سالگرد قتلهای زنجيرهای
نیک آهنگ کوثر n.kosar@roozonline.com... - پنجشنبه 30 آبان 1387 [2008.11.20]


گزارشی از شکنجه های دوران بازداشت دانشجویان پلی تکنیک: این است ترکه بیداد و ددمنشی خودکامگی
خبرنامه امیرکبیر: ۳۰ آبان سال گذشته پس از موفقیت دانشجویان در بند پلی تکنیک در جلسات دادگاه عمومی که نهایتا به تبرئه ایشان منتهی شد، عوامل امنیتی در زندان به دانشجویان حمله کرده و با انتقال قصابان و مجروح کردن توکلی روزهای تلخی را برای این دانشجویان و خانواده های ایشان رقم زدند. ۳۰ آبان امسال بهانه ای شد تا شرحی از شکنجه های قرون وسطایی دوران بازداشت دانشجویان پلی تکنیک به ویژه احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان در طول دوران بازداشت را به نقل از ویژه نامه ورودی های جدید خبرنامه انجمن اسلامی دانشجویان در اینجا بیاوریم:
اگرچه از ابتدای بازداشت دانشجویان مباحثی پیرامون رفتارهای غیرانسانی و شکنجه های فراوان ایشان ذکر می شد ولی شاید تصور اینچنین اعمال وحشیانه ای در مورد دانشجویان نمی رفت. شروع شجاعانه طرح شکنجه ها و استمرار و پیگیری خانواده های دانشجویان و دانشجویان آزادشده و فعالان دانشجویی و مدنی و حقوق بشری در این زمینه موجب نگاهی جدی به شکنجه ها در بازداشتگاه امنیتی ۲۰۹ شد و پرونده نشریات دانشجویی محل اعتراض به وهن انسانیت در مرام سربازان دستگاه اطلاعاتی گردید. شدت شکنجه ها و فشارهای وارد شده بر دانشجویان از یک سو تلاشی محکوم و مذموم در اخذ اعترافات جعلی در پرونده سازی علیه دانشجویان بود و از دیگر سو خشم و نفرت شب نهادان دستگاه اطلاعاتی از دانشجویان آزادی خواه و منتقد پلی تکنیک که سال هاست به رغم همه اعمال غیرانسانی و غیر اخلاقی حاکمیت ایران در ارادت به آزادی و حقوق انسانی تردید و تعلل نورزیده اند و قدر یافته را دریافته اند و بر داشتن این داشته افتخار و فریاد برآورده اند.
طرح موضوع شکنجه ها با تحقق اولین ملاقات دانشجویان با خانواده ها و وضعیت نامطلوب ایشان شروع شد. ابتدا خانواده های مجید توکلی،احمد قصابان و احسان منصوری طی رنجنامه ای افشاگرانه خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی ،آنچه را که در زندان بر این سه دانشجو رفته است را آشکار نمودند.در این نامه که با گذشت ۸۰ روز از بازداشت این سه نفر نوشته شده بود به آزارهای جسمی و روانی که در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاییه درخواست پیگیری این وضعیت شده است. در قسمت هایی از این نامه آمده است:
«…طی این مدت طولانی هر آنچه از وضعیت فرزندانمان در زندان شنیدیم،هیچ نگفتیم و به امید عدالت دستگاه قضایی و آزادی دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آمیز فرو بستیم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادی ۵ دانشجوی دیگر با شنیدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زیر به استحضار می رسانیم:
آزارهای روانی :
۱- بازجویی طولانی مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط یک تیم ۷ نفره و نیز بازجویی های گاه و بیگاه شامل نیمه های شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگیری ،ضرب و شتم و آزار اعضای خانواده و همچنین اخباری مبتنی بر بیماری(سکته قلبی) و انتقال اعضای خانواده به بیمارستان
۳- پخش صداهای آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوری که مانع خوابیدن دانشجویان می شده است.
۴- توهین های شدید و سخیف به فرد و اعضای خانواده
۵- اهانت به دانشجویان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهدید های مختلف اعم از تهدید به قتل و ضرب و جرح شدید و تهدید به آزار رساندن به اعضای خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدین از محل کار ، حکم قطعی شلاق ( ۸۰ ضربه ) برای فرد
۸- فرستادن دانشجویان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ی آزادی و تحویل کلیه وسایل دانشجویان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادی
آزار های جسمی :
۱- ضرب و شتم شدید توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بیهوشی و انتقال فرزندانمان به
بهداری بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سینه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتی که در اثر ضربه دانشجویان از روی صندلی سقوط کرده یا به شدت به دیوار برخورد می کردند .
۳- ضربه زدن روی دستبند به صورتی که آثار کبودی و تورم تا هفته ها روی دست آنها بوده است .
۴- نگهداری در سلول هایی با اندازه های کوچک بطوریکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداری در سلول هایی بدون زیر انداز و هیچگونه وسیله دیگری
۶- اجبار به ایستادن متوالی طولانی مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق برای ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجویان روی زمین و اذیت و آزار توسط تیم هفت نفره باز جویی از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ایستادن روی پا ها و کمر و نشستن روی پشت و کمر.
۹- اجبار به ایستادن روی یک پا بصورت متوالی به مدت طولانی ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتی که به دیوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شدید حین انتقال به زندان به صورتی که مسئولین بند ۲۰۹ از تحویل گرفتن فرد اجتناب می کردند .
۱۳- اجبار دانشجویان به خواندن مقالات موهن با صدای بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ویزیت دانشجویان توسط پزشک بند و استفاده از دارو های مورد نیاز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولانی از قبیل نشستن و بلند شدن متوالی ، خم شدن و گرفتن مچ پا و …»
در آبان ماه گزارش کاملی از شکنجه ها با تائید دانشجویان بازداشتی منتشر گردید که در آن شکنجه و فشارهای روحی و روانی در پروسه بازجویی به این شرح اعلام شده بود:
«۱- استفاده از چشم بند به استثنای لحظات حضور در سلول انفرادی حتی برای رفتن به حمام و دستشویی نیز می بایست از چشم بند استفاده می کردیم . در تمام طول بازجویی ها نیز چشم بند روی چشم بود و در حین نوشتن تنها به اندازه یکی دو انگشت اجازه داده میشد چشم بند را به طرف بالا بکشیم و از زیر چشم بند صفحات بازجویی را پاسخ دهیم.
