تبليغاتX
hoghoghe-bashar va azadi - iran = ai
Balatarin

فتوای آیت الله مُنتظری علیه ولایت سیدعلی خامنه ای

منصور امان

موقعیت شکننده رهبر جمهوری اسلامی با دریافت یک ضربه سخت دیگر، ترمیم ناپذیر شُده است. آیت الله مُنتظری، یک مرجع دینی و وزنه سیاسی که با وجود تصفیه از دستگاه قُدرت همچنان نُفوذ خود بر لایه های پایین و میانی آن را حفظ کرده است، در یکی از شدیدترین انتقادات خود از آیت الله علی خامنه ای، او را "جائر" (ستمکار) و ولایتش را "جائرانه" خواند.

بیانیه آیت الله مُنتطری، نخُستین واکنش صریح یک مقام بُلندپایه مذهبی در برابر خیز خونبار آقای خامنه ای به سوی گُسترش قُدرت فردی خود به یاری همدستان نظامی و امنیتی اش است.

گُفته های مکتوب آقای مُنتظری، دستور مذهبی (فتوا) خوانده می شود و می تواند تاثیر خُرد کننده ای بر پایه های مشروعیت دینی جایگاه آیت الله خامنه ای داشته باشد. اعلام بی اعتباری "ولایت" آقای خامنه ای از سوی این مرجع شیعه، به ویژه از آن رو که از زبان مُبتکر اصلی ساختار سیاسی نظام که بر پایه استبداد ولایت فقیه بنا شُده ابراز می گردد، حساسیت توجُه پذیری می یابد.

رویکرد مزبور، کُلیه انتقادهایی که آیت الله خامنه ای را از زاویه "حفظ اسلام" و بقای حُکومت دینی نشانه گرفته، تقویت می کُند و بدان جان تازه ای می بخشد. همزمان، فتوای آیت الله مُنتظری با زیر سووال بُردن مبناهای دینی اقدامات آیت الله خامنه ای، بحث پیرامون یافتن گُزینه به جای وی را از ابزار فشار محرمانه به یک دستور کار واقعی و علنی تبدیل می کُند.

در این میان، کسانی در اُلیگارشی روحانیون همچون حُجت الاسلام رفسنجانی که مایل به ایفای نقش پُر رنگ تر و تاثیرگُذاری بیشتر بر پروسه رویدادها از طریق بندوبست و داد و ستد هستند، کار خود را مُشکل تر خواهند یافت. آنچه که آنها می توانند آقای خامنه ای را وادار به سپُردن اش کُنند، معلوم نیست در پایان روز همان ارزش ابتدایی را داشته باشد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Jul 2009 و ساعت 22:19 |
Balatarin

 

 

فیلم؛ لباس شخصی های چینی همکار خامنه ای و احمدی نژاد

 

 

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Jul 2009 و ساعت 22:18 |
Balatarin

رنج نامه فیروزآبادی خطاب به امام زمان (طنز)

حامد- تهران

مهدی جان سلام! خوبی ؟ اکنون که قلم در دست گرفته ام و برای تو می نویسم حالم بدجوری گرفته و حدود 3 هفته است که نان سنگگ درسته از گلوی من پایین نرفته است و گمان کنم بین 5 تا 6 کیلو لاغر شدم. قبل از انتخابات به این "محمود مخ نهفته" گفتم اگر می خواهید تقلب کنید آمار را جوری درست کنید که تابلو نشود نمی دانم کدام احمقی نشست این گند را به صندوق ها زد.

مهدی جان، آقا جان! آبرو ریزی در انتخابات به درک، اما سال هاست که حرف نایب بر حق تو سید علی با ضرب و زور فصل الخطاب بود، شرمسارم که می گویم؛ اما گویا عمامه ایشان پشم سابق را ندارد یا اینکه به مرور زمان ریخته است، چون بازهم این خس ها و خاشاک ها و آشوبگران از خدا بی خبر فرمایشات آن مقام عزلی را به فلان خویش دایورت Divert کردند باز به خیابان ریختند. آن عده جنگلی هایی را که در بسیج و سپاه قدس و المهدی استخدام کردیم اندازه مترسک مزرعه های هویج اطراف ورامین هم کاربرد نداشتند.

آقاجان! قربانت بروم!درد و بلایت در سر من! زودتر بیا اوضاع خوب نیست. سفارتخانه های کفار مستقر در بلاد اسلام را اخراج کردیم، خبرنگاران اجنبی را چزاندیم، اشک آور ول دادیم، گلوله زدیم، اوین از زیر زمین تا خرپشته پر از خس و خاشاک شده شرایط ظهور مهیاست بیا دیگه!

 

************

خوانندگان؛ پاسخ امام زمان به پاسدار فیروزآبادی

پس از نامه ی صمیمانه سرلشکر بسیجی دکتررررر فیروز آبادی و خطاب قرار دادن امام زمان با عنوان "مهدی جان" ، امام زمان پاسخ کوتاهی بدین شرح منتشر کرد: "نامه ات را خواندم، من دارم میام، اما اسبی که بتواند تو را حمل کند ندارم، بهتر است دنبال یک کرگدن برای خودت باشی"

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Jul 2009 و ساعت 22:12 |
Balatarin
سرنوشت نامعلوم مبلغ میلیاردی فروش ملک دولتی خیابان ملاصدرا
اکنون با گذشت بیش از یک سال، پول به دست آمده از فروش آن تاکنون به خزانه دولت واریز نشده است... موضوع مهمتر این که شخص یاد شده هر چند به شکل کمرنگ، اما از سوی برخی جریان‌های حامی دولت به عنوان یکی از گزینه‌های تصدی پست وزارت مطرح شده است.

اطلاعات فرستاده شده به «تابناک»، حکایت از ناپدید شدن بیش از چهار میلیارد تومان از دارایی‌های یک دستگاه دولتی در استان تهران دارد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، بر پایه اطلاعات فرستاده شده و همچنین راست‌آزمایی آن از سوی «تابناک»، مسئول اسبق یکی از دستگاهای دولتی در زمان مدیریت خود که به سال‌ها پیش برمی‌گردد، اقدام به خرید یک دستگاه ساختمان مسکونی برای اسکان خانواده‌اش به عنوان خانه سازمانی دستگاه مزبور و البته از ردیف بودجه‌ای که مربوط به این موضوع نبوده است، می‌کند.

اما سال گذشته، ریاست وقت این دستگاه مهم دولتی استان تهران که هم‌اکنون در یکی از وزارتخانه‌ها پست مهمی دارد، اقدام به فروش این ساختمان واقع در خیابان ملاصدرا، خیابان شیراز شمالی، کوچه... می‌کند.

طبیعی است، تا بدین جا تخلفی نشده، اما نکته اصلی این است که اکنون با گذشت بیش از یک سال از فروش این ساختمان متعلق به یک دستگاه دولتی، پول به دست آمده از فروش آن به مبلغ چهار میلیارد و پانصد میلیون تومان، تاکنون به خزانه دولت واریز نشده است.

موضوع مهمتر آن که شخص یاد شده هر چند به شکل کمرنگ، اما از سوی برخی جریان‌های حامی دولت به عنوان یکی از گزینه‌های تصدی پست وزارت مطرح شده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Jul 2009 و ساعت 22:9 |
Balatarin

هشدار محسن رضایی نسبت به

 'فروپاشی درونی' در ایران

 

محسن رضایی، از نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، بیانیه ای خطاب به مردم ایران منتشر کرده و در آن نسبت به عواقب "اختلافات داخلی" در ایران هشدار داده است.

آقای رضایی در این بیانیه نوشته است:"امروزه جامعه ایران و نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی دچار اختلافات شده است. خانواده انقلاب را تهمت باران می‌کنند. عده‌ای به برخی از اعضای این خانواده منافقین جدید لقب می‌دهند. عده‌ای دیگر بخشی از این خانواده را به عنوان خوارج لقب می‌دهند. آیا این یک توطئه نیست که نیروهای طرفدار نظام را به جان هم بیاندازند و یک فروپاشی درونی صورت بدهند؟"

محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دبیر فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

او هشدار داده است که " ادامه روش برخی از فعالان سیاسی، ما را به عقب می‌برد و با شکست مواجه می‌کند و تاکنون هم آسیب‌هایی وارد کرده است و ادامه روش برخی دیگر ما را به سراشیبی می‌برد و آسیب می‌رساند."

این روزها کسانی هستند که به من و امثال من مراجعه میکنند و در رابطه با آزادیها و مردمسالاری و انتخابات در آینده سوال میکنند. دغدغههای خود را میگویند. از دلسردیها حرف میزنند

محسن رضایی

بیانیه آقای رضایی اشاره مستقیمی به افراد و فعالان سیاسی نکرده است اما ساعاتی پیش از این نامه ای از سرلشکر حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران منتشر شده بود که از "منافقان جدیدی" نام می برد که به گفته او در جریان راهپیمایی اعتراضی به نتایج انتخابات "به مردم حمله کردند."

آقای رضایی چند هفه پیش از برگزاری انتخابات، با انتقاد از شرایط اداره کشور طی چهار سال گذشته که آن را "رو به پرتگاه" خوانده بود، در انتخابات اخیر ریاست جمهوری به عنوان نامزد مستقل حاضر شد.

مطابق اعلام وزارت کشور ایران، آقای رضایی کمتر از محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی، آرا رای دهندگان را به خود اختصاص داده بود.

آقای رضایی در ابتدا نسبت به نتایج انتخابات ابراز نارضایتی کرد اما سپس شکایت خود را پس گرفت و اعلام کرد از این پس بدون نفع شخصی شکایت مردم از انتخابات را پی گیری می کند.

او در بیانیه اخیرش نیز به وقایع پس از اعلام نتایج انتخابات اشاره کرده و نوشته است: "این روزها کسانی هستند که به من و امثال من مراجعه می‌کنند و در رابطه با آزادی‌ها و مردم‌سالاری و انتخابات در آینده سوال می‌کنند. دغدغه‌های خود را می‌گویند. از دلسردی‌ها حرف می‌زنند. من معتقدم که جمهوری اسلامی بدون آزادی و مردمسالاری دینی مفهومی ندارد."

آقای رضایی در این بیانیه آوده است: "آنچه که باعث شده این سوالات به وجود آید حوادث پیرامون انتخابات ریاست جمهوری بوده و بر کل نظام تأثیر گذاشته است.

بر اساس بیانیه آقای رضایی "این عامل در کنار مدیریت انتخاباتی و ساختارهای ناقص آن، بی‌تدبیری‌ها، کج سلیقگی‌ها و ... در فرآِیند برگزاری انتخابات از یک سو و سو مدیریت مطالبات و اعتراضات مدنی هواداران موجب شد تا محیط سیاسی و جنبش اجتماعی مردم تحت الشعاع قرار گیرد و به سوی بحران و سو استفاده غرب کشیده شود."

آقای رضایی در این بیانیه پیشنهاد داده است که "مردم معترض و ناراضی از ضد انقلاب و اغتشاشگر" برای "برخورد متناسب" از یکدیگر تفکیک شوند و "نهادهای حکومت وظایف خود را در برقراری نظم و حفظ حقوق مردم طبق قانون انجام دهند."

محسن رضایی بعد از استعفا از فرماندهی سپاه از حضور در عرصه های نظامی کناره گیری کرد و وارد دنیای سیاست شد.

آقای رضایی در سال های اخیز فعالیتش را در مجمع تشخیص مصلحت نظام متمرکز کرده و نقش پررنگ در تدوین سند چشم انداز بیست ساله ایران و نیز کمک به اصلاح قانون سرمایه گذاری خارجی را از نقاط قوت کارنامه خود در مجمع تشخیص مصلحت می داند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Jul 2009 و ساعت 22:1 |
Balatarin

سهراب اعرابی، جوان ۱۹ ساله، در

 زندان اوین جان باخت

 

سهراب اعرابی

۱۳۸۸/۰۴/۲۱
طبق گزارش‌های رسيده از ايران، سهراب اعرابی ۱۹ ساله که در جريان اعتراضات پس از انتخابات رياست جمهوری بازداشت شده بود، در زندان اوين جان خود را از دست داده است.

مليحه محمدی، از بستگان نزدیک سهراب اعرابی در تماس با راديو فردا این خبر را تائید کرده است.

سايت نوروز، ارگان رسمی جبهه مشارکت، که از تشکل‌های اصلاح‌طلب است، نوشته است که «سهراب اعرابی بر اثر فشارهای وارده در زندان جان باخته است. سعيد مرتضوی دادستان تهران قول آزادی وی را داده بود متأسفانه عصر روز گذشته در دفتر آقای مرتضوی به مادر اين جوان ۱۹ سال گفته می‌شود فرزندش فوت شده است.»

سايت امير کبير نيز نوشته است که سهراب اعرابی در تظاهرات اعتراضی ۲۵ خرداد فعال بود. به نوشته اين سايت، وی که سال آخر دبيرستان را می‌گذراند و برای امتحان کنکور آماده می‌شد از روز ۳۰ خرداد دستگير شد.

اين سايت می‌افزايد که در اخباری که در اين باره به سرعت در دنيای مجازی به چرخش افتاد نوشته شده که او زير شکنجه کشته شده است.

مقامات امنيتی ايران در هفته‌های اخير صدها نفر از معترضان، روزنامه‌نگاران، شخصيت‌های سياسی و معترضان را بازداشت کرده‌اند.

پيشتر سازمان عفو بين‌الملل از احتمال شکنجه چند تن از نزديکان ميرحسين موسوی که به دنبال انتخابات رياست جمهوری دستگير شدند و واداشتن آنها به «اعترافات» تلويزيونی شديداً ابراز نگرانی کرد.

