ادامه مطلب
ادامه مطلب
ژن های سرطان زا در بطری های آب معدنی
سرمایه: صبح ها در راه رفتن به سرکار به مغازه ای می رود، با فروشنده گپی می زند، کیک کوچک صبحانه می خرد و در نهایت یک بطری آب 250 تومانی هم می خرد. کاری که بسیاری از افراد دیگر نیز در طول روز انجام می دهند و پول شان را صرف خرید بطری های آب معدنی می کنند. به طوری که اگر در سال 1370 ، 10 میلیون بطری آب معدنی در کشور تولید می شد امروز این میزان به 180 میلیون لیتر در سال رسیده است اما سرنوشت بطری های کوچک آب معدنی بعد از مصرف چه می شود؟ تهران بزرگ چند مسیل دارد. یکی از مسیل ها را از شمال به جنوب که دنبال کنی، می رسی به اتوبان افسریه. بدون اغراق 100 هزار قوطی و بطری های به اصطلاح یک بار مصرفی را می بینی که مانع حرکت آب در مسیل شده اند. کلانی کارشناس محیط زیست از ژن های نهفته ای در انسان ها می گوید که به خاطر همین بطری های آب معدنی در انسان ایجاد شده و نتیجه آن ابتلا به انواع سرطان ها، تولدهای ناقص الخلقه و بسیاری از بیماری های ناشناخته است.
کلانی می گوید: «در حال حاضر تکنیکی برای جمع آوری بطری های آب معدنی در کشور وجود ندارد بنابراین این پلاستیک ها به مراتع می رود، در خاک فرو رفته و مواد شیمیایی آن به گیاهان و علف هایی رسوخ می کند که غذای حیوانات و دام هاست.»
به گفته این کارشناس محیط زیست، تهرانی ها به ویژه ساکنان جنوبی این کلانشهر جزء گیرندگان اثرات مخرب این بطری ها هستند و اگر 10 سال بعد به طور ناگهانی بیماری عجیبی در میان تهرانی ها شایع شد نباید تعجب کرد. این همان اثر زباله های پلاستیکی و بطری های آب معدنی ای است که بازیافت نشده است.
این بطری ها آینده تیره ای را برای سلامت شهروندان به تصویر می کشند اما گرایش افراد به استفاده از آنها همچنان بالاست. در حال حاضر بطری های پلاستیکی آب به سرعت در خیابان ها، قهوه خانه ها، اداره ها و زمین های بازی به صورت یکی از ابزارهای زندگی نوین درمی آیند.
فرهنگ مصرف آب های بسته بندی شده در بطری ها به شکلی است که با تلفن همراه مقایسه شده است: «دیدن بطری های آب در دست مردم، مانند داشتن تلفن همراه شده است. در دست راست افراد تلفن و در دست چپ شان بطری آب معدنی قرار دارد.»
همین تمایل بالا به مصرف این آب ها باعث شده که هواداران محیط زیست دائماً این سوال را بپرسند که چه بر سر این همه بطری پس از مصرف می آید؟
ماده اصلی این بطری ها «ترفتالات پلی اتیلن» از مشتقات نفت است که حتی وقتی در کوره های ویژه سوزانده می شود و با زباله های معمولی درهم می شود، می تواند گازهای خطرناکی تولید که بعداً جو را نابود کند.
کارشناسان محیط زیست معتقدند چرخه مربوط به بطری های پلاستیکی آب از هنگام درست شدن تا زمانی که از بین برده می شوند کاملاً بر محیط اطراف ما تاثیر منفی می گذارند. چنین بطری های خطرناکی برای نگهداری آبی، مورداستفاده قرار می گیرند که برای نخستین بار زندگی را به جهان می آورد و آن را حفظ کرد. هواداران محیط زیست این مساله را در سه مقوله نفت، پلاستیک و آلودگی مستتر می دانند، هر سه روندی که آب را از منابع زیرزمینی به مغازه ها و سرانجام به دست مصرف کننده می رساند، ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. یکی از ساکنان جنوبی ایران از تاثیر مخرب زیست محیطی این بطری ها به خوبی مطلع است. عرق روی پیشانی اش را خشک می کند و از من می خواهد در این گزارش از خوبی آب های معدنی بنویسم: «به آب های لوله کشی شده اطمینان ندارم حتی در خانه جنوبی ها دستگاه تصفیه آب دیده می شود تا آب ناسالم لوله ها را بعد از تصفیه مصرف کنیم. در مناطق گرمسیری استفاده از آب های معدنی در بطری های بسته بندی شده ضروری است.»
یکی دیگر از شهروندان تهرانی هم در خانه اش بطری های پنج لیتری آب معدنی را در گوشه آشپزخانه اش ردیف کرده است. او هم برای آشامیدن ترجیح می دهد آب معدنی استفاده کند. چرا که اعتمادی به آب لوله کشی شده ندارد.
این در حالی است که کارشناسان بهداشت می گویند: «پژوهشی نشان نداده که آب بسته بندی شده، سالم تر یا طبیعی تر از آب لوله کشی است.»
همچنین آنها بر این اعتقادند خرید اینگونه آب ها، 300 برابر استفاده از آب لوله کشی هزینه برمی دارد.
یکی از هزینه هایش هم هزینه درمان است که کلانی به آن اشاره می کند و معتقد است اگر از حالا به فکر بازیافت و جمع آوری صحیح بطری های آب معدنی باشیم، می توانیم از هزینه های کلان درمان بیماری های ناشی از آن خودداری کنیم.
همچنین آب های یخ زده در بطری های پلاستیکی هم نکته ای است که نباید از کنار آن به سادگی گذشت. در گرمای تابستان مقابل آب میوه فروشی ها نوشته شده «آب معدنی تگری موجود است» و شهروندان خسته از گرمای تابستان و شلوغی شهر به فروشنده توصیه می کنند، خنک ترین آب را به او بدهند اما کارشناسان بهداشت توصیه می کنند از آب های یخ زده درون این بطری ها استفاده نکنیم. هدایت حسینی مدیرکل نظارت بر مواد غذایی و آشامیدنی وزارت بهداشت هم توصیه می کند بطری های پلاستیکی از جنس ترفتالات اتیلن هستند که در صورت انجماد آب تغییراتی در پلیمرهای این ظروف ایجاد می کند.
او می گوید: «این ظروف صرفاً برای نگهداری آب در درجه حرارت یخچال (صفر تا 40 درجه سانتیگراد) طراحی شده اند به عبارتی، طراحی آنها برای شرایط سرد و خنک است نه انجماد.»
اما او در ادامه سخنانش یادآوری می کند آب های معدنی این بطری ها به لحاظ میکروبی و شیمیایی بررسی می شوند و پس از اثبات معدنی بودن مجوز عرضه صادر می شود.
بطری های آب معدنی در جهان
آمریکا بزرگ ترین مصرف کننده آب بسته بندی شده در جهان است. مکزیک، چین و برزیل هم جزء کشورهای پرمصرف در این حوزه شناخته شده اند.در سال 2006 تنها در آمریکا 15 میلیارد دلار صرف خرید بطری های آب شد، این میزان در عین حال هشت میلیارد و 250 میلیون گالن (37 میلیارد و 647 میلیون و 500 هزار لیتر) از منابع طبیعی را کاهش داد.
افزایش مصرف آب های بسته بندی شده در بطری به این کشور ختم نمی شود. در گزارشی که واشنگتن پریزوم در سال جاری منتشر کرده، یادآور شده گرایش ساکنان کشورهای خاورمیانه به مصرف آب های در بطری زیاد شده است. در سال 2006 مصرف سرانه شهروندان امارات به طور متوسط بیش از 216 لیتر بود که این میزان پس از ایتالیا بالاترین مصرف سرانه در جهان سوم محسوب می شود.
| • وباي التور به سيستان وبلوچستان هم رسيد |
|
|
| • حذف كارگران ايراني و حضور كارگران قاچاق شده افغاني |
|
|
| • برآورد نابودی 100 هکتار از جنگل گلستان در آتش سوزی |
|
|
| • ضرب وشتم صاحبان آژانس توسط مامورين نيروي انتظامي |
|
|
| • درگيري در سنندج |
|
|
| • ضرب و شتم جوانان درملا عام |
|
|
| • کارگران سبلان پارچه، 6 ماه حقوق نگرفته اند |
|
|
| • ضرب و شتم كارگران به بهانه زشت كردن چهره شهر !!!!! |
آنها به بهانه ایجاد امنیت اجتماعی و برقراری امر به معروف و نهی از منکر موجبات سلب اسایش مردم را فراهم آوردند.
آژانس ايران خبر
حمله ماموران وزارت اطلاعات به مراسم سالگرد خاوران
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)
سرکوبگران وزارت اطلاعات و امنیت رژیم در ادامه فشار به خانواده ها برای جلوگیری از برگزاری مراسم های سال گرد که هرسال جدای از مراسم خاوران در خانه های خود بیاد فرزندان شان برگزاری می کنند، به مراسمی که یکی از خانواده ها روز چهارشنبه ۶ شهریور در منزل برگزار کرده بود حمله کرده و جمعیت حاضر در آنجا را مجبور کردند محل مراسم را ترک کنند.
در جریان این حمله، افراد حاضر در این مراسم را تحت بازجوئی قرار دادند، مشخصات همه را یادداشت و تلفن همراه همه را ضبط کرده و با خود بردند. در پی این حمله، حال یکی از مادران به شدت منقلب و در بیمارستان بستری شد.
سرکوبگران رژیم تاکید کرده اند به هیچ وجه اجازه برگزاری مراسم بیستمین سال گرد در گلزار خاوران را نخواهند داد و روز جمعه هشتم شهریور از حضور خانواده ها در خاوران جلوگیری به عمل خواهند آورد. در ادامه تاکید کرده اند، جمعه بعد از هشتم شهریور خانواده های می توانند به خاوران بروند. خانواده ها تصمیم دارند علی رغم تهدیدات به عمل آمده، روز جمعه ۸ شهریور مراسم بیستیمن سال را در گلزار خاوران برگزار کنند.
٧ شهریور ١۳٨٧ برابر با ٢٨ اوت ٢٠٠۸
هجوم ماموران حکومتی به منزل یکی از فعالان جبنش زنان
کمیته گزارشگران حقوق بشر
بنا به اخبار رسيده، در بعد از ظهر روز پنجشنبه 7 شهريور، هنگامي که عده اي از دوستان و آشنايان محبوبه کرمي، از فعالين حوزه زنان، براي ديدار با وي و تبريک آزادي در منزل ايشان گرد هم آمده بودند، با هجوم نيروهاي انتظامي و لباس شخصي مواجه شده اند.
بنا بر گفته شاهدان عيني، تعداد کثيري از نيروهاي انتظامي و لباس شخصي پس از محاصره منزل محبوبه کرمي و برخوردهاي خشن و توهين آميز، قصد بازداشت ميهمانان را داشته اند، اما پس از مقاومت حاضرين و بعد از اخراج آنان از منزل، محبوبه کرمي و مادر ايشان را ملزم نموده اند که خود را به نيروي انتظامي معرفي نمايند.
لازم به ذکر است که اين ميهماني صرفا به منظور تجديد ديدار دوستان و آشنايان محبوبه کرمي پس از آزادي از زندان برقرار بوده است.
محبوبه کرمي از فعالين کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز است که در 24 خرداد 1387 دستگير و پس از تحمل بيش از 70 روز حبس در بندهاي مختلف اوين و در شرايط نا مناسب ، روز دوشنبه 4 شهريور ماه با قرار وثيقه آزاد شد.
چهارشنبه، 6 شهریور ماه 1387 برابر با 2008-08-27
بازداشت عضو کانون نویسندگان ایران
به گزارش کانون مدافعان حقوق کارگر، طبق خبری که صبح امروز چهارشنبه به خانواده علیرضا ثقفی خراسانی داده شد، ایشان بازداشت و به زندان اوین انتقال یافته است.
علیرضا ثقفی خراسانی، عضو کانون نویسندگان ایران و عضو کانون مدافعان حقوق کارگر، به دنبال یک احضار تلفنی روز سه شنبه 5 شهریورماه به دفتر پیگیری (اطلاعات) واقع در خیابان صبا مراجعه کرد و از آن زمان به بعد به منزل باز نگشت.
مقام روسی: افزایش احتمال حمله نظامی به رژیم تهران
مسکو، 6 شهریور، خبرگزاری «ریا نووستی»/ لئونید ایواشوف رییس آکادمی مسائل ژئوپلیتیکی معتقد است که آمریکا و کشورهای عضو ناتو با مسلح سازی گرجستان و هماهنگی مناقشه در منطقه قفقاز عملا عملیات گسترده نظامی علیه ایران را تمرین می کردند.
وی روز چهارشنبه طی کنفرانسی مطبوعاتی در خبرگزاری «ریا نووستی» اعلام کرد: ما در آستانه مناقشه جدی قرار داریم. در آمریکا و دیگر کشورهای عضو ناتو به نوعی آمادگی استراتژیکی در حال انجام است.
لئونید ایواشوف گفت عملیاتی که غرب در خاک گرجستان علیه روسیه انجام داد را ما می توانیم از نقطه نظر تمرین حمله به ایران بررسی کنیم. در اینجا چیزهای بسیاری جدیدی بود که امروز در قلمرو حرکت تمرین می شود.
به گفته وی احتمال اینکه عملیات نظامی عیله ایران آغاز شود هر روز افزایش می یابد.
وی معتقد است در نتیجه اوضاع در منطقه به طور ریشه ای تغییر خواهد یافت.
تدابیر دفاعی عربستان برای جنگ احتمالی در خلیج فارس
سایت حکومتی جهان: برخی منابع آگاه در عربستان سعودی اعلام کردند که رئیس ستاد فرماندهی کل ارتش عربستان سعودی طی چند روز گذشته فرمانده گارد حفاظت از مرزهای شرقی این کشور که با ایران مرز آبی دارد را تغییر داده است.
این منابع آگاه در ادامه افزودند فرماندهی ارتش عربستان همچنین برخی از نیروهای کمکی ارتش خود را به مناطق شرقی خود که نزدیک به ایران است، آورده تا در صورت وقوع هرگونه جنگ بتواند از کشور دفاع کند.
کارشناسان مسائل استراتژی و نظامی معتقدند این تغییر و یا دیگر تغییراتی که در دستگاه نظامی عربستان سعودی در حال وقوع است، ناشی از نگرانی شدید مقامات رسمی و دولتی این کشور از اوضاع وخیم و بحرانی در منطقه است.
حمله وحشیانه مزدوران رژیم به اهل سنت بلوچستان
خبرگزاری بلوچ نیوز به نقل از خبرنگار ورنا آنلاين از زاهدان: حوالی ساعت3 بامداد چهارشنبه نیروهای پلید حکومت ضد اسلامی ایران با وقاحت تمام حوزه علمیه امام ابوحنیفه واقع در روستای عظیم آباد را مظلومانه شهید کرده و دهها استاد و طلبه طرح كلاسهاي تابستاني را ربودند.
لشکر کفر به همراه چندین دستگاه بولدوزر ودهها اتومبیل نیروهای ویژه وچندین دستگاه موتور سیکلت وبه همراه نیروهای ضد شورش به روستای مزبور یورش برده ودر نبود طلاب اصلی که برای تعطیلات تابستانی به خانه های خود رفته اند، تمام حوزه را با خاک یکسان کردند.
به نقل از شاهدین واهالی محل که در محل حاضر شده بودند؛ این نیروها تمام طلاب کم سن وسال که در کلاسهای تابستانی مشغول تحصیل بوده، به همراه طلاب دارالتحفیظ واساتید وکارمندان را با خود بردند. همچنین تمام اموال منقول حوزه شامل اجاقها وکپسول های گاز ، تانکرهای آب، کولرها .خیمه ها وخلاصه همه چیز را بردند.
در این حمله نابرابر خانه های عاریتی خشت وگلی ومحقر که محل دایر بودن کلاسهای حفظ بود ، نیز با خاک یکسان شد ، کتب حوزه وقرآنهادر خیابانها پخش وپلا شده و زیر لاستیک های بولدوزرها ولندکروزها لگد مال شد. کانکسها وخیمه ها در هم پیچده شد.
آیت الله بیات: احمدی نژاد يک خطر عمده و جدی است
خبرگزاري جمهوري اسلامي(ايرنا): اسدالله بيات زنجاني (آیت الله بیات زنجانی، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون) در گفت و شنود با يك رسانه بيگانه ضمن متهم كردن دكتر احمدي نژاد به خيانت به مردم(!)، از اصلاح طلبان خواست تا براي زمين زدن وي در انتخابات سال آينده با هم متحد شوند!!
به گزارش خبرگزاري رويترز، روزنامه ي فايننشال تايمز دويچه لند به نقل از اسدالله بيات زنجاني مدعي شد: احمدي نژاد مطابق خواست مردم عمل نمي كند(!) .
بيات در يك حمله ي تخريبي شخصي، مستقيم و نامعمول ادعا كرد: احمدي نژاد يك خطر عمده و جدي است .(!)
اسدالله بيات زنجاني همچنين در گفتگو با اين رسانه بيگانه ، بدون ارائه هيچ سند و شاهدي و صرفا بر اساس كلي گويي ،دولت نهم را به نقض قانون(!) ، تعدي جدي به آزاديهاي موجود(!) و قدرتمند كردن غيرقانوني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي(!!)متهم كرد.
گفتني است طي روزهاي گذشته حملات تخريبي رسانههاي بيگانه عليه دولت نهم ابعاد گستردهاي به خود گرفته است.
آمار و ارقام تکان دهنده از وضعیت کشاورزی ایران
سایت عصرایران: آنچه در زیر می خوانید ، ماحصل گفت و گوی مفصلی است که خبرنگار عصرایران با "بهزاد قره يازي" ، دانشيار پژوهشكده بيو تكنولوژي كشاورزي و عضو هيأت مديره انجمن بيو تكنولوژي انجام داده است .
قبلاً هشدار داده بودیم
اگر به هشدار هايي كه طي سه سال گذشته چه از طرف خودم و چه از طرف دهها نفر از استاتيد دانشگاههاي سراسر كشور، صاحبنظران ، خبرگان و كارشناسان دلسوز بخش كشاورزي در مورد روند تخريبي عوامل پايه توليد در بخش كشاورزي داده شده است توجه می شد و اگر به مجموع مكاتبات و ملاقات هايي كه با مسؤلين ارشد كشاورزي كشور صورت گرفت ، رسیدگی می شد ، امروز ناگزیر نیازی به کشاندن بحث به رسانه ها نبود ولی نمی توان واقعیت ها را کتمان کرد .
سیر نزولی بر خلاف سند چشم انداز
آنچه كه در بخش كشاورزي مي توان بيان كرد را در دو دسته بايد تقسيم بندي كرد :
ادامه مطلب
سه شنبه، 5 شهریور ماه 1387 برابر با 2008-08-26
احمدی نژاد: مردم ترکیه مانند سیل به سوی ما می آمدند/ صحنه هایی دیدم که جز اشک ریختن نمی توانستم کاری بکنم/ استقبال مردم از طرح تحول اقتصادی فراتر از انتظار بود .

