تبليغاتX
hoghoghe-bashar va azadi - iran = ai
Balatarin

حکومت نظامی اعلام نشده در شهر مشهد

سایت موج آزادی: مشهد روز گذشته در حالتی شبیه حکومت نظامی قرار داشته است و پلیس ضد شورش، نیروهای امنیتی و انتظامی و لباس شخصی‌ها در خیابان‌ها حضور پررنگی داشته‌اند.

این گزارش‌ها از حضور بسیار گسترده و قرق مناطق اطراف دانشگاه فردوسی و داخل پارک ملت شهر مشهد و نیز حضور نیروهای انتظامی و شبه نظامی در خیابان‌های امامت، باهنر، سجاد، راهنمایی، احمدآباد، فلسطین، بلوار وکیل آباد و میادین آزادی، راهنمایی، چهارراه آزادشهر و بلوار معلم خبر داده‌اند.

گزارش‌های همچنین حاکی است که این نیروها با تجهیزات کامل و به طور مشهود از ظهر تا ساعات انتهایی نیمه‌شب در خیابان‌ها حاضر بوده و به عابران در این مناطق تذکر می‌داده‌اند.

یکی از شاهدان عینی گفته که در خیابان سجاد، ماموران اجازه‌ی توقف را به هیچ‌یک از عابران حتی در پیاده‌روها نمی‌دادند و گروه های بیش از سه نفره را متفرق می‌کردند.

همچنین گزارش برخی شاهدان عینی حاکی است نیروهای لباس شخصی حاضر در پارک ملت و میدان آزادی، تعدادی از مردم عادی را بازداشت کرده‌اند.

تعداد بازداشت‌شده‌ها دست‌کم 20 تن گزارش شده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:53 |
Balatarin

ثروت پاسدار میلیاردی (وزیر کشور رژیم) را اعلام کنید

روزنامه اعتماد: پيشنهاد به احمدي نژاد درباره ثروت محصولي؛ سايت «آينده» به محمود احمدي نژاد پيشنهاد کرد در راستاي شفاف سازي وضعيت زندگي مسوولان که پيشنهاد خود احمدي نژاد است براي اينکه مردم قانع شوند تغييري در وضعيت مالي زندگي مسوولان دولتي در دولت بعدي پيش نخواهد آمد در صورت معرفي صادق محصولي در کابينه دهم ثروت وي را اعلام کند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:52 |
Balatarin

رويتر: خامنه ای قادر به مهار اوضاع نيست

خبرگزارى رويتر در گزارشی نوشت، جنگ قدرت پس از انتخابات ریاست جمهوری در ايران پايه هاى جمهورى اسلامى را به لرزه در آورده است. نشانه ای از اينكه خامنه اى بتواند مردم خشمگین را آرام كند يا بتواند دو باره اعتماد سياستمداران و روحانیونی كه از او رانده شده اند را ‌بدست بياورد، ديده نمى شود.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:51 |
Balatarin
شهيد راه آزادي عليرضا افتخاري
بنا بر خبر دريافتي جسد شهيد عليرضا افتخاري، جوان 24 ساله اي که در جريان جنبش اخير مفقود شده بود,بعد از 25 روز بي اطلاعي خانواده اش, روز دوشنبه 22 تير تحويل خانواده اش داده شده است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:50 |
Balatarin

اتحادیه اروپا: «آمریکا مجازات اعدام را لغو کند»

اتحادیه اروپا از ایالات متحده خواست که مجازات اعدام را لغو کند. دفتر ریاست اتحادیه اروپا در نامه خود گفته است: «مجازات اعدام باعث کاهش بزهکاری نمی‌شود.» انگیزه‌ی این فراخوان اعدام هزارمین نفری است که در آمریکا به اعدام محکوم شد و حکم اعدام روز سه‌شنبه در ایالت اوهایو در مورد یک قاتل به اجرا در آمد. در آمریکا مجازات اعدام از سال ۱۹۷۶ بار دیگر قانونی شد.

***********

اتحادیه‌ی اروپا از ادامه‌ی شهرک‌ساز‌ی‌های اسراییل انتقاد کرد

اتحادیه‌ی اروپا از اسراییل، به‌خاطر پافشاری بر سیاست مناقشه‌برانگیز شهرک‌سازی در شرق بیت‌المقدس انتقاد کرد. به گفته‌ی ریاست این اتحادیه در بروکسل، اسراییل باید از هرگونه اقدام تحریک‌آمیزی در بیت‌المقدس مانند تخلیه و تخریب خانه‌ها دست بردارد. اسراییل به‌دلیل پروژه‌ی شهرک‌سازی در بیت‌المقدس، با انتقادهای بین‌المللی روبرو است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:48 |
Balatarin

خاکسپاری محمد کامرانی از بازداشت

 شدگان ۱۸ تير

محمد کامرانی

۱۳۸۸/۰۴/۳۰
 پيکر محمد کامران، از بازداشت شدگان ۱۸ تير، که پنجشنبه گذشته بر اثر جراحت‌های وارد شده در بيمارستان مهر تهران از دنيا رفت، شنبه، در بهشت زهرا تشييع و به خاک سپرده شد.

به گزارش سایت امیر کبیر، محمد کامرانی که تنها ۱۸ سال داشت و جمعه گذشته قرار بود در کنکور پزشکی دانشگاه آزاد شرکت کند، روز هجدهم تير در حوالی ميدان وليعصر تهران دستگير و به بازداشتگاه کهريزک منتقل شده بود.

به نوشته سایت امیر کبیر، آقای کامرانی چند روز پس از بازداشت، به همراه گروه ديگری از بازداشت شدگان به زندان اوين منتقل شد.

این سایت می افزاید که خانواده‌ آقای کامرانی وقتی از محل نگهداری او خبردار شدند که يک مامور زندان اوين در جمع خانواده‌ بازداشت‌شدگان فهرستی از اسامی افراد بازداشت شده راخواند و از انتقال آنها از کمپ کهريزک به زندان اوين خبر داد ولی سپس به انها گفته شد که وی در بیمارستان لقمان بستری است.

به نوشته امیر کبیر، وقتی اين خانواده به بيمارستان لقمان رفتند، با پيکر نيمه جان محمد کامرانی روبه‌رو شدند که همچنان تحت کنترل ماموران بود. آنها با هماهنگی مسئولان بيمارستان و باز تحت کنترل شديد ماموران، فرزند خود را به بيمارستان مهر منتقل کردند، اما تلاش‌های کادر پزشکی در نهايت بی‌نتيجه ماند و محمد کامرانی درگذشت.

شيرين عبادی، حقوقدان و برنده جایره صلح نوبل نیز در این مورد گفت که « اکنون که مادران بتدريج جگر گوشه گان خود را تحويل می گيرند، مشخص شده که تعداد کشته شدگان بسيار بيشتر از آن ارقامی است که دولت جمهوری اسلامی رسما اعلام کرده است و هنگام تحويل جنازه، از خانواده ها تعهد می گيرند که در مورد تاريخ و چگونگی فوت عزيزشان با کسی سخن نگويند-اما حقيقت را نمی توان برای هميشه کتمان کرد.»

مقامات امنيتی جمهوری اسلامی در دو ماه گذشته، درپی اعتراضات گسترده به نتايج انتخابات رياست جمهوری، صدها نفر از شخصيت های سياسی، روزنامه نگاران و معترضان را دستگير کردند.

برخی از سازمان های مدافع حقوق بشر از جمله عفو بين الملل از وضعيت اين زندانيان ابراز نگرانی کرده و می گويند طبق برخی از گزارش ها تعدادی از اين زندانی ها شکنجه شده اند.

مقامات رسمی جمهوری اسلامی می گويند که ۲۰ نفر در اعتراضات دو ماه گذشته کشته شده ولی منابع غير رسمی خبر از صدها کشته می دهند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:47 |
Balatarin

ظاهرات بزرگ معترضان در روز تحلیف احمدی نژاد

به گزارش سایت روزآنلاین، حامیان موسوی و کروبی اعلام کرده اند که تجمع بزرگ و سراسری آنان در اعتراض به نتیجه انتخابات 22 خرداد، در روزی است که مراسم تحلیف احمدی نژاد برگزار خواهد شد و محل تجمع هم میدان بهارستان خواهد بود. از این رو نیروهای امنیتی و نظامی در تهران بصورت 24 ساعته در آماده باش کامل هستند و تا اطلاع ثانوی تمام مرخصی ها لغو شده است. حتی به فرماندهان کل لشکرهای سپاه و فرماندهای نیروی انتظامی دستور داده شده تا اطلاع ثانوی، شب ها نیز در محل خدمت خود باشند.

پیش تر اعلام شده بود مراسم تحليف احمدی نژاد بين روزهاي 11 تا 15 مرداد ماه برگزار خواهد شد. نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي گفته بود مراسم تحليف "محمود احمدي نژاد" يک روز پس از تنفيذ حکم رياست جمهوري توسط مقام معظم رهبري برگزار خواهد شد. باهنر خاطرنشان کرد: هم مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري و هم مراسم تحليف در فاصله زماني 11 تا 15 مرداد ماه برگزار مي شود.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:45 |
Balatarin
فتوای آیت الله مکارم علیه تصدی مشایی
تصدی چنین کسی قطعاً مشروعیت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور از سوی بعضی از مسئولین محترم سر زده لازم است هر چه زودتر اصلاح گردد
آیت‌الله مکارم‌شیرازی در پاسخ استفتاء جمعی از مقلدان خود در خصوص تصدی معاون اولی رئیس جمهور مرقوم نموده‌اند: تصدی چنین کسی مشروعیت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور صورت گرفته هر چه سریعتر اصلاح شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی از مراجع عظام تقلید، متن استفتاء و پاسخ معظم‌له که در اختیار مرکز خبر حوزه قرار گرفته به شرح ذیل است:

بسمه‌تعالی

حضرت آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی (مدظله)

سئوال: چه می‌فرمایید درباره کسی که خود را از دوستان مردم اسرائیل شمرده تا آنجا که در روزنامه‌های صهیونیستی او را به عنوان دوست خوب صهیونیستها خطاب کرده‌اند و در بعضی از جلسات قرآن را به صورت توهین‌آمیزی وارد مجلس عمومی کرده و عبادت عظیم اسلامی حج را همردیف گردشگری و صنایع دستی شمرده و امور دیگری از این قبیل آیا این چنین کسی صلاحیت تصدی مناصب مهم دولت اسلامی را دارد؟ به خصوص این که قاطبه متدینین و خبرگان نظام با این تصدی مخالفند.

بسم‌الله‌الرحمن الرحیم

جواب: تصدی چنین کسی قطعاً مشروعیت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور از سوی بعضی از مسئولین محترم سر زده لازم است هر چه زودتر اصلاح گردد و صد البته اگر مقامات عالی نظام تذکر داده باشند و فراموش نباید کرد که مدیران خوب کسانی هستند که شجاعت اعتراف به اشتباه را دارند و می‌‌دانند مقاماتی که به آنها سپرده شده متعلق به مردم است و آنها باید نهایت امانتداری را رعایت کنند و مصالح اسلامی را در نظر بگیرند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:37 |
Balatarin
قتل های زنجیره ای در ماهشهر!
یکی از کاربران "تابناک" در پیامی آورده است:
 
با سلام
احتراما به استحضار مي رساند اينجانب جواني 30 ساله و ساكن شهرستان بندر ماهشهر مي باشم در حدود 3 هفته است كه ناامني بسار بزرگي سطح شهرستان را فراگرفته است بطوري كه در 3 هفته گذشته 5 زن جوان ويك كودك خردسال ربوده شده كه جنازه 4 تا از زنها در زير پل جاده هاي منتهي به شهرستان يافت گرديده است وتاكنون هيچ گونه اقدامي در خصوص دستگيري قاتلان صورت نگرفته است.

 شايان ذكر است عملكرد ضعيف فرماندار خود بر شدت خشم مردم افزوده است چرا كه مردم ماهشهر از مدتها پيش خواهان بركناري فرماندار بودند و قرار بود بعد از جريان برگزاري انتخابات فرماندار از شهر برود ولي نامبرده كماكان در سمت خود باقي است ضمن اينكه خانواده جناب آقاي فرماندار در شهر اهواز سكونت دارند.

لذا از شما عاجزانه استدعا دارم اين خبر را به گوش مسولين برسانيد تا شايد اين مردم مظلوم و ستم ديده اينقدر نگران امنيت خود و خانواده خود نباشند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:34 |
Balatarin
درگذشت يك همكار رسانه‌اي ديگر
سانحه رانندگي جامعه خبرنگاران را باز هم عزادار كرد.

رضا سرابي، گرافيست و رئيس دفتر پخش اخبار چندرسانه‌اي واحد مرکزي خبر، به همراه همسر محترمه‌اش در سانحه رانندگي جان به جان آفرين تسليم کرد.

تابناك اين ضايعه دردناک را به خانواده‌هاي سوگوار و محترم ايشان تسليت عرض مي‌نمايد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:33 |
Balatarin
ميرحسين موسوي نخست وزير سال‌هاي نخست انقلاب و كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري صبح امروز در ديدار با گروهي از مديران رسانه‌ها، اساتيد دانشگاه و روزنامه‌نگاران بر ادامه پيگيري مدني مطالبات تاكيد كرد و از همه مردم خواست تا در اين راه بر تدبر و تدبير تكيه كنند.

به گزارش ايلنا، وي گفت: قانون اساسي ايران اين پتانسيل را دارد كه مردم از هر گروه و طيفي بتوانند دور آن حلقه بزنند و مطالبات خود را پيگيري كنند.

مهندس موسوي تصريح كرد: در آينده بايد ذيل شعارهايي جمع شد كه بتوانند اجماع عمومي را ايجاد كنند. نماد سبز در ماه‌هاي گذشته نشان داد كه مي‌توان افراد بسياري را با گرايش‌ها و منافع مختلف در كنار يكديگر قرار داد، به نحوي كه همه آنها بر سر حداقل‌هايي به توافق برسند. چنين چيزي بايد مبناي شعارهاي آينده باشد و برقراي اجماع بدون شك يكي از اهداف اصلي است.

وي ادامه داد: از همين منظر بايد به قانون اساسي توجه كرد؛ يعني آن را مانند نماد سبز در سر لوحه پيگيري مطالبات آينده قرار داد چون خاصيت ايجاد اجماع ميان اقشار مختلف اجتماع را دارد.

مهندس موسوي با اشاره به اين كه بايد چارچوبي را براي برچيدن حصارها طراحي كرد، خاطر نشان ساخت: ما در انتخابات قدرت همگاني را تجربه كرديم؛ قدرتي كه مي‌تواند هيچ قيد و بندي نداشته باشد، براي همين مي‌خواهيم با يك مركزيت كوچك سياسي متشكل از برخي چهره‌هاي سياسي زمينه تولد يك هويت بزرگ اجتماعي را ايجاد كنيم.

 به عبارتي جايگزيني هويت اجتماعي به جاي يك هويت سازماني در چشم‌انداز آينده وجود دارد و در اين مسير استفاده از اجماع قانون اساسي بسيار كارساز است.

نخست‌وزير دوران امام‌خميني(ره) ادامه داد: اگر به اين شكل عمل شود، ضريب آسيب‌پذيري نيز كاهش مي‌يابد. تجربه نشان داده است كه احزاب در ايران آسيب‌پذير هستند اما اگر هويت اجتماعي شكل گيرد، نمي‌توان آن را از حركت بازداشت، چون زندگي در هر نقطه‌اي از ان كه قطع شود بقيه اجزا به زندگي خود ادامه مي‌دهند؛ يعني اگر در اين حركت ملي 10 نفر نيز كنار زده شوند باز هم اين جريان مي‌تواند حركت كند. جالب اينجا است كه قانون اساسي نيز اين به هويت‌سازي اجتماعي تاكيد كرده است.

ميرحسين موسوي در ادامه سخنانش با اشاره به اين كه اصل مردم هستند، يادآور شد: قدرت هميشه ميل به مطلق شدن دارد و تنها تحركات مردمي مي‌تواند اين ميل را مهار بزند.

 براي همين حضور مردم در شكل‌گيري گفتمان موردنياز در صدر نيازها قرار دارد، آن هم در وضعي كه اين روزها حتي حضور فردي مثل هاشمي رفسنجاني را نيز تحمل نمي‌كنند.

وي در تحليل چنين شرايطي كه آستانه تحمل در آن كوتاه شده است، گفت: در چنين شرايطي آگاهي مردم مي‌تواند سرنوشت‌ساز باشد. بايد مردم را آگاه و پيرامون گفتماني رو به كمال نگه داشت تا مشكلات در آينده رشد شديدي نداشته باشند.

وي گفت: اين رويكرد در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري موردنياز است، چون از اين پس با دولتي سر و كار داريم كه نخبگان تمايلي براي كار كردن در اين دولت ندارند و از سوي ديگر دولت نيز تمايلي براي استفاده از تجربه نخبگان ندارد، اين يعني فقدان كارآمدي و مشروعيت كه هم مي‌تواند مشكلات داخلي را افزايش دهد و هم زمينه رشد مشكلات خارجي را دامن بزند.

ميرحسين موسوي تصريح كرد: در اين شرايط تحركات نمايشي دولت نيز نمي‌تواند جوابگوي حل مشكلات باشد و بدون شك پيامد فعاليت‌هاي دولت بخش‌هاي زيادي از نظام را در تيررس اتهامات قرار مي‌دهد.

براي همين تنها شانسي كه براي برون رفت از اين بحران وجود دارد اهميت دادن به علاقه مردم است؛ علاقه‌اي كه با جمع شدن حس اعتراض‌هاي مدني در كنار تدبر مي‌تواند زمينه شكوفايي سياست را در آينده مهيا كند.

نخست‌وزير سال‌هاي نخست انقلاب با اشاره به اين كه آينده پر از نشاط سياسي خواهد بود، گفت: راه برون‌رفت از بحران‌هاي موجود بازگشت به خواست واقعي مردم است.

لازم به ذكر است كه در ابتداي اين جلسه، حاضران ديدگاه‌هاي خود درباره وضعيت سياسي حال حاضر كشور بيان و راه‌كارهاي پيشنهادي براي برون‌رفت از اين بحران را ابراز كردند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:32 |
Balatarin
مادر منظومه شمسي پیدا شد
دانشمند‌ان علوم نجومي به شواهد علمي جديدي دست يافته‌اند كه نشان مي‌دهد، منظومه شمسي ما از يك ستاره مرده متولد شده است كه شش برابر بزرگتر از خورشيد است.

به گزارش ايسنا، گروهي از دانشمند‌ان بين‌المللي دريافته‌اند كه هسته‌هاي راديواكتيو يافت شده در ابتدايي‌ترين شهاب سنگ‌ها كه قدمت آنها به ميلياردها سال قبل باز مي‌گردد، از يك ستاره غول پيكر مرده متولد شده‌اند كه شش برابر بزرگتر از خورشيد است.

دكتر ماريا لوگارو ــ دانشمند‌ اصلي اين پژوهش در دانشگاه موناش استراليا ــ اظهار داشت: اين يافته ها ايده كنوني ما را درباره منشاء منظومه شمسي تغيير مي‌دهد.

وي افزود: ما از دهه 1960 تاكنون از وجود ابتدايي اين هسته‌هاي راديو اكتيو در شهاب سنگها مطلع بوده‌ايم، اما نمي‌دانستيم كه آنها از كجا منشاء گرفته‌اند.

اين محققان با تركيب مشاهدات و رصدهاي ستاره‌يي حاصل از تلسكوپ‌ها با مدل‌هاي تازه تهيه شده از رايانه‌هاي قدرتمند درباره نحوه تكامل ستاره‌ها و واكنش هسته‌يي در مرزهاي آنها، به اين نتايج دست يافته‌اند.

شرح اين تحقيق در مجله «دانش شهاب سنگي و سياره‌يي» منتشر شده است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 14:29 |
Balatarin

اعتراض چرا؟ تجاوز به «ترانه» مانع شرعی نداشته!