۲- نگهداری در سلول چهار پنج متر مکعبی که نور کافی در آن وجود نداشت این سلول به دلیل کوچکی ، امکان هیچگونه تحرکی در آن وجود نداشت و فقط با یک لامپ کم نور به صورت شبانه روزی روشنایی اندکی ایجاد می کرد که به علت دراز مدت حضور در سلول موجب کاهش بینای شده است
۳- عدم تماس با خانواده و یا هر گونه ارتباط دیگر و ممانعت از اطلاع بازداشت و حضور در بند امنیتی ۲۰۹ تا ۲۵ روز ( مجید توکلی )
۴- طرح موارد بی ارتباط به پرونده و ایجاد ترس و هراس و بیان تهدید دیگران و تهدید به اعدام و فضا سازی های مرتبط برای باور پذیری این تهدیدات
۵- آزاد کردن و مشایعت تا بیرون درب ۲۰۹ و بازگرداندن مجدد به سلول انفرادی ( احمد قصابان )
۶- قرار دادن فرد بین اعتراف و آزادی دوستان در برابر پایداری و شکنجه دوستان
۷- عدم رسیدگی مناسب پزشکی و یا بی توجهی نسبت به برخی موارد پزشکی از زندانی در مورد اعتصابات نیز چنان بی توجهی صورت گرفت که وضعیت و شرایط بحرانی ایجاد شد ( مجید توکلی ) و این در حالی است که در شرایط اعتصاب غذا احتیاج به مراقبت بیشتری وجود دارد .
۸- تلقین اتفاقات ناگوار یا تعریف تهدیدات بیان مکرر از زبان نگهبانان با تحریک برنامه ریزی بازجو
۹- حرکت به صورت نشسته بر روی زمین در مسافت های طولانی و یا بالا و پائین رفتن از پله ها ( اصطلاحا پا مرغی )
۱۰- بیان تهدیداتی شامل بر اخراج پدر و برادر از محل کار و یا برادر و خواهر از محل تحصیل با ارائه مدارک اخراج
۱۱- نگهداشتن به مدت طولانی در اتاق بازجویی و در وضعیت انتظار و اضطراب شدید بدون مراجعه بازجو
۱۲- ایستادن مستمر و طولانی بیش از ۸ ساعت حین بازجویی بویژه بمنظور جلوگیری از خواب و بازجویی های طولانی ( مجید توکلی و احسان منصوری )
۱۳- فضا سازی در مورد بروز حوادث ناگوار برای اعضای خانواده و پخش صدای ضربان قلب در طول شب در سلول ( احمد قصابان ) و ایجاد زوزه های ممتد و ناله های خاص در طول شب
۱۴- انجام تنبهاتی چون نشستن و برخواستن پی در پی ، ایستادن بر یک پا و نگهداشتن دست در بالای سر جهت خلاصی از بازجویی های فنی و ضرب و شتم شدید
۱۵- بیان حضور مادر و وابستگان نزدیک و دوستان در زندان و شنیده شدن صدای گریستن یک زن از محلی در اتاق بازجویی به شکلی که ادعای حضور مادر را تائید نماید .
۱۶- انجام بازجویی های خاص و ویژه ی به نام بازجویی های فنی که در آن چند بازجو به صورت همزمان ( معمولا بیش از سه نفر ) با کشیدن ، هول دادن ، فریاد زدن در گوش، ضربات مشت و لگد و سوالات متعدد و متنوع به منظور آزار و اذیت . این بازجویی نتیجه ای جز از حال رفتن نداشت و احتمالا قصد اخذ مطلب در این مورد بازجویی وجود نداشته است و فقط جهت همکاری در بازجویی عادی از این روش استفاده میشده است ( مجید توکلی )
۱۷- شکنجه دوستان در نزدیکی محل بازجویی به طوری که صدای ضرب و شتم به وضوح شنیده میشد و حتی مواردی معدود حضور در شکنجه یکی از دوستان و پذیرش اتهامات به منظور جلوگیری از ادامه شکنجه ( حضور احمد قصابان در صحنه شکنجه مجید توکلی ) در برخی از موارد چون شنیدن صدای کوبیده شدن سر دوستان به دیوار بسیار سخت بود .
۱۸- تهدید و بازداشت اعضای خانواده و دوستان به منظور اخذ اطلاع و ایجاد فشار
۱۹- تحقیر و توهین و گفتن ناسزا به طوری که روال عادی بازجوها شده بود
۲۰- بیان الفاظ رکیک و توهین های مکرر بویژه نسبت به پدر و مادر ( در مورد مجید توکلی بیشتر بوده )
۲۱- تهدید به استفاده از ابزار و آلات غیر معمول بمنظور شکنجه از جمله شیشه نوشابه و تخم مرغ آب پز و یا تهدید به تجاوز چه توسط بازجو ها و چه از طریق قرار دادن در بند های خاص که بازجو عنوان می کرد .
۲۲- ضرب و شتم شدید در هنکام بازداشت و شدیدترن برخورد های ممکن در حین انتقال به زندان ( احسان منصوری )
۲۳- ضرب و شتم شدید ، ضربات سیلی به صورت و پشت گردن و فرق سر به تعداد زیاد طوری که آثار کبودی به وضوح در این موضع های بدن کاملا مشهود بود همچنین ضربات مشت ، فرق سر و پیشانی ، بازوها و لگد به پاها ، سینه و شکم به طوری که گاه در حین بازجویی زندانی از حال رفته و بر زمین می افتاد کوبیدن سر به دیوار و پرت کردن زندانی که در اوج اعصبانیت بازجو صورت می گیرد.