رییس جمهور بر اساس آئین نامه داخلی مجلس خبرگان برای توضیح درباره طرح تحول اقتصادی به نمایندگان این مجلس در جلسه خبرگان حاضر شد.
محمود احمدی نژاد در سخنان خویش موضوع جهانی شدن و جهانی سازی را از موضوعات مهم جهان معاصر دانست که اقتصاد ، دیپلماسی و حتی روابط اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد.
وی با بیان تفاوت های جهانی شدن و جهانی سازی گفت: عده ای اصرار دارند مبانی خود را به جهانیان القا کنند در حالی که جهانی شدن اتفاقی طبیعی در متن جامعه بشری جهانی است و آنان می خواهند مدیریت آن را در دست بگیرند.
احمدی نژاد انسان را موجودی جهانی دانست و گفت: این مخلوق نمی تواند در محدودیت های قراردادی محصور شود و تجلی اسمای الهی انسان در جهانی شدن است.
وی با بیان انحرافات انزوا طلبی گفت: انسان خلق شده است تا جهانی فکر و جهانی عمل کند..........................>>>>>>>>>>>>>>>>>
![]() |
ادامه مطلب
به گزارش خبرنگار شهابنیوز، دکتر محمود احمدینژاد طی هفته اخیر در چند سخنرانی متوالی تاکید کرده که دولت وی تاکنون در برخی زمینهها 16 سال و در برخی زمینهها 8 سال کار انجام داده است. «پیشرفت بیسابقه» کشور در تولید برق یکی از مهمترین زمینههایی است که در این سخنرانیها مورد تاکید ویژه قرار داشته است.


![]() |
حتی اگر قطع گسترده برق در تابستان جاری که از دولت دوم هاشمی رفسنجانی تاکنون بیسابقه بوده و زندگی اکثریت مردم را مختل کرده است را نادیده بگیریم؛ اختلافات موجود در آمارهای ارایه شده در زمینه این «پیشرفت بیسابقه» به قدری عجیب است که توضیح فوری دولت را ضروری ساخته است.
رئیسجمهور روز شنبه در گزارشی که به رهبر انقلاب ارایه کرد، گفت: در بخش نیرو در طول سه سال گذشته 12600 مگاوات به ظرفیت تولید برق افزوده شده در حالی كه در فاصله سالهای 68 تا 75 این عدد 8600 مگاوات و در فاصله سالهای 76 تا 83 این عدد 12300 مگاوات بوده است. [اینجا]
در حالی که آقای احمدینژاد در حضور رهبر انقلاب تاکید کرده بود طی سه سال گذشته 12600 مگاوات به ظرفیت تولید برق افزوده شده، وی صبح یكشنبه در جمع علما و طلاب استان مركزی تاکید کرد که در سه سال اخیر 14000 مگاوات به ظرفیت تولید برق افزوده شده است. عین اظهارات احمدینژاد در این مراسم به نقل از خبرگزاریهای رسمی این گونه بود: «همچنین ظرفیت نیروگاههای برق كه از سال 69 تا 76 ، به 8700 مگاوات و از سال 76 تا 83 ، به 12300 مگاوات زیاد شده بود، در سه سال اخیر به 14000 مگاوات افزایش یافته است. [اینجا]
در عین حال، آقای احمدینژاد روز دوشنبه طی همایشی در قم تاکید کرد که دولت نهم ظرف 3 سال گذشته در برخی بخشها به اندازه 16 سال و در برخی دیگر به اندازه 8 سال دستاورد داشته است و گفت: در طول سه سال گذشته دو برابر بیش از 8 سال قبل (24600=12300×2 مگاوات) به ظرفیت تولید برق کشور افزوده شده است. چنانچه در تولید گاز، نفت و آب نیز شیبه همین اتفاقات رخ داده. [اینجا]
سه آمار فوق در حالی از سوی رئیسجمهور ارایه شده که خبرگزاری رسمی دولت در گزارشی که شامگاه دوشنبه درباره عملکرد وزارت نیرو طی سه سال اخیر منتشر کرد، آمار و روایت متفاوتی را ارایه داد. در حقیقت خبرگزاری ایرنا اعلام کرد که طی سه سال گذشته 9000 مگاوات به ظرفیت تولید برق کشور افزوده شده است. در این گزارش که با عنوان «رشد 18 درصدی تولید برق» منتشر شده، چنین آمده است: «ظرفیت نصب شده نیروگاهها از 41 هزار مگاوات در سال 84 به 50 هزار مگاوات در سال 87 رسیده است . میزان تولید انرژی از 178 میلیارد كیلو وات ساعت در سال 84 به 208 میلیارد كیلو وات ساعت در سال 87 رسیده است».
این همه در حالی بود که وزیر نیرو طی سخنانی که در تاریخ 15 تیرماه 87 توسط پرتال خبری وزارت نیرو منتشر شد، اعلام کرد که ظرفیت نصب شده نیروگاههای کشور کلاً به حدود 49 هزار مگاوات رسیده است. به عبارت دیگر و بر اساس اظهارات وزیر نیرو، طی سه سال گذشته نه 12300 یا 14000 یا 24600 رئیسجمهور یا حتی 9000 مگاوات خبرگزاری ایرنا که 8000 مگاوات به ظرفیت تولید برق کشور افزوده شده است. [اینجا]
معلوم نیست که تناقضات فوق ناشی از اشتباه نهاد ریاستجمهوری در مخابره اظهارات آقای احمدینژاد است؛ ناشی از ارایه آمار نادرست به خود رئیسجمهور؛ یا ناشی از...
ملاحظه: شهابنیوز مشتاقانه در انتظار توضیح شورای اطلاعرسانی دولت یا هر یک از نهادهای دولتی دیگر برای رفع این مساله است.
به گزارش فارس به نقل از دفتر امور رسانه هاي رياست جمهوري، محمود احمدينژاد در ديدار فاروق قدومي رئيس دايره سياسي سازمان آزاديبخش فلسطين با بيان اينكه رژيم فاسد، جنايتكار و اشغالگر صهيونيستي و حاميان آن رو به اضمحلال هستند، مقاومت گروههاي فلسطيني را تنها راه مبارزه با اين رژيم دانست و گفت: همه گروههاي فلسطيني بايد با همراهي و همدلي تلاش كنند تا مقاومت در اين كشور زنده و بانشاط باشد.
رييس جمهور با بيان اينكه رژيم صهيونيستي همواره نشان داده است كه زباني جز زبان تفنگ نميشناسد، به سختيها و فشارهايي كه به ملت فلسطين ميشود اشاره و افزود: از دل اين سختيها، شيريني خواهد بود و آن پيروزي ملت فلسطين است.
وي تاكيد كرد: رژيم صهيونيستي به عنوان پايگاه كشورهاي غربي همواره به دنبال اختلاف، تجاوز، درگيري و جنايت در منطقه است.
فاروق قدومي، رييس دايره سياسي سازمان آزاديبخش فلسطين نيز در اين ديدار با تشريح آخرين اوضاع كشورش و منطقه، تنها راه آزادي فلسطين را ادامه مقاومت در اين كشور دانست.
وي با بيان اينكه كشورهاي غربي به دنبال حل و فصل مناقشات منطقهاي نيستند و بيشتر در راستاي منافع رژيم صهيونيستي گام برميدارند، از حمايتهاي انساندوستانه جمهوري اسلامي ايران براي كمك در برقراري صلح و ثبات در منطقه قدرداني كرد.
قدومي گفت: پيروزي انقلاب اسلامي ايران حركت مقاومت در فلسطين را اميدوارتر كرد و ما اين الگو و سرمشق را تا پيروزي كامل ادامه خواهيم داد.
هشدار رفسنجانی نسبت به وضعیت خطرناک رژیم
رفسنجانی در جلسه امروز مجلس خبرگان به خامنه ای و دولت احمدی نژاد نسبت به وضعیت خطرناک رژیم هشدار داد و گفت تحریم های شدید و فراتر از قطعنامه های سازمان ملل سخت است و در عین حال یک جنگ واقعی است.

وی گفت همه باید هوشیار باشند. آبهای خلیج فارس و اطراف ما را ناوگانهای شرور آمریكایی و دیگران پر كرده اند و هر روز در پی نا آرام كردن فضای كشورهای منطقه هستند.
رفسنجانی همچنین ضمن اشاره به سخنان اخیر خامنه ای در حمایت از احمدی نژاد گفت مجلس خبرگان حدود ربع قرن پیش شكل گرفت تا مراقب باشند كشور دچار خلا رهبری نشده و رهبری ناشایست در این مقام قرار نگیرد.

رفسنجانی در ادامه در پاسخ به اظهارات خامنه ای در مورد انتخابات آینده ریاست جمهوری رژیم و حمایت آشکار وی از احمدی نژاد برای یک دوره دیگر در این مقام گفت با نزدیک شدن به انتخابات باید سعی كنیم فضایی آرام در كشور داشته باشیم . دشمنان از بیرون نگاه می كنند و به دنبال این هستند كه ببینند در درون نظام چه خبر است.

|
|
![]() |
آقای مظاهری می گوید: در حالی که توان وام دهی بانک ها ۲۰ هزار ميليارد تومان است اين رقم ۱۴۰ هزار ميليارد تومان ارزيابی شده بود. (عکس: AFP) «اشتباه ۱۲۰ هزار ميليارد تومانی دولت در
محاسبات»
رییس کل بانک مرکزی ايران از يک اشتباه ۱۲۰ هزار ميليارد تومانی در دولت خبر داده است. بنابر گزارش های انتشار يافته، طهماسب مظاهری، رییس کل بانک مرکزی در نشست اخير خود با اعضای اتاق بازرگانی وقوع اين «اشتباه فاحش دولت و کارشناسان اقتصادی» را در «زمان رياست ابراهيم شيبانی در بانک مرکزی» دانست و گفت در حالی که توان وام دهی بانک ها ۲۰ هزار ميليارد تومان است اين رقم ۱۴۰ هزار ميليارد تومان ارزيابی شده بود. روزنامه اقتصادی «سرمايه» و سايت خبری «تابناک» نزديک به فرمانده اسبق سپاه پاسداران طی گزارشی که از برگزاری جلسه اخير رییس کل بانک مرکزی با اعضای اتاق بازرگانی تهران منتشر کردند به نقل از طهماسب مظاهری (((( پرده از این اشتباه «فاحش دولت» برداشته اند. ))))))......>>>>>>>>>>>>
ادامه مطلب
نیک آهنگ کوثر n.kosar@roozonline.com... - سه شنبه 5 شهریور 1387 [2008.08.26]

به گزارش خبرنگار عصرایران، این گروه که با نام "اخوان الرضوان" اعلام موجودیت کرده است، به بهانه اینکه شرکت نستله وابسته به اسراییل است با چند عدد کوکتل مولوتف به دفتر مرکزی نستله حمله کرده است و به ساختمان آن و نیز برخی تجهیزات این شرکت خساراتی وارد کرده است.
این گروه بر ضرورت قطع فعالیت شرکت نستله در ایران و نیز دقت مسوولان در فعالیت شرکت های مرتبط با رژیم صهیونیستی در ایران تاکید دارند.
پیشتر نیز برخی گروه های خودسر در اقدامی غیرقانونی ، اقدام به برچیدن غرفه نستله در حاشیه نمایشگاه بین المللی کتاب کرده بودند.

به گزارش فارس، ساعت 11 ظهر امروز مأموران كلانتري 112 ابوسعيد از سقوط مشكوك و منجر به مرگ يك جوان با خبر شدند.
مأموران با حضور در صحنه دريافتند يك جوان حدودا 23 ساله در حالي كه دستبند بر دست داشتهاست از طبقه چهارم دادسراي ناحيه 11 سقوط كرده است.
شاملو بازپرس شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: با حضور در صحنه مشخص شد اين جوان 23 ساله به اتهام جيببري دستگير شده اما قصد فرار از دست مأموران پليس آگاهي را داشته است.
وي ادامه داد: اين فرد پس از آنكه به داخل دستشويي متواري شده است بدون اطلاع از آنكه در طبقه چهارم حضور دارد اقدام به خروج از پنجره دستشويي كرده و در جريان سقوط فوت كرده است.
شاملو گفت: تا كنون هيچ فردي به عنوان متهم دستگير نشده است و پرونده صرفاً يك سقوط معمولي است.

