تبليغاتX
hoghoghe-bashar va azadi - iran = ai
Balatarin
پروین فهیمی، مادر شهید اعرابی:
من مادر سهراب اعرابی در مراسم فردا شرکت خواهم کرد

به نام پروردگار هستی بخش

بنی آدم اعضای یکدیگرند
چو عضوی به درد آورد روزگار که در آفرینش ز یک گوهرند
دگر عضوها را نماند قرار

دهان به دهان شنیده ام و در خبرها خوانده ام که آقای موسوی و کروبی در تلاش هستند تا برای بزرگداشت شهدای حوادث اخیر در مصلی تهران برنامه سوگواری برگزار کنند.
این درحالی است که برگزاری بزرگداشت جمعی برای همه جان باختگان حوادث بعد از انتخابات، وظیفه ای است که بردوش تمامی مسوولان اجرایی، نظارتی و مدیریتی این مملکت است که تا کنون نیز در برگزاری آن تعلل کرده اند. حال که این دو شخصیت سیاسی قدم جلو گذاشته اند و چنین برنامه متین و مناسبی را پیشنهاد داده اند، بنده نیز به عنوان مادر یک شهید بی گناه انتظارم آن است که مسوولان امکانات لازم را برای این امر مهم فراهم نمایند.
ضمنا پنج شنبه چهلم ندای عزیز است، من مادر سهراب اعرابی در این مراسم شرکت خواهم کرد.

پروین فهیمی

هفتم مرداد 1388

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 Jul 2009 و ساعت 16:32 |
Balatarin

خروج میلیاردها دلار پول و طلا از ایران به ترکیه

گزارش یکی از خوانندگان از ترکیه: چندی پیش رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه با وجود بحران اقتصادی خبر جذب 18.5 میلیارد دلار سرمایه به ترکیه برای ترمیم چهره اقتصادی دولتش را بطور رسمی در سخنرانی اش اعلام کرد. کانال دی ترکیه دیشب با مدارک غیر قابل انکار فاش ساخت این سرمایه که 7.5 میلیارد دلار آن بصورت نقد و 11 میلیارد آن به شکل 20 تن شمش طلا است توسط شخصی به نام اسماعیل صفاری نسب از ایران بوسیله کشتی به ترکیه انتقال داده شده است. هم اکنون مامورین ویژه در آن بندر از 20 تن طلا محافظت میکنند. حال جای سوال دارد که این آقای صفار نسب کیست و از طرف چه کسی و با چه هدفی این مبلغ عظیم را که بسیار بیشتر از بودجه برخی از کشورهاست به ترکیه انتقال داده است.

لینک اصل خبر

http://www.youtube.com/watch?v=CGeTc92p4v0

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 Jul 2009 و ساعت 16:30 |
Balatarin

«شکوه آزادی» با ندا و ترانه

پروژه «شکوه آزادی با ماست» در آمریکا

۱۳۸۸/۰۴/۲۱
ترانه معترض امروز ایران به کجا می رود؟ ترانه ای که به ظاهرپس از رخدادهای پس از انتخابات و با ورود چهره های سرشناس موسیقی بین المللی ابعادی جهانی پیدا کرده است؟

در این میانه برخی از اهالی خوش ذوق جهان مجازی (اینترنت) ویدئو کلیپ‌هائی بر روی آهنگ‌های اعتراضی خوانندگان فارسی زبان و غیر فارسی زبان ساخته‌اند و این ترانه ها را با حال و هوای رویداد‌های امروزی «به روز» کرده‌اند.گروهی بر روی آهنگ ایمیجین Imagine! تصور کن! جان لنون از گروه بیتلز ویدئو کلیپ جالبی ساخته اند یا گروهی دیگر بر روی آهنگ «فریاد» محمدرضا شجریان با شعر سایه و موسیقی حسین علیزاده تصاویر حوادث چند هفته اخیر ایران را گذاشته اند.

در این میان نام مایکل جکسون خواننده فقید هم از قلم نیفتاده است و بر روی آهنگ اعتراضی او «آنان ما را به حساب نمی‌آورند یا آنان به ما توجه نمی‌کنند» تصاویری از رخداد‌های اخیر ایران گذاشته شده و در دنیای اینترنت پخش شده‌است. در برنامه نگاه تازه ویژه ترانه‌های معترض محمد ضرغامی و محمد رضا کاظمی این بار به ابعاد دیگری از این رویداد هنری پرداخته اند. با مانیا منصور یکی دیگر از همکارانمان همراه می‌شویم تا نگاهی داشته باشیم به مجموعه‌ای از ترانه های معترضی که خوانندگان سرشناس غیر ایرانی به تنهایی و یا با همکاری هنرمندان ایرانی اجرا کرده‌اند.

میعاد گاه ما تاریخ آینده


هنوز معتقدان به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی دهم در ایران و ابقای محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، از شوک عظیم حوادث درپی و بعد از انتخابات بیرون نیامده بودند و هنوز گیج و مبهوت بودند که اولین ترانه‌ی یک چهره نامدار آمریکایی در حمایت و همبستگی از مبارزه و رنج و درد آنان بر روی وب سایت یوتیوب منتشر شد.

«جان بائز» خواننده مطرح موزیک فولک آمریکا با موهای سفید و یک شال سبز- آبی در نهایت سادگی در آشپزخانه‌اش نشسته و در حالی که با گیتار می‌نوازد، برای ایرانیان می‌خواند، آن هم به فارسی.



ترانه و سروده جان بائز متن و اجرائی ساده و صمیمی و قابل فهم دارد و تکیه‌اش بر امید و پیروزی است. او بارها کلمه «پیروزی» را تکرار می‌کند و امید می‌دهد که «ما پیروز می‌شیم، یه روز...»

هنوز معتقدین به جنبش سبز و مردم هنوز از لذت ترانه «جان بائز» بیرون نیامده بودند که ستاره آمریکائی دیگر جنجال برپا کرد. «جان بُن جووی» که میلیون‌ها نفر طرف‌دار در آمریکا و سرتاسر جهان دارد، ترانه‌ای به‌طور مشترک با اندی، خواننده پاپ ایرانی مقیم لوس آنجلس، اجرا می‌کنند که از ایستادگی و حمایت سخن می‌گوید.

«جان بُن جووی» در ترانۀ Stand By Me یا «در کنار من باش» یا آنطور که در ترجمه ترانه در کار مشترک بن جووی و اندی آمده «با من باش!»، خطاب به ایرانیان می‌خواند: هموطن، هم‌فریاد..... با من باش!... بُن جووی و اندی با همین کلمات ساده بار‌ها در شبکه‌های بین‌المللی مانند سی ان ان و بی بی سی بازتاب می‌یابد. شعر و کلام این ترانه از عبور از تاریکی و رسیدن به روشنایی حکایت دارد.



پس از این ترانه نوبت به یک گروه از خوانندگان و هنرمندان پاپ ایرانی مانند داریوش، ستار، مرتضی، معین و شهره آغداشلو و ... رسید که آثارشان در سایت‌های اینترنتی پخش شدند.

«مامز تایلور» با همراهی داریوش، مرتضی، ستار، شهره آغداشلو و خیل دیگری از هنرمندان ایرانی مانند شهرزاد سپانلو و شیلا وثوق این آهنگ رپ را برای «همبستگی با ندا» خوانده است. این ترانه یا سرود با شعر مشهور سعدی «بنی آدم اعضای یک‌دیگرند ...» با تصویر و صدای اوباما تمام می‌شود.

ترانۀ دیگری به نام «شکوه آزادی» که با همکاری «جانی ب» و «علی اسکندری» و دیگر یاران‌شان در نیویورک اجرا شد، بسیار مشهور شد.

کلیپ این ترانه در زمینه سیاه و سفید با نماد‌های سبز بسیار جذاب است.



آنگاه می‌رسیم به گروه افسانه‌ای یو‌تو ( U-2) که در کنسرت بارسلون ناگهان سبز شدند و فضای کنسرت را سبز کردند. نوری سبز در بالای صحنه درخشیدن گرفتن و شعر مولانا «بشنو از نی ...» روی پرده نقش بست و «بانو»، خواننده مشهور این گروه غرق در نور سبز آواز خواند.

مرگ دلخراش ندا آقا‌سلطان که فیلم جان دادن او جهان را تکان داد، دستمایه‌ای شد برای بسیاری از هنرمندان که آثاری بدیع و ماندنی خلق کردند. از جمله یک گروه ناشناس ایرانی. این گروه ترانه‌ای به انگلیسی خواندند به نام «دختر جهان». آنان خطاب به ندا می‌خوانند: «ندا! زمانی که ترا در تلویزیون دیدم صورتت با خون پوشانده شده بود، اما تو هنوز زیبا به نظر می آمدی. هیچکس نمی‌داند که تو برای چه به خیابان آمده بودی، اما حالا تو یک قهرمانی.»

من همون ایرانم

محمد‌رضا اسرار خواننده جوان مقیم کانادا ترانه‌ای خوانده به نام «عمو زنجیرباف» که این ترانه با تصاویر حوادث اخیر ایران تلفیق شده و روی اینترنت رفته است. هرچند گفته می‌شود که این آهنگ ربطی به حوادث اخیر ایران ندارد و شاید موضوع و عنوان این ترانه این مسئله را تقویت کرده است.

در این ترانه ما با عموزنجی بافی رو به رو هستیم که بر‌خلاف عمو‌زنجیرباف دوران کودکی ما که مردی مهربان بود، عمو زنجیربافی است خشن و خونخوار که چهره ای توتالیتر دارد.

محسن نامجو هم در این میان ساکت ننشسته است. نامجو یکی از ترانه‌های گذشته‌اش را به نام «بیابان را سراسر مِه گرفته‌است!» با شعری از احمد شاملو شاعر معاصر باز‌سازی کرده و آن را به تمام ایرانیانی تقدیم کرده است که در اعتراضات اخیر جانشان را از دست داده اند.

منصور، خواننده نسل جوان هم ترانه ای را از بابک روزبه ترانه سرای جوان به نام «ندای عشق» اجرا کرده است که نام ترانه و فضای حاکم بر آن شنونده را به یاد ندا آقا سلطان یکی از قربانیان خشونت های دولتی اخیر در ایران می اندازد. اما مشخص نیست که ترانه منصور به شکل مستقیم یا غیر مستقیم درباره رخدادهای پس از انتخابات خوانده شده است یا نه.

و سرانجام با آهنگساز آخرین ترانه گوگوش که ترانه ای معترض است همراه می شویم. فرید زلاند نام آشنای موزیک پاپ ایرانی ، افغانی تبار است ولی از دوازده سالگی در ایران زندگی کرده و همسری ایرانی دارد. او ایران را نیز در کنار افغانستان وطن خود می‌خواند.

از کارهای آقای زلاند می توان به گل پونه، گریه نکن، یاورهمیشه مومن، نون و پنیر و ... اشاره کرد.

زلاند پس از سی سال دوری با گوگوش همراه شده و آهنگی درباره ایران ساخته است. ترانه‌ای به نام «مرا از یاد بردی!» یا «من همون ایرانم!» که روایت درد‌دل مادری است به نام ایران به فرزندانش که از دامن او دور شده‌اند و در دور‌دست‌ها به‌سر می‌برند ... گوگوش در این ترانه در نقش ایران از فرزندان دورافتاده خود گله می‌کند.

فرید زلاند می‌گوید: «این ترانه سه ماه پیش ساخته شده که ربطی هم به این حوادث اخیر نداشت.» به گفته آقای زلاند وقتی گوگوش ترانه رها اعتمادی را برای او می خواند، گریه امانش نمی دهد. و سرانجام در پی حوادث اخیر گوگوش تصمیم می‌گیرد که این آهنگ زودتر در دسترس هوادارنش قرار بگیرد.

فرید زلاند در کارنامه هنری اش با ترانه سرایانی چون شهیار قنبری، اردلان سرفراز و ایرج جنتی عطائی، کار کرده و برای خوانندگانی چون داریوش، ابی، گوگوش و هایده آهنگ ساخته است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 Jul 2009 و ساعت 13:41 |
Balatarin

«عراق مسئوليت حفظ امنيت اردوگاه

 اشرف را برعهده گرفته است»

تصویر سه نفر از اعضای مجاهدین خلق در اردگاه اشرف در سال ۲۰۰۴

۱۳۸۸/۰۵/۰۷
 ایان کلی، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده، اعلام کرد که دولت عراق مسئوليت حفظ امنيت از اردوگاه اشرف و ساکنان آنان را برعهده گرفته است.
 
به گزارش خبرگزاری فرانسه، ایان کلی سه شنبه گفت: «ما همچنان وضعیت [اردوگاه اشرف] را از نزدیک نظاره می‌کنیم تا اطمینان یابیم با ساکنان اردوگاه اشرف مطابق تضمین‌های کتبی عراق و به شیوه انسان‌دوستانه رفتار خواهد شد.»