۲۴- گرفتن مو و بلند کردن از روی زمین و زدن مشت و سیلی های متوالی به صورت و پرت کردن روز زمین و تکرار این کار ( مجید توکلی )
۲۵- قرار دادن پا بر روی انگشتان دست و پا و یا قرار دادن زانو بر روی کمر و فشار شدید بر روی زندانی و همچنین قرار دادن ابزاری چون خودکار در بین انگشتان دست و فشار به دست که گاه به علت زخمهای ایجاد شده در دست عفونت شدید در انگشت ایجاد میشد که عامل آن بیشتر قرار گرفتن کفش کثیف بوده است ( احمد قصابان عفونت انگشت دست )
۲۶- قرار دادن پا بر روی سر و صورت پس از اینکه به واسطه شدت ضربات بر روی زمین افتاده و گاه در حین این عمل چنان رفتارهای زننده ای صورت میگرفت که مثلا کفش کثیف روی صورت کشیده میشد که ادامه بازجویی ممکن نبود و برای تمیز کردن سر و صورت به دستشویی رفته تا سر و صورت شسته شود ( مجید توکلی )
۲۷- بیدار کردن ناگهانی از خواب و انتقال ب حالت دو ( دویدن ) همراه با بازجویی و ضرب و شتم شدید که گاه منجر به بروز رعشه های ممتد و طولانی ، لرزش و عدم تکلم می گردید که با خوابانیدن و خوراندن آب ، چایی ، شکلات ، عسل سعی در کنترل این وضعیت میشدند ( مجید توکلی )
۲۸- در طول بازجویی گاه شدت ضربات و ضرب و شتم به حدی میرسید که به طور مکرر فرد از حال رفته و با آب و مواد شیرین به هوش می آمد و این امر گاه در طول یک بازجویی چند بار تکرار میشد .
۲۹- طولانی شدن بازجویی و ممانعت از خوابیدن که گاه این بازجویی های طولانی و بدون وقفه ۳۶ ساعت ( مجید توکلی ) و حتی ۴۸ ساعت ( احسان منصوری ) نیز میرسید ولی بازجویی ها ۱۲ تا ۱۴ ساعت بیشتر طول نمیکشید .
۳۰- بی توجهی به زخم های ایجاد شده موجب عفونت میشد که در این موارد توسط بهداری جراحی صورت میگرفت ( احمد قصابان ) و یا این بی توجهی ها نسبت به آسیب دیدگی های مفاصل و عضلات بود که مهم نشستن و ایستادن طولانی بود با این وجود فرد مجبور به نشستن و یا ایستادن طولانی می کردند ( مجید توکلی )
۳۱- پس از ضرب و شتم های صورت گرفته همیشه حداقل یک ساعت و گاه تا ۴ ساعت در اتاق بازجویی فرد نگه داشته میشد و برخی آثار مشهود تر از بین برود و یا در مقابل خونریزی های دهان و لب نیز سریعا در هر مقطع از بازجویی که بود سریعا به دستشویی و کاملا دهان شستشو داده میشد ( مجید توکلی ) در مورد لباس نیز تلاش برای تمیز کردن آن قبل از مراجعه به سلول صورت میگرفت .
۳۲- استفاده از صندلی برای ایجاد ضربات شدید ( مجید توکلی )
۳۳- استفاده از ابزار نوک تیز چون کلید برای فشار به بدن بویژه سر
۳۴- استفاده از شلاق ( احمد قصابان) و تهدید به اخذ حکم تعزیر ( شلاق ) از قاضی
۳۵- نبود شرایط مناسب بهداشتی از جمله کثیف بودن موکت کف اتاق و عدم وجود آب شرب و اجبار در استفاده از آب لوله کشی ۲۰۹ که آب چاه می باشد .
۳۶- قطع تلفن و ملاقات پس از اجازه آن توسط قاضی ( پس از دو ماه از بازداشت این اجازه داده شد ) در هر برهه ای که بازجوها می خواستند به منظور فشار
۳۷- انتقال به سلول انفرادی پس از انتقال به سوئیت جهت فشار و اخذ مطالب جدید
۳۸- حضور بازجوو یا نگهبان واسطه سیستم اطلاعاتی حین تماس های تلفنی ( ۱۰ دقیقه در هفته ) علاوه بر ضبط مکالمه جهت قطع تماس در صورت تمایل و همچنین حضور این افراد در ملاقات های ۲۰ دقیقه ای که هفتگی بود البته در نیمه دوم حضور در ۲۰۹ اجازه تلفن و ملاقات داده شد که به دلایل مختلف نیز از انجام آنها در برهه هایی ممانعت به عمل می آمد.»
بعدتر در مطلبی با عنوان «ناگفته پرونده نشریات دانشجویی (پشت پرده پروژه سرکوب جنبش دانشجویی)» توضیحاتی پیرامون شکنجه ها ذکر شد:
« …در مورد شکنجه ها نیز موارد متعددی وجود داشت در حالی که چشم بند مانع دید ما بود ، ما را از راهروهای مختلف به چپ و راست می بردند و با نشستن و خم کردن بدن ما طی مسافت طولانی برای رفتن به اتاق بازجوی سعی در تداعی رفتن به محلی مخوف می نمودند در حالی که اتاق های بازجویی در مکان یا محلی دور از سلول ها قرار نداشت . در اتاق بازجویی گاهی اوقات مدتی طولانی به حالت ایستاده ما را نگه می داشتند ( معمولا تا ۸ ساعت ) و بیشتر بازجویی ها تا ۱۴ ساعت در روز طول میکشید . در موارد خاصی بازجویی ها به ۳۶ ساعت و حتی ۴۸ ساعت به طول می انجامید که برای جلوگیری از خوابیدن ما بازجویی ها بیشتر در حالت ایستاده بود در تمام طول بازجویی ها ، لحن بازجویی ها سراسر تند و با فحاشی ، توهین و ناسزاگویی به ما بود ، بازجوها تلاش ویزه ای برای تحقیر و شکستن شخصیت ما داشتند و در این میان از توهین ها و فحاشی به خانواده ها و دوستان ما تهدید آسیب به آنها نیز می کردند . ولی آنچه که ادعای ما در مورد شکنجه هست نه این موارد که زدن ضربات متعدد مشت و سیلی و لگد ، کوبیدن سر بر روی دیوار ، پرت کردن بر روی زمین ، فشار دادن پا بر روی انگشتان دست و پا ، گذاشتن زانو بر کمر ، گذاشتن پا بر روی صورت در حالی که ما را بر زمین پرت کرده بودند ، زدن ضربات به وسیله کابل ، صندلی یا فشار دادن کلید و وسایل مشابه بر روی بدن که آثار و آلام آن تا چندین روز باقی می ماند و در همان لحظه نیز موجب خونریزی ها و کوفتگی ها متعدد بویژه در ناحیه دهان می گردید ، می باشد .