دست‌کم ۲۰ نفر بنا به آمار رسمی به دست بسيج يا نيروهای انتظامی در روايدادهای پس از انتخابات کشته شده‌اند. با اين حال آمارهای تأييد نشده رقمی بالای ۱۰۰ نفر را نشان می‌دهد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Jul 2009 و ساعت 21:59 |
Balatarin

اختلافات درون مجلس بر سر رای اعتماد به دولت

 دهم

 

در پی سخنان داریوش قنبری، سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس، درباره‌ی عدم شرکت در جلسات رای اعتماد، اختلافات درون مجلس شورای اسلامی بالا گرفته است. شماری از اصولگرایان به این سخنان واکنش تندی نشان دادند.

 

داریوش قنبری، سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس ـ خط امام، ۲۰ تیر در گفت‌‌وگویی با «پارلمان نیوز»، پایگاه خبری این فراکسیون اعلام کرد: «تا زمانی که به سئوالات و ابهامات جمعی از نمایندگان در مورد انتخابات ریاست جمهوری پاسخ شفاف و روشنی داده نشود، احتمالا اعضای فراکسیون اقلیت در جلسات رای اعتماد به وزرا شرکت نمی‌کنند».

 

گفتنی است که پیش‌تر وزرای کشور و اطلاعات دولت احمدی‌نژاد، جهت پاسخگویی به پرسش‌های نمایندگان مجلس، در کمیسیون امنیت ملی حاضر نشده بودند. قنبری در این زمینه گفت: «دولتی که وزیر آن به نمایندگان پاسخگو نیست، نباید انتظار رای اعتماد از مجلس داشته باشد».

 

«دیوار بی‌اعتمادی»

 

به نوشته‌ی پارلمان نیوز، سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس با تاکید بر اینکه بسیاری از نمایندگان با توجه به شگردهایی که احمدی‌نژاد در این انتخابات به کار گرفت، دولت او را مشروع نمی‌دانند، اظهار داشت: «بی‌تقوایی‌ها، تخریب شخصیت‌ها، هزینه از بیت‌المال و... مسایلی نیست که مجلس به سادگی از آن بگذرد».

 

به گفته‌ی قنبری،: دولت احمدی‌نژاد با اتفاقاتی که در جریان انتخابات رخ داد، مشروعیت کامل ندارد و زیر سئوال است. وی می‌پرسد: «نمایندگان به چه امیدی باید به وزرای این دولت رای اعتماد بدهند؟ آیا دولت در چهار سال گذشته توانسته است اعتماد نمایندگان را جلب کند که ما دوباره رای بدهیم؟».

 

قنبری از دیوار بی‌اعتمادی بین بخشی از مجلس با دولت سخن گفت و تاکید کرد: «در این شرایط تا زمانی که سئوالات و ابهامات در مورد انتخابات مشخص نشود، به نظر من اعضای فراکسیون در جلسات رای اعتماد به وزرا شرکت نکنند».

 

«در حکومت اسلامی، رای مردم مشروعیت ندارد»

 

سخنان داریوش قنبری، با واکنش‌های تند شماری از اصولگرایان روبرو شد. ستار هدایت‌خواه، عضو فراکسیون اکثریت اصولگرای مجلس گفت، نمایندگانی که دولت را فاقد مشروعیت می‌دانند، برای حضور در مجلس هشتم صلاحیت ندارند.

 

وی در گفت‌وگویی با «فردا» تاکید کرد: «زمانی که مقام معظم رهبری مشروعیت انتخابات و مشروعیت رییس‌جمهور منتخب را تایید فرمودند، این اقدام نمایندگان، مخالفت با قانون اساسی و اصل مترقی ولایت فقیه است».

 

هدایت‌خواه، اقدام این گروه از نمایندگان را «ضد مردمی و ضد دینی» و «تحت تاثیر رسانه‌های استکباری» خواند و گفت: «این افراد زمانی که این‌گونه در مقابل ولایت فقیه و قانون اساسی می‌ایستند، مشروعیت خودشان را برای حضور در مجلس از دست داده‌اند».

 

به باور این نماینده‌ی پشتیبان احمدی‌نژاد، مشروعیت اصلی از آن خداست و ولی فقیه به خاطر اینکه بر اساس احکام الهی انتخاب می‌شود، مشروعیت الهی دارد. هدایت خواه تاکید کرد که در حکومت اسلامی رای مردم مشروعیت ندارد و فقط به حکومت اسلامی مقبولیت می‌بخشد.

 

واکنش‌های ملایم‌تر

 

از سوی دیگر، اسماعیل کوثری یکی دیگر از اعضای فراکسیون اصولگرای مجلس هشتم، با لحن ملایم‌تری به نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس توصیه کرد در جلسات رای اعتماد دولت دهم شرکت کنند. وی گفت: «شرکت نکردن در این جلسات، در جهت عدم همکاری تلقی می‌شود و در این شرایط به نفع نظام نیست».

 

اسماعیل کوثری در تاریخ ۲۱ تیر، در گفت‌وگویی با پایگاه خبری «پارلمان نیوز» تاکید کرد: «مسلما شرکت نکردن نمایندگان در جلسات رای اعتماد در جهت عدم همکاری تلقی خواهد شد».

 

به نظر می‌ر‌سد که بحران سیاسی برخاسته از حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، به مجلس شورای اسلامی نیز کشیده شده و رودررویی‌های درون آن را حادتر کرده است.

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Jul 2009 و ساعت 21:57 |
Balatarin

«جنبشی که فراموش نشود حتما ثمر خواهد داد»

 

شیرین عبادی برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل، میهمان دویچه وله است. با او گفت‌وگویی انجام داده‌ایم در مورد وضعیت کنونی جنبش‌های مدنی در ایران و نیز چگونگی طرح مطالبات زنان در میان دیگر خواست‌های مردم ایران.

 

دویچه‌وله: خانم عبادی سال گذشته که شما به دعوت دویچه‌وله به بن تشریف آوردید، دو تن دیگر از فعالان حقوق بشر و زنان همراه شما بودند، خانم ثریا عزیزپناه و خانم نرگس محمدی. متاسفانه هردوی اینها الان ممنوع‌الخروج هستند و این بار شما تنها به آلمان تشریف آوردید. آیا این نشانه‌ای از بدترشدن اوضاع برای فعالان حقوق بشر نسبت به سال گذشته است؟

                                                                   

شیرین عبادی: متاسفانه همین طور است. خانم‌ها نرگس محمدی و ثریا عزیزپناه بدون هیچ علت قانونی ممنوع‌الخروج شدند. و نه تنها آنها، بلکه تعداد زیادی از مردم الان در ایران ممنوع‌الخروج هستند. فعالین مدنی، فعالین جنبش زنان که من اگر بخواهم از همه‌شان نام ببرم تعداد زیادی می‌شود و این نشانه‌ی بی‌توجهی برخی از مأمورین به قوانین ایران است. برای این که تمام این ممنوعیت از خروج برخلاف مقررات قانونی است.

 

درطول این یکسال اتفاقات زیادی در ایران افتاده و جدیدترین و آخرین آن مسئله‌ی انتخابات ریاست جمهوری بود که با اعتراض گروهی از مردم و همچنین گروهی از دولتمردان روبه‌رو شد واعتراض‌هایی که متأسفانه با خشونت پاسخ داده شد. الان شما وضعیت فعالان حقوق بشر و به طور اخص فعالان جنبش زنان را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

 

علی‌رغم سرکوب‌هایی که وجود داشته است، فعالیت جنبش زنان خصوصا و جنبش‌های مدنی دیگر کماکان ادامه دارد و حتا می‌توانم بگویم شدیدتر هم شده است. شما از روی اخبار فعالیت‌های زنان که خودتان منتشر می‌کنید می‌توانید دریابید که زنان حالت انفعالی به خودشان نگرفته‌اند و هرچه بیشتر در خواسته‌های خودشان مصرتر شده‌اند. زنان دریافته‌اند که بهبود وضعیت آنها در گرو بهبود وضعیت جامعه است. بنابراین حضور چشمگیری در جریانات اعتراضی بعد از انتخابات داشتند. این را از روی عکس‌ها و فیلم‌ها می‌شود مشاهده کرد. همچنین دیدیم که ندا مظهر مظلومیت معترضان شد. ندا یک دختر جوان بود، دختری که می‌توانست دختر هریک از ما باشد.

 

درست فرمودید، حضور زنان در اعتراضات اخیر بسیار چشمگیر بود اما بدون درخواست مشخص زنان و بدون این که  حقوق مشخص زنان مطالبه بشود. این را چه طور ارزیابی می‌کنید؟ آیا باید این طور می‌بود یا این که فکر می‌کنید زنان می‌بایست جهت‌گیری مشخص‌تری می‌داشتند و همچنین از این به بعد در اعتراضاتشان داشته باشند ؟

 

 زنان ایران درخواست مشخص خودشان را قبل ازانتخابات اعلام کردند و گروه «همگرایی زنان» را تشکیل دادند که طیف‌های مختلف فعالین حقوق زن به آن پیوستند و خواسته‌‌شان این بود که دولت ایران بایستی به کنوانسیون بین‌المللی رفع تبعیض از زنان بپیوندد و از کاندیداهای مختلف خواستند که در این خصوص اظهارنظر بکنند. این یک تابوشکنی در ایران بود. زیرا بعد از این که از سوی شورای نگهبان اعلام شد که بدترین تصمیمی که مجلس ششم گرفته، قانون الحاق دولت ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض از زنان بوده و این مصوبه را شورای نگهبان به علت مغایرت با اسلام رد کرد و مجلس هفتم هم آن را از دستور خارج کرد، مدتها بود که دیگر از این کنوانسیون صحبتی نمی‌شد و تبدیل به یک تابو شده بود. خوشبختانه زنان تابوشکنی کردند و حتا در اثر این کار دو نفر از کاندیداها راجع به مسئله‌ی کنوانسیون اظهارنظر کردند و جزو برنامه‌ی‌شان رفع تبعیض قانونی از زنان گنجانده شد. بنابراین این چنین نیست که زنان مطالبات خودشان را عنوان نکردند. زنان مطالبات خودشان را به درستی و به موقع اعلام کردند. ولیکن بعد از این که نتیجه‌ی انتخابات مورد اعتراض اکثریت مردم قرار گرفت، آنها همپای سایر برادران خودشان به خیابان آمدند. این لحظه دیگر لحظه‌ی عنوان کردن مطالبات نیست. این لحظه دیگر لحظه‌ی سهم‌خواهی نیست، بلکه فقط یک اعتراض به صحت انتخابات است. و دراین اعتراض، زنان همدوش مردان یک کلمه می‌گفتند و آن این است که به نتیجه‌ی انتخابات معترض‌ایم.

 

حضور گسترده‌ی زنان در جنبش‌ اعتراضیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  حضور گسترده‌ی زنان در جنبش‌ اعتراضی این صحبت شما الان از طرف خیلی‌ها مطرح می‌شود و از طرف عده‌ی دیگری با مخالفت روبه‌رو می‌شود. به این دلیل که می‌گویند این همان اتفاقی بود که در انقلاب سال ۵۷ هم افتاد. یعنی زنان تا خواستند مطالبات خاص خودشان را مطرح بکنند، به آنها گفته شد فعلا جای طرح مطالبات زنان نیست، الان هدف چیز دیگری است. اگر قرار باشد تغییری در ایران صورت بگیرد، آیا به نظر شما بهتر نیست که زنان هم به طور مشخص از همین الان مطالباتشان را مشخصا بیان بکنند و بخواهند؟

                                                                                     

زنان هرگز مطالبات خودشان را که رفع تبعیض قانونی از زنان است فراموش نکردند و به موقع و بجا این را عنوان می‌کنند. ولیکن توجه داشته باشید که راهپیمایی روز دوشنبه و سایر راهپیمایی‌ها در اعتراض سیاسی به نتیجه‌ی انتخابات بود و آنچه این راهپیمایی‌ها را با شکوه‌تر می‌کرد وحدت کلمه‌ی مردم بود. مردم یک کلام به نتیجه‌ی انتخابات اعتراض داشتند و قبل از انتخابات دو نفر از دواطلبین احراز پست ریاست جمهوری جزو برنامه‌های کاریشان رفع تبعیض از زنان را گنجانده بودند. بنابراین وقتی که زنها به خیابان می‌آیند و می‌گویند به نتیجه‌ی انتخابات اعتراض دارند و منتخب آنها فرد یا افراد دیگری هستند، خود به خود این مطالبات هم مطرح می‌شود.

 

همان طور که شما هم اشاره کردید و تمامی شاهدان هم برآن صحه گذاشتند، در این دور از اعتراضات مردمی حضور زنان بسیار چشمگیر بوده و حتا نه همپای مردان، بلکه گفته می‌شود جلوتر از مردان. فکر می‌کنید علتش چیست؟

 

زنان در ایران مثل سایر کشورهای دیگر دچار ستم مضاعف هستند. یکبار به مناسبت شهروند بودن دچار مشکلاتی از قبیل تورم، بیکاری، سانسور، محدودیت آزادی بیان و عقیده هستند. و یکبار دیگر به مناسبت زن بودن تحت تبعیض قانونی قرار گرفته‌اند. به‌عنوان مثال در حالتی که یک زن و یک مرد هر دو به یک دانشکده رفته‌اند، یک درس را خوانده‌اند، قانون ارزش جان آن زن را نیمی از ارزش جان مرد قرار می‌دهد. می‌دانیم در ایران دیه زن نصف دیه مرد است. خب این اعتراضی‌ است که زنها دارند.