اعدام جوانان
چطور می توانیم نوجوانی را با قصد و نیت قبلی، اعدام کنیم در حالی که او با قصد و نیت قبلی کسی را نکشته است. چطور می توانیم با اینکه می دانیم می خواهیم کسی را به قتل برسانیم طناب دار را به گردن وی اندازیم و مجرمی را که ناخواسته این نام را با خود به یدک می کشد، بکشیم. چطور می توانیم لرزش بدن نحیف نوجوانی را ببینیم که وجودش سرشار از پشیمانی و ندامت است. چطور می توانیم کسی را که سالها در زندان در بدترین شرایط محبوس بوده است را دو بار مجازات کنیم یک بار برای سلب آزادی و بار دیگر برای سلب حیات و ما چطور می توانیم ..... آیا پس از به دار آویختن این نوجوانان که بر حسب قضا و قدر مرتکب اشتباهی شده و دست تقدیر جان دیگری را گرفته، می توانیم آسوده بخوابیم؟ آیا می توانیم لرزشهای بدن نوجوان ایرانی را که ناخواسته مرتکب جرم شده است را در ذهن خود تجسم کنیم؟ آیا می توانیم جنازه آویزان وی را در بالای دار در ذهن خود مرور کنیم؟ و یا صدای خرخر جان دادنش را در گوش خود تکرار کنیم؟....
قبول می کنم که - بر اثر هر چیزی که شما بفرمایید یا اشتباه یا کودکی یا حماقت یا بی عقلی و یا... - عزیزی از عزیزان خانواده ای جان داده و روحش به ملکوت علی پیوسته است ولی آیا اگر این نوجوانان درمانده را به دار آویزیم جان آن عزیز از دست رفته اعاده می گردد؟ آیا جامعه عاری از جرم و جنایت می شود؟ آیا مجرم تنبیه می گردد در حالی که با سلب حیاتش دیگر وجود خارجی نخواهد داشت؟ و آیا به آرامش خاطر می رسیم؟ هر چند تجربه ثابت کرده است که کسانی که قاتل عزیزشان را به دار می آویزند نه تنها به آرامش نمی رسند بلکه به مراتب به درد و استرسها و دغدغه هایشان افزوده می گردد.
کشور ما از معدود کشورهایی می باشد که اطفال زیر 18 سال را که مرتکب جرمی می شوند که مجازات آن سلب حیات است به مرگ محکوم می کند و حکم مرگ را چه در سن زیر 18و چه در بالای 18 سال اعمال و این مجازات را – گاهی اوقات در اسرع وقت - اجرا می کند مجازاتی که در سال 1372 ازقوانین کشورمان با تصویب ماده 37 کنوانسیون حقوق کودک زدوده شد ولی به دلایل مختلف از جمله عدم آگاهی قضات به مفاد کنوانسیون و نظریه شورای محترم نگهبان در مورد غیر شرعی بودن این ماده در حکم قانون، همچنان جان نوجوانان را می گیرد.
چند سالی است که وکالت اطفالی که در هنگام ارتکاب جرم سنشان زیر 18 سال بوده را برای رضای خدا و بر حسب سوگندی که یاد کرده ام به صورت رایگان و مجانی قبول نموده و در این راستا تمام سعی و توان خود را به کار برده ام تا این نوجوانان به پای چوبه دار نروند. در این راه عده ای از نوجوانان از لحاظ قضایی نور امیدی می یابند. عده ای مشمول عفو و بخشش اولیای دم قرار می گیرند و از مرگ و زندان رها می شوند و عده ای نیز، همچون امیر امرالهی، محمد فدایی، بهنام زارع و دهها نفر دیگر نه اقبالی در رسیدگی قضایی داشته و نه نور امیدی به بخشش اولیاء دم دارند.
کافی است هر یک از ما به سراغ نوجوانان محکوم به مرگ رفته و با تک تک آنها رو به رو شویم از آنها بشنویم که چطور مرتکب جرم شده اند؟ آیا انگیزه خاصی برای ارتکاب جرم داشته اند؟ و همچنین از آمال و آرزوهایشان بشنویم. آنوقت است که حکم خواهیم داد به استحقاق ادامه زندگی آنها و اینکه راهی پیش رویشان بگذاریم که جبران مافات کنند و اثبات نمایند که عمدی در ارتکاب جرم نداشته و ناخواسته وارد ماجرایی شده اند که نتیجه آن داغدار شدن دو خانواده گردیده است.
در کشور ما سالانه تعدادی نوجوان که در سنین کودکی مرتکب جرم شده اند به دار آویخته می شوند و بدون آنکه فرصتی برای زیستن داشته باشند دار فانی را وداع می گویند. در بسیاری از پرونده هایی که داشته ام وقتی خبر اعدام قریب الوقوع نوجوانی در مطبوعات مطرح می گردد عده بسیاری از مردم خیر و نیکوکارکه هیچ نسبتی با محکوم به اعدام ندارند اعلام آمادگی می کنند که به هر نحو ممکن جان نوجوان در انتظار اعدام را نجات دهند در این بین هنرمندان، ورزشکاران و حتی سیاسیون پا پش گذاشته و از طرق مختلف سعی در رهایی نوجوان، از مرگ می نمایند و اگر نوجوانی به دار آویخته شود نه تنها دیگران خوشحال نمی شوند بلکه متاثر و متاسف می گردند و اگر ریاست محترم قوه قضاییه و یا هر مقام دیگری دستور توقف اجرای حکم را صادر کنند نفسی راحت کشیده و خدا را سپاس می گویند.
خبر به دار آویختن رضا حجازی در زندان اصفهان به همان اندازه ناراحت کننده بود که خبر توقف اجرای حکم بهمن سلیمیان که 12 سال از عمر خود را در بدترین شرایط گذراند و از بلاتکلیفی، خواسته است که هر چه زودتراعدام شود خوشحالمان کرد تمام این موارد نشانه هایی از نیاز جامعه به تغییر این رویه ناشایست و گام برداشتن به سوی روشی منطقی و معقولانه است. امروز در شرایط و وضعیتی از اجتماع قرار داریم که دستگاه قضایی و مقننه می بایست با دید باز به واقعیتهای مسلم جامعه بنگرد و زمینه شکوفایی و پیشرفت تمام کودکان و نوجوانان را فراهم کند حقوق آنان را در اولویت قرار دهد و خشونت را از سطح اجتماع بزداید. بدیهی است با سلب آزادی، شلاق و گرفتن جان کودکانی که در زمان ارتکاب جرم کمتر از 18 سال سن داشته اند نمی توان به آرمان و اهداف سالم سازی محیط اجتماع کمک کرد و حتی نمی توان آن را به عنوان مسکن مورد استفاده قرار داد چرا که به دار آویختن کودکان زیر 18 سال به هیچ عنوان نمی تواند درس عبرتی برای کودکان دیگر شود. آنها هنوز پا به اجتماع نگذارده و هیچ تجربه ای در چگونه زیستن کسب نکرده اند. امروز دستگاه قضایی و مقننه مکلف است نیازی که در جامعه احساس می شود فراهم کند و با درایت و تدبیر، جلوی اجرای احکام مرگ را علیه نوجوانان این مرز و بوم گرفته و با بازپروی، آنان را برای خدمت به هم نوعانشان به جامعه بازگردانند و مجازات مرگ را لااقل برای این عده از نوجوان و کسانی که قصد و نیت نتیجه مجرمانه را ندارند منتفی نمایند.
کافی است مروری به قوانین کشورهای مختلف بیاندازیم و آماری از اعدامهای اطفال زیر 18 سال بگیریم آنوقت خواهیم دید که ایران رتبه اول را در اعدام اطفال زیر 18 سال کسب کرده و اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان مجازات اعدام را برای نوجوانان بی فایده و ناشایست دانسته و از قوانینشان برداشته اند.
در نهایت - اگر مروری به قران، کلام خدا و معجزه حضرت محمد (ص) بیاندازیم درخواهیم یافت که خداوند متعال در همه حال بخشنده و مهربان است حال چرا ما بخشنده و مهربان نباشیم؟ ما می توانیم خشونت را برداریم و مهربانی و بخشندگی را جایگزین آن کنیم و با مهربانی و عطوفت خودمان، به دیگران درس سالم زیستن را بیاموزانیم.
محمد مصطفایی وکیل تعدادی از نوجوانان درانتظار اعدام
آژانس ايران خبر

اعدام جوانان
به گزارش آژانس ایران خبر ،مهر ماه سال گذشته در حالی که مهرداد و دوستش به نام علی رضا پس از استفاده از مشروبات الکلی تعادل خود را از دست دادند به پیشنهاد علی رضا سراغ برادر وی رفتند و او را به قتل رساندند .
پلیس مهرداد و علی رضا ، برادر مقتول را دستگیر کرد و متهمان در اعترافات خود به جرم خود اعتراف و ابتدا به اعدام محکوم شدند ولی پس از مدتی خانواده مقتول از علیرضا اعلام رضایت کردند و مهرداد در دادگاه کیفری استان به قصاص محکوم گشت.
این در حالیست که طبق کنوانسیون های بین المللی حفظ و حمایت از حقوق کودکان صدور حکم اعدام برای افراد زیر 18 سال ممنوع می باشد.
آژانس ايران خبر
احمدی نژاد: این دولت دولت کار است، دولت خدمت است
توجيه شکست کاروان ايران در المپيک چين
برنامۀ رژیم برای ایجاد دادگاه های سیار در سراسر کشور
به سرکوب هموطنان بهايی در ایران اعتراض کنید
سخنان احمدی نژاد در استانبول (28 دقیقه)
سخنان خامنه ای در جمع ماموران وزارت اطلاعات
سخنان وزیر معتاد دفاع جمهوری اسلامی (سه شنبه 22 مرداد)
دوشنبه، 4 شهریور ماه 1387 برابر با 2008-08-25
به گزارش خبرنگار ما, صبح روز جاري, کارگران "شرکت لوله سازي خوزستان" در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه ي خود در ميدان شهداي اهواز تجمع ,و با در دست داشتن پلاکارد هايي خواستار پرداخت مطالباتشان شدند .


كارگران معترض لوله سازي خوزستان كارگران معترض لوله سازي خوزستان
اين کارگران که حدود 100 نفر بودند شروع به راهپيمايي از ميدان شهدا به سمت خيابان نادري که مهمترين خيابان اهواز مي باشد نمودند و پس از گذشت حدود يک ساعت به پل نادري رسيدند و تجمع خويش را زير اين پل تا ساعت 11 ادمه دادند .
کارگران معترض در اين راهپمايي شعارهايي چون ( استاندار بي لياقت استعفا استعفا - گرسنه ايم گرسنه - مرگ بر ظالم) سر دادند.
گفتني است کارگران اين شرکت بيش از 5 ماه است که حقوق خود را دريافت نکردند. لازم به ذکر است که در اهواز دو شرکت لوله سازي وجود دارد که هر دو شرکت در حال حاضر با بحران جدي در پرداخت حقوق کارگرانشان مواجه هستند.

پرپايي نماز توسط يك زن و شوهر
تصويري كه مشاهده ميكنيد , تصوير زن و مرد جواني است كه در ” ميدان بازار” انزلي اقدام به برپايي نماز كرده اند , اقدامي كه توجه بسياري از هموطنانمان را برانگيخته است . به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبر , اين زن و شوهر که به همراه فرزند کوچک خودشان به خواندن نماز در وسط ميدان شهر مشغول بودند از مسلمانان اهل سنت به شمار مي رفته اند که به دليل انبوه فشارهاي حكومتي ناشي از سني بودن , از خواندن نماز در مساجد مسلمانان شيعه امتناع ورزيده اند . اين در حالي ست که تعداد زيادي مسجد در شهر انزلي براي مسلمانان وجود داشته اما مسجدي براي مسلمانان اهل سنت اين شهر و مسافراني که به اين شهر آمده اند وجود ندارد. آژانس ايران خبر
هم اکنون از احوالات آنها هیچ خبری در دست نیست این حادثه ارتباط مستقیم با درگیری های شمال غرب دارد که اکنون نیز در امنیت و آرامش کامل نیست اما از شدت سرو صدا ها کاسته شده است.
لازم به ذكر است كه وزیر کشور ,در حضور خبر نگاران منکر آن شد و گفت چنین اتفاقی رخ نداده اما شاهدان و بقیه پلیس های حاضر از این ماجرا حکایت می کنند .آژانس ايران خبر
نیک آهنگ کوثر n.kosar@roozonline.com... - دوشنبه 4 شهریور 1387 [2008.08.25]

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 4 شهریور 1387 [2008.08.25]