گاه برای فشار هر کدام از ما را برای دیدن صحنه بازجویی دیگری می بردند که در آن دوست ما به شدت مورد شکنجه بود و یا اینکه در حالت یاس و نا امیدی و اعترافات خلاف واقع بود که در دو حالت تاثیر بسیار بدی بر ما می گذاشت . اگر چه صدای کوبیده شدن سر و بدن دوستان به دیوار و صداهای سیلی و مشت و لگد های فراوان همیشه در طول بازجویی ها ما را آزار می داد ولی دیدن صحنه ای که سه چهار فرد به صورت همزمان در حال زدن ضربات مختلف به سر و صورت و بدن دوست ماست واقعا سخت و غیر قابل تحمل بود . در بازجویی های خاصی که بازجوها آن را بازجویی فنی می نامیدند سه تا چهار بازجو همزمان به طرح سوالات متعدد بی ربط می پرداختند و هر یک ما را به سمتی میکشیدند و ضربه ای به ما وارد می کرد ، در گوش ما فریاد میکشید ند و از ما می خواستند به سوالات متناقض و بی ارتباط آنها پاسخ دهیم و پس از یک ربع ساعت که ما حسابی خسته میشدیم ، ( اگرچه آنها هم خسته میشدند وگرنه بیشتر ادامه می دادند ) مسئول پرونده یا کارشناس اصلی جلو می آمد و میگفت ما وساطت می کنیم به شرطی که همکاری کنید و اساسا این اتفاق که مسئول پرونده یا کارشناس این کار را پس از شکنجه با حمایت بسیار مبنمود قابل تامل بود چه بسا در ابتدای بازداشت این مسئله در قبال آزادی ، عدم بازداشت سایر افراد ، عدم شکنجه دوستان و مواردی از این دست طرح می گردید…
…در برهه هایی از روند بازجویی بنظر میرسید ما به اتاق بازجویی منتقل شده ایم که شکنجه شویم ، روند اتفاقات دوران بازداشت و بازجویی ها بشکلی رقم خورده بود که بازجو ها با ما به صورت شخصی و خصلتی برخورد می کردند مثلا در یک مورد ساعت ۳ نیمه شب سریعا از سلول بیرون کشیده شدم و مرا دوان دوان به اتاق بازجویی بردند و در حالی که هنوز تمرکز لازم را به دست نیاورده بودم با اکتفا به یک سوال ” چی شد ؟ ” و پاسخ ” چی ، چی شد ؟ ” بازجوها چند نفری شروع به زدن ضربات مختلف به من کردند و من را به روی زمین پرت کردند ، پا روی کمر و صورتم میگذاشتند ، سرم را به دیوار می کوبیدند و انواع مختلف شکنجه را به اجرا می رساندند تا اینکه از حال رفتم . شدت برخورد به حدی بود که وقتی هوشیاری خود را بدست آوردم ، نمی توانستم بر روی پاهای خود بایستم . رعشه تمام بدنم را فرا گرفته بود . بازجوها که می بایست فقط در قبال جان ما پاسخگو باشند سریع به خود آمدند و شکنجه ها و ضربات را قطع کردند . سریع برای من آب قند آوردند و مدت زیادی طول کشید تا توانستم به حالت طبیعی برگردم . درست به یاد ندارم چقدر طول کشید . یادم می آید مرا وقتی روی صندلی نشاندنم ، تمام بدنم می لرزید ، محکم دست و پایم را گرفتند و بر روی صندلی فشار دادند که صندلی هم به لرزه افتاده بود . از این اتفاقات در طول بازجویی ها زیاد می افتاد . بارها با نام بازجویی های فنی فقط به خاطر شکنجه کردن به شکنجه ما می پرداختند . در طول شکنجه بازجوها لذت می بردند و می خندیدند و حتی به شکلی با هم به شکنجه کردن و ضربه زدن به ما رقابت می کردند…»
اگرچه ۳ آذر اهورایی پلی تکنیک پس از آزادی تمایل چندانی در یادآوری روزهای بسیار تلخ و پرمشقت بازجویی و بند امنیتی ۲۰۹ را نداشتند ولی به تائید موارد شکنجه می پرداختند و بیان می کردند که موارد حتی بیشتر و وحشتناک تر از این مسائل بوده است. ایشان بیان می کردند درک این مطلب که کسی از شدت درد از حال برود و بی هوش شود می تواند شرحی بر دردناکی آن لحظات باشد.
فعالان حقوق بشر در ایران
مهندس عليرضا صادقي از هواداران آيت الله بروجردي که در تاريخ مهرماه سال 1385 طي يورش نيروهاي امنيتي به منزل شخصي ايشان بازداشت و پس از تحمل ماهها زندان و سلول انفرادي به 2 سال حبس تعزيري محکوم گشت در پي تشديد عارضه قلبي خود با قيد ضمانت جهت مداوا به مرخصي استعلاجي اعزام گرديد.
نامبرده در تاريخ 13 آبان ماه سال جاري با همراه داشتن نامه پزشکي قانوني مبني بر لزوم تداوم درمان خود جهت تمديد مرخصي استعلاجي به دادگاه ويژه روحانيت مراجعه نمود که در اين محل توسط دادگاه مجددا بازداشت و به زندان اوين منتقل گرديد.
بنا بر گزارشات دريافتي از زندان اوين در طي روزهاي اخير تشديد عارضه قلبي و تنگي نفس نامبرده باعث وخامت جسمي ايشان و در معرض خطر قرار گرفتن جان ايشان شده است. مسئولان زندان بي توجه به اسناد پزشکي و تاکيد پزشکي قانوني مبني بر وضعيت بد جسمي آقاي صادقي همچنان بر جلوگيري از درمان نامبرده اصرار مي ورزند و عملا جان اين زنداني عقيدتي را در معرض خطر قرار داده اند.