سخنگوی وزارت خارجه آمريکا گفت: «دولت عراق همچنين به آمريکا کتبا تضمين داده است که ساکنان اين اردوگاه را به اجبار به کشور ديگری که احتمال بازداشت، اذيت و آزار و شکنجه آنها بدليل اعتقادات سياسی و مذهبی اشان وجود داشته باشد، منتقل نخواهد کرد.»

از سوی دیگر، ژنرال اوديرنو، فرمانده نيروهای آمريکایی در عراق، نيز روز سه‌شنبه گفته است که سه ماه پيش آمريکا مسئوليت اردوگاه اشرف را به نيروهای عراقی واگذار کرده است.

ژنرال اوديرنو همچنين گفت: «مقامات عراقی قول داده‌اند تا به طور انسانی مسئله اين اردوگاه را حل کنند.
 
وی افزود: «ما بر رويکرد عراق در اين مورد نظارت خواهيم کرد و تا اينجا به گفته‌های خود عمل کرده‌اند.»

در همین حال سازمان مجاهدین خلق ایران، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد «در تیراندازی نیروهای امنیتی عراق، چهار نفر از افراد این سازمان در اردوگاه اشرف کشته شده‌اند.»

نیروهای عراقی روز سه‌شنبه کنترل داخل اردوگاه اشرف را که از دوران حکومت صدام حسین مقر نیروهای مجاهدین خلق ایران بود، به کنترل خود درآوردند.

شهریار کیا، سخنگوی اردوگاه اشرف شامگاه سه شنبه با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: «در پی آتش گشودن نیروهای امنیتی عراق به افراد غیر مسلح در ساعت هشت شب امروز، چهار نفر از ساکنان اردوگاه اشرف، از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، کشته شدند.»

‌سخنگوی اردوگاه اشرف همچنین گفته است که اعضای این سازمان در اعتراض به اقدام نیروهای امنیتی عراق اعتصاب غذا کرده‌اند.

هنوز دولت عراق درباره بیانیه سازمان مجاهدین خلق درباره  «کشته شدن چهار تن» از اعضای آن واکنشی نداده است.

دولت عراق از ماهها پیش اعلام کرده بود که قصد دارد با تخلیه ارودگاه اشراف در شمال بغداد، اعضای سازمان مجاهدین خالق را به ایران یا کشور ثالث بفرستد.

پس از حمله نیروهای آمریکایی به عراق در سال ۲۰۰۳، اردوگاه اشرف که در حدود ۳۵۰۰ اعضای سازمان در آن مستقر هستند، تحت حفاظت ارتش آمریکا قرار گرفت.

خبرگزاری رویترز همچنین به نقل از بهزاد صفری، یکی از ساکنان اردوگاه اشرف، گزارش داده است که اعضای سازمان مجاهدین خلق برای اینکه از ورود نیروهای عراقی به اردوگاه جلوگیری کنند ورودی‌های این اردوگاه را با گذاشتن موانع بسته بودند، که نیروهای عراقی نیز در مقابل از گاز اشک‌آور استفاده کرده بودند.

به گفته بهزاد صفری چندین نفر از نیروهای این سازمان در درگیری با نیروهای عراقی زخمی شده‌اند. این درحالی است که علی الدباغ سخنگوی دولت عراق، پیش از این استفاده از زور برای ورود به اردوگاه اشرف را رد کرده بود.

علی الدباغ گفته بود که از سه‌شنبه امنیت داخلی اروگاه اشرف به دست نیروهای عراقی افتاده است.

http://www.radiofarda.com/content/F8_ASHRAF_PMOI_FOUR_KILLED_STATEMENT/1787865.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 Jul 2009 و ساعت 13:39 |
Balatarin

نقش مزدوران خارجی در کشتار جوانان در کهریزک

این خبر از طریق ایمیل برای سایت ارسال شده است:

از طرف یکی از پاسداران وطن پرست و ضد ولایت فقیه

کهریزک که بسته شد مرکز زندان نبوده است. کهریزک مرکز آموزش عربهای لبنانی و منطقه به آنجا آورده می شدند و به آنها آموزش ترور داده می شد. کهریزک که پیشتر مرکز نگهداری اسرای عراقی بود در جریانات اخیر وقتی عربها جوانان را دستگیر می کردند به اینجا می آوردند و تا حد مرگ شکنجه می دهند. کهریزک بر اساس تایید پزشکان بارها مرکز آلوده به مننژیت اعلام شد. جوانان در اصل در اوین جان نباختند. آنها در کهریزک بودند بهمین خاطر جهت نزدیکی به سردخانه های جنوب و انبار میوه به کهریزک پیکر آنها را بدانجا انتقال می دهند. نزدیکان محسن رضایی هم به وی اطلاع دادند که روح الاامنینی و کسان دیگر بدست عربهای تروریست شکنجه شده اند. عرب های حزب الله هم پسر رییس ستاد انتخاباتی محسن رصایی یا کسان دیگر را اصلاً نمی شناسند. آنها بودند که مانند گرگهای گرسنه با تبر و دشنه به مردم حمله ور می شدند. جالب است بدانید که خود ماموران آدمکش ترسیده اند و حاضر نیستند در این محل بمانند. زیرا طبق اطلاعات موثق چند عرب لبنانی خود آلوده به مننژیت شدند و طبق گفته یکی از پاسدارها، یکی از تروریستهای وارداتی بر اثر آلودگی بدرک واصل شد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 Jul 2009 و ساعت 13:32 |
Balatarin

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 Jul 2009 و ساعت 13:32 |
Balatarin

خروج میلیاردها دلار پول و طلا از ایران به ترکیه

گزارش یکی از خوانندگان از ترکیه: چندی پیش رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه با وجود بحران اقتصادی خبر جذب 18.5 میلیارد دلار سرمایه به ترکیه برای ترمیم چهره اقتصادی دولتش را بطور رسمی در سخنرانی اش اعلام کرد. کانال دی ترکیه دیشب با مدارک غیر قابل انکار فاش ساخت این سرمایه که 7.5 میلیارد دلار آن بصورت نقد و 11 میلیارد آن به شکل 20 تن شمش طلا است توسط شخصی به نام اسماعیل صفاری نسب از ایران بوسیله کشتی به ترکیه انتقال داده شده است. هم اکنون مامورین ویژه در آن بندر از 20 تن طلا محافظت میکنند. حال جای سوال دارد که این آقای صفار نسب کیست و از طرف چه کسی و با چه هدفی این مبلغ عظیم را که بسیار بیشتر از بودجه برخی از کشورهاست به ترکیه انتقال داده است.

لینک اصل خبر
18 buçuk milyar doların sırrı!
http://www.kanaldhaber.com.tr

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 Jul 2009 و ساعت 13:26 |
Balatarin
هویت یکی دیگر از  جانباختگان فاش شد: سعید عباسی

موج سبز آزاد : سعید عباسی، 27 ساله، از کسبه‌ی محله‌ی سلسبیل بوده که بر اثر اصابت گلوله به سرش به شهادت رسیده است.
بر اساس گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» سعيد عباسي، 27 ساله و مجرد، مغازه‌دار در محله‌ی سلسبيل (خیابان رودکی) تهران و خود ساکن محله‌ی پونک بوده که در روز 30 خرداد با اصابت گلوله از ناحیه‌ی سر، در مقابل دیده‌ی پدرش و سایر مغازه‌داران به شهادت رسیده است.
این گزارش حاکی است پیکر او را تنها در ازای دریافت پول و تعهد مبنی بر اینکه هیچ شکایتی از کسی ندارند، تحویل داده‌اند.
در این گزارش همچنین تصریح شده که وقتی برخی مأموران به عنوان دلجویی به منزل خانواده‌ی این شهيد مراجعه می‌کنند، مرگ فرزند آنها را به «اغتشاشگران» نسبت می‌دهند و سپس از این خانواده‌ی داغدیده می‌‌خواهند که نام شهید را به عنوان بسیجی ثبت کند تا از مزاياي خانواده‌ی شهيد بودن استفاده کنند؛ که این درخواست با واکنش شديد والدين این شهيد روبه‌رو می‌شود و آنها مأموران را از خانه بيرون می‌کنند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 Jul 2009 و ساعت 13:23 |
Balatarin
حسین اخترزند, شهيدي ديگر در راه آزادي ميهن
برخلاف اینکه امنیتی ها تاکیید داشتند که او خودش در اثر غفلت افتاده اما آثار جراحات زیاد روی دست چپ ، پای چپ و راست ، کمر ، پهلو و پارگی عمیق دست راست ( که در برگه ی پزشکی قانونی نیز ثبت شده است ) و نیز شاهدانی که آنجا بوده اند و صدای ضرب و شتم و فریادهای حسین را شنیده اند ، همگی گواهی است بر اینکه او قبل از افتادن مورد ضرب و شتم زیادی قرار گرفته است .
در روز 25 خرداد در درگیریهای اصفهان یکی از دوستان ما به نام “حسین اخترزند ” به طرز وحشیانه ای به شهادت رسید. “حسین اخترزند ” فرزند مرحوم مرتضی ، 32 ساله (متولد 27 آذر ماه سال 1355) نان آور خانواده بود . وی در روز دوشنبه25 خرداد ماه بعد از کار به سمت دروازه شیراز حرکت می کند .آنجا کانون در گیریها بوده و عده ای بسیجی و لباس شخصی به دنبال تعدادی از مردم می گذارند .و حدود 15 نفر از مردم از درب پارکینگ مجتمع پزشکان (واقع در دروازه شیراز – بن بست هاله )وارد ساختمان می شوند و هر کدام به طبقه و یا اتاقی پناه می برند . اما متاسفانه حسین و یک نفر دیگر که هنوز نامش را نمی دانیم در پشت بام طبقه سوم به دست بسیجی ها می افتند و مورد ضرب و شتم بسیار زیادی قرار می گیرند و بسیجی های بیرحم آنها را از طبقه ی سوم به پایین پرتاب می کنند .
شخص دیگر که همراه حسین بوده به دست لباس شخصی ها می افتد و طبق گفته های شاهدان ، پرچمی دور بدنش پیچیده و او را به مکان نا معلومی برده اند . اما بدن نیمه جان حسین را چند تن از مردم می بینند و یک پزشک انسان دوست با بیمارستان شریعتی (واقع در 100متری محل وقوع ) تماس گرفته و اورژانس به محل حادثه آمده است . و علیرغم مداخله ی نیروهای امنیتی که اجازه ی بردن حسین به بیمارستان را نمی داده اند ، مردم تجمع کرده و با آمبولانس او را به بیمارستان رسانده اند .اما متاسفانه در شامگاه در مقابل چشمان مادر و خواهر و برادرانش جان سپرد .البته به گفته ی یکی از پرستاران وضعیت حسین آنقدر وخیم بود که مرگ از زندگی برایش بسیار بهتر بود .زیرا که او قطع نخاع شده بود و هیچ جای سالمی در بدنش نمانده بود .
نیروهای امنیتی به خانواده حسین تاکیید داشتند که او در اثر سهل انگاری روی ایرانیتهای پوسیده ی پشت بام افتاده و کشته شده است .حتی یکی از فرماندهان سپاه چند روز پیش در یک سخنرانی باکمال بی شرمی اعلام کرد که ما در اصفهان تنها یک کشته داشتیم آنهم به خاطر استعمال مواد مخدر ( شیشه ) بوده است .
نیروهای امنیتی فشارهای زیادی را بر این خانواده وارد داشتند و از همه نزدیکان تعهد گرفتند که کشته شدن حسین را تصادف اعلام کنند تا جنازه وی را تحویل دهند . حتی در مراسم ختم 5 نفر مسلح ( 3 مرد و 2 زن ) را آوردند که مراقب اوضاع باشند . تمام مراحل کفن و دفن او را یکی از عوامل خودشان انجام داد و حتی زیارت عاشورا که موقع خاک سپاری خوانده شد را نیز یکی از همین افراد خواند . ضمن اینکه موقع حمل تابوت از گفتن “الله اکبر” جلوگیری کردند !!!
اما خدا را شکر با همه ی این فشارها تمام مردم اصفهان از این قضیه خبردار شدند و حتی آقای نکوئی ( رئیس ستاد میرحسین موسوی در اصفهان ) نیز در مراسم وی شرکت داشت .
این خبر در بسیاری از سایت ها و وبلاگها درج شده است .
برخلاف اینکه امنیتی ها تاکیید داشتند که او خودش در اثر غفلت افتاده اما آثار جراحات زیاد روی دست چپ ، پای چپ و راست ، کمر ، پهلو و پارگی عمیق دست راست ( که در برگه ی پزشکی قانونی نیز ثبت شده است ) و نیز شاهدانی که آنجا بوده اند و صدای ضرب و شتم و فریادهای حسین را شنیده اند ، همگی گواهی است بر اینکه او قبل از افتادن مورد ضرب و شتم زیادی قرار گرفته است . امیدواریم این خبر را به گوش تمام جهان برسانید تا همه بدانند ” حسین اخترزند” را بیرحمانه تر و سنگدلانه تر از بقیه کشتند .
آدرس منزل حسین : اصفهان . خیابان رباط دوم (شهید رضی) . خیابان مخابرات . کوچه سلطانی . فرعی اول سمت راست . منزل اول سمت چپ (در سبز رنگ) . طبقه ی دوم .
آدرس قبر : باغ رضوان . قطعه 17 . بلوک 1 .
منبع خبر : کودتا نیوز
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 Jul 2009 و ساعت 13:21 |
Balatarin
حسين اكبري شهيدي ديگر در راه آزادي ميهن
بنا بر خبر دريافتي , حسين اكبري شهيدي ديگر در راه آزادي ميهن است , مشخصات اين شهيد به قرار زير است:
نام و نام خانوادگی: حسین اکبری
نام پدر: داوود
متولد:1372- 16 ساله
بنا بر اين خبر ,دستگیری حوالی ظهر در محدوده میدان انقلاب در تاریخ 25/3/88 بوده است و تا تاریخ 30/4/88 و با پیگیری خانواده اش از طریق دادگاه انقلاب و بازداشتگاه اوین و دیگر بازداشگاه موجود در تهران هیچ اطلاعی از سرنوشت وی یا محل نگهداری به خانواده اش داده نشده بود.
در روز 31/4/88 با تماسی که با خانواده اش گرفته شده از آنها خواسته شده به بیمارستان امام خمینی برای تحویل گرفتن جسد وی مراجعه کنند و با مراجعه آنها مشخص شده است شهادت ایشان بر اثر ضربه مغزی بوده ودر روی بدن وی آثار متعدد باتون دیده شده است.
تاریخ دقیق شهادت وي مشخص نيست.پیکر ایشان صبح یکشنبه 4/5/88 در قطعه 219 بهشت زهرا تهران در کنار مادر مرحوم وی به خاک سپرده شد .
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 Jul 2009 و ساعت 13:17 |
Balatarin