آدم است و هزار اشتباه. من بارها در مطالبم احمدی نژاد را تمسخر کردم و فقط نقاط ضعف او را دیدم، اینقدر این کار را کردم که دیدن بسیاری از نقاط مثبت او، که بقول مسوولان کشور کم هم نبوده است، را فراموش کردم. اکنون احساس بدی دارم. فکر می کنم من نباید این همه با عینک بدبینی و سیاه نمایی نگاه می کردم و حتی یک خصوصیت خوب را هم برای او تصور نمی کردم. این کار غلط است و من اشتباهی بزرگ کردم. الآن وقتی کلاهم را قاضی مرتضوی می کنم، می بینم که چه کار زشتی کردم. احمدی نژاد هم مثل بسیاری از سیاستمداران و مدیران کشور، نقاط ضعف و نقاط مثبت دارد. اگر ضعف های او را می بینیم، بیایید، همگی بیایید یک بار دیگر نگاه کنیم و این بار جنبه های مثبت او را ببینیم. این مساله مهمی است. در همین راستا، برخی از موارد مثبت ریاست جمهوری عزیز و مثبت کشورمان را برای شما بازگو می کنم، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
پافشاری و پایداری: اولین خصلت مثبت احمدی نژاد، پافشاری سرسختانه او بر مواضعی بود که اتخاذ آن مواضع اگرچه ضررهای زیادی داشت، ولی همین که حتی تا بعد از اینکه اشتباه بودن آن محرز شد، ایشان باز هم اصرار بر ادامه آن داشت، موضوع مهمی است. مگر ما چند نفر در دنیا داریم که وقتی متوجه می شوند سیاست اقتصادی شان باعث نابودی کشورشان می شود، باز هم با شهامت و دلیری پای حرف شان بایستند و همان سیاست را ادامه دهند. مگر چند رئیس جمهور در جهان داریم که وقتی می دانند که وزیرشان به ملت و مجلس دروغ گفته باز هم با پایداری و پافشاری از او دفاع کنند؟
پرکاری: ملت ایران می داند که قبلا روسای جمهور هر کدام روزی هشت ساعت، یا حداکثر ده ساعت در روز کار می کردند و روزی سه چهار ساعت فکر می کردند، اما احمدی نژاد حداقل در روز بیست ساعت کار می کند، وقتی برای فکر کردن ندارد و چهار ساعت خواب می بیند که ایران بزرگترین قدرت جهان شده است. این پرکاری قابل ستایش است. اگر فرض کنیم که احمدی نژاد روزی 20 ساعت کار می کند و هر روز هم کار می کند و با سالی 7300 ساعت کار، موفق می شود که سالانه حداقل 73 میلیارد دلار به کشور لطمه بزند، یعنی رئیس جمهور در هر ساعت می تواند 10 میلیون دلار از سرمایه های ایران و درآمد کشور را از بین ببرد، این خودش موضوع مهمی است. در حالی که فرض کنیم همین آدم نتواند روزانه بیست ساعت کار کند و روزی ده ساعت کار بکند، در این حالت فقط 36 میلیارد دلار از درآمد کشور از بین می رود و بقیه اش می رود توی صندوق ذخیره ارزی، و ممکن است بعدا به درد بخورد. یا اینکه اگر خدای ناکرده رئیس جمهور به جای 20 ساعت کار دائمی فرضا 12 ساعت کار کند و یک ساعت وقت برای فکر کردن بگذارد، ممکن است کمی به کارهایش فکر کند و برای رضای خدا استعفا بدهد، آن وقت ما چه کنیم؟ پرکاری یکی از خصوصیات عجیب و جبران ناپذیر این رئیس جمهور خستگی ناپذیر است، چرا که کی خسته است، دشمن!
سرزدن به همه جای کشور: یکی از برجسته ترین نکات در کارنامه احمدی نژاد، این است که وی موفق شده است تمام کشور را زیر پا بگذارد و به تمام مردم شهرها و روستاهای کشور نشان بدهد که جمهوری اسلامی چه شکلی است و توانسته است مردم را به ناامیدی کامل برساند. او در سفرهای استانی بی شمارش میلیونها ایرانی را دیده است و به آنها قول داده است که برایشان استادیوم می سازد و مشکلات شان را حل می کند، حالا اینکه آیا رئیس جمهور مجبور است به قول هایش عمل بکند یا نه، موضوع دیگری است. رئیس جمهور می تواند دو عمل انجام دهد، یکی اینکه قول بدهد و دوم اینکه به قولش عمل نکند. آیا عمل نکردن به قول ها و وعده های آیا می تواند باعث شود که ما تمام آن وعده ها را نادیده بگیریم؟ وعده دادن خودش یک هنر بزرگ است که نباید آن را انکار کرد. بخصوص اینکه یک رئیس جمهور اصرار داشته باشد هر هفته به یک استان برود و هی قول بدهد که برایتان جاده می سازم و استادیوم می سازم.
ارتباط گسترده با تمام سران جهان: یک خصوصیت بزرگ احمدی نژاد این است که حداقل با بیش از 120 رهبر و رئیس جمهور در جهان ملاقات کرده و توانسته است برای آن 120 نفر از نزدیک نشان بدهد که رئیس جمهور ایران چه شکلی است. همین تلاش بی وقفه است که باعث شده است، ما موفق شویم چهار بار اجماع جهانی را علیه خودمان در شورای امنیت ایجاد کنیم. چون تا قبل از این ملاقات ها شاید افرادی مثل " ظریف" و " خرازی" و سفرای ایران می توانستند به روسای جمهور جهان بگویند که برخلاف آنچه به نظر می رسد، رئیس جمهور ایران آدم باحال و مشتی و خردمندی است و این دشمنان هستند که می خواهند چهره او را خراب کنند، اما وقتی خود روسای جمهور و رهبران جهان، احمدی نژاد را رودررو دیدند، دیگر چه می توانیم بکنیم. نقش ارتباط گسترده رئیس جمهور پر تحرک ایران، در سیاست خارجی کشور بسیار مهم است. حتی تا این حد که بسیاری از کشورهای جهان که شصت سال بود بدون هیچ دلیل خاصی با ایران دوست بودند، درست یک ساعت بعد از ملاقات با احمدی نژاد بصورت دشمن واقعی جمهوری اسلامی ایران درآمدند که خود این در تاریخ بی نظیر است.
تولید انرژی هسته ای: یکی از برکات بی بدیل دولت نهم که واقعا خاکش توی سر دولت هشتم و هفتم و ششم و پنجم بخورد، این بود که موفق شد ایران را هسته ای کرده و چنان تلاشی برای تولید انرژی هسته ای بکند که برق معمولی کشور هم روزی دو سه ساعت قطع بشود و مردم تازه متوجه شوند که ادیسون چقدر نقش بزرگی در زندگی بشر داشته و به علم علاقمند شوند. از سوی دیگر، دولت نهم توانست راه ساده و سریعی برای هسته ای شدن ایران بردارد، در حالی که دولت های قبلی هشت سال زور می زدند و حداکثر ده درصد به تولید انرژی هسته ای نزدیک می شدند، دولت نهم در عرض یک هفته اعلام کرد، ایران یک کشور هسته ای شده است. شجاعت اعلام هسته ای شدن کشور در شرایطی که برق روزی دو سه ساعت قطع می شود، از تولید انرژی هسته ای سخت تر است. و صد البته که راهی بزرگ پیش پای مسوولان کشور باز می کند تا مثلا اگر در ورزش قهرمان جهان نشدیم، بتوانیم اعلام کنیم که ایران قهرمان ورزش جهان شد یا اگر دوست داشتیم اعلام کنیم که بقول وزیر علوم " ایران در تولید علم رتبه اول را در دنیا دارد." می دانید اعلام همین چیزهای اول تا چه حد در بهبود شرایط روانی ملت موثر است؟ می دانید همین موضوع باعث شده است تا بسیاری از ایرانیان امروز وقتی برق شان می رود حداقل مطمئن باشند که انرژی هسته ای دارند؟
حل مشکل بنزین: اگر دولت نهم هیچ کاری برای این کشور نکرده بود و فقط موفق شده بود مساله بنزین را حل کند، کاری کرده بود کارستان. که توانست و کرد. اگر چه عواقب خطرناک آن از جمله آتش گرفتن دهها پمپ بنزین و کشته شدن گروهی از معترضین که درگیری ایجاد کرده بودند و ایجاد صف های طولانی برای گرفتن بنزین سهمیه ای، ایجاد شد، اما دولت با پافشاری بر مواضع خودش باعث شد که پس از یکی دوماه، اولا مصرف بنزین به همان مقدار باقی بماند و در عوض مردم بطور منظم برای زدن بنزین توی صف بایستند. و این صف چیزی بود که جامعه ما به آن نیاز داشت. البته نباید از این مهم گذشت که دولت موفق شد پس از تحمل آن همه سختی کاری کند که ترافیک کشور، که یکی از نیازهای مهم جامعه امروز ایران است، حفظ شود. و این کار کمی نبود.
افزایش قیمت نفت: بالارفتن قیمت نفت یکی دیگر از جنبه های مثبت دولت نهم بود که باعث شد علاوه بر اینکه مشکلات زیادی را برای جهان ایجاد کند، باعث شد مشکلات بیشتری را برای خودمان ایجاد کند. اقتصاددانان کوردل غربی هرگز به ذهن شان هم خطور نمی کرد که قیمت نفت در عرض سه سال سه برابر و درآمد کشور ایران نیز در عرض سه سال سه برابر شود، اما زندگی مردم سخت تر شود. اقتصاد غرب چنین معجزه ای را نمی تواند بفهمد چون معنویت در آن مرده است و فقط قیمت نفت در آن افزایش یافته است.
رهبری خاورمیانه: تبدیل ایران به یک ابرقدرت در خاورمیانه یکی از بزرگترین دستآوردهای سیاسی، نظامی، شیمیایی، هندسی، منطقی، اجتماعی، روانی دولت نهم بود. این دولت توانست ایران را در منطقه به یک ابرقدرت تبدیل کند و در نتیجه کشورهای منطقه و مردم منطقه همان دیدگاهی که نسبت به حضور یک ابرقدرت در منطقه دارند، در مورد ایران پیدا کنند. یعنی از ایران بترسند، از دوست به دشمن تبدیل شوند و از آمریکا خواهش کنند که هرگز از منطقه نرود.
ایجاد امنیت در تمام کشور: تا سه سال قبل در ایران امنیتی وجود نداشت، گاهی اوقات تظاهرات زنان و دانشجویان برگزار می شد و گاهی اوقات دزدان دزدی می کردند و اشرار شرارت می کردند، اما سه سال است که بطور مرحله ای مشکلات امنیت کشور حل شده است. ما موفق شدیم زندگی را برای تروریست هایی که در همین سه سال تولید شدند، سخت کنیم، موفق شدیم کاری کنیم که در بلوچستان امنیت کامل برقرار شود و فقط هر ماه تعدادی را سر ببرند، ما موفق شدیم کاری کنیم که حرکات ضد امنیتی مانند بلند کردن موی پسران، پوشیدن شلوار فاق کوتاه، کشیدن قلیان، استفاده از آلبوم مدل برای آرایشگاهها، پوشیدن روسری کوچک، پوشیدن شلوار تنگ و کوتاه و مواردی از این دست که امنیت کشور را واقعا بخطر انداخته بود، از بین برود و دولت توانست با تعداد کمی اعدام در وسط خیابان زندگی را برای ملت زیباتر کند. و چه لحظه مهرورزانه ای است که کودکان در خیابان جمع می شوند و اعدام ها را نگاه می کنند و با قلبی پر از امید به آینده می نگرند.
حل مشکلات علمی جهان: بی تردید دولت احمدی نژاد حق بزرگی به گردن علوم و دانشگاههای جهان دارد. این نقشی است که تاریخ بعدها در مورد آن قضاوت خواهد کرد. حضور احمدی نژاد توانست بسیاری از جوانان کشور را با قلبی مصمم به سوی کلاس های درس در دانشگاههای خارج بفرستد. بی تردید اگر هر روز خبر موفقیت جوانان ایرانی را در دانشگاههای جهان می شنویم، در آینده این خبرها را بیشتر خواهیم شنید. شاید روزی بخش تاریخ دانشگاه هاروارد مجسمه ای از احمدی نژاد را در حیاط این دانشگاه نصب کند و بسیاری از دانشمندان آینده جهان به یاد بیاورند که وقتی بیست و دو ساله بودند مردی را در تلویزیون دیدند که با دیدن او یقین کردند باید هر چه زودتر از کشورشان فرار کنند و پس از آن بود که مدارج ترقی علمی را طی کردند.
ارتقاء منزلت ریاست جمهوری: یکی از بزرگترین دستآوردهای دولت نهم این بود که موفق شد رئیس جمهور را به رهبر تبدیل کند و این چیزی بود که واقعا کم داشتیم. احمدی نژاد موفق شد نقش رئیس جمهور را تبدیل به رهبر، نقش مجلس را به معاونت پارلمانی خودش، نقش شورای نگهبان را به گارد حفاظت ریاست جمهوری، نقش شورای تشخیص مصلحت را به خانه سالمندان و نقش وزرای کشور را به ارباب رجوع اداراتی که می آیند و می روند تبدیل کرد. اگر نظام جمهوری اسلامی تا قبل از این بخاطر وجود یک رهبر مقتدر مشکل داشت، حالا بخاطر وجود دو رهبر مقتدر مشکل دارد. این نکته ای است که بقول علما تا کنون مغفول مانده است. ما در حال حاضر دو سیاستمدار داریم که جامعه را رهبری می کنند ولی رئیس جمهور نداریم.
استفاده بهینه از آفتابه و جهانی کردن آن: بی تردید نقش آفتابه در زندگی هر ایرانی نقشی ماندگار و پایدار است. این چیز مهم سالها توانست به مردم ما خدمت کند. خدمتی بی دریغ و انکار ناپذیر. اما ایجاد شلنگ های طولانی غرب چه لطماتی به آفتابه های مظلوم نکرد و این موجود محترم تا به چه میزان از زندگی ما کنار گذاشته شد. دولت نهم توانست با بهینه سازی استفاده از آفتابه در مبارزه با فساد و تباهی، بار دیگر به غربی های عقب مانده نشان بدهد که همین آفتابه ای که آنان از زندگی شان حذف کرده اند، چه اهمیتی دارد. بسیاری از جهانیانی که آفتابه قرمزی را به گردن مردان خشن شهر می دیدند، تازه پس از دیدن این عکس ها سعی کردند با آفتابه آشنا شوند و ببینند آویختن این شیئی بر گردن دستگیرشدگان چه معنایی دارد و اثر این اقدام چیزی نبود جز جهانی شدن فرهنگی و اجتماعی آفتابه در سطح دنیا.
و آثاری دیگر: البته نمی توان خدمات دیگر دولت نهم را نادیده شمرد، دولت احمدی نژاد توانست پس از شصت سال عواطف جهانیان را نسبت به کشتار یهودیان و هولوکاست برانگیزد، بی تردید همه یهودیان این مهم را مدیون رئیس جمهور ایران هستند. دولت احمدی نژاد موفق شد خواندن دعای فرج را در سازمان ملل رسمی کند و توانست با دست ندادن با زنان انواع حالات آکروباتیک را در ملاقات های دیپلماتیک، وارد ادبیات دیپلماسی کند. دولت نهم ایران را به بزرگترین تولید کننده علم، بزرگترین قدرت جهان و بزرگترین ابرقدرت منطقه تبدیل کند. کاش خود جهانیان هم می دانستند که ایران بزرگترین قدرت جهان شده است و لااقل یک کم آن طرف تر می نشستند که ما بتوانیم راحت باشیم.