اي مردم ايران خفت را تمام کنيد و به کشورهاي عربي نرويد اينها 1400سال است ايران را اشغال کرده اند و اين همان دولتي است که مردم ايران را به جايي ميرساند که اعراب و اعتقادت انها را بيرون کنند نگاه کنيد به اطراف هر بچه اي که بدنيا ميايد نام پارسي ميگيرد در هر نقطه از که برويد نقشهاي تخت جمشيد را ميبينيد اکثر جوانان نقش فروهر را برگردن دارند ايا اين همان پيشگويي نيست که ايران 14 قرن در اسارت اعراب است و داريم ميبينيم به سرعت نشانهاي بازگشت مردم به اصلشان را مانور و رزمايش هاي رژيم از ترس همين است ولي نميفهمند هر چه فشار را زياد کنند بهتر است و زود تر دورانشان سر ميرسد احمدي نژاد بايد دوباره ريس جمهور شود همه ايراني ها بايد به همين احمق راي دهند دوست نادان بهترين دشمن رژيم است
***
خواهش دارم درد دل من را بگزاريد تا ايران دوستان بخواند با سپاس.پول ايران براي امارات حق مون است.خوب همين امرات به صدام پول ميدادکه موشک بر سر ما بريزه ولي مادر قبالش پول ناموس و شرف مانرابه امارات داديم.کجايند ايرانيان راستين کجايند ميهن پرستان کجايند با غيرتان اي خدا چه امدبر سر ايرانيان پاک نهاد اي کاش ميمرديم و اين روزها و اين ميهن فروشي هارانميديديم.اي کوروش اي داريوش اي بابکاي فردوسي واي بزرگمردان ايران ما فرزندان لايق شما نيستيم. ننگ بر ما مرگ بر ماکه نتوانستيم نام ايران را زنده نگه داريم.
***
مديرکل سلامت شهردارى تهران گفت: تمامى مساجد تهران تا يک هفته آينده دستگاه خوشبو کننده هوا هديه مى گيرند.
آقاي مدير کل سلامت براي جو آلوده کشورمان چه مقدار خوشبو کننده لازم است ? هما
***
با توجه به بیماری "آب کردن آثار باستانی ایران" یاسر رفسنجانی از تمامی وجدانهای بیدار جهان ،مقامات یونیسف،همه دانشمندانی که سالیان متمادی به تحقیق در تاریخ مشغول بوده اند و از تمامی ایرانیان میهن خواه داخل و خارج مرز خصوصا جناب دکتر نوری علا و خانم دکتر میرزادگی عاجزانه تقاضا دارم اجازه ندهیم آقازاده بزرگ سفید عمامه داران این گوهر بی همتا و منحصر بفرد (جسد پادشاه سه هزار ساله در سنندج) را سرقت نمایند.
وبلاگ علیرضارضائی
احمدي نژاد در زنجان گفت: ملت ايران با چاقوي زنجان دست و پاي متجاوزان را قطع ميكند.
دلاور هـسـتـه ای ، چـاقـو بـکـش دسـتـه ای !
بنا به اعلام فرهنگستان زبان و ادب فارسی احتمال میرود منظور رئیس جمهور از چاقو ، چاقو نباشد بلکه ایشان بطور کنائی در کنار عباراتی مثل دماغو ، ریغو ، جیغو ، شپشو ، بوگندو و سایر عبارتهای مشابهی که در نظام اسلامی وجه تسمیه زیاد دارد فرموده باشد چاقو ! به نظر کارشناسان زبان چون ایشان بطور مشخص نفرموده اند منظورشان از چاقو کدام فرد چاق میباشد لذا این احتمال میرود که منظور ایشان از چاقو همان سردار فیروزآبادی خودمان باشد که اگر دست و پای خودش دست و پا گیر نشود دست و پای متجاوزان را هم بلد است که قطع بکند ! توضیحاً اینکه زبان فارسی یک چیزی است که خیلی شیرین میباشد و در جمهوری اسلامی برای جلوگیری از شیوع مرض قند با لهجه عربی تلفظ میشود !
در همین راستا برخی نیز معتقدند که چون چاقو دسته دارد و در مملکت آقا دسته بیشتر از خود چاقو کاربرد دارد و در سه سال و نیم اخیر عموماً همه چیز تا دسته به همه کس رفته است و نیز به این دلیل که رئیس جمهور مشخصاً نگفته اند که با کجای چاقو میخواهند دست و پای متجاوزان را قطع بکنند لذا این احتمال هم وجود دارد که ایشان با همان دسته ای که تا دسته بما انداخته بخواهد به دشمن هم بیندازد که این امر در جای خودش از قطع دست و پا خیلی دردناکتر است ! منابع آگاه به نقل از پزشک تیم میگویند قطع دست و پا فقط یکبار درد دارد درحالیکه تا دسته انداختن یک عمر !
همچنین گروهی بر این باورند که چون اخیراً در جمهوری اسلامی چاقو دسته خودش را میبرد لذا رئیس جمهور در هنگام قطع دست و پای متجاوزان باید مواظب باشد که یهو دسته خودش را نبرد ! در همین راستا کارشناسان ختنه اعلام کرده اند بریدن دسته بدون رعایت اصول ایمنی خیلی خطرناک بوده و منجر به خواجگی فرد میشود ! به گفته این کارشناسان آدم در صورت خواجگی نمیتواند درست از حقوق هسته ای اش دفاع بکند !