 

پیش‌بینی شما از وضعیت پیش‌آمده در ایران چیست؟ آیا این جنبش مدنی مسالمت‌آمیز می‌تواند این بار به نتیجه‌ای برسد یا با این سرکوب شدیدی که روبه‌روست، ممکن است که مثل ۱۸ تیر و مثل اعتراضاتی که در این چندسال بوده است، در نطفه‌ خفه بشود؟

 

هیچ‌ وقت هیچ جنبش مدنی در ایران خفه نشد. شما اشاره کردید به ۱۸ تیر، آیا ۱۸ تیر از یاد مردم رفت؟ آیا مردم فراموش کردند چه اتفاقی افتاد؟ دیدید که حتا بعد از ده سال باز مراسم یادبودش را ‌گرفتند. آیا ۱۶ آذر که در زمان شاه اتفاق افتاد، تا آخرین روز سلطنت پهلوی از یاد مردم رفت؟ جنبشی شکست می‌خورد که از یاد مردم برود! مردم هرگز فراموش نمی‌کنند که چگونه ساعت ۳ بعد از نیمه شب به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران حمله کردند، با شلیک گلوله پنج دانشجو که دوتا از آنها دختر بودند کشته شدند، تعداد زیادی زخمی شدند. چرا؟ برای این که به نتیجه‌ی انتخابات اعتراض داشتند. این گونه اموری که در ایران اتفاق افتاد، فراموش‌شدنی نیست!

 

و آیا به نظر شما فراموش نشدنش از سوی مردم برای به‌بارنشستن آن کافی است؟

 

طبیعی است که جنبش‌های مدنی بایستی بستر مناسب خودشان را پیدا بکنند تا این جنبش‌های مختلف به همدیگر بپیوندند و تبدیل به یک دریا بشوند. بسترسازی و ساختارسازی یکی ازاموری است که بایستی به آن توجه کرد. اما اگر اجازه ندهند بستر مناسب  ایجاد بشود، خوب کار سخت‌تر می‌شود، چنانکه محدودیت‌هایی که در ایران همواره برای جامعه مدنی حتا در زمان اصلاحات درست کردند، من این را تاکید می‌کنم، که متأسفانه یکی از اشتباهات دوران اصلاحات این بود که به جامعه مدنی آن طوری که می‌باید توجه نکرد و محدودیت‌هایی برایش بوجود آورد. به‌عنوان مثال در زمان اصلاحات کانون مدافعان حقوق بشر نتوانست پروانه‌ی فعالیت‌اش را با وجود این که به تصویب هم رسیده بود دریافت بکند. این گونه محدودیت‌ها مانع از این می‌شود که جنبش مدنی بستر خودش را پیدا بکند و تبدیل به دریا بشود. در زمان آقای احمدی‌نژاد محدودیت‌ها برای جنبش مدنی صد چندان شد. خیلی بیشتر از زمان اصلاحات بود. به هرحال امیدوارم که این بار هر کس که بر روی کار می‌آید، هر گروهی که موفق بشود بر مسند قدرت بنشیند متوجه باشد که برای پیشبرد توسعه، بایستی جنبش‌های مدنی را کمک بکنند و اگر کمک نمی‌کنند، حداقل مانعی در سر راه آنها ایجاد نکنند.

 

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی

تحریریه: بهرام محیی

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Jul 2009 و ساعت 21:56 |
Balatarin

تشدید اختناق در ایران

 

چهار هفته پس از آغاز جنبش اعتراضی در ایران، هم از بازداشت‌های تازه خبر می‌رسد و هم از مرگ جوانی ۱۹ ساله که در تظاهرات اعتراض‌آمیز شرکت کرده بود. خانواده‌ها برای رهایی زندانیان از مقامات دولتی و مراجع دینی یاری خواسته‌اند

 

موج دستگیری فعالان سیاسی و مبارزان حقوق مدنی در ایران همچنان ادامه دارد. مقامات انتظامی و امنیتی سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز را با دستگیری گسترده‌ی مخالفان ادامه می‌دهند. از آخرین کسانی که دستگیر و به محلی نامعلوم برده شده‌اند، از شمس‌الدین عیسایی عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی نام برده می‌شود. آقای عیسایی در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی مدیر کل حقوقی وزارت کشور بود.

نقض مدارج قانونی

اعضا و فعالان نیروهای اصلاح‌طلب، دهها وکیل دادگستری، پژوهشگر، استاد دانشگاه و روزنامه‌نگار در میان دستگیرشدگان هستند. مقامات اتهامات افراد را به روشنی و مطابق مدارج قانونی بیان نکرده، بلکه تنها به اتهام کلی "اقدام علیه امنیت کشور" بسنده کرده‌اند. بیشتر دستگیرشدگان از حقوق افراد زندانی محروم هستند. به آنها اجازه ملاقات با خانواده و تماس با وکیل داده نشده است.

خانواده‌زندانیان شکوه می‌کنند که از سرنوشت بسیاری از دستگیرشدگان خبری در دست نیست. مقامات از دادن اطلاعات طفره می‌روند. در مواردی هنوز روشن نیست که افراد در اختیار قوه قضائیه هستند یا وزارت اطلاعات، یا این که آمران و عاملان بازداشت‌ها چه کسانی بوده و افراد را به کجا برده‌اند.

گفته می‌شود که در رابطه با اعتراضات مسالمت‌آمیز یک ماه گذشته بیش از ۲۵۰۰ نفر بازداشت شده‌اند، که عده‌ای از آنها در روزهای بعد آزاد شدند. اما منابع گوناگون تائید می‌کنند که بیش از ۵۰۰ نفر هنوز در بند هستند.

تلاش برای آزادی زندانیان

تلاشی پردامنه برای آزادی بازداشت‌شدگان ادامه دارد. گروهی از خانواده‌های زندانیان به قم رفته و با علما دیدار کرده‌اند. سایت نوروز وابسته به جبهه مشارکت از احزاب اصلاح‌طلب متن نامه‌ی تازه‌ای را به مراجع منتشر کرده است. بسیاری از امضاکنندگان خانواده افرادی هستند که در دولت اصلاحات مقام‌های بالا داشتند.

"سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" که برخی از سران و اعضای آن دستگیر شده‌اند، آزادی همه بازداشت‌شدگان را خواستار شده است. این سازمان اصلاح‌طلب، دولت را رژیمی کودتایی خوانده و دستگیری‌های اخیر را غیرقانونی دانسته است.

مهدی کروبی نامزد انتخابات ریاست جمهوری، در نامه‌ای به آیت‌الله محمود شاهرودی، رئیس قوه قضائيه آزادی تمام بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات را خواستار شده است. آقای کروبی دادستانی تهران را متهم کرده که به ابزاری جهت سرکوب معترضان قانونی بدل شده است.

سازمان عفو بین‌الملل که برای حقوق زندانیان مبارزه می‌کند، بار دیگر از حکومت ایران درخواست کرده که به دستگیری مخالفان سیاسی پایان دهد. عفو بین‌الملل فشار بر زندانیان برای گرفتن اعترافات دروغین را نکوهش کرده است.

سازمان "گزارشگران بدون مرز" که از آزادی بیان در سراسر جهان دفاع می‌کند، فشار بر روزنامه‌نگاران در ایران را محکوم کرده است. به گزارش این نهاد بین‌المللی هم‌اکنون دست‌کم ۴۱ روزنامه‌نگار در زندان‌های ایران به سر می‌برند. "گزارشگران بدون مرز" از چند مورد تازه‌ی دستگیری روزنامه‌نگاران و عکاسان در ایران خبر داده است.

"انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران" در نامه‌ای به سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس قو‌ه‌ی قضائیه از او برای آزادی روزنامه‌نگاران زندانی کمک خواسته است. در نامه تأکید شده است: «وضعیت نگهداری روزنامه‌نگاران زندانی بسیار نامطلوب و بدون رعایت حقوق یک زندانی است.»

عده‌ای از مخالفان رژیم ایران از جمله اکبر گنجی روزنامه‌نگار سرشناس به زودی اعتصاب غذایی سه روزه را در حمایت از زندانیان سیاسی ایران در مقابل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک شروع می‌کنند.

مرگ یک جوان مبارز

خبر مرگ جوانی ۱۹ ساله به نام سهراب اعرابی که در اعتراض به نتایج انتخابات دوره دهم فعال بود، تائید شده است. برخی رسانه‌ها گفته‌بودند که این جوان در زندان اوین زیر شکنجه کشته شده است. به گفته منابعی دیگر سهراب اعرابی در جریان تظاهرات خیابانی با تیراندازی افراد بسیجی جان باخته است. به گزارش سایت‌های نزدیک به جناح اصلاح‌طلب خانواده سهراب اعرابی در نامه‌ای، سعید مرتضوی دادستان تهران را مسئول مرگ فرزند خود معرفی کرده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Jul 2009 و ساعت 21:53 |
Balatarin

تغییر در سیاست روسیه در برابر ایران؟

 

هم‌آوایی رئیس جمهور روسیه با رهبران غرب در ابراز نگرانی نسبت به برنامه‌ هسته‌ای ایران پدیده‌ی تازه‌ای است. در باره‌ دلایل و جدیت روسیه در همراهی با غرب حدس و گمان‌های متفاوتی مطرح است.

 

سران ۷ کشور قدرتمند صنعتی و روسیه در ضیافت شام خود در جریان اجلاس ایتالیا تاکید کرده‌اند که برنامه‌هسته‌ای ایران یک "خطر بزرگ" محسوب می‌شود. سران گروه ۸ در اقدامی هماهنگ خشونت حکومتی را محکوم کردند و از ایران خواستند، تا ماه سپتامبر برای حل بحران هسته‌ای چاره‌اندیشی کند.

 

سایت روزنامه‌ی آلمانی "زود دویچه تاسیتونگ" می‌نویسد که شامگاه پنجشنبه (۱۸ تیر / ۹ ژويیه) در ضیافت شام سران گروه ۸ این اتفاق نظر وجود داشته که برنامه‌ی هسته‌ای ایران برای جهانیان یک خطر بزرگ محسوب می‌شود. در همان روز پنچشنبه، رهبران ۷ کشور قدرتمند صنعتی و روسیه بیانیه‌ای منتشر کردند که در آن از جمهوری اسلامی خواسته‌اند، هر چه زودتر برای حل دیپلماتیک بحران هسته‌ای اقدام کند. آنها در این بیانیه از سرکوب خونین اعتراضات مردمی نیز ابراز "نگرانی عمیق" کرده بودند.

چرخشی در سیاست روسیه در قبال ایران؟

اینکه سران کشورهای آلمان، آمریکا، ایتالیا، بریتانیا، ژاپن، فرانسه و کانادا نسبت به برنامه‌ی هسته‌ای ایران ابراز نگرانی کنند، خبر تازه‌ای نیست. آنچه برای "زود دویچه تسایتونگ" تازگی دارد، هم‌آوایی رئیس جمهور روسیه با آنان است. این کشور در اجرای برنامه‌ی هسته‌ای ایران نقش فعالی دارد و تا کنون به همراه چین از فرمول‌بند‌ی‌های تند، و تهدید به اقدامات شدید از جانب شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران جلوگیری کرده است.

علاوه بر آن، در میان اعضای گروه ۸ روسیه تنها کشوری است که نتایج دور دهم انتخابات ریاست جمهوری در ایران را پذیرفته و پیش از تایید صحت انتخابات از جانب شورای نگهبان، محمود احمدی نژاد را "رئیس جمهور منتخب" نامیده است.

برخی ناظران سیاسی معتقدند که این گونه رفتار دوگانه از جانب بسیاری از دولت‌ها، از جمله دولت روسیه، امری عادی است و نباید به آن بیش از حد اهمیت داد. برخی دیگر پذیرفتن تعیین مهلت برای ایران از جانب روسیه را چرخشی جدی در سیاست روسیه نسبت به ایران تلقی می‌کنند. احتمال می‌رود که این، بخشی از توافقات میان مدودف و اوباما برای بهبود روابط دو کشور باشد.

ابراز خرسندی کشورهای غربی

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز همراهی روسیه با کشورهایی که از برنامه هسته‌ای ایران نگرانند را مثبت ارزیابی کرد. او گفـت: «این خیلی مهم است که ما یکصدا به همراهی روسیه به ایران گفتیم، که تا ماه سپتامبر فرصت دارد، تصمیم بگیرد که آیا خواهان مذاکره هست یا اینکه می‌خواهد با تحریم از جانب جامعه‌ی جهانی مواجه شود».

آمریکا نیز همراهی روسیه را ارج می‌نهد. در نشست گروه ۸ باراک اوباما اعلام کرد که قصد دارد در سال ۲۰۱۰ یک "اجلاس هسته‌ای" برگزار کند. قرار است که در این اجلاس نزدیک به ۳۰ کشور که به مواد رادیواکتیو دسترسی دارند، شرکت کنند. یکی از اهداف این اجلاس، جلوگیری از دستیابی گروه‌های تروریستی به مواد رادیو اکتیو است. مارک لیپرت، مشاور امنیتی اوباما گفت‌، برای رئیس جمهور، "تروریسم هسته‌ای" یکی از بزرگ‌ترین تهدیدات به شمار می‌رود.

واکنش تهران

جمهوری اسلامی تا کنون در رابطه با هم‌آوایی مدودف با دیگر سران گروه ۸ رسما موضع‌گیری نکرده است، اما در نخستین واکنش به اظهارات گروه ۸، اعلام کرد که قصد ندارد برنامه‌ی هسته‌ای خود را متوقف کند. علی اکبر ولایتی، مشاور آیت‌الله خامنه‌ای در امور بین‌الملل، در این رابطه گفت: «کشورهای غربی به ویژه انگلیس و فرانسه در پی این هستند که ایران حتی فعالیت هسته‌ای صلح‌آمیز را ادامه ندهد».