شکوه ميرزادگی

اگر، همين جمعه ی گذشته، خانم شادی صدر، حقوقدان و يکی از زنان با ارزش جنبش زنان ايران را، در مقابل چشم همگان و آن گونه وحشيانه و بربر وار، آن هم در خيابانی نزديک به مراسم نماز جمعه، ندزديده بودند، و اگر زنان همراه ايشان آن همه شجاع نبودند و جريان دزدی را برملا نمی کردند، و اگر خانم صدر زن شناخته شده ای نبود و اعتراض به ربودن ايشان گسترش پيدا نمی کرد، کسی از ماموران امنيتی و لباس شخصی های رباينده ايشان به کاری که کرده بودند اعتراف نمی کردند. آن ها به ناچار اعلام کردند که خانم صدر در زندان آن هاست.
اما اين اعتراف يک نکته را اثبات کرد و آن واقعيت هراس انگيز و جاری ربودن زنان و مردان کشورمان است در طول يک ماهه اخير و به وسيله ی همين ماموران امنيتی و لباس شخصی؛ آن هم زنان و مردانی که بيشتر شان سرشناس نيستند و خانواده ها ی پريشان حال شان مجبورند به تنهایی دربدر به دنبال آن ها بگردند و بيشترشان هم، از ترس لطمه ديدن عزيزان شان، صداشان در نيآيد.
و در ميان همين گم شدگان ربوده شده است که زنان و مردانی شکنجه می شوند و در بسياری از موارد مورد تجاوز قرار می گيرند. و اگر صداي دادخواهی در برابر اين بيداد وجود داشته باشد با تهديد مستقيم ماموران امنيتی خاموش می شود و تنها در مواردی معدود خبر اين فجايع هولناک در زير سقف آسمان کشورمان و جهان طنين می يابد.
در همين يک ماهه ی گذشته، چندين خبر از ربوده شده ها و دستگير شدگانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند به بيرون از دخمه های ولايت فقيه درز پيدا کرده است و فضا طوری شده است که ديگر به آسانی می شود دزديدن «ترانه موسوی»، دختر جوان و زيبای سرزمين مان را باور کرد.
می شود باور کرد که شکنجه ی او، تجاوز به او، و کشتن او ـ که از زبان دوست، شاهدان خيابانی، و هم بندهايش ـ شنيده شده واقعيتی هراس انگيز است.
و می شود باور کرد که، همچون مورد ندا و سهراب، ترانه نيز تنها يک مورد و يک قربانی نيست و، همان گونه که ندا و سهراب تبديل به شاهدان قتل های خيابانی ماموران امنيتی حکومت مسلط در ايران شده اند، ترانه نيز نمادی از بلای شکنجه و تجاوزی است که در زندان هايي قرون وسطايي اين حکومت بر دختران و پسران سرزمين مان روا داشته می شود.
حکومت مسلط بر ايران، همانگونه که قتل ندا و سهراب را با عنوان سرکوب «شورش» يا «توطئه خارجی» مجاز می داند، تجاوز به ترانه و ترانه ها را نيز به عنوان غيرانسانی ديگری «مشروعيت» می بخشد. و همين مشروعيت بخشی (يا توجيه شرعی) ها است که حکومت اسلامی را، در سرآغاز قرن بيست و يکم، به تجديد حيات يک دايناسور ماقبل تاريخ تبديل می کند.
در سراسر جهان شکنجه و تجاوز به زندانيان امر نادری نيست و امکان اينکه اين امر در همه ی زندان های جهان، از کشورهای آمريکايي و اروپايي گرفته تا زندان های کشورهای عقب مانده از قافله ی تمدن، اتفاق بيافتد بسيار زياد است. اما همه می دانيم که چنين تجاوزهايي از نظر قوانين آن سرزمين ها عملی غير قانونی محسوب می شود و چه بسا ماموری که دست به چنين کاری زده باشد مجازات می شود. يعنی، ظاهراً، در هيچ کجا هيچ قانون نوشته شده ای وجود ندارد که بگويد تجاوز به زنی زندانی بلامانع است! معمولا اين گونه تجاوزها ناشی از پيچيدگی روانی زندانبانان است؛ و همان گونه که روزانه ده ها زن در خانه ها و خيابان ها و پارک های سراسر جهان به وسيله ی بيماران روانی خطرناک مورد تجاوز قرار می گيرند، برخی از ماموران امنيتی کشورها نيز که گرفتار بيماری روانی اند به زندانی خود ـ که عملاً بی دفاع تر از زنان بيرون زندان است تجاوز می کنند. در عين حال، به خصوص در سرزمين های متمدن، و در اغلب موارد، هنگامی که زندانی مرخص می شود می تواند از زندانبانش شکايت کند و مسئولين قضایی هم با آن زندانبان همانگونه عمل می کنند که با يک متجاوز خطرناک. يعنی، او را دستگير کرده، محاکمه و مجازات می کنند؛ و چه بسا مجازات او مجازاتی سخت تر از متجاوزان ديگر است چرا که او مامور دولت بوده و در حين انجام وظيفه دست به اين جنايت هولناک زده است. حتی اگر اين حادثه در کشورهایی پيش آيد که جزو کشورهای متمدن و آزاد نيستند نيز دولت ها سعی می کنند تا بر آنها سرپوش بگذارند و هر چه زودتر شخص متجاوز را گم و گور کنند تا آبرويشان پيش جهانيان نرود. در واقع، در سطح بين المللی، فضا طوری شده است که حتی اگر دولت ها بکوشند تا شکنجه را امری مجاز برای «اعتراف گيری در راستای حفظ امنيت کشور» به حساب آورند اما چنين توجيهی در مورد تجاوز به زندانی که اسير دست زندانبان خويش است صدق نمی کند. در کشورهای متمدن، ماموری که به زنان يا مردان زندانی تجاوز می کند ـ چه بيمار روانی باشد و چه جنايتکار حرفه ای ـ خود به خوبی می داند که عمل اش غير قانونی است؛ حتی اگر مقام بالاتری به او اجازه ای ضمنی داده باشد؛ و حتی اگر فرد مورد تجاوز قرار گرفته بدترين عمل را انجام داده باشد
اما در حکومت اسلامی ايران اين ضوابط بی معنی است و حکومت با تکيه بر اختياراتی که شريعت به او داده است با خيال راحت دست به شکنجه و تجاوز می زند و بخاطر اين کار نه احساس شرم می کند و نه خود را نيازمند به توجيه می بيند، و کار را بجایی می کشاند که شکنجه و تجاوز را در رديف عبادات يکتاپرستانه ی خود قرار می دهد. بدين ترتيب، شکنجه دادن و تجاوز کردن در زندان های جمهوری اسلامی، از نظر قانون مبتنی بر شريعت تنظيم شده بوسيله ی فقها، عملی خلاف نيست.
در حکومت اسلامی ماموران امنيتی يا موتور سواران لباس شخصی می دانند (و به خوبی هم می داند) که عمل شان، يعنی شکنجه و به خصوص تجاوز به زن يا مردی که اسير آنها است، از نظر شرعی (که گاه با فتوای مجتهدی نيز همراه است) جزو حقوق عادی و مشروع آنها به حساب می آيد و، در نتيجه، اگر کسی چنين نکند از حق خود ـ آن هم به خاطر اخلاق و انسانيتی که بيرون از چارچوب اعتقادات جمهوری اسلامی است ـ گذشته است.
البته اينجا و آنجا، و به خصوص در يک ماهه ی گذشته، می بينيم برخی ها، که البته اکنون اغلب شان در صف «اپوزيسيون خودی» حکومت قرار گرفته اند، در رد اينگونه اعمال سخن می گويند. اما سخنان آنها نيز صرفاً جنبه ی اخلاقی و حقوق بشری دارد و به معتقدات شخصی شان در اين زمينه ها بر می گردد. اما اعتراضات و مخالفت هایی بر اين پايه نمی تواند از نظر شرعی بر اعمالی که در زندان های جمهوری اسلامی صورت می گيرد ايرادی اصولی وارد کند.
از سوی ديگر، از آنجا که در قانون اساسی جمهوری اسلامی شکنجه ممنوع شده است، برخی تصور می کنند که می توانند بر اساس اين قانون به شکنجه و تجاوز در زندان های حکومت اعتراض کنند. اما، صرفنظر از بحث تضادهای شريعت مذهب دوازده امامی با قانون اساسی سال 58 که بناچار بايد ظاهری متمدنانه بخود می گرفت، همين قانون حکم می کند که همه ی امور بايد بر حسب شريعت باشد و حتی شورای نگهبان را مأمور می کند که مراقب باشد قانونگذاران از «شرع مبين» تخطی نکنند. بنابراين، در اين حکومت، شرع بر قانون برتری دارد و می تواند امور غيرقانونی را شرعی و در نتيجه قابل اجرا کند. نمونه ی مشهور اين امر قتل های زنجيره ای بود که مأموران اجرایی با «گرفتن فتوا از مجتهد» آن قتل ها ـ ظاهراً امر به معروف و نهی از منکر ـ انجام دادند و هيچ دادگاهی هم محکوم شان نکرد.
در اين مورد کافی است که نگاهی به متن قانون اساسی جمهوری اسلامی بيندازيم و ببينيم که در مقدمه ی آن و به صراحت آمده است: « قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبین نهادهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه ایران براساس اصول و ضوابط اسلامی است».در عين حال، من در اين جا کاری به اعمالی همچون سنگسار، قطع دست و پا و درآوردن چشم و تازيانه زدن ندارم؛ با اين که در فرهنگ انسان متمدن امروز همه اين ها نيز از بدترين انواع شکنجه به حساب می آيند، چرا که شريعت آنها را جزو «تعزيرات» و «مجازات ها» قرار می دهد که ربطی به رفتار با زندانی در قبل از صدور حکم مجازات شان ندارد. من فقط می خواهم به بخش تجاوز به زنان زندانی، در دوران بازجویی و انتظار برای محاکمه شدن بپردازم که ربطی به بحث فقهی تعزيرات و مجازات ها ندارد. و می خواهم نشان دهم که چرا از نظر شريعت حاکم بر حکومت اسلامی مسلط بر ايران، تجاوز به «زندانيان سياسی» مشروع است. در اين مورد بايد توجه کنيم که، از نظر اين شريعت و کارگزاران آن، «زندانی سياسی» حکم «اسير کافر» را دارد و، در نتيجه، احکام اسير و برده شامل حال او می شود.
می دانيم که در زمان پيدايش اسلام برده داری، برخلاف کشورهايي چون ايران، در عربستان رواج داشته است و به همين دليل هم قرآن آن را امری بديهی انگاشته و فقط دستوراتی در ارتباط با برده و برده داری داده است. که آنها را آقای محسن کديور، از متفکرين نوگرای مسلمان، در يک سخنرانی مفصل خود به اين شکل جمع بندی کرده اند:
«قرآن في الجمله مسئله ی بردگي را امضا كرده و پذيرفته است كه آدميان به آزاد و برده تقسيم مي‌شوند و بردگان در بسياري موارد از حقوق كمتري از آزادگان برخوردارند».
البته مقاله ی آقای کديور در توضيح آن است که قرآن لحن موافقی با برده داری ندارد. توضيحات مفصل ايشان به بحث کنونی بر نمی گردد و علاقمندان می توانند به متن همين سخنرانی ايشان مراجعه کنند؛ اما واقعيت آن است که وجود و قبول برده داری در اسلام سبب شده است تا انواع و اقسام شعب و مذاهب اين دين برای برده داری قوانينی وضع کنند که بيشترين آن در بين شيعيان تنظيم شده است.
صاحبان مذاهب ديگر اسلامی، يعنی مسلمانان سرزمين هایی که در قلمروی امپراتوری (يا خلافت) عثمانی قرار داشتند تا اوایل قرن بیستم به برده داری رسمی ادامه داده بودند، و تنها با تجزیه ی امپراتوری (يا خلافت) عثمانی در سال 1926 میلادی و با فشار کشورهای اروپایی فاتح، و به خصوص بخاطر حضور شخصی چون آتاتورک که علاقمند به پيوستن به قوانين دنيای متمدن بود، قانون منع برده داری بين المللی را پذيرفتند و، در پی آنها، کشورهای ديگر مسلمان نيز به آن ها پيوستند. کشور عربستان سعودی و يمن آخرین کشورهای مسلمان بودند که به ناگزير قانون منع برده داری را امضا کردند. ايران يکی از معدود کشورهای مسلمان بود که هيچوقت برده داری را قبول نداشته و در دوران مدرن هم قوانين منع برده داری را امضا کرده بود.
اما، متأسفانه، با بقدرت رسيدن علما و فقهای شيعه در ايران، و با تاکيدی که در ابتدای قانون اساسی اين حکومت بر اسلامی بودن همه ی قوانين موجود در قانون اساسی شده بود، در واقع برده داری نيز به صورت غير رسمی اما در قالب چاره جویی برای مخالفين سياسی تجديد حيات کرد و قواعد و ضوابط برده داری به صورتی وسيع در زندان های حکومت اسلامی در مورد زندانيان سياسی بکار گرفته شد. بد نيست اندکی به اين ضوابط و قواعد بپردازيم.
در احاديث «معتبر» ی که اکنون آقايان آيت الله های شيعی در ايران به آن اعتقاد داشته و آن ها را قابل الاجرا (نه لزوماً لازم الاجرا) می دانند، در ارتباط با برده يا اسير جنگی سخن بسيار رفته که مختصری از آنها را در اين جا ذکر می کنم:
در کتاب «منهاج الصالحين» (1 / 373، 379 و 380) و کتاب «جواهر» (21 / 128) به روشنی آمده است که: «زنان و كودكان سرزمين فتح شده، غنيمت جنگي بوده به مجرد استيلاي فاتحان مسلمان بر آنان مملوك و برده به حساب مي‌آيند. از كليه ی غنايم منقول (اعم از اشياء و افراد) ابتدا قطايع الملوك و صفاياي اموال و آنچه را ولي‌امر به مقتضاي ولايت مطلقه‌اش صلاح بداند جدا كرده به عنوان فيء به امام تعلق مي‌گيرد، [آنگاه] پس از برداشتن خمس آنها، باقي‌مانده بين مجاهدان يعني سربازان حاضر در جنگ تقسيم مي‌شود. به نحوي كه هر سرباز، مالك سهمي از غنايم ـ از جمله غلامان و كنيزان ـ مي‌شود. شرط اصلي بردگان در اين مورد كفر اصلي اسير است، اعم از كافر حربي و اهل كتاب، مادامي كه معاهد، مستأمن يا وفادار به ذمه نباشند. بنابراين، مسلمان از اين طريق مملوك نمي‌شود. اما اگر اسير پس از اسارت مسلمان شد، اين تغيير دين باعث الغاي بردگي و رفع استرقاق نمي‌شود و كماكان برده باقي مي‌ماند».
و يا در کتب «شرايع‌الاسلام»( 2 / 59)، «جواهر الكلام» (24 / 229)، «العروه الوثقي»(2 / 368)، و «مهناج‌ الصالحين» (2 / 66) می خوانيم که:
«اگر افرادي از دارالحرب – اعم از ساكن دارالحرب يا خارج از آن – از راه سرقت، خيانت، نيرنگ، غارت، اسارت و زور از جانب غيرنظاميان يا از جانب نظاميان ربوده شوند و به دارالاسلام آورده شوند، در حكم غنيمت محسوب مي‌شوند و پس از پرداخت خمس آنان، ملك رباينده محسوب شده، تصرف در آنها جايز و خريد و فروش آنها مباح است. حتي اگر اخذ اين افراد توسط غيرمسلمانان صورت بگيرد، خريد مسلمانان از ربايندگان كافر حتي با علم به اينكه مأخوذ از طريق زور و سرقت و خارج از جنگ به تملك كافر درآمده، مجاز است».

اما ساده انگارانه است اگر فکر کنيم که اين آقايان برده داری و تجاوز به اسير را فقط به ميدان جنگ و «دارالحرب» (يعنی کشوری که با آن در حال جنگ هستيم) مربوط می دانند. در «العروه الوثقي» (2 / 367)، «تحرير الوسيله» (1 / 352)، «العروه الوثقي» (كتاب الخمس ـ 22) می خوانيم که: «حكم بردگي تنها منحصر به حاضران در ميدان جنگ يا نظاميان نيست، بلكه كليه ساكنان دارالحرب اعم از نظامي و غيرنظامي، زن و مرد، كودك و كهنسال كه تحت استيلاي مسلمين قرار گرفته‌اند مشمول حكم فوق هستند. اسارت منجر به بردگي نتيجه ی مطلق جنگ‌هاي مسلمانان با غيرمسلمين است و منحصر در جهاد ابتدايي يا جهاد دفاعي نيست. حتي مشروط به حضور پيامبر (ص) يا امام (ع) يا اذن ايشان هم نيست...».
مقررات برده داری هم، جزء به جزء، در کتب «جواهر» (30 / 307)، «العروه الوثقي» (2 / 848) و «منهاج الصالحين» (2 / 277) تحت عنوان « اهم احكام بردگان»شرح داده شده است که چند مورد آن را که هم اکنون در ايران اجرا می شود را در اين جا می آورم:
«برده، غلام و كنيز ملك مولاي خود هستند و مالك شرعاً مجاز است هرگونه صلاح مي‌داند در ملك خود تصرف كند. در هيچ ‌يك از تصرفات مولي رضايت مملوك شرط نيست. برده در حوزه ی مباحات (احكام حلال) موظف است رضايت مولي را تأمين كند. برده موظف است آنچه مولي تعيين كرده بخورد و بياشامد، آنچه مولي مشخص كرده بپوشد، در آنجا كه مولي اسكانش داده ساكن شود، آنگونه كه مولي مي‌طلبد خود را بيارايد يا بپيرايد و آنگونه كه او مي‌خواهد سخن بگويد و رفتار كند. اطلاق آيه ی شريفه ی «عبداً مملوكاً لا يقدر علي شيء» (نحل 75) جز اين نيست».
يا «مردان و زنان متأهل به مجرد رقيت و مملوك شدن (برده شدن)، عقد ازدواجشان بدون نياز به طلاق فسخ مي‌شود ولو به بردگي مولاي واحدي درآمده باشند».
يا «مالكيت مرد نسبت به برده ی مؤنث در حكم ازدواج با وي است. بنابراين هرگونه استمتاع (بهره برداري) جنسي مرد از كنيزانش جايز است».
يا «مولي علاوه بر اينكه حق دارد كنيزش را – حتي بدون رضايت وي – به زوجيت غلام خود يا غلام غير (با اذن مالك وي) يا حري درآورد، مجاز است مملوك مؤنث خود را بدون ازدواج، و حتي بدون رضايت وي، در اختيار مرد ديگري، ولو يكي از غلامانش، قرار دهد. در اين عمل كه به آن "تحليل" گفته مي‌شود، تعيين مدت و ذكر مهريه لازم نيست و تنها اذن در انتفاع است. با تحليل كلية استمتاعات (بهره برداري های) جنسي مجاز است مگر اينكه موردي از سوي مولي استثنا شده باشد».
حال، برای اين که بدانيد اين مقررات شرعی همچنان و هم اکنون نيز در جامعه ی ما قابل اجرا هستند بد نيست نگاهی به سخنان آيت الله مصباح يزدی در سال 1372 بياندازيم:
«در اسلام چاره‌ها و تدبيرها انديشيده شده تا نظام بردگي برچيده شود، ولي اين به آن معنا نيست كه بردگي مطلقاً در اسلام محكوم است. اگر در جنگ مشروع مسلمان‌ها بر كفار مسلط بشوند و آنها را اسير بگيرند، اسير كافر در دست مسلمانان پيروز، حكم برده را دارد و احكام بردگي بر او ثابت است. امروز هم اگر چنين جنگي اتفاق بيفتد، حكم همين است. اينگونه نيست كه بردگي به طور كلي برچيده شده باشد و لازم باشد كه كتاب عتق شسته شود. البته بردگي آن روز بر اساس تبعيض نژادي بود. سياهان و مردم ضعيف را به دام مي‌انداختند و مي‌فروختند. اما اگر امر دائر شود بين اينكه دشمن شكست خورده را بكشند يا اسيرش كنند، كدام انساني‌تر است؟ دشمني كه اسير شده اگر او را آزاد بگذارند باز همان فتنه را به پا خواهند كرد (اما) اگر وي را بكشند ادامة حيات و بازگشت به رويش بسته مي‌شود، ولي اگر برده باشد ممكن است تدريجاً در دارالاسلام تربيت شود و به صورت انسان شايسته‌اي درآيد. به هر حال مسألة بردگي في‌الجمله در اسلام پذيرفته شده است و ما از آن دفاع مي‌كنيم.».
تا به امروز هيچ کدام اين «احکام شرعی» بوسيله ی هيچ مجتهد و مرجعی نفی و لغو نشده است و چون اکنون حکومتی بر ايران مسلط است که در اختيار اين مجتهدين و حافظ احکام آن هاست، عملاً می بينيم که در زندان های حکومت اسلامی نسبت به «زندانيان سياسی» (که در واقع کافر و مرتد و، در نتيجه، اسير و برده محسوب می شوند) بر اساس همين احکام عمل می شود.
فقهای شيعی و شريعت اکنون به جای نشستن در مساجد و خانه های خود به دليل نشستن در صدر يک کشور و داشتن قدرت نظامی و سياسی کار را بجایی کشانده اند که امکان هيچگونه مصالحه و تجديد نظری در اين احکام وحشيانه و شرم آور وجود ندارد و پس هنوز نمی توان با پذيرش روحانيت و شريعت آن به اين اعمال غير انسانی اعتراض کرد. يعنی، چنين اعتراضی از نظر شرعی به قول خودشان «مسموع:» نيست. اين گونه است که می توان به اين نتيجه رسيد که در شرايط موجود، تنها کسانی می توانند به اين نوع قتل ها و تجاوزها اعتراض کنند که با کل اين حکومت مخالف باشند.
حکومتی که «حقوق بشر» را پديده ای غربی (يعنی از آن دارالکفر) می داند، خود بخود نمی تواند مقررات مندرج در «کنوانسيون رفع تبعيض» يا «منع برده داری»، يا «مبارزه با خشونت» را بپذيرد مگر اينکه آنها را «اسلامی» کند که در آن صورت چيزی از اهميت و کارکرد مثبت آن ها باقی نمی ماند.
توجه کنيدکه يکی از دلايل ناگفته ی تاکيدی که مسئولين امور اين روزها مرتب در مورد تظاهرکنندگان سياسی داشته و آن ها را «آلت دست و مجری فرامين توطئه گران کشورهای آمريکا يا اروپا يا اسراييل» می نامند در واقع زمينه سازی برای آن است که به مامورانشان بفهمانند که اين «اسيران» کافرند و آنها می توانند با آنها همان رفتاری را داشته باشند که «مولا»ی مسلمان با برده به چنگ آورده و شکست داده اش دارد.
و چنين است که، هر روز بيشتر از گذشته روشن می شود که تا حکومت و مذهب در ايران ما در هم آميخته اند همين وضعيت برقرار است و تا جدا نشدن شريعت و سازمان مذهبی از حکومت نمی توان انتظار تغيير چشم گير اوضاع را داشت و بايد منتظر بود که هر روز نامی تازه بر فهرست تجاوز شدگان شناخته شده ای همچون زهرا کاظمی و ترانه موسوی، و صدها زن و حتی مرد گمنام ديگر افزوده شود.
21 جولای 2009

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 9:11 |
Balatarin

لغو برنامه های رفسنجانی در مشهد

خبر آنلاین: به دنبال لغو برنامه های آیت الله هاشمی رفسنجانی در سفر به مشهد شایعه بستری شدن وی در برخی محافل منتشر شد. در همین حال محسن هاشمی شایعه بستری شدن رئیس مجلس خبرگان رهبری را رد کرد و گفت: «ایشان در سلامت کامل به سر می برد.» طبق شایعه منتشرشده برای عمل جراحی هاشمی رفسنجانی اتاق عمل در یکی از بیمارستان های شهر مشهد آماده شده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jul 2009 و ساعت 9:9 |
Balatarin
ویدئویی از شلیک مستقیم مزدوران رژیم به سوی مردم

 

21:44 » 

 

فیلم؛ حمله مزدوران رژیم به اتوموبیل ها پس از نماز جمعه

04:43 » 
04:35 » 

 

فیلم؛ تظاهرات روز یکشنبه دانشجوبان شیراز

 

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 21 Jul 2009 و ساعت 8:31 |
Balatarin
استاد مشهور اخلاق جنوب شرق تهران هنگامی که درباره ی سجایای اخلاقی پیامبر اکرم (ص) سخن می گفت با اشاره به انتخابات و مسائل بعد از آن بی اخلاقی های انجام شده را به گونه ای کم نظیر مورد نکوهش قرارداد.

به گزارش خبرنگار"تابناک"، یکشنبه شب گذشته و در شب مبعث پیامبر اکرم(ص) ،در برنامه پر طرفدار " این شب ها" هنگامی که بحث بر سیره حکومتی پیامبر اکرم (ص) متمرکز گردید ،حجت الاسلام سید مهدی طباطبائی به ناگاه با اشاره به رفتار پیامبر اعظم بعد از فتح مکه در مقابل شعار نابجای مسلمانان که گفتند " الیوم یوم الملحمه"( امروز، روز انتقام است) واکنش نشان داده و فرمودند بگوئید " الیوم یوم المرحمه" ( امروز روز مهر ورزیدن و مهربانی است) .

وی در ادامه افزود: من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم،به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات سخنرانی که یک هفته بعد از انتخابات کردند را انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی می کردند بسیاری از این فتنه ها اتفاق نمی افتاد.

طباطبائی در مقابل دیدگان شگفت زده مجری ادامه داد:متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه ها به راه نمی افتاد.

ایشان تاکید کرد: انسان نباید حرفی بزند که وزانت و سنگینی آدمی را کم کند

این استاد اخلاق در پایان در حالی که سعی می کرد به یادآوری ذکر آداب شب مبعث بپردازد به شدت بغض کرده بود و چندین بار از مردم در خواست کرد ، حرفی نزنند که به فتنه منجر شود.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 16:6 |
Balatarin


فارس: نايب رئيس انجمن برنج ايران گفت: برنج‌هاي وارداتي به ايران داراي سموم خطرناكي است كه براي نگهداري درازمدت آن استفاده مي‌كنند.

پرويز حسين‌نتاج با اشاره به اينكه آزمايش‌هايي براي تاييد اين نتيجه انجام شده است، يادآور شد: برنج مانند هر ماده غذايي ديگر داراي زماني براي فاسد شدن است كه گذر اين زمان به فاسد شدن آن منجر مي‌شود.

وي با اشاره به اينكه برنج‌هاي وارداتي به ايران در مقايسه با ساير برنج‌هاي ديگر داراي ماندگاري غيرطبيعي است، تصريح كرد: اگر برنج‌هاي نوع ايراني و وارداتي براي مدت مشابه در شرايط يكسان نگهداري شوند، برنج ايراني سريعتر و در زمان منطقي فاسد مي‌شود اما نوع وارداتي بسيار ماندگارتر است.

وي تصريح كرد: اگر واردات برنج به‌منظور توازن بازار براي رعايت حال مصرف‌كنندگان وارد مي‌شود چرا بايد به اين سادگي برنج‌هاي آلوده‌اي كه هيچ كشوري حاضر به خريد آنها نيست، وارد كشور شود.

به گفته وي اين نوع برنج‌ها به جز ايران، افغانستان و عراق در هيچ ‌جاي ديگر دنيا خريدار ندارند.

حسين‌نتاج با اشاره به اينكه همه دنيا تلاش مي‌كند با كشت ارقام پرمحصول به خودكفايي در اين محصول دست‌يابد، افزود: با وجود اينكه از سال‌هاي گذشته تاكنون دست‌يافتن به خودكفايي در برنج از اهداف متوليان بوده است اما به دليل اينكه نداشتن زمانبندي، دست‌يافتن به مرز خودكفايي حاصل نشده است.

وي با اعلام اينكه اعتبارات بخش كشاورزي در دولت نهم نسبت به دولت‌هاي گذشته رشد چشمگيري داشته است، يادآور شد: به دليل عدم سياست‌گذاري مناسب در اين حوزه، تغيير چشمگيري در بخش كشاورزي با وجود اعتبارات مناسب صورت نگرفته است.

نايب ‌رئيس انجمن برنج ايران اظهار داشت: اعتبارات اين بخش در سال‌هاي گذشته بايد صرف امور زيربنايي مي‌شد نه اينكه اعتبارت مربوط به خشكسالي صرف واردات برنج شود.
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 16:2 |
Balatarin

بسیج دانشجویی، در اعتراض به

 مشایی، احمدی‌نژاد را تهدید کرد

اسفنديار رحيم‌مشايی پدر عروس محمود احمدی‌نژاد است.

۱۳۸۸/۰۴/۲۹
در پی انتصاب اسفنديار رحيم‌مشايی به سمت معاون اول رياست ‌جمهوری، بسيج دانشجويی هشت دانشگاه تهران در نامه سرگشاده‌ای به محمود احمدی‌نژاد، او را به مقابله عملی با اين تصميم تهدید کرد.

در اين نامه، بسيج دانشجويی می‌گوید انتخاب مجدد آقای احمدی‌نژاد رأی اکثريت مردم به آرمان‌های آيت‌الله خمينی و مفسر آن آرمان‌ها ـ يعنی ولی فقيه ـ بوده و در عين حال به رئیس دولت نهم هشدار می‌دهد که مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند و در صورتی که «انحراف از مسيری که تفسير، تشخيص و رهبری‌اش با ولی فقيه است» رخ بدهد، با وی برخورد خواهند کرد.

بسيج دانشجويی دانشگاه‌های امام صادق، اميرکبير، تهران، خواجه نصيرالدين طوسی، صنعتی‌شريف، شهيد بهشتی، علامه طباطبايی، علم و صنعت در ادامه نامه سرگشاده خود به محمود احمدی‌نژاد می‌گویند که در دولت نهم از تمام ظرفيت‌ «اصول‌گرايان واقعی» استفاده نشد و به اسم همراهی و انسجام کابينه عده‌ زيادی از بهترين‌ها به حاشيه رانده شدند.

در اين نامه سرگشاده به مواردی اشاره شده که از نظر نويسندگان آن سابقه نامطلوب و منفی دولت نهم را نشان می‌دهد، از جمله انتصاب و ابقای اسفنديار رحيم‌مشايی، محمدرضا رحيمی و علی کردان.

محمدرضا رحيمی، معاون حقوقی رئيس جمهوری، و علی کردان، وزير سابق کشور، هر دو متهم به جعل مدرک تحصيلی هستند. اسفنديار رحيم‌مشايی، معاون رئيس جمهوری و رئيس سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردش‌گری در دو نوبت اعلام کرده بود که ملت ايران «دوست مردم آمريکا و اسرائيل» است، اظهاراتی که منجر به فراخوانده شدن وی به مجلس و خشم جناح اصول‌گرا از وی شد.

بسيج دانشجويی در نامه خود خطاب به محمود احمدی‌نژاد می‌نويسد که حاميانش از وی توقع «مشورت‌پذيری واقعی و اثربخشی به تذکرات به‌جای آنها» را دارند و لذا به وی هشدار می‌دهند که «انتصاب دوباره و حتی بدتر از آن ارتقای اين آقايان و امثالهم - بدون کوچک‌ترين توضيح و اقناعی- دهن‌کجی به مردم و حاميان دولت است.»

نویسندگان نامه سرگشاده بسيج دانشجويی دانشگاه‌های تهران در پایان محمود احمدی‌نژاد را صراحتا تهدید کرده‌اند که فرزندان امام و رهبری «در صورت عدم اثرگذاری تذکر زبانی و قانع نشدن، بدون اغماض و مسامحه دست به اقدام عملی برای اصلاح خواهند زد.»

محمود احمدی‌نژاد در سفر روز پنج‌شنبه خود به مشهد، اسفنديار رحيم‌مشايی، از جمله افراد حلقه پيرامونی خود از زمان تصدی شهرداری تهران، را به عنوان معاون اول رياست جمهوری برای دوران چهار ساله دوم اقامت در دفتر پاستور، معرفی کرد. پست «معاون اولی» نیازی به تصویب و رأی اعتماد مجلس ندارد و مقامی انتصابی است.

محمود احمدی‌نژاد در حالی حکم انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به معاون اولی خود را صادر کرده که هنوز فقط رئیس دولت نهم به شمار می‌رود و مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی قانونا نمی‌تواند به عنوان رئیس دولت بعد تصمیم‌گیری کند.
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 15:31 |
Balatarin

موسوی: امروز همه ملت ایران

 دربندند

 

میر حسین موسوی در نماز جمعه ۲۶ تير در دانشگاه تهران

۱۳۸۸/۰۴/۲۹
میرحسین موسوی، رقیب اصلی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری، روز دوشنبه در دیدار با خانواده زندانیان سیاسی گفت که «خانواده عزیزانی که امروز دربند هستند به بزرگی همه ملت ایران‌اند.»

آقای موسوی که بارها انتخابات ریاست جمهوری اخیر را مبتنی بر تقلب و «مهندسی‌شده» خوانده است اشاره کرد که بسیاری از افرادی که پس از انتخابات بازداشت شده‌اند «چهره‌های شناخته‌شده‌ای هستند که... برای نظام زحمت کشیده‌اند.»