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ تعطيلي جايگاه هاي سوخت CNG در بندرعباس و سرگرداني رانندگان |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ زینب بایزیدی به زندان زنجان تبعید شد |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ تهديد به اخراج براي ساكت كردن صداي اعتراض كارگران |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ فاجعه انساني كه اتفاق نيافتاد |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ عدم امنیت برای دختران در همدان |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ صيادان جاسكي خواستار تغيير مديريت در اين شهرستان هستند |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ سرويس كارخانجات استان قم فرسوده هستند |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ سرنوشت كارگران كارخانه كفش گنجه در ابهام و تيرگي |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ دبستان نجفی روستای سولان همدان آتش گرفت |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ حقوقهاي معوقه كارگران شركت نوشاب |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ احتمال دفن شهید در دانشگاه تهران و پلی تکنیک تهران و مخالفت قاطبه دانشجویان با این حرکت |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ 30 کارخانه تولید سرب و روی در استان زنجان در آستانه تعطیلي |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ افزایش تعداد بچه های سرراهی در همدان |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ تجمع اعتراضي ورزشكاران اراك مقابل موسسه قرض الحسنه |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ تخريب خانه هاي نوساز در سنندج |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ اعتراض بالغ بر 50 زوج جوان |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ سقوط مکرر تیرهای چراغ برق در همدان |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ نیکبخت شاید زندانی شود |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ مجیدی جاسوس واعظ |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ جلسه ای نامعلوم برای انتخاب سرمربی |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ تغییر اجباری تفکرات داورزنی |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ آتش بس شکننده در نوار غزه |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ آلودگي هواي تهران سه برابر سال پيش |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ کرزiي: امنيت جاني ملاعمر در صورت شرکت وي در مذاکرات صلح تامين مي شود |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ شارليز ترون سفير صلح سازمان ملل متحد شد |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ اسراييل تهديد کرد دست به حمله نظامي در نوار غزه خواهد زد |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ شركتها براي توسعه آگهيهاي تجاري در ژاپن امواج مغزي را اسكن ميكنند |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ تاکيد گروه 20 بر احياي رشد اقتصاد جهاني |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ خانه به دوشی یک انسان روبروي کاخ های رهبری و ریاست جمهوری |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ استفاده هرچه بيشتر ازبسيجيان براي سركوب درهمدان |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ ايران ارز خود را به طلا تبديل كرده است |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ بالاكشيدن پول مردم در اسدآباد و دادن وعده هاي پوشالي به مردم |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ ادامه اعتراضات دانشجویان دانشگاه ادبیات شیراز |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ اعتراض جمعی از مدیران مدارس به بخشنامه آموزش و پرورش |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ افزایش سرقت احشام در اسد آباد و عدم دستگیری سارقان |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ افزايش سركوب و فشار بر جوانان از سوي نيروهاي بسيج |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ ازدحام مردم در خیابان شهدای ملایر |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ اقرار به عدم توجه به كيفيت و امور مشتريان توسط روساي ايران خودرو ديزل |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ اخراج 5 نقر از ماموران اهل تسنن نيروي انتظامي |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ انتخابات دوم شوراي راهبردي مطبوعات دوباره به آشوب کشيده شد |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ محروميت زينب بايزيدي به دليل عدم رعايت حجاب |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ بسته شدن سه نانوایی در شهر همدان به دلیل قطع شدن سهمیه ی آرد |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ بارش باران و برف گردنه ی قلاجه را مسدود کرد |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ بحران فولاد در کارخانه ی تولید این محصول در همدان |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ بخاری نفتی دبستان روستای قلعه جق را سوزاند |
|
|
| ۱۳۸۷/۸/۲۷ یکی از اعضای خانواده های قتل عام 1367 در زندان اوین در شرایط بسیار بد جسمی بسر می برد |
Signs of the Apocalypse & Imam Mahdi
دانشجویی , ایشان را از شرکت در تجمعات غیر قانونی منع کرد.

ارسال پیام های کوتاه تهدید آمیز به فعالین دانشجويي
بر اساس اخبار واصله، روز پنجشنبه 23/8/1387 , ستاد خبری وزارت اطلاعات با ارسال پیام های کوتاه تهدید آمیز به فعالین دانشجویی و غیر دانشجویی حرکت ملی، ایشان را از شرکت در تجمعات غیر قانونی منع کرد.
در این پیام های کوتاه چنین آمده است:
" هم وطن گرامی بر اساس قوانین مجازات اسلامی هر گونه تجمعات بدون مجوز های رسمی از مبادی ذیربط موجب پیگیری قانونی بوده و در صورت بروز اغتشاش و ناامنی تا دو سال حبس به همراه دارد. ستاد خبری 113 "
"هشدار: حضور شما در تجمع غیر قانونی ، بر اساس مواد 618 و 500 و 610 قانون حداکثر 2 سال حبس به همراه دارد. ستاد خبری 113 "
گفتنی است در روزهای اخیر خبر برگزاری مراسم بزرگداشت سردارملی - ستارخان- در روز پنجشنبه، به صورت پیام های کوتاه انتشار یافته بود. این مراسم به صورت خودجوش همه ساله در پنجشنبه ی هفته ی سوم آبان ماه در صحن حرم شاه عبد العظیم و بر سر مزار سردارملی برگزار می شد که در سال گذشته به دستگیری تعداد زیادی از شرکت کنندگان انجامیده بود.
لازم به ذکر است در راستای افزایش فشار بر جنبش ها و حرکت های اجتماعی و محدود کردن هر چه بیشتر آزادی در ایران پس از بررسی مجدد قانون اساسی، ماده 27 قانون اساسی که شرکت در تجمعات بدون حمل سلاح و بدون توهین به مقدسات و ... را بلامانع می ساخت، تغییر کرده و هم اکنون بر اساس مواد 618 و 500 و 610 قانون، شرکت در هرگونه تجمع غیر رسمی و بدون مجوز جرم محسوب می شود.


ایرنا: نماینده ولی فقیه در فارس و امام جمعه شیراز گفت: شما یقین داشته باشید قوانین جاری ما بیشتر از آنچه بخواهد جلو دزدی را بگیرد جلو پیشرفت كار را میگیرد.
آیت الله محیالدین حائری شیرازی به موضوع برخوردها برای جلوگیری از سد معبر اشاره كرد و گفت: بر چه اساسی اموال مردم را جمع میكنند؟ آیا میدانند چقدر زندگی افراد تباه میشود؟ چقدر فحاشی علیه نظام در این بحث سد معبر میشود.
وی گفت: یك صحرا پر از فرغون، یك صحرا پر از ترازو و وسایل مختلف جمع آوری شده وجود دارد. همه اینها غارت میشود و میآورند؛ چرا چون می خواهند با سد معبر مقابله كنند.
امام جمعه شیراز افزود: شهرداریها با چه قدرتی این كار را میكنند بعد هم میگویند روحانیت به ما اجازه داده. این روحانیت كیست كه اجازه داده است. بله میروند پیش آقای محترمی مطلبی میگویند و بعد ایشان هم می گوید سد معبر حرام است و مجددا میآیند میگویند آقا اجازه میدهید این وسایل جمع آوری شده را تملك كنیم؛ میگوید بكنید.
نماینده ولی فقیه در فارس اظهارداشت: چقدر انسانها به اجبار تبدیل به دزد شدند بعدا تبدیل به سارق مسلح میشوند. خودتان میكنید! خودتان دزد میسازید مردم دزد نیستند.
