوند خبر داد . یکی‌از این افراد نوجوانی به نام حسین ر بوده که در سن ۱۶ سالگی مرتکب قتل شده است.

سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران گفت : ما از اینکه هویت هیچ یک از اعدام شدگان امروز اعلام نشده است نگران می‌‌باشیم . صرف نظر از علت محکومیت این افراد ، اعدام‌های امروز را محکوم کرده ، و مجددا بر نگرانی خود بابت اینکه بسیاری از بازداشت شدگان در طی اعتراض‌های دموکراسی خواهی‌اخیر ایران در خطر شکنجه شدن و اعتراف گیری تحت فشار می‌‌باشند ، تاکید می‌‌نماییم.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 12:6 |
Balatarin
فیلم؛ پرتاب سنگ بسوی منازل مردم توسط ماموران

ویدئوکلیپ؛ به یاد ندا و همه جان باختگان راه آزادی

فیلم؛ عکس ندا در مجلس نمایندگان آمریکا

 

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 12:6 |
Balatarin

شكايت عليه احمدى نژاد به دادستانی مصر

سایت فارسی شبکه خبری العربیه: ممدوح اسماعيل وكيل مدافع گروههاى اسلامى مصر در روز چهارشنبه 1/7/2009 به دليل "عدم مشروعيت محمود احمدى نژاد در اعلام پيروزى و اهانت به صحابه ى پيامبر در جريان مبارزات انتخاباتى اش به دادستانى كل مصر شكايت برد.

اين وكيل مشهور مصرى در دادخواست خود از مقامات قضايى كشورش خواسته است كه مانع ورود احمدى نژاد به خاك مصر شوند. طبق برنامه ى قبلى قرار بود در نيمه ى ژوئيه ى جارى احمدى نژاد در كنفرانس سران كشورهاى غير متعهد در شهر ساحلى شرم الشيخ مصر حضور يابد.

ممدوح اسماعيل در مدارك خويش يك سى دى را به دادستانى داده است كه احمدى نژاد را در حين سخنرانى تلويزيونى عليه صحابه ى پيامبر (ص) نشان مى دهد. احمدى نژاد در اين سخنرانى در انتقاد از ميرحسين موسوى و كروبى، به طلحه بن عبيدالله و زبير بن العوام اشاره مى كند و اين دو صحابه ى پيامبر (ص) را متهم به ارتداد مى نمايد.

وكيل مدافع گروههاى اسلامى مصر در ادله ى خود تأكيد مى كند كه "احمدى نژاد براساس شواهد و قرائن در انتخابات تقلب كرده و پيروزى اش محرز نيست."

گفتنى است كه مطبوعات مصر پيش از اين نيز خبر از آن داده بودند كه حسنى مبارك به استقبال احمدى نژاد نخواهد رفت. بنابه تشريفات رسمى متداول يك رئيس جمهور مى تواند معاون خود را براى استقبال از سران ساير كشورها بفرستد.

مصر در اين دوره، رياست كنفرانس سران كشورهاى غير متعهد را از كوبا تحويل مى گيرد و پس از آن قرار است به ايران تحويل دهد. در اين رابطه رسم بر اين است كه هماهنگى هايى بين كشور تحويل دهنده ى يك نهاد بين المللى و كشور تحويل گيرنده ى آن صورت گيرد.

طبق دادخواست شماره 12173 كه نسخه اى از آن به "العربيه.نت" رسيده است، احمدى نژاد در تاريخ 10/6/2009 در مصاحبه با شبكه ى سوم تلويزيون دولتى ايران (تنها نهاد رسانه اى موجود در اين كشور) دو صحابه ى مذكور را متهم به آن كرد كه نقض عهد كرده اند و با نافرمانى از ولى مسلمين اعمال صالح قبلى خود را از بين بردند. او همچنين به معاويه بن ابى سفيان كه يكى ديگر از صحابه ها بود توهين كرد.

وكيل مدافع گروههاى اسلامى مصر در دادخواست خود آورده است كه همه ى اهل سنت اين اعتقاد را دارند كه طلحه بن عبيدالله و زبير بن العوام از جمله 10 تن افرادى هستند كه توسط پيامبر (ص) به بهشت بشارت داده شده اند.

ممدوح اسماعيل ضمن تأكيد بر اينكه "احمدى نژاد از اين كار خود توبه نكرده است"، خواهان آن شد كه "اين شخص دستگير يا ممنوع الورود گردد". اين وكيل مى افزايد: "از آنجا كه با ادله ى بسيار، شخص مذكور با خودسرى و تقلب خود را تحميل كرده است، نمى تواند به عنوان يك رئيس دولت از تشريفات و مصونيتهاى سياسى بين المللى برخوردار گردد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 12:3 |
Balatarin
پیراهن سبز تیم ملی بانوان توقیف شد!