محل های تجمع بدون مجوز روز پنج شنبه 8 مرداد در تهران

این اطلاعیه از سوی فعالین داخل کشور برای سایت ارسال شده است:

فراخوان،هشت مرداد،مراسم چهلمین روز جان باختگان راه آزادی و یاد بازداشت شدگان:مکانهای تجمع روز هشت مرداد،ساعت پنج بعدازظهر:میدان ونک (آلترناتیو اول میدان سرو - آلترناتیو دوم پارک وی)میدان محسنی ( آلترناتیو اول بولوار کاوه - آلترناتیو دوم میدان هروی )میدان هفت حوض ( آلترناتیو اول فلکه سوم تهرانپارس - آلترناتیو دوم فلکه اول تهرانپارس)میدان فاطمی ( آلترناتیو اول میدان هفت تیر - آلترناتیو دوم میدان فردوسی ) پل گیشا ( آلترناتیو اول فلکه صادقیه - آلترناتیو دوم میدان انقلاب )هموطنان در دیگر شهرستانها حتمامراسم مشابهی را در وسط میادین شلوغ و اصلی و مرکزی شهر برگزار نمایند

لطفا اطلاع رسانی کنید

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 15:46 |
Balatarin

سوله کهریزک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

سوله کهریزک یا کمپ کهریزک بازداشتگاهی است که در شهر سنگ از توابع شهرری استان تهران قرار دارد.

این بازداشتگاه در حدود سال ۱۳۸۰ برای اولین بار در عملیاتی موسوم به «جزیره» با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید تهران مورد بهره برداری قرار گرفت. سپس با توسعه و ساخت و ساز آن پلیس امنیت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران از آن برای نگهداری و شکنجه بعضی از بازداشت‌شدگان نظیر طرح ارازل و اوباش (بخشی از طرح ارتقای امنیت اجتماعی) استفاده کردند.[۱] این مکان در سطحی پایین تر از زمین قرار دارد و زندانیان در آن نمی‌توانند از حق استفاده از هواخوری استفاده کنند، استفاده از مستراح فقط یکبار در طول روز مجاز است و جیره غذایی زندانیان بسیار کم است.[۲]بازداشت شدگان در این مکان در بدو ورود مورد ضرب و شتم قرار میگیرند، فضای اختصاصی به هر فرد کمتر از یک متر مربع است.[۳] سردار ذوالقدر جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران (که در دولت محمود احمدی نژاد جانشین وزیر کشور شد و فرماندهی عالی نیروی انتظامی نیز به فرمان علی خامنه‌ای، مقام رهبری، به وی سپرده شده‌است) دراختیار دارنده این سوله نام برده می‌شود[۴][۵]

این بازداشتگاه قبلا در دست نیروهای حزب الله لبنان حاضر در ایران بود و برخی اعضای فعال القاعده در ارتباط با لبنان و فلسطین نیز در این بازداشتگاه نگهداری می‌شدند. اما در سال‌های اخیر بازداشت‌شدگان ایرانی را نیز به این بازداشتگاه پنهانی می‌برند، از جمله دانشجویان زندانی.[۶] بسیاری از بازداشت شدگان مربوط به پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) نیز به این مکان برده شده و تحت شکنجه قرار گرفته‌اند. طی دو سال اخیر حداقل ۱۴ زندانی بر اثر خشونت زندانبانان یا عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داده‌اند.

طبق گزارش تعدادی از زندانیان جریانات اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری که از این کمپ به زندان قزل حصار منتقل شده‌اند، در محدوده یک سالن، ۸ اتاق، ۲ سالن قرنطینه، ۴ سوله فلزی، جمعیتی در حدود ۹۲۰ نفر زندانی بودند که در دو سوله فلزی آن زنان بازداشت شده نگهداری می‌شدند (گنجایش این دوسوله در حدود ۲۰۰ نفر است).[۷][۸]

این بازداشتگاه در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۸۸ به دستور علی خامنه‌ای، رهبر وقت جمهوری اسلامی تعطیل شد. «استاندارد» نبودن این بازداشتگاه و نداشتن شرایط لازم برای «حفظ حقوق بازداشت‌شدگان» از دلایل تعطیلی آن ذکر شده است.[۹]

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 15:45 |
Balatarin
دیدار کروبی با خانواده ندا
  مهدی کروبی با خانواده یکی از جان باختگان حوادث اخیر دیدار کرد.

 
 اعتماد نوشت: کمتر از یک هفته مانده به چهلم ندا آقاسلطان یکی از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، حجت الاسلام مهدی کروبی به دیدار خانواده او رفت .
 
مهدی کروبی در دیدار با مادر ندا با بیان اینکه هیچ کدام از ما از تقدیر و سرنوشت باخبر نیستیم و هیچ کدام نمی دانیم چه حوادثی در انتظارمان است گفت؛ «فرزند عزیزی که جان باخت، نهایت معصومیت و مظلومیت بود که در داخل و خارج بازتاب گسترده یی داشت.
 مرگ ندا هم مظلومیت مردم ایران را در این شرایط فریاد زد و هم از تضییع حق جلوگیری کرد و ان شاء الله آثار سودمندی را در حال و آینده نصیب مردم می کند.»
 
 مادر ندا با اظهار گلایه از سخنان سیداحمد خاتمی امام جمعه موقت تهران و عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما گفت؛ «مرگ ندا یک طرف، اظهارات این دو یک طرف که یکی فرزندم را هنرپیشه و مرگ او را ساخته و پرداخته کامپیوتر می داند، دیگری هم ندا را یک هنرپیشه معرفی می کند.»
 
وی گفت؛ «این اظهارنظرها بیش از مرگ ندا برایم تلخ و دردآور بود.»
 
وی گفت؛ «ندا هم مانند هزاران جوان دیگر که علاقه مند به سرنوشت کشورشان هستند، به سرنوشت ایران علاقه مند بود. او هم مانند دیگر جوانان به نتایج انتخابات اعتراض داشت.»
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 11:17 |
Balatarin

بیانیه‌ی موسوی برای تشکیل جبهه‌ی سیاسی در راه است

 

در حالی که روزنامه‌ی اعتماد ملی خواهان تشکیل «شورای رهبری اصلاحات» شده است، خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گزارش داد که میرحسین موسوی به زودی بیانیه‌ی تشکیل جبهه‌ی سیاسی خود را منتشر می‌کند.

 

ایلنا از انتشار زودهنگام بیانیه‌ی میرحسین موسوی برای تشکیل جبهه‌ی سیاسی خبر می‌دهد. طبق گزارش این خبرگزاری، در حالی که پیش‌تر تشکیل مجموعه‌ای سیاسی از سوی موسوی وعده داده شده بود، قرار است بیانیه‌ی وی در خصوص تشکیل این مجموعه‌ی سیاسی، اوایل هفته‌ی آینده منتشر شود. طبق این گزارش، در بیانیه‌ی میرحسین موسوی، نام این مجموعه‌ی سیاسی هم ذکر خواهد شد.

 

ایلنا در گزارش خود افزوده است که: «شنیده شده است برای تشکیل این مجموعه‌ی سیاسی که موسوی آن را فراتر از حزب و جبهه‌ی سیاسی دانسته، با خاتمی و کروبی هم رایزنی شده است».

 

محافل نزدیک به مهدی کروبی، از لزوم تشکیل شورای رهبری اصلاحات سخن می‌گویندBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  محافل نزدیک به مهدی کروبی، از لزوم تشکیل شورای رهبری اصلاحات سخن می‌گویند ضرورت تشکیل شورای رهبری اصلاحات

 

به موازات این خبر، «اعتماد ملی»، روزنامه‌ی نیروهای نزدیک به مهدی کروبی، در مقاله‌ای  از ضرورت تشکیل «شورای رهبری اصلاحات» سخن گفته است. در این مقاله یادآور شده که به‌رغم غنی‌شدن تفکر اصلاح‌طلبی، هنوز به لحاظ راهبردی دورنمای دقیق و روشنی از آن مشاهده نمی‌شود و این فقدان نقشه‌ی راه اصلاح‌طلبان، گاهی هواداران آن‌‌ها را نیز میان بیم و امید سرگردان می‌کند. به باور این مقاله، جای یک کانون سیاست‌گذاری که برآمده از همه‌ی نگاه‌های حزبی باشد خالی است.

 

مقاله همچنین خاطر نشان می‌سازد که رخدادهای بعد از دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری تا کنون کمتر از یک انسجام راهبردی برخوردار بوده است و معلوم نیست در آینده نیز جریان اصلاحات می‌خواهد در درون حاکمیت چگونه نقش ایفا کند و اساسا برای آینده‌ی کشور چه برنامه‌هایی در پیش خواهد داشت.

 

موسوی، کروبی، خاتمی: سه ضلع شورای رهبری

 

در بخش دیگری از این مقاله آمده که اینک که رقابت‌ درون جبهه‌ای به پایان رسیده باید بطور اصولی، منطقی و دلسوزانه راهبردی از میان همه‌ی گرایش‌ها بیرون آید که مورد توافق همگان و قابل اجرا باشد.

 

اعتماد ملی، تشکیل شورای رهبری جبهه‌ی اصلاحات را ضروری دانسته و یادآور شده که کروبی، موسوی و خاتمی می‌توانند سه ضلع اصلی شورای مذکور باشند، زیرا ظرفیت‌های نهان و پنهان هر سه شخصیت موثر در جبهه‌ی اصلاحات، می‌تواند راهبردهای تکامل یافته‌ای را برای اصلاح‌طلبان به ارمغان آورد.

 

به نوشته‌ی اعتماد ملی، فواید چنین شورایی، سامان یافتن تصمیمات و خط‌ مشی و پرهیز از پراکنده‌کاری فکری و اجرایی برای جبهه‌ی اصلاحات خواهد بود. تشکیل این شورا منافاتی با کار حزبی نخواهد داشت و همزمان می‌تواند در گره‌گشایی از معضلات به ‌وجود آمده‌ی اخیر و بویژه آزادی زندانیان سیاسی موثرتر و مفیدتر عمل کند.

 

گفتنی است که در پی حوادث پس از انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست‌جمهوری در ایران، به کرات زمزمه‌ی تشکیل حزب یا جبهه‌ای سیاسی از سوی میرحسین موسوی به گوش رسیده و بحث‌های زیادی در این زمینه در جریان بوده است.