وزیر خارجه‌ی پیشین ایران افزود که جمهوری اسلامی ایران «یک گام از فعالیت هسته‌‌ای صلح‌آمیز عقب‌نشینی نخواهند کرد».

 

کشورهای غربی بارها حق استفاده‌ی صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای را برای ایران به رسمیت شناخته‌اند. از آنجا که برنامه‌ی اتمی ایران شفافیت لازم را ندارد، آنها نگران هستند که جمهوری اسلامی زیر پوشش برنامه‌ی صلح‌آمیز اتمی، در تلاش برای دستیابی به بمب اتمی است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Jul 2009 و ساعت 14:45 |
Balatarin

یکی از مقامات وزارت صنایع رژیم از ایران گریخت

روزنامه اعتماد: شنيده مي شود خانم ... در پي قطع برق وزارت صنايع و پريدن اطلاعات 14ساله آن از سرور مرکزي رايانه يي ساختمان شماره يک وزارت صنايع و معادن مقصر شناخته شده و گريخته است. اين اطلاعات تاکنون برگردانده نشده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Jul 2009 و ساعت 14:41 |
Balatarin

تجمع خانواده های دستگیرشدگان در مقابل زندان اوین

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

تجمع خانواده های دستگیرشدگان در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین

بنابه گزارشات رسیده از صبح امروز صدها نفر از خانواده های دستگیر شدگان در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع کردند و خواستار اطلاع یافتن و آزادی عزیزانشان شدند.

از ساعت 08:00 صبح امروز شنبه 20 تیرماه صدها نفر از خانواده های دستگیر شدگان 18 تیر و سایر خانواده مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاب تجمع کردند.تعداد کسانی که در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند صدها نفر می باشند. خانواده های دستگیر شدگان 18 تیر و سایر خانواده خواستار مطلع شدن از وضعیت و شرایط عزیزان خودو آزادی آنها هستند. خانواده از محل بازداشت عزیزانشان و وضعیت آنها بی خبر هستند. گفته می شود در اعتراضات 18 تیر بیش از 100 نفر دستگیر شده اند که در بین آنها تعداد زیادی از خانم ها می باشند.
دستگیر شدگان در ابتدای به کلانتری 148 ، آگاهی شاپور و ستاد پیگیری وزارت اطلاعات و نقاط دیگر منتقل شدند . ولی از سرنوشت و محل بازداشت فعلی آنها خبری در دست نیست. بازداشتگاههای فوق از محلهای شکنجۀ وحشیانۀ دستگیر شدگان می باشد و در کلانتری 148 منجر به مرگ دستگیر شدگان در زیر شکنجه شده بود که در اطلاعیه های قبلی اسامی آنها ذکر شده.
دادگاه انقلاب از تایید اسامی دستگیر شدگان روز پنجشنبه 18 تیر خوداری می کند و حاضر به پاسخگوی در مورد وضعیت عزیزان آنها نیست.خانواده ها در درون و بیرون دادگاه انقلاب در انتظار روشن شدن وضعیت عزیزانشان هستند. تنها جوابی که دادگاه انقلاب به این خانواده میدهد بروید خود ما به شما خبر خواهیم داد.

از طرفی دیگر تعدادی از خودروهای نیروی انتظامی در مقابل دادگاه انقلاب مستقر شده اند. تا از حرکتهای اعتراضی خانواده ها جلوگیری کنند.

لیست اسامی تعدادی از دستگیر شدگان روز پنجشنبه 18 تیر ماه که محل بازداشت آنها هنوز نامشخص می باشد را برای ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار میدهیم
1- محمد رضا محمودي 24 ساله ليسانس شيمي در امير آباد بازداشت شده
2- سارا يدالهي 26 ساله ديپلم در انقلاب بازداشت شده
3- بهاره باقرپناه 23 ساله فوق ديپلم كامپيوتر در خيابان 16 آذر بازداشت شده
4- وحيد مددي 21 ساله دانشجوي تاريخ در انقلاب بازداشت شده
5- سينا محمدي 19 ساله ديپلم در كارگر شمالي بازداشت شده
6- صادق احمدي 28 ساله ليسانس عمران در انقلاب بازداشت شده
7- حشمت شريفي 23 ساله ديپلم و شغل آزاد در جمالزاده بازداشت شده
8- محمد آزادي 21 ساله دانشجو در امير آباد بازداشت شده
9- محسن كريمي 18 ساله محصل در امير آباد بازداشت شده
10- مينا رستگار 22 ساله منشي در ولي عصر بازداشت شده
11- احد وفازاد 31 ساله شغل آزاد(كتابفروش) در انقلاب بازداشت شده
12- مرتضي تاكستاني 26 ساله ليبسانس رياضي محض ، كارمند در خيابان وصال بازداشت شده
13- رضا يونسي 29 ساله ليسانس شيمي شغل آزاد در انقلاب بازداشت شده
14- بهادر كلاهي 24 ساله ليسانس حسابداري كارمند شركت خصوصي در اميرآباد بازداشت شده
15- مختار قاسمي 23 ساله فوق ديپلم عمران در انقلاب بازداشت شده
16- حامد ميرزاخاني 22 ساله فوق ديپلم كامپيوتر (طراحي)در امير آباد بازداشت شده
17- سعيد صباغي 19 ساله محصل
18- جلال نوري 30 ساله شغل آزاد در خيابان كارون بازداشت شده
19- آيدين ميرزايي 25 ساله شغل آزاد ديپلم در كارگر بازداشت شده
20- حسين صفري 20 ساله دانشجودر انقلاب بازداشت شده
21- فرزانه ابوالقاسمي 24 ساله ليسانس روانشناسي در امير آباد بازداشت شده
22- ايمان جلالي جعفري 22 ساله دانشجو
23- اميد محمدي 26 ساله شغل آزاد در انقلاب بازداشت شده
24- نادر عباسي 27 ساله ليسانس كشاورزي در امير آباد بازداشت شده
25- وحيد شاهدي 22 ساله شغل آزاد در خيابان 16 آذر بارداشت شده
26- عبدالحميد باغباني 32 ساله فوق ديپلم برق در كارگر بازداشت شده
27- معين منصوري 22 ساله فوق ديپلم در كارگر بازداشت شده
28- سيد متين حسيني 19 ساله دانشجو و طراح در انقلاب بازداشت شده
29- عرفان عليداش 25 ساله ليسانس رياضي و كتاب فروش در انقلاب بازداشت شده
30- حسين حسني 26 ساله ليسانس ادبيت عرب در خيابان ابوريحان بازداشت شده
31- محمد رضا پاشايي 26 ساله ديپلم شغل آزاد در امير آباد بازداشت شده
32- عليرضا حسامي 23 ساله فوق ديپلم كامپيوتر
33- مصطفي مجيدي 27 ساله ليسانس مديريت در انقلاب بازداشت شده
34- آرش رادپور 29 ساله شغل آزاد در جمالزاده بازداشت شده
35- مسعود قاضي 20 ساله شغل آزاد در امير آباد بازداشت شده
36- محمد امير اميني 26 ساله در انقلاب بازداشت شده
37- محمد رضا فرضی متولد 1358 فرزند ابراهیم

بازداشت شدگان فوق در معرض خطر جدی شکنجه قرار دارند. لذا از هموطنانمان در خارج و داخل کشور و انسان دوستان جهان خواهان اقدامات جهانی برای حمایت از آنها و همچنین خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی در ایران شوند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، شرکت در اعتراضات علیه استبداد حاکم حق مشروع و قانونی هر ایرانی می داند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عاجل برای آزادی فوری و بی قید وشرط تمامی زندانیان سیاسی در ایران است.

20 تیر 1388 برابر با 11 ژولای 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Jul 2009 و ساعت 14:40 |
Balatarin

حکم اعدام دستکم 12 تن دیگر صادر شده است

خبرگزاری حکومتی فارس: رئيس كل دادگستري استان سيستان و بلوچستان گفت: براي اجراي احكام عبدالحميد ريگي و 12 متهم دیگر بايد تشريفات بعدي انجام شود ولي به اميد خداوند تا آخر هفته جاري احكام آنها اجرا خواهد شد.

حجت الاسلام ابراهيم حميدي با اشاره به روند رسيدگي پرونده عبد الحميد ريگي برادر عبد المالك ريگي و تعداد دیگری از دستگير شدگان گفت: در اين پرونده كه رسيدگي شد 13 نفر متهم بودند كه راجع به هر 13 نفر آنها حكم صادر شده است كه در اين بين 12 نفر محكوم به اعدام كه از جمله آنها عبد الحميد ريگي مي‌باشد و يك نفر هم محكوم به تبعيد در زندان به مدت 5 سال شده است.

رئيس كل دادگستري استان سيستان و بلوچستان در خصوص اينكه حكم اين متهمان در ملاء عام اجرا خواهد شد اظهار داشت: فعلا در حال برنامه ريزي براي اجراي حكم هستيم و نمي‌توانيم اعلام كنيم كه حكم در ملاء عام اجرا خواهد شد يا نه ولي اين امكان وجود دارد كه اين حكم در ملاء عام اجرا شود.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Jul 2009 و ساعت 14:39 |
Balatarin
عکس : صاحب شرکت نوکيا در ايران  و باغ  وی در محمود آباد

احمد ابریشم چی، صاجب نوکيا در ايران



نوشته پيام فضلی نژاد (از ماموران امنيتی) در مورد اين عکس : محمود آباد ، عید 1385 ، در ویلای دایی بزرگم ، احمد ابریشم چی 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Jul 2009 و ساعت 14:35 |
Balatarin

عبادی: رژیم ایران روز به روز خشن‌تر می‌شود

 

شیرین عبادی، حقوقدان و برنده‌ی جایزه صلح نوبل با تاکید از کشورهای غربی خواست در مواجهه با رژیم ایران منافع اقتصادی خود را در اولویت قرار ندهند.

 

به گزارش خبرگزاری ایتالیایی "آنسا"، خانم شیرین عبادی این سخنان را روز پنجشنبه ۹ ژوئیه (۱۸ تیرماه ۱۳۸۸) در نشستی از سوی صندوق حمایت از کودکان وابسته به سازمان ملل (یونیسف) در شهر نئاپل ایتالیا اظهار داشت.

شیرین عبادی خطاب به رهبران کشورهای غربی گفت: «همه‌ی شما مرگ هولناک ندا را دیدید؛ زن جوانی که در درگیری با پلیس کشته شد. بیایید به جوانان خود قول دهید که هیچگاه مصالح حقوق بشری را قربانی منافع اقتصادی خود نخواهید کرد.»

شیرین عبادی افزود: در ایران سانسور شدیدی حاکم است. برای ما خیلی مهم است که شما درباره‌ی آنچه که در کشور ما می‌گذرد سخن بگویید و در باره‌ی حوادث ایران اطلاع‌رسانی کنید. در غرب مردم  از آنچه که در ایران می‌گذرد اطلاع کمی دارند.

عبادی در ادامه‌ی سخنانش از سرنوشت دوستان و همکاران خود در ایران ابراز نگرانی کرد. محمدعلی دادخواه، وکیل دادگستری و همکار شیرین عبادی در کانون مدافعان حقوق بشر روز چهارشنبه (۸ ژوئیه) در دفتر وکالتش بازداشت شد. عبدالفتاح سلطانی، یکی دیگر از وکلای سرشناس دادگستری و از همکاران خانم عبادی سه هفته پیش بازداشت شده است.

خود شیرین عبادی نیز از سوی گروهی از حامیان محمود احمدی‌نژاد تهدید به محاکمه‌ی قضایی شده است. این گروه از وزیر دادگستری خواسته‌اند خانم عبادی را به جرم نقض قانون اساسی و قوانین اسلامی از طریق فعالیت‌هایش در زمینه حقوق بشر، مورد محاکمه قضایی قرار دهد.

رژیم ایران روزبه روز خشن‌تر می‌شود

شیرین عبادی در ادامه‌ی سخنرانی خود در نشست یونیسف افزود: رژیم ایران روزبه روز خشن‌تر می‌شود. در روزهای اخیر افراد زیادی بازداشت شده‌اند. بیش از ۲ هزار نفر در زندان‌اند. ۵۰۰ تن از آنها به اتهام «به‌خطر انداختن امنیت ملی»  محاکمه خواهند شد؛ اتهامی که در جمهوی اسلامی بی‌اندازه سنگین است.

شیرین عبادی گفت، همکاران او بدون حکم قضایی بازداشت شده‌اند. خانم عبادی با توجه به تظاهرات و درگیری‌هایی که روز پنجشنبه، ۱۸ تیرماه در خیابان‌های تهران رخ داد گفت، هیچ امکانی برای گفت‌وگو میان رژیم ایران و معترضان باقی نمانده است. عبادی افزود: «اما من مطمئن هستم که جوانان ما پیروز خواهند شد زیرا ملت ایران متحد عمل می‌کند و رژیم تنها با سرکوب نخواهند توانست به بقای خود ادامه دهد.»

شیرین عبادی در ادامه‌ی سخنان خود بشدت از کنسرن‌های نرم‌افزاری غربی انتقاد کرد. این کنسرن‌ها به حکومت ایران برنامه‌هایی را فروخته‌اند که با آن می‌توانند اینترنت را در ایران سانسور و ارتباطات اینترتی و تلفنی مردم را کنترل نمایند.