آينده : در حرکتی عجیب پیراهن های سبز تیم ملی فوتبال بانوان ایران در آستانه مسابقه های ‏آسیایی توسط مقامات فدراسیون فوتبال توقیف شد.‏
به گزارش خبرنگار آینده، تولیدی مجید که پس از برکناری علی دایی مسئولیت تامین ‏وسایل و پیراهن تیم های ملی فوتبال ایران به عهده گرفته، براساس رسم موجود در ‏فوتبال ایران، پیراهن های سبز رنگی را برای تیم ملی فوتبال بانوان ایران آماده کرده بود.‏
اما فدراسیون فوتبال در حالی که امشب تیم ملی بانوان کشورمان برای شرکت ‏در مسابقه های آسیایی تایلند راهی این کشور خواهد شد، دیروز پیراهن های سبز رنگ آن را ‏توقیف و از تحویل آن به تیم اعزامی جلوگیری کرده است.‏
به نظر می رسد فدراسیون فوتبال در تلاش است تا پیش از شروع مسابقه های فوتبال ‏بانوان آسیا، پیراهن های جدید را با رنگ سفید و قرمز به تایلند ارسال کند.‏
این واکنش احساسی و عجیب فدراسیون نسبت به رنگ سبز پیراهن تیم ملی در حالی ‏است که رئیس این فدراسیون نامه نگاری های متعددی هم برای محرومیت بازیکنان تیم ‏ملی که در بازی با کره جنوبی مچ بند سبز بسته بودند، انجام داد، ولی با جواب منفی ‏فیفا روبرو شده بود.‏
باید دید حساسیت به رنگ سبز در تیم های ورزشی کشورمان که در کنار سفید و قرمز برگرفته از پرچم سه ‏رنگ مقدس کشورمان است، چه دردسرهای جدیدی را برای متولیان ورزش کشورمان ‏پدید می آورد!
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 11:59 |
Balatarin
مخابرات برای جبران زيان دوره ای که ارسال پيامک را متوقف کرده بود هر پيامک را چندين بار ارسال ميکند!

ايلنا : از شب گذشته با برقراري مجدد سرويس يك پيامك چندين بار به دست مخاطب مي‌رسد درحاليكه ارسال كننده آن تنها يكبار پيامك را ارسال كرده است.
به گزارش ايلنا، نكته جالب اين جاست كه پيام‌هاي انتخاباتي كه مربوط به 21 روز پيش بوده، هم‌اكنون به دست مخاطبان مي‌رسد درحاليكه يك پيامك طبق قاعده بعد از 24 ساعت از شبكه خود به خود حذف مي‌شود.
سرويس پيام كوتاه درست يكروز قبل از انتخابات قطع شد و روز گذشته در ساعت 19 مجددا برقرار شد.
همچنين بر اساس اطلاعات دريافتي از مشتركان، يك پيامكي كه تنها يكبار شب گذشته ارسال شده، چندين بار متوالي به دست مخاطب مي‌سد و اين اگر يك اختلالات فني نباشد، يك درآمدزايي جديد جهت جبران 21 روز قطعي اين شبكه است.
گفتني است، پيگيري خبرنگار ايلنا جهت بررسي اين وضعيت و كسب تكليف از مسؤولين مخابرات و همراه اول بدون پاسخ مانده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 11:59 |
Balatarin

کشورهای اتحاديه اروپا فراخواندن سفيران خود از

 تهران را بررسی می‌کنند

به گزارش خبرگزاری فرانسه و به نقل از يک مقام آگاه، پيشنهاد فراخوان موقت سفرا برای چند روز به نشانه اعتراض به دستگیری کارمندان سفارت انگلستان در تهران خواهد بود. به گزارش همین خبرگزاری این پيشنهاد از سوی انگلیس به کشورهای عضو اتحاديه اروپا ارائه شده است. این پیشنهاد در جريان ديدار نمايندگان سياسی وزارت امور خارجه ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا در استکهلم، پايتخت سوئد، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4448476,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 11:57 |
Balatarin

خاتمی: پاسخ حکومت به اعتراض‌های مردم،

 ریختن خون آنها بود

 

محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران در اظهاراتی صریح و کم سابقه، حکومت را به تحقیر و سرکوب اعتراض مردم و ریختن خون آنها متهم کرد. او گفت که ، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد.

 

خاتمی که در  دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سخن می‌گفت، فضای تبلیغاتی کنونی را به فضایی تشبیه کرد که "مدام از آن سم به جامعه تزریق می‌شود" و در حالی که بساط "پروژه‌ی نخ‌نمای تواب‌سازی و گرفتن اعترافات بی‌اساس و نمایش‌های تلویزیونی" گسترده شده، همزمان "دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می‌شود.»

خاتمی که در اسفند گذشته خود از نامزدی ریاست جمهوری به سود میرحسین موسوی انصراف داد و در کارزار تبلیغاتی وی نقش برجسته‌ای داشت، در اظهارات روز چهارشنبه خود  از این که در پی رویدادهای اخیر دیگر بتوان مردم را به حضور در انتخابات تشویق کرد، ابراز ناامیدی کرد.

او گفت: « بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می‌توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت.»