او افزود: «آیا کشور ما این قدر حقیر و کوچک شده که حرکت اعتراضی ملت را به بیگانگان نسبت می‌دهید؟ آیا این توهین به ۴۰ میلیون رای‌دهنده نیست؟»

رقیب اصلاح‌طلب آقای احمدی‌نژاد با اشاره به گفته‌های آیت‌الله احمد جنتی در نماز جمعه تهران به مخالفان خود و «جنبش سبز» ایران هشدار داد که «با دستگیری‌ها و پرونده‌سازی‌ها نمی‌توان این مسئله را خاتمه داد».

احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و از حامیان سرسخت محمود احمدی‌نژاد، دو هفته پیش در خطبه‌های نماز جمعه تهران از آغاز اعتراف‌گیری از بازداشتی‌های پس از انتخابات خبر داد و اعلام کرد که اعترافات آنها «تا جایی که مصلحت اقتضا کند منتشر خواهد شد.»

«سنگ‌ها را بسته‌اند و سگ‌ها را باز کرده‌اند»

میرحسین موسوی که رسانه‌های خارج از ایران او را «رهبر اتفاقی جنبش سبز» ایران می‌خوانند در یکی از شدیدترین حملات خود به «صداوسیما»ی ایران با اشاره به این که تلویزیون دولتی ایران خلاف منافع ملی کشور حرکت می‌کند گفت: «سنگ‌ها را بسته‌اند و سگ‌ها را باز کرده‌اند.»

او گفت: «افرادی دعوت شده‌اند تا با دروغ و تهمت و هتک حرمت... فضاسازی کنند، در حالی که ۱۳ میلیون جمعیت به قول شما و اکثریت به قول ما حق ندارند از خود دفاع کنند.»

اکبر هاشمی رفسنجانی نیز روز جمعه گذشته در خطبه نماز جمعه خواستار شرایطی شد که «همه بتوانند حرف‌شان را بزنند». او گفت:‌ «باید فضایی به وجود بیاید که همه بتوانند حرف‌شان را بزنند، به‌خصوص در صداوسیما.»

تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی به‌ویژه در چند سال اخیر همواره به جانب‌داری از دولت نهم و محمود احمدی‌نژاد و یک‌سویه‌نگری متهم شده است.

«مشکل ما همین بی‌قانونی‌هاست»

آقای موسوی با اشاره به پلمب دفتر روزنامه «کلمه سبز» و دستگیری کارمندان آن گفت که «آقای شاهرودی می‌گوید روزنامه... توقیف نیست و می‌تواند انتشار یابد.»

نخست وزیر سابق ایران افزود: «ما می‌گوییم که این چه روزنامه آزادی است که دفترش پلمب شده و کارمندانش دستگیر شده‌اند؟ مشکل ما همین بی‌قانونی‌هاست که کسی هم پاسخ‌گوی آن نیست. ما معترض بی‌قانونی هستیم.»

در همین زمینه خبرگزاری نیمه رسمی کار ایران، ایلنا،‌ روز دوشنبه از قول محمدرضا باهنر،‌ نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، خبر داد که نمایندگان جبهه پیروان خط امام و رهبری در دیدار با‌ آقای موسوی به او پیشنهاد کرده‌اند که حضورش را در عرصه سیاسی «در چارچوب قانون ادامه دهد».

آقای باهنر در گفت‌وگو با ایلنا گفت: «از ایشان [میرحسین موسوی] خواستیم تا از همه امکانات قانونی موجود از جمله سایت شخصی، روزنامه و حزب استفاده کنند.»

آقای موسوی نیز در دیدار با خانواده زندانیان سیاسی گفت: «این که برخلاف نص قانون اساسی اجازه برگزاری تجمعات اعتراضی داده نمی‌شود بی‌قانونی است. ما مدعی اجرای قانون اساسی هستیم.»
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 15:30 |
Balatarin

حمایت رابرت ردفورد از اعتصاب

 روشنفکران ایرانی در نیویورک

 

رابرت ردفورد

۱۳۸۸/۰۴/۲۹
رابرت ردفورد بازيگر و کارگردان نامدار آمريکایی، در نامه ای از اعتصاب غذای سه روزه ‏روشنفکران و هنرمندان ايرانی در برابر سازمان ملل متحد در نيويورک حمايت کرده است.

اکبر گنجی، فعال سياسی و روزنامه نگار سرشناس ايرانی اعلام کرده است که از روز چهارشنبه اين هفته برای مدت سه روزه در مقابل دفتر سازمان ملل در نيويورک در حمايت از خواست های مردم ايران و آزادی زندانيان سياسی دست به اعتصاب غذا می زند.

رابرت ردفورد با اعلام حمايت خود از اين حرکت اعتراضی، گفته است که ‏«حوادث يک ماه گذشته ايران تکان دهنده بود. بسياری از مردم در اين رويداد کشته، و ‏صدها انسان بی گناه زندانی شدند. و او قوياً از حقوق بشر مردم ايران دفاع می کند.»

هفته گذشته ۲۶ تن از روشنفکران، فعالان سياسی و مدافعان حقوق بشر با انتشار نامه‌ای اعلام کردند که از روز ۳۱ تير تا دوم مردادماه،۲۲ تا ۲۴ ژوئیه، در حمايت از جنبش اعتراضی در ايران در برابر سازمان ملل متحد در نيويورک اعتصاب غذا می‌کنند.

پيشتر هنرمندانی چون گوگوش، ابی، شهيار قنبری، بهروز وثوقی و فرامرز اصلانی نیز با صدور اعلاميه‌هايی اعلام کرده بودند که در اعتصاب غذا و تحصن ايرانيان در برابر سازمان ملل شرکت خواهند کرد.

رضا براهنی، نويسنده، شاعر و منتقد ادبی نیز با صدور بيانيه‌ای اعلام کرد که به جمع ايرانيانی که خواهد پیوست که قرار است جلو سازمان ملل اعتصاب غذا ‌کنند.

آقای گنجی در مورد این اعتصاب غذا در گفتگویی به رادیو فردا گفته بود: «ما برای اينکه صدای اعتراض مردم ايران و زندانی ها را به گوش جهان برسانيم، تصميم گرفتيم يک اعتصاب غذای سه روزه در برابر مقر سازمان ملل در نيويورک برگزار کنيم. خواست اصلی ما محکوم کردن سرکوب ها، بازداشت ها و شکنجه در ايران است و خواستار آزادی سريع تمامی بازداشت شده ها و تمام زندانيان سياسی- عقيدتی هستيم.»
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 15:29 |
Balatarin

روایت زنی دیگر از روز جمعه: شجاعت حیرت آور زنان

تغییر برای برابری - بعد از نیم ساعتی منتظر موندن بالاخره به سمت انقلاب رفتیم. راننده می گفت هر هفته می رفته نماز جمعه اما این هفته تردید داره بره یانه. خیلی دلش می خواست ببینه آدم هایی با قیافه ما دارن می رن نماز جمعه چیکار که البته می دونست و می خواست از دهان ما بشونه. ما هم تاکید داشتیم که آقا انشاء الله هر چی به صلاح مردم و جمهوری اسلامیه پیش میاد. ساعت دوازده رسیدیم خیابون شانزده آذر. وسط خیابان منتهی به شانزده اذر را صندوق های صدقه گذاشته بودند و از تریبون ها دعا پخش می شد. دلهره داشتیم با این سر و شکل راهمون ندهد. ولی کار خاصی نداشتند. کم کم حجاب اصلاح شده امان را به حالت اول برگرداندیم.

اولین چیزی که به چشم می خورد تعداد زیاد نمازگذار با دستبند سربن دروسری و لباس سبز بود. موضوع جالب توجه دیگر حضور زنان گسترده زنان بود. آنهم با لباس هایی نه چندان مرسوم برای همچین جاهایی. زنانی با مانتوها و شال های رنگی و نه چندان پوشیده. اکثریت جمعیت جوان بودند. حتی عده ای با بچه های خود آمده بودند.

شعار های ابتدایی قبل از شروع مراسم هاشمی هاشمی سکوت کنی خائنی بود و الله اکبرو البته گاهی مرگ بر روسیه بود.

روبروی در دانشگاه از ورود نمازگزاران به دانشگاه جلوگیری کردند. در زمان خطبه اول مردم به سمت در هجوم بردند اما موفق به باز کردن در نشدند. پشت در پر بود از نیروهای ضدر شورش. مردم با اشاره دست به سمت آنها شعار می دادند یگان بی غیرتا و مزدور در رو بازکن و دست می زدند. جمعیت ملتهب شده بوده بود. شعار های دیگری هم داده می شد.

همزمان با متشنج شدن جو از پایین خیابان شانزده آذر نیروهای ضد شورش با موتور به سمت جمعیت هجوم آوردند. مردم به سمت پیاده رو ها رفتند اما آنها با چرخاندن باتوم و زنجیر در هوا تنها قصد ساکت کردن مردم را داشتند و نه کتک زدن آن ها. مردم پلیس را هو کردند. همزمان و بلند. نیروهای پلیس عصبانی بودند اما معلوم بود که دستور برخورد ندارند. با سر اشاره می کردند که بعدا!!

جمعیت دیگر تقلایی برای باز کردن در دانشگاه نکرد و به توصیه همدیگر قرار شد همه روی زمین بنشینیم تا از ورود دوباره گارد جلوگیری کنیم. مردم دست دست می کردند. ما کنار عده ای که رادیو داشتند نشستیم.خانمی تنهایی دقیقا وسط خیابان روی زمین نشست تشویقش کردم و روزنامه ای به او دادم تا روی آن بنشیند.

نکته جالب این بود که این نماز جمعه مختلط بود. یعنی مرد و زن در کنار هم سجاده یا روزنامه پهن کرده و نشسته بودند. حتی موقع نماز هم همینطور بود و این کنار هم بودن مردان و زنان در نماز در تاریخ بی سابقه بوده.

دختر جوانی سربند سبزی بسته بود و چادری را به سختی دور کمرش جمع می کرد از روبروی ما رد شد. به صراحت مشخص بود نه تنها نماز اولی است بلکه چادر اولی هم هست!

موضوع دیگر اینکه وقتی آقای هاشمی حرفی می زد جمعیت برای تشویق ابتدا سوت و کف می زدند و بعد الله اکبر می گفتند. شعار مرگ بر چین و روسیه در حین خطبه به کرات گفته می شد.

ماموری ماسک زده بود که صورتش دیده نشود. از داخل نرده های دانشگاه مرتب در حال عکس گرفتن از مردم بود. مردم رو به او شعار می دادند. جالب این بود که بعضی زنان به او نزدیک می شدند و با ترسو و مزدور خواندن او، او را خجالت می دادند.

زن جوانی در حالی که صورتش را با چادرش پوشانده بود با شدت در حمایت از مردم و موسوی شعار می داد. انقدر بلند که ناخود آگاه از شجاعتش یکه خوردم.

موقع نماز و درست قبل از تمام شدن خطبه مردم شروع کردند به سردادن شعار. شعار ها متنوع بود. از الله اکبر و یاحسین میرحسین تا زندانی سیاسی آزاد باید گردد و دولت کودتا استعفا استعفا ...

همزمان تعدادی از مردم در حال نشستن برای اقامه نماز بودند که ناگهان پلیس ضدشورش دوباره به جمعیت هجوم آورد و گاز اشک آوری را به سمت جمعیت پرت کرد. مردم به سمت کوچه ها متفرق شدند اما بعد از چند دقیقه دوباره برگشتند و دوباره گاز اشک آور...

بعضی از مردم در برگشت به خیابان دوباره به نماز ایستادند. زنی در حالی که کنار نرده ها در حال عوض کردن چادرسیاهش با چادر سپید برای ادای نماز بود هر چه دلش خواست به مامور گفت. گفت اسراییلی ها از شما بهترند. شما یزیدی هستید. گفت غیرت ندارید. مرد فقط می گفت خانم ساکت شو و نمازت را بخوان. بعد از نماز تریبون نماز جمعه دعای امام زمان می خواند. مردم همزمان دو دست خود را با علامت پیروزی بالا برده و با تکان دادن دست هایشان هم خوانی می کردند.

در پایان نماز در دانشگاه باز شد. مرد شعار دهنده از پشت تریبون از مردم خواست به اطلاعیه های تجمع توجه نکنند و همراه با تکرار شعار های داده شده از تریبون به سمت خانه ها یشان متفرق شوند. مردم اما متفرق نشدند بلکه در همان خیابان تجمع کوچکی شکل گرفت و با پیوستن به مردمی که از ابتدای خیابان می آمدند جمعیت بزرگ رو به سمت درب اصلی دانشگاه حرکت کرد. آنقدر تعداد زنان زیاد بود که مردان به زبان آمده و مرتب می گفتند وای چقدر تعداد زنان زیاد است!

هر شعاری از پشت تریبون داده می شد مردم آن را آنطور که درست می دانستند تکرار می کردند. مثلا او می گفت مرگ بر امریکا یا انگلیس مردم می گفتند مرگ بر روسیه. یا او می گفت: خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست مردم تکرار می کردند: خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست، او می گفت: تفرقه تفرقه شعار آمریکایی مردم می گفتند: زندانی سیاسی آزاد باید گردد. دولت کودتا استعفا استعفا

همزمان با زیاد شدن جمعیت نیروهای ضد شورش به مردم حمله کردند. مردم به سمت فرعی های کنار خیابان هجوم بردند. پلیس گاز اشک آور زد. نه یکی و دو تا بیش از ده گاز در یک کوچه فرعی در حالی که مردم در حال فرار بودند. خانمی سیاهی چشمش کامل رفته بود و نمی توانست نفس بکشد. روحانی ای که اتفاقا طرفدار احمدی نژاد بود گرفتار شده بود خانم ها کمکش کردند. پلیس دوباره گاز زد. طوری که نفس برای کسی نمانده بود. برای مردمی که در حال فرار و در کوچه فرعی بودند. از انتهای به سمت آزادی رفتیم. مردم از همه فرعی ها در حال فرار بودند و در حالی که دست یا روسری یا پارچه ای جلوی دهان خود داشتند. درگیری ها تا ساعت ها در مناطق مختلف اطارف محوطه نماز جمعه ادامه داشت.

در این میان شجاعت بی نظیر زنان حیرت آور بود

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 10:15 |
Balatarin

اعدام يک زن در زندان قزوين

فعالام حقوق‌بشر در ایران

زني که چهار سال پيش در يک نزاع به‌طوغيرعمد پدر شوهر خويش را به قتل رسانده بود، بامداد روز سه شنبه‌ی هفته‌ی گذشته در محوطه‌ی بند نسوان زندان قزوين اعدام شد.

خبرگزاری هرانا: نا‌م‌برده از چهار سال پيش به اتهام قتل عمد در زندان به‌سر مي‌برد ولي با توجه به فقر مالي و نبود وکيل نتوانست ادعاي خويش مبني بر غيرعمد بودن اين قتل را اثبات کند، بنابراين از سوي دادگاه به اتهام قتل عمد به قصاص محکوم شد و با توجه به عدم رضايت خانواده‌ی مقتول حکم وي بامداد روز سه شنبه به اجرا درآمد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 10:14 |
Balatarin

مشايی استعفا از معاون اولی را تكذيب كرد

خبرگزاری حکومتی فارس: سايت شخصي رحيم مشايي در مطلبي استعفاي وي از معاون اولي دولت دهم را تكذيب كرد.

سايت شخصي اسفنديار رحيم مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در مطلبي آورده است: چند سايت در اقدامي هماهنگ با درج عنوان مشايي از معاون اولي استعفا داد با نيت خاص شروع به تخريب دولت كردند، اين خبر شايعه و دروغي بيش نيست و اين شايعات از طرف دشمنان ولايت و دولت كريمه ساخته و پرداخته شده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 10:14 |
Balatarin

خاطرات وکیل آلمانی از تظاهرات و حبس در اوین

رادیو آلمان: وکیل آلمانی که خاطرات خود را از تظاهرات مردم، سرکوب نیروهای ویژه و بی‌خوابی و فشار در سلول انفرادی اوین منتشر کرده، "آندرآس موزر" نام دارد. برپایه‌ی گزارش اشپیگل آنلاین، موزر، که در عین حال از سیاستمداران حزب سوسیال دموکرات نیز هست، در سال‌های گذشته به دلیل علاقه‌ی شخصی، به بیشتر مناطق بحرانی جهان سفر کرده است.

آندرآس موزر، مدتی پیش به صورت تصادفی در قطار با محمد مصطفائی، وکیل ایرانی که برای گذراندن تعطیلات به آلمان آمده بود آشنا شد. وی که قبلا نیز یکبار به ایران سفر کرده بود، پس از انتخابات ریاست‌جمهوری و نخستین تظاهرات اعتراضی عظیم مردم علاقمند شد که به ایران برود و شاهد عینی ماجراهائی باشد که از شبکه‌های تلویزیونی می‌دید. موزر روز ۲۲ ژوئن (اول تیر) به تهران پرواز کرد. دوستانش قول دادند که اگر ظرف ۴۸ ساعت خبری از او نشنیدند، موضوع را با سفارت آلمان در تهران در میان بگذارند.

وکیل آلمانی، در فرودگاه بین‌المللی تهران موفق به دریافت سه هفته ویزای توریستی شد. او خبرها را دنبال می‌کرد و شاهد تبی بود که زیر پوست شهر جریان داشت. روز سوم تیر، موزر هتل خود را در خیابان سعدی به قصد گردشی در شهر ترک کرد و از قضا به میدان بهارستان رسید که محل تظاهرات گروهی از مردم و حمله‌ی پلیس بود. وکیل آلمانی، در آنجا مورد هجوم نیروهای ویژه قرار گرفت و پس از دریافت ضربات متعدد باتوم، توانست فرار کند و خود را به هتل برساند. موزر، هنگامی که نیروهای ویژه او را زیر ضربه باتوم گرفته بودند، دائما به انگلیسی فریاد می‌زد که توریست است. اما ماموران اعتنائی نمی‌کردند.

وکیل آلمانی در خاطرات خود می‌نویسد: «هنگامی که من در قطار با محمد مصطفائی وکیل ایرانی آشنا شدم، او از من خواست که هروقت به تهران سفر کردم، به او تلفن بزنم. یک روز بعد از کتک خوردن در بهارستان، به او تلفن زدم و برای شب با او قرار گذاشتم. مصطفائی با اتومبیل مرسدس خود که همسر و دختر ۶ ساله اش روی صندلی عقب آن نشسته بودند، به هتلی که من در آن بودم آمد تا برای شام به جائی برویم. اما چند لحظه بعد، دو خودروی صحرائی راه را بر ما بستند، مردانی از آن پیاده شدند، ما را از اتومبیل مصطفائی بیرون کشیدند، مرا به یکی از ماشین‌ها بردند و بین مردی با سر و صورت خونین و مرد خشن دیگری با کت و شلوار تیره نشاندند. بعد، یکی از ماموران تلفن همراه مرا گرفت و کارت و باطری آن را بیرون کشید.

وکیل آلمانی در خاطرات خود شرح می‌دهد که چگونه بر او چشم‌بند زدند، او را به اوین بردند، چند مرحله در حالی که باید صورتش را به دیوار می‌چسباند از او بازجوئی کردند و او را برای یک هفته در سلولی حدود ۴ متر مربع انداختند که دو لامپ سقفی آن شبانه‌روز روشن بود.

وکیل آلمانی پس از شرح بازجوئی‌ها توضیح می‌دهد که بازجویان باور نمی‌کردند او با همکار ایرانی خود به صورت تصادفی آشنا شده، بلکه می‌خواستند او اعتراف کند که در توطئه‌ای دست داشته است. ساعت یک نیمه شب بیست و هشتم ژوئن، سرانجام مردی که خود را قاضی معرفی می‌کند، در سلول به سراغ وی می‌رود و از او می‌خواهد بنویسد که پدر و مادرش چه شغلی دارند، خواهرش در کجا زندگی می‌کند و به کدام کشورها سفر کرده است. پس از این بازجوئی‌ها، مترجم توضیح می‌دهد که قاضی معتقد است دلیلی برای بازداشت وی وجود نداشته و شاید آزاد شود».

روز بعد، آندرآس موزر باز به ساختمان دیگری منتقل می‌شود و مردی که حدود ۳۵ ساله به‌نظر می‌رسد، به او می‌گوید: «ببخشید که اینقدر طول کشید تا ما کشف کنیم که همه چیز فقط یک سوء‌تفاهم بوده. همه‌ی اطلاعات شما پاک شده و در آینده مشکلی با ویزا نخواهید داشت. مردم ایران و آلمان مناسباتی تاریخی دارند. بالاخره همه ما آریائی هستیم»!

در آخرین شب بازداشت، مرد ۴۰ ساله‌ای را که ۲ متر قد او است و ریش و موی پریشی دارد، به سلول وکیل آلمانی می‌فرستند. این مرد می‌گوید که ۱۵ سال است در اینجا زندانی است و فردا قرار است آزاد شود. او از وکیل آلمانی می‌پرسد که آیا می‌تواند وقتی آزاد شد کاری برایش انجام بدهد؟ آندرآس موزر از او می‌خواهد که نامش را به خاطر بسپارد و به سفارت آلمان در تهران اطلاع بدهد.

اما روز بعد، وکیل آلمانی نیز آزاد می‌شود. او در پایان می‌نویسد: «وقتی زندان را ترک کردم، با انبوه زنان و مردانی روبرو شدم که بعضی از آن‌ها خودشان را در یک پتو پیچیده بودند. هریک از آن‌ها نامی را بر زبان می‌آورد و می‌پرسید که آیا صاحب آن نام را دیده‌ام؟ آیا او را کشته‌اند؟ یا هنوز زنده است».

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 10:13 |
Balatarin

مجمع روحانیون مبارز خواستار همه

 پرسی برای خروج از «بحران» در

 ایران شد

۱۳۸۸/۰۴/۲۹
مجمع روحانیون مبارز و محمد خاتمی روز یکشنبه خواستار برگزاری همه پرسی آزاد از مردم برای اعلام نظر درباره حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری و آنچه خروج از بحران فعلی در ایران خواندند، شدند.

مجمع روحانیون مبارز در بیانیه ای تاکید کرد: «با توجه به اینکه اعتماد حداقل میلیونها انسان نسبت به روند انتخابات سلب شده است، مجمع روحانیون مبارز بر اساس نص صریح قانون اساسی مصرانه می خواهد برای خروج از بن بست و بحران موجود به جای اصرار بر روش های ناکارآمد که تاکنون نتیجه ای جز سلب اعتماد بیشتر نداشته است، در یک همه پرسی که عموم ملت ایران بتوانند آزادانه در آن شرکت کنند، نسبت به آنچه اتفاق افتاده است، نظرخواهی شود.»

این تشکل سیاسی که در آن روحانیون بلندپایه ای از جناح اصلاح طلب حضور دارند گفته است: این همه پرسی « نه توسط نهادها و مراکزی که انتخابات را به این گونه سرنوشتی دچار کردند بلکه زیر نظر نهاد و مرجعی بی طرف و مورد اعتماد مردم.»

برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران با استقبال زیادی روبرو شد ولی اعلام نتیجه آن که به معرفی محمود احمدی نژاد به عنوان نامزد پیروز منجر شد موج گسترده ای از نارضایتی و اعتراض های خیابانی را به دنبال داشت.

این اعتراض ها با سرکوب نیروهای امنیتی، بازداشت فعالان سیاسی و معترضان و همچنین کشته شدن حداقل 20 نفر همراه بود.

میر حسین موسوی و مهدی کروبی، نامزدهای معترض انتخابات، گفته اند که در این انتخابات تقلب های گسترده به نفع آقای احمدی نژاد صورت گرفته و دولت بر آمده از این انتخابات را مشروع نمی دانند.

اصلاح طلبان خواستار ابطال انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و برگزاری مجدد انتخابات شده اند ولی آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، و شورای نگهبان با رد هر گونه تقلب گفته اند که انتخابات دهم ریاست جمهور سالم برگزار شده است.

هواداران رهبر ایران و محمود احمدی نژاد معترضان به نتیجه انتخابات را «آشوبگر» خطاب کرده اند.

مجمع روحانیون مبارز در بیانیه خود از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران به شدت انتقاد کرده و گفته است: «جا دارد که حاکمیت به جای اعتماد به تحلیلهای بیمار گونه و توهم زا که مبنای سیاست ها و اعمال زیان بار و منشأ زیر پا نهاده شدن حقوق شهروندی مردم و نقص آشکار قانون اساسی و قاعده انصاف و شرع و عقل شده است، به پیشنهادهای خیرخواهانه عزیزانی چون هاشمی رفسنجانی توجه و اهتمام کنند تا در سایه آن رهبری، ملت و کشور همه برنده صحنه ای باشند که اگر وضع فعلی ادامه یابد، همگان بازنده خواهند بود.»

اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در نماز جمعه هفته اخیر تهران با بحرانی خواندن وضعت داخلی ایران خواستار بررسی حوادث پس از انتخابات، قانع کردن معترضان و همچنین آزادی بازداشت شدگان چند هفته اخیر شد.

اصولگرایان به شدت به خطبه های نماز جمعه آقای هاشمی حمله کرده و او را همدست «آشوبگران» خواندند.

در همین حال، محمد خاتمی، رییس جمهور سابق ایران که دبیرکلی مجمع روحانیون مبارز را بر عهده دارد در دیدار با خانواده زندانیان سیاسی اخیر گفت: «توصیه های آقای هاشمی حداقل هایی است که می تواند فضای عمومی را تلطیف کرده و اعتماد از دست رفته را برگرداند و من در اینجا نکته ای را اضافه می کنم و به صراحت می گویم راه برون رفت از بحران فعلی، اتکا به آرای مردم و برگزاری رفراندوم قانونی است.»

وی افزود: «این رفراندوم بایستی از سوی نهادهای بی طرف نظیر مجمع تشخیص مصلحت انجام پذیرد. بایستی از مردم پرسید آیا وضعیت پیش آمده، مطلوب است و از آن راضی هستند؟ اگر اكثریت مردم این وضع را قبول داشته باشند، ما هم تسلیم هستیم.»
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 10:11 |
Balatarin

نوآم چامسکی در تحصن ایرانیان در نیویورک

 شرکت می‌کند

 

نوآم چامسکی و خوزه کازانوا، دو چهره‌ی برجسته‌ی آکادمیک در سطح جهان از اعتصاب غذا مقابل سازمان ملل برای محکومیت سرکوب در ایران حمایت کردند. گوگوش و ابی نیز در این اقدام اعتراضی، به روشنفکران و اساتید ایرانی پیوسته‌اند.