در مواجه با اين عمل نيروي انتظامي ،هیچ یک از غرفه داران غرفه هایشان را خالی نکردند ، ولی مامورین بدون توجه به اموال مردم ، به تخريب آنها پرداختند و در صورت هرگونه اعتراض و عدم اجازه تخريب از سوي غرفه داران ، ماموران ضد شورش آنها را دستگير و به همراه خود مي بردند. مامورین همه غرفه داران را تهدید به دستگیری و زندان كردند.
بازارچه کاملا با نیروهای ضد شورش و لباس شخصی محاصره شده بودو
لباس شخصی ها لوازم غرفه داران را بیرون ريخته و به راننده لودر دستور تخریب دادند.
یکی از غرفه داران حاضر در حالي كه از شدت خشم برافروخته شده بود گفت :اينها همه از برکات دولت نهم وعدالت گستر و مهرورز است!!
هر بلایی سرمان بیاید حقمان است !! تقصير خودمان است كه كاري بر عليه آنها نميكنيم .
اینها ایرانی نیستند که دلشان به حال مردم بسوزد اینها ایرانی ستیزند .
به اسم اسلام و قران و امام زمان هرکدامشان دارند پدر مردم را در می آورند آخه اینها چه مسلمانی هستند که به پرچم های نیمه شعبان نصب شده جلوی غرفه ها هم توجه نمی کنند ؟!
و هر کس هم حرفی بزند، می گویند کافر است و به اسم ضد اسلام
می گیرنش و زندان و حتی اعدامش ميكنند.
واي برما که نمی تو انیم جلوی سه چهار میلیون آخوند شپشو ،وايستيم،
زمان شاه یک قران بلیط اتوبوس را گران کردند مردم اتوبوس آتیش زدند و باعث شد قیمت بلیط به همان قیمت قبلی برگردد ولی الان کی جرات
می کنه نفس بکشه !از بس مي كشند واعدام ميكنند ......
لازم به ذكر است كه تعداد زيادي از غرفه داران به دليل اعتراض به اين عمل ضد انساني نيروي انتظامي دستگير و تعدادي مورد ضرب و شتم قرار گرفتند . آژانس ايران خبر
یکشنبه، 3 شهریور ماه 1387 برابر با 2008-08-24
كارگران به جان آمده با سردادن شعارهایی نظیر "خریدار کارخانه قصد تعطیلی کارخانه را دارد" و "زیر خط فقر هستیم" علیه سیاستهای ضدمردمی رژیم اعتراض كردند.
در محل سخنرانی احمدی نژاد نیز کارگران شرکت هپکو اراک پلاكاردی با این مضمون حمل می كردند : مصوبه ورود ماشین آلات سنگین دست دوم مساوی است با بیکاری کارگران شاغل در صنعت راهسازی و ضربه به تولید داخلی و پولدار شدن عده ای خاص.
زندانیان سیاسی و مدنی کرد در تمام زندان های کشور، با امضای بیانیه ای اعلام کردند که از روز دوشنبه در تمامی زندان ها اعتصاب غذایی سراسری را آغاز می کنند.
زندانیان سیاسی کرد طی بیانیه ای "خطاب به انسانیت" برگزیدن اعتصاب غذا را اقدامی برای "بازپس گیری جسممان و فراتر بردنش از (زندان) و پیوند دادن آن با خواست رهایی" وصف نموده اند. آنان هم چنین اظهار داشته اند این اعتصاب غذا را جهت "شرمگین" ساختن حاکمیت، معطوف ساختن افکار عمومی به شرایط دشوار زندان، وضعیت فعالین مدنی کرد و وضعیت حقوق بشر در کردستان، سازمان داده اند.
یکی از زندانیان سیاسی و مدنی کرد با اشاره به فشارهای زیاده از حد حاکمیت به ویژه بر فعالان سیاسی و مدنی کرد و صدور احکام اعدام 8 تن از این فعالان و همچنین تشدید فشار بر بقیه زندانیان، اهداف این اعتصاب غذا را چنین شرح داد:
1- اعتراف حاکمیت به هویت سیاسی و مدنی این زندانیان و در پیش گرفتن رفتاری شرافتمندانه با آنان،
2- تجدید نظر در اعدام دسته جمعی زندانیان و توقف فوری اجرای احکام اعدام کلیه زندانیان سیاسی و مدنی،
3- پایان دادن به شکنجه، آزار و رفتارهای غیرانسانی نسبت به کلیه زندانیان،
4- پایان دادن به تبعیض میان زندانیان سیاسی و مدنی و هم چنین تبعید آنان و نیز بهبود شرایط زندان،
5- زندان های سراسر ایران بدون هیچ گونه محدودیتی تحت نظارت سازمانهای حقوق بشری داخلی و جهانی قرار گیرد،
6- دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جهت تحقق مبانی مسلم حقوق بشر و رعایت اصل انصاف، مورد اصلاحات اساسی قرار گیرد.
گفته می شود این زندانیان اعلام کرده اند که تا "مرگ" بر خواسته های خود باقی خواهند ماند.
این اعتصاب غذا مصادف با سالگرد کشتار زندانیان سیاسی دهه 60 و نیز قتل عام کردها در "قارنا" و "قلاتان" است.
اسامی زندانیان اعتصاب کننده در اولین فرصت اعلام خواهد شد.
***
شبکه حقوق بشر کرد یادآور می شود:
- هم اینک 8 فعال مدنی و دگر اندیش کرد به اعدام محکوم شده اند. این فعالین عبارتند از:
1- عدنان حسن پور(روزنامه نگار)
2- هیوا بوتیمار(روزنامه نگار و فعال مدنی)
3- فرزاد کمانگر(فعال حقوق بشر و فعال مدنی)
4- انور حسین پناهی(معلم)
5- فرهاد وکیلی(فعال مدنی)
6- علی حیدریان (فعال مدنی)
7- ارسلان اولیایی(فعال مدنی)
8- حبیب الله لطیفی (دانشجو، فعال مدنی)
- همچنین 7 فعال کرد با احکام سنگین مواجه شده اند:
1- محمد صدیق کبودوند(فعال حقوق بشر- 11 سال حبس تعزیری)
2- هانا عبدی (فعال حقوق زنان، 5 سال حبس تعزیری و تبعید به گرمی در آذربایجان شرقی)
3- زینب بایزیدی (فعال حقوق زنان، 4 سال حبس تعزیری و تبعید به زنجان)
4- فاطمه گفتاری(فعال حقوق زنان، 18 ماه حبس تعزیری)
5- امیررضا اردلان(دانشجو، یک سال حبس تعزیری)
6- علی شاکری(دانشجو، دو سال و شش ماه حبس تعزیری)
7- سهراب جلالی(فعال مدنی، در حال سپری نمودن حکم و تبعید به زندان کاشمر)
- و نیز 13 فعال کرد در زندان به سر می برند و یا از سرنوشت آنها خبری در دست نیست:
1- کاوه جوانمرد(روزنامه نگار، در حال سپری حکم در زندان مراغه – تبعید)
2- یاسر گلی(فعال دانشجویی، در انتظار حکم)
3- هدایت غزالی (فعال دانشجویی، در انتظار حکم)
4- صباح نصری (فعال دانشجویی، در انتظار حکم)
5- روناک صفازاده(فعال حقوق زنان- در انتظار حکم)
6- مسعود کرد پور(روزنامه نگار و فعال حقوق بشر- سرنوشت نامشخص)
7- کامران علایی(پزشک- سرنوشت نامشخص)
8- آرش علایی(پزشک- سرنوشت نامشخص)
9- خضر رسول مروت(دانشجو، سرنوشت نامشخص)
10- سالار یاره(دانشجو، سرنوشت نامشخص)
11- فرهاد حاجی میرزایی(فعال حقوق زنان و کودکان- سرنوشت نامشخص)
12- ساسان بابایی(فعال مدنی و معلم کامیارانی، در حال سپری حکم(دوسال از سال 85 به اتهام همکاری با احزاب کردی))
13- محمد کعبی(فعال مدنی، سرنوشت نامشخص)
به گفته منابع بیمارستانی در بیشکک، براثر سقوط اين هواپیما 87 نفر جان خود را از دست دادند.
سخنگوي سازمان هواپيمايي جمهوری اسلامی گفته است رسيدگي به علت سقوط هواپيماي خط بيشكک - تهران در حيطه کاري ما نيست.
وی با بيان اينکه هنوز از علت سقوط هواپيماي 737 خطوط پروازي قرقيزستان خبر دقيقي در دست نیست گفت اين هواپيما 86 مسافر و 7 خدمه پروازي داشته است.
سخنگوي سازمان هواپيمايي جمهوری اسلامی افزود احتمال وجود مسافر ايراني در پرواز بیشکک - تهران مي رود.
محمد صدیق كبودوند
بدینجهت ، تلاشهای جنابعالی به عنوان رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر در منطقه كردستان را كه منجر به صدور حكم ناعادلانه محكومیت 11 سال حبس برای شما شده است، ستایش كرده و قدر مینهیم.»
به این ترتیب جمعی از فعالان مدنی و سیاسی وابسته به طیفهای مختلف سیاسی با حضور خود در این نشست از خانواده محمدصدیق كبودوند به دلیل تاخیر در انجام این دیدارعذرخواهی كردند تا همانگونه كه محمدعلی عمویی كه سابقه سالها زندان را در پرونده سیاسی خود دارد، انجام اینگونه نشستها و مهمتر از آن منعكس كردن خواستهای این جمعیت را واجد تاثیرات مثبت بداند. وی گفت كه این جلسات، حتی اگر تاثیر نیز نداشته باشد اعتراضات حقی است كه افراد این مملكت كه منتقد پارهای از تصمیمات حكومتی هستند، دارند.
او از اینكه در این نشستها صاحبان اندیشههای گوناگون حاضر میشوند، اظهار شادی كرد و گفت كه بهرههای زیادی از جمع بودن میبریم و امر مملكتی مورد توجه واقع میشود.
كوروش زعیم از فعالان ملی نیز در این نشست گفت كه «پیشگامان نوعدوستی، انسانیت و حقوق بشر، پیشگامان اخلاق اجتماعی و ترویجكنندگان رعایت قانون اساسی را به جای ستایش و تشویق، تهدید و بازداشت و زندانی میكنند. كبودوندها را كه با فعالیتهای حقوق بشری خود، مردم ستمدیده، محروم و مستاصل كردستان را به آینده امیدوار میكنند و نیز به اینكه حتی در نظامی مانند جمهوری اسلامی امكان بهبود وجود دارد، به جای 11 مدال افتخار، 11 سال زندان میدهند.»
سخنران بعدی این نشست محمد بستهنگار از فعالان ملی- مذهبی بود كه او نیز با انتقاد از رویه شدن بازداشتهای خودسرانه افرادی كه تنها جرمشان آگاهیبخشی جامعه از طریق انتشار نشریه یا تاسیس نهادهای حقوق بشری است، این نوع فشارها را در شهرستانها به خصوص در مورد اقلیتهای دینی و قومیتهای مختلف ایران، بیشتر و مضاعف ارزیابی كرد.
او گفت كه تحقق اصل حاكمیت مردم، مستلزم تامین حقوق برابر برای همه ایرانیان صرفنظر از تفاوتهای قومی، مذهبی، مسلكی و جنسیتی است.
به این ترتیب نوبت به گیتی پورفاضل وكیل محمدصدیق كبودوند رسید تا توضیح كوتاهی در خصوص سیر پرونده موكلش ارائه دهد. او گفت كه اعتراضهایی كه صورت میگیرد برخلاف قانون اساسی نیست. او از اینكه احكام دادگاهها در برخی موارد به وكیل ارسال نمیشود، انتقاد كرد. پورفاضل به اینكه چهار بار محاكمه موكش به دلایل مختلف به تعویق افتاده است، اشاره كرد.
فریبرز رئیسدانا پژوهشگر و نویسنده نیز خطاب به مسوولان گفت كه چرا به همین قانون اساسی وفادار نیستید؟ او سپس در پاسخ به این سوال با اشاره به رشد و گسترش آگاهیهای مردم، نتیجه برخورد با فعالان مدنی و حقوق بشری را ناموفق ارزیابی كرد و در ادامه باز پرسید: چرا كوچكترین تشكل صنفی، اتحادیههای كارگری، اجازه تاسیس ندارند.
اجلال قوامی روزنامهنگار كرد كه او نیز به تازگی از زندان آزاد شده است، در این نشست با بیان اینكه محمدصدیق كبودوند دغدغه حقوق بشر داشت، گفت كه كبودوند در نشریه توقیف شده پیام مردم كردستان بر حقوق انسانی، قانونی و مشروع كه در قانون اساسی برای اقوام در نظر گرفته شده است، تاكید داشت و مورد توجه او بود.
او در ادامه به برخوردهایی كه در مناطق كردنشین با فعالان مدنی میشود، اشاره كرد و آن را به مراتب شدیدتر از برخوردها یی كه در مركز و دیگر نقاط ایران با فعالان مدنی میشود، ارزیابی كرد. به این ترتیب خواستار توجه بیشتر فعالان سیاسی و مدنی به این مناطق شد.
قوامی در بخش دیگر سخنان خود از اقدامات افرادی سخن گفت كه سعی میكنند حركتهای مدنی و مسالمتآمیز فعالان مدنی در منطقه كردنشین را به سمت رادیكالیسم سوق دهند.
تقی رحمانی از فعالان ملی- مذهبی كه او نیز تجربه سال ها زندان در كارنامه سیاسی خود دارد، در این نشست ابتدا از اینكه همه فعالان سیاسی از گرایشهای مختلف به مقوله حقوق بشر دیدی سیاسی دارند و آن را تبدیل به مقولهای ایدئولوژیك كردهاند، انتقاد كرد.
او گفت كه به لحاظ سیاسی بیشترین توجه در ایران باید به منطقه كردستان باشد چراكه مسئله اقوام مسئله تمام مردم ایران است. رحمانی با اشاره به صدور احكام اعدام برای چند نفر از فعالان كرد به قوانین حاكم برایران و آموزههای دینی اشاره كرد و گفت كه فعالان حقوق بشر از این منظر باید با حكومت وارد گفتوگو شوند.
او با اشاره به اجرای حكم یعقوب مهرنهاد از نگرانیهایش درخصوص احتمال اجرای حكم اعدام برای افرادی كه در غرب كشور زیر حكم اعدام هستند، سخن گفت. رحمانی صدور اینگونه رأیها با توجه به قوانین داخلی منطبق ندانست.
با این سخنان نوبت به صدیقه وسمقی رسید تا او نیز بهرغم اینكه آشنایی نزدیكی با كبودوند نداشته است نسبت به روند رسیدگی به پرونده این فعال مدنی انتقاد كند.
وسمقی كه دروس اسلامی خوانده و سالیان طولانی است فقه تدریس میكند از صدور چنین مجازاتهای سنگین برای فعالان مدنی ابراز تعجب كرد و آن را منطبق بر قوانین جمهوری اسلامی ندانست. او در ادامه ضمن تبیین مقوله محارب در اسلام و با انتقاد از اینكه برخی این واژه را به همه جرائم سیاسی تعمیم میدهند، نسبت به این موضوع ابراز نگرانی كرد. بنابراین گفت كه باید این موضوع را به حاكمان تفهیم كنیم كه اولین وظیفه هر حكومتی حفظ جان و مال مردم است. بنابراین گفت: وای به روزی كه حكومتها خود مخل امنیت جانی و مالی مردم شوند.
به این ترتیب او ابراز امیدواری كرد كه این جمع شدنها و تلاشها زمینه خشونت را از جامعه كم كند. از همین رو آرزو كرد تا فضایی به وجود بیاید تا همه در كنار هم با آرامش عقایدشان را بیان كنند و از عقاید هم برای ساختن كشور استفاده كنند.
پس از وسمقی، نوبت به محمدعلی توفیقی سردبیر نشریه توقیف شده «هاوار» كردستان رسید تا او بر این جمله تاكید كند كه اگر مسئله ایران دموكراسی است و مشكل ما نبود دموكراسی است، بنابراین باید بر رفع موانع بر سر راه دموكراسی تلاش كنیم. از همین رو او بافت قومی و مذهبی ایران را یكی از موانع تحقق دموكراسی در كشور عنوان كرد، البته مانعی كه میتواند به یك فرصت تبدیل شود.
توفیقی در ادامه از برخی تبعیضها در مناطق كردنشین سخن گفت و از بسته شدن اكثر نشریات مناطق كردنشین و انسداد سیاسی در این مناطق خبر داد. بر این اساس بود كه حكم محمدصدیق كبودوند را بارز مصداق تبعیض عنوان كرد.
توفیقی نیز در ادامه از تلاش عامدانه عدهای برای تشدید فضای امنیتی در كردستان خبر داد. او گفت: تلاشهای زیادی وجود دارد كه كردها را تجزیهطلب نشان دهند اما با شناختی كه از مسائل كردستان دارم حتی گروههای اپوزیسیون در مرامنامه خود موضوعی به نام جدایی كردستان را به رسمیت نشناختهاند. به این ترتیب بود كه او به عنوان یك فعال مدنی و سیاسی راهحل مشكلات كردستان را رویكردهای مسالمتآمیز دانست.
عیسی سحرخیز روزنامهنگار نیز در سخنان خود ابتدا فشارهای وارده بر روزنامهنگاران مناطق حاشیه را بیشتر از مركز ارزیابی كرد. او در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت تفكیك جریانهای مسالمتجو و اصلاحطلب با جریانهایی كه خشونتطلب هستند، تاكید كرد و گفت كه حاكمیت از همین نقطه ورود پیدا میكند. بنابراین سحرخیز گفت كه اگر بر قانون اساسی و قوانین بینالمللی كه ایران نیز آن را پذیرفته است تكیه كنیم -نكاتی كه در آنجا حقوقی را برای فعالان حقوق بشر در نظر گرفته است و دولتها را ملزم به رعایت آن میكند- این ضایعات را كمتر شاهد خواهیم بود.
او گفت كه جریانهای خشونتطلب در داخل و خارج از كشور مثل دو لبه یك قیچی عمل كرده و افراد را تحت فشار قرار میدهند. سحرخیز در ادامه از تلاشهایی سخن گفت كه میخواهند شهروندان ایرانی را از ایران خارج كنند.
او در پایان توصیه كرد: بر قانونگرایی تاكید كنیم. بر ضعف حكومت بر نقض قانون اساسی انگشت بگذاریم و از همه نهادهای مسوول بخواهیم مسئله حقوق بشر را در اولویت قرار دهند و نقض حقوق بشر را ملاك قرار دهند.
محمد ملكی فعال سیاسی نیز از نقض قانون اساسی توسط برخی از مسوولان جمهوری اسلامی سخن گفت كه حقوق منتقدان خود را نادیده میگیرند. او بر لزوم همراهی همه گرایشهای مختلف فكری و سیاسی برای قدردانی از تلاشهای كسانی كه سالها پیش ایثار كردند، تاكید كرد.
با پایان این سخنان نوبت به پریناز حسنی همسر محمدصدیق كبودوند رسید تا با اشاره به اتهام اصلی همسرش كه تاسیس سازمان حقوق بشر بوده است از همه حاضران تشكر كند و بگوید كه حضور شما شادی من و بچههایم را دوبرابر كرد.
سخنانی كه با درددلهای مادر منصور اسالو كه او نیز در زندان به سر میبرد، همراه شد. او نیز از بیماری فرزندش و همچنین تشكیل پروندهای دیگر برای او خبر داد. او از حاضران خواست تا فراموششان نكنند.
به این ترتیب بود كه خانه كوچك محمدصدیق كبودوند محلی شد تا طیفهای وسیعی از گرایشهای مختلف دور هم جمع شوند و بر روی یك موضوع واحد دیدگاههای نزدیكی را ارائه دهند.آژانس ايران خبر
به گزارش خبرنگار ما، اين كارگران ، در شرایط اقتصادی بسیار بدی بسر میبرند و تلاش آنها برای دریافت حقوق و مزایای خود با وجود شکایت به اداره کار و دادگستری همچنان بی نتیجه مانده است.آژانس ايران خبر
به گزارش خبرنگار ما ، در این نمایشگاه 150 دستگاه اجرایی و برخی کارخانجات صنعتی شرکت نموده اند.
برخی شهروندان یزدی در گفتگو با خبرنگار ما می گویند : نمایشگاه فروش پاییزه ( پوشاک و کالا ) که در نقطه دیگر شهر یزد برپا شده مهمتر از نمایشگاه دولت است.
برخی دیگر از شهروندان هم این نمایشگاه را عملکرد دروغین می نامند، که به غیر از اسراف چیز دیگری در پی نداشته است.آژانس ايران خبر
در طي اين درگيريها كه پيشتر چند جوان و نوجوان كشته شده بودند, طي روزهاي گذشته نيروهاي دولتي با شليك به سمت اهالي, زنان و كودكان را نيز به قتل رساندند.