 

در هفته‌های گذشته، موسوی، کروبی و خاتمی گام‌هایی عملی در راستای هماهنگ‌کردن فعالیت‌های خود به پیش برداشته‌اند. آخرین نمونه‌ی آن نامه‌ی سرگشاده‌ای بود که این سه تن، در همراهی با شماری دیگر از شخصیت‌های اصلاح‌طلب، به مراجع تقلید نوشتند و در آن خواستار دخالت آنان برای پایان دادن به فضای امنیتی در کشور و آزادی همه‌ی بازداشت‌شدگان حوادث اخیر شدند.

 http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4522477,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 11:12 |
Balatarin

لباس شخصی‌ها: از شعبان بی‌مخ تا امروز

 

این روزها با انتشار اخبار پیاپی دستگیری و کشته شدن معترضان در ایران، بیش از پیش نام لباس شخصی‌ها به گوش می‌خورد. اما لباس شخصی‌ها کیستند و چه پیپشینه‌ای دارند؟ نگاهی داریم به سابقه حضور این نیروها در ایران معاصر.

 

آنان که سال‌های ابتدایی دهه سی خورشیدی را به یاد دارند، خوب می‌شناسند مرد فربهی را که کت سیاه و پیراهن سفید می‌پوشید و پشت کفشش را می‌خواباند و جز برای کتک زدن آن را بلند نمی‌کرد. می‌گویند قمه‌ای نیز همواره زیر پیراهنش داشته که البته با نگاهی به جثه بزرگش می‌توان فهمید که وی نیازی به قمه نداشته است. شعبان جعفری باستانی‌کار معروفی بود که مدرسه را در دوران ابتدایی به دلیل شرورت ترک کرده بود و گفته می‌شد که از هوش پایینی برخوردار بوده. نظام حاکم از هیکل تنومند و مغز کوچک او برای سرکوب مخالفانش بهره می‌جست. 

کمتر تاریخ‌نگاری هست که وقایع کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ را نگاشته باشد و نامی از شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ نبرده باشد. هرچند خود وی در کتاب خاطراتش منکر این نقش شده و ادعا کرده است که روز ۲۸ مرداد تا ساعت ۲ بعدازظهر در زندان بوده و خبر سقوط دولت مصدق را در زندان از رادیو شنیده است. اما شواهد و مدارک زیادی حاکی از نقش شعبان جعفری در پیش‌برد کودتای ۲۸ مرداد از طریق برهم زدن نظم عمومی و تخریب اموال دولتی و ترساندن مردم وجود دارد، از جمله حضور پررنگش در دادگاه دکتر حسین فاطمی. عکسی از او وجود دارد که در یک خودروی بدون سقف ایستاده و در یک دستش چماق است و دست دیگرش پوستر محمدرضا شاه. او  یک ’’لباس شخصی‘‘ بود.

 شعبان جعفری پس از پیروزی کودتای ۲۸ مردادBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  شعبان جعفری پس از پیروزی کودتای ۲۸ مرداد

پدیده‌ "زهرا خانم"

شاهدان عینی وقایع سال‌های ۱۳۵۸ و ۵۹ طبعا بیشتر از سال ۱۳۳۲ است. رویدادهای سالهای اول پس از انقلاب به خوبی در یادها مانده است.

جلسات بحث مقابل دانشگاه تهران، میتینگ‌های سازمان‌های چپ و حتی روز اجرای نمایش ’’عباس آقا‘‘ به کارگردانی سعید سلطانپور در سالن نمایش دانشکده هنر − در تمامی این روزها زنی با چادری بر کمر بسته حضور داشت که ’’زهرا خانم‘‘ صدایش می‌کردند. پیکان سفیدی هم بود که او را به محل کارش می‌رسانید و بر می‌گرداند. و کارش چه بود؟ بر هم زدن تمامی این تجمعات و برنامه‌ها با کمک چماق و البته عده‌ای نیروی کمکی مذکر و شعار «خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم».

 تابستان سال ۱۳۵۹ پس از صدور بخشنامه اجباری شدن حجاب در ادارات دولتی، گروهی از زنان معترض برای پرسش و پاسخ در این زمینه با رئیس‌جمهور وقت ابوالحسن بنی‌صدر مقابل ساختمان نخست وزیری در خیابان پاستور جمع شدند. زهرا خانم هم با پیکان معروفش به این تجمع رفت. گفته شد که وی و همراهانش این بار علاوه بر استفاده از چماق همیشگی‌، چاقو و شلاق نیز همراه داشتند و نیز کیسه‌ای پر از موش که آن را زیر پای زنان ریخته تا آنان را وادار به فرار کنند. شعار جدیدی نیز به شعار قبلی‌اش اضافه شده بود: «یا روسری، یا توسری».

 مجله تهران مصور در همان روزها عکسی از او منتشر کرد در کنار صادق قطب‌زاده. شاید انتشار این عکس بود که به زهرا خانم لقب مادر صادق قطب زاده را داد. اما این رابطه هرچه که نبود، حمایت پشت پرده بود. زهرا خانم هم یک ’’لباس شخصی‘‘ بود.

زهرا خانم، لباس شخصی معروف اوایل انقلابBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  زهرا خانم، لباس شخصی معروف اوایل انقلاب 

لباس شخصی‌ها و اصلاحات 

از سال‌های ابتدایی دهه هفتاد تصویرهایی به جا مانده، که چون نسبت به سال‌های اول پس از انقلاب به ما نزدیک‌ترند، بسیار زنده‌ترند. ’’انصار حزب‌الله‘‘، ’’گروه فشار‘‘، ’’حسین الله کرم‘‘، ’’مسعود ده‌نمکی‘‘ و ’’حاجی بخشی‘‘. هیچ کس نمی‌داند دقیقا از کجا شروع شد از حمله به زنان و دختران به زعم آنان بدپوشش یا حمله به میتینگ‌های انتخاباتی محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶. اما حمله این افراد یا آدم‌های تحت نفوذ این افراد در سال ۱۳۷۷ به دو وزیر در مراسم نماز جمعه تهران، بیش از پیش این گروه را بر سر زبانها انداخت. عبدالله نوری وزیر کشور و عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد دو نفری بودند که مورد ضرب و شتم این گروه قرار گرفتند.

یک سال بعد در تابستان سال ۱۳۷۸ این گروه فاجعه‌ای را به بار آورد که با گذشت ۱۰ سال هنوز از یادها نرفته است. حمله به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه تهران را می‌توان تا آن زمان سیاه‌ترین لکه پرونده گروه‌های فشار یا همان لباس شخصی‌ها دانست. شاهدان عینی آن روزها خوب به یاد دارند وانت‌هایی را که از داخل مساجد بیرون می‌آمدند و بارشان مردان چماق به دست و سفید پوشی بودند که فریاد می‌زدند: «خامنه‌ای خمینیه، می‌فهمی؟».

 در اسفند همان سال نیز یکی دیگر از اعضای گروه انصار حزب‌الله در شهرری، سعید حجاریان معروف به تئوریسین اصلاحات را از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار داد. سعید حجاریان ۱۰ سال است که بر روی صندلی چرخ‌دار می‌نشیند و به درستی قادر به تکلم نیست. سعید عسگر ضارب او مدت کوتاهی پس از بازداشت آزاد شد و چهار سال بعد به همراه ۲۵۰ لباس شخصی دیگر به خوابگاه دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در طرشت حمله کرد. 

در تمامی این سالها هرگاه تجمعی برپا می‌شد، حضور پررنگ این ’’پیراهن‌سفیدها‘‘ حتی گاه بیش از تجمع‌کنندگان به چشم می‌خورد. نشست‌های اعتراضی زنان، دانشجویان، کارگران، معلمان و هر گروهی که قصد اعتراض داشت از حمله این نیروها در امان نمی‌ماند. خواه هشتم مارس در پارک لاله باشد و بانویی هفتاد ساله که سیمین‌بانوی شعر ایران لقبش داده‌اند و خواه روز گرامیداشت معلم و معلمانی که دو سال در پی حقوق معوقه خود بوده‌اند.

صحنه‌ای از درگیری با تظاهرکنندگان، تهران  خرداد ۱۳۸۸Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  صحنه‌ای از درگیری با تظاهرکنندگان، تهران خرداد ۱۳۸۸ 

لباس شخصی‌ها در دو ماه اخیر

اما نقطه اوج فعالیت این گروه را شاید بتوان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال جاری دانست. این بار دیگر فضای مجازی و سرعت انتشار خارق‌العاده‌اش به کمک آمد و تصاویر زنده و گویا و غیر قابل انکاری را در سراسر جهان پخش کرد که نشان از حملات بی‌امان لباس شخصی‌ها به مردم معترض داشت. این بار اما دیگر تنها چوب و چماق و چاقو نبود، سلاح گرم آخرین وسیله‌ای است که این نیروها از آن برای سرکوب گروه‌های معترض استفاده می‌کنند. 

در جریان ناآرامی‌های پس از انتخابات شواهد بسیاری به دست آمد که افرادی با ظاهری کاملا غیر حزب‌‌اللهی و گاه حتی با همراه داشتن نماد سبز در بین مردم ایجاد اغتشاش کرده و گاه حتی اقدام به کتک زدن افراد می‌کنند. یکی از کسانی که در روز سی خرداد در تهران دستگیر شد می‌گوید که توسط یک لباس شخصی در میدان انقلاب دستگیر شده و این فرد پس از دستبند زدن به او تنها گفته دنبال من بیا و خودش با فاصله زیادی در جلو راه افتاده است. او ادامه می‌دهد: «این آقا با فاصله با من راه می‌رفت یعنی یک جوری بود که همه مردم من را که نگاه می‌کردند انگار من دستبند به دست فرار کردم و دارم تنهایی راه می‌روم، این قدر با فاصله از من راه می‌آمد. دوتا آقای دیگر، دو پسر خیلی جوان، که خیلی شبیه خودمان بودند و نه آن طرفی، دو طرف من ایستاده بودند. خیلی آرام به من گفتند، خانم! تو سروصدا نکن، تو کوچه باریک که رسیدی، ما تو را فراری میدهیم. اما وقتی به یک کوچه باریکی رسیدیم که محل پلیس پیشگیری تهران است، همان دو نفر من را هل دادند و گفتند حالا بروگمشو. یعنی آن دو نفر هم با آن آقا بودند. با این که تیپ‌شان از خود ما بود و مچ‌بند سبز داشتند و موهای ژل‌زده و صورت تیغ‌شده». 

وب سایت جرس نیز از عکسبرداری و فیلمبرداری افراد لباس شخصی با ظاهر غیر حزب‌اللهی از مردم می‌نویسد. به نوشته‌ی این وبگاه وظیفه این افراد گرفتن عکس و فیلم از تظاهرکنندگان به منظور شناسایی آنان است.

 

لباس شخصی‌ها کیستند؟ 

محسن سازگارا از بنیانگذاران سپاه پاسداران که خود چند ماهی بیشتر در آن نماند، نیروهای لباس شخصی را منتسب به سپاه و تحت فرمان آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند: «لباس شخصی‌ها یک بریگارد خاص زیرنظر اطلاعات سپاه هستند و کسانی هستند که تربیت شده‌اند برای این که مردم را کتک بزنند و همان هایی هستند که در طول تمام سالیان گذشته، دوره‌ی دولت اصلاحات و بعد از آن هروقت اعتراضی بوده با موتورسیکلت یا پیاده آمدند، حمله کردند و مردم را کتک زدند و گاهی چاقو کشیدند و میله‌ی آهنی دستشان بوده است و امروزه اسلحه هم دارند و به کار می‌برند. هیچ کسی هم مسئولیت‌شان را نمی‌پذیرد. خود حکومت هم نمی‌پذیرد که آنها به او وابسته‌اند و فقط غیرمستقیم اعمالشان را به‌عهده می‌گیرد. اما واقعیت این است که لباس شخصی‌ها ماشین سرکوب آقای خامنه‌ای در تمام دوازده سال گذشته بودند». 

صحنه‌ای از درگیری با تظاهرکنندگان، تهران  خرداد ۱۳۸۸Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  صحنه‌ای از درگیری با تظاهرکنندگان، تهران خرداد ۱۳۸۸اما تا به حال هیچ مرجع رسمی دولتی گفته‌های سازگارا را تایید نکرده است. سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه‌ای که روز سی تیرماه سال جاری با خبرگزاری آریا انجام داد تاکید کرد که لباس شخصی‌ها از افراد نیروی انتظامی نیستند. وی گفت: «یکی از مشکلات پلیس در این بحران حمله چندسویه به نیروهای انتظامی بود و گروه‌های مداخله کننده در این وضعیت می‌خواستند القا کنند که لباس شخصی‌ها از درون ناجا هدایت می‌شوند حال آنکه هیچ یک از این افراد یونیفورم و یا مشخصه‌ای نداشتند که معلوم شود جزو کدام گروه هستند».