 

چامسکی و کازانوا در تماس با اکبر گنجی از حمایت و مشارکت خود در این اعتصاب غذا خبر داده‌اند. گنجی، همراه با شماری از نخبگان و روشنفکران ایرانی، از مبتکران این حرکت اعتراضی در نیویورک است.  چامسکی به گنجی نوشته که حمایت از حقوق بشر و آزادی زندانیان سیاسی او را تحت تاثیر قرار داده و امیدوارست که به جمع آنها بپیوندد.  خوزه کازانوا، جامعه‌شناس اسپانیایی نیز که در دانشگاه جرج تاون تدریس می‌کند، در نامه‌ی حمایتی خود نوشته، زندانیان سیاسی در ایران باید آزاد شوند و حقوق بشر در ایران باید مورد احترام قرار گیرد.

اعتصاب غذا و تحصن ایرانیان در مقابل سازمان ملل در نیویورک، ازچهارشنبه ۲۲ ژوییه تا جمعه ۲۴ ژوییه برگزار می‌شود.

دویچه‌وله: چگونه شد که آقای چامسکی در جریان برنامه‌ی اعتراضی روز چهارشنبه قرار گرفت؟

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  اکبر گنجی: آقای نوآم چامسکی از سرشناس‌ترین روشنفکران جهان هستند که همیشه از حقوق مردم تحت ستم دفاع کرده‌اند. ایشان نظامی‌گری دولت آمریکا و سیاست‌های اسراییل را همیشه نقد کرده‌اند. روشنفکری هستند که به حقوق بشر و دمکراسی در خاورمیانه و ایران نیز بسیار حساس‌اند. اولین دیدار من با شخصیت‌های جهان غرب پس از خروج از کشور،  با آقای چامسکی بود و در این فاصله نیز همیشه با ایشان ارتباط داشته‌ام. در سال ۲۰۰۷ وقتی من نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل در مورد حقوق بشر در ایران نوشتم، ایشان در بین ۳۰۰ روشنفکری بود که از این نوشته حمایت کرد. موضوع اعتصاب غذا را هم به آقای چامسکی اطلاع دادم و این شد که پاسخ ابراز تمایل و حمایت را گرفتم.

مشارکت آقای کازانوا چه؟ به همین ترتیب بود یا دوستان دیگر اقدام کردند؟

 جالب است بدانید که من آقای کازانوا را برای اولین بار در آلمان دیدم. من در یک موسسه‌ی علمی در برلین سخنرانی داشتم و با آقای کازانوا آنجا آشنا شدم. بعد که به آمریکا آمدند ، تماس ما ادامه پیدا کرد. ایشان هم از متفکران معاصر جهان هستند که هم نامه‌ی سال ۲۰۰۷ مرا امضاء کرده و هم  در برنامه اعتصاب غذا شرکت می‌کند.

تلاش نکرده‌اید  که چهره‌های آکادمیک، مدنی و فرهنگی دیگری به حامیان مبارزه مردم ایران اضافه شوند؟

چرا، اما مشکل اینجاست که الان تابستان و فصل تعطیلات است.  خیلی‌ها حمایت کرده‌اند، اما هنوز نمی‌توانم بگویم دقیقا چه کسانی مستقیما حضور خواهند داشت. 

برنامه‌های سه روز اعتصاب غذا مقابل سازمان ملل چه خواهند بود؟

هدف این برنامه، محکومیت سرکوب‌ها در ایران است. این‌همه را بازداشت کرده‌اند و مهم‌ترین هدف این اعتصاب و تحصن، آشنا کردن مردم جهان با وضعیت زندانیان سیاسی عقیدتی در ایران و اطلاع رسانی به جامعه‌ی جهانی است تا وضع دشوار مردم ایران را دریابند. در این سه روز، روشنفکران، مردم، شخصیت‌ها و هنرمندان در تحصن حضور خواهند داشت. سخنرانی و تبادل نظر خواهیم داشت و سعی می‌کنیم که مسئولان سازمان ملل را از این وضعیت آگاه کنیم.

در این سه روز کجا خواهید بود؟

پلیس، معمولا اجازه تجمع در دو نقطه را مقابل سازمان ملل می‌دهد. یکی از این دو نقطه بزرگ‌تر است و ما مجوز حضور در جای بزرگ‌تر را گرفته‌ایم.

شبانه‌روزی آنجا می‌مانید؟

درخواست ما برای شبانه روز بود، اما پلیس قبول نکرد. طبق حکم دادگاه اجازه نمی‌دهند که شب‌ها کسی آنجا بماند. ما از ساعت هشت صبح تا هشت شب آنجا خواهیم بود.

اعتصاب چگونه است؟

ما تنها آب و چای خواهیم خورد.

همه‌ی شرکت کنندگان اعتصاب غذا می‌کنند؟

نه! کسانی که نام‌شان در لیست است، اعتصاب غذا می‌کنند.  میهمانان هم البته می‌توانند مشارکت کنند، ولی ما از آنها و مردم خواسته‌ایم که به صورت تحصن به ما بپیوندند.

برای پوشش خبری این اقدام در رسانه‌های آمریکایی چه کرده‌اید؟ 

ما خبر را برای همه‌ی رسانه‌های ایرانی فرستاده‌ایم. متن انگلیسی همین اطلاعیه را برای تمام رسانه‌های غربی نیز فرستاده‌ایم.

مصاحبه‌گر: مهیندخت مصباح
تحریریه: بهرام محیی

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 10:11 |
Balatarin

موسوی تبریزی: زندانیان باید آزاد شوند

 

آیت‌الله سید حسین موسوی تبریزی، رییس شورای مرکزی خانه‌ی احزاب ایران، در نامه‌های جداگانه‌ای به رییس قوه‌ی قضاییه، وزیر اطلاعات و دادستان کشور، خواستار آزادی بازداشت‌شدگان اخیر شد.

 

به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، موسوی تبریزی، رییس شورای مرکزی خانه‌ی احزاب و دبیر کل مجمع محققین و مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم، نامه‌های جداگانه‌ای برای هاشمی شاهرودی، رییس قوه‌ی قضاییه، محسنی اژه‌ای، وزیر اطلاعات و نیز دری نجف‌آبادی، دادستان کشور نوشته است.

 

موسوی تبریزی در این نامه یادآور شده که اعتراض به نتیجه‌ی انتخابات، با توجه به اصل ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی، نمی‌تواند اتهامی تلقی شود که چهره‌های شناخته‌شده‌ی سیاسی به خاطر ارتکاب آن تحت تعقیب قرار گرفته، دستگیر و بازداشت شوند.

 

در نامه‌ی موسوی تبریزی آمده که شماری از شخصیت‌های سیاسی که در گروه‌ها و احزاب سیاسی فعالیت می‌کردند، بازداشت شده‌اند و دفاتر این احزاب بسته و لاک و مهر شده است.

 

خواست دادرسی عادلانه

 

وی  خاطر نشان ساخته که فلسفه‌ی تشکیل احزاب و گروه‌های سیاسی، در ارائه‌ی برنامه و معرفی کاندیداهای خود در عرصه‌ی انتخابات به افکار عمومی است و اعتراض به نتیجه‌ی انتخابات، با توجه به اصل ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی که آزادی فعالیت احزاب و اجتماعات را به رسمیت شناخته، نمی‌تواند اتهام تلقی شود.

 

رییس شورای مرکزی خانه‌ی احزاب یادآور شده که قانون اساسی، حق انتخاب وکیل را به رسمیت شناخته و حداقل انتظار این است که بازداشت‌شدگان بتوانند در دادرسی‌های عادلانه و با حضور وکیل و هیئت منصفه از حقوق خود دفاع کنند.

 

موسوی تبریزی در پایان خواستار تسریع در آزادی بازداشت‌شدگان اخیر، رفع محدودیت‌های احزاب و برخورد با متجاوزان به حقوق شهروندان شده است.

 

درخواست آزادی زندانیان نقض قانون است

 

از سوی دیگر، در پی سخنان هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه و خواست وی برای آزادی بازداشت‌شدگان حوادث اخیر، مرتضی تمدن، استاندار تهران، طرح چنین خواسته‌ای را «نقض قانون» خواند. به گفته‌ی وی، کسانی که جزو دستگیرشدگان هستند، «عموما به جرم‌شان اعتراف کرده‌اند یا اسناد محکمی مبنی بر مجرم بودن آن‌‌ها وجود دارد».

 

تمدن تصریح کرد که: «درخواست آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برای آزادی زندانیان نقض قانون است مگر این‌که منظورایشان کسانی باشند که به دلیل عدم ارتکاب جرم زندانی شده‌باشند».

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2009 و ساعت 10:9 |
Balatarin

اعتراضی‌ترین نمازجمعه‌ی تاریخ معاصر ایران

 

شاهدان عینی از پرازحادم‌ترین و اعتراضی‌ترین نماز جمعه تاریخ سی سال اخیر ایران خبر می‌دهند. هنگامی که رفسنجانی خواهان آزادی زندانیان معترض به نتیجه انتخابات شد، تأیید جمعیت این خواست را همراهی کرد.

 

بعد از اعلام رسمی دفتر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر اقامه نماز جمعه تهران توسط وی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو تن از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری اعلام کردند که هم‌گام با مردم برای ادامه اعتراضاتشان در نماز جمعه این هفته شرکت خواهند کرد.

 

به گفته‌ی شاهدان عینی از ساعت ۱۰ صبح درهای ورودی دانشگاه تهران بر روی مردم بسته شده و به آنان اجازه ورود به داخل دانشگاه داده نمی‌شد. شرکت‌کنندگان در مراسم امروز از تعداد بسیار زیاد مردمی که به سمت دانشگاه تهران حرکت می‌کردند گفته‌اند. یکی از این شاهدان، جمعیتی را که از میدان فلسطین به سمت دانشگاه تهران حرکت می‌کردند بالغ بر ۳۰۰ هزار نفر تخمین می‌زند. وی می‌گوید: «از تقاطع  طالقانی - وصال جمعیت به حدی زیاد بود  که نمی‌شد جلوتر رفت و مردم جای جای خیابان طالقانی نشسته بودند. قبل از سخنرانی رفسجانی  فردی پشت تریبون رفت  و خواستار گفتن ’’مرگ بر امریکا‘‘ بود که همه‌ی مردم با شدت ’’مرگ بر روسیه‘‘ می گفتند و بعد هم  ’’یا حسین میرحسین‘‘».

 

دستگیری شادی صدر

 

قبل از شروع نماز جمعه حدود ساعت ۱۲ ظهر به وقت تهران، شادی صدر وکیل و فعال زنان در حالی که با دوستان و همکارانش به طرف محل برگزاری نماز جمعه می‌رفتند، توسط نیروهای لباس شخصی در بلوار کشاورز دستگیر شد. زهرا سعیدزاده حقوقدان و از همکاران شادی صدر که هنگام دستگیری وی با او بوده مشاهداتش را اینگونه بیان می‌کند: «من و دوستانم داشتیم می‌رفتیم نماز جمعه. مثل همه‌ی آدمهای که می‌توانند بروند نماز جمعه، خیلی ساده و راحت. ناگهان یک موتورسوار به ما حمله کرد و گفت، این خانم را دستگیر کنید. دو نفرکه پیاده بودند شروع کردند به گرفتن شادی و به طرف ماشین بردندش. ما اعتراض کردیم که برای چی می‌خواهند این کار را بکنند. برای این که نه پلیس بودند، نه نیروی انتظامی. گفتند شما کاری نداشته باشید، بروید کنار بایستید. شادی را انداختند تو ماشین».

 

برخورد نیروهای امنیتی با مردم در نماز جمعه بیست و ششم تیرماه تهرانBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  برخورد نیروهای امنیتی با مردم در نماز جمعه بیست و ششم تیرماه تهرانوی همچنین از برخورد خشن افراد دستگیرکننده خانم صدر با وی می‌گوید و اینکه او را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند: «ما در ماشین را باز کردیم که شادی را بیرون بیاوریم، با وضعیت خیلی وحشتناک و غیرانسانی مانتوی شادی را از تنش درآوردند و یکنفر از جلو به او حمله کرد و اصلا روسری‌اش را از سرش درآوردند. من گفتم، شادی بیا بیرون. اینها کی هستند دارند تو را می‌برند. که شادی به سمت خیابان دوید تا از دستشان فرار بکند، ولی یک آقایی با یک باتوم فنری به او حمله کرد و خانم صدر را بغل کرد و انداخت تو ماشین. یعنی دیگر آن موقع نه حجاب مطرح بود، نه محرمی و نامحرمی. فقط می‌خواستند شادی را ببرند. پشت سر آن هم دوتا ماشین بنز آمدند وسط خیابان که من دیگر آنموقع گفتم مردم کمک کنید، دارند می‌برند، لخت‌اش کرده‌اند و دارند می‌برندش. اما مردم همین طور مبهوت مانده بودند. مثل این که از یک مدتی این موتورسوارهای لباس شخصی دنبال ما بودند».

 

تنها نماز جمعه‌ای که با کف و سوت همراه بود

 

شاهد عینی دیگری که امروز از ساعات اولیه روز برای شرکت در تجمع اعتراضی نماز جمعه به سمت دانشگاه تهران رفته، مشاهداتش را اینگونه بیان می‌کند: «ما حدود ساعت ۱۲ رسیدیم و درهای دانشگاه را بسته بودند در حالی که هیچ وقت ساعت ۱۲ درها را نمی‌بندند. مردم اعتراض‌شان این بود که چرا ساعت ۱۲ درها را بسته‌اید و می‌گفتند بگذارید ما برویم داخل. حتا یک عده رفتند به طرف در که در آن را بشکنند و وارد بشوند که دیگر نتوانستند. مردم در تمام خیابان‌های اصلی، یعنی چهارضلع دانشگاه تهران نشستند. همه‌ی خیابانها پر شد، به غیر از میدان انقلاب. گارد ویژه، پلیس، بسیجی، لباس شخصی، هرچیزی که دلتان بخواهد هم بود. حرفهای خطیب قبل از رفسنجانی همه پخش شد و همه گوش کردند. به حرفهای هاشمی که رسید بلندگوها را قطع کردند یعنی توی محوطه‌ی دانشگاه صدای هاشمی پخش می‌شد. بعد دیگر مردم با رادیو ترانزیستوری خطبه‌ها را گوش می‌کردند. قبلش هم کلی شعار دادند. محور اصلی شعارها این دفعه مرگ بر روسیه بود. یعنی چیز جدیدی بود. چون این هواپیما هم سقوط کرده بود، مردم عقده‌ی عجیبی از روسیه گرفته بودند. یکی هم زندانی سیاسی آزاد باید گردد. و شعار ’’مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی‘‘ و "یا حسین میرحسین‘‘.مردم با همین رادیوهای کوچک به همدیگر خبر می‌دادند که الان هاشمی دارد چه می‌گوید. آنجایی که درباره‌ی زندانیان سیاسی گفت، همه الله اکبر گفتند، دست زدند، کف و سوت زدند. این تنها نمازجمعه‌ای بود که کف و سوت داشت. بعضی‌ها می‌گفتند کف نزنید، سوت نزنید ولی مردم می‌گفتند دلمان می‌خواهد اصلا آمده‌ایم که کف و سوت بزنیم».

 

صحنه‌ای از پرتاب گاز اشک‌آور میان مردم در نماز جمعه بیست و ششم تیرماه تهرانBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  صحنه‌ای از پرتاب گاز اشک‌آور میان مردم در نماز جمعه بیست و ششم تیرماه تهراناین شرکت‌کننده در مراسم اعتراضی روز جمعه تهران همچنین از شلیک گاز اشک‌آور توسط نیروهای انتظامی می‌گوید: «همین که خطبه‌های نماز تمام شد، یعنی هنوز نماز را نخوانده بودند که حمله کردند. بیشتر از همه چیز گاز اشک‌آور بود. صدای شلیک می‌آمد که مردم فکر کردند اینها دارند تیر می‌زنند ولی صدای تیر نبود، گاز اشک‌آور بود. دوباره مردم راه افتادند و شعار می‌دادند. شعار مرگ بر دیکتاتور، یا حسین، میرحسین. بعد همه هم سبزپوش بودند. یعنی اصلا مردم نترسیده بودند. همه مچ‌بند، روسری و نشانه‌های سبز داشتند. بعد آمدند سمت بلوار کشاورز و ولیعصر و دوباره دسته‌های تجمع راه افتاد. ولی گاز اشک‌آور و باتوم بیشترین چیزی بود که مردم را با آن متفرق می‌کردند. اگر می‌ایستادی، یکنفر هم بودی، می‌گفتند خانم رد شو، آقا رد شو و اگر نمی‌رفتی باتوم می‌زدند. من خودم سر خیابان ویلا  دیدم پسری را گرفتند و کلی او را کتک زدند و بعد هم او را بردند».

 

به گزارش خبرگزاری‌های خارجی از جمله رویترز در نماز جمعه تهران ۱۵ نفر دستگیر شده‌اند. شاهدان عینی اطلاعی از تعداد دستگیرشدگان نداشتند اما خبر دستگیری‌های گسترده را تایید کرده‌اند. سایت‌های خبری منتقد دولت احمدی‌نژاد شمار شرکت‌کنندگان در نماز جمعه‌ی اعتراضی امروز را بی سابقه و تا دو و نیم میلیون نفر تخمین زده‌اند.

 

همچنین به گزارش سحام‌نیوز افراد لباس شخصی هنگام ورود مهدی کروبی به دانشگاه تهران وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند به طوری که عمامه‌ی او از سرش افتاد. حسین کروبی فرزند مهدی کروبی دراین مورد به سحام نیوز گفت: «هنگامی كه پدرم مقابل دانشگاه از ماشین پياده شد، تعدادی از نيروهای لباس شخصی مقابل در ايستاده و زیر چتر حمایت نیروی انتظامی به او حمله كردند و او را مورد تعرض قرار دادند به طوری كه عمامه‌ی وی از سرش افتاد . آنها به فحاشی پرداخته و الفاظ بسيار زشت و زننده‌ای به كار می‌بردند . در همين حال محافظين با سختی آقای كروبی را وارد دانشگاه كردند».

طبق گزارش‌های رسیده، یکی از اعضای سایت میدان زنان نیز در تظاهرات روز جمعه مورد حمله‌ی نیروهای پلیس قرار گرفت و در اثر ضربه باتوم از ناحیه دست دچار شکستگی شد.

 

میترا شجاعی

تحریریه: فرید وحیدی

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 18 Jul 2009 و ساعت 14:56 |
Balatarin

پشتیبانی صدراعظم آلمان از حقوق و آزادی

 ایرانیان

 

آنگلا مرکل از جمهوری اسلامی ایران خواست موازین حقوق‌بشر را رعایت کند. او گفت، بیست سال پس از فروریختن دیوار برلین، وظیفه آلمان حمایت از انسان‌هایی است، که در دیگر نقاط جهان برای کسب آزادی به پا خواسته‌اند.

 

صدراعظم آلمان، که در روز جمعه (۲۶ تیر) در کنگره حزب سوسیال مسیحی بایرن در شهر نورنبرگ شرکت جسته بود، گفت: «ما از کسانی که در ایران قدرت را در دست دارند، می‌خواهیم که به مردم آن چیزی را دهند، که حقوق‌بشر و حقوق شهروندان نامیده می‌شود. این به معنای امکان آزاد ابراز عقیده و تظاهرات صلح‌آمیز است.»

اوضاع ایران نقش ویژه‌ای را در سخنان صدراعظم آلمان در زمینه‌ی سیاست خارجی به خود اختصاص داد. او با شفافیت کامل به رژیم ایران گوشزد کرد: «به مردم همان آزادی عقیده‌ای را دهید، که ما نیز آن را می‌شناسیم.»

صدراعظم آلمان‌، با نگاهی به تجربه شخصی خود در آلمان شرقی سابق و شرایط خفقان و سرکوب در این کشور، اعلام کرد، که بیست سال پس از فروریزش دیوار برلین، وظیفه آلمان حمایت از انسان‌هایی است، که در دیگر نقاط جهان برای کسب آزادی به پا خواسته‌اند. خانم مرکل افزود: «این وظیفه، وصیت و خواست تمام افرادی است، که آزادی را برای ما به ارمغان آوردند و از آن پاسداری کردند.»

صدراعظم آلمان در ادامه سخنان خود از شجاعت تظاهرکنندگان ایرانی تجلیل کرد، وی از مردمی یاد کرد، که برای احقاق حقوق خود به خیابان‌ها آمدند و در این راه بازداشت و یا مجروح شدند و حتا جان خود را از دست دادند.

"تهران دوباره سبز شد"

در صفحه نخست بسیاری از روزنامه‌های مهم آلمان، عکس‌ها وگزارشاتی مفصل از تظاهرات مردم پس از مراسم نماز جمعه ۲۶ تیر در تهران به چشم می‌خورد. روزنامه فرانکفورتر روندشاو با درج عکسی بزرگ از یک زن ایرانی که مچ‌بندی سبز به دست دارد و در حال اعتراض است، نوشت: «آنها دوباره آمده‌‌‌‌‌‌‌‌اند.»

فرانکفورتر روندشاو در ادامه نوشته است، در پی هفته‌ها آرامش نسبی بار دیگر تظاهرکنندگان در ایران پا به میدان گذاشتند و دست به اعتراض زدند. نیروهای امنیتی و انتظامی نیز مجدداً با توسل به خشونت، پرتاب گاز اشک‌آور و ضرب و شتم معترضان کوشیدند، صدای مردم را خاموش کنند.

فرانکفورتر روندشاو به اشاره به خطبه‌های نماز جمعه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی و یافتن برون‌رفتی از بحران پساانتخاباتی می‌نویسد: «قیام در ایران زنده است. و با آمدن معترضان به خیابان‌ها، تهران بار دیگر سبز شد.»

روزنامه "نویه تسورشه تسایتونگ" درباره اهمیت سخنان هاشمی رفسنجانی می‌نویسد: «رفسنجانی، به عنوان یک رهبر هوشمند اسلامی، تا حد ممکن از موضع آیت‌الله خامنه‌ای در حمایت از احمدی‌نژاد فاصله گرفت.» سخنان رفسنجانی، تسویه حسابی آشکار با جریانات شدیداً افراطی طرفدار احمدی‌نژاد به حساب می‌آید.

به گفته این روزنامه در ایران دو جهبه در مقابل هم صف‌آرایی کرده‌اند: دریک سوی ائتلافی از اصلاح‌طلبان و روحانیان برجسته ایران و در سوی دیگر جبهه‌ای متشکل از رهبر نظام، رئیس‌جمهوری، سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی.

تسوریشه‌تسایتونگ درباره‌ی تحولات آتی می‌نویسد: «بهترین حالت، برکناری آیت‌الله خامنه‌ای توسط مجلس خبرگان است و بدترین حالت ادامه سیاست فعلی در شکل یک کودتای نظامی خواهد بود، که منجر به دستگیری بیشتری از رهبران اپوزیسیون خواهد شد.»