صدا و سیما کجاست؟

رئیس دولت دوم خرداد سپس با یادآوری حرکت مسالمت‌آمیز مردم در انجام تظاهرات و پرسش توأم با سکوت آنها  از حکومت در باره‌ی سرنوشت رأیی که به صندوق ریخته‌اند، گفت: « و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام.»

انتقاد شدید به رویکرد صدا و سیما و رویه‌ی قوه‌ی قضائیه در حوادث اخیر بخش دیگری از اظهارات محمد خاتمی در جمع خانواده‌های دستگیرشدگان بود.

او با اشاره به بستن همه‌ی راه‌های خبررسانی برای رقبای احمدی‌نژاد گفت: ‌«امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده‌اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می‌شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده‌اند!»

خاتمی سپس به عدم اقناع جامعه در باره‌ی نتیجه‌ی اعلام‌شده‌ی انتخابات پرداخت و با این که خشونت بتواند به این عدم اقناع پایان دهد، مخالفت کرد. او گفت: «‌نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد.» خاتمی تداوم فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی کنونی را به عنوان «کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام»  توصیف کرد.

لزوم ایجاد یک هیئت مستقل

خاتمی برای بازگشت آرامش به جامعه پیشنهاد کرد "مسببین خشونت‌‌ها و دستگیریهای غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود... فضای آرام زمانی ایجاد می‌شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت های مادی و معنوی جبران شود.»

در مورد راه برون‌رفت از بحران کنونی نیز خاتمی «تشکیل یک هیثت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات» را مطرح کرد «تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله‌ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.»

اظهارات کم‌سابقه‌ی خاتمی در باره‌ی رویدادهای اخیر در حالی است که دو نامزد اصلاح‌طلب ریاست جمهوری نیز با تأکید بر عدم سلامت انتخابات، رئیس جمهور برآمده از آن را فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی اعلام کرده‌اند و مردم را به ادامه مسالمت‌آمیز مبارزه فراخوانده‌اند.

FW/SN

 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 2 Jul 2009 و ساعت 11:55 |
Balatarin
عکسی دلخراش از دانشجويی که در کما بسر می برد

عکس؛ پاسخ مردم ایران به گماشته ولی فقیه

نوار صوتی؛ سخنان موسوی در جمع 70 استاد دستگیر شده

عکس؛ حکومت ترور و وحشت در ایران

فیلم؛ تظاهرات بزرگ ایرانیان در لس آنجلس

 

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 1 Jul 2009 و ساعت 11:44 |
Balatarin
کشف چهار صندوق رای در شیراز
عکس:   کشف چهار صندوق رای در شیراز
نسب آنلاين : دست کم چهار صندوق رای در کتابخانه مرکزی شیراز کشف شد.امروز چهارشنبه 10 تیر، در جریان بازدید«محمدرضا رضازاده،استاندار فارس و آیه الله ایمانی،امام جمعه شیراز» و خبرنگاران روزنامه های محلی شیراز از عملیات احداث ساختمان کتابخانه مرکزی شیراز،چهار صندوق رای در ساختمان نیمه کاره کتابخانه کشف شد.
استاندار فارس پس از مواجه شدن خبرنگاران با این صندوق ها از آن ها خواست که به این موضوع در رسانه ها اشاره ای نکنند.او این صندوق ها را جزو «اسناد ملی» اعلام کرد.
ساختمان نیمه کاره کتابخانه مرکزی شیراز که شعبه ای از کتابخانه ملی است در نزدیکی تالار حافظ شیراز(چهار راه حافظیه)قرار دارد.
صندوق های رای در حالی کشف شده اند که بنا بر قوانین انتخابات،پس از پایان شمارش آرا، صندوق ها باید به تهران فرستاده شده باشند.http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=3143

عکس:   کشف چهار صندوق رای در شیراز
خبر مربوط به عکسها :
کشف چهار صندوق رای در شیراز






منبع : nasabonline.blogfa

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 1 Jul 2009 و ساعت 11:41 |
Balatarin

کبوتران ولایت یا پیک وحشت؛ لباس

 شخصی‌ها کیستند؟

۱۳۸۸/۰۴/۰۹
پیراهن‌های سفید روی شلوار، ریش‌های عمدتا نتراشیده، نگاه‌های جستجوگر، گاه مسلح به سلاح سرد یا حتی گرم، سوار بر ترک موتور به قلب جمعیت معترض می‌زنند؛ با شعارهایی مذهبی آمیخته به ناسزا، و فریادهای مرگ بر لیبرال و مشابه آن:

حمله به کوی دانشگاه، ضرب و شتم وزرای اصلاح‌طلب، ترور نافرجام سعید حجاریان، بر هم زدن جلسات «دگراندیشان»...

یک سو خون کشیشی بر زمین می‌ریزد، سوی دیگر پرده سینما در آتش می‌سوزد.

گروهی کبوتران ولایت‌شان می‌خوانند، گروهی دیگر پیک وحشت.

و اکنون بازگشته‌اند؛ قوی‌تر، منسجم‌تر، باتوم به دست، بر ترک موتور، تا رئیس جمهور محبوب رهبری را پاس بدارند.