اقدامات گروه‌های موسوم به لباس شخصی در جریان ناآرامی‌های پس از انتخابات به حدی بود که نمایندگان مجلس برای اولین بار از این افراد و انتساب احتمالی آنان با نظام سخن گفتند. ابوترابی یکی از نمایندگان مجلس و عضو کمیته حقیقت‌یاب مجلس برای بررسی حمله به کوی دانشگاه هنگام قرائت گزارش این کمیته در مجلس، گفت: «چرا افرادی با لباس شخصی و بدون داشتن ماموریت از طرف نهادهای مسئول داخل نظام وارد کوی شدند؟ از نظر کمیته این افراد کاملا مشکوک هستند و باید هرچه سریعتر هویت آنان توسط دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی کشف و فاش شود». این سخنان وی با اعتراضات شدید نمایندگان اصولگرا روبرو شد به طوری که جلسه غیر علنی مجلس نیمه‌کار ماند.

شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل معتقد است اگر دولتی علنا بگوید که نمی‌داند نیروهای مهاجم به مردم کیستند، آن دولت دیگر مشروعیت ندارد: «تکلیف حکومت ایجاد امنیت است. بنابراین وقتی که  دولتی صراحتا اظهار عجز می کند و می گوید من نمی‌توانم جلوی افرادی را که در خیابان به مردم حمله می‌کنند بگیرم، در حقیقت اظهار عجز کرده و می گوید من وظایف خودم را انجام نمی دهم یا نمی توانم انجام دهم. در این صورت مشروعیت آن دولت زیر سوال می‌رود. چگونه است که دولت نمی تواند امنیت را حفظ کند؟ این افرادی که حمله می‌کنند یا واقعا از ناحیه حکومت هستند یا اینکه حکومت به هیچ وجه ارتباطی با این افراد ندارد که در این صورت باید شیوه‌ای اتخاذ کند که این افراد را دستگیر کند».

 وقتی سعید عسگر، ضارب حجاریان دستگیر و در دادگاه به ۱۵ سال زندان محکوم شد، این امید در دلها زنده شد که نیروهای لباس شخصی خودسر هستند و حکومت بنا دارد با آنها مبارزه کند اما تنها چند ماه پس از اجرای حکم، سعید عسگر از زندان آزاد شد و حتی گفته شد که پایگاه بسیج شهرری، روز آزادی او را جشن گرفته است. 

شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ، هم او که به شهادت عکسها و اسناد و مدارک، چماق کودتای ۲۸ مرداد بود، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۸۵ درست ۵۳ سال پس از کودتا در غربت درگذشت. شاید این پایان پندآموزی باشد بر پرونده یک لباس شخصی.

 

نویسنده: میترا شجاعی

تحریریه: رضا نیکجو

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4521706,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 11:11 |
Balatarin
وقایع کهریزک، جنایت علیه بشریت

موج سبز آزادی : در شرایطی که وضعیت بازداشت شدگان باعث نگرانی بخش عمده‌ای از جامعه شده و وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی حتی به تایید رهبر نظام هم رسیده است، «موج سبز آزادی» گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای را از برخی افراد آزاد شده از زندان و منابع دیگر دریافت کرده که نشان‌دهنده‌ی وضعیت فاجعه‌بار و غیر انسانی حاکم بر بازداشتگاه‌ها و زندان‌های قانونی و غیرقانونی است.
بر اساس گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» یک خانم محجبه که در روزهای تبلیغات انتخاباتی با خودروی شخصی خود اقدام به پخش سی‌دی «نود سیاسی» می‌کرده، به همین خاطر پس از انتخابات شناسایی و در منزل خود بازداشت می‌شود.
وی خبر داده که در مدت بازداشت، بارها مورد ضرب و شتم مأموران مرد قرار گرفته، بازجوها مرتبا با الفاظ رکیک و ناسزا به توهین و تحقیر وی می‌پرداخته‌اند و حتی مإموران مرد موهای او را می‌کشیده و دائما با تماس بدنی، او را مورد آزار قرار می‌داده‌اند تا اعتراف کند که با برخی چهره‌های سیاسی، رابطه‌ی نامشروع داشته است. این گزارش حاکی است وی پیش از آزادی مجبور شده نوشته‌ای را امضا کند مبنی بر اینکه در زندان با وی هیچ‌گونه بدرفتاری نشده و حتی هفته‌ای دو بار هم در زندان چلوکباب خورده است!
گزارش دیگری که یکی از بازداشت شدگان هفته اول پس از انتخابات، پس از آزادی در اختیار «موج سبز آزادی» قرار داده، حاکی است که به محض انتقال وی به پاسگاه کلانتری و در ابتدای ورود به این پاسگاه، وی و دیگر بازداشت شدگان به شدت کتک خورده‌اند. او همچنین یکی از شکنجه‌های تحقیرآمیز صورت گرفته را این‌گونه توصیف کرده که: بازداشتی‌ها را در کف توالت پاسگاه می‌خواباندند، سربازی پایش را پشت گردنشان می‌گذاشت و آنها را مجبور به لیس زدن توالت می‌کرد.
وی همچنین فاش کرده که در یک مورد که سربازی از این کار امتناع کرده، مورد ضرب و شتم مافوقش قرار گرفته و سپس او هم بازداشت شده است. وی در عین حال خبر داده که از همان روزهای ابتدایی، در حین کتک زدن بازداشتی‌ها، مرتبا در پاسگاه فحش‌های رکیک به هاشمی و خاتمی و موسوی می‌داده‌اند.
موضوع دیگری که در دو روز اخیر و به دنبال شهادت فرزند یکی از مسئولان دولت نهم به رسانه‌ها درز کرده، ابتلای احتمالی برخی بازداشت شدگان به بیماری مننژیت است؛ طوری که ابتدا سردار علایی در یادداشت خود فاش کرد که وزیر بهداشت از توزیع گسترده و البته دیرهنگام واکسن مننژیت در زندان‌ها و بازداشتگاهها خبر داده، سپس مدیرکل زندان‌های قوه قضاییه تایید کرده که تنها در اوین به 4000 زندانی واکنس مننژیت تزریق شده و دست آخر سخنگوی کمیسیون امنیت ملی خبر داده که سعید مرتضوی در جلسه‌ی این کمیسیون ادعا کرده محمد کامرانی و محسن روح‌الامینی به علت ابتلا به بیماری مننژیت درگذشته‌اند.
در این باره، یک پزشک متخصص که نخواست نامش فاش شود، در گفت‌و‌گو با «موج سبز آزادی» از رسانه‌ها و نمایندگان مجلس خواست وزیر بهداشت تا در صورت صحت این ادعا، نوع مننژیت این دو زندانی را اعلام کند. وی هشدار داد که اگر مننژیت این دو شهید از نوع Meningococcal باشد، خطر بزرگی دستگیرشدگان و حتی مردم را تهدید می‌کند و باید سریعا نسبت به واکسینه کردن مردم و توزیع داروهای آنتی‌بیوتیک و پیش‌گیری (Prophylaxis) اقدام شود.
همچنین در گزارش دیگری که از سوی نزدیکان یک جوان بازداشت شده به «موج سبز آزادی» رسیده، تصریح شده که این جوان که به تازگی آزاد شده و جرم وی بازگشت از لندن بوده! از لحاظ روحی چنان وضعیت اسفناکی دارد که برای جلوگیری از خودکشی، او را در منزل به تخت بسته‌اند.
اما تکان‌دهنده‌ترین گزارش‌ها در این میان به بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک اختصاص دارد که بر اساس گزارش‌های موثق و متعدد، تحت نظارت مستقیم سردار رادان قائم‌مقام فرمانده نیروی انتظامی کل کشور اداره می‌شود و فضایی یکسره قرون وسطایی بر آن حاکم است.
شاهدان عینی و بازداشتی‌های آزاد شده از کهریزک، وضعیت این بازداشتگاه غیر قانونی را این‌گونه توصیف می‌کنند:
در یک سوله‌ی 200 متری بدون وجود دستگاههای تهویه‌ی هوا، چندین معتاد کراکی که امیدی به زنده ماندن آنها نیست و بدن‌هایشان کرم گرفته، دراز به دراز بر روی زمین افتاده‌اند؛ و در کنار آنها، بازداشت شدگان نگهداری می‌شوند. بازداشت‌شده‌ها حدود 100 نفرند که به این محیط غیر بهداشتی با هوای نامطبوع منتقل شده‌اند. آنها صف می کشند تا بتوانند از زیر در، ولو برای دقیقه‌ای از هوای بیرون تنفس کنند.
هر روز صبح سردار رادان به این محل سرکشی می‌کند و خود شخصا هر روز چند نفر از بازداشت شدگان را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می‌دهد. بهترین ابزار شکنجه در دست رادان، شلنگ است. وقتی صبح هر روز صدای هلیکوپتر می‌آید، بچه‌ها به خود می‌لرزند و می‌فهمند
که رادان آمده.
یکی از بازداشتی‌ها در اثر برخورد باتوم به سرش، کم کم بینایی خود را از دست داد؛ ولی با وجود اطلاع شکنجه‌گران کهریزک از وضعیت وی، او را از این محل غیر بهداشتی خارج نکردند. دو روز قبل از آزادی، بازداشت‌شده‌ها به اوین منتقل می‌شوند و فردی که بینایی خود را از دست داده بود، در اتوبوسی که به سمت اوین در حرکت بود، بر روی پای یکی دیگر از بازداشت شدگان جان می‌سپارد.
از دیگر شکنجه‌ها در کهریزک آن است که بدن‌ها را خیس می‌کنند و بعد با شلنگ و سیم، بازداشت‌شده‌ها را کتک می‌زنند تا درد تا عمق جان آنها نفوذ کند.


و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
=====================

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 11:3 |
Balatarin
 سايت موسوی در فيس بوک :  برگزاری چهلم شهدا  قطعی است  چه با مجوز  و چه بی مجوز

برگزاری چهلم شهدا قطعی است ... برای مجوز اقدام شده است و بدینوسیله دولت در معرض امتحان است ... چه با مجوز در مصلی و چه بی مجوز در خیابانها و پشت بامها، شمعها را خواهیم افروخت .. برای قدرت نمایی با حضور ملیونی رسانه شمائید.
http://www.facebook.com/mousavi

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 10:59 |
Balatarin

نظام برنگردد، مردم آن را بر می گردانند

سایت روز: همزمان با انتشار اخبار کشته شدن چند نفر از بازداشت شدگان در زندان ها و بازداشتگاه ها و واکنش های مختلف، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور، میرحسین موسوی برخوردهای صورت گرفته با مردم معترض و بازداشت شدگان را "جنایت"نامید و تاکید کرد که "مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت."

میرحسین موسوی در اظهاراتش در دیدار با تشکل های معلمان و فرهنگیان کشور ضمن اشاره به شعارهای ابتدای انقلاب 57 با این مضمون که "دربهار آزادی جای شهدا خالی" شرایط امروز کشور را مورد انتقاد شدید قرار داد و پرسید: "مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست."

کاندیدای اصلاح طلبان نتیجه انتخابات اخیر ریاست جمهوری را حاصل "ساختارشکنی و روی گرداندن برخی از مسولان نظام از قانون اساسی و آرمانها" دانست و افزود "الان نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت."

میرحسین موسوی همچنین با اظهار خوشحالی از اعتراضات مردم گفت: "این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست؛ مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارد باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند."

کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات همچنین دلیل برخوردهای نسنجیده با مردم معترض را غافگیری عده ای در نظام خواند و اظهار داشت: "آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت. آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند."

میرحسین موسوی در این دیدار "شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند" و گفت: "این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود."

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 10:23 |
Balatarin

گسترش سرطانهای دستگاه گوارش بواسطه کودهای نیترات

در حالی که کشورهای پیشرفته دنیا استفاده از کودهای حاوی نیترات و کادمیوم را به دلیل سرطان زا بودن آن حذف کرده اند، برای واردات این کودها به کشور یارانه پرداخت می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، دبیر پنجمین همایش سالانه انجمن سرطان ایران با هشدار نسبت به شیوع سرطانهای دستگاه گوارش گفت: بقایای سموم و کودهای شیمیایی در محصولات کشاورزی سلامت ایرانیان را به خطر انداخته و ضروری است از به کارگیری کودهای ازت ممانعت به عمل آید.

دکتر پیام آزاده که به مناسبت برپایی پنجمین همایش سالانه انجمن سرطان ایران که 28 تا 30 مهرماه در تهران برپا می شود، سخن می گفت با اعلام این خبر افزود: پژوهشهای مبتنی بر شواهد نشان داده که «نیترات» باعث سرطان گوارش می شود.