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 18 Jul 2009 و ساعت 14:55 |
Balatarin
نامه دريافتي :
نافرمانی مدنی مجموعه تاکتیکها و رفتارهای اجتماعی است که برای تغییر مسالمت آمیز نظام سیاسی از سوی مردم بکار می رود و از گرد همائی ها و تظاهرات و اعتصابات و آگاهی دادن ها و چالش هر روزه اقتدار حکومتی، هر اقدامی را که به سود مردم و در مخالفت با رژیم باشد در بر می گیرد.مهم ترین اصول نافرمانی مدنی شامل این موارد است:
1- اخلال در روال عادی جامعه 2- ایجاد تجمعات در اشکال متفاوت 3- مختل کردن نقل و انتقالات روزانه و امور عمومی در شهرها (مانند: ايجاد ترافيك هاي سنگين در خیابان ها، بوق زدن هاي متوالي و روشن كردن چراغ های اتومبيل در ساعات مشخص روز، اخلال در رعایت ساعات خاموشی و سوء مصرف منابع عمومی و...) 4-استمرار در اجرای گردهمایی‌های خاموش و اعتراض های خزنده فردی در مراکز تجمع شهری(مانند: ایستگاه های اتوبوس،مراکز خرید، پارک ها و...)5- تحصن‌های مسالمت‌آمیز6- تلاش برای جلوگیری از بازگشت به زندگی عادی 7-در معرض دید همگانی قرار دادن نمادها و شعارهای جنبش 8- اعتصاب با هدف اخلال در چرخه اقتصادی( از قبيل بستن مراكز تجاري و بازارها، تاخير در حضور در ادارات براي كارمندان و تعجيل در خروج ها، عدم پرداخت به موقع قبوض آب و برق و تلفن و گاز و...)9-جلوگیری(از) و یا اعتراض(به) تصمیمات دولتی در تمامي سطوح(از کوچک ترین نهادهای دولتی تا عالی ترین ارگان های تصمیم سازی و تصمیم گیری)10- تشویق ماموران نظامي و انتظامی به سرپیچی از دستور و خودداری از تیراندازی به مردم و همچنین تخلیه روانی آنها از طریق گفتگو و زیر سوال بردن مشروعیت اعمال آنها (به عنوان مثال استفاده از چنين جملاتي: خودتونو ابزار دست بی رحما نکنید، اونایی که ازتون نفرت دارن، برده تون می کنن، زندگی تون رو تحت فشار می ذارن و نظامی بارتون میارن، بهتون می گن چه بکنید، چه نکنید، چی فکر کنید و چی احساس کنید، مشق نظامی بهتون می دن، خوراک بهتون می دن، باهاتون مثل گله ی گاو رفتار می کنن، مثل گوشت دم توپ ازتون کار می کشن. خودتونو به دست این آدما ندید، آدمای غیر طبیعی، آدمای ماشینی، با مغزای ماشینی، و قلبای ماشینی! شما ها آدمید! ،شماها عشق به بشریت رو تو سینه هاتون دارید. شما کینه ای ندارید؛ فقط اونایی که با عشق غریبه اند، به دیگران کینه دارن...)11- ایجاد مراکز متعدد در رهبری جنبش12- تهدید مقامات دولتی به محاکمه حقوقی در آینده13- گفت‌وگو و مکاتبه گروه‌های حقوق بشری با رسانه هاي مستقل14- خبر و اطلاع رساني به شیوه های گوناگون به گروه های هدف15- جنبش شعار نويسي در تمام معابر، خيابان ها و مراكز پررفت و آمد، ديوارهاي مدارس، مراكز آموزش عالي و ادارات و نهادهاي دولتي16- تهيه و انتشار خبرنامه و تراكت به مناسبت هاي گوناگون و به صورت مستمر17- استفاده از جنبش نرم افزاري و اينترنتي از قبيل ايميل، وبلاگ و سايت جهت خبر رساني و آگاهی بخشی18- استفاده از تلفن همراه و سرويس پيام كوتاه به عنوان یک ابزار ارتباطی19- حضور در پشت بام ها و سردادن شعارهاي سازماندهي شده در به رسميت نشناختن مشروعيت و عدم مقبوليت نظام20- خروج سرمایه‌ها و پس‌اندازها از بانک‌ها و موسسات اعتباری21- امتناع از همکاری برای دریافت و یا ارایه اوراق شناسایی22- خروج از قانون و امتناع از اجرای آن به اشكال گوناگون23- طرح مطالبات آزاديخواهانه در قالب هاي مختلف24- شبكه سازي هاي اجنماعي در سطوح كوچه ها، محلات، خيابان ها و ایجاد شبکه های ارتباطی اینترنتی با شهرستان ها از طریق وبلاگ و ایمیل 25- سازماندهي شبكه هاي صنفي زنان، دانشجويان، كارگران، معلمان، دانش آموزان، بازاريان به منظور هماهنگی در اقدام و همچنین بازدارندگی26- به راه انداختن جنگ رواني عليه رژیم در تمامی سطوح با استفاده از تهییج و تبلیغ27- پاره کردن تراکت های تبلیغاتی رژیم در خیابان ها و معابر و رنگ پاشی روی عکس ها و تصاویر مقام های حکومتی28- استفاده از تمامی تکنولوژی های سنتی و نرم افزاری برای درهم شکستن چهره دیکتاتوری و تمامی مظاهر رعب آور آن(مانند پیامک های حاوی طنز، ناسزاگویی های محفلی، کاریکاتور سازی، هجو و...) 29- تحريم تمامي مناسبت هاي تقويت كننده مشروعيت بخش به رژيم30- آموزش نافرماني مدني به صورت انتشار و توزيع جزوه هاي راهنمای مدون و سی.دی های کامپیوتری31- تولید فکر و طراحی نقشه و راهکارهای به روز شده برای نافرمانی مدنی32- تدوين استراتژي هاي مدون براي گذار از نافرماني مدني به بدفرماني مدني33-آماده سازی نیروها در تمامی سطوح برای تغییر کاربری جنبش از بدفرمانی مدنی به جنبش اعتراضی آشکار در دوران پساگذار . https://www.ina-newsagency.com/News-Details.aspx?newsId=25144&back=1
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 18 Jul 2009 و ساعت 14:54 |
Balatarin
تظاهرات مردم بعد از نمازجمعه -26تير
خبرنگار آژانس ايران خبر:
مردم از ساعت 9 صبح که جمعیتشان کم کم زیاد می شد خود را به دانشگاه رساندند
و در ساعت 12 با سر دادن شعار به راهپیمایی خود ادامه دادند, مامورین با شلیک مستقیم گازهای اشک آوری که نسبت به روزهاي قبل بسيار قوی تر بود مردم را متفرق می کردند.
بعد از دهها شلیک پی در پی مستقیم تفنگ هایی که مخصوص پرتاپ گازهای اشک آور و گازهای فلفل بودچندین نفر به طور جدی زخمی شدند.
ماموران وحشي و سركوبگر نظام, به هيچ كس رحمي نكرده و مرد و زن و پیر و جوان را طوری با بانوم و گازهای اشک آور گازهای فلفل می زدند که حتی تصورش را هم نميشد كرد.
در يكي از درگيري ها مزدوران درحال زدن دختري به نحوي وحشيانه بودندكه گويي قصد جان او را كرده اند ولي در همين لحظه مردم به كمك آن دختر آمدند و مزدور را گرفته و گوشمالي دادند.در همين حين دو موتور سوار به كمك اين مزدور آمدند ولي بازهم موفق نشدند و مردم آنها را نيز گرفته و موتورهاي آنها را آتش زدند .
به دنبال اين موضوع چند تیر هوایی شلیک شد .
مامورين درخيابان كارگر و 16 آذر به طرز وحشيانه اي به مردم حمله ميكردند . سركوب گسترده مردمي كه بيرون از نمازجمعه بودند تا قبل از پايان نماز در دستور كار مزدوران و عوامل سركوبگر بود.
سركوب بسيار وحشيانه بود در زير چند صحنه از اين درگيري ها آمده است :
- در اثر شليك گاز اشك آور و شليك گلوله به سمت مردم , خانم 60ساله ای سکته کرد و در آمبولانس بخاطر مشکل تنفسی جان باخت.
- پسری 20 ساله که گاز به صورتش برخورد کرده بود با صورتی خونین و چشمانی که خون های لخته شده از آن مانند اشکی به پایین میریخت فریاد میزد که من نمی خواهم کور بشوم
- دود های مخلوط شده گازهای فلفل و اشک آور همه جا را فرا گرفته بود
نكته اي كه بسيار بسيار مهم و قابل توجه بود كمك و وفاداري مردم و اتحاد آنها حتي در اين شرايط و صحنه ها بود.
مردم با اتحادچشمگيري به هم کمک می کردند و برای همدیگر روزنامه به آتش می کشیدن تا مرحمی باشد بر روی سوزش چشم و گلو , در اين ميان زنان و افراد مسن در اولویت بودند ,صحنه هاي زيادي بود که جوانی از درد چشم و سوزش سرفه می کرد و به خود می پیچید ولی روزنامه ای که در دستش بود را دود می کرد تا جلوي چشم هموطني ديگر بگيردو او را ازدرد نجات دهد.
در ساعت 15 نیروی سپاه و بسیج به طور گسترده به میدان آمدند و مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند , آنها براي سركوب بيشتر و وحشيانه تر خيابانها را بسته بودند و از هر سو كه مردم راه گريزي پيدا ميكردند گاز اشك آور شليك ميشد .
تمام پمپ های بنزین از خيابان ونک تا انقلاب و خیابان آزادی تعطیل بود.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 18 Jul 2009 و ساعت 14:52 |
Balatarin

چگونگی سقوط هواپیمای کاسپین شگفت انگیز است

خبرگزاری مهر: یکی از خلبانان شرکت هواپیمایی کاسپین پس از مشاهده محل سقوط هواپیمای پرواز 7908 گفت: تاکنون در هیچ سانحه هوایی مسافران و هواپیما اینگونه متلاشی نشده بودند و این حادثه بسیار نادر و کم نظیر است.

خلبان پرویز الماسی که به منظور شرکت در مراسم یادبود درگذشتگان سانحه اخیر و بویژه ابراز همدردی با خانواده کادر پروازی به محل سقوط هواپیما آمده بود ، درحالی که بشدت از دیدن محل سقوط متاثر شده بود در گفتگو با خبرنگار مهر در قزوین گفت: بیش از 35 سال سابقه پرواز با هواپیماهای مختلف را دارم و چندین سانحه هوایی را از نزدیک و از طریق فیلم دیده ام ، اما با جرات باید بگویم از دیدن این صحنه ها شگفت زده شدم و باور نکردم که این هواپیما بعد از سقوط اینگونه متلاشی شده باشد.

الماسی افزود: خلبان و کادر پروازی این هواپیما از بهترین خلبانان کشور و شرکت کاسپین بودند و نه تنها اشتباه خلبان شاید غیر ممکن باشد بلکه حتی با توجه به نوع حادثه به نظر می رسد داشتن نقص فنی در هواپیما نیز بعید باشد.

وی در بیان استدلال این گفته خود تصریح کرد: این هواپیما حدود 28 هزار و 600 پا ارتفاع داشته که این ارتفاع برای یک خلبان فرصت بسیار زیادی تلقی می شود تا تصمیم بگیرد و حداقل اطلاعاتی را به مرکز کنترل منتقل کند ، اما شواهد نشان می دهد در چند دقیقه قبل از سقوط هیچ تماس و یا ابراز نگرانی از سانحه یا مشکلی در هواپیما گزارش نشده و در حدود دو دقیقه قبل از سقوط همه ارتباطات خلبان با خارج از کابین قطع بوده است.

خلبان الماسی یادآور شد: با سابقه 12 هزار ساعت پرواز باید بگویم هرچند نقص فنی در هواپیما مسئله ای عادی تلقی می شود اما گزارشها بیانگر آن است که از وقتی هواپیما گردش به چپ کرده و در حال سقوط بوده یک دقیقه و 18 ثانیه طول کشیده تا به زمین برخورد کند که در این زمان هم هیچ اطلاعاتی منتقل نشده است که این جای تامل و بررسی دارد.

وی به مهر گفت: حتی از کمک خلبان و مهندسان پرواز هم اطلاعاتی منتقل نشده و معلوم نیست در کابین چه اتفاقی افتاده که همه مستاصل بوده اند و کاری برای ارتباط نکرده اند. شاید بتوان حدس زد یک حادثه غیر طبیعی و یا مورد دیگری که کنترل مجموعه خلبان و کادر پرواز را مختل کرده منجر به این سقوط در کمترین زمان شده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 18 Jul 2009 و ساعت 14:42 |
Balatarin
16:46 » 
16:44 » 
16:30 » 
16:16 » 
16:03 » 
15:41 » 
15:37 » 
15:19 » 
15:06 » 
14:54 » 
14:43 » 
14:10 » 
13:39 » 
13:37 » 
13:33 » 
13:07 » 
12:58 » 
12:52 » 
12:45 » 
12:30 » 
12:08 » 
11:59 » 
11:53 » 
11:26 » 
11:10 » 
11:09 » 
11:06 » 
10:59 » 
10:43 » 
10:29 » 
10:20 » 
10:15 » 
10:08 » 
10:05 » 
10:00 » 
09:53 » 
09:20 » 
09:15 » 
09:12 » 
08:46 » 
08:33 » 
08:27 » 
08:21 » 
08:15 » 
08:05 » 
08:00 » 
07:49 » 
00:29 » 
00:05 » 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 17 Jul 2009 و ساعت 17:21 |
Balatarin

تهران؛ پرتاب گاز اشک آور برای متفرق کردن مردم

گزارش خوانندگان از تهران: دقایقی پیش گروه‌های بسیجی برای متفرق ساختن خیل عظیم مردم در پشت درهای دانشگاه از گاز اشک‌آور استفاده کردند. پلیس هم از باتوم برای پراکنده کردن جمعیت استفاده کرده است. اين در حالي است كه مردم شعارهايي نظير زنداني سياسي آزاد بايد گردد و مرگ بر چين ، مرگ بر ديكتاتور سر مي دهند

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 17 Jul 2009 و ساعت 11:57 |
Balatarin
تغيير برای برایری : شادی صدر که به همراه تعدادی از اعضای گروه میدان زنان به صورت پیاده در خیابان کریم خان در حال رفتن به نماز جمعه بود با حمله نیروهای لباس شخصی مواجه و به
زور سواتر یک ماشین پژو شد.
دوستان حاضر در محل می گکویند سعی کرده اند او را از دست این نیروهای لباس شخصی که هیچ حکم و حتا توضیحی ندادند که از طرف چه ارگانی هستند و خانم صدر را به کجا می برند نجات دهند انها چنان او را کشیده اند که مانتو و روسری او از تنش خارج شده است.http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=3874
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 17 Jul 2009 و ساعت 11:41 |
Balatarin
خبرنگارآژانس ايران خبر:
از ساعات اولیه بامداد جمع کثیری از مردم تهران به بهانه ی شرکت در نماز جمعه به خیابان های اطراف دانشگاه تهران محل برگزای نماز جمعه این هفته تهران به امامت
اکبر هاشمی رفسنجانی آمدند.خیابان های کارگر شمالی ,قدس ,16 آذر,بلوار كشاورز,وصال شیرازی,فلسطین وایتالیا مملو از جمعیت است. گروه های خود جوش مردمی با حضور گسترده در نماز جمعه این هفته تهران بار دیگراعتراض خود را نسبت به عملکردهای رژیم نشان دادند.محمود احمدی نژاد برای فرار از رویارویی با مخالفان
خود در نماز جمعه در اقدامی غیر منتظره به مشهد رفت تا ضمن عدم شرکت در نماز جمعه بخشی از اخبار کشور را به سفر استانی خود اختصاص دهد. حضور میرحسین موسوی,محمد خاتمی ومهدی کروبی باعث شد تا نیروهای مردمی معترض به نظام و انتخابات حضور پررنگ تری داشته باشند.از صبح جمعه تدابیر امنیتی در اطراف دانشگاه تهران تشدید شد و خیابان های اطراف میدان و خیابان انقلاب توسط نیروهای امنیتی پوشش داده شد.بخش دیگری از نیروهای امنیتی نیز در قالب افراد لباس شخصی و نمازگزار در بین مردم قرار گرفته و سعی در کنترل جمعیت داشتند.ازدحام مردمی در خیابان های اطراف تهران به حدی است که اجازه هرگونه تحرکی از نیروهای امنیتی سلب شده است. با این حال احتمال تشنج و درگیری لحظه به لحظه بیشتر می شود.بخش زیادی از جمعیت با سردادن شعار هایی سیاست های دولت احمدی
نژاد را محکوم و دولت وی را غیر قانونی و نامشروع می دانند.از سوی نیروهای وابسته به بسیج وسپاه تلاش بسیاری برای به انحراف کشیدن اعتراض مردم صورت می گیرد اما این تلاش ها بی نتیجه است.صحن دانشگاه تهران مملو از نمازگزارانی است که با پارچه های سبزرنگ خود اعتراض خود را به اقتدارگرایان نشان می دهند.جمعیت انبوه مردم تهران باردیگر با حضور گسترده در نمازجمعه نمادین اعتراض خود را به گوش سران تمامیت خواه کشور رساندند.نماز جمعه این هفته تهران یک قیام فراگیر دیگر از سوی مردم ایران در اعتراض به عملکرد استبدادی دستگاه حاکمه است.جمعیت معترض از ساعت 8 صبح از نقاط مختلف شهر تهران راهی مرکز شهر و میدان انقلاب شدند.لحظه به لحظه برجمعیت نمازگزاران معترض افزوده می گردد و تقریبا از ساعت 10 صبح صحن دانشگاه تهران از جمعیت نمازگزار و معترض پرشد.سایر نمازگزارن معترض با پرشدن محل اصلی نماز جمعه در دانشگاه و کوچه و خیابان های اصلی دانشگاه در خیابان های 16
آذر,قدس,پورسینا,بلوارکشاورز,ایتالیا,فلسطین و وصال شیرازی حضور یافتند و به صف انبوه نمازگزاران معترض پیوستند .در خیابان های اطراف میدان انقلاب و خیابان های دورتر نیز جمعیت معترض حضور يافته و این جمیعت انبوه از دوسوی میدان انقلاب تا خیابان های جمالزده و ولیعصر قرار گرفته بود.
ادامه دارد......
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 17 Jul 2009 و ساعت 11:40 |
Balatarin

خبرگزاری فرانسه: شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد در نماز جمعه

خبرگزاری فرانسه در خبری فوری از تهران نوشت هزاران نفر از معترضان که در دانشگاه تهران گرد آمده اند، شروع به شعار دادن کرده و از جمله شعار می دهند : زندانی سیاسی آزاد بازد گردد. برخی از تظاهرکنندگان نوار سبزرنگ با خود حمل می کنند.


+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 17 Jul 2009 و ساعت 11:36 |
Balatarin

همزمان با شروع نماز جمعه تلفن های همراه قطع شد

ايلنا: همزمان با شروع نماز جمعه تلفن‌هاي همراه منطقه منتهي به ميدان انقلاب ، وليعصر، بلوار كشاورز، خيابان انقلاب، خيابان جمهوري ، ميدان فردوسي قطع شد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 17 Jul 2009 و ساعت 11:36 |
Balatarin

جلوگیری از ورود خبرنگاران خارجی به محل نماز جمعه

سایت موج آزادی: با آنکه همیشه خبرنگاران خارجی امکان حضور در محل اختصاصی خبرنگاران در کنار جایگاه اصلی نمازجمعه و تهیه گزارش از این مراسم را داشته‌اند، آخرین اخبار رسیده حاکی از آن است که امروز ماموران امنیتی از ورود خبرنگاران خارجی به محوطه نمازجمعه جلوگیری کرده‌اند.

اين اخبار حكايت از آن دارد كه از ورود كليه خبرنگاران خارجي به نمازجمعه ممانعت شده و كارت‌هاي بسياري از آنان توسط ماموران گرفته و اعلام شده كه حق تصويربرداري از نمازجمعه و خيابان‌هاي اطراف را ندارند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 17 Jul 2009 و ساعت 11:35 |
Balatarin

گزارش خوانندگان؛ سفر احمدی نژاد به مشهد

من امروز در محل ورود احمدي نژاد به علت كار ديگري حضور داشتم. تعداد دوندگان و يا استقبال كنندگان به زحمت 2000 نفر بود چندين نفر سوار بر وانت و يك اكيپ خبرنگاران بودند. جالب است كه مغازه دارها مي گفتند كه چندين اتوبوس را ديده اند كه اين ادم ها را مي آورند و مي برند
به دست همه مردم پرچم داده بودند. اما از تعداد كم استقبال كنندگان حيرت كردم. با خودم گفتم اين ها با تكنيك هاي فيلمبرداري تعداد را اين طوري نشان مي دهند چون تعداد به زحمت به 2000 نفر مي رسيد و اتوموبيل ايشان هم بسيار سريع با سرعت حدود 70 كيلومتتر رد شد. مشهد هم كه الان خيلي شلوغ است و حرم امام هم مملو از زوار
خيابان ها پر از پليس و نيروهاي امنيتي و پرر از آدم هاي مشكوك با بيسيم بود
اما جالب تر از همه اين بود كه سرتاسر خيابان امام رضا در ان ناحيه كه من بودم كه بيشتر مغازه هاي لوازم يدكي هستند جوان ها صندلي هايشان را روي پياده رو گذاشته بودند و با لبخند جالب و به حالت تمسخر به ماجرا نگاه مي كردند. كاش بوديد و مي ديديد

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 Jul 2009 و ساعت 22:52 |
Balatarin

سفر احمدی نژاد؛ راهپیمایی معترضان در مشهد

سایت موج آزادی: عصر روز پنجشنبه همزمان با سخنرانی محمود احمدی نژاد، راهپیمایی خودجوش سبزپوشان معترض به کودتای 22 خرداد در خیابان دانشگاه مشهد برگزار شد. گفته می‌شود پس از این راهپیمایی، گروهی از راهپیمایان بازداشت شده‌اند.

در این راهپیمایی که در خیابان دانشگاه حدفاصل میدان تقی آباد تا چهارراه دکترا برگزار شد ، معترضان با گرفتن دست یکدیگر به صورت مسالمت‌آمیز و در سکوت کامل چند بار این مسیر را پیمودند.

این راهپیمایی در نهایت در ساعت 20 با دخالت نیروهای انتظامی به طور محدودی به خشونت کشیده شد. برخی گزارش‌ها حاکی از بازداشت تعدادی از معترضان است، با این حال تاکنون مقام‌های رسمی شهر مشهد در مورد تعداد بازداشت شدگان شهر مشهد اظهارنظر نکرده‌اند.

همچنین از صحن رضوی حرم امام رضا گزارش شده که گارد ویژه ضدشورش ، نیروهای امنیتی و انصار حزب‌الله مشهد حضور گسترده‌ای در محل سخنرانی احمدی‌نژاد داشته‌اند.

بنا به گزارش شاهدان عینی حاضر در صحن جامع رضوی، با وجود تدابیر شدید امنیتی، گروهی از مردم به صورت پراکنده هنگام سخنرانی احمدی‌نژاد او را هو کردند و شعار الله اکبر سر داده‌اند که با برخورد شدید نیروهای لباس شخصی روبه‌رو و پراکنده شده‌اند. همچنین گفته می‌شود حدود 10 تن از مردم در حرم امام رضا بازداشت شده اند.

رخداد حائز اهمیت دیگری که در جریان سفر احمدی‌نژاد به مشهد به وقوع پیوسته، عدم استقبال آیت‌الله واعظ طبسی از وی هنگام ورود به مشهد و عدم همراهی وی با رئیس دولت غیرقانونی در حرم امام رضا بوده است. این رخدادی است که تقریبا در تمام سفرهای روسای جمهور به مشهد در 30 سال گذشته، سابقه نداشته است و برعکس، همیشه واعظ طبسی در کنار روسای جمهور مختلف در مشهد و حرم حضور داشته و به استقبال آنان رفته است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 Jul 2009 و ساعت 22:39 |
Balatarin

پسر وزیر قاتل موسوی و خاتمی را تهدید کرد

سایت روزنا: سجاد صفار هرندي، پسر وزير ارشاد اسلامي در وبلاگ شخصي خود با اشاره به احتمال حضور موسوي و خاتمي در نماز جمعه اين هفته كه به امامت‌هاشمي رفسنجاني اقامه خواهد شد، آنها را تهديد كرده است كه اگر در نماز جمعه بيايند، شک نکنيد که براي تکرار ماجراي فحش و کتک خوردن عبدالله نوري و مهاجراني در تابستان ۷۷ آمده‌اند.او همچنين كساني را كه مي‌خواهند در نماز جمعه اين هفته شركت كنند نماز اولي خواند. متن كامل مطلب سجادصفارهرندي به اين شرح است: «جمعه اين هفته تهران نيستم ولي اگر بودم مثل همه رفقا حتما به نماز جمعه مي‌رفتم. مدتهاست که نماز جمعه‌هاي به امامت آقاي‌هاشمي را شرکت نکرده‌ام ولي اين بار ماجرا متفاوت است. مي‌دانم که در اين چند روز بحث داغ محافل و گعده‌هاي بر و بچه‌هاي حزب‌اللهي همين موضوع و مهم تر از آن احتمالات مختلف و شعارها و حضور موسوي و خاتمي خواهد بود. اگر موسوي و خاتمي به نماز جمعه بيايند شک نکنيد که براي تکرار ماجراي فحش و کتک خوردن عبدالله نوري و مهاجراني در تابستان ۷۷ آمده‌اند و وقتي که به اين نيت آمده‌اند معلوم است که اين اتفاق نبايد بيفتد! همچنان که با شعار‌هاي تند و غيرعقلاني نبايد فرصت مظلوم‌نمايي و خود بهشتي‌بيني به کسي داده شود. حتي اگر محتواي خطبه‌ها بد بود که بعيد است نباشد. فقط به نظرم دو اتفاق لازم است بيفتد. اول اينکه در صورت حضور نماز اولي‌ها (بر وزن راي‌اولي‌ها) هر گونه لودگي و خودشيريني بايد ميان موج خروش حزب‌الله مضمحل و منحل شود. دوم اينکه همان شعار‌هاي هميشگي بايد به گونه‌اي ادا شود که معناي اصيل و حقيقي‌اش بيش از پيش مفهوم شود. اين هفته در نماز جمعه شعار‌هايي که عمري است سر مي‌دهيم و مشت‌هايي که عمري است بر سقف آسمان مي‌کوبيم معنادارتر از هميشه است. ما اهل کوفه نيستيم... درباره اعاده نماز هم نمي‌دانم بحث فقهي و رساله‌اي‌اش چيست. اگر دلي باشد که به دل خودتان مربوط است. به نظر من که لازم نيست. نه هيچ کدام از ما خاک پاي قنبر، غلام wحيدر کرّار (ع) مي‌شويم و نه آن ديگران در بدکاري و بدعهدي به گرد پاي پادو‌هاي دشمنان فاطمه زهرا (س) مي‌رسند... تا به حال نشنيده‌ام که مولا رکعتي از نماز‌هاي آن 25سال را اعاده کرده باشد! والله اعلم.»

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 Jul 2009 و ساعت 15:55 |
Balatarin
محسن نامجو
بنا بر خبر دريافتي محسن نامجو خواننده , که شعرها و آهنگ های سیاسی می خواند 3 روز پیش توسط اطلاعات ایران دستگیر شد و هم اكنون در زندان اوین به سر می برد.
در همين رابطه دوشنبه ساعت 19 طرفداران نامجو مقابل درب اوین تجمع كرده و خواهان آزادی او شدند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 Jul 2009 و ساعت 15:50 |
Balatarin

کمپانی های بین المللی بیمه: رژیم تهران متزلزل شده است

شركت دولتى بيمه ايتاليا (ساچه) با انتشار بيانيه ای رژيم تهران را يک رژيم متزلزل دانست و اعلام كرد ضريب ريسک سرمايه گذارى در ايران افزايش يافته است. اين تصميم هفدهم تيرماه همزمان با تظاهرات ضد حکومتی در تهران، توسط هیئت مديره بيمه دولتى ساچه گرفته شد.

شركت بيمه ساچه ايتاليا رژيم تهران را بعد از دو دهه در طبقه بندى امنيت تجارى در مقام "اچ سه" قرار داده است كه به معنى نزول جايگاه رژيم و افزايش ريسک سرمايه گذارى است. به رژيم تهران هم ‌چنين چشم انداز منفى داده شده است. اين بدان معناست كه در آينده نزديک موقعيت رژيم تهران بهبود نخواهد يافت.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 Jul 2009 و ساعت 15:44 |
Balatarin

خامنه ای شخصا دستور کشتار مردم را صادر کرد

ایرنا: عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: درجريان اغتشاشات پس از انتخابات ، قاطعيت و درايت مقام معظم رهبري باعث شد که ازبه ثمر رسيدن يک انقلاب مخملي درکشور جلوگيري شود.

آيت الله"سيد احمد خاتمي" روزپنجشنبه در جلسه شوراي اداري استان قم افزود:دشمنان تلاش داشتند پس ازحوادث واغتشاشات اخير،انقلاب مخملي مانند آنچه درگرجستان وبلاروس اتفاق افتد در ايران پياده شود که به حمدالله موفق به اين کار نشدند.

امام جمعه موقت تهران گفت:شاه بيت اين کودتا که ابطال انتخابات بود توسط مقام معظم رهبري شناسايي وابطال شد.

وي افزود: حضرت آيت الله خامنه اي، امام وار در خطبه هاي نماز جمعه تهران فرمودند که زيربار اين بدعت(ابطال انتخابات)نمي روم ودر جمع نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز معظم له بيان کردند که به هيچ وجه زير بار ابطال انتخابات نخواهم رفت.

خاتمي گفت:مطمئنا اگرايشان ذره اي انعطاف به خرج داده بودنداغتشاش از تهران به سراسر کشور سرايت مي کرد ودشمنان به اهداف خود مي رسيدند که به حمدالله اين توطئه دشمنان شکست خورد.

وي دربخش ديگر سخنانش بااشاره به تاکيد امام علي(ع)به واليان خود درخصوص ارتباط مستمر با مردم گفت:سفرهاي استاني ازکارهاي پرافتخار دولت نهم است که براي ارتباط نزديک و مستقيم مسوولان با مردم شکل گرفت.

وي گفت:اين مسير وحرکت دولت درراستاي فرمان حضرت علي(ع) به مسوولان آن زمان بود.

وي ادامه داد: مسوولان نظام اسلامي بايد دراين مسير قدم برداشته که با روي کار آمدن دولت نهم ، به اين دستور امام اول شيعيان بيش از پيش توجه شد

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 Jul 2009 و ساعت 15:43 |
Balatarin
آمار خواندني از سقوط هواپيما در ايران
بازهم سقوط هواپيما، باز هم مرثيه، باز هم ابراز تاسف، کشته شدن بيش از 150 نفر در اين پرواز حقيقتا يک تراژدي دردناک است.