هرچند كه وزارت دفاع مي خواست اين درگيرها به طور محرمانه بماند و مردم و جوانان به جان آمده را سركوب كنند, اما قتل سه زن و دوكودك باعث شدت گرفتن اين درگيري ها شد.
در حال حاضر بنا به گزارشات رسيده 6 مامور دولتي نيز ناپديد شده اند و درگيرها به صورت متفرقه در اطراف رود ارس ادامه دارد.
بنا به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبر 7 نفر از نيروهاي دولتي نيز در منطقه اواجيق ناپديد شدند.
اين درگيرها در حالي ادامه دارد كه دولت ادعا مي كند مردم منطقه شورشيان جدايي طلب را پناه داده اند, در حالي كه اين مناطق كاملا مسكوني است و تعداد بسياري از كشته شدگان را زنان و كودكان تشكيل مي دهند.
بنا به گزارشات دريافتي اين درگيرها زماني رخ داد كه يك گروه مي خواستند به طور غير قانوني از مرز عبور كنند و نيروهاي دولتي با بي رحمي تمام آنها را به گلوله بسته و به قتل رساندند.
در حال حاظر امكان دسترسي مردم اين مناطق به تبريز و ساير شهرها وجود ندارد, تمامی رفت و آمد ها کنترل می شود و به مناطق ذکر شده عبور و مرور ممنوع است. آژانس ايران خبر
آنچه نبايد به فراموشي سپرده شود، اين است كه چگونه ميتوان «تورم» را به شكل واقعي و در عمل مهار كرد. در صورتي كه راهي براي مهار اين پديده در اقتصاد ايران پيدا نشود، چاپ اسكناس درشت و برداشتن صفرها، چاره نهايي نيست و صفرها دوباره باز خواهند گشت.
اقدامات دولت نهم که بارها توسط کارشناسان غیر علمی و برای اقتصاد ایران زیانبار توصیف شده اند، نرخ تورم را به بیش از بیست درصد رسانده است.
طرح تثبیت قیمت ها که افزایش احتمالی قیمت برق روشن ترین عقب
نشینی از آن است، سهمیه بندی بنزین، خودداری و طفره رفتن از اجرای
برنامه چشم انداز که منجر به پیشنهاد ناگزیر طرح دردناک دولت با نام
جراحی اقتصادی شد و همچنین تعیین نرخ دستوری سود بانکی که بنابر
اعلام پژوهشگاه انديشه اسلامي قم مغایر شرع نیز هست، اقدامات
اساسی دولت نهم برای نابودی ریشه ای اقتصاد ایران بوده اند.
آژانس ايران خبر
حال بدون هیچ واهمه یی آب گندیده و زرد رنگ را داخل لوله های مردم برای خانه ها می فرستند.
مردم از مصرف آب لوله کشی، خودداري كرده.وبه سراغ چشمه های قدیمی شهر رفتند .به طوری که در صف های طولانی مدت ها براي تامين آب مصرفي روزانه خود به انتظار مي ايستند .
بیمارستانها انباشته شده است ،از بیماران کلیوی واسهال های شدید خونی و استفراغ .
پزشکان نیز به شیوه مخفیانه به مردم هشدار داده اند. که با این وضعیت ، بروز بیماریهای وبا و... و قطعی ست ، به راستي چه كسي پاسخگويي به خطر افتادن جان مردم اين منطقه است؟
به گزارش آژانس ایران خبر، ساعت دو بعد از نیمه شب ، اهالی خیابان میر اصفهان، ناگهان متوجه سقوط یک فرد از پشت بام پاساژ جشنواره اصفهان شدند و زمانی که بالای سر او رفتند متوجه شدند هر دو دست این مرد افغانی با دستبند پلیس بسته شده است.
یکی از نگهبانان این محله که در این خیابان شبگرد می باشد به خبرنگار ما گفت :به محض افتادن این مرد افغانی او جان خود را از دست داد و سریعا ماموران پلیس بالای سر او جمع شدند و با دستور سرهنگی که در صحنه حضور داشت دو نفر گروهبان نیروی انتظامی نیز، از محل پشت بام این مجتمع دستگیر و با دستبند به پائین منتقل شدند.
وی همچنین از ترس و دلهره ماموران حفاظت و اطلاعات نیروی انتظامی که به محل آمده بودند در خصوص عکس و فیلمبرداری حاضران از موضوع خبر داد و افزود: در زمان وقوع این اتفاق پلیس دو نفر جوان را که با موبایل خود اقدام به عکسبرداری کرده بودند را دستگیر و با خودرو منتقل کردند.
شایان ذکر است دو هفته گذشته نیز یک دختر دانش آموز از همین مکان سقوط کرد و پلیس موضوع را خودکشی به علت قبول نشدن در کنکور اعلام نمود. در صورتی که پدر وی، دخترش را فاقد هرگونه انگیزه برای خودکشی معرفی نموده بود.
آژانس ايران خبر
شنبه، 2 شهریور ماه 1387 برابر با 2008-08-23






شنای ماراتن: ورزشکاری از افریقای جنوبی
واتر پولو: ورزشکاری از استرلیا
وزنه برداری: ورزشکاری از برزیل
وزنه برداری: ورزشکاری از مجارستان
برای حالت اول 225 میلیارد دلار و برای حالت دوم 495 میلیارد دلار تخفیف داده میشود. به طور خلاصه قرار است برای رفع تنش بین هند و پاكستان از طرف هر ایرانی ،2.3 تا 7 میلیون دلار به شركتهای گاز هند و پاكستان كمك بلاعوض شود.
اصرار به امضای اين قرارداد ،به اين خاطراست كه به مردم بگویند قراردادی را كه چندین سال در دست مذاكره بوده و دو دولت قبلی نتوانسته بودند آن را امضا كنند، ما با قاطعیت امضا كردیم!!!
هند وپاكستان آژانس ايران خبر