وی افزود: چرا این همه اموال را تصرف میكنند. شما بروید دقیق روی قوانین شهرداریها محاسبه كنید یكی از آنجاهایی كه مردم از دین و انقلاب بر میگردند اختیارات نابجا و اضافی است كه به شهرداران داده شده است و شهرداران به هیچ صراطی مستقیم نیستند.
نماینده مجلس خبرگان رهبری به عملكرد كمیسیونهای تغییر كاربریها اشاره كرد و گفت: ببینید این كمیسیونها یكی از بزرگترین جاها است برای دزدیهای بسیار كلان.
وی خطاب به دیوان محاسبات كل كشور افزود: شما بروید بزنگاههای پولهای كلان راپیدا كنید، شما را به شپش كشی نیندازند، دنبال كارهای ریز ریز نروید دروازههای خروج پول را مراقبت كنید، مراكز فساد و خلاف را شناسایی كنید.


ياسمين منطقي
آيت الله صافي گلپايگاني يکي از مراجع قم روز گذشته در واکنش به آنچه "توهين و جسارت به ساخت قرآن در يک همايش سازمان ميراث فرهنگي" خواند، عزا اعلام کرد.
روزنامه جمهوري اسلامي روز چهارشنبه خبر داده بود که طي مراسمي با حضور اسفنديار رحيم مشائي "قبل از تلاوت قرآن 12 خانم با لباس محلي دف زنان روي سن آمدند و درحالي كه قرآن را در سيني گذاشته بودند با حالات ريتميك قرآن را به قاري تحويل داده و سن را ترك كردند."
اين چندمين باراست که اقدامات رئيس سازمان ميراث فرهنگي که همزمان معاون احمدي نژاد و پدر عروس وي نيز هست، با اعتراض مواجه مي شود.
اعتراض مرج تقليد سانسور شد
به گزارش خبرگزاري ايسنا: "آيتالله صافي گلپايگاني در درس خارج فقه روز چهارشنبه، اهانت و جسارت در يک همايش مربوط به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به ساحت مقدس قرآن کريم را شديدا محکوم کرد."
اين روحاني بلند پايه در قم رقص 12 زن ملبس به لباس محلي براي تحويل قرآن به قاري در "مراسم دعوت از سرمايه گذاري براي طرح هاي گردشگري" را جسارت به قرآن دانسته و گفته: "اينها جسارت کرده و به قرآن بياحترامي كردند و قلب مقدس امام رئوف و مهربان، حضرت بقيةالله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف را آزرده خاطر کردند.در مقابل اين اهانت چه بايد گفت؟"
آيت الله صافي گلپايگاني همچنين خواستار برکناري اسفنديار رحيم مشائي معاون محمود احمدي نژاد شد، و تاکيد کرد: "اهانت به قرآن قابل تحمل نيست و کسي که مسوول اين سازمان است صلاحيت ندارد در اين جايگاه باشد."
![]() |
|
| جواد عليزاده | |
|
| |
| جواد عليزاده دانشجوي كارشناسي ارشد اخراجي رشته حقوق بشر دانشگاه علامه اقدام به برگزاري كلاس هاي حقوق بشر در زندان اوين كرده است . نامبرده كه سال گذشته پس از سخنراني در مراسم 16 آذر در دانشگاه تهران بازداشت و بعداز چند ماه زنداني بودن با وثيقه آزاد گشته بود ، ماه گذشته به علت برگزار نشدن دادگاه خود در حركتي اعتراص آميز با برداشتن وثيقه ،خود را به زندان اوين معرفي كرد تا بلكه زودتر دادگاه وي برگزار شود. نامبرده كه در حال حاضر در اندرزگاه 108 زندان اوين حضور دارد براي بالا بردن سطح آگاهي زندانيان اقدام به برگزاري كلاس هاي آموزش حقوق بشر در زندان اوين نموده است. | |
مینویسم تا همه به یاد آورند؛ او مظلومترین زندانی است که سالها با بیعدالتی جنگید و کنون خود در چنگال این بیعدالتی به بندکشیده شده است. او هرگز نمیایستد، سکوت اختیار نمیکند و هرگز دست از دفاع از حق دیگران برنمیدارد حتی اگر در بند باشد. چه دردی جانکاهتر از آن که ببینی بسیاری از آنان که آزادند برای آزادی وی گامی برنمیدارند و او که خود گرفتار است برای رهایی همگان در تلاش است.
مینویسم برای آنان که او را مشوشگر اذهان عمومی و نظامبرانداز خویش مینامند باور کنند که او فارغ از بازیهای سیاسی، تنها دلواپسیاش پایمال گشتن حق همنوعاش در هر لباس و هر جنسیت و هر نوع تفکر و ایده سیاسی است.
در آغاز راه تنها بود و چه خیل یارانی که دست یاری بسویش دراز کردند و خود را همگام و همراه با وی دانستند. هرکس با هدف و نیت خاص خویش خواست تا نگذارد این بار سنگین تنها بر دوش او باشد و افسوس از این میان تعداد یاران راستین انگشتشمار بود. چه آنانکه ترسیدند و چه آنانکه در پینام و نشانی بودند همه رفتند و اکنون او باز همچون آغاز راه تنهاست. او نه میترسد و نه در پی نام و نشانی است و چنین است تاوان ماندن ۱۱ سال حبس و شکنجه برای آنکه نخواست برود، برای آنکه ماند تا همگان باور کنند و بدانند باید از حق دفاع کرد تاوانش هرچه هست باشد.
تونیا کبودوند
فرزند محمد صدیق کبودوند
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
در حالی که موضوع سلامت آب تهران چندین بار در جلسات شورای شهر مطرح شده بود اما در جلسه روز گذشته شورا، مدیرعامل شرکت فاضلاب شهری تهران به طور واضح اعلام کرد سالانه چهار هزار و ۵۰۰ تن نیترات وارد شبکه فاضلاب تهران میشود که این مسئله سلامت آب شرب را به خطر میاندازد.