به نوشته «ابتكار»، شايد چند ماه ديگر يا چند سال ديگر خبر مرگ خود من يا خود شما يا عزيزانتان بر اثر سقوط يک هواپيماي ديگر در رسانه‌ها منتشر شود و يکي دو روزي عزاداري و بعد فراموشي و ديگر هيچ. کما اينکه خبر کشته شدن صدها هموطن ديگر در سوانح هوايي ايران اکنون به فراموشي سپرده شده است. اصولا ايران کشور حادثه‌ها است از زلزله گرفته تا تصادف خودرو و حالا سقوط هواپيما.

باز هم بگوييد تحريم‌هاي جهاني کوچکترين تاثيري بر مردم ايران نگذاشته است. وقتي تمام دنيا هواپيماهاي نو و مدرن سوار مي‌شوند و ما مجبوريم به خاطر تحريم‌ها، هواپيماي دست دوم و مستعمل روسي بخريم، همين مي‌شود. آيا در بين عقلاي قوم کسي پيدا نمي‌شود که به اين وضعيت پايان دهد.

آمار سوانح هوايي ايران بعد از انقلاب

3 شهريور 1387: سقوط هواپيماي بوئينگ 737 ايراني در اجاره شرکت هواپيمايي آيتک اير قرقيزستان با 90 مسافر که 70 نفر از آنان جان باختند.
27 بهمن 1387: هواپيماي مسافربري ايران 140 در حوالي فرودگاه شاهين شهر اصفهان سقوط کرد و تمامي پنج سرنشين هواپيما جان باختند.

16 تير1387: يک فروند هواپيماي شکاري اف-پنج ارتش ايران در حين انجام ماموريت در پايگاه هوايي اميديه خوزستان سقوط کرد و خلبان و کمک خلبان آن کشته شدند.
23 خرداد 1387: يک فروند کايت موتوردار نظامي حين بارريزي با چتر سقوط کرد و 2 سرنشين آن در دم جان باختند.

26 فروردين 1387: يک فروند هواپيماي سوخو 24 متعلق به نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران حوالي ساعت 19 هنگام فرود دچار نقص فني شد و سقوط کرد. خلبان و کمک خلبان اجکت کردند و سالم ماندند.
12 دي 1386: يک فروند هواپيماي فوکر 100 شرکت ايران اير ساعت هنگام برخاستن از باند فرودگاه مهرآباد دچار حادثه شد. اين هواپيما که حدود صد مسافر داشت، قرار بود از تهران به مقصد شيراز پرواز کند، اما چرخ‌هاي هواپيما هنگام برخاستن به علت انحراف از باند فرودگاه کنده شد و بال هواپيما آتش گرفت

5 آذر 1386: يک فروند هواپيماي نظامي اف-4 فانتوم ارتش ايران به علت نقص فني در منطقه کنارک چابهار سقوط کرد و دو سرنشين آن کشته شدند.
6 آذر 1385: يک فروند هواپيماي آنتونوف 74 متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در فرودگاه مهرآباد سقوط کرد. در اين حادثه 36 نفر کشته و 2 نفر زخمي شدند.

10 شهريور 1385: سقوط هواپيماي توپولوف -154 شرکت ايران ايرتور در فرودگاه مشهد. اين هواپيما در مسير بندر عباس-مشهد در حال حرکت بود. اين هواپيما حامل 148 مسافر بود. در اين حادثه 28 نفر کشته و 50 نفر زخمي شدند.
19 دي 1384: يک هواپيماي فالکن-20 متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در شمال غرب ايران سقوط کرد و تعدادي از مقامات ارشد سپاه، از جمله احمد کاظمي، فرمانده نيروي زميني سپاه، کشته شدند

15 آذر 1384: يک فروند هواپيماي سي-130 ارتش ايران که حاوي خبرنگاران و پرسنل ارتش بود، بر روي منطقه‌اي مسکوني در تهران سقوط کرد که بيش از 110 کشته برجاي گذاشت.
1 ارديبهشت 1384: يک فروند بوئينگ 707 هواپيمايي ساها که در مسير کيش-تهران در حرکت بود در فرودگاه مهرآباد از مسير منحرف شد و وارد رودخانه کن شد. در اين حادثه يک نفر کشته شد.

21 بهمن 1382: يک فوکر-50 در هنگام فرود آمدن در فرودگاه شارجه به زمين برخورد کرد و 43 نفر از 45 مسافر آن کشته شدند.
27 ارديبهشت1382 : هواپيماي ياک- 40 از شرکت فراز قشم در نزديکي ساري سقوط کرد و طي آن 30 نفر از جمله رحمان دادمان وزير راه، کشته شدند.

30 بهمن 1381: يک ايليوشين-76 متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جنوب شرق ايران سقوط کرد و تمام 276 سرنشين آن جان باختند.
23 بهمن 1380: هواپيماي توپولوف-154 شرکت ايران ايرتور در نزديکي خرم آباد با کوه برخورد کرد و 119 نفر کشته شدند.

13 بهمن 1378 : يک فروند هواپيماي سي-130 متعلق به نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در فرودگاه مهرآباد با يک ايرباس آ-300 در حال توقف، تصادف کرد و همه 8 سرنشين هواپيماي سي-130 کشته شدند.
20 خرداد 1375: بوئينگ 727 ايران اير در فرودگاه رشت دچار سانحه شد و در اثر آن 4 نفر کشته شدند.

23 اسفند 1375: يک فروند هواپيماي سي-130 متعلق به نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در دزفول سقوط کرد و 86 سرنشين آن کشته شدند.
13 اسفند 1375 : يک فروند هواپيماي فالکن-20 ارتش ايران در اردبيل سقوط کرد و همه 4 سرنشين آن کشته شدند.

15 دي 1373: هواپيماي جت لاکهيد ارتش ايران در نزديکي اصفهان چند دقيقه پس از برخاستن از پايگاه شهيد بابايي، سقوط کرد و همه 12 سرنشين آن از جمله سرلشکر منصور ستاري، فرمانده نيروي هوايي ارتش، کشته شدند.
18 مهر 1373: هواپيماي فوکر-28 شرکت هواپيمايي آسمان که در مسير اصفهان به تهران در حرکت بود در کوه‌هاي کرکس در نزديکي نطنز سقوط کرد و همه 66 سرنشين آن کشته شدند.
24 آبان 1372: هواپيماي آنتونوف-124 در نزديکي کرمان سقوط کرد و همه 17 سرنشين آن کشته شدند.

19 بهمن 1371: هواپيماي توپولوف-154 شرکت ايران ايرتور با يک هواپيماي سوخو-24 متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در نزديکي تهران تصادف کرد. در اين حادثه 134 نفر کشته شدند.
6 ارديبهشت1371: هواپيماي فوکر-27 نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در نزديکي ساوه سقوط کرد و 39 سرنشين آن کشته شدند.

3 خرداد 1370: هواپيماي ايلوشين-76 در نزديکي کرمانشاه سقوط کرد و 4 سرنشين آن کشته شدند.
12 تير 1367: هواپيماي ايرباس آ-300 در پرواز شماره 655 ايران اير، به وسيله ناو جنگي وينسنت آمريکا در خليج فارس هدف قرار گرفت و تمام 290 سرنشين آن کشته شدند.

11 آبان 1365: يک فروند هواپيماي سي-130 نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در زاهدان سقوط کرد و 98 سرنشين آن کشته شدند.
7 مهر 1360: يک فروند هواپيماي سي-130 ارتش ايران در کهريزک سقوط کرد و 80 سرنشين آن کشته شدند.

31 خرداد 1359: هواپيماي بوئينگ 727 ايران اير که در مسير مشهد ـ تهران پرواز مي‌کرد، سقوط کرد و 128 نفر از سرنشينان آن کشته شدند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 Jul 2009 و ساعت 15:40 |
Balatarin

طومار سبز در بيش از ۱۸۰ شهر جهان

طومار سبز در پراگ

۱۳۸۸/۰۴/۲۳

 طرح جمع آوری امضاء برای « طومار سبز» زیر عنوان « احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران نيست» که از روز جمعه در بيش از ۱۸۰ شهر جهان آغاز شده بود، روز دوشنبه به پايان رسيد.

اين طرح در پی اعتراض های هفته های اخير به نتايج انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد، از سوی گروهی از ايرانيان مقيم کانادا، تدارک ديده شده بود.

بر اساس اين طرح، از ساعت پنج تا هشت بعد ازظهر روزهای۱۰ تا ۱۲ جولای، ۱۹ تا ۲۱ تير، در بيش از ۱۸۰ شهر جهان،  پارچه ای با رنگ سبز پذيرای امضای کسانی بود که بر اين باور بودند که محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران نيست.

علی تهرانی، پژوهشگر و فعال حقوق بشر در کانادا، که از او به عنوان مبتکر طرح « طومار سبز» ياد می شود، در گفت و گو با « راديو فردا» می گويد:

در مورد تعداد امضاها هنوز اطلاع دقيقی حاصل نشده است. نمايندگان شهرها بايد همراه با طومار صورت جلسه ها را ارسال کنند که جزييات امضا گيری را نشان خواهد داد و تعداد امضاها مشخص خواهد شد.

ما از نماينده ها خواستيم که حداقل متراژ پارچه ها را به ما گزارش دهند. طبق آماری که من تاکنون از اين ۱۸۱ شهر دريافت کرده ام، از يک متر طومار تا ۱۰۰ متر داشتيم.  يعنی اگر به طور متوسط فرض کنيم که از هر شهر ۱۰ متر پارچه به ما برسد، رکورد اين طومار به بالای ۱۰ هزار متر خواهد رسيد. اين خلاف انتظار ما است و ما بيشتر از ۵۰۰ متر انتظار نداشتيم و همان طور که در تبليغات اين پروژه بيان شد، تصميم اين بود که اين طومار از برج ايفل يا برج بلند ديگری آويزان شود، ولی حضور مردم در اين پروژه درست مانند حضور آنها در صحنه انتخابات پرشکوه بود و مردم در اين کار هم حماسه ديگری آفريدند.
 

برنامه بعدی شما در اين ارتباط چيست؟

اول قرار بر اين بود که طومار از برج بلندی آويخته شود تا اثربخشی آن بيشتر شود. گويی شهادتی در پيشگاه تاريخ و پيشگاه مردم جهان است تا همه ببينند حکومت آقای احمدی نژاد يک حکومت غيرقانونی است، در انتخابات تقلب صورت گرفته و حق ملت سلب شده است. اما در حال حاضر به دو دليل از اين کار منصرف شديم؛ اول اينکه طول طومار بسيار زيادتر از چيزی است که انتظار می رفت و دوم اينکه در برج های بلندی مانند برج ايفل به دلايل فنی و امنيتی اجازه اين کار را نمی دهند.

بنابراين تصميم بر اين شد که اين پروژه در کنار ايفل و حد فاصل ساختمان حقوق بشر و ديوار صلح برگزار شود که از قول اوليه ای که به مردم داديم، فاصله نگرفته باشيم.

به جای اينکه طومار از برج آويخته شود، همراه با کارهای هنری که دوستان در حال انجام آن هستند، روی زمين پهن می شود و در عوض، نگاه ها در آسمان است، يعنی تيم فيلمبرداری و خبرنگاری از بالا تصوير برداری خواهند کرد که عظمت اين طومار را به دنيا نشان دهند.
 

آيا برگزار کنندگان اين پروژه قصد دارند برنامه های ديگری هم برگزار کنند يا اين پايان کار برنامه اعتراضی خواهد بود؟

آروزی ما اين است که مجبور نشويم اين طومار را نشان بدهيم. منظورم اين است که ما اين طومار را با حضور مردم خارج نشين درست کرديم تا همان طور که مردم داخل ايران با حضور ميليونی در خيابان شهادت دادند، ما هم در خارج با اين گونه حضور شهادت دهيم. هدف اين شهادت اين است که بگوييم شما تقلب کرديد و حق مردم را ضايع کرديد و اين حق بايد به مردم باز گردد.

ما خارج نشين ها وفعالان مدنی در ايران از ابزارهای سخت برخوردار نيستيم. اينها دارند با چوب و چماق و گلوله و زندان و تبليغات بی امان روی ذهن مردم کار می کنند، اما ما چاره ای جز روش های غير خشونت بار و مدنی نداريم.

اين طومار يک روش مدنی بود، برای اينکه نشان دهيم حق با مردم ايران است و هدف ما اين است که حکومت کوتاه بيايد. شورای نگهبان می توانست انتخابات را باطل کند که نکرد، رهبری می توانست انتخابات را باطل کند که نکرد و اکنون فقط يک راه پيش پای اينها است؛ اينکه آقای احمدی نژاد قبل از اينکه مراسم سوگندش برگزار شود، استعفا بدهد.

من به نمايندگی از طرف تمام کسانی که در اين پروژه شرکت کردند، قول می دهم اگر آقای احمدی نژاد استعفا بدهد و بيش از اين در مقابل ملت لجاجت نکند، ما اين طومار را نشان نخواهيم داد.

اين طومار يک سند بی نظير تاريخی است که در تاريخ ايران بی سابقه بوده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 14:16 |
Balatarin

هفت خبرنگار حوزه‌ی تصویری در ایران دستگیر

 شده‌اند

از روز پنج‌شنبه (۱۸ تیر) ۷ خبرنگار حوزه‌ی تصویری در ایران بازداشت شده‌اند. این خبر را محمدرضا معینی، مسئول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز، در گفت‌وگو با دویچه وله تایید کرد. این هفت خبرنگار عبارت‌اند از مهدی زابلی، توحید بیگی، مجید سعیدی، ساتیار امامی، مرجان عبدالهیان، کوروش جوان و یک خبرنگار زن ایرانی- فرانسوی. دستگیری این خبرنگاران در ادامه‌ی بازداشت‌های فعالان سیاسی و مدنی پس از اعلام نتیجه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران صورت گرفته است. http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4488132,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 14:15 |
Balatarin

فراخوان به تظاهرات علیه احمدی نژاد در مشهد

به گزارش وبلاگ موج آزادی، احمدی‌نژاد قرار است اواخر هفته به مشهد سفر کند. انگیزه وی از این سفر، عدم حضور در نمازجمعه این هفته است که به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار خواهد شد. در این برهه حساس، شهروندان هوشیار و آگاه مشهدی باید با حضور در صحنه مخالفت خود با احمدی‌نژاد در مشهد را از همان بدو ورود وی به این شهر علنی کنند. پیشنهاد می‌شود همه شهروندان عزیز مشهدی در اولین ساعات ورود احمدی‌نژاد به مشهد با ماشین‌های خود به محدوده فرودگاه هاشمی نژاد بیایند و با ایجاد ترافیک سنگین ورود این رئیس‌جمهور غیرقانونی به شهرشان را با مشکل مواجه کنند. در صورتی‌که احمدی‌نژاد موفق به حضور در محل سخنرانی‌اش که به احتمال قوی در حرم امام رضا خواهد بود، شد باز هم شهروندان مشهدی در این مراسم حاضر شوند و با سر دادن شعار سخنان او را با مشکل مواجه کنند. ما باید از همین ابتدا سفرهای استانی وی را با بحرا‌ن‌های جدی مواجه کنیم.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 14:8 |
Balatarin

کارتون

چهارشنبه ۲۴ تير ۱۳۸۸

استخاره

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 12:29 |
Balatarin
تیم ملی جودوی نوجوانان قبل از کشته شدن در هواپیمای مرگ (عکس)
اعضای تیم ملی جودی نوجوانان ایران در سقوط توپولفی که از تهران عازم ایروان بود ، جان باختند/عکس از فارس
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 12:26 |
Balatarin

«ابی» به اعتصاب غذای روشنفکران

 ايرانی در نيويورک می پيوندد

 

۱۳۸۸/۰۴/۲۴
ابی، خواننده سرشناس ايرانی، روز سه شنبه در بيانيه ای اعلام کرد که از برنامه اعتصاب غذای سه روزه اکبر گنجی در برابر سازمان ملل متحد اعلام حمايت کرده و به اعتصاب کنندگان خواهد پيوست.

ابراهيم حامدی، در بيانيه خود از همه ايرانيان مقيم آمريکا درخواست کرده است تا با حضور انبوه خود در اين تحصن، به ياری زندانيان بشتابند، و برای آزادی آنان کاری انجام دهند.

اکبر گنجی و ديگر روشنفکران ايرانی قرار است از روز ۳۱ تير تا دوم مرداد ماه، ۲۲ تا ۲۴ ژوئيه، در اعتراض به اعمال خشونت جمهوری اسلامی عليه معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در ايران در برابر ساختمان سازمان ملل متحد در نيويورک دست به اعتصاب غذا بزنند.

«ابی» در بيانيه خود نوشته است:«من هم به عنوان يک ايرانی که قلب اش با ايران و ايرانيان است،در سومين روز اعتصاب غذا(۲ مرداد، ۲۴ جولای) شرکت می کنم تا همراه شما صدای اعتراض مردم ايران را به گوش جهانيان برسانيم. بايد دستها را در دست يکديگر گذارد و در برابر ظلمت و تاريکی ايستاد».

«ابی» در ادامه بيانيه خود نسبت به وضعيت بازداشت شدگان ناآرامی های پس از اعلام نتایج انتخابات ابراز نگرانی کرده است.

ابی نوشته است:« اينک دهها تن از فعالان سياسی و مدافعان حقوق بشر در شرايطی دشوار در زندان ها اسير شده اند. بايد به داد آنها رسيد. می دانم که دل من و شما پيش آنهاست. «ندا» و «منصور» و دهها تن ديگر را به شهادت رساندند. آنها قهرمانان واقعی ايران زمين اند. من نگران جان بازداشت شدگانم».

به دنبال اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری، تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد تظاهرات اعتراضی به نتيجه اين انتخابات بود. يک نماينده مجلس به نقل از دادستان کل کشور گفته بود دست کم دو هزار و پانصد نفر در جريان اين اعتراضات بازداشت شده اند که پانصد نفر از آنها همچنان در زندان به سر می برند.

بر اساس آمارهای رسمی دست‌کم ۲۰ نفر در روايدادهای پس از انتخابات به دست بسيج يا نيروهای انتظامی کشته شده‌اند. آمار غير رسمی تعداد کشته شدگان را بيش از صد نفر می داند.

۲۶ تن از روشنفکران، فعالان سياسی و مدافعان حقوق بشر با انتشار نامه ای اعلام کردند در حمايت از جنبش اعتراضی در ايران، در برابر سازمان ملل متحد در نيويورک اعتصاب غذا می کنند.

« پشتيبانی از جنبش سبز مردم ايران و محکوم کردن تقلب گسترده در انتخابات، سرکوب بی رحمانه اعتراضات مردمی و بازداشت غيرقانونی صدها شهروند و فعال سياسی و اجتماعی» از جمله اهداف اعتصاب غذای امضاکنندگان نامه در مقابل سازمان ملل متحد در نيويورک است.

امضاءکنندگان نامه اعتصاب غذا، با اشاره به آنچه « کودتای دولت حاکم بر ايران» عليه مردم ناميده اند، نوشته اند: « ... دولت برآمده از کودتا در برابر موج اعتراضات گسترده، اما آرام و صلح جويانه مردم نسبت به نقض آشکار حقوق اساسی شان دست به سرکوبی بسيار خشونت آميز و بی رحمانه زده است.»

پيشتر گوگوش ، ديگر خواننده سرشناس ايرانی، نيز ضمن اعلام حمايت از اعتصاب غذای روشنفکران در برابر سازمان ملل متحد اعلام کرد که در نخستين روز اين اعتصاب شرکت خواهد کرد.

گوگوش در اين زمينه در وبلاگش نوشته است:« من هم به عنوان يک ايرانی ، که دل در گرو آبادی و آزادی و سربلندی ايران دارد،در اولين روز اين برنامه (۳۱ تير- ۲۲ جولای) در کنار شما در اين تحصن شرکت خواهم کرد تا بتوانيم برای آزادی کليه ی زندانيان سياسی- عقيدتی گامی به پيش برداريم.»
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 11:52 |
Balatarin

سازمان امنیت آلمان: «ایران تا شش ماه دیگر قادر به ساخت بمب اتمی است»

 

به گفته‌ کارشناسان سازمان امنیت آلمان ، ایران در عرض شش ماه آینده قادر به ساخت بمب اتمی و آزمایش آن خواهد بود. این کارشناسان در گفت‌وگویی با مجله‌ی "اشترن" همچنین مدعی شدند، که ایران درصدد ساخت موشک‌های حامل این بمب است

 

کارشناسان سازمان اطلاعات و امنیت آلمان (BND) در گفت‌وگویی با مجله‌ی آلمانی "اشترن" خبر از ساخت بمب اتمی ایران در طی شش ماه داده‌اند. به نظر این کارشناسان ایران همچون کره‌ شمالی می‌تواند، بمب اتمی خود را در زیرزمین به آزمایش بگذارد. به گفته‌ی این مجله، بمب اتمی ایران بر پایه‌ی اورانیوم غنی‌شده خواهد بود.

خطر فوری بمب اتمی ایران؟

تاکنون هیچ دولت یا نهاد رسمی در کشورهای غربی این چنین روشن و بدون سوءتفاهم درباره‌ی برنامه‌ی تسلیحات اتمی ایران اظهار نظر نکرده است. به نظر کارشناسان سازمان امنیت آلمان، در حال حاضر متخصصان ایرانی قادر به اجرای کامل روند غنی‌سازی بوده و سانتریفوژهای لازم و اورانیوم کافی نیز در اختیار دارند.

یکی از کارشناسان امنیتی آلمان گفته است: «تا چند سال پیش هیچکس نمی‌توانست این مسئله را تصور کند.» به گفته‌ی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین، ایران تنها در تاسیسات نطنز بیش از هفت هزار سانتریفوژ نصب کرده، که از این میان ۴۹۲۰ سانتریفوژ مشغول به کار هستند. این تعداد سانتریفوژ قادر به غنی‌سازی ۱۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم است، که برای ساخت یک یا دو بمب اتمی کافی خواهد بود.

عکس ماهواره‌ای از تاسیسات اتمی نطنزBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  عکس ماهواره‌ای از تاسیسات اتمی نطنز

ساخت موشک‌های کارآمد

ایران در حال حاضر فاقد موشک‌های کارآمد برای حمل این بمب اتمی است. به گفته‌ی مجله‌ی "اشترن" ایران می‌کوشد، فناوری و قطعات لازم برای ساخت این موشک‌ها را در کشورهای غربی، از جمله در آلمان، تهیه کند.

مجله‌ی "اشترن" فردی به نام سعید [یا سید] محمد حسینی را مسئول اصلی خرید قطعات برای برنامه موشکی ایران می‌داند. به گفته‌ی این مجله، فرد مذکور تاکنون بیش از ۵۰ بار با نام‌های جعلی گوناگونی به آلمان سفر کرده است. حسینی با تاسیس بیش از صد شرکت دروغین، دست به ایجاد شبکه‌ای برای تامین مقاصد خود زده است. آدرس تمامی این شرکت‌های جعلی در تهران است.

به گفته‌ی سازمان امنیت آلمان، فرد مذکور «یکی از مهمترین افراد تحت تعقیب در جهان است».

مجله‌ی "اشترن" در گزارش خود می‌افزاید: «ایران با نیروی زیادی در حال ساخت موشکی است، که قادر به حمل بمب اتمی برای دستیابی به اهدافی در اروپا باشد.»

"اشترن" مدعی است، که بسیاری از شرکت‌های آلمانی، به ویژه شرکت‌های متوسط، با سعید [سید] محمد حسینی همکاری داشته‌اند. در صورت تایید این مسئله، این شرکت‌های بر خلاف قانون منع تجارت و فروش وسایل تسلیحاتی به ایران عمل کرده و مرتکب جرم شده‌اند.

SE/KG

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4487935,00.html

 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 11:51 |
Balatarin
شعار نويسي
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 11:45 |
Balatarin
وقتی ونزوئلا خنجر از پشت می زند!
چرا که ونزوئلائی ها بر خلاف روال معمول اوپک ذخاير شن هاي نفتي خود را نيز به مجموع ذخاير اين کشور افزوده و آن را به اوپک ارائه دادند تا در نتيجه آن کاهش سهم فروش ايران در اوپک و افزايش سهم فروش ونزوئلا در میان کشورهای عضو اوپب محقق شود.
جهان: ونزوئلا با اعلام آمار جدید ذخایر نفتی خود به اوپک قصد دارد جای ایران را به عنوان دومین صادر کننده اوپک بگیرد.

رتبه دوم ایران در میان کشورهای عضور اوپک که پس از سال ها تلاش و با رایزنی های فراوان به دست آمده است این روزها توسط هوگو چاوز متحد استراتژیک ایران در حال تهدید است . چرا که ونزوئلائی ها بر خلاف روال معمول اوپک ذخاير شن هاي نفتي خود را نيز به مجموع ذخاير اين کشور افزوده و آن را به اوپک ارائه دادند تا در نتيجه آن کاهش سهم فروش ايران در اوپک و افزايش سهم فروش ونزوئلا در میان کشورهای عضو اوپب محقق شود.

بر اساس این گزارش، خبر این اقدام ونزوئلا که به دلیل هم زمانی با پس لرزه های انتخابات ایران با چشم پوشی مسئولان و سکوت رسانه ای روبرو شد در صورت تائید آمار جدید این کشور از سوی اوپک بدون شک ايران امتياز بسيار بزرگي را از دست خواهد داد که از دست دادن این امتیاز بزرگ نه از سوی دشمنان که از طرف یکی از کشورهای مدعی دوستی و هم خانوادگی با ایران انجام می شود.

با این حال، مسئولان دیپلماسی کشور بایستی به این سوال پاسخ گو باشند که در صورت تحقق تلاش ونزوئلا برای تنزل رتبه ایران در اوپک آیا " منافع ملی" ایجاب می کند که همچنان این کشور آمریکای جنوبی به عنوان متحد استراتژیک جمهوری اسلامی در جهان مطرح شود.

پیش از این نیز در زمانی که با رخوت دستگاه سیاست خارجی کشور تمامی رسانه ها و فارسی زبانان سراسر جهان دست به بسیجی خارق العاده برای دفاع از خلیج همیشگی فارس و مالکیت ایران بر جزایر سه گانه زده بودند هوگو چاوز با برگزاری اجلاسی در ونزوئلا به ادعای واهی عرب ها صحه گذارده و رسما اسناد و مدارک متحد و دوست صمیمی خود ایران را فدای دست و دلبازی عرب ها کرد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 11:40 |
Balatarin

 

 

فیلم؛ اعتراضات شبانه مردم (سه شنبه شب)

 

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 11:28 |
Balatarin
سقوط يك هواپيماي مسافربري در قزوين
فرمانده انتظامي قزوين گفت: يك فروند هواپيماي مسافربري مسير تهران-ايروان در اقباليه قزوين سقوط كرده است و تمام مسافران آن كشته شده‌اند.