از آغاز خشونت‌ها در اعتراضات اخیر به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، یک نام بیشتر از هر اصطلاح دیگری شنیده می‌شود: «لباس شخصی‌ها»؛ بازویی که گاه خودجوش و گاه سازمان یافته، یک گام جلوتر از پلیس، به معترضان یورش می‌برد .

به راستی «لباس شخصی‌ها» کیستند؟ مشروعیت‌شان از کجا می‌آید؟ و دایره اختیارات‌شان تا کجاست؟

بر صندلی گفت‌و‌گوی ویژه این هفته رادیوفردا کسی نشسته است که زمانی از اعضای ارشد «انصار حزب‌الله» بود؛ در تاروپود آن، و اکنون پس از سال‌ها کناره‌گیری، جزو معترضان و منتقدان سرسختش.

«انصار حزب‌الله» اگرچه در برگیرنده تمام نیروهای لباس شخصی نیست، اما منسجم‌ترین، معروف‌ترین – و آن گونه که می‌گویند - پرقدرت ترین‌شان به شمار می‌رود.

میهمان ما در این گفت‌وگو، دبیر سیاسی پیشین گروه انصار حزب‌الله است، عضو شورای موسس انصار حزب‌الله، از نزدیکان پیشین حسین الله‌کرم، حاجی بخشی، مسعود ده‌نمکی و نام‌های آشنای دیگر، نام‌هایی آشنا چه برای حزب‌اللهی‌های افراطی و چه برای دگراندیشان مدنی و سیاسی.

«امیرفرشاد ابراهیمی» ساکن فعلی آلمان، فعال سیاسی و منتقد سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران که در پی حمله انصار حزب‌الله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ و بروز اختلافات شدید، از عضویت در این گروه استعفا کرد، از پشت پرده انصار می‌گوید، و از این که حتی نامش را هم به درستی نمی‌دانیم.

رادیوفردا: آقای امیرفرشاد ابراهیمی! سوال را از اینجا شروع می‌کنم که آن گروهی که به نام انصار حزب‌الله – چه درست و چه غلط – پیش مردم معروف شده، یا به طور عام، همان نیروهای لباس شخصی، که این روزها به خاطر برخوردشان با تظاهرکنندگان، شاید نام‌شان بیشتر از نیروی انتظامی و امنیتی بر سر زبان‌ها باشد، چه کسانی هستند؟ از کجا می‌آیند؟

امیرفرشاد ابراهیمی: شاکله انصار حزب‌الله به سال ۱۳۷۲ برمی‌گردد. این گروه علنا با نشریه «یالثارات الحسین» اعلام موجودیت کرد. این نشریه ابتدا فقط در نماز جمعه پخش می‌شد، اما بعدها به کیوسک روزنامه‌فروشی‌ها راه پیدا کرد و علنی شد. تا سال ۱۳۷۴ همه گروه‌ها زیر عنوان انصار حزب‌الله جمع بودند. اما از این سال به بعد به دلیل اختلاف نظرهای کلی به چند پاره تقسیم شدند. یک گروه همان انصار حزب‌الله باقی ماندند و با نشریه یالثارات الحسین کماکان به کار مطبوعاتی خود مشغول بودند. و گروه دوم عنوان «اتحادیه دانشجویان و فارغ‌التحصیلان حزب‌الله» داشتند که آقایان الله‌کرم، مسعود ده‌نمکی، فرج مرادیان و حاجی بخشی هم عضو این گروه بودند.

و این در واقع همان گروهی است که شما دبیر سیاسی آن محسوب می‌شدید؟

بله. این تشکل که تشکیل شد من دبیر سیاسی آن شدم. آقای حسین الله‌کرم دبیر کل، و مسعود ده‌نمکی به عنوان دبیر فرهنگی آن برگزیده شد.

یعنی بیشتر برخوردهای خیابانی که به نام انصار حزب‌الله در سال‌های دهه هفتاد شاهدش بودیم، درواقع ناشی از عملکرد همین گروه بود؟

بله. اتحادیه فارغ‌التحصیلان و دانشجویان حزب‌الله بودند. افرادی مثل آقای گودرزی هم در همین گروه بودند. ما با آن گروه اصلی انصار حزب‌الله در یک سری مسائل اختلاف نظر داشتیم، اما در کل اشتراکات فکری زیادی هم داشتیم. می‌شود گفت که تقسیم کار کرده بودیم. بخشی از کار را انصار حزب‌الله برداشت و آن انجام کارهای فرهنگی و مطبوعاتی بود؛ و ما هم به عنوان گروه دیگری به برگزاری تجمعات دست می‌زدیم، جلساتی به نام «نوسازی معنوی» تشکیل می‌دادیم. و بله! می‌شود گفت که در آن درگیری‌ها و بر هم زدن تجمعات، تقریبا همه گروه‌ها با همدیگر همکاری داشتند و افرادی که مردم کلا به اسم انصار حزب‌الله می‌شناسند در آن مشارکت می‌کردند.