وی با اشاره به اینکه استفاده از کودهای اوره- فسفر سبب بزرگ و سنگین شدن سیب زمینیها می شود، تصریح کرد: کود ازت به عنوان یک عامل سرطان زا شناخته شده و در حالی مردم را به خوردن سبزی و سیفی جات به منظور مقابله با سرطان ترغیب می کنیم که به دلیل استفاده از کود ازت این سبزیجات منشا سرطان ها هستند.

دکتر آزاده یادآور شد: گیاهان غده ای مانند سیب زمینی بیشتر کودهای اوره- فسفر جذب می کنند و دلیل تیره و سیاه شدن سیب زمینی پس از برش خوردن و در معرض هوا قرار گرفتن، وجود نیترات است که همان گونه که اشاره شد، ماده ای سرطان زاست.

وی اظهار داشت: مصرف بیش از حد سموم دفع آفات در شمال کشور باعث افزایش روزافزون سرطان های دستگاه گوارش در این مناطق شده است.

دبیر پنچمین کنگره انجمن سرطان ایران با تاکید بر اینکه سال هاست که کشورهای توسعه یافته به ویژه آمریکا، بهره گیری از کودهای ازت را به دلیل سرطان زا بودن آنها برای مردم ممنوع اعلام کرده اند، یادآور شد: این در حالی است که در کشور ما برای واردات این کودها یارانه پرداخت می شود که ضروری است، مسئولان امر این هشدار را جدی گرفته و در جهت کاهش آمار سرطان در کشور گامهای اساسی بردارند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 10:21 |
Balatarin

جوان دانشجو زیر ضربات پوتین پاسداران جنایتکار جان سپرد

سایت موج آزادی: یکی از دوستان شهید جوادی لنگرودی اطلاعات جزئیات تازه‌ای را درباره‌ی نحوه‌ی شهادت وی برای «موج سبز آزادی» ارسال کرده است که در ادامه می‌خوانید.

امير جوادی لنگرودی

امیر جوادی لنگرودی متولد 23 شهریور 1364 در رشت و دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین، روز 18 تیر به همراه عده‌ای دیگر از جوانان بازداشت شد. گفته‌اند که وی در بازداشتگاه به تشنج مبتلا شده است. نیروهای امنیتی او را به بیمارستان فیروزگر منتقل می‌کنند، در حالی که خیلی کتک خورده بوده و تنش کبود بوده است.

او در روز جمعه 19 تیر از بیمارستان ابتدا به کلانتری 148 انقلاب و از آنجا به کهریزک منتقل می‌شود. در کهریزک با پوتین آنقدر به سینه و سرش می‌کوبند که یک چشمش می‌ترکد، دچار خونریزی ریوی می‌شود و خلط خونی استفراغ می‌کند. بعد از شکنجه، قرار بوده به اوین منتقل شود که در مسیر دچار تشنج و ایست قلبی ریوی می‌شود.

وی در روز 23 تیر در زندان به شهادت می‌رسد. ده روز جسدش را در سردخانه نگه می‌دارند، تا 3 مرداد که به خانواده‌اش برای تحویل جسد خبر می‌دهند. پزشکی قانونی دلیل مرگ را «ایست تنفسی به خاطر خونریزی ریوی» اعلام کرده است.

پیکر این شهید، دیروز یکشنبه، بعد از روزها بی‌خبری و دربه‌دری به خانواده‌اش تحویل داده شد، با این شرط که علت مرگ او را بیماری مزمن ریوی عنوان کنند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 10:15 |
Balatarin

جوان دیگری در اثر شکنجه دژخمیان رژیم جان باخت

سایت نوروز: رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای اثبات بیگناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد و پس از دو روز بر اثر جراحات وارده در آغوش مادر به شهادت رسید.

به گزارش خبرنگار نوروز، در درگیری های روزهای پس از انتخابات، ماموران از طریق دوربین مداربسته یک بانک چهره رامین قهرمانی را شناسایی شده وبرای دستگیری وی به منزلش مراجعه می کنند.

به دلیل عدم حضور رامین قهرمانی در منزل ماموران به مادر او می گویند که فرزندش هرچه زودتر خود را معرفی کند.

مادرشهید قهرمانی نیز با استناد به بیگناهی پسرش و با این استدلال که فرزندش کاری جز اعتراض آرام انجام نداده است، همراه با او به محلی که ماموران گفته بودند مراجعه می کند.

این گزارش می افزاید رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای دفای از بیگناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد میشود.

او پس از آزادی به مادرش گفته که چندین روز از پا او را آویزان کرده اند. شهید رامین قهرمانی پس از آزادی به دلیل لخته های خون موجود در سینه اش در بیمارستان بستری و به شهادت میرسد.

خانواده قهرمانی تحت فشار شدید برای منع انتشار خبر شهادت فرزندشان هستند. آنها تحت تدابیر شدید امنیتی فرزند خود را به خاک سپردند. تا جایی که پس از مراسم خاکسپاری به دلیل تهدیدات نیروهای امنیتی مبنی بر اینکه سر مزار فرزند شهیدشان حق ندارند با صدای بلند گریه کنند و شیون سردهند، 5 نفر از اعضای فامیل او دچار فشارهای عصبی شدید شده تا جایی که برخی از آنها کارشان به بیمارستان کشیده شده است.

شهید رامین قهرمانی متولد سال 1358 بوده و محل سکونت وی در خیابان شهرآرا است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jul 2009 و ساعت 10:14 |
Balatarin
اژه ای، وزير اطلاعات، برکنار شد

یک منبع آگاه در دولت به خبرنگار مهر گفت: در پی درگیری لفظی وزیر اطلاعات با رئیس جمهور در جلسه روز چهارشنبه هیئت دولت بر سر معاون اولی اسفندیار رحیم مشایی علیرغم مخالف رهبری ، محمود احمدی نژاد، غلامحسین محسنی اژه ای را از کار برکنار کرد.
این در حالی است که ساعتی پیش خبر رسید رئیس جمهور محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد کابینه خود را نیز به همین دلیل از کار برکنار کرده است.
بنابر برخی گزارشات تایید نشده دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی همچنین محمد جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی نیز امروز با حکم رئیس جمهور برکنار شده اند. این اخبار هنوز رسمی تائید نشده اند.http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4293
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 26 Jul 2009 و ساعت 15:3 |
Balatarin
تجمع امروز در  در مسجد بلال با حضور موسوی و کروبی
مجلس ختم شهید محسن روح‌الامینی، از شهدای جنبش سبز، روز یکشنبه در مسجد بلال برگزار می‌شود. موسوی و کروبی هم در این مراسم شرکت خواهند کرد
به گزارش «موج سبز آزادی» در حالی که بسیاری از خانواده‌های شهدای جنبش سبز حتی از برگزاری یک مراسم کوچک برای فرزندان خود نیز منع شده‌اند، دکتر روح‌الامینی پدر این شهید جنبش سبز که به محافل اصولگرا نزدیک است، موفق شد برای برگزاری مراسم ختم فرزند خود، با مسجد بلال که متعلق به سازمان صدا و سیما است، هماهنگی کند.
ضرغامی و چند تن دیگر از مسئولان صدا و سیما به محض مطلع شدن از درگذشت فرزند روح‌الامینی، در صفحه اول روزنامه جام جم متعلق به صدا و سیما به وی پیام تسلیت دادند و هم‌اکنون نیز مسجد بلال را برای برگزاری مراسم ختم محسن روح‌الامینی در اختیار خانواده‌ی وی قرار داده‌اند.
روزنامه اعتماد ملی در شماره روز یکشنبه خبر داده که کروبی و موسوی در این مراسم شرکت خواهند کرد.
در همین حال «موج سبز آزادی» کسب اطلاع کرده که بسیاری از فعالان جنبش سبز قصد دارند در این مجلس ختم شرکت کنند تا ضمن ابراز همدردی با خانواده‌ی این شهید و تاکید بر تداوم راه او، بار دیگر نسبت به فجایع پیش آمده پس از کودتای انتخاباتی اعتراض کنند.
پیش‌بینی می‌شود حضور بسیاری از مسئولان رسمی، اعضای دولت و مدیران ارشد صدا و سیما، احتمالا باعث خواهد شد که صدای اعتراض سبزها به کشتارها و سرکوب‌های اخیر، این بار از نزدیک به گوش این گروه از مسئولان کشور برسد.http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4275
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 26 Jul 2009 و ساعت 15:2 |
Balatarin
در جریان نا آرامی ها و تجمعات اعتراض آمیز مردم تهران که عصر دیروز شنبه 3 مرداد در بسیاری از میادین اصلی تهران صورت گرفت؛ صحنه های مختلفی از درگیری مردم معترض با ماموران حکومتی و بسیجیان لباس شخصی به وقوع پیوست.
در یکی از این درگیری ها؛ که در نزدیکی میدان ولیعصر و حدود ساعت 20:15 شب روی داد ؛ تعدادی از جوانان خشمگین به سوی یکی از لباس شخصی ها که باتوم به دست داشت و مردم را متفرق می کرد حمله ور شدند و به شدت وی را مضروب نمودند.آنان شعارهایی مانند" مرگ بر مزدور" سر می دادند .اندکی پس از این اتفاق تعداد لباس شخصی ها به شدت افزایش یافت به طوری که هیچ کس از ضربات باتوم آنان در امان نبود.https://www.ina-newsagency.com/News-Details.aspx?newsId=25409&back=1
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 26 Jul 2009 و ساعت 14:41 |
Balatarin
عکس  :  تجمع روز شنبه،  3 مرداد تهران

 تجمع معترضان در تهران؛  سوم مرداد از خیابان ولی عصر بالاتر از تقاطع میر داماد  تا خیابان جام جم.
پلیس با پرتاب گاز اشک اور باعث پراکنده شدن معترضان شد.
مردم شعر مرگ بر دیکتاتور ؛ زندانی سیاسی ازاد باید گردد؛ برادر شهیدم رایتو پس میگیرم و مرگ بر روسیه سر می دادند.
فشنگ عمل نکرده گاز اشک شلیک شده  به سمت معترضان در یکی از تصاویر قابل رویت است.









+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 26 Jul 2009 و ساعت 14:38 |
Balatarin
عکس : تظاهرات همبستگی با مردم ايران، شنبه 3 مرداد - پاريس و مونيخ








+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 26 Jul 2009 و ساعت 14:37 |
Balatarin
کاريکاتور :  ساخت روسيه

نيک آهنگ کوثر - روزآنلاين
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 26 Jul 2009 و ساعت 14:36 |
Balatarin
فارس: سرپرست اداره حفاظت محيط زيست شهرستان دماوند گفت: طبق گزارش‌هاي واصله يك شركت آب معدني در شهرستان دماوند از آب چاه استفاده مي‌كرده است به همين علت از اين شركت به دادگاه شكايت شده است.

عباس ميرزاكريمي در پاسخ به اين سؤال كه آيا محيط زيست شهرستان دماوند درباره اين‌كه يك شركت آب معدني در اين شهرستان اقدام به بهره‌برداري از آب چاه كرده است مطلع بوده است يا خير؟، گفت: اين موضوع از سوي محيط زيست شهرستان دماوند در حال پيگيري است و پرونده آن به مراجع قضايي ارسال شده است.

وي درباره چگونگي اين مسئله اظهار داشت : طبق بررسي‌هاي انجام شده ظاهراً اين شركت به دليل كاهش ميزان آب معدني منطقه مورد نظر، استفاده از آب معدني را به كشاورزها واگذار كرده و در عوض از چاه‌هاي آب به جاي آب معدني بهره‌برداري كرده است.

سرپرست اداره حفاظت محيط زيست شهرستان دماوند تأكيد كرد: در حال حاضر قاضي پرونده استعلام كرده است و قرار شده تا مدارك و مستندات لازم را جمع‌آوري و به دادگاه ارسال كنيم.

وي با اشاره به اينكه سازمان‌هاي مختلفي مانند شهرداري، محيط زيست، جهاد كشاورزي و شبكه بهداشت نيز در اين زمينه بايد اعلام نظر كنند، گفت: براي نتيجه‌گيري زود است و تا قبل از آماده شدن مدارك و مستندات نمي‌توانيم اعلام نظر كنيم.

وي با بيان اينكه علت اين امر را خشكسالي‌هاي اخير دانست و گفت: طبق شكايات اهالي شهرستان دماوند مبني بر اينكه اين شركت، آب چاه را بسته بندي كرده و وارد بازار مي‌كند، موضوع را به سرعت پيگيري خواهيم كرد؛ ضمن اينكه كارشناسان محيط زيست در روزهاي آتي براي بررسي دقيق موضوع به محله اعزام مي‌شوند.