سرهنگ مسعود جعفري نسب در گفت‌وگو با فارس افزود: اين هواپيما در روستاي فارسيان اقباليه قزوين سقوط كرده و تمام مسافران آن كشته شده‌اند.

سرهنگ جعفري نسب گفت: در حال حاضر نيروهاي امدادي در محل مستقر شده‌اند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2009 و ساعت 11:21 |
Balatarin

حمایت گوگوش از اعتصاب غذای

 روشنفکران ایرانی در نیویورک

 

گوگوش

۱۳۸۸/۰۴/۲۳
گوگوش خواننده سرشناس ایرانی اعلام کرد که «از اعتصاب غذای  روشنفکران ايرانی در برابر مقر سازمان ملل در نيويورک حمایت می کند و از ايرانيان مقيم آمريکا دعوت کرده تا در اين تحصن شرکت کنند و صدای اعتراض مردم ايران را به گوش جهانيان برسانيد.»

خانم گوگوش در وبلاگ شخصی خود همچنین نوشته است: «من هم به عنوان يک ايرانی ، که دل در گرو آبادی و آزادی و سربلندی ايران دارد،در اولين روز اين برنامه (۳۱ تير- ۲۲ جولای) در کنار شما در اين تحصن شرکت خواهم کرد تا بتوانيم برای آزادی کليه ی زندانيان سياسی- عقيدتی گامی به پيش برداريم.»

۲۶ تن از روشنفکران، فعالان سياسی و مدافعان حقوق بشر با انتشار نامه ای اعلام کردند که از روز ۳۱ تير تا دوم مرداد ماه،۲۲ تا ۲۴ ژوئیه، در حمايت از جنبش اعتراضی در ايران، در برابر سازمان ملل متحد در نيويورک اعتصاب غذا می کنند.

« پشتيبانی از جنبش سبز مردم ايران و محکوم کردن تقلب گسترده در انتخابات، سرکوب بی رحمانه اعتراضات مردمی و بازداشت غيرقانونی صدها شهروند و فعال سياسی و اجتماعی» از جمله اهداف اعتصاب غذای امضاکنندگان نامه در مقابل سازمان ملل متحد در نيويورک است.

امضاءکنندگان نامه اعتصاب غذا، با اشاره به آنچه « کودتای دولت حاکم بر ايران» عليه مردم ناميده اند، نوشته اند: « ... دولت برآمده از کودتا در برابر موج اعتراضات گسترده، اما آرام و صلح جويانه مردم نسبت به نقض آشکار حقوق اساسی شان دست به سرکوبی بسيار خشونت آميز و بی رحمانه زده است.»

گوگوش همچنین می گوید که «در يکماه اخير به دقت اخبار و رويدادهای ايران را تعقيب کرده و می کنم. با ديدن تصاوير مردمی که زخمی و کشته می شدند، گريستم و می گريم.»

بر اساس آمارهای رسمی دست‌کم ۲۰ نفر در روايدادهای پس از انتخابات به دست بسيج يا نيروهای انتظامی کشته شده‌اند. آمار غیر رسمی تعداد کشته شدگان را بیش از صد نفر می داند.

مقامات امنیتی جمهوری اسلامی ، پس از آغاز اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، صدها نفر از معترضان، روزنامه نگاران و شخصیت های سیاسی را بازداشت کردند.

پيشتر سازمان عفو بين‌الملل از احتمال شکنجه چند تن از نزديکان ميرحسين موسوی که به دنبال انتخابات رياست جمهوری دستگير شدند و واداشتن آنها به «اعترافات» تلويزيونی شديداً ابراز نگرانی کرد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 14 Jul 2009 و ساعت 14:55 |
Balatarin
حرکت های مردمی در اعتراض به نتایج انتخابات و نشان دادن اعتراض مردمی ، به حرکت های شبانه در مشهد مبدل شده است .
به گزارش خبرنگار آژانس ایران خبر از مشهد ، حرکت های معترضین به نتایج انتخابات و نشان اعتراضات گسترده در ساعت های 21 هر شب تا پاسی از نیمه شب در خیابان های مشهد صورت میگیرد .در همین راستا ، یگان ویژه و یگان امدادی مشهد به همراه کمیته تخصصی بانوان انتظامی مشهد به صورت آماده باش در آمده و به مبارزه با معترضین می پردازد . از روز 21 تيرماه تا لحظه مخابره این خبر , 3 مورد از درگیری های مشهد منجر به استفاده از سلاح گرم و گاز اشک آور شده است . همچنین یگان ویژه مشهد با تخصیص بیش از 3 اکیپ ویژه رزمی کاران و نیروهای وظیفه در میدان آزادی مشهد , شبها تا به صبح در کنار خیابان بوده و به پراکنده کردن مردم می پردازند .
یگان امداد مشهد نیز که در جریانات متعدد شهری به عنوان نیرویی کمکی ، به بازوی نیروی انتظامی معروف است در خیابان های بلوار سجاد و بلوار صادقی مشهد به اعزام و تخصیص نیروهایی دست زده است .
کلانتری بانوان که به صورت تخصصی تنها کلانتری مشهد نیز می باشد ضمن ارشاد!!! زنان و دختران ، آنهایی که از لحاظ حجاب مشکل دارند به کلانتری منتقل كرده و با این دلیل خانواده ها را برای تحویل آنان فرامی خوانند .
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 14 Jul 2009 و ساعت 14:49 |
Balatarin
وزارت اطلاعات مشهد
بنا بر خبر دريافتي ,يكشنبه شب 21 تيرماه, درب اصلي ستاد وزرات اطلاعات مشهد مستقر در خيابان اديبات ، توسط افرادي به آتش کشيده شد .
به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبر از مشهد ، اين اقدام در حالي صورت ميگيرد که شنبه جاري ، با به قتل رسيدن مهرداد حيدري جريانات متعددي در شهر به وجود آمد شد .
به آتش کشيدن درب اصلي ستاد وزارت اطلاعات در مشهد که همزمان توسط 3 دوربين مدار بسته کنترل ميشد نيروي نظامي مشهد را به همراه وزارت اطلاعات به فکر واداشت که چرا دوربين هاي اصلي کارشده در مقر ستاد به هيچ عنوان کار نکرده و غيرفعال شده اند .
خبرهاي دريافتي از مشهد حاکي است وزارت اطلاعات مشهد با صدور بيانيه اي که نسخه اي از آن به حفاظت اطلاعات مشهد , سپاه پاسداران و نيروي انتظامي ارسال شد هرگونه ارتباط قتل مهرداد حيدري - خبرنگار و نويسنده خراساني را به دولت و افراد دولتي رد کرد و بر لزوم دستگيري قاتل يا قاتلان اين پرونده تاکيد داشت !!
همچنين نيروي انتظامي مشهد که تا روز گذشته با تشکيل تيمي زبده به پيگيري قتل اين روزنامه نگار مشهدي پرداخته بود فعاليت اين تيم را منحل و پيگيري جريان اين قتل را تنها به دادسراي انقلاب مستقر در خيابان کوهسنگي مشهد که مسئوليت آن را يک سرهنگ دوم برعهده دارد واگذاشت .
در پي آتش گرفتن درب اصلي ستاد وزارت اطلاعات مشهد که همه جريانات قتل روزنامه نگار خراساني را به سوي خود جلب کرد , نيروي انتظامي در خيابان هاي اصلي بلوار سجاد - آزادشهر و شهرک غرب مشهد به حالت آماده باش در آمدند.
همچنين خبرهايي ديگر از مشهد حاکي است که دفتر اصلي نشريه نسيم مستقر در خيابان قاضي طباطبائي از سوي مسئول مشهد بسته شد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 14 Jul 2009 و ساعت 14:47 |
Balatarin
فیلم؛ سخنان مادر سهراب بر سر مزار فرزندش

 

 

 

فیلم؛ شام غریبان سهراب / اعتراض شبانه مردم

 

عكس؛ سهراب اعرابی در غسالخانه بهشت زهرا

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 14 Jul 2009 و ساعت 14:46 |
Balatarin

نماز جمعه این هفته و احتمال اعتراض گسترده

آژانس ايران خبر: در صورت حضور اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این هفته تهران ,نماز جمعه متفاوتی برگزار خواهد شد.براساس گزارش های دریافتی از کانون های برگزاری تجمعات مردمی در صورت اقامه نماز جمعه این هفته به امامت هاشمی رفسنجانی,معترضین بطور گسترده در نماز جمعه شرکت خواهند کرد.در حالی که منابع مختلف خبری صحبت از بازگشت مجدد اکبر هاشمی رفسنجانی به تریبون نماز جمعه پس از حدود دوماه عدم شرکت ,می کنند,کانون های تجمع مردمی برای حضور گسترده مردم در نماز جمعه این هفته اعلام آمادگی کره اند.از سوی دیگر از اردوگاه اصلاح طلبان خبر می رسد محمد خاتمی ومیرحسین موسوی نیز برای حضور در نماز جمعه این هفته اعلام آمادگی کرده اند.پیش بینی ها حاکی از این است که نماز جمعه این هفته تهران یک ویژگی برجسته خواهد داشت.این بار معترضین به نظام در قالب فریضه ی نماز پای به عرصه ی سیاسی می گذارند تا سیاسی ترین نماز جمعه 30 سال گذشته برگزار شود.این گمانه زنی ها در حالی است که فشار نیروهای دولتی واقتدار طلب برای ممانعت از حضور هاشمی در نماز جمعه وشکل گیری یک تجمع اعتراضی گسترده ادامه دارد.با این وجود کانون های هماهنگ کننده ودعوت گر مردمی برای شرکت در نماز جمعه در حال شکل گیری است واز زمان انتشار خبر احتمال حضور هاشمی در نماز جمعه گروه های خود جوش مردمی آمادگی خود را برای تبدیل کردن نماز جمعه را به صحنه ی اعتراض سياسي وعمومی اعلام کرده اند دولت بیم آن داردکه حضور خاتمی وحضور میرحسین موسوی عواقب سنگینی برای اقتدار گرایان در پی داشته باشدونماز جمعه تبدیل به تریبون اعتراضی علیه حوادث اخیر گردد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 14 Jul 2009 و ساعت 14:41 |
Balatarin

اسامی 13 نفری که امروز در زاهدان اعدام شدند

رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی صبح امروز 13 تن دیگر را در زندان زاهدان بدار آویخت. اسامی اعدام شدگان بدین شرح است:

1- منوچهر شه‌بخش فرزند اكبر
2- محمدحسن شاهوزهي فرزند شي محمد
3- فائزه عبدالرزاق رشيدي فرزند حسن
4- يعقوب گمشادزهي فرزند الك
5- عبدالواسط شيهكي فرزند قائم
6- ادريس نوتي زهي فرزند ابراهيم
7- عبدالقياس ديدن نارويي فرزند جمعه‌خان
8- عبدالصبور رخشاني فرزند عبدالغفور
9- اسدالله وفايي فرزند جان محمد
10- عبدالخالق ميربلوچ‌زهي فرزند هيبت
11- طارق آباديان فرزند دادمحمد
12- يحيي ريگي فرزند عبدالواحد
13- خليل احمد ريگي خالص فرزند عبداللطيف

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 14 Jul 2009 و ساعت 14:38 |
Balatarin

سرکوب معترضان در ایران؛ اعتراض نمایندگان پارلمان اتریش

نامه اعتراضی ۷۱ نماینده مجلس شورای ملی اتریش به مقامات جمهوری اسلامی

ما امضاء کنندگان زیر، نمایندگان مجلس شورای ملی اتریش، برخورد به اعتراضات سراسری ایران را در پیامد انتخابات ریاست جمهوری با نگرانی جدی تعقیب میکنیم. ما بکاربردن قهر را بر ضد معترضان که به جانباختن جمعی انجامیده است مواکدأ محکوم میکنیم. ما مسئولان ایران را فرامیخوانیم که اطمینان دهند که همه ایرانیان حق گردهم آئی و بیان نظرات مسالمت جویانه شان تضمین شود و از کار برد قهر علیه تظاهرات صلح آمیز خودداری شود. از آنجا که اطلاع یافته ایم که صدها ایرانی در رابطه با اعتراضات دستگیر و زندانی شده اند ما مسئولان ایران را عاجلانه فرامیخوانیم که همۀ اشخاصی را که تنها به خاطر ابراز مسالمت آمیز عقایدشان از جمله نسبت به نتایج انتخابات دستگیر شده اند فورأ و بدون قید وشرط آزاد کنند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 14 Jul 2009 و ساعت 14:36 |
Balatarin

مک کین: دیوار برلین فرو ریخت، دیوار اینها هم فرو می ریزد

سناتور جان مک كين، عضو ارشد سناى آمريكا در مصاحبه با شبكه تلویزیونی ام. اس. ان. بى. سى در پاسخ به سئوالی در باره اعتراضات ضد حکومتی در ایران از جمله گفت، 20 سال پیش، هیچ کس فرو ريختن ديوار برلين را پيش بينى نمى كرد، اما فرو ريخت. در ايران هم حركتى شكل گرفته كه قابل متوقف كردن نيست. این حرکت شرایط را به طور بنيادى در ایران تغيير خواهد داد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 14 Jul 2009 و ساعت 14:35 |
Balatarin
نمایندگان پنج کشور ترکیه، اتریش، مجارستان، بلغارستان و رومانی امروز دوشنبه در آنکارا توافقنامه احداث خط لوله انتقال گاز از آسیای میانه و خاورمیانه به اروپا موسوم به «نابوکو» را به امضا رساندند.

به گزارش مهر به نقل از روزنامه «زمان»، این سند به امضای نمایندگان ترکیه، اتریش، مجارستان، بلغارستان و رومانی رسید. آلمان نیز در مراسم امضای این سند حضور داشت اما به دلیل آنکه خط لوله نابوکو از این کشور عبور نمی‌کند، سند یاد شده را امضا نکرد.

در مراسم امضای این سند نمایندگان حدود 20 کشور و همچنین «وزه مانوئل باروسو» رئیس کمیسیون اروپا حضور داشتند.

پیش بینی می شود که ساخت خط لوله نابوکو با گذر از آذربایجان، گرجستان، ترکیه، بلغارستان، رومانی، مجارستان و اتریش اواخر سال 2010 میلادی آغاز شده و در سال 2013 پایان یابد. هزینه لازم برای اجرای این پروژه حدودهفت میلیارد و 300 میلیون دلار ارزیابی می شود.

شرکت‌های OMV اتریش، MOL مجارستان، Bulgargaz بلغارستان، Transgaz رومانی، Botas ترکیه و RWE آلمان سهامداران اصلی این پروژه محسوب شده و هر کدام سهمی برابر با 16.67 درصد دارند.

کارشناسان اروپایی خاطر نشان می کنند که شرکت کنندگان در کنسرسیوم Nabucco نتوانسته‌اند ضمانت عرضه گاز را از کشورهای حاشیه خزر دریافت کنند و بدون این نیز نمی‌توانند سرمایه لازم برای ساخت خط لوله را جذب کنند. عرضه کنندگان بالقوه برای Nabucco کشورهای آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان، مصر، ایران و حتی عراق محسوب می‌شوند.

خط لوله نابوکو که 3 هزار و 300 کیلومتر طول دارد، گاز دریای خزر و کشورهای آذربایجان، ترکمنستان، قزاقستان و عراق را از خاک ترکیه، بلغارستان، رومانی، اسلواکی و مجارستان به اتریش و اروپا منتقل خواهد کرد و اتحادیه اروپا بر آن است تا به این وسیله با انحصار تهیه گاز اروپا از سوی روسیه مقابله کند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 15:43 |
Balatarin
ظهر روز یکشنبه 21 تیر ماه رضا عرب دبیر تشکیلات و علیرضا کیانی دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران پس از گذشت سه هفته بازداشت در بازداشت گاه اطلاعات شهر بابلسر و زندان مرکزی شهر بابل با تودیع قرار تامینی کفالت آزاد شدند.
بنا به این گزارش علیرضا کیانی دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در اعتراضات دانشجویی این دانشگاه در اعتراض به کودتا 23 خرداد همراه بیش از 100 تن دیگر از دانشجویان این دانشگاه بازداشت شد و رضا عرب دبیر تشکیلات این تشکل در روز 8 تير ماه و در حالي كه بيش از چند ساعت از ورود او به بابلسر نمي گذشت توسط نيروهاي امنيتي در داخل ساختمان سازمان مركزي دانشگاه مازندران بازداشت شد.
گفتنی است رضا عرب ، عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت ، سال گذشته نیز در آستانه هجدهم تیر ماه همراه 20 تن دیگر از فعالین دانشجویی شهر مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و مدت دو هفته در بازداشتگاه اطلاعات مشهد زندانی بود.
همچنین بنا به این گزارش هم اکنون پس از گذشت 25 روز از بازداشت اشکان ذهابیان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی شهر مشهد ، که به صورت مهمان در دانشگاه مازندران مشغول به تحصیل بود ، وی همچنان در بازداشت به سر میبرد. همکلاسی های آقای ذهابیان گفته اند وی به علت ضرب و شتم شدید توسط نیروهای لباس شخصی و انتظامی بی هوش شده و سپس بازداشت شده است و مدت 5 روز در حالت بسیار نا مناسب در سلول انفرادی بازداشت بوده است.
همچنین گفتنی است مازيار يزداني و شوانه مريخي دو دانشجوی دیگر دانشگاه مازندران و 10 دانشجوی دانشگاه بابل همچنان در مکان نامعلومی زندانی می باشند.

 https://www.ina-newsagency.com/News-Details.aspx?newsId=24962&back=1

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 15:36 |
Balatarin

اعدام چهارده شهروند بلوچ را متوقف کنید

فعالان حقوق بشر در ایران

بنا به اعلام دادگستری استان سیستان و بلوچستان 14 متهم به فعالیتهای سیاسی یا امنیتی فردا راس ساعت 6 و 30 دقیقه صبح در ملاء عام در شهر زاهدان اعدام خواهند شد.
فارغ از اینکه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران باور دارد اعدام موجب ایجاد ناهنجاری در جامعه می شود و نظم و نسق جامعه و حيات اجتماعی را دچار خلل کرده و خشونت را ترويج می‌کند.
این مجموعه باور یافته است اعدام 14 بلوچ در سحرگاه فردا و در ملاءعام تنها واکنشی به رویدادهای اخیر این منطقه و نشات گرفته از فضای سیاسی و امنیتی این نقطه از کشور است بر این اساس احکام مذکور را نه احکامی حقوقی که سیاسی میخواند.
اسامی این 14 زندانی به جز یک تن (عبدالحمید ریگی) مشخص نیست، زمان و محل های بازداشت آنان مشخص نیست، وکیل مدافع منتخبی در پرونده حضور نداشته است، حداقل یک زندانی احراز هویت شده این پرونده ماهها در سلول انفرادی نگهداری شده است. در زمان بازداشت این افراد منابع محلی از شکنجه و بدرفتاری با آنان اطلاع داده بودند. این افراد در دادگاهی غیر علنی محاکمه شده اند و مراحل مختلف پرونده منجمله تجدید نظر یا دیوان عالی روشن نیست چگونه طی شده است. در مجموع رویه محکوم شدن این افراد منطبق با قانون و معیارهای حقوقی پذیرفته شده ارزیابی نمی گردد.
لازم به ذکر است مجموعه گزارشاتی دریافت نموده که حاکی از اعدام این افراد با لباس محلی بلوچی همچون سه اعدامی پیشین این شهر در ملاءعام است، مطمئناً این اقدام غیرقانونی علاوه بر مضرات نفسه اعدام باعث ایجاد تنفر قومی و ترویج خشونت در سطح منطقه می شود.
از این رو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از مقامات قضایی کشور می خواهد ضمن حفظ احترام به حقوق اقلیتهای ملی با متوقف کردن اجرای احکام اعدام این شهروندان علاوه بر جلوگیری از افزایش نفرت و خشونت در این منطقه محروم کشور مقدمات برگزاری یک محاکمه عادلانه و علنی را بر پایه معاهدات و مقاوله نامه های جاری فراهم آورند.
این مجموعه همچنین از سایر مدافعان حقوق بشر و نهادهای ذیربط خواستار واکنش مناسب نسبت به موضوع مورد اشاره و تلاش برای توقف احکام اعدام این شهروندان بلوچ دارد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 15:34 |
Balatarin

دانشجوی اهوازی: مادر من برای آزادی کشته شدم

سایت نوروز: جوان دیگری که توسط لباس شخصی ها به شدت زخمی و در بیمارستان بستری شده بود، درگذشت. یعقوب بروایه، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمایش در دانشکده هنر ومعماری دانشگاه تهران، روز چهارم تیر ماه توسط نیروهای بسیج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله توسط دوستانش به بیمارستان لقمان انتقال یافت اما به رغم تلاش پزشکان برای جان وی، در نهایت دچار مرگ مغزی شد و به شهادت رسید. یعقوب بروایه فرزند دوم یک خانواده پنج نفری و اهل اهواز بود. وی متولد تیرماه 1361 بوده و در هنگام مرگ تنها 27 سال سن داشت.

به نوشته برخی سایت‌های خبری یعقوب بروایه تنها دقایقی پیش از مرگ چشم گشود، دستان مادرش را گرفت و زیر لب گفت: مادر من برای

 آزادی کشته شدم.... و

 چشم فروبست.

 

گفته می‌شود ماموران امنیتی پیکر بی جان یعقوب را تحویل گرفتند و به محل نامعلومی بردند و سرانجام بعد از ٤٨ ساعت به خانواده او اطلاع دادند جسد یعقوب به خاک سپرده شده است. ماموران از خانواده او تعهد گرفته اند که از هرگونه اطلاع رسانی و برگزاری مراسم برای او خودداری کنند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 15:33 |
Balatarin

همچنان مانند زمان قاجار نفت‌خام ‌‌سرچاه‌ها به فروش می ‌رسد

آفتاب یزد: قانون اساسي انشا نيست و دولت بايد آن را اجرا كند، در قانون به طور مصرح آمده است كه ‌بودجه را نبايد وابسته به نفت تنظيم كرد، عدم توجه به اين قانون كشور را به اينجا رساند كه نيمه دوم امسال ‌كشور با وضعيت اسفباري روبه رو خواهد شد. ‌داريوش قنبري با اعلام اين مطلب در گفتگو با‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سحام نيوز افزود: افول بهاي نفت همچنان ادامه ‌خواهد داشت و از آنجا كه اقتصاد دنيا با ركود مواجه است، اميد چنداني هم براي افزايش بهاي نفت وجود ‌ندارد، لذا كشور وابسته به نفت ما در نيمه دوم سال با مشكلات بسيار جدي رو به رو خواهد شد. ‌وي ادامه داد: در قانون اساسي و سياست هاي كلي نظام بارها تأكيد شده كه نبايد بودجه كشور را به نفت ‌وابسته كرد اما متأسفانه دولت به اين امر توجه نمي‌كند. ضمن اينكه همچنان نفت مثل زمان قاجار به ‌صورت خام از سر چاه ها به فروش مي رسد. اين در حالي است كشورهاي همسايه اي كه روزي آنها را ‌قبول نداشتيم الان فروش فرآورده هاي نفت را محور درآمد خود قرار داده اند.


+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 14:42 |
Balatarin

اعتراض خانواده بازداشت شدگان در مقابل دادگاه انقلاب

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

اعتراضات خانواده در مقابل دادگاه انقلاب نسبت به بی خبری وادامه بازداشت عزیزانشان

بنابه گزارشات رسیده از مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تعداد زیادی از خانواده امروز صبح در هر 2 محل تجمع کردند و نسبت به بی خبری و ادامه بازداشت عزیزانشان اعتراض کردند.

خانواده ها از صبح امروز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین تجمع کردند و خواستار آگاه یافتن از وضعیت عزیزانشان و آزادی آنها هستند. تعداد خانواده ها که در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند به بیش از 140 نفر می رسند.آنها از بی تفاوتی و عدم پاسخگویی دادگاه انقلاب در مورد عزیزانشان به خشم آمده اند و امروز در موارد متعددی منجر به درگیری و جر وبحث بین خانواده و افراد دادگاه انقلاب شد.خانواده ها با صدای بلند و خشمگینانه از افراد دادگاه انقلاب می پرسیدند : چه بر سر بچه های ما آوردید؟ شما آنها را دستگیر کردید،دارید آنها را شکنجه می کنید ، آنها را کشتید چرا به ما جواب نمی دهید. چرا کسی پاسخگو نیست ؟ در این حین فردی که به او سرهنگ می گویند سعی داشت با عربده کشی و تهدید خانواده ها را ساکت کنه که با اعتراضات گسترده خانواده ها مواجه شد و از آنجا دور شد.

در جلوی دادگاه انقلاب تعدادی از نیروی انتظامی مستقر شدند و خانواده ها را زیر نظر دارند. همچنین لباس شخصیها هر جمعی که توسط خانواده ها برپا می شد در آن حاضر می شدند. تعداد زیادی از لباس شخصیها در بین خانواده ها حضور دارند.
همچنین تعداد زیادی از خانواده ها در مقابل زندان اوین تجمع کردند وگفته می شود تعداد آنها تا ساعت 11:00 به بیش از 90 نفر می رسید.تعدادی از آنها هنوز از محل بازداشت عزیزانشان بی خبر هستند و دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات از اعلام اسامی دستگیرشدگان خوداری می کند.و این مسئله خانواده ها را بشدت نگران کرده است و نگرانی آنها نسبت به اینکه عزیزان آنها در زیر شکنجه به قتل رسیده اند افزایش یافته است.
اکثر کسانی که از زندان آزاد شده اند از شکنجه های که علیه آنها بکار برده شده می گویند شکنجه ها وحشیانه و قرون وسطائی است و بازجویان علنان به دستگیر شدگان می گویند که شما اشک آقا (خامنه ای) را در آوردید قتل شما مباح است.
اسامی تعدادی از دستگیرشدگان 18 تیر و دستگیریهای هفته های اخیر که جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم می باشد را انتشار می دهیم.