دو هفته پیش روزنامه‌ی «وال‌استریت ژورنال» فاش ساخت، کنسرن آلمانی ـ فنلاندی «نوکیا ـ زیمنس»، سیستمی به ایران صادر کرده که می‌تواند تلفن‌های داخلی، اعم از ثابت و همراه را کنترل کند. بنابراین گزارش، شرکت‌های نوکیا و زیمنس مرکز کنترلی در تهران ساخته‌اند که انحصار ارتباطات را در ایران برعهده دارد. به گفته‌ی مقام‌های زیمنس، با سیستم تعبیه شده، نه تنها شبکه‌ی اینترنت، بلکه همچنین مکالمات تلفنی نیز قابل کنترل است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Jul 2009 و ساعت 15:30 |
Balatarin

کانادا خواستار آزادی فوری مازیار بهاری شد

دولت کانادا بهرام قاسمی، کاردار سفارت ایران در اوتاوا را فراخواند و خواستار آزادی فوری مازیار بهاری، خبرنگار ایرانی - کانادایی شد. دولت کانادا همچنین از شهروندان خود خواست تا حد ممکن از سفر به ایران پرهیز کنند. لارنس کنون، وزیر خارجه کانادا، در بیانیه‌ای نگرانی شدید خود را از بی‌اعتنایی دولت ایران به موازین حقوق بشر و از جمله آزادی بیان در این کشور اعلام کرد. بهاری که با روزنامه نیوزویک همکاری می‌کند، روز ۲۱ ژوئن در ایران دستگیر شده است.http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4470499,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Jul 2009 و ساعت 15:29 |
Balatarin






+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Jul 2009 و ساعت 15:24 |
Balatarin

اعدام مخالفین سیاسی تحت عنوان جرائم عادی

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج ،یکی از اعدامی های 10 تیرماه جوانی بنام سعید الهیاری است که به خاطر درگیری با نیروهای انتظامی دستگیر شده بود.
سعید الهیاری 23 ساله از 2 سال پیش در بند 4 زندان گوهردشت کرج زندانی بود. زندانی سعید الهیاری بعد از اینکه با نیروهای انتظامی درگیر شد دستگیر و از 2 سال پیش به زندان گوهردشت کرج منتقل گردید. اواز آن زمان تا روز سه شنبه 9 تیرماه در این زندان بسر می برد. او روز سه شنبه 9 تیرماه همراه با ناصر خیرالهی و 4 زندانی دیگر برای اجرای حکم اعدام به زندان اوین منتقل شدند و در روز چهارشنبه 10 تیرماه در زندان اوین به دار آویخته شد.
از هویت 6 نفری که در 10 تیرماه اعدام شدند تا به حال هویت 2 نفر مشخص شده است و هر دو زندانی بدلیل اعتراض به سیاستهای رژیم دستگیر، زندانی و اعدام شدند . اینگونه اعدامها ،اعدامهای سیاسی محسوب می شود. هنوز از هویت 4 نفر دیگر خبری در دست نیست.و رسانه های خبری رژیم اسامی 6 نفر که در 10 تیر ماه اعدام شدند را اعلام نکرده اند.
از شیوه های معمول این رژیم است که مخالفین خود را با اتهامات دیگری اعدام می کند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام 2 زندانی مخالف این رژیم که هویت آنها مشخص شده وبدلیل مخالفت با این رژیم اعدام شده اند را محکوم می کند. از سازمانهای حقوق بشری و مراجع بین المللی خواستار اقدامات فوری برای متوقف کردن اعدامها در ایران و بخصوص اعدام زندانیان سیاسی تحت عناوین دیگری است.

19 تیر 1388 برابر با 10 ژولای 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Jul 2009 و ساعت 15:22 |
Balatarin

دارایی‌‌های مسدود شده بانک ملی در اروپا آزاد

 نمی‌شود

روز پنجشنبه (۱۸ تیر)، دادگاه اروپا در لوکزامبورگ، با درخواست بانک ملی ایران، شعبه لندن برای آزادکردن دارایی‌های مسدود شده‌ی این بانک مخالفت کرد. بنا بر رای دادگاه مسدود کردن دارایی‌های ایران واکنشی مناسب به برنامه‌های اتمی ایران است. یک سال پیش کشورهای اتحادیه اروپا در جریان تشدید تحریم‌های ایران رای داده بود تا دارایی‌های بانک ملی ایران در اروپا مسدود شود.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Jul 2009 و ساعت 23:27 |
Balatarin

تازه‌ترین تصاویر و ویدئو ها از تظاهرات ۱۸ تیر

۱۳۸۸/۰۴/۱۸

تازه‌ترین تصاویر و نیز ویدئوها در وب‌سایت یوتیوب و شبکه‌‌های اجتماعی اینترنتی از حضور معترضان و نیروهای امنیتی در خیابان‌های تهران. [شهروندانی که این ویدئوها را منتشر کرده‌اند، مدعی‌اند زمان ضبط آن‌ها روز ۱۸ تیر ۱۳۸۸ است.]


IRAN, Tehran : An Iranian female protesor clenches her fist and covers her face in front of a burning trash bin during an opposition rally in Tehran on July 9, 2009. Iranian police fired tear-gas as thousands of demonstrators defied government warnings a














 









+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Jul 2009 و ساعت 23:26 |
Balatarin
22:26 » 
22:00 » 
21:39 » 
21:37 » 
21:32 » 
21:29 » 
20:30 » 
20:21 » 
20:11 » 
19:58 » 
19:47 » 
19:37 » 
19:23 » 
19:17 » 
19:10 » 
19:07 » 
18:56 » 
18:34 » 
18:29 » 
18:21 » 
18:15 » 
17:55 » 
17:52 » 
17:49 » 
17:44 » 
17:42 » 
16:48 » 
15:50 » 
15:44 » 
15:31 » 
14:49 » 
13:09 » 
12:45 » 
12:23 » 
12:08 » 
11:57 » 
11:40 » 
11:22 » 
11:17 » 
11:07 » 
10:45 » 
10:26 » 
10:22 » 
10:07 » 
09:59 » 
09:53 » 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Jul 2009 و ساعت 23:22 |
Balatarin
تایمز مالی آلمان: هیچ کدام از کشورهای اتحادیه اروپا به مقامات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ویزا نمی دهند

16 تیرماه تایمزمالی - به گزارش روزنامه تایمز مالی آلمان 27 کشور اتحادیه اروپا تصمیم گرفتند از این پس برای  هیچ یک از مقامات دیپلماتیک و کارمندان سیاسی جمهوری اسلامی ویزا صادر نکنند. بر اساس این تصمیم قرار است تقاضای ویزا از سوی مقامات سیاسی جمهوری اسلامی و دارندگان پاسپورت خدمت در مدت زمان طولانی مورد بررسی قرار گیرد. این تصمیم در نامه ای از سوی  ریاست دوره ای اتحادیه اروپا که در حال حاضر به کشور سوئد تعلق دارد به کشورهای عضو اتحادیه اروپا ابلاغ شد. بر اساس این ابلاغیه تا اطلاع ثانوی هیچ ویزایی در رابطه با تقاضاهایی که تا کنون ارسال شده اند، صادر نمی شود .
به گزارش تایمز مالی به این ترتیب مقامات دیپلماتیک و کارمندان سیاسی جمهوری اسلامی نه می توانند تقاضای جدید برای صدور ویزا بدهند و نه می توانند ویزاهای فعلی خود را تمدید کنند. تقاضاهای جدید اگرچه رد نمی شوند، ولی تأیید هم نمی شوند. 
اتحادیه اروپا این تصمیم را در واکنش به دستگیری کارمندان سفارت بریتانیا در تهران اتخاذ نمود. به نوشته تایمز مالی، اتحادیه اروپا در نظر دارد ممنوعیت سفر وابستگان رژیم  به کشورهای اروپایی را نیز مورد بررسی قرار دهد که به مراتب پیچیده تر از عدم صدور ویزاست.  تایمز مالی توضیح می دهد منظور از وابستگان رژیم، افرادی هستند که در رابطه با تقلب انتخاباتی، خشونت علیه تظاهرکنندگان و یا ارعاب کارمندان سفارتخانه ها در ایران قرار می گیرند.  در ابلاغیه ریاست دوره ای اتحادیه اروپا یادآوری شده است: اتحادیه اروپا آماده است همه تدابیر لازم را به کار بگیرد تا موقعیت دشواری را که خود مقامات ایران به وجود آورده اند به آنها تأکید نماید.
کيهان لندن

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=3503

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Jul 2009 و ساعت 13:21 |
Balatarin

Reza Pahlavi 

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت

 سالگرد جنبش ۱۸ تیر

به نام ایران و به نام ندای آزادی ایران

از خداوند بزرگ سپاسگزارم که به این سرزمین جوانانی عطا کرده است، که هم خردمندند، هم دلیر، هم تشنۀ آزادی اند و هم جویندۀ راستی و حق. از پدران و مادران ایران زمین از ژرفنای وجودم سپاسگزارم که در سیاه ترین دوران ها، روشن اندیش ترین فرزندان را پرورده اند.

هم میهنانم،

ده سال پیش از این، در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، تاریک اندیشانِ چیره بر میهن، فریاد آزادی خواهی و حق طلبی جوانان ما را به وحشیانه ترین وجه سرکوب کردند. در آن روزها، سردمداران رژیم، چون همۀ ستم گران تاریخ، براین خیال باطل بودند که با خشونت کور می توان «خواست معطوف به آزادی» را نابود کرد. امروز اما جهان شاهد این است که آن «فریاد بزرگ»، نه تنها نمرده است، بلکه هزاران بار زنده تر از پیش، در آسمان ایران زمین طنین افکن شده است.

دانشجویان، کارگران، آموزگاران، روحانیان و سپاهیان ایران زمین!

«ارزش های جهان شمول» چون «آزادی وجدان»، «برابری زن و مرد» و «حق آزادی بیان»، ارزش هایی «فراملی»، «غیرنسبی» و «جاودانی» اند که هرگز نمی توان سرکوب شان کرد. از این رو دیری نخواهد گذشت که ما ایرانیان نیز، با یاری و همدوشی یکدیگر، چون دیگر ملت های آزاد جهان، یکایک این «ارزش های بنیادین» را در چارچوب یک «قانون اساسی نوین»، پایۀ زیست سیاسی قرار خواهیم داد.

ایرانیان، نبرد امروز ما با این حکومت «ستم گر»، جز برای «آزادی» و «مردم سالاری» نیست. روشن است که این نبرد، که نبردی است به دور از خشونت و مبتنی بر والاترین ارزش های انسانی، برای ابراز وجود خود نیاز به جواز ندارد.

هم میهنانم،

شما با اعتراض های متمدنانه و پیوسته اتان به جهان نشان دادید که برای «حکومت کودتایی» حقانیتی قائل نیستید و دولت زورمدار و مردم ستیزی را که «تقدس صندوق رای» را لگدمال کرده است، به رسمیت نمی شناسید.

با در نِگر گرفتن همۀ این امور، آشکار است که هرگونه راه پیمایی و دادخواهی، که بنا بر «روح تمدن پر شکوه ایرانی» مسلما به دور از هرگونه خشونت خود خواسته انجام می گیرد، نیاز به مجوز از هیچ نهادی ندارد.

و در اینجا، من، به مسئولان درجه اول این جمهوری ضد اسلامی و ضد ایرانی گوشزد می کنم که مردم ایران زمین، به عنوان یگانه مالکان این آب و خاک، مجاز و مختارند که تا رسیدن به آزادی کامل، در هر نقطه از سرزمین خود و در هرگاه که خود مایلند و تشخیص می دهند، به خیابان ها و میدان ها آمده، دست در دست، و دوش به دوش یکدیگر، صدای دادخواهانۀ خود را به گوش جهان برسانند. به خود آیید، دست از ویرانی برکشید، فریاد آزادی را بشنوید، و از سر راه مردم کنار بروید.

ایرانیان، پایداری و همبستگی میلیونی شما مافیای حکومتی و دستگاه های سرکوبگراش را به هراس انداخته است. حکومت اسلامی امروز در بدترین شرایط روحی به سر می برد، در حالی که پیکار هوشمندانۀ ملی در آستانۀ فازی نوین قرارگرفته است.

هم میهنانم، امروز پیکار ملی می رود تا در این فاز نوین، فرای راه پیمایی های خیابانی و شعارهای شبانه، سلسله اعصاب رژیم را نیز هدف قرار دهد. فازی که در آن، هسته های مقاومت مردمی در سراسر کشور و در میان همۀ طیف های اجتماعی تشکیل شده و مبارزه، از طریق انجام اعتصابات سراسری، گام به گام، تا فروپاشی کامل و نهایی رژیم و برافرازی یک حکومت مردمی، قانونی و مدرن، به پیش برده می شود. من، برای رسیدن شما به این هدف عالی و غرورآفرین، با تمام توان با شما خواهم بود.

خداوند نگهدار ایران و ایرانی باد

رضا پهلوی
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Jul 2009 و ساعت 13:20 |
Balatarin

پیام ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران در 9 تیرماه 88

نسل جوان ایران!
تجربه ای که از آن سرافراز بدرآمدی، به تو می گوید 30 سال پیش، به نسل انقلاب، چه احساس تلخی از خیانت استبدادیان به اعتماد و امیدش دست داد. آن روزکه از زبان آقای خمینی شنید «35 میلیون بگویند بله من می گویم نه!»و دید که چسان کودتا کردند. اکنون نیز خود می بینی که تو نیزتا جمعه شب 22 خرداد 1388، «ملت همیشه در صحنه بودی» و ازفردایش، خار و خاشاک، اراذل و اوباش و آلت فعل ایادی امریکا و انگلستان شدی!
پیشاپیش معلوم بود که مافیاهای نظامی – مالی تقلب خواهند کرد. تردید نبود که «شورای نگهبان» تقلب بزرگ را «سالم ترین انتخابات» خواهد خواند. می توانی تصور کنی اگر به جنبش بر نخاسته بودی، عفونت این خیانت در امانت تا کجا انسانیت را از ایران می گریزاند؟ درود بر تو که، بدین جنبش، ایران را سرزمین آزادگان و مهد نسل استقامت کردی.« ندا» نماد جنبش و استقامت تو گشت، بدان خنده که بر دژخیم و بر مرگ زد. زن بود و جوان بود، شورشی گشت و نماد شورش بر تحقیر زن، تحقیر انسان، و خواستار حق جوان بر گشودن فضای زندگی بر روی خویش شد. نماد استقلال و آزادی طلبی نسل تو گشت.
ایرانیان!