به نامبرده عنوان گرديده بود که حدفاصل صدور راي دادگاه تجديد نظر مي تواند با قيد وثيقه آزاد گردد . اما دادگاه انقلاب شهر مهاباد پس از پايان اعتصاب غذاي وي از فراهم آوردن شرايط آزادي موقت وي خودداري نمود . شايان ذکر است که خانواده نامبرده در روزهاي اخير در اعتراض به حکم صادره در مقابل دادگستري مهاباد دست به تحصن زده بودند که مورد برخورد و ضرب و شتم نيروهاي انتظامي قرار گرفتند
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
|
احمد قصابان , مجيد توكلي واحسان منصوري ممنوع الورود به كليه خوابگاهها!!
|
گفتنی است دو روز پیش هم ،این سه دانشجو از طریق نامه حراست دانشگاه به دانشگاه ممنوع الورود شده بودند.
روز گذشته نیز اسکان تابستانی خوابگاهها تمام شد و بصورت کاملا
بی شرمانه ای با خالی کردن اتاقهای تنی چند از دانشجویان، بدون اجازه به بهانه تعمیرات ،اتاقهای این افراد تخلیه شد.
ابراهيم رسولي" به همراه "کيوان رسولي" ، دو شهروند از اهالي شهر سقز در طي هفته جاري در منزل مسکوني خود در شهر سقز توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل گرديدند . گفته ميشود اتهامات اين افراد ارتباط با احزاب کردي است.
"امير اميريان" ، اهل سقز در تاريخ 14/5/87 در منزل خود توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل گرديد ، پس از پيگيري مستمر خانواده، مشخص گرديد نامبرده در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج به سر مي برد ، از اتهامات نامبرده اطلاعي در دست نيست.
در تاريخ 21/5/87 دو جوان به نامهاي "رضا وکيلي" و "رضا محمدي" توسط نيروهاي اداره اطلاعات شهر سقز بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل گرديدند . از اتهامات و آخرين وضعيت اين افراد اطلاعي در دست نيست.
- در تاريخ 24/5/87 طي حضور نيروهاي امنيتي در روستاي "قبفلو" از توابع شهر سقز ، نيروهاي امنيتي اقدام به تفتيش منازل اهالي روستاي مذکور نموده و نهايتاً دو جوان به نامهاي "بهروز آذري" و "لقمان وياري" را بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل نمودند ، اتهامات اين افراد ارتباط با اپوزیسیون های هعال سیاسی ذر کردستان (حزب حیات آزاد کردستان )عنوان شده است.
جالب توجه است ،که دركردستان عوامل حكومتي هر عملی را تحت پوشش ،ارتباط با اپوزیسیو ن های سیاسی کرد انجام می دهد .
با کاهش شدت توفان کار امدادرسانی آغاز گردید اما کمبود ماشین آلات وتجهیزات امدادرسانی زنگ خطر را در این منطقه به صدا در آورده است.
لازم به ذكر است كه در صورت اختصاص ندادن نيرو و تجهيزات امدادي وكمك رساني مورد نياز به اين روستاها ، با محاصره شن هاي روان ، اين پنجاه روستا در زير شن مدفون مي شوند .
این وضعیت در چند روز اخیر باعث بروز مشکلات بسیاری برای مردم استان شده است .
گفتنی است استان هرمزگان از لحاظ بهداشتی در بدترین وضعیت ممکن قرار دارد، به طوری که بیمارستان بزرگ شهید محمدی بندرعباس که
مهم ترین بیمارستان این استان است به دلیل فقر امکانات و کادر فنی به قتلگاه نامگذاری شده است.
| وضعیت نامعلوم ودود اسدی |
با وجود گذشت بیش از یکماه از زمان بازداشت ودود اسدی مدافع حقوق بشر و فعال حقوق قومی آذربایجانیها، از سرنوشت وی همچنان خبری در دست نيست و در این مدت هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است. 
ودود اسدی،دانشجوی رشته زمین شناسی دانشگاه آزاد رشت و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل، روز 1 مرداد مرداد در رشت توسط ماموران امنيتی بازداشت شد.
با وجود اینکه بعضی منابع از انتقال وی به بند ۲۰۹ زندان اوین تهران خبر داده اند ولی خانواده او همچنان از محل نگهداری نامبرده اظهار بی اطلاعی می کنند.
خانواده ودود اسدی می گوید، علیرغم تمامی تلاش هایشان هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری وی بدست نیاورده اند و از اینرو سخت نگران او هستند.
سازمان مدافع حقوق بشر «فرانت لاین»، روز 8 اوت ، و « وزارت امور خارجه آمریکا » نیز ۱5 اوت با صدور بیانیه های بازداشت این فعال حقوق بشر و مدافع حقوق آذربایجانیها، را بشدت محکوم و خواهان آزادی او شده یودند.
همچنین به گزارش منابع دانشجویی از رشت ،حسین رحیمی دانشجوی رشته ساختمان جهاد دانشگاهی رشت و محسن رحیمی دو هویت طلب آذربایجانی که روز 3 مرداد توسط ماموران امنيتی بازداشت و روزها بدون تماس با خانواده و وکیل خود در محل نامعلومی نگهداری می شدند طی روزهای گذشته به قید وثیقه آزاد شدند.
آنها پس از آزادي گفتند که در مدت بازداشت از سوی بازجویان مورد شکنجه و اذيت و آزار قرار گرفته اند.
بر اساس آخرین خبر رسیده از خانواده ودود اسدی , وی روز شنبه ( 2 شهریور، پس از گذشت 36 روز از زمان بازداشت ) آزاد خواهد شد. آژانس ايران خبر
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
شهرک آزمایش ، متعلق به راهنمایی و رانندگی است و محوطه بسیار بزرگی در غرب شهر تهران مي باشد ، این مجموعه، زیر مجموعه نیروی انتظامی است، نوع برخوردها در اين شهرك بسيار توهين آميز و خارج از مينيمم پرنسيب هاي اجتماعي مي باشد ، با توجه به حجم مراجعات بسیار زیاد، شهروندان، به این مجموعه ، در مرحله اول ورودی، بخش خواهران و برادران جدا شده است .
به گفته یکی از خانم ها در صورتی که کسی آرایشی داشته باشد، باید آرایش صورتش به صورت کامل پاک شود.سپس در مرحله بعدی ، این خانمها در صورت نداشتن چادر باید به صورتی کاملا اجباری از چادر هایی که در آنجا اجاره داده میشود استفاده کنند.
این افراد در صورت رعایت نکردن هر یک از این ضوابط، اجازه ورود به محوطه شهرک آزمایش را ندارند و اگر هم کلا نوع پوششان با ”موازین” همخوانی نداشته باشد، مستقیما بازداشت خواهند شد.
اما در مورد آقایان ،نکته قابل توجه ،ممنوعيت در پوشیدن هر گوونه لباس آستین کوتاه و مارك دار مي باشد، كه در صورت استفاده از اين گونه لباس ها ، آنها اجازه ورود نخواهند داشت.
نوع برخوردها بسیار تحقيرآميز مي باشد ، به نحوی که برخی افراد که برای انجام کارهای ضروری به این مکان مراجعه میکنند و با این نوع برخورد مواجه میشوند در انتها کارشان به درگیری فیزیکی با این افراد کشیده مي شود.
متاسفانه به دلیل آنکه موبایل ها در ابتدا ی ورود ضبط میشوند ، امكان تصویر برداری از این اتفاقات وجود ندارد.
به گفته دكتر آق بابايي، به دليل اينكه دهستان گاريزات از نظر دام سبك، از قطبهاي دامپروري تفت است، موارد ابتلا به بيماري تب مالت در جمعيت انساني در اين منطقه طي سالهاي گذشته بسيار بالا بوده واين امر موجب نگراني مردم شده است.
آقابابايي همچنيناز مردم خواست از مصرف پنير تازه، شيرخام و لبنيات غير پاستوريزه خودداري كنند و در صورت عدم دسترسي به شير پاستوريزه، آن را قبل از مصرف بين 10تا 15دقيقه بجوشانند.
لازم به ذكر است كه كمبود امكانات بهداشتي و پزشكي در مهار و مقابله با اين بيماري و شيوع آن يكي ازعوامل اصلي بروز و شيوع گسترده اين مشكل مي باشد . آژانس ايران خبر
بیست سال پس از این که مقامات وقت ایران موجی از اعدامهای گروهی و شتابزده و عمدتا پنهانی را در سپتامبر ۱۹۸۸ آغاز کردند، عفو بینالملل فراخوان خود را برای به محاسبه کشاندن کسانی که مسئول «قتل عام زندان» بودهاند تجدید میکند. در مورد نقضهای فاحش حقوق بشری از این قبیل، صرف نظر از زمان ارتکاب آنها، هیچ مصونیتی از مجازات نباید وجود داشته باشد.
این سازمان همچنین از حکومت فعلی ایران میخواهد که از حضور بازماندگان قربانیان در گورستان خاوران در جنوب تهران در روز ۲۹ اوت یا حوالی آن، به منظور یادآوری این سالگرد و دادخواهی برای عزیزانشان، جلوگیری نکند. صدها نفر از کسانی که شتابزده اعدام شدند در این گورستان، و بسیاری از آنان در گورهای دسته جمعی بینام و نشان، دفن شدهاند.
عفو بینالملل نگران آن است که مقامات ایران مانع برگزاری گردهماییهای اعتراضی شوند یا آنها را پراکنده کنند، و به حکومت ایران یادآور میشود که تحت قوانین بینالمللی متعهد است به کسانی که به صورت مسالمتآمیز تجمع میکنند اجازه دهد که نظرات خود را بدون واهمه از دستگیری ابراز کنند.
قوانین بینالمللی حقوق بشر ایجاب میکند که مقامات ایران در موارد نقض حق حیات، مانند موارد ارتکابی در طول «قتل عام زندانیان» ، که در ۱۹۸۸ شروع شد و در سال بعد ادامه یافت، تحقیقاتی جامع و بیطرفانه انجام دهند و مسئولان آن را شناسایی و تسلیم عدالت کنند. کوتاهی در این مورد تا کنون و مدت زمانی که از این کشتار گذشته است به هیچ عنوان از این مسئولیت نمیکاهد.
کسانی که مسئول این کشتار بودهاند - که یکی از بدترین تعدیات ارتکابی در ایران بشمار میرود - باید تحت تعقیب قرار بگیرند و در دادگاهی که قانونی و عادی تشکیل شود، با رعایت همه تضمینهای رویهای لازم، بر اساس استانداردهای بینالمللی دادرسیهای عادلانه محاکمه شوند. این افراد در صورتی که مجرم شناخته شوند باید به نحوی متناسب با خصوصیت بسیار سنگین این جنایات، ولی بدون حکم اعدام یا کیفرهای بدنی، مجازات شوند.
پسزمینه
در دورهای که از اوت ۱۹۸۸ شروع شد و تا نزدیک دهمین سالگرد انقلاب اسلامی در فوریه ۱۹۸۹ ادامه داشت، مقامات ایران موج وسیعی از اعدام زندانیان سیاسی را به راه انداختند - که در نوع خود، پس از آن چه در سالهای اول و دوم پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ صورت گرفت، بزرگترین موج اعدام بشمار میرود. باور بر این است که در مجموع بین ۴۵۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر، از جمله زنان، در این جریان کشته شدند.
برای اطلاع بیشتر، به گزارش عفو بینالملل تحت عنوان ایران: نقض حقوق بشر ۱۹۸۷- ۱۹۹۰ مراجعه کنید (AI Index MDE ۱۳/۲۱/۹۰)
ادامه مطلب
الف: به دنبال توقیف الف در جریان پیگیری پرونده آقای علی کردان که به صدور بیانیه دانشگاه آکسفورد در این زمینه منجر شد، شورای سرپرستی الف با بررسی مجدد تصمیم به توقف موقت فعالیت سایت گرفت.
در اعلامیه شورای سرپرستی "الف" آمده است:
با تجدید تاسف از اقدام غیرقانونی دادستانی تهران در مسدود کردن پایگاه خبری تحلیلی الف، شورای سرپرستی الف پس از بحث مجدد درباره شکل ادامه فعالیت، به این تصمیم رسید که تا تعیین تکلیف پیگیریهای قانونی، موقتا از اول شهریور 1387، از به روزکردن سایت خودداری کند. امیدواریم به زودی در عرصه خبررسانی فعالتر از پیش در خدمت کاربران عزیز باشیم.
از دفترچه خاطرات یک ورزشکار ایرانی در پکن
وبلاگ نگاهی دیگر
چهارشنبه - با صدای حاجی که به در اتاق میکوبید بیدار شدم. هرچی بهش گفتم که «بابا حاجی ما تازه دیشب ساعت سه صبح رسیدهایم چین، حالا نمیشود نیم ساعت به طلوع آفتاب نماز صبح خواند؟» در آمد که «اصلا و ابدا. چشم تمام دنیا به ماست و باید نمازهایمان را اول وقت بخوانیم». نماز که تمام شد حاجی یک دیس پر از تخم مرغ نیمرو شده با یک بربری کامل و ترشی و مخلفات گذاشت جلوی من. گفتم «حاجی سر جدت الان ساعت پنج صبح است. کی میتواند این موقع این همه تخم مرغ و خرت و پرت را بخورد؟». حاجی گفت که از روی مدل رژیم غذائی آن شناگر ملعون استکباری برداشت کرده. گفتم «آخر حاجی جان، اون چهار پنج تا تخم مرغ میخورد» گفت که «همین است که هست. باید بخوری قوی بشوی چشم امید محرومان جهان به ما است». امان از دست این حاجی نمیفهمد که آن بابا شناگر است و من دونده.
پنجشنبه - سید گیر سه پیچ داده بود که باید برای تمرین بین دو مسجد «ابو محتشم» و «الحروان»در پکن بدوم. هرچی گریه و التماس کردم که بابا من دونده دوی صدمتر هستم، این دوتا مسجد یکی اینطرف شهر است یکی آنطرف شهر به خرجش نرفت که نرفت. میگوید «اگر بتوانی سه ساعت با همان سرعت صدمتر اولت بدوی آنوقت ده ثانیه دویدن صدمتر برایت آب خوردن است». لامصب من را با تراکتور مزرعه باباش اشتباه گرفته. عصر از زور خستگی روی پاهایم بند نبودم. حاجی آمده یک زیر پیراهن نایلونی ضخیم به من داده میگوید «این را زیر پیراهن ورزشیت بپوش». میگویم «حاجی این را توی زمستان هم نمیپوشندش. الان تابستان است». میگوید «باید همین را بپوشی که دادهایم رویش نوشتهاند ()». قرار شد وقتی که انشاءالله مدال طلا گرفتیم پیراهن ورزشیم را بالا بزنم تا همه جهان عبارت () را ببینند. شب تا ساعت دو صبح مشغول دعای کمیل و سینهزنی بودیم.
جمعه - نمیدانستم چین هم نماز جمعه دارد. تا ساعت سه بعد از ظهر علاف این قضیه بودیم. بعد نماز هم سوار اتوبوسمان کردند بردندمان به یک شهری حدود چهار ساعتی اطراف پکن زیارت یک امامزاده. نمیدانستم پای امامزادهها تا چین و ماچین هم رسیده. توی راه برگشت کج کردند و بردندمان به دهکده وانگهوانگ که یک بابائی آنجا زندگی میکند حدودا صد و پنج ساله که اعلامیههای ضد امپریالیستی زمان مائو را مینوشته. یک دو سه ساعتی برایمان به چینی حرف زد. مترجم نداشتیم. حاجی فراموش کرده بود مترجم را بگوید بیاید. ساعت یازده شب یارو تخفیف داد و خفهخون گرفت. ساعت سه صبح رسیدیم به هتل. امروز از تمرین خبری نبود. عین جنازه افتادم خوابم برد.
شنبه - حاجی ول نمیکند من را. یک عکس بزرگ از () در قاب کرده و داده دست من که «وقتی در حال تمرین دویدن هستی این را بالای سرت بگیر که مسلمانان جهان چشمشان به ما است». خدا پدر سید را بیامرزد که حاجی را راضی کرد عکس را بدهند چاپ کنند روی پیراهن من. سید میگفت «این بابا خسته میشود و ممکن است خدای ناکرده عکس از دستش بیافتد و به عکس () توهین بشود». ناهار برداشته تمام تیم را برده یک رستوران عربی در شهر. تا خرخره آبگوشت عربی بست به ناف همه اعضای تیم. عصر تست دوپینگ داشتم. دکتر تعجب کرده بود که چرا کلسترول من ورزشکار بیست و دو ساله بقدر بابای هفتاد و پنج ساله آقای دکتر است. به او توضیح دادم که هر روز صبح حاجی بیست تا تخم مرغ را به ناف من بدبخت میبندد. از دویدن و تمرین هم که تقریبا خبری نیست. پنج کیلو چاق شدهام. سید میگوید «خیالی نیست. استخوانی باشی تصویری منفی از ایران در دلهای مسلمین جهان باقی میگذاری. فکر میکنند گرسنگی کشیدهای».
یکشنبه - آخ که دیشب چقدر خوش گذشت. مجتبی و رسول قرار گذاشتند ساعت یک نصف شب که همه خوابیدند از در پشتی و از پلکان اضطراری حریق هتل جیم شدیم رفتیم توی شهر بگردیم. آنقدر () و () خوردیم و () کردیم و () دیدیم که نگو. شاد و شنگول برگشتیم هتل و دور از دید برادران ساعت چهار صبح رسیدیم هتل. همین که وارد اتاقم شدم دیدم صدای در اتاق حاجی آمد. از چشمی در نگاه کردم دیدم یک دختر خوشگل ترگل ورگل چشم بادامی از اتاقش خارج شد. ظاهرا همان ماساژور حاجی بود. طفلک حاجی با این همه مسئولیت کمرش زیر فشار خرد میشود. گاهی یک ماساژ نیاز دارد. سر نماز صبح به حاجی از الکی گفتم که در خواب دیدهام با یک اسرائیلی همگروه خواهم شد. حاجی گفت «شانس بیاوری و نگاه لطف حق به تو بیافتد که با یک صهیونیست همگروه بشوی. خانه و ماشین در تهران ردیف خواهد شد برایت انشاءالله». صبح تا ظهر به دیدار با مسلمانان پکن گذشت. بعد از ظهر هم حاجی ما را برداشت برد تنها سونای مسلمانان شهر. هرچی به حاجی التماس کردم بگذارد قدری بدوم و تمرین کنم گفت که «باید ما اعضای تیم با او و دیگران «ید واحده» باشیم و به سونا برویم تا بفهمیم مسلمانان مظلوم در بیابانهای گرمسیری چه میکشند». غلط نکنم بعد از ماساژ دیشب حاجی نیاز به سونا داشته.
دوشنبه - پاهایم از بس که در کفش غیر استاندارد تمرین کردم تاول زده. حاجی قول داده یک جفت کفش دو ی خوب برای من تهیه کند. نعمت میگفت که حاجی (این حاجی نه، آن یکی در آن المپیک قبلی) رفته کتانی چینی خریده بعد فاکتور آدیداس آلمانی داده به حسابداری. میگفت خدا آخر و عاقبتت را محمد بخیر کند که الان حاجی در چین است و تا دلش بخواهد کتانی چینی اینجا ریخته. ببینم این حاجی چه گلی به سر من و خودش میزند. ظهر همگی با هم در دهکده المپیک نماز جماعت خواندیم. بعد زیر آفتاب داغ نشستیم و حاجی حسینی برایمان از احکام طواف کعبه گفت. مجید و ناصر دچار گرمازدگی شدند و بردندشان به درمانگاه دهکده المپیک. حاجی حسینی تا ساعت سه و نیم بعد از ظهر یک ریز برای اعضای تیم حرف زد و حدیث گفت. قرار شد تا ساعت شش که باید به مهمانی شام و نماز شیخ ابو الامراء پیشنماز مسجد ابومحتشم برویم جلوی حاجی حسینی وضو بگیریم و بعد حمد و سوره مان را بخوانیم که اگر ایرادی داشت حاجی درستش کند. نماز و شام و سینهزنی و دعا ساعت یک صبح تمام شد.