ميرزاكريمي تصريح كرد: تمام گزارش‌هاي به دست آمده در اين‌رابطه به طور دقيق توسط محيط زيست شهرستان دماوند در دست بررسي است. http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=78853
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Jul 2009 و ساعت 12:46 |
Balatarin
باز هم از روس ها دفاع کن آقای سفیر!
دو هفته ، دو هواپیمای روسی ، دو فاجعه
مردم ما با این سوانح و فجایع هوایی در کشور به حق از نمایندگانی که خود را " وکیل الدوله " نخوانده اند انتظار دارند در رای اعتماد خود به کابینه به ویژه به وزیر راه موضوع سوانح هوایی و تامین سفرهای هوایی ایمن برای شهروندان را در اولویت نخست رای اعتماد خود قرار دهند.

عصر ایران - باز هم هواپیمای روسی و بار دیگر سانحه هوایی . درست 9 روز پس از سانحه جانگداز سقوط هواپیمای توپولف 154 روسی در قزوین که منجر به کشته شدن ( یا به عبارتی تکه تکه شدن ) 168 تن شد، و درست چند روز پس از مصاحبه سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه که هواپیماهای روسی را "امن و ایمن" خوانده بود  و به لحاظ ایمنی " عین ایرباس " دانسته بود(!)  ، بار دیگر بعد از ظهر جمعه شاهد حادثه ای دیگر از یک هواپیمای روسی " ایلیوشین" در فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد بودیم که متاسفانه منجر به کشته شدن 16 تن و زخمی شدن بیش از 20 نفر از هموطنانمان شد.

متاسفانه  لیست بلند بالای سوانح و حوادث هوایی در کشورمان (به ویژه در 10 سال گذشته ) که به غالباً در اجاره ناوگان هوایی روسی است جای هیچ گونه شک و شبهه را باقی نمی گذارد که سفرهای هوایی در کشورمان بسیار ناامن بوده و به درستی هواپیماهای سیستم ناوگان هوایی در کشور ما " تابوت های هوایی " نام گرفته اند .

البته با این حادثه فرودگاه شهید هاشمی نژاد و احتمالا در حوادث و سوانحی که تقریبا مطمئنیم در آینده روی خواهد داد آیا سفیر محترم دولت جمهوری اسلامی ایران ( که گویا فراموش کرده اند که ایشان سفیر ایران در روسیه هستند نه سفیر یا سخنگوی دولت روسیه در امور ایران ) خواهند گفت که هواپیماهای روسی امن ترینند یا اینکه این بار توجیه دیگری خواهند آورد؟

اما به هر روی ناوگان حمل و نقل هوایی ما به شدت نا امن است و متخصصان امور بر این باورند که تا زمانی که شرکت های هوایی مجبورند از نرخ های مصوب دولتی پیروی کنند کماکان به خرید یا اجاره هواپیماهای " بنجل " و مستعمل روسی روی خواهند آورد چرا که هزینه های بالای پرواز با میزان دریافتی مصوب از مسافران هم خوانی ندارد و از این رو صاحبان شرکت های خصوصی هواپیمایی مجبورند تا شکاف هزینه های خود را به قیمت خرید هواپیماهای ارزان تر جبران کنند .

باید از مسئولان و مدیران دولتی پرسید که به راستی چند جان دیگر باید قربانی شود تا آنها فکری اساسی به معضل مزمن  بالا رفتن آمار سوانح هوایی در ایران بکنند؟

 تا به کی باید شاهد قربانی شدن هموطنانمان باشیم  و چرا کسی پاسخگوی خانواده های داغدار و هزینه های سرسام آور مادی و معنوی قربانی شدن ده ها و صدها هموطن در یک سانحه هوایی نیست ؟

آیا با پرداخت بیمه حوادث و دیه قربانیان به خانواده های آنها کار مسئولان خاتمه می یابد ؟

مسئولان وزارت راه و دیگر سازمان های مرتبط باید به افکار عمومی توضیح دهند که چرا وضعیت به گونه ای است که مسافران هوایی در کشور با احساس ترس و لرز سوار هواپیما می شوند و آیا سفری راحت و ایمن حق هر شهروند ایرانی نیست ؟ و اگر چنین است چه کسی یا سازمانی و یا چه کسان و سازمان هایی مسئول تامین این امنیت فیزیکی و روانی هستند ؟

در پایان لازم است به نمایندگان محترم مجلس که در هفته های آتی احتمالا باید به لیست وزرای دولت دهم رای اعتماد می دهند، توصیه ای صورت پذیرد  و آن این است که در تایید و یا رای اعتماد به وزیر راه و ترابری دولت دهم حتما به دو نکته توجه داشته باشند :

نخست آنکه حتماً در رای اعتماد به وزیر راه ، موضوع برنامه وزیر مربوطه برای پایان دادن به وضعیت فعلی را ملاک عمل قرار دهند و تا زمانی که وزیری با برنامه ای جامع و مدون و قابل اجرا برای خاتمه دادن به وضعیت مرگبار ناوگان هوایی فعلی کشور به صحن مجلس نیاید به هیچ وجه به وزیرمعرفی شده  رای ندهند ،حتی اگر رییس دولت دهم 10 وزیر را پشت سر هم به مجلس معرفی کند.

دوم آنکه نمایندگان محترم مجلس از هم اکنون با استفاده از  کانال های ارتباطی خود با دولت این پیام صریح و آشکار را به رییس دولت نهم انتقال دهند که در معرفی وزیر راه به هیچ عنوان ملاک های سیاسی را لحاظ نکرده و فردی "متخصص" را به عنوان وزیر به مجلس معرفی کند. نمایندگان می توانند این پیام را پیش از معرفی وزرا به عنوان یک هشدار یا توصیه و... به گوش رییس دولت نهم برسانند .

در غیر این صورت و در صورت ادمه شرایط فعلی و یا تغییر وزیر فعلی با وزیری ناکارآمد تر مسئولیت عواقب و سوانح هوایی نه تنها بر گردن دولت آینده بلکه بر گردن مجلس نیز هست چرا که مردم ما با این سوانح و فجایع هوایی در کشور به حق از نمایندگانی که خود را " وکیل الدوله " نخوانده اند انتظار دارند در رای اعتماد خود به کابینه به ویژه به وزیر راه موضوع سوانح هوایی و تامین سفرهای هوایی ایمن برای شهروندان را در اولویت نخست رای اعتماد خود قرار دهند.

************

تصویر: خروج هواپیما از باند فرودگاه مشهد






























+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Jul 2009 و ساعت 12:46 |
Balatarin

موسوی، کروبی و خاتمی به مراجع:

 سکوت نکنید ................

 

میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی

۱۳۸۸/۰۵/۰۳
شماری از چهره‌های سیاسی و دانشگاهی از جمله محمد خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی با ارسال نامه‌ای سرگشاده به مراجع شیعه از آنان خواسته‌اند که در برابر شرایط پس از انتخابات ایران و برخورد قهرآمیز با اعتراض‌‌های مردمی به بازداشت‌های گسترده و «اعتراف‌گیری» و «شکنجه» سکوت نکنند.

در این نامه با اشاره با موج وسیع دستگیری‌ها شهروندان معترض به نتایج انتخابات و «فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی»، «اساتید دانشگاه‌ها»، «فعالان سیاسی»، «روزنامه‌نگاران» و دیگر اقشار جامعه آمده است: «برخوردهای خشونت‌بار و استفاده از شیوه‌های بازجویی که یادآور دوران سیاه ستمشاهی است و بسیاری از امضاکنندگان این نامه در آن زمان خود بارها قربانی آن بوده‌اند، به هیچ روی زیبنده نظام و کشوری که داعیه برپایی قسط و عدل دارد نبوده و نخواهد بود و چهره جمهوری اسلامی را در روح و جان هر ایرانی و نیز انظار جهانیان تیره و تار خواهد کرد.»

نویسندگان نامه همچنین با انتقاد از رسانه‌های دولتی و به ویژه صدا وسیما «درپخش اعتراف‌های نمایشی» می‌نویسد: «اسف‌بارتر اینکه دستگاه‌های امنیتی مصرانه در پی اثبات فرضیه‌های خیال‌پردازانه و سراپا اشتباه خود برای معرفی فعالان بعنوان عوامل وابسته به بیگانه و محرکان انقلاب مخملی هستند و از همین رو به شیوه‌های غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرشرعی اعتراف‌گیری توسل جسته‌اند.»

در بخشی دیگری امضا کنندگان این نامه به بازداشت‌شدگان و مفقودان انتخاباتی پرداخته و از مراجع شیعه خواسته‌اند که به مسئولان جمهوری اسلامی از این بابت تذکر دهند.

این نامه می‌افزاید: «این روزها خانواده‌های نگران و بی‌اطلاع از وضعیت عزیزانشان که تنها جرمشان مشارکت فعال در ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی بوده، در مراجعات مکرر به مراجع قانونی با درهای بسته روبرو می‌شوند. دستگاه‌های ابداع توطئه، اینک کار را بجایی رسانده‌اند که عضویت در ستادهای تبلیغاتی را جرمی نابخشودنی می‌نمایانند و این در حالی است که بارها در بیانات بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی و مسئولان بلندپایه نظام اینگونه فعالیت‌ها مورد تأیید و تشویق قرار گرفته است.»

نویسندگان این نامه سپس به اعمال «شکنجه» در بازداشت‌گاه‌ها و زندان‌های جمهوری اسلامی پرداخته و می‌نویسند: «براستی اعمال شکنجه‌های مکرر در مورد کسانی که زیر لوای اسلام زندگی می‌کنند با توسل به کدام اصل قانونی، شرعی و انسانی توجیه‌پذیر است؟ و چگونه می‌توان با سکوت در قبال این همه خشونت و سبعیت، داد از رحمانی بودن نظامی سرداد که شریعت محمدی را راهنمای خویش قرار داده است؟ این روزها دریافت اخبار نگران‌کننده درباره سلامت جسمی و روانی بسیاری از بازداشت‌شدگان، بر دامنه نگرانی‌ها افزوده است. اصل زیربنایی برائت و پرهیز از پیشداوری (لیس من العدل القضاء علی الثقه بالظن) به آسانی نادیده گرفته می‌شود و پایمال شدن حقوق مصرح در قانون اساسی و قوانین عادی به رویه جاریه تبدیل شده و البته نتیجه‌ای جز توسعه بی‌اعتمادی و فاصله گرفتن مردم از حاکمیت در پی نخواهد داشت.»

در این نامه که به امضای بیش از ۶۵ نفر رسیده است، تصریح شده است که «تنها راه برون رفت از این وضعیت، اقدام قاطع و شفاف نسبت به توقف فرایند امنیتی ساختن فضای پس از انتخابات، کوتاه کردن دست عوامل غیرمسئول، آزادی تمامی بازداشت‌شدگان و بازگرداندن روند رسیدگی به اتهامات به مجاری قانونی است.»

نویسندگان نامه در پایان می‌نویسند: «اتخاذ شیوه‌های قانون‌گریزانه را به دستگاه‌های ذیربط خاطرنشان ساخته و آنان را نسبت به اشاعه بیدادگری در نظام جمهوری اسلامی برحذر دارید. این همه، در پرتو کلام امام عدالت که «فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه، و لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعیه» عرض شد و خداوند سبحان را شاهد و گواه می‌گیریم که جز اصلاح امور این کشور و ملت به چیز دیگری نمی‌اندیشیم.»

http://www.radiofarda.com/content/F8_KAROUBI_MOUSAVI_KHATAMI_LETTER_GRAND_AYATOLLLAHS/1785110.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Jul 2009 و ساعت 12:39 |
Balatarin

نامه‌ مادر همسر موسوی به خامنه ای

پارلمان نیوز: احترام السادات نواب صفوی (مادر زهرا رهنورد) در نامه‌ای به مقام معظم رهبری آزادی زندانیان بیگناه و فرزندش که در وقایع اخیر بازداشت‌شده‌اند را خواستار شد.

،متن نامه احترام السادات نواب صفوی به این شرح است:

بسمه تعالی

محضر حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی

با سلام

خاطر شریف هست که در تیرماه 1360 آنگاه که به تیغ جفای نفاق مجروح شده و در بیمارستان بستری بودید، دختر نوعروسم را برای جاری کردن خطبه عقد خدمت شما فرستادم و این نهایت ایمان وا عتقاد مرا به شما ثابت می‌کند هر چند در میانه راه پیک اجل سرآمد و فرزندم در اثر سانحه تصادف رانندگی در روز ازدواج خود پیراهن ابدیت پوشیده واز دنیا فانی رخت بربست.