که به لباس شخصی‌ها معروف شدند...

بله.

خوب، اینها تحت فرماندهی چه کسی هستند؟ برای چه کسی کار می‌کنند؟ به عبارت ساده‌تر مشروعیت برخوردشان و امکان استفاده از قوه قهریه‌شان را از کجا می‌آورند؟

مشروعیت‌شان را در کل از رهبر می‌گیرند.
 این امر علنی بود. همه هم می‌دانستند.
 ما با دفتر رهبری ارتباط خیلی نزدیکی داشتیم.
 ملاقات‌های خصوصی داشتیم .
 بر سر هر موضوعی مجاز بودیم به دفتر رهبری برویم .
 حالا شاید الزاما با خود رهبر ملاقات نداشتیم .
 اما با مسولان ارشد دفتر رهبری در ارتباط بودیم .
 و همین مشروعیت هم باعث شده بود که نیروهای امنیتی و انتظامی نسبت به برخوردهای انصار حزب‌الله از خودشان مماشات نشان بدهند.

منظورتان این است که برخی از رهنمودها و راهکارها را به طور مستقیم از دفتر رهبری اتخاذ می‌کردید؟

دقیقا، دقیقا. نگاه کنید! پیش می‌آمد که ما جلساتی با آقای جنتی یا آقای مصباح یزدی هم داشته باشیم.
 اما آن چه که به رفتار ما مشروعیت می‌داد حمایت رهبری بود. مثلا وقتی پیش آقای جنتی یا یزدی می‌رفتیم می‌گفتند که شما کبوتران ولایت هستید.
 در جلساتی که با دیگران هم داشتیم آنان ما را با عنوان سربازان ولایت قلمداد می‌کردند. مطلب دیگری که باید بهش اشاره کنم این است که از سال ۱۳۷۶ و با سرکار آمدن آقای خاتمی تنش‌ها و درگیری‌ها بیشتر شد . نیروی انتظامی هم در یک وضعیت منفعل قرار گرفته بود. و نمی‌دانست با این نیروها باید چه کند. از همین جا بود که پایه و اساس تشکیل نیروهای «نوپو» شکل گرفت. طبق دستور مستقیم رهبری به مسئول اطلاعات نیروی انتظامی که در آن زمان آقای سرتیپ مسعود صدرالاسلام بود نیرویی راه‌اندازی شد به نام نوپو که اسم اختصاری «نیروهای ویژه پاسدار ولایت» بود. بخشی از بچه‌های انصار حزب‌الله به شکل کاملا سازمانی و ارگانیک در اختیار نیروی انتظامی قرار گرفت و زیر نظر اطلاعات نیروی انتظامی کار می‌کردند. همین افراد هم بودند که در حادثه ۱۸ تیر کوی دانشگاه حضور داشتند. الان هم در برخورد با تظاهرکنندگان و معترضان به نتایج انتخابات، نیروهای نوپو را می‌توانید با جلیقه‌های خاکستری رنگ تشخیص دهید.

که از آن زمان برای چنین مواقعی سازمان‌دهی شده‌اند...

بله، دقیقا.

«مشروعیت‌شان را در کل از رهبر می‌گیرند.
این امر علنی بود. همه هم می‌دانستند.
 ما با دفتر رهبری ارتباط خیلی نزدیکی داشتیم. ملاقات‌های خصوصی داشتیم .
 بر سر هر موضوعی مجاز بودیم به دفتر رهبری برویم . حالا شاید الزاما با خود رهبر ملاقات نداشتیم . اما با مسولان ارشد دفتر رهبری در ارتباط بودیم .
 و همین مشروعیت هم باعث شده بود که نیروهای امنیتی و انتظامی نسبت به برخوردهای انصار حزب‌الله از خودشان مماشات نشان بدهند.»
خوب، به نیروهای مختلف اشاره کردید، یعنی این افراد به محض پیوستن به تشکیلات انصار حزب‌الله مسلح می‌شوند و امکان استفاده از سلاح سرد و گرم را پیدا می‌کنند؟

ببینید، بحث تسلیح حزب‌الله برای اولین بار در ایام اتفاقات کوی دانشگاه مطرح شد.
قبل از آن، به این صورت مطرح نبود که بگوییم همه نیروهای حزب‌الله سلاح داشتند. باید بدانید که یک رابطه کاملا پیچیده در میان نیروهای انصار حزب‌الله وجود دارد که اگر بخواهم تشریحش کنم بسیار زمان‌بر خواهد بود. به طور خلاصه، کسانی که در انصار حزب‌الله حضور داشتند عمدتا بسیجی یا سپاهی بودند. این افراد سپاهی گاها از محل خدمت‌شان در سپاه اسلحه داشتند. و این اسلحه را زمانی که در ماموریت‌های حزب‌الله حضور داشتند با خودشان حمل می‌کردند. افرادی هم که بسیجی بودند عمدتا حکم‌هایی داشتند که به همان احکامی برمی‌گشت که در ایست‌های بازرسی در خیابان‌ها از آن استفاده می‌کردند. بر همین اساس اگر زمانی هم نیروی انتظامی یا هر کس دیگر می‌خواست با آنها برخورد کند یا بپرسد که این افراد لباس شخصی اینجا، در تجمعات، چه کار می‌کنند، نمی‌گفتند من حزب‌اللهی هستم؛ می‌گفتند من بسیجی‌ام، این هم حکم ماموریتم. بهترین تعبیر این است که بگوییم در واقع یک سوء استفاده قانونی در اینجا انجام می‌شد و کسی هم از این افراد ایراد نمی‌گرفت.