1- سيامك بحريني 27 ساله ليسانس شيمي پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
2- محمد حسين كبريايي 19 ساله و محصل شنبه 30 خرداد در تقاطع شادمان بازداشت و به اوين منتقل شده
3- كامبيز سهيلي 24 ساله دانشجوي مهندسي صنايع سه شنبه 26 خرداد در ميدان ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
4- سياوش ذوالقدر 21 ساله دانشجوي حسابداري چهارشنبه 27 خرداد در ميدان هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده
5- امير علي اميري 26 ساله شغل آزاد چهارشنبه 3 تير در ميدان بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
6- سعيد صادقي 24 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تيردر امير آباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
7- مهران مطلع 21 ساله كتابفروش پنجشنبه 18 تير انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
8- محمد باقر اكرامي 25 ساله فوق ديپلم كامپيوتر شنبه 30 خرداد در آزادي بازداشت و به اوين منتقل شده
9- كيانوش مير هادي 20 ساله دانشجوي روانشناسي شنبه 30 خرداد بازداشت و به اوين منتقل شده
10- سامان قادري 27 ساله شغل آزاد پنجشنبه 18 تير بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
11- نيما كاشيان 24 ساله ليسانس ادبيات پنجشنبه 18 تير در خيابان كارگر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
12- رضا كاظم زاده 25 ساله چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
13- آيت كريمي 32ساله ليسانس اقتصاد پنجشنبه 4 تير در نواب بازداشت و به اوين منتقل شده
14- بنيامين معيري 29 ساله شغل آزاد شنبه 30 خرداد در نواب بازداشت و به اوين منتقل شده
15- محمد رضا ذاكري 24 ساله پنجشنبه 18 تير در اميرآباد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
16- آرش رحماني 20 ساله چهارشنبه 3 تير در بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده
17- شهاب عسگري 26 ساله فوق ديپلم عمران پنجشنبه 18 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به جان دستگیر شدگان شدیدا ابراز نگرانی می کند و از دبیر کل وکمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواهان ارسال هیئت تحقیق برای بررسی وضعیت زندانیان سیاسی در ایران است.

22 تیر 1388 برابر با 13 ژولای 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 14:40 |
Balatarin

اعتراضات شبانه مردم رژیم را به ستوه آورده است

كلانترى 135 منطقه آزادى در نامه ای به هيئت مديره مركزى شهرک اكباتان نوشت : "اكثر شبها مشاهده مى شود ساكنان محترم بلوكهاى شهرک اكباتان از روى ناآگاهى و پيروى از شبكه هاى ماهواره ای در ساعتهاى مشخص اقدام به سر دادن شعار مى نمايند كه اين امر مغاير با قانون نظام مقدس جمهورى اسلامى بوده و پيگرد قانونى دارد. فلذا به ساكنين محترم بلوكها ابلاغ گردد از شعار دادن امتناع نمايند. در غير اين صورت ضمن شناسايى منازل شعار دهنده، طبق قانون و مقررات با آنها برخورد خواهد شد."

گفتنی است مردم در واکنش به درخواست مزدوران رژیم از شب گذشته برای اعتراضات شبانه از بلندگو استفاده می کنند.

http://www.youtube.com/watch?v=W-Uvs1jIAOA&eurl

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 14:39 |
Balatarin

فقط مانده وطن از چین بیاریم!

سایت آینده نیوز: از آنجایی‌که در ایام اخیر مساله‌ی چین و چیزهای مختلف چینی به یکی از مسائل مهم و حیاتی ما تبدیل شده‌است و به خصوص پس از برخوردهای مدل چینی پلیس با آنها (مقصود اویغورهاست) اعتراض‌هایی صورت گرفته‌است؛ بر آن شدیم که شعر چینی‌سازی شده‌ای را که قبلا سروده بودیم در اینجا صرفا برای مظلومیت‌زدایی از ارتش و پلیس مظلوم کشور دوست و برادر «چین» منتشر کنیم. ضمنا ذکر این‌ نکته ضروری است که «دماغ کرگدن» که در این شعر به صورت ناخواسته وارد شده‌است جسمی‌ست سخت با کاربرد‌های فراوان که خود کرگدن‌ها به آن کاملا واقفند:

نه تنها پیرهن از چین بیاریم
که اقلامی خفن از چین بیاریم

برای رفع مشکل از جوانان
در این فکریم زن از چین بیاریم!

کفن پوشان راه محو فقریم
ولی باید کفن از چین بیاریم

دکانها مملو از پوشاک چینی است
از این پس رختکن از چین بیاریم

اگر آن چیز نیکو را لولو بُرد
نکن شیون لَبَن از چین بیاریم

چراغ مه شکن وقتی نداریم
چراغ مه شکن از چین بیاریم!

هزار و صد تومن لازم اگر شد
هزار و صد تومن از چین بیاریم!

ولی، شاید، اگر، داریم، اما
یقینا، واقعا از چین بیاریم

گلاب قمصر کاشان گران است
بیا مُشک خُتن از چین بیاریم

به هر صورت به سود ماست کلا
اگر حتی لجن از چین بیاریم

به جای رستم دستان و سهراب
اساطیر کهن از چین بیاریم

برای شاعران الفاظ کمیاب
جُعَل، حِربا، زغن از چین بیاریم

پر طاووس در دنیا گران است
دماغ کرگدن از چین بیاریم

اگر با زلزله تهران فرو ریخت
دوباره یک پکن از چین بیاریم

دموکراسی فراوان اولا هست
نباشد ثانیا از چین بیاریم

و آزادی که اصلا مشکلی نیست
ترن پشت ترن از چین بیاریم

دهنها خسته شد از نطقهامان
یدک باید، دهن از چین بیاریم

ترقه، فشفشه، باروت، موشک
خطرناکه حسن! از چین بیاریم

خلاصه جنس کشور گشته چینی
فقط مانده وطن از چین بیاریم

بیا تا دست یکدیگر بگیریم
و سر تا پا بدن از چین بیاریم

به هر صورت سیاست اینچنین است
به ما هر چی بگن از چین بیاریم

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 14:38 |
Balatarin

کردستان؛ شکستن قفل مغازه ها توسط مزدوران رژیم

کردستان میدیا: روز دوشنبه 22 تیرماه 1388، مردم میهن‎پرست شهرهای مهاباد، نقده، اشنویه، پیرانشهر، بوکان و سقز در بیستمین سالروز ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو، کلیه‎ی بازارها را تعطیل نمودند.

خبرگزاری کردستان گزارش داد، نیروهای رژیم در مهاباد با شکستن قفل چندین مغازه قصد داشتند از تعطیلی بازار جلوگیری نمایند اما مردم علیرغم تمامی فشارها به اعتصاب خود ادامه دادند. همچنین مردم روستاهای تابعه‎ی این شهرها نیز از سفر به شهر در این روز خودداری نموده‎اند.

خبرگزاری کردستان همچنین گزارش داد از نخستین ساعات صبح زود دوشنبه 22 تیرماه، مغازه‏داران و بازاریان شهر بانه دست به اعتصاب زدند.
در این اعتصاب گسترده کلیه‏ی مغازه‏ها و بازارهای شهر بانه به حالت تعطیل درآمده و مردم روستاهای تابعه از رفت و آمد به شهر خوداری نموده‏اند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 10:5 |
Balatarin
مهرداد حيدري
مهرداد حیدری روزنامه نگار خراسانی که روز شنبه در سرمقاله ای به انتقاد از عملکرد وزارت اطلاعات پرداخته بود روز گذشته به طرز مشکوکی در مشهد به قتل رسید .
به گزارش خبرنگار آژانس ایران خبر از مشهد ، حیدری که پیشتر در روزنامه خراسان فعالیت داشت بنا به دلایلی به هفته نامه نسیم مشهد رفت و در آن نشریه در محیطی استانی به نوشتن پرداخت . وی خرداد ماه ، با دعوت روزنامه خراسان رضوی به آن روزنامه رفت و در یادداشت های ثابت روزنامه حضوری فعال به هم رساند .
مهرداد حیدری در آخرین یادداشت خود ضمن انتقاد از وزارت اطلاعات در کسب اطلاعاتی ساختگی ، این وزرات خانه را محکوم به نداشتن اطلاعاتی کرد که با فشار بر جوانان قصد به دست آوردن آن را دارد .حیدری در این یادداشت ضمن برشمردن نکات منفی جریانات اخیر ایران ، آنها را دستمایه افرادی دانست که همیشه حق به جانب گرفته و بر دفاع از مردم حکایت می کنند .
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 10:1 |
Balatarin

حفظ نظام از نماز واجب ‌تر است

آخوند محمديان نماينده خامنه ای در دانشگاهها گفت اگر نظام تغيير كند همه پايه ‌ها و بنيان ‌ها فرو مى ‌ريزد. اين انقلاب آسان به دست نيامده كه عده ‌اى زمزمه تغيير آن را سر بدهند. امروز اگر حقى ضايع شده نبايد چنين غوغاهايى برپا شود چرا كه به تعبير امام حفظ نظام از

 نماز هم واجب ‌تر است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 9:59 |
Balatarin

کمپین بین‌المللی حقوق بشر و کشته شدن

 سهراب اعرابی

 

 

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران با اشاره به بی‌اطلاعی خانواده‌ی سهراب اعرابی از کشته شدن او نسبت به سرنوشت سایر ناپدید‌شدگان ابراز نگرانی کرد وخواستار برپایی تحقیقاتی مستقل برای روشن شدن کامل علت مرگ او شد.

 

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران روز یکشنبه، ۲۱ تیرماه (۱۲ ژوئیه)، با انتشار اطلاعیه‌ای خواستار انجام تحقیقات کامل در مورد علل مرگ سهراب اعرابی شده است. کمپین، مرگ این جوان را نشانگر «نیرنگ، ابهام و ترسی» می‌داند که سایر ناپدیدشدگان را احاطه کرده است.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران اطلاعیه‌ی یادشده را با این عنوان منتشر کرده است: «مقامات پس از امتناع از دادن اطلاعات، از مرگ یک تظاهرکننده‌ی جوان بر اثر جراحات ناشی از اصابت گلوله خبر دادند».

این اطلاعیه در پی اعلام خبر کشته شدن سهراب اعرابی در تظاهرات روز ۲۵ خردادماه در تهران انتشار یافته است.

سهراب اعرابی که ۱۹ سال داشت قرار بود امسال در کنکور ورودی دانشگاه‌ها شرکت کند. وی شامگاه ۲۵ خرداد، هدف تیراندازی یک عضو بسیج از پشت بام پایگاه گردان ۱۱۷ عاشورا در تقاطع خیابان آزادی و جناح در تهران قرار گرفت.

کمپین می‌گوید، مقامات ایرانی ۲۶ روز پس از ناپدید شدن سهراب خانواده‌ی او را از مرگ او بر اثر اصابت گلوله به قلب مطلع کردند.

پروین فهیمی، مادر سهراب و یکی از اعضای "مادران صلح"، در این مدت تلاش کرد، با ارائه‌ی عکس فرزندش به مسئولان زندان‌ها، دادگاه‌ها و دیگر اماکن مربوطه از وضعیت او اطلاع کسب کند.

سرانجام در روز شنبه، ۲۰ تیرماه، پس از برگزاری مراسم نکوداشت یاد جنبش دانشجویی ۱۸ تیر در سال ۱۳۷۸، دادگاه انقلاب خانواده‌ی سهراب را به دفتر آگاهی احضار کرده و با نشان دادن تصاویری از چندین جسد از آنها خواسته است، وی را شناسایی کنند.

خانواده‌ی سهراب اعرابی در مصاحبه با کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفته‌اند که جسد در روز ۲۹ خرداد، یعنی پنج روز پس از ناپدید شدن سهراب، به پزشکی قانونی تحویل داده شده است. وی بر اثر اصابت گلوله به قلب کشته شد. اما کمپین می‌گوید، معلوم نیست مرگ در خیابان رخ داده است یا پس از تحویل او به بیمارستان.

هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، می‌گوید: «اگر سهراب بر اثر تیراندازی در خیابان در ۲۵ خرداد کشته شده است، پس چرا جسد او در ۲۹ خرداد به پزشکی قانونی تحویل داده شده است؟»

وی در ادامه می‌افزاید: «ما خواستار انجام تحقیقاتی مستقل، روشن شدن کامل علل مرگ سهراب و پی‌گیری شایسته‌ی دستگاه قضایی ایران هستیم. به گفته‌ی او، «چنین تحقیقاتی باید روشن سازد، چرا مقامات این همه صبر کردند تا مادر سهراب را از مرگ پسرش مطلع سازند.»

ابراز نگرانی نسبت به دیگر ناپدیدشدگان

کمپین در اطلاعیه خود می‌گوید، فقدان شفافیت و تأخیر حساب‌شده‌ی ارائه‌ی اطلاعات در مورد مرگ بدون توضیح سهراب اعرابی به نگرانی‌در باره‌ی سرنوشت سایر ناپدیدشدگان و همچنین کسانی که حدود یک ماه است در بازداشت به سر می‌برند اما با خانواده یا وکلایشان تماسی ندارند، دامن می‌زند.

به گزارش کمپین، در آخرین تظاهراتی که در روز ۱۸ تیر برگزار شد، نزدیک به ۱۹۰ نفر بازداشت شده‌اند.

هادی قائمی نتیجه می‌گیرد: «بسیاری از خانواده‌ها اینک می‌ترسند که به آنها هم گفته شود، عزیزانشان در تظاهرات کشته شدند و آنها را در این ابهام باقی بگذارند که آیا چنین چیزی حقیقت دارد یا نه.»

قائمی در خاتمه می‌‌افزاید، «در حقیقت، خانواده‌ی افراد ناپدیدشده به دلیل فقدان اطلاعات معتبر» با گونه‌ای از «شکنجه» مواجه‌‌اند و از آن رنج می‌برند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 9:49 |
Balatarin

احمدی نژاد: شورای امنیت، آلمان را

 به دلیل قتل زن مصری محکوم و

 تحریم کند

 

۱۳۸۸/۰۴/۲۲
محمود احمدى نژاد، رييس جمهور ايران، روز يكشنبه از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست تا آلمان را به دليل كشته شدن يك زن مصرى در دادگاه اين كشور محكوم و تحريم كند.

آقاى احمدى نژاد كه در هيئت دولت جمهورى اسلامى اظهار نظر مى كرد، كشته شدن مروه الشربينى در دادگاهى در شهر درسدن آلمان را «به مثابه چنگ و دندان نشان دادن به اقليت ها» دانست و گفت: «در اين قضيه؛ قاضى، هيئت منصفه و دولت آلمان مجرمند و بايد پاسخگو باشند.»

به گفته مقام هاى قضايى آلمان، خانم شربينى، ۳۱ ساله و مادر يك بچه سه ساله كه سه ماهه نيز باردار بود، روز اول ژوئيه در حالى كه در دادگاهى در شهر درسدن عليه يك متهم شهادت مى داد توسط وى با ۱۸ ضربه چاقو كشته شد.

این متهم آلمانی که ریشه روسی دارد از سوی این زن مصری به اتهام توهین و نسبت دادن صفاتی چون «اسلامگرا»، «تروریست» و «هرزه» از سوی وی، به دادگاه کشیده شده بود.

اين متهم همچنين شوهر خانم شربینی را مورد حمله قرار داد ولى پليس با شليك گلوله به پایش، وی را زخمى كرد.

محمود احمدى نژاد مى گويد: «در قبال اين قضيه عكس العملى از دولت آلمان نديديم. از آقاى اوباما هم كه در ماجراهاى تهران بلبل زبان شده بود هم خبرى مشاهده نكرديم، از معاونش و سران اروپا و آقاى دبير كل سازمان ملل هم چيزى نديديم. اما آنها بدانند كه اين ماجرا به حسابشان نوشته شده است و ملت ها رهايشان نمى كنند.»

«در فرانسه گشت گذاشته اند تا روسرى را از سر زن ها بكشند همان كارى كه وليده (زاده) بى غيرت آنها ۷۵ سال پيش در تهران خواست انجام دهد اما شكست خورد.»

محمود احمدی نژاد

وى خواستار محكوميت آلمان در شوراى امنيت سازمان ملل شد و گفت: «ما مى خواهيم شوراى امنيت آنها را محكوم و تحريم كند... وقتى عده اى در تهران با حركتى مشكوك و هماهنگ شده به خيابان ها مى آيند و اموال عمومى را آتش مى زنند مدعيان حقوق بشر پيدا مى شوند اما وقتى يك زن بى گناه در دادگاه آلمان وحشيانه قطعه قطعه مى شود صدا از كسى در نمى آيد.»

آقاى احمدى نژاد از چهار سال پيش كه بر سر كار آمده است يكى از منتقدان اصلى غرب در نظام جمهورى اسلامى ايران به شمار مى رود.
كشته شدن مروه الشربينى خشم گروه هاى نزديك به دولت را برانگيخته است و روز جمعه، صدها نفر پس از مراسم نماز جمعه با راهپيمايى در خيابان ها اين اقدام را محكوم كردند.

رسانه هاى دولتى جمهورى اسلامى ايران نيز خانم شربينى را «شهيد حجاب» لقب داده اند.

روز شنبه نيز گروهى از افراد هوادار دولت نهم با تجمع مقابل سفارت آلمان در تهران به كشته شدن اين زن مصرى اعتراض كرده و به سمت ساختمان سفارت تخم مرغ پرتاب كردند.

وزارت امور خارجه ايران در واكنش به اين موضوع، هربرت هونسوويتز، سفير آلمان در تهران را احضار و ضمن اعتراض به خبر كشته شدن خانم شربينى از برلين خواست تا حقوق اقليت ها در آلمان را تامين كند.

محمود احمدى نژاد با اعلام اينكه «مروه الشربينى به عنوان يك دانشجو دكترا، مهمان آلمان بوده است»، گفت: «اينهايى كه به مهمان خارجى احترام نمى گذارند ببينيد چه بلايى سر خود شهروندان آلمانى مى آورند، بالاخره همه دستگاه حكومتى در برابر مهمان خارجى خودش را حفظ مى كند و رفتار محترمانه ترى دارد.»

جنازه مروه الشربينى هفته گذشته به مصر منتقل شد و مراسم تشييع جنازه او نيز روز دوشنبه برگزار شد. اين واقعه خشم گروهى از مردم مصر را نيز برانگيخته است.

محمود احمدى نژاد در بخش ديگرى از سخنان خود از فرانسه نيز انتقاد كرد و گفت: «در فرانسه گشت گذاشته اند تا روسرى را از سر زن ها بكشند همان كارى كه وليده (زاده) بى غيرت آنها ۷۵ سال پيش در تهران خواست انجام دهد اما شكست خورد.»

واكنش مقام هاى اروپايى و آمريكا به سركوب شديد معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهورى ايران كه حداقل ۲۰ كشته بر جاى گذاشته است خشم مقام هاى جمهورى اسلامى را در يك ماه گذشته برانگيخته است.

تهران سياست هاى حقوق بشر غرب را دو گانه توصيف كرده و انتقادهاى بين المللى از «رفتار خشن» نيروهاى انتظامى و بسيجى با شهروندان ايرانى را دخالت در امور داخلى خود دانسته است.

 http://www.radiofarda.com/content/f4_ahmadinejad_criticize_killing_egypt_women/1775248.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 9:48 |
Balatarin

سه محکوم در رابطه با مواد مخدر در ایران به دار

 آویخته شدند

خبرگزاری فارس از به دار آویختن سه محکوم در زندان مرکزی اراک خبر داد. این سه نفر به اتهام مشارکت در باند قاچاق مواد مخدر در سحرگاه یکشنبه، ۲۱ تیرماه، به دار آویخته شدند. این خبرگزاری از ذکر هویت کامل این سه نفر خودداری و آنها را با اسامی اختصاری ش.ن، بهروز.ک و و.ق معرفی کرد. خبرگزاری فرانسه ضمن درج این خبر شمار اعدامی‌های سال ۲۰۰۸ در ایران را ۲۴۶ نفر اعلام کرده است. http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4474728,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 9:45 |
Balatarin

وبلاگ؛ انتقام خون شهید سهراب اعرابی را خواهیم گرفت

وبلاگ سهرابستان

سهراب اعرابی 19 ساله زیر وحشیانه ترین شکنجه ها شهید شد. ضربات هولناک کابل جانش را ذره ذره از بدن گرفت. مادرش همچو مرغی پرکنده بیرون دیوارهای قصر ضحاک، اوین، بال بال می زد و دلبندش را می‌جوئید. دیوارهای سرد و نفرت‌انگیز قصر ضحاک مانع از این نمی‌شد که فریادهای درد و رنج سهراب زیر شکنجه دژخیمان خامنه‌ای را مادر نشنود. صدائی هماره در گوش مادر لرزه بر اندامش می‌انداخت ولی مهر مادرانه مانع از این می‌شد که او ناله‌های بلند عزیزش را آنگونه که هست بشنود، او بجای ناله‌‌ها، نجوای پسرش را می‌شنید که مادر را صدا می‌کرد، او تعمداً می‌خواست تا بجای ضجه‌های فرزندش صدای مادر مادر او را بشنود، مهر مادری به او اجازه نمی‌داد که رنج فرزندش را باور کند.

مادر سهراب جلوی قتلگاه اوین از هر زندانی تازه آزاد شده‌ای سراغ فرزندش را می‌گرفت و از همه آنها می‌پرسید آیا اذیت هم می‌کنند؟ عطوفت مادری حتی در کلام نیز مانع از این می‌شد که بپرسد آیا می‌زنند؟ آیا شکنجه می‌کنند؟

امروز اما همه ایران، همه دنیا، همه آنهایی که هنوز انسان هستند صدای فریادهای دردآلود سهراب را می‌شنوند. امروز دختران و زنان شیردل و پسران و مردان شجاع ایرانی در سوگ سهراب اشگ می‌ریزند و همنوا با مادر سهراب مویه می‌خوانند.

قسم به اسم آزادی. به لحظه ای که جان دادی
به لاله ی در خون خفته. شهید دست از جان شسته
به قلب از هم پاشیده. شهیدِ در خون قلتیده
قسم به فریاد آخر. به اشک لرزان مادر
که راه ما. باشد آن. راه تو . ای شهید
همه به پیش. همه به پیش. به یک صدا. “جاویدان ایرانه عزیز ما”

و تو ای همسر و فرزند شکنجه گر اوین، دریغ از تف که بصورت این بیشرم بیاندازید، فقط به او بگوئید تکه‌های گوشت و پوستی را که بهنگام کوبیدن کابل به کف پاهای سهراب به صورتش چسبیده را بما پس بدهد، ذره ذره وجود سهراب برای ما مقدس است. به او بگوئید با اینکه دهها بار دستانش را شسته، هنوز دستانش خونینند، خون جوانان ایرانی هرگز محو نمی‌شود، به او بگوئید اینقدر نلرزد، او که خدا را سالها است در وجودش دفن کرده، دیگر از چه می‌ترسد؟

و تو ای خامنه‌ای ضحاک، امروز اجدادت، شمر و یزید بتو افتخار می‌کنند. هفتاد میلیون سهراب ایرانی تبار بدنهای خود را برای شلاقهای تازی اشغالگر آماده کرده‌اند، ما بیشماریم، ما ایرانیم، تو را به همانجایی که جدت یزید دفن است خواهیم فرستاد.

و تو ای ایرانی، هر جا که هستی لحظه‌ای درنگ کن، به روح بلند سهراب درود بفرست، مشتهایت را گره کن، دندانهایت را بهم بفشار و آماده کندن ریشه اشغالگران و اهریمنان از خاک پاک ایران باش، اشگهایت را پاک نکن، گریه ما از خشم است.

باید همه در ایران و در هر جای دنیا دست بدست هم دهیم و با تمام توان سوگ سهراب را عالمگیر کنیم، سهراب در زندان دژخیمان و زیر شکنجه شهید شده است، برای نجات دیگر سهرابهای در بند و برای اینکه فردا جنازه سهراب دیگری را تحویل مادرش ندهند باید آنقدر این جنایت برای جنایتکاران گران تمام شود تا از تکرار آن پشیمان شوند. به گوش هر کس، ایرانی و غیر ایرانی، به هر مرجع و سازمانی و به هر ارگان و جمعیتی سوگ سیاوش را برسانید.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 9:27 |
Balatarin
آيا رييس‌جمهور احمدی نژاد خبر دارد؟
توضیح: مطلب زیر برگرفته از سایت الف می باشد.



 الف صحت نامه ارسالی ذکر شده در مطلب ذیل را از مراجع ذیصلاح در استان فارس پیگیری کرد و صحت آن تایید شد. (فایل صوتی موجود است)

×××

باسمه تعالی

با عرض سلام خدمت دست اندرکاران الف

چندی پیش ایمیلی به دستم رسید که حاوی تصویری از یک نامه بود (پیوست را ببینید). در این نامه (اگر واقعی باشد) یکی از فرمانداران در آستانه انتخابات رسماً از استاندار فارس درخواست می کند بخشی از هزینه اعزام مستقبلین رییس جمهور توسط استانداری فارس پرداخت شود. نکته ای که در اینجا مطرح است آن است که سفر آقای احمدی نژاد به استان فارس در فاصله یک ماه به انتخابات، به طور دقیق یک سفر انتخاباتی (کمپین) محسوب می شود و در نتیجه، پرداخت هزینه استقبال کنندگان ایشان از بیت المال، سوء استفاده از امکانات دولتی در جریان انتخابات محسوب می گردد.

بنده در حال حاضر در آلمان مشغول به تحصیل هستم و ان شاء الله قصد بازگشت دارم. در انتخابات هم به دکتر احمدی نژاد رای داده‌ام. اما وجود چنین مسائلی، که هیچ گاه به طور رسمی جوابی به آنها داده نشده، در ذهن من سنگینی زیادی ایجاد می کند و خواهش می کنم بی طرفانه این مساله را پیگیری کنید:
 
 




یک- آیا این نامه اصالت دارد یا جعلی است؟ و اگر اصالت دارد، آیا چنین هزینه ای "استفاده از امکانات دولتی در تبلیغات" محسوب نمی‌شود؟

دو- در صورتی که این نامه اصالت دارد، آیا فرمانداری فیروزآباد در جریان کمپین آقای احمدی نژاد، از بیت المال در این مورد هزینه کرده یا خیر؟

سه- آیا استانداری فارس هم در جواب این درخواست در این زمینه هزینه کرده یا خیر؟

چهار- آیا چنین هزینه هایی به صورت رویه در همه شهرستانهای کشور انجام می شود؟

پنج- آیا رییس جمهور هم از این هزینه ها مطلع است؟

شش- آیا چنین هزینه هایی در دولت های قبلی هم مسبوق به سابقه بوده؟

اگر واقعاً اصول گرا و عدالت خواه هستید قضیه را پیگیری و روشن کنید و تا پیگرد قانونی متخلفین احتمالی از این موضوع دست نکشید. الان دیگر تب و تاب انتخابات دارد فروکش می کند و همه باید به هم کمک کنیم دولت اصولگرای ما هیچ نوع لکه ننگ و نقطه ابهامی در کارنامه اش نداشته باشد. ان شاء الله موفق باشید.

نام محفوظ
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2009 و ساعت 9:19 |