من نیز چون دیگر مادران نسل انقلاب در همه فراز و فرودهای پیش و پس از انقلاب در کنار شما بوده و با فرزندان مبارزم تلخ وشیرینی روزگار را چشیده و از زندان و شکنجه و تبعید پیش ازانقلاب تا جنگ و توطئه نفاق و خطراتی که خود بیشتر مستحضرید را در کنار ایشان و پس از انقلاب تا امروز لمس کرده‌ام.

از آن زمان که همسنگر مادران وهمسران شهید در پشت جبهه خدمت می‌کرده‌ام تا امروز که با قلبی داغدار و تنی بیمار 86 سال سن دارم بر عهد خود با خدا و پیمانم با امام و شهدا ثابت قدم بوده و از حضرتش می‌خواهم که باعاقبت بخیری و سلامت دین به میثاق خود پایدار بمانم.

نبود شب وروزی که سکانداران کشتی انقلاب را دعا نکنم تا در امتحانات سخت الهی پیروز شده و از این شجره طیبه‌ای که با خون‌های پاک راست قامتان جاودانه تاریخ آبیاری شده به رسم امانت صیانت کنند و از گزند آفت‌ها و عوارض مصون نگه دارند.

پسر ارشدم که 62 سال سن دارد مهندس شاپور کاظمی که خدمتگزار علمی‌کشور است اکنون ، پس از انتخابات در زندان به سر می‌برد و یک ماه است که نگران او هستم او دارای همسری بیمار ، سه فرزند، عروس، داماد و نوه می باشد و دارای زندگی معمولی و آبرومندانه است، فرزند من شخصی زبده با بیش از 40 سال سابقه خدمت در عرصه مخابرات کشور است و اکنون حداقل به واسطه او، روزی 300 نفر درکارخانه به طور مستقیم و بیش از میلیونها نفر به طورغیر مستقیم از خدمات علمی او بهره‌مند می‌شوند ، ناگهان امروز مطلع شدم ، که او مورد تهمت قرارگرفته که وابسته به بیگانگان یا از سردامداران اغتشاشات است.

این تهمت یا از سراشتباه است یا کذب محض، چنین رفتاری از روحیه وطن‌خواه و ملی او و سابقه خانوادگی ما به‌دور است و من مفتریان را به خدا واگذار می‌کنم که بی‌شک او دادرس‌ترین وکیل است و از حکومت عدل الهی کسی را گریزی نیست.

لذا از جنابعالی که در کسوت ولی امر مسلمین و پناه بی‌پناهان هستید تقاضا دارم با آزادی وی تسکین قلب مجروح مادر در انتظار او و با آزادی سایر بیگناهان همه مادران و همسران و فرزندان چشم به‌راه را دلشاد کنید با امید آنکه نظام اسلامی‌مان همیشه برقرار باشد.

احترام السادات نواب صفوی

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Jul 2009 و ساعت 12:24 |
Balatarin
شهبازی: احمدي‌نژاد به روح الاميني خواهش و تمنا مي‌کرد رضايي به سود وی اطلاعيه بدهد

پلیتیکال آرتیکلز: عبدالله شهبازی در مطلبی با عنوان «در مسلخ عشق جز نکو را نکشند» با اظهار تاسف از مرگ محسن روح الامینی فرزند دکتر روح الامینی رئیس انستیتو پاستور ایران، با اشاره به خاطراتی از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری ایران، احمدی نژاد را در قتل محسن روح الامینی مقصر دانسته و وی را متهم به انتقام جویی کرد.
شهبازی گفت: «فراموش نمي‌کنم آن روز را، در کوران نهمين انتخابات رياست‌جمهوري، که دکتر محسن رضايي، دوست و يار قديمي دکتر روح‌الاميني، از نامزدي رياست‌جمهوري منصرف شد. دکتر روح‌الاميني در شيراز ميهمان ما بود. احمدي‌نژاد به دکتر روح الاميني تلفن کرد و شنيدم که خواهش و تمنا مي‌کرد رضايي اطلاعيه بدهد که به سود احمدي‌نژاد انصراف مي‌دهد. البته محسن رضايي نپذيرفت. آن زمان، چه کسي مي‌توانست تصوّر کند روزي را که محسن، پسر دکتر روح‌الاميني، قرباني صعود شوم احمدي‌نژاد شود. چه کسي باور مي‌کرد روزي محسن روح‌الاميني را در اوين خواهند کشت؟ چه کسي باور مي‌کند محسن، و ده‌ها مانند محسن، به اين سادگي قرباني موج جهل و جنوني شوند که گروهي مجهول‌الهويه ايجاد کرده‌اند.»

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Jul 2009 و ساعت 12:21 |
Balatarin
 

افشای بخشی از دزدی و فساد اخلاقی آخوندها (محمد یزدی)

وبلاگ 'من وبلاگ نویس نیستم'


.

آیت الشیطان یزدی، محمد به کمرت بزنه، ما هی‌ حیا میکنیم، که فسادهای اخلاقی‌ تو و خونوادت رو نگیم اما مجبورمون میکنی‌ که عنوان کنیم.تو دفتر بازرسی ویژه تو فردی بود به نام مشهدی که مستقیم برای تو کار میکرد و فرد شناخته شده‌ای هم هست الان هم در قوه قضایه حضور داره، پرونده فردی به نام آقای رنجبر که یکی‌ از کارخانه داران قم بود برای رسیدگی به تخلفات دادگاه به دستش رسید,‌ پیگیر کننده پرونده همسر آقای رنجبر بود، که در برجهای سامان سکونت داشت, خانمی فوق العاده زیبا با دو فرزند، چند بار که به دفتر جناب عالی‌ با هماهنگی‌ مشهدی مراجعه کرد شما به ایشان گفتین این مرد لایق تو نیست، که نوار مکالمات شما هنوز در وزارت اطلاعات موجود هست، اگر کسی‌ در اون وزارت شرف داشته باشه این نوارها رو افشا می‌کنه، و بالاخره زندانی رو مجبور به طلاق از همسرشون کردین که به صیغه شما در بیاد..روز‌های پنج شنبه بعد از ظهر پس از اقامه نمازتان در یکی‌ از مساجد شمیران به اتفاق راننده به منزل این خانوم تشریف میبردین و شوهر بی‌ نوا نیز در زندان دچار جنون شد، اون وقت شما دم از ولایت خدا میزنید؟ آیا میدانید رنجبر حالا در یکی‌ از بیمارستنهای روانی‌ تهران بستری هست، شما پس از یکی‌ دو سال رابطه با همسر ایشون بعد از این که فهمیدین وزارت پیگیر ماجرا هست با قول، دادن بخشی از سهام کارخانه لاستیک سازی دنا ایشون رو رها کردین ولی‌ نه از سهم دنا خبری شد نه از وعده شما، که بعد هم تهدیدش کردین و پسرتون حمید یزدی رو به سراغ خانوم فرستادین. اگر بخواهیم تمام کثافت کاری‌هایی‌ شما رو بنویسم، هزاران تن پرونده در جاهای مختلف از قوه قضایه، وزارت اطلاعات، حفاظت فلان و… از شما و فرزندتان موجود است که متاسفانه به خاطر این پرونده ها، دولت کودتا از شما در حال سؤاستفاده هست، مرد باش و اون لباس رو در بیار و بیا در حضور مردم اعلام کن که اشتباه کردی، یا اینکه منتظر بمان تا مردم ایران امثال تو رو محاکمه و به سزای عمل ننگینتون برسونند، تف به تو و وجدان کثیفت

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Jul 2009 و ساعت 12:16 |
Balatarin

وبلاگ؛ ده سال است مجتبی‌ رهبری را بر عهده دارد

وبلاگ 'من وبلاگ نویس نیستم'
2 مرداد ماه 1388
July 24, 2009


متن زیر نوشته نویسنده وبلاگ نیست، و از طریق رایانامه با درخواست انتشار به دست نویسنده وبلاگ رسیده است، نویسنده هیچ گونه تغییری در تیتر و توضیح نبرد و مطلب عیناّ انتشار یافته است.


خامنه‌ای: ده سال است مجتبی‌ رهبری را بر عهده دارد
.
چند روز بعد از انتخابات و وضعیت پیش آمده، آقای حداد عادل، تعدادی از دوستان را به رستوران در خیابان آپادانا دعوت کرد که البته رستوران را شبانه قرق کرده و تعداد زیادی از آقایان از جمله آقای وحید ابو طالبی، آقای کوثری، آقای باهنر، آقای توکلی، آقای جوان بخت، آقای میر حجازی از دفتر رهبری و تعدادی دیگر از دوستان به اتفاق همسران خود در رستوران برای صرف شام و جشن پیروزی آقای احمدی نژاد و صحبت‌های حداد جمع شده بودند، بحث‌های مختلفی‌ سر میزها در زمان صرف شام بین دوستان میشد که یکی‌ از دوستان به نام آقای ابو طالبی به آقای حداد گفت، شما واقعا از دایره انصاف دارید خارج میشید می‌تونم دلیل این عمل رو از شما جویا بشم> آقای حداد به حدی عصبانی‌ شد که از کنترل خارج شد و عنوان کرد برای من زندگی‌ دخترم و آقا مجتبی‌ مهم تر از آقای احمدی نژاد هست من به خانم خرسندی همسر آقای خامنه‌ای هم گفتم، که سرنوشت سید احمد خمینی برای من درس تلخی‌ بود و اگر خدای نا کرده مقام معظم رهبری را از دست بدهیم سرنوشت فرزندان ما مانند سر نوشت فرزندان امام خواهد شد، به همین جهت اول نپزیرفتم اما بعدا پس از صحبت با آقا ایشون فرمودند که اتفاقات بیت آقای خمینی در رابطه با فرزندان من نخواهد افتاد و مطمئن باشید بعد از من آقا مجتبی‌ لایق‌ترین فرد هستند، البته آقا فرمودن که این تنها نظر من نیست، آقای مؤمن آقای خوش وقت و دیگر علما نیز همین نظر را دارند، به همین جهت همه شما باید کمک کنید که آقا مجتبی‌ همانطور که کشور را الان رهبری می‌کند در آینده رسما رهبری کند من نیز به همین جهت راضی‌ به وصلت ایشون با فرزندم بودم، پس از شنیدن این صحبتها از آقای حداد دگرگون شدیم و تعجب کردیم که با حضور آقای میر حجازی و دیگران هیچ کس اعتراضی نکرد و همه ساکت ماندند، و عملا همه ما دچار وحشت عجیبی‌ شدیم، از آن شب به بعد من که یکی‌ از طرفداران مقام معظم رهبری در مجلس بودم دچار انفعال شدید شده‌ام و امیدوارم که مورد عفو پروردگار قرار بگیریم.

*****

سایت روز
شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸

سید مجتبی حسینی خامنه ای در سال 78 با دختر دکتر غلامعلی حدادعادل که آن ایام تنها استاد دانشگاه و عضو فرهنگستان بود ازدواج کرد. حداد عادل درباره کیفیت ازدواج فرزندش می گوید که همسر رهبری بار اول سال 77 زمانی که دخترش 17 ساله بوده و در سال چهارم دبیرستان درس می خوانده با آنها تماس گرفته است. او گرچه دختر را برای پسرش می پسندد اما استخاره بد می آید به همین علت ازدواج سر نمی گیرد. یک سال بعد دوباره اقدام برای خواستگاری کردند. مادر سید مجتبی دختر را پسندیده بود، برای همین بار دیگر استخاره کرد و چون خوب آمد به خواستگاری می آیند؛ "پس از مقدمات کار، یک روز پسر آقا و مادرش با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسیدم، ایشان موافق بودند. بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند آقای دکتر! داریم خویش و قوم می شویم. گفتم چطور؟ گفتند خانواده آمدند و پسندیدند و در گفتگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟ گفتم آقا! اختیار ما دست شماست. آقا فرمودند نه! شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من اینطور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسئولین در آنجا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه ای اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتا خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است."

حداد عادل سپس به زندگی ساده دخترش در قم اشاره می کند و اینکه آنها از ازدواج فرزندش در نهایت سادگی برگزار شده و حتی حلقه داماد نیز مربوط به آیت الله خامنه ای بوده است. به روایت حداد مراسم آنقدر ساده بوده که "شام به آیت الله خامنه ای نرسید و ایشان شب عروسی تنها تکه ای نان خوردند"! داستان نان شب عروسی مجتبی خامنه ای، مانند داستان بلوکه شدن یک میلیارد و ششصد میلیون دلار در حساب او در لندن – که اخیرا از سوی برخی سایت ها مطرح شده – از جمله معماهایی است که همچون معماهای دیگر زندگی سیاسی ایران است که روزی گشوده خواهد شد.

*********************************************

عکس : حداد عادل و بانو در  انگليس!

freedom4persia.blogspot : زیارت قبول حاج آقا