حالا که بحث از سازماندهی نیروهاست می‌خواستم بپرسم در سازماندهی نیروهای انصار حزب‌الله که یک نیروی شبه‌نظامی با ایدئولوژی مذهبی شدید به شمار می‌رود، مولفه مذهب کجا قرار می‌گیرد؟ اعتقادات چه جایگاهی دارد؟

اعتقادات در درجه بالایی بود. انصار حزب‌الله یک گروه و سازمانی بود که به اعضایش حقوق و پول به طور رسمی نمی‌داد البته راه‌های دیگری بود که...

به این بحث باز می‌گردیم، اما اجازه بدهید به اینجا که رسیده‌ایم، یک پرانتز باز کنیم. از ایران شنیده می‌شود که به افرادی پول داده می‌شود تا در برخورد با معترضین، بقیه نیروها را همراهی کنند. شما احتمال چنین چیزی را چطور می‌بینید؟

احتمال آن را تایید می‌کنم. ببیند مثلا آقای ... عضو انصار حزب‌الله بود، ولی مثلا یک آژانس هواپیمایی هم داشت. این آژانس هواپیمایی طبعا یک سری هزینه‌هایی هم دارد، باید مالیات بپردازد. اما بر اساس روابط خاص، از این هزینه‌ها چشم‌پوشی می‌شد. کافی است که من مثلا به عنوان مسئول انصار حزب‌الله به آقای ... زنگ بزنم که در آن زمان دبیر جامعه اسلامی ... بود، و بگویم فلانی از بچه‌های ماست، هوایش را داشته باشید. همین «هوایش را داشته باشید»، به معنای آن بود که او می‌تواند از یک رانت ویژه استفاده کند.

شما شخصا شاهد چنین مسائلی بودید؟

بله. من شخصا شاهد بودم . این سفارشات در رده‌های بالای گروه اتفاق می‌افتاد. البته در رده‌های پایین‌تر و بچه‌هایی که مثلا تجمعات را بر هم می‌زدند یا در میان نیروهای پیاده نظام هم این طور نبود که مثلا بگویند «خوب شما امروز این تجمع را بهم زدید این دو هزار تومان را بگیر!»، اما در هر صورت پولی به آنان اختصاص داده می‌شد. مثلا می‌گفتیم، خوب شما بچه‌های حزب‌الله هستید . می‌خواهید فلان برنامه یا فلان هیات مذهبی را تشکیل دهید. این پول را آقای فلانی به همین منظور به شما کمک کرده است...

خوب پس باز می‌گردیم به نقش مذهب و استفاده از آعتقادات در این گروه، که پیشتر بحث‌اش نیمه کاره ماند...

بله . مذهب در جایگاه بالای تفکر این گروه قرار دارد. اساسا اکثر برخوردها (از سوی بازوهای اجرایی گروه) با انگیزه‌های مذهبی صورت می‌گیرد. کسانی که در رده اول این گروه بودند می‌دانستند که برخورد با آقای عطاالله مهاجرانی یا برخورد با دکتر سروش یک برخورد سیاسی است. ولی ما، یا کلا جریان اصلی انصار حزب‌الله نمی‌رفتیم به این افراد بگوییم که مثلا چون ما از نظر سیاسی با آقای خاتمی اختلاف داریم بروید و تجمع‌شان را بر هم بزنید. با این عنوان طرح می‌شد که این افراد دارند ریشه‌های اسلام را می‌خشکانند. اینها دارند اسلام را کم‌رنگ می‌کنند، اسلام آمریکایی را ترویج می‌کنند، و امثال این صحبت‌ها. در واقع نیروها، به عنوان یک تکلیف دینی تجمعات را بر هم می‌زدند یا با مردم برخورد می‌کردند.

حالا اگر موافق باشید، کمی بیشتر به اتفاقات اخیر بپردازیم. یکی از شایعات قوی این است که در برخورد با معترضان تظاهرات اخیر از نیروهای خارجی هم استفاده می‌شود. آیا شما در طول مدتی که با این گروه همکاری می‌کردید شاهد چنین نمونه‌هایی هم بوده‌اید؟ این ادعا به نظر شما تا چه حد می‌تواند صحت داشته باشد؟