به گزارش خبرنگار کارگزاران، اصغر ریاضتی که صبح دیروز در جلسه شورای شهر تهران حاضر شده بود به هنگام بررسی یک فوریت طرح پیشنهاد تامین بودجه مورد نیاز سال ۸۸ شرکت فاضلاب شهر تهران، افزود: وجود نیترات در آب موجب افزایش بروز سرطان در بین مردم میشود چراکه این ماده به راحتی به منابع زیرزمینی آب نفوذ میکند.
وی یکی از اساسیترین مشکلات زیستمحیطی شهر تهران را نبود تعادل بین تاسیسات آبرسانی و سیستم دفع فاضلاب شهری عنوان و اظهار کرد: چرخه سالم آب در تهران وجود ندارد.
مدیرعامل شرکت فاضلاب شهر تهران همچنین با بیان اینکه در حال حاضر ۱۸ درصد جمعیت شهر تحت پوشش شبکه فاضلاب هستند، گفت: هزار و ۱۰۰ سال طول میکشد تا بدون تصفیه آبهای زیرزمینی، این منابع به حالت اولیه بازگردد. معصومه ابتکار عضو کمیسیون عمران شورای شهر تهران نیز خواستار تعیین شدن میزان هزینه کرد اعتبار دریافت شده و ارزیابی تناسب آن با میزان پیشرفت فیزیکی پروژه فاضلاب شهری تهران شد.
براساس این گزارش، یک فوریت طرح پیشنهاد تامین بودجه مورد نیاز سال ۸۸ شرکت فاضلاب شهر تهران به اتفاق آرا به تصویب رسید.
کارگزاران
![]() |
|
| آتش كشيدن دختري 11 ساله به دست پدرش | |
|
| |
| ساعت 18:45 شب 20 ابان , دختر 11 سالهاي به نام «سارا» توسط پدر 45 ساله خود به نام «رضا» به آتش كشيده شده است. پدر سارا گفت: مدتي قبل از همسرم جدا شدم و «سارا» پس از فوت همسرم پيش مادربزرگش زندگي ميكرد. بارها بر سر نگهداري «سارا» با همسر سابقم دچار اختلاف بودم تا اينكه نهايتا به او سپرده شد و پس از مرگ او، مادر همسرم از «سارا» نگهداري ميكرد. وي افزود: چند ماه قبل در بين وسايل دخترم چند سيدي مشاهده كردم كه پس از ديدن آنها متوجه شدم دخترم در مجالس مختلف رقصيده است. يكبار تصميم گرفتم با تفنگ شكاري كه تهيه كرده بودم، او را به قتل برسانم اما موفق نشدم تا اينكه ديروز تصميم به اين كار گرفتم و به همين خاطر از بانك محل كار خود مرخصي گرفتم، سپس حدود ساعت 2 به منزل مادر همسرم رفتم و به خاله «سارا» كه در خانه بود گفتم آمدهام «سارا» را ببرم. او كمي مقاومت كرد اما نهايتا «سارا» آماده شد و با من به منزلم آمد. اين متهم به قتل در تشريح جنايت اظهار كرد: وقتي به خانه رسيديم يك گالن چهار ليتري نفت از پشتبام خانه برداشتم و شروع به ريختن نفت در راهپلهها و خانه كردم. بعد به داخل واحد مسكوني آمدم و باقيمانده نفت را روي سر و بدن «سارا» ريختم. سپس بخاري ديواري اتاق را روشن كردم و «سارا» را به بخاري چسباندم. مقاومت زيادي نكرد تا اينكه متوجه شدم بوي دود بلند شد. آنقدر او را كنار بخاري نگه داشتم تا ناگهان تمام بدنش شعله كشيد و من در حالي كه قسمتي از موهايم سوخته بود، فرار كردم اما تا به خودم بيايم متوجه شدم كل خانه آتش گرفته و همسايهها آتشنشاني را خبر كردهاند. خاله مقتول مدعي است لحظاتي قبل از حادثه «سارا» به وي سه پيامك داده و او را از حادثهاي كه در پيش است باخبر كرده اما تا او خود را برساند آتشسوزي شروع شده بود. در بررسيهاي به عمل آمده مشخص شد كه متهم به مواد روانگردان اعتياد داشته است . | |
![]() |
|
| خودسوزي | |
|
| |
| دومين خودسوزي زنان در غرب کشور ظرف 24 ساعت گذشته به وقوع پيوست.بنا بر گزارش منابع مطلع زن جواني به نام گوهر،در روستاي «دورگه» لطفالله از توابع شهرستان نقده است، در پي آزار و اذيتهاي روحي همسرش، اقدام به خودسوزي كرد كه پس از سهروز بستري در بيمارستان اروميه بر اثر شدت جراحات وارده، جان سپرد. اقدام خودسوزي اين زن جوان از آنجا ناشي ميشد كه هربار در پي آزار و اذيتهاي همسرش، به خانه پدري خود پناه ميبرد، اما پدرش هربار او را به خانه همسرش بازميگرداند. همسر اين زن نيز اهل روستاي «ماسوه» از روستاهاي تابع شهر نقده است. اين زن جوان داراي يك پسر خردسال و همچنين باردار بود | |
![]() |
|
| تجمع اعتراضي معلمان | |
|
| |
| در ادامه وعده های بی عمل دولتمردان به مردم، وعده پرداخت وام 30 میلیون تومانی به فرهنگیان و معلمان هم تکذیب شد و دروغ بودن آن اثبات شد. چندی پیش مدیرکل اداره تعاون و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش از پرداخت وام 30 میلیون تومانی کالا به فرهنگیان بازنشسته تهران خبر داد. البته مدتی بعد رئیس اداره تعاون وزارت آموزش و پرورش گفت که پرداخت وام 30 میلیون تومانی در حد حرف بوده و هنوز به مرحله عملیاتی نرسیده است! جالب اینجاست که معلمان بازنشسته ای که در پی شنیدن این خبر به سازمان آموزش و پرورش شهر تهران مراجعه کردند تا از شرایط دریافت این وامهای 30 میلیون تومانی آگاه شوند دست خالی برگشتند چرا که مسوولان این سازمان از وجود دستورالعملی برای پرداخت این وامها اظهار بی اطلاعی کرده و می گفتند این خبر را برای اولین بار است که می شنوند! بدین ترتیب دروغ بودن این خبر هم آشکار شد تا مردم باز هم با یک وعده بی سرانجام دیگر مواجه شوند. | |