دست آوردهای جنبش شما، هم اینک، سخت ارزشمندند : اسطوره ولایت مطلقه فقیه شکست و، به تجربه، دیدید که ولایت فقیهی که در زور ناچیز شود، تا کجا استبدادیان را از ارزشهای اخلاقی، از حقوق و از کرامت انسان تهی می کند. اینک میدانید که حق خویش را بر ولایت، یعنی حاکمیت بر سرنوشت خویش بر میزان عدالت و دوستی ، تمام و کمال باید بخواهید و به حاکمیت استبدادیان بر سرنوشت خویش پایان دهید:
1 - نه به ولایت فقیه و آری به ولایت جمهور مردم، هدفی روشن است و توانائی شما بر تحقق آن، کامل است.
توانائی شما کامل است زیرا اینک می دانید که می توانید، همه با هم، به جنبش درآئید. زیرا می دانید رژیم مافیاهای نظامی – مالی در زور و دروغ و تقلب و نیرنگ، ناچیز است. پس بر شما است که تمام توانائی خود را بکار گیرید. یعنی
2 – اینک که می دانید اصلاح نظام اگر با ولایت مطلقه فقیه ناسازگار باشد، ممکن نیست و تغییراین نظام به دولت حقوق مدار را می باید هدف کنید، پس نیاز مبرم به نیروی جانشینی در خور این هدف دارید. این نیرو که فرآورده استقامت در برابر استبداد است، از آغاز انقلاب تا امروز، در مبارزه است. چون هدف را شفاف کنید، در آن شرکت می جوئید. زنهار! بدون اقبال شما به این نیرو و شرکت شما در آن، خطر آن وجود دارد که زورعریانی که رژیم ولایت مطلقه فقیه است، یک نسل دیگر را هم قربانی خشونت کند. پس نگوئید رهبری کننده ای نیست، شجاعت خویش را به یاد و هدف خویش را بر زبان آورید، در جا، رهبری درخور را در خود می یابید .
3 - رژیم حاکم تا مرگ، گرفتار ساز و کار تقسیم به دو و حذف یکی از دو می ماند. آزمایشی که این انتخابات رسوا است، به شما می آموزد که زیان، بزرگ می شود اگر اجتماع صحنه نزاع گروه بندیهای مافیائی شود که تا مرگ رژیم، نمی توانند از حذف یکدیگر بازایستند. در تقابل مردم با استبدادیان، پیروزی وقتی از آن مردم می شود که نیروی جانشین، بطور کامل بیرون از رژیم و درون مردم باشد. تجربه انقلاب 57 را نمی باید از یاد ببرید. آن انقلاب وقتی پیروز شد که هدف،استقلال و آزادی و رشد بر میزان عدالت اجتماعی گشت و رهبری بیرون از رژیم شاه و درون شما مردم ایران قرار گرفت. اگر دررهبری شرکت کامل می جستید و رهبری بطور کامل متعلق به شما می گشت، یعنی امکان از خود بیگانه شدنش در ولایت مطلقه آقای خمینی و دستیاران او، بر جا نمی ماند، استبداد بعد از انقلاب را نیز به خود نمی دیدید.
4 – بار دیگر یادآور می شوم که حق قابل تجزیه و قابل انتقال نیست. حق از آن شما است یا تمام آن را دارید و یا خود خویشتن را از تمام آن غافل و محروم می کنید. این «انتخابات» بر شما معلوم کرد که بسنده کردن به «قدری» از حق ، محرومیت از آن می شود و قوای سرکوب را به جان شما می اندازد. حق حاکمیت و دیگر حقوق ملی و استقلال و آزادی و دیگر حقوق انسان، ذاتی حیات شما بعنوان انسان و شما به بعنوان ملت هستند. این حقوق را شما می باید بکار برید. پس ادامه دادن به جنبش و هرچه بیشتر همگانی کردن آن، مسئولیتی است که شما بر عهده دارید.
5 - تکرار می کنم که رجوع به قدرت خارجی و خشونت درکار آوردن، دو عامل کشنده جنبش همگانی است. جنبش شما می باید در استقلال کامل و با خشونت زدائی، تا پیروزی ادامه یابد. صحنه های زیبائی از خشونت زدائی ها، جهانی را به وجد آورد و به تحسین برانگیخت : فراخواندن شرکت کنندگان در جنبش به ترک خشونت در مقام واکنش نشان دادن به خشونت مآموران سرکوب و...
6 – جنبش نمی باید صفت دوام را از دست بدهد. از آنجا که تغییری چنین همه جانبه زمان می طلبد، پس جنبش می باید به یمن یک رشته ابتکارها، با استفاده از امکانها و فرصتها، ادامه یابد. چنانکه فریاد استقلال و آزادی همه روز از ایران برخیزد و در جهان طنین افکند.
7 – می دانم و می بینم که رژیم بیشترین قوای سرکوب را در اختیار دارد و از هیچ جنایتی روی گردان نیست. اما این را نیز می دانم که گریز از برابر زور وحشی میسر نیست. در خانه ها و در دل ها، نیز فرار کنندگان را تعقیب می کند و تا زبونشان نکند، دست بر نمی دارد. بنا براین، شجاعت ذاتی خود را بکار گیرید و در برابر زور، بایستید. نه تنها کوچه ها و خیابانها که تمامی مکانها و همه قلمروهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی را می باید عرصه رویاروئی با قدرتی کنید که در زور وحشی ناچیز شده است. انواع تحریم ها، به انزوا درآوردن رژیم، آشکار کردن بیزاری از رژیم در هر فرصت و...
8 - مبارزه موفق شما با سانسور، یکی از بزرگ ترین دست آوردهای جنبش شما مردم ایران است، ادامه دادن به جنبش از جمله با ادامه دادن به مبارزه با سانسور و آگاه کردن جهانیان از جنبشهای خود و جنایت و خیانت و فساد رژیم میسر است.
9 - از آنجا که مأموران رژیم روشهای بکار بردن زور را آموخته اند، هرگاه آنها که نقش نیروی محرکه را ایفا می کنند، بر اصل موازنه عدمی، پندار و گفتار و کردار را از زور خالی کنند، به شناسائی مأموران پنهان و آشکار رژیم توانا می شوند و می توانند دور از چشم و گوش آنها، شبکه ای از گروه های فعال بوجود آورند و جامعه را محل امن فعالیتهای خود بگردانند.
10 – در این جنبش، دانشگاهیان و دانشجویان و فرهیختگان، از زن و مرد، نقش نیروی محرکه جنبش را ایفا کردند. دستگیریها می گویند که این نیروی محرکه شکل گرفته است. این نیروی محرکه، می باید بزرگ کردن و افزودن بر کارآئی خود را هدف اول خود کند و به جد بدان بپردازد. این کار را از راه مداومت بخشیدن به جنبش است که می توان به انجام رساند. در جهان، از ایرانیان، از سه نسل با فرهنگ، فرهنگ آزادی، سخن بمیان است. از نسل جوان دلیری سخن بمیان است که سرکوبگری کور رژیم، بر شجاعت و استقامت او، بر توان و امید او به پیروزی بر استبدادیان، افزوده است. در بیرون از مرزها، ایرانیان همه روز، در جنبشند و جهانیان شاهد جنبش ایرانیان برای استقلال و آزادی، خیره در سیمای زیبای ایرانی آزاده و مجذوب آهنگ خوش آزادی و امیدی هستند که از ایران بر می خیزد و در سرتاسر گیتی طنین می افکند.
شاد و پیروز باشید.
معتمد شما ابوالحسن بنی صدر
9 تیرماه 1388

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Jul 2009 و ساعت 13:19 |
Balatarin

مخملباف: دولت‌های جهان احمدی‌نژاد را به رسمیت نشناسند

 

محسن مخملباف، نویسنده و کارگردان ایرانی برای دومین‌بار در سه هفته‌ی اخیر با حضور در پارلمان اروپا از قانونگذاران اروپا خواست، محمود احمدی‌نژاد را به عنوان رییس جمهور ایران به رسمیت نشناسند.

 

مخلمباف که روز چهارشنبه ۸ ژوئیه (۱۷ تیرماه) برای اعضای کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا سخنرانی می‌کرد، گفت: «ما ملت ایران امروز توسط دولت احمدی‌نژاد و خامنه‌ای به گروگان گرفته شده‌ایم و از شما ملت‌ها و دولت‌های جهان می‌خواهیم گروگانگیران ما را به رسمیت نشناسید.»

مخلملباف با اشاره به این که میرحسین موسوی از وی خواسته  درباره‌ی رخدادهای ایران پس از انتخابات اخیر اطلاع‌رسانی کند، گفت: «احمدی‌نژاد تنها کودتایی علیه دمکراسی در ایران نیست. او در قدم بعدی صلح جهان را به مخاطره می‌اندازد. اگر امروز کشتار مردم ایران را بر او ببخشید، فردا با کشتار مردم جهان توسط او چه خواهید کرد؟»

مخملباف گفت، خواست مخالفان دولت احمدی‌نژاد‌، برگزاری یک انتخابات دیگر تحت نظارت سازمان ملل متحد است.

انتخاباتی با نتایج بهت‌آور

نتایج اعلام‌شده‌ی انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد در ایران مورد پذیرش هیچ‌یک از نامزدهای رقیب احمدی‌نژاد و نیز میلیون‌ها رای‌دهند‌ه‌ی ایرانی نیست. آنان می‌گویند دستکاری‌های عمده‌ای در آرای مردم و نتایج انتخابات صورت گرفته است. محمود احمدی‌نژاد از حمایت تمامی نهادهای رسمی حکومتی و رسانه‌های خبری دولتی برخوردار بود. شورای نگهبان نتایج انتخابات ۲۲ خرداد را تایید کرده است.

میرحسین موسوی، مهم‌ترین رقیب محمود احمدی‌نژاد در بیانیه‌ای که یک روز پس از اعلام نتایج انتخابات منتشر کرد، نوشت: «اعلام نتیجه انتخابات ایران بهت‌آور است. مردمی که رای داده‌اند خود می‌دانند که به احمدی‌نژاد رای نداده‌اند.»

موسوی با اشاره به حمایت نهادهای حکومتی از احمدی‌نژاد نوشت: «آنها ابتدا با استفاده‌ی بی‌حساب از امکانات دولتی برای تبلیغ احمدی‌نژاد کوشیدند. سپس با تقلب گسترده رای مردم را وارونه نشان دادند. بعد با باتون و شوک الکتریکی به جان اعضای ستاد اینجانب افتادند.»

محسن مخملباف با تشریح حوادث روزهای پس از انتخابات ایران به نمایندگان پارلمان اروپا گفت: «ده‌ها نفر را کشته‌اند. هزاران نفر را دستگیر و شکنجه کرده‌اند و خبرنگاران، حتی خبرنگاران خارجی را دستگیر کرده‌اند. رجال سیاسی معترض به تقلب و دیکتاتوری را دستگیر کرده‌اند، حتی به کارمندان محلی سفارتخانه‌ها، که کارشان همان است که کارمندان سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی، رحم نکرده و آن‌ها را دستگیر کرده‌اند. هر کس با یک رادیو یا تلویزیون، یا نماینده یک رسانه غیردولتی مصاحبه کند در خطر است.»

انتظارات مردم ایران

مخملباف سپس به انتظارات مردم ایران از جامعه‌ی جهانی اشاره کرد و گفت: «مردم ایران حق دارند به جهان نگاه کنند و کسانی را که با این دولت کودتا همکاری می‌کنند و به تداومش یاری می‌رسانند دشمن خود بدانند.»

مخملباف افزود: «مردم ایران خود تکلیف کودتاگران را روشن خواهند کرد و از دولت‌های اروپائی توقع اسلحه و کمک‌های مادی ندارند، اما این انتظار که دولت کودتا را دوست و شریک خود ندانند به نظر نمی‌رسد چندان انتظار غیرمعمولی باشد.»

مخملباف در پایان سخنرانی‌اش در پارلمان اروپا گفت: «از ملت‌ها و دولت‌های آزاد و سازمان‌های سیاسی و مدافعان حقوق بشر در جهان می‌خواهیم تا با حمایت از مردم ایران مانع از ادامه کشتار، دستگیری و شکنجه مردمی شوند که به خاطر رای دادن برای تعیین سرنوشت خویش سرکوب می‌شوند.»
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4466910,00.html

 

 


 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Jul 2009 و ساعت 13:13 |
Balatarin

نروژ در اعتراض به دستگیری‌های اخیر، نماینده‌ی

 سیاسی ایران را احضار کرد

وزیر خارجه‌ی نروژ در اعتراض به پایمال کردن حقوق بشر در دستگیری‌های اخیر، سرپرست سفارت جمهوری اسلامی ایران در اسلو را احضار کرد. وزیر خارجه‌ی نروژ، یوناس گار استوره، پس از احضار محسن باوفا گفت، نروژ دستگیری مخالفان دولت، روزنامه‌نگاران‌، مدافعان حقوق بشر و شرکت‌کنندگان در تظاهرات مسالمت‌‌آمیز را محکوم می‌کند. وی خواستار آزادی هر چه سریع‌تر همه‌ی این زندانیان شد و همچنین اعدام ۲۰ تن در زندان رجایی‌شهر کرج در ارتباط با مواد مخدر را محکوم کرد. http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4464118,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Jul 2009 و ساعت 13:43 |
Balatarin

حضور شیرین عبادی در پارلمان ایتالیا و قرائت پیام

 نرگس محمدی

 

خانم نرگس محمدی، فعال مدنی که برای دریافت جایزه‌ی «بنیاد الکساندر لانگر» نتوانسته بود شخصا به ایتالیا سفر کند، متن سخنرانی خود در برابر پارلمان این کشور را نیز از طریق شیرین عبادی به گوش نمایندگان مردم ایتالیا رساند.