باید برگردم به همان حرفی که یک بار هم زدم، اعضایی که در انصار حزب‌الله فعالند عمدتا نیروهای بسیجی هستند. بسیجی‌ها به عنوان ضابط قضایی عمل می‌کنند و در مواقع بحران این افراد می‌توانند به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های سپاه پاسداران انجام وظیفه کنند. ماموریت حفظ امنیت تهران طبق مصوبه فرماندهی کل قوا زیر نظر قرارگاه ثارالله تهران است . قرارگاه ثارالله تهران یک قرارگاه مستقل است که زیر نظر هیچ کدام از نیروهای پنچگانه سپاه قرار ندارد، و مستقیما زیر نظر فرمانده کل قوا هدایت می‌شود. در آن قرارگاه ثارالله دو تیپ وجود داشتند وهنوز هم هستند که در آن افراد خارجی حضور دارند. یک تیپ آن جنب نمایشگاه بین‌المللی تهران و مابین نمایشگاه و ساختمان صدا و سیما مستقر است که اینها بازماندگان لشکر ۹ بدر هستند که افرادش عراقی‌اند. یک تیپ دیگر هم از نیروهای احتیاط حزب‌الله لبنان هستند که برای آموزش وارد ایران شده‌اند و مانده‌اند. دفتر آنها هم در خیابان حافظ شیراز در خیابان ولی‌عصر قرار دارد، ولی محل استقرارشان پادگان امام علی است .
این شایعاتی که امروز در سطح جامعه مطرح شده... کما این که خودم هم در عکسها شاهد آن بودم دو تن از اعضا حزب‌الله لبنان را نشان می‌دهد که یکی از آنها جزو افراد معروف حزب‌الله لبنان است، یعنی برادر علی منیر اشمر است که همین حالا هم اگر به وب‌سایت حزب‌الله لبنان بروید، می‌بینید که نامش در بین شهدای استشهادی نوشته شده. برادر او، در درگیری‌های اخیر در تهران حضور داشته است، عکسش هم در خیابان چاپ و منتشر شده است. همین به نظر من می‌تواند ثابت کند که حزب‌الله لبنان، نیروهایش را برای سرکوب، وارد ایران کرده است. ولی حضور این افراد ربطی به انصار حزب‌الله ندارد؛ این افراد از زیر مجموعه‌های سپاه پاسداران هستند...

یعنی این افراد خارجی که می‌گویید، در ارتباط با لباس شخصی‌ها نیستند؟

نه، این افراد، حاصل ارتباط ارگانیکی است که سپاه پاسداران با حزب‌الله لبنان دارد. البته درست است که ما هم به عنوان انصار حزب‌الله در آن زمان اشتراکات زیادی با حزب‌الله لبنان داشتیم . حتی با حزب‌الله سوریه و افغانستان . و هر جا کنگره‌ای برگزار می‌شد ما هم به عنوان نماینده حزب‌الله ایران در آن شرکت می‌کردیم؛ اما هیچ وقت ارتباط ارگانیکی با این افراد نداشتیم . و حضور این افراد (حزب‌الله لبنان در ایران) برمی‌گردد به ارتباط سپاه پاسداران و بهره‌گیری آنان از حزب‌الله لبنان.

می‌خواستم بپرسم وقتی به عکس‌های درگیری‌ها در ایران نگاه می‌کنید، چهره‌های آشنایی هم در بین لباس شخصی‌ها می‌بینید؟ یا نیروها به طور کامل از آن زمان عوض شده‌اند؟

بله . وقتی عکس‌ها را می‌بینم تعدادی از بچه‌هایی را که آن زمان در انصار حزب‌الله حضور داشتند می‌بینم . البته شاید در آن زمان رده‌های‌شان خیلی پایین‌تر از امروز بود. ولی امروز به عنوان نیروهای لباس شخصی و حزب‌اللهی در مقابل مردم قرار دارند و اسلحه هم دارند و عده دیگری هم از چهره‌های آشنا به عنوان بسیجی، و در لباس بسیجی، در تجمعات حضور دارند.

به این نکته اشاره کردید که «سلاح دارند». دامنه اختیارات این افراد تا چه حد است؟ آیا در برخورد با معترضین به طور مثال، حکم تیر دارند؟ تا چه حد اجازه برخورد فیزیکی با مردم دارند؟