سه شنبه - بیچاره حاجی کلی این در و آن در زد تا با یک صهیونیست همگروه بشوم بلکه بتوانم از زیر مسابقه در بروم. نشد که نشد. حتی در بین داورها هم گشته بود دیدهبود که همه مسیحی هستند. ناچار شدم مسابقه بدهم. صد متر را در چهارده ثانیه و هفتاد و دو صدم ثانیه دویدم. حاجی راضی بود. میگفت «مهم رساندن پیام انقلاب به جهان است. مردم باید ببینند که اگر پشت سر ما انقلاب کنند دیگر نیازی به شتاب بیشتر در زندگیشان ندارند و لزومی ندارد که مثلا صدمتر را در عرض ده ثانیه یا کمتر بدوند». خیلی خوشحال بود که من صدمتر را در چهارده ثانیه و هفتاد و دو صدم ثانیه دویدهام. میگفت «چهارده عدد خوب و الهیای است. از آن بهتر هفتاد و دو. دست به رکوردت نزن که هم دنیا را با این رکورد خواهی داشت و هم آخرت را». راننده اتوبوسی که باید ما را برمیگرداند به هتل ظاهرا مشکلی پیدا کرده بود و راننده دیگری پشت فرمان بود. حاجی نگذاشت سوار بشویم. تمام تیم ماندیم پائین اتوبوس. میگفت این بابا رانندهه صهیونیست است. نمیدانم. بنظر من که طرف یک چینی اصیل بود. حاجی دور اتوبوس ما را به تظاهرات واداشت و ما شعار مرگ بر اسرائیل سر دادیم. تمام کسانی که داشتند از ورزشگاه خارج میشدند هاج و واج ماندهبودند که اینها دارند چکار میکنند.
چهارشنبه - امروز در راه تهران همه اعضای تیم خوشحال بودند. قند توی دل همه آب میشد. هیچکس به مدال نیاورده فکر نمیکرد. خبر دادهبودند که بخاطر این عمل ضد صهیونیستی ما در پکن (همان تظاهراتمان به دور اتوبوس) به هرکداممان قرار است یک پژو بدهند. عباس که همانطور که نشسته بود توی هواپیما داشت مثلا رانندگی میکرد و با دهانش صدای موتور ماشین در میآورد. حیدر و فرزین هم داشتند به شوخی سر و کله هم میزدند بر سر اینکه پژویش پرشیا است یا ۲۰۶. مهیار و علیاکبر هم یک دو سه بیتی از خودشان یک شعر لوس درست کردهبودند در وصف پژو و هی داشتند آن را میخواندند. دیگر باید دفترچه خاطرات را ببندم. رسیدهایم به سالن گمرک فرودگاه تهران. همهجا گل است و شیرینی و جمعیت ریشوی خوشحال که صلوات میفرستند. عباس و فرزین و حامد و ناصر را سر دست بلند کردهاند قبل از اینکه گذرنامههایشان مهر بشود. اسم من را هم روی پلاکاردها نوشتهاند و زیرش نوشتهاند «قهرمان جهان عشق به () و اخلاق، دارنده مدال طلای خلوص نیت». فقط نمیدانم چرا بین «قهرمان» و «جهان» نوشتهاند «هفتاد و پنج کیلو». مگر من کشتیگیر هستم؟ ای بابا عیبی ندارد، یک اشتباه کوچولو شده. پژو را عشق است و این جماعت ریشوئی که دارند حاجی و سید و من را روی دست بلند میکنند
«نمیتوان جلوی فکر و ادبیات مستقل و آزاد را
گرفت»
• گفتوگو با احمد غلامی
با شروع کار دولت نهم، انتشار کتاب، به ویژه کتابهای ادبی، با موانع فراوانی روبهرو شده است. وزارت ارشاد سیاستهای سختگیرانهای را دنبال میکند. فرهنگ اما جنس نرمی دارد و میتواند مسیر خود را از تنگترین منفذها پیدا کند.
سالهاست صحنهی مطبوعات مهم و تاثیرگذار ایران در اختیار گرایشهای مختلف دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب قرار دارد. پس از توقیف مجلههایی چون آدینه و دنیای سخن، که عمدتا به انتشار آثار نویسندگان بیرون از این دو جناح میپرداختند، روزنامههای نزدیک به اصلاحطلبان نیز با محدودیتهای زیادی روبهرو شدهاند. تعطیلی روزنامههای پرتیراژ، که در غیاب مجلههای معتبر ادبی، بیشترین سهم در معرفی آثار داستانی را بر عهده گرفتهاند، بازار کمرونق این گونه کتابها را کمرونقتر کرده است.
از سه سال پیش که دولت نهم بر سرکار آمده، انتشار کتاب، به ویژه کتابهای ادبی، با محدودیتهای فراوانی روبهروست. وزارت ارشاد سیاستهای سختگیرانهای را دنبال میکند که تا لغو مجوز کتابهایی که در دورههای قبل مجوز گرفتهاند نیز پیش میرود. محمدحسین صفار هرندی، وزیر ارشاد دولت نهم، به صراحت میگوید: «من بارها اعلام کردهام که اگر فرهنگ، هنر، سينما، تئاتر و ... رنگ و بوی اعتقاد دينی و اخلاقی نداشته باشد، هيچ تعهدی در قبال آن ندارم» .
وزارت ارشاد در کنارِ ندادنِ مجوز نشر به بسیاری از آثار ادبی و معطل نگهداشتن آنها، معدود روزنامههای پرتیراژ را نیز یکی بعد از دیگری توقیف میکند. احمد غلامی، داستاننویس و دبیر سرویس ادب و هنر روزنامهی شرق در دورهی اول انتشار، و رئیس شورای سردبیری این روزنامه در دوره بعدی، در اینباره میگوید: «متاسفانه وقتی که این سختگیریها در مورد ادبیات شروع شد، خیلی طبیعی و قابل پیشبینی بود. چون جریانی که بر سر کار آمده بود، بهطور جدی با ادبیات مسئله دارد. این طیف نسبت به ادبیات دیدگاهی منتقدانه دارد و مایل نیست جریانی خارج از انتظار خودش در مطبوعات رشد پیدا کند. البته بعضی مواقع اشتباهات یا بیتوجهیهایی هم در مطبوعات صورت میگرفت که باعث میشد مطبوعات آسیب ببینند. روزنامهنگاران دیگر هم میترسیدند سراغ آدمهایی بروند که "مسئلهدار" هستند و جریانی که دارد روزنامهای را منتشر میکند، بهخاطر موضوع ادبیات، موضوع شعر، موضوع سینما یا موضوع تاتر تعطیل بشود. همین دستبهعصا راهرفتن در حیطهی ادبیات، که نیاز به جسارت و آزادی دارد، باعث میشود صفحات ادبی روزنامهها بیرونقتر بشود و نتواند حاوی گزاره یا جریان مستمر و پویایی باشد تا بتواند به رشد و تعالی ادبیات ما کمک کند.»
فرهنگ فدای سیاست
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: روزنامهها و مطبوعات ایران، همواره تحت تأثیر جهتگیریهای سیاسی جامعه بودهانداحمد غلامی که پس از توقیف مجدد روزنامه شرق، که درست یکسال پیش اتفاق افتاد، مدتی مسئول انتشار "رویداد" ، ضمیمهی ادبی روزنامهی اعتماد بوده ، معتقد است که صاحبان و گردانندگان نشریهها در وهلهی نخست اهداف سیاسی خود را دنبال میکنند و به همین دلیل نشریهی خود را فدای صفحات ادبی نمیکنند. وی میگوید: «طبیعتا چون صفحات ادبی، صفحات مهمی از نظر گردانندگان روزنامه نیستند، درست است که این صفحات برای خود بچههای خبرنگار صفحات مهمیاند یا برای خود ما صفحات قابل اعتنا و حیاتی محسوب میشوند، اما گردانندگان روزنامه چون افرادی سیاسی هستند و اهداف سیاسی را به هر چیزی ترجیح میدهند، یا حتا ادامهی کار روزنامه را به نبودن خیلی چیزها ترجیح میدهند، ادبیات و هنر در اولویت اول آنها قرار نمیگیرد. ما هم اگر جای آنها بودیم، شاید همین تصور و دیدگاه را داشتیم.»
احمد غلامی معتقد است که با محدودشدن مجلههای تاثیرگذار، فعالیت فرهنگی در روزنامهها متمرکز شد که به دلیل تیراژ وسیعتر و انتشار روزانه، میتوانستند موثرتر هم باشند. او میافزاید که همین مسئله باعث شد تا دولت روزنامهها را بیشتر تحت فشار قرار داد. با این همه، تنگترشدن عرصهی فعالیتهای فرهنگی، تنها به مطبوعات محدود نمیشود و جزیی از سیاستهای دولت نهم است. غلامی میگوید: «من فکر میکنم آقای صفار هرندی و مجموعهی دوستانشان نسبت به دیدگاهها و دغدغههای فرهنگی خودشان صادق هستند. این دیدگاه حاصل وزیر شدن ایشان نیست. یعنی ایشان اول وزیر نشدند و بعد این دیدگاه را پیدا کردند. او قبل از وزیر شدن که در روزنامهی کیهان کار میکرد هم همین دیدگاهها را داشت. یعنی در واقع طیفی که الان به عنوان اصولگرا مطرح است و کار سیاسی میکند، یکی از حساسیتها و دغدغههای ویژهاش فرهنگ بود. دغدغهی آنها منوط به این است که ادبیاتی داشته باشند که سمت و سویی دینی و نگاهی کاملا دینی و کاملا اسلامی داشته باشد. البته اضافه کنم که منظورم در اینجا ادبیات به معنای کلی است، وگرنه من معتقدم که اینها اصلا ادبیات را دوست ندارند. این دیدگاهها هم اغلب در روزنامهی کیهان منعکس میشد. و حتا چون آنجا دستشان از مراکز تصمیمگیری مستقیم کوتاه بود، سعی میکردند که مسائل خصوصی آدمها را مطرح کنند. آنها دیدگاههایشان را در روزنامه مطرح و بر سر آن پافشاری میکردند، سختگیری میکردند و حتا زمانی که دور از قدرت و در حاشیهی قدرت بودند، مدیران تصمیمگیرنده را تحت فشار قرار میدادند، آنها را میترساندند. آنها هم چون واقعا اعتقاد راسخی به هنر و ادبیات نداشتند، خیلی جاها بر اثر فشار آدمها و طیف اصولگرا از عقاید و بینشهای خودشان کوتاه میآمدند و عقبنشینی میکردند.»
برداشت اصولگرا و اصلاحطلب از صفحه فرهنگی
بخشی از روشنفکران و نویسندگانی که به هیچیک از جناحهای رسمی سیاسی وابسته نیستند، در غیاب نشریههای مستقل، آثار خود را در مطبوعاتی منتشر میکنند که به طیف موسوم به اصلاحطلبان تعلق دارند. سردبیر روزنامهی توقیفشدهی شرق میگوید که حتا این دسته از مطبوعات نیز اعتقادی جدی به ادبیات و فرهنگ ندارند. او تفاوت نحوهی برخورد دو جریان اصلی صحنهی سیاسی امروز ایران را چنین توصیف میکند: «اینجا در مورد طیف اصولگرایان و اصلاحطلبان یک مسئلهی مهمی وجود دارد. در مورد اصلاحطلبان، اگر آنها نگاهی به فرهنگ دارند از سر عشق و علاقه، اما آگاهی نیست و از همان نگاه تسامح و مداراست. یعنی میگویند اگر ما میتوانیم صحبت کنیم دیگران هم حق دارند صحبت کنند. فکر میکنند اینها [نویسندگان مستقل] آدمهای با سابقه و قابل احتراماند و اجازه میدهند در روزنامههایشان حضور داشته باشند. اما اصولگرایان معتقدند اینها آدمهای وابسته به غرب هستند و گرایشهای روشنفکری غربی دارند و ما مایل نیستیم تفکر آنها در بستر روزنامهها و مجلات جاری و ترویج بشود. این دو دیدگاه با هم خیلی متفاوت هستند. آنها در نخواستنشان هدف و به آن ایمان دارند. اصلاحطلبان هم طرفدار جریانهای روشنفکری به این معنا که مثلا حامی ادبیات غنی، ادبیات سرشار، یا سینمای قوی باشند، نیستند. میگویند اینها هم یک طیف هستند و باید بتوانند کار بکنند. این حرف که «اینها هم یک طیف هستند و باید کار بکنند» خیلی متفاوت است با این که بگوییم اینها «باید» کار کنند و ما هم باید از آنها حمایت میکینم. این دو مقولهی کاملا متفاوت است.»
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: غلامی: مطبوعات سرچشمه نیستند (عکس از آرشیو)احمد غلامی کمرونق بودن صفحات ادبی روزنامهها را تابعی از اجرای سیاستهای وزارت ارشاد بهویژه در زمینهی اجازهی نشر کتاب میداند. او میگوید: «من مطبوعات را سرچشمه نمیدانم. جلوی سرچشمه بسته است. ماهیای صید نمیشود که بتوانیم در مورد تنوع ماهیان صحبت کنیم. سرچشمه وزارت ارشاد است. یعنی خروجی ارشاد اجازه نمیدهد چیزی از آنجا خارج شود تا مطبوعات بتوانند جریانسازی کنند. وقتی چیزی چاپ نمیشود، وقتی کتابی از خروجی ارشاد بیرون نمیآید، وقتی کتابی خروجش از ارشاد شش هفت ماه طول میکشد، دیگر برای من جذابیت و رمقی باقی نمیماند که بخواهم یک واسطهی قوی میان مولف و مخاطبانش باشم.»
فرهنگ، پویا حتی در بدترین شرایط
آیا با تشدید فشارها و وجود دولت اصولگرایی که حتا از محدود کردن نشریهها و رسانههای اصولگرایان نیز ابایی ندارد، باید فاتحهی فعالیتهای فرهنگی را خواند؟ پاسخ احمد غلامی به این پرسش منفی است: «نه، و فکر میکنم خود شما هم جوابش را میدانید. ایران دورههای خیلی سختتر از این را پشت سر گذاشته و حتا در دورههای سخت آن هم آدمهای خیلی بزرگی به وجود آمدهاند. اینها موقت است و شاید بیشتر به جوانها آسیب بزند. یک طیف خاص و فرهیختهای در جامعه وجود دارد که اگر جلوی زایشاش گرفته شود، بیشتر صدمه را طیفها و طبقات پایینتر جامعه مثل دانشجویان یا کسانی که خریداران این تفکر هستند، میخورند. این آدمها اتفاقا شاید فرصت بیشتری برای کار کردن پیدا کنند و بیشتر رشد کنند. این پارادوکسی است که همیشه بین آزادی و فضای بسته وجود داشته. ما دیدهایم که در فضاهای خیلی بستهتر از این هم آدمهای خیلی بزرگی به وجود آمدهاند. تکرار اسمها شاید خیلی جذاب نباشد. منظورم این است که ادبیات و فرهنگ راه خودشان را باز میکنند. فرهنگ خیلی جدیتر از خود ماهاست که روی آن تاکید میکنیم. فرهنگ خودش اصول و راهش را پیدا میکند و به راهش ادامه میدهد. من مطمئنم و بعید میدانم کسی بتواند مانع فکر و ادبیات مستقل و آزاد بشود. هیچکس با هیچ سیستم، نظام و دستگاه فکری نمیتواند جلوی این حرکت را بگیرد. البته امکان دارد که بر سر راه موانع درست کنند، آسیبهایی به آن بزنند، جاهایی آن را مضمحل کنند، آدمهایش را تخریب کنند، آدمهایش را تضعیف یا تحقیر کنند، اما بالاخره خسته میشوند. چون فرهنگ جنس بسیار نرمی دارد و میتواند مسیر خودش را از تنگترین منفذها پیدا کند و به راهش ادامه دهد.»
بهزاد کشمیریپور
«پس از ۲۷ سال؛ ايران واردات گندم از آمريکا را از
سر می گيرد»
روز نامه وال استریت ژورنال نوشته است: دولت جمهوری اسلامی به منظور جبران کمبود گندم در اين کشور، پس از ۲۷ سال وقفه واردات انبوه اين محصول کشاورزی از ايالات متحده آمريکا را از سر گرفته است. در همين زمينه، بيل نلسون، تحليل گرموسسه اقتصادی واچويا سيکيورتی Wachovia Securities به وال استریت ژورنال می گويد : «از آغاز ماه ژوئن امسال، ايران بيش از يک ميليون تن گندم از ايالات متحده آمريکا خريداری کرده که در نوع خود رقم بسيار بالايی محسوب می شود. اين ميزان گندم که برابر سه تا چهار درصد صادرات سالانه گندم آمريکا است، به کشوری چون ايران صادر می شود که آمريکا، مدتهای مديدی است با آن مراوده بازرگانی ندارد». .........>>>>>>>>>>>>
ادامه مطلب
ترانه سرا: تورج نگهبان
آهنگساز: توحید عظیمی
تنظیم کننده: رامین زمانی
خواننده: داریوش اقبالی
آلبوم: گل بی تا
یـاران ز چه رو رشتـه ی اُلفت بگسستـنــد
عهـدی کـه روا بود دگــر باره نـبـستــنــــد
آن مـردمـکـان از ســـر اندیشـــه ندیــدنـــد
کـین بی خــردان حرمت انسان بشکــستـنـد
ما را دگــر از طعنه ی دشمن گلـه ای نیست
کــان عهـد کـه بستیــم رفـیقــان بشکستنـد
افســـوس همه سـلسـله داران به غـنــودنــد
وان یکــه سـواران همــه از پا بنـشسـتـنــد
ای قـافـلــــه سـالـار کـجـائــی کــه بـبـیـنــی
دزدان همگــی همـــرهِ این قـافـلــه هستـنــد
دردا در گـنـجـیـنــه به مــاران بـگشــــودنـد
انــدوه کـه بـر دوســت رهِ خــانه بـبـسـتـنـد
دردا در گـنـجـیـنـــه به مــاران بـگشـــودنـد
انــدوه کـه بـر دوســت رهِ خــانه بـبـسـتـنـد
افســــوس که کــاشـانـه به دشمن بسپـردنــد
آن قــــوم کـه بـیـگــانه و بـیـگــانه پرستـنـد
افســــوس که کــاشـانـه به دشمن بسپـردنــد
آن قــــوم کـه بـیـگــانه و بـیـگــانه پرستـنـد
افســـوس همه سـلسـله داران به غـنــودنــد
وان یکــه سـواران همــه از پا بنـشسـتـنــد
ای قـافـلــــه سـالـار کـجـائــی کــه بـبـیـنــی
دزدان همگــی همـــرهِ این قـافـلــه هستـنــد
دردا در گـنـجـیـنــه به مــاران بـگشــــودنـد
انــدوه کـه بـر دوســت رهِ خــانه بـبـسـتـنـد
دردا در گـنـجـیـنـــه به مــاران بـگشـــودنـد
انــدوه کـه بـر دوســت رهِ خــانه بـبـسـتـنـد
این ترانه را تورج نگهبان بر روی ملودی توحید عظیمی نوشته است.
لازم به ذکر است که این ترانه، برای نخستین بار - البته بدون تمرین - در مقابل ساختمان فدرال ایالات متحده اجرا می شود و مورد توجه هزاران نفر ِ حاضر در آن جا قرار می گیرد.
این ترانه تصویری واضح از ایران معاصر ماست.
چهار تن از افراد مذکور به نامهای “فضل الرحمن چهراس” ۱۶ ساله ،”اسدالله شه بخش” دانشجوی ترم آخر جغرافیای شهری دانشگاه زاهدان ، عبدالله سالارزهی عضو شورای مرکزی و دبیر کمیسیون فرهنگی انجمن به همراه ابراهیم مهرنهاد برادر ۱۶ ساله یعقوب مهرنهاد به دلیل پیگیری و اطلاع رسانی نسبت به وضعیت یعقوب مهرنهاد در اسفند ماه سال گذشته بازداشت گردیدند و همچنان ، بلاتکلیف پس از سپری نمودن شش ماه از زمان بازداشت خود در زندان مرکزی این شهر به سر می برند.این افراد فاقد وکیل می باشند و نسبت به اتهامات آنان اطلاع دقیقی در دست نیست .
لازم به توضیح است یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار و دبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت سیستان و بلوچستان که با اخذ اعتبارنامه از سازمان ملی جوانان در راستای توسعه ، توانمند سازی و ظرفیت سازی جامعه مدنی کوشش میکرد پس از طی پروسه پرابهام قضائی محکوم به اعدام و سرانجام در تاریخ ۱۴/۵/۸۷ در زندان مرکزی زاهدان اعدام گردید. عملکرد دستگاه قضائی و امنیتی در پرونده وی باعث برانگیخته شدن موجی از اعتراضات سراسری گردید.
فعالان حقوق بشر در ایران
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=30318