 

نرگس محمدی، روزنامه‌نگار، فعال مدنی و نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر در ایران ـ که ریاست آن را شیرین عبادی حقوقدان ایرانی برعهده دارد ـ امسال (۲۰۰۹) برنده‌ی جایزه‌ی کمیته‌ی علمی «بنیاد الکساندر لانگر» شد. این نهاد مردمی در ایتالیا، این جایزه را به دلیل دفاع دلیرانه‌ی نرگس محمدی از حقوق بشر به وی اعطا کرد.

 

دولت جمهوری اسلامی ایران، از سفر نرگس محمدی به ایتالیا جلوگیری کرد و خانم شیرین عبادی، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل صلح، در تاریخ ۲ ژوییه، این جایزه را به نمایندگی از سوی خانم محمدی دریافت کرد.

 

حضور شیرین عبادی در پارلمان ایتالیا

 

خانم شیرین عبادی همچنین در تاریخ ۷ ژوییه در پارلمان ایتالیا حاضر شد و نخست در کمیته‌ی حقوق بشر پارلمان ایتالیا سخنانی ایراد کرد و به پرسش‌ها در رابطه با وضعیت حقوق بشر در ایران پاسخ داد. وی سپس در یک کنفرانس خبری با حضور رییس پارلمان ایتالیا شرکت کرد و در آنجا به نمایندگی از سوی خانم نرگس محمدی، پیام وی به نمایندگان ملت ایتالیا را قرائت کرد.

 

شیرین عبادی به نمایندگی از نرگس محمدی جایزه‌ی بنیاد الکساندر لانگر را در ایتالیا دریافت کردBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:   شیرین عبادی به نمایندگی از نرگس محمدی جایزه‌ی بنیاد الکساندر لانگر را در ایتالیا دریافت کرد خانم عبادی افزون بر آن، در این کنفرانس خبری، به وضعیت حقوق بشر در ایران پرداخت. وی درباره‌ی موضوعاتی که در سخنان خود مطرح کرده به دویچه وله گفت: «آنچه را که در ایران اتفاق افتاد و به دلیل اخراج خبرنگاران خارجی و سانسوری که در ایران حاکم است و خبرها به درستی به خارج منتشر نمی‌شود، مطرح کردم. از جمله مرگ ندا و حمله به خوابگاه دانشجویان که در نیمه شب صورت گرفت و منجر به قتل پنج دانشجوی بی‌گناه شد».

 

خانم عبادی در برابر این پرسش دویچه وله که از جامعه‌ی بین‌المللی چه انتظاراتی دارد، گفت: «انتظار ما از دنیا این است و ما از مردم آزاده دنیا می‌خواهیم که به حکومت ایران بگویند، افرادی را که پس از انتخابات دستگیر کرده‌اند آزاد سازند و خشونت‌ها علیه مردم را متوقف کنند».

 

پیام نرگس محمدی به نمایندگان ملت ایتالیا

 

نرگس محمدی در پیام خود خطاب به نمایندگان ملت ایتالیا، ضمن ابراز تاسف از ممنوع‌الخروج بودن خود، یادآور شده است که حرکت در مسیر دفاع از حقوق انسان‌ها بویژه در ایران سخت است، تا جایی که زندگی انسان هر لحظه بین مرگ و زندگی در نوسان قرار می‌گیرد.

 

نرگس محمدی خاطر نشان ساخته که ایرانیان آزادیخواه این روزها سوگوار دختران و پسران جوانی هستند که در حوادث اخیر کشته و مجروح شده‌اند. اکثر کشته‌شدگان به ضرب گلوله از ناحیه‌ی سر و گردن و قلب از پای درآمده‌اند و حیرت‌آور است که راهپیمایی مسالمت‌آمیز و مدنی و با شکوه زنان و جوانان و ملت ایران چنین به خون کشیده می‌شود.

 

به گفته‌ی نرگس محمدی‌، ملت ایران ملتی مسالمت‌جو و متنفر از جنگ و خشونت است. ملتی که می‌خواهد دمکراسی را با شیوه و منشی انسانی، مدنی و مسالمت‌جویانه در کشور خود محقق سازد، نه با جنگ و خشونت و انسان‌کشی.

 

در بخشی دیگر از پیام خانم نرگس محمدی آمده است: «هیچ انسانی در هیچ سرزمینی تنها نیست، بلکه جوامع بزرگ انسانی مراقب حق و حقوق یکدیگرند. انسان‌ها اجازه‌ی تهدید حقوق هیچ انسانی را به دولت‌ها و حکومت‌های غیردمکرات و دولت‌های متخاصم و جنگ‌طلب نمی‌دهند. اعلامیه‌ی حقوق بشر به ما آموخت که معامله و رفتاری که دولت‌ها با شهروندان و اتباع خود انجام می‌دهند، مورد بی‌توجهی و بی‌اعتنایی دیگران نیست».

 

نرگس محمدی در بخش دیگری از پیام خود به نمایندگان مردم ایتالیا نوشته است: «من به عنوان یک انسان از اعضای خانواده‌ی بزرگ انسان‌ها، موظف به دیده‌بانی حقوق بشر در سرزمین خود و هر کشوری هستم و شما به عنوان نمایندگان یک ملت، نه تنها موظف به دیده‌بانی هستید، بلکه به عنوان بخشی از قدرت سیاسی باید از قربانی شدن حقوق بشر در پای مصلحت معاملات اقتصادی ـ سیاسی بین دولت‌های کشورها جلوگیری کنید».

 

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4463827,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Jul 2009 و ساعت 13:41 |
Balatarin
عکس : «استقبال مردم از جمع اوری امضا برعلیه دولت کودتا(در تهیه بلندترین طومار پارچه ای جهان)»
mountorsa.blogfa : شهز گوتنبرگ در سوئد



+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Jul 2009 و ساعت 13:35 |
Balatarin
تظاهرات 18 تیر در استهکلم سوئد

 

 

 

 

سالگرد 18 تیر؛ فریاد نه به جمهوری اسلامی

تظاهرات 18 تیر در گوتنبرگ سوئد

تظاهرات 18 تیر در کلن آلمان

18 تیر؛ تحصن نشسته در مقابل سفارت رژیم در برلین

23:10 » 
22:49 » 

 

 

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Jul 2009 و ساعت 13:34 |
Balatarin

شعارهای تازه پس از سخنرانی شب گذشته تیرخلاص زن

بدنبال سخنرانی شب گذشته تیرخلاص زن در صدا و سیمای رژیم که مدعی شد ملت ایران به او رای داده است، برخی جوانان مبارز در تهران با ارسال ایمیل نوشتند از این پس در تظاهرات ضد حکومتی با سر دادن این شعارها پاسخ احمدی نژاد و رهبر او را خواهند داد:

ما بچه های تهرون، رای ندادیم به میمون

مرگ بر عمامه، رهبر کارت تمامه

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Jul 2009 و ساعت 13:29 |
Balatarin
کشفیات جدیدی از شخصیت احمدی نژاد
نامه دريافتي :
بزرگترين ضعف‌هاي اين دولت:
يکي از بزرگترين ضعف‌هاي اين دولت و بالاخص شخص احمدي نژاد,عدم صداقت با
مردم و اتهام زني به افراد مختلف است و اين درحالي است كه عملکرد وي و دار و دسته اش بسيار بدتر بوده است. به عنوان مثال احمدي نژاد که زهرارهنورد را به دريافت مدرک جعلي متهم مي‌کند,بهتر است در مورد مدرک خودش موارد زير را توضيح دهد:
(لازم به توضيح است که تمام علم و صنعتي‌هاي آن موقع مي‌دانند که انموقع او با رانت طائب رييس وقت دانشگاه که احمدي نژاد مسئول دفتر او بود دکتري را بدون کنکور شروع کرد.)
1) در سايت دانشگاه علم و صنعت ايران که احمدي نژاد فارغ التحصيل آنجا بوده و اکنون عضو هيئت علمي دانشکده مهندسي عمران آنجاست، سال دريافت مدرک دکتري وي 1376 عنوان شده است. اين در حالي است که او طي سالهاي 1376-1372 استاندار اردبيل بوده, به راستي او حين استانداري در مقطع دکتري تحصيل مي‌کرده‌؟؟
2) احمدي نژاد ادعا دارد كه در زمان استانداري روزانه بيش از 18 ساعت به مردم خدمت مي‌کرده. آنان که دانشجوي ”واقعي” دکتري در کشور هستند مي‌دانند که براي تحصيل در اين مقطع چقدر بايد زحمت کشيد و وقت گذاشت. پس بهتر است ايشان مشخص کنند به راستي کي به اين مهم
پرداخته‌اند؟
3) از جمله تعهداتي که پس از قبولي يک دانشجو در دانشگاه‌هاي کشور در مقاطع تحصيلات تکميلي از وي گرفته مي‌شود (لااقل در دانشگاه علم و صنعت که اينجانب دانشجوي آن بوده ام خود و بقيه آن را امضا کرده ايم) حضور تمام وقت دانشجو در دانشگاه و نپرداختن به کار غير توسط وي است. حال سوالي که مطرح مي‌شود اين است که چگونه آقاي احمدي نژاد هم دانشجوي مقطع دکتري بوده‌اند و هم استاندار؟ توضيح اينکه متوسط تحصيل در دوره دکتري در رشته‌هاي فني در کشور حدود 5 سال است که براي آقاي احمدي نژاد حد فاصل سال‌هاي 1376-1371 مي‌شود که ايشان 4 سال از اين مدت را استاندار بوده‌اند.
4)مورد ديگري که شايد بتواند به روشن تر شدن برخي ابهامات پرونده تحصيلي ايشان کمک کند، استاد راهنماي ايشان در مقطع دکتري است. استاد ايشان آقاي دکتر بهبهاني، وزير کنوني راه بوده‌اند. نقل مي‌کنند که روز دفاع از پايان نامه به گفته يکي از داوران ايشان در جلسه‌اي در اردبيل بوده و دکتر بهبهاني (استاد
راهنماي ايشان)اعلام مي‌کند که آقايان شما که احمدي نژاد را مي‌شناسيد همه
مي‌گويند بله و ايشان مي‌گويد پس صلوات بفرستيد و همه مي‌فرستند. بدون دفاع هيات ژوري پايان نامه را تصويب مي‌کنند ,بعداً اين مسئله به دکتري صلواتي معروف شد(نقل به مضمون از دکتر شيرزاد در روز آنلاين). اصل پايان نامه اصلاً کپي از چند مقاله بوده است. توجه به سوالات بالا و نيز سمتهايي که دکتر بهبهاني در دوره مديريت آقاي احمدي نژاد در شهرداري (معاون شهردار) و دولت (وزير راه) داشته‌اند شايد بتواند کمي به روشن تر شدن موضوع کمک کند.. آيا اينها براي تشکر از مرحمت استاد در طي دوران غيرحضوري تحصيل نيست؟https://www.ina-newsagency.com/News-Details.aspx?newsId=24773&back=1
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Jul 2009 و ساعت 13:28 |
Balatarin
شرکت "مهندسي افق توسعه صابرين" وابسته به بنياد تعاون سپاه است. اين شرکت در كشورهاي آلمان، انگليس، چين، مالزي، دبي و سنگاپور كانال خريد دارد و با دارا بودن کارت بازرگاني خارجي، درشرايطي که ايران به علت تحريم ها قادر به خريد تجهيزات خاص نيست، نيازمندي هاي ارگان هاي اطلاعاتي ايران مانند حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران را فراهم مي کند. زمينه تخصصي شرکت صابرين، واردات دستگاه ها و قطعات ارتباطاتي، دوربين و همچنين ميكروفنهاي مخفي است. تجهيزات لازم براي ايجاد اختلال در دريافت کانال هاي ماهواره اي (دستگاه هاي توليد پارازيت) که از جمله در بالاي برج ميلاد نصب شده است، توسط همين شرکت خريداري شده است .بنياد تعاون سپاه در سال‌1367 تأسيس گرديد و تمامي سرمايه‌هاي اين بنياد در اختيار خامنه اي است. با ابلاغ خامنه‌اي به مجلس، و پس از تصويب مجلس، شورايعالي مالياتي، بنياد تعاون سپاه را از ماليات معاف كرد. در جريان خصوصي‌سازي در سال‌1368، بنياد تعاون سپاه بسياري از واحدهاي دولتي را در اختيار گرفت، از‌جمله گروه خودرو‌سازي بهمن به بنياد تعاون سپاه واگذار گرديد. https://www.ina-newsagency.com/News-Details.aspx?newsId=24780&back=1
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Jul 2009 و ساعت 13:23 |
Balatarin
روستاهایی که از بین رفته اند ولی هنوز رای می دهند
hariraniyekresaneh.blogspot : بزرگ ترین تقلب انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران در اعلام نام روستاهای از بین رفته به عنوان حوزه های انتخابی صورت می گیرد.
از تعداد روستاهای کشور دو روایت متفاوت وجود دارد. روایت نخست مربوط به سازمان مدیریت و برنامه ریزی است که بر اساس سرشماری نفوس مسکن سال ۱۳۸۵ انجام می شود و روایت دوم به وزارت کشور وفرمانداری ها مربوط است که مبنای خود را آمار مربوط به سرشماری نفوس مسکن سال ۱۳۵۵ قرار می دهند.
در سرشماری نفوس مسکن سال ۱۳۵۵ تعداد روستاها در ایران بسیار بیشتر از زمان حاضر بود در حالی که در سرشماری نفوس مسکن سال ۱۳۸۵ دیگر نامی از این روستاهای خالی از سکنه یا ویران شده وجود ندارد.
با این حال وزارت کشور و فرمانداری ها که برگزاری انتخابات را به عهده دارند مبنای توزیع صندوق های رای را تعداد روستاهای موجود در سرشماری نفوس مسکن سال ۱۳۵۵ قرار می دهند که شمار آن ها از تعداد روستاهای کنونی بسیار بیشتر است.
برخی از شهرها نظیر تبریز، سنندج، خرم‌آباد و کرمانشاه بیش از ۵۰ واحد از روستاهای خود را از دست داده اند.
به عنوان مثال اگر نگاهی به تعداد روستاهای شهر تبریز در سرشماری نفوس مسکن سال ۱۳۵۵ بیندازید و آن را با سرشماری سال ۱۳۸۵ مقایسه کنید خواهید دید از آن زمان تا کنون ۶۰ روستا به طور کامل از بین رفته اند. با این حال هنگام برگزاری انتخابات در ایران مبنای توزیع و ساخت صندوق های رای بر اساس تعداد روستاها در سال ۱۳۵۵ انجام می شود. و این نکته که صندوق رای روستاهایی که دیگر وجود ندارند به وسیله چه کسانی پر می شوند ماجرایی است که باید در فرمانداری ها و وزارت کشور پاسخ آن را یافت.
جدای از ساخت صندوق رای برای روستاهایی که دیگر وجود ندارند ما در روستاها از آغاز همواره با پدیده‌ی «علیا» و «سفلی» مواجه بوده‌ایم.
یعنی اگر به عنوان مثال دهی با نام امین آباد وجود داشته که بخشی از خانه های آن بر روی تپه ای و بخشی دیگر بر تپه ای دیگر بناشده بوده اند بر اساس موقعیت جغرافیایی تپه ها چنین روستایی به امین آباد سفلی و امین آباد علیا نام گذاری می شده اما هرگز به معنای دو روستای مجزا نبوده. با این حال در بزنگاه های انتخاباتی مبنای تقسیمات کشوری سبک و سیاق دیگری دارد و برگزاری کنندگان انتخابات برای چنین روستایی که تنها یک روستا به شمار می آید دو صندوق رای می سازند که البته تنها یکی از این صندوق ها به روستای مورد نظر ارسال می شود و صندوق دوم حسب دستور پر می شود.
در حال حاضر کشور ایران دارای ۲۰۰ شهر اصلی است و در صورتی که بر اساس آمار مورد استناد فرمانداری ها (نفوس مسکن ۱۳۵۵) هر یک از این شهرها فقط ۵۰ روستای اضافی داشته باشند ما با ۱۰ هزار روستای اضافی مواجه خواهیم بود که در حال حاضر وجود خارجی ندارند و اگر برای هر یک از این ۱۰ هزار روستا تنها ۴۰۰ نفر جمعیت تصور کنیم ۴ میلیون رای به دست خواهیم آورد.http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=3395
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Jul 2009 و ساعت 12:29 |
Balatarin
عليرضا بهشتي پسر بهشتي خواستار ابطال نمايش انتخابات و بركنار ي احمدي نژاد شد.
پسر بهشتي متحد موسوي از مجلس خواست نتايج انتخابات را باطل اعلام كند و احمدي نژاد را از مقامش خلع نمايد.
وي گفت: اي كاش نمايندگان مجلس با خواست موكلان خود همراه شوند و به اين خواسته عمل نمايند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Jul 2009 و ساعت 12:25 |
Balatarin
 