در زمانی که من در این تشکیلات بودم هنوز حوادث به درگیری مسلحانه با مردم نکشیده بود. صرفا این افراد تجمعات را به هم می‌زدند. و البته دامنه اختیارات‌شان در همان زمان هم به‌شدت بالا بود. نیروی انتظامی هیچ گونه برخوردی هیچ گاه با این افراد نداشت . یادم می‌آید بعد از تجمعات و برخوردهایی که در جریان تشییع جنازه‌های آقای مختاری و خانم اسکندری و آقای فروهر صورت گرفت و بعد از درگیری‌هایی که پیش آمد، تعدادی از افراد انصار حزب‌الله توسط نیروی انتظامی دستگیر شدند. به من زنگ زدند که ما چند نفر را بازداشت کرده‌ایم که ادعا می‌کنند از بچه‌های انصار حزب‌الله هستند، بیایید که اگر آنها را می‌شناسید آزادشان کنیم. یعنی اگر هم به هر دلیل این افراد توسط نیروی انتظامی بازداشت می‌شدند بلادرنگ آزاد می‌شدند. و هیچ گونه برخوردی هم با آنان صورت نمی‌گرفت. بالاترین برخوردی که من شاهد آن بودم در جریان ضرب و شتم آقای نوری و مهاجرانی بود در نماز جمعه تهران که همان زمان قوه قضاییه این افراد را بازداشت کرد و برای‌شان حکم هم صادر شد، اما هیچ گاه این احکام اجرا نشد. یعنی در واقع قوه قضاییه اهتمامی نمی‌دید که با این افراد برخورد کند. چون هم قوه قضاییه و هم نیروی انتظامی می‌دانستند که به هر جهت این افراد نیروهای وفادار نظام هستند و به نوعی تحت امر رهبری هستند. به همین دلیل هم کسی جرات برخورد با آنها را نداشت. دایره اختیارات‌شان عملا به اندازه‌ای گسترده بود که قادر بودند هر کاری بکنند. من بارها و بارها شاهد بودم که مثلا یک بچه ۱۷، ۱۸ ساله به یک سرهنگ نیروی انتظامی دستور می‌داد و سرش داد می‌زد که مثلا «چرا نیروهای‌تان را نمی‌آورید جلو؟!» و متاسفانه می‌دیدم که پلیس هم حرف این افراد را اجرا می‌کرد و نسبت به آنان مماشات داشت و از آنان می‌ترسید . چون همه به خوبی می‌دانستند که انصار حزب‌الله یعنی رهبری .
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 30 Jun 2009 و ساعت 17:44 |
Balatarin
خبرنگار آژانس ايران خبر ,سه شنبه 9تير, ساعت 1800 :
مردم در دسته هاي چند ده نفره مشغول تجمع در ميدان هاي بزرگ شهر شده اندو به ميدانهاي تجريش، وليعصر، انقلاب، صادقيه و ونک آمده اند , از سويي ديگر نظام از ترس شكل گيري تجمعات و براي سركوب هرچه بيشتر مردم و جوانان آزاده كه قصد برپايي تظاهرات را دارند به حالت آماده باش در آمده و كليه نيروهاي خود را براي حمله و يورشهاي وحشيانه به مردم بسيج كرده است .

 مردم به تعداد زيادي در خيابانهاي وليعصر پراكنده هستند،و تجمع به آرامي در حال شكل گيري است .

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 30 Jun 2009 و ساعت 17:35 |
Balatarin
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران از روز شنبه به حالت نیمه تعطیل درآمده است.سایت مرکزی از ارائه هرگونه خدمات رایانه ای به دانشجویان تهرانی ودانشجویان شهرستانی باقی مانده در دانشگاه خودداری می ورزد.در حالی که قرار بود تا پایان تیرماه یک روز در هفته یعنی سه شنبه ها سایت مرکزی به دانشجویان خدمات اینترنتی ارائه بدهد امروز مدیریت سایت به دانشجویان اجازه استفاده از سایت را نداد. مانع تراشی دانشگاه برای دانشجویان باقی مانده به حدی رسیده است که دانشجویان دانش آموخته در حال تصفیه حساب نیز نمی توانند مدرک خود را بگیرند.تعطیلی دانشگاه و کتابخانه مرکزی و سایت مرکزی غیرقانونی است.اما هیچ فرد پاسخگویی وجود ندارد که به این همه بی برنامگی واجحاف در حق دانشجویان پاسخی بدهد.

https://www.ina-newsagency.com/News-Details.aspx?newsId=24522&back=1

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 30 Jun 2009 و ساعت 17:34 |
Balatarin
سلف سرویس دانشکده های مختلف دانشگاه تهران به دستور مستقیم مدیریت دانشگاه تعطیل شده اند.تعطیلی سلف سرویس دانشکده های مختلف از روز شنبه هفته ی جاری کلید خورد و دانشکده های مختلف به تدریج و با دستور مدیريت رستوران غذاخوری خود را به روي دانشجویان بستند.در حال حاضر سلف تمامی دانشکده ها تعطیل و برای دانشجویان ناهارطبخ نمی شود.
براساس گفته ی مدیریت کوی دانشگاه قرارداد پیمانکار دانشگاه در امور تغذیه به اتمام رسیده است, بنابراین دانشگاه نمی تواند تغذیه دانشجویان را تامین نماید. البته این دلیل تراشی مدیریت کوی و دانشگاه به هیچ وجه قابل قبول نیست زیرا براساس روال عادی سال های گذشته امتحانات دانشگاه تهران تا 12 تیرماه طول می کشد و در این زمان برای ممانعت از اعتراضات دانشجویی به مناسبت 18 تیر همه خوابگاه ها بسته می شوند اما امسال به دلیل شرایط خاص و بحران انتخابات تعطیلی دانشگاه وسلف آن 12 روز زودتر شروع شد.گزافه گویی ها ودروغگویی های مدیريت کوی و دانشگاه خشم دانشجویان را برانگیخته است.

https://www.ina-newsagency.com/News-Details.aspx?newsId=24523&back=1

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 30 Jun 2009 و ساعت 17:32 |