 

ویدئوکلیپ؛ حمیرا، ای جهانخواران ظالم

 

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Jul 2009 و ساعت 12:22 |
Balatarin

شعار مرگ بر دیکتاتور هنگام حضور تیرخلاص زن در تلویزیون

یکی از خوانندگان: امشب ساعت 21 احمدی نژاد در تلویزیون اشغال شده ملی ایران توسط جمهوری اسلامی صحبت می کند راس ساعت سخنرانی احمدی نژاد روی پشت بام ها رفته و فریاد الله و اکبر سر خواهیم داد مرگ بر دیکتاتور خواهیم گفت.به محض پخش لجن پراکنی احمدی نژاد همه روی پشت بام ها خواهیم بود . چرندیات دزدو قاتلی به نام احمدی نژاد قابل شنیدن نیست و سوهان روح ما است. روی پشت بام ها با شعار الله و اکبر مرگ بر دیکتاتور

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Jul 2009 و ساعت 12:19 |
Balatarin

فیگارو: زن جوان فرانسوی، گروگان در تهران

روزنامه فیگارو، فرانسه
برگردان از سوسن دادرس

روز گذشته برنارد کوشنر وزیر خارجه فرانسه در تلویزیون کانال 3 دولتی آن کشور گفت که کلوتید ریس، دختر جوان 23 ساله فرانسوی که در دانشگاه صنعتی اصفهان، زبان فرانسه درس می داد ، چهارشنبه گذشته هنگام خروج از ایران به مقصد بیروت در فرودگاه تهران دستگیر و به زندان اوین برده شده است.

کلوتید ریس، دانشجوی فوق لیسانس رشته علوم سیاسی در دانشگاه شهر لیل فرانسه بود، که 5 ماه پیش با بورسی از انستیتو فرانسوی پژوهش های ایرانی، به اصفهان رفت.

جمهوری اسلامی می گوید، این دختر دانشجو در تظاهرات مردم بر ضد احمدی نژاد در اصفهان شرکت داشته، و با تلفن همراه خود عکس هایی برداشته، واین عکس ها را در یک نامه خصوصی با پست برای یکی از دوستانش به تهران فرستاده است.

در پی این رویداد، سفیر رژیم اسلامی در پاریس، به وزارت خارجه فرانسه احضار شد. وزیر خارجه فرانسه اتهامات جمهوری اسلامی را رد کرد، و گفت که این دختر مانند هزاران تن دیگر شاهد تظاهرات بوده است، او از رژیم جمهوری اسلامی در خواست کرد که این دختر را هر چه زودتر آزاد کند. وی افزود که مایل نیست این حادثه جنجالی، و به پرونده میان دو دولت تبدیل شود.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Jul 2009 و ساعت 12:19 |
Balatarin

بازیکن فوتبال خطاب به مسئولان: نه وجدان دارید نه شرف!

خبرگزاری مهر: کاپیتان تیم ملی فوتبال کشورمان پس از خداحافظی از بازی در این تیم طی نامه ای به مردم و مسئولان هشدار داد حال که حذف و ناکامی گریبان این رشته پرطرفدار را گرفته و زنگ خطر نیز به صدا در آمده است، به فکر راه حلی برای خروج از این وضعیت باشند.

در نامه مهدی مهدوی کیا که روز 15 تیر با دست خط شخصی اش منتشر شده آمده است: در ابتدا با شما سخن می‌گویم که در همه حال و همواره حامی و پشتیبان تیم ملی و بازیکنان آن بوده اید و در تمامی پیروزیها و شکستها در کنار ما و در غمها و شاد‌های یکدیگر شریک بوده‌ایم، با پیروزیهای تیم ملی اشک شوق و با شکستها گریسته‌اید.

تلاش برای سربلندی ایران و به وجود آوردن لحظات شاد و زیبا برای شما از وظایف اصلی من و همبازیانم در طول این سالها بوده است اما از جهت شکستها و لحظات بدی که در ذهن شما نشانده‌ایم به نوبه خود از همه شما عذرخواهی می‌کنم و برای تک تک شما عزیزان آرزوی سلامتی و موفقیت در راه رسیدن به اهدافتان را دارم.

اولین باری که با پیراهن تیم ملی به میدان رفتم را فراموش نخواهم کرد و مدت حضورم در تیم ملی از بهترین زمان عمرم به حساب می‌آید. از آنجا که در عمل به جوانگرایی اعتقاد خاصی داشته‌ام و به همین دلیل از شرکت در بسیاری از بازیهای ملی به خاطر حضور جوانان و تجربه‌اندوزی آنان صرفنظر کرده‌ام زمان را مناسب می‌بینم که برای همیشه از فوتبال ملی کناره گیری کرده تا این جوانان برومند و توانا در سال‌های آینده افتخارات بی‌شماری را برای ایران به ارمغان آورند.

آرزوی موفقیت می‌کنم برای تیمی که همیشه عاشقانه دوستش داشته‌ام و برای سربلندی‌اش تلاش کرده‌ام و از این به بعد عنوان هوادار و حامی بازیهای تیم ملی را دنبال خواهم کرد.

از مربیان عزیزم، بازیکنانی که در طول این سالها در تیم ملی همبازی بوده ایم و همیشه از دوستان خوب من هستند، از تمامی عزیزانی که در طول این سالها افتخار همکاری با آنها در تیم ملی را داشته‌ام، از مطبوعات و رسانه‌های ورزشی که همیشه سعی کرده‌ام احترام متقابلی بین ما باشد از همه شما صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم.

از تک تک اعضای خانواده‌ام، دوستان خوبم در سراسر دنیا که همواره مرا یاری کرده‌اند، از همسرم و دختر عزیزم که در طول این سالها به علت حضورم در اردوها و مسابقات بیشتر اوقات را تنها بوده‌اند و سهم بزرگی در موفقیتهای من داشته‌اند صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم و در پایان بعد از هفته‌ها سکوت لازم می‌دانم که نسبت به دو نکته اظهار نظر کرده و بعد از این هیچ اظهارنظر و مصاحبه‌ای در مورد تیم ملی و فوتبال ایران انجام نخواهم داد.

اول آن که همه می‌دانیم با راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی و حذف نمایندگان فوتبال ما از جام باشگاههای آسیا زنگ خطر برای فوتبال ایران به صدا در آمده است.

از تمامی پیشکسوتان و اهالی فوتبال که در فوتبال این مملکت زحمت کشیده‌اند و دلشان برای فوتبال ایران می‌سوزد درخواست می‌کنم دست به دست هم داده و با همت و تلاش و دور اندیشی شرایطی را به وجود آورید تا فوتبال ایران به جایگاهی که استحقاقش را دارد، بازگردد و از مسوولین فوتبال کشور و افرادی که به هر نحوی در اداره فوتبال ایران نقشی دارند خواهش می‌کنم به جای نامه‌نگاری و پیگیری مسایلی که اصولا از وظایف آنها به شمار نمی‌رود به دنبال اجرای طرحی منظم و دقیق و دراز مدت همراه با امکانات لازم برای فوتبال ایران باشند به مانند دیگر کشورهای آسیایی که در فوتبال در حال پیشرفت هستند تا در آینده شاهد شکوفایی و درخشش فوتبال ایران در سطح آسیا و جهان باشیم.

کلام آخرم خطاب به افرادی است که بازیکنان ملی را وطن‌فروش خوانده‌اند

شما با ارائه کدام مدرک و با چه جراتی به خود اجازه می‌دهید در مورد بازیکنان ملی این گونه قضاوت کنید. بازیکنانی که در طول این سالها با کوچکترین چشمداشتی با تحمل اردوهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روحی و روانی ناشی از بازیهای مهم و سرنوشت ساز ملی و تحمل دوری از خانواده‌هایشان تنها به دنبال کسب افتخار برای وطن و مردمشان بوده‌اند و تلاش نموده‌اند در تمامی مسابقات آسیایی و جهانی و لیگهای معتبر اروپایی از اعتبار ایران و فوتبال ایران دفاع کنند.

بازیکنان ملی همه این تلاشها را نکرده‌اند که حالا شما افراد اندک آنها را با این القاب ناشایست بخوانید. توصیه می‌کنم شب هنگام که سر بر بالین می‌گذارید کمی به شرف و وجدان فکر کنید تا فردا روز قبل از بیان هر مطلبی این دو ارزش انسانی که در وجود هر انسانی باید پیدا شود را مد نظر قرار داده و از این به بعد بازیکنان ملی را با القابی که شایسته آنهاست بخوانید.

کارنامه ما در راه به دست آوردن عزت و افتخار برای وطن و مردم دارای نمرات خوب و بد بسیاری است اما هرچه هست روشن است. از شما تقاضا دارم با ارائه نام و کارنامه خود به ما این افتخار را بدهید تا با ورق زدن کارنامه درخشان و زرین وطن پرستی‌تان ما نیز مقداری بر وطن پرستی خود بیفزاییم گر چه معتقدم مردم به خوبی بین ما وطن‌فروشان و شما وطن‌پرستان قضاوت خواهند کرد.

بازیکنان تیم ملی همیشه سعی کرده‌اند نماینده شایسته‌ای برای مردم کشورشان باشند. از این رو در میادین جوانمردانه حضور پیدا کرده‌اند و تخلفات کمی را مرتکب شده‌اند گر چه بسیاری از بازیها را باخته‌ایم ولی اخلاق را فراموش نکرده ایم. در این دوره نیز تیم ما کمترین تخلفات را داشت و به عنوان کاپیتان تیم از تک تک بازیکنان متشکرم و از آنها دفاع می‌کنم.

لازم به ذکر است که بررسی تخلفات در بازیهای بین‌المللی فوتبال فقط بر عهده فدراسیون فوتبال جهانی فیفاست و نه هیچ فرد و سازمان دیگری. با آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه ایرانیان.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Jul 2009 و ساعت 12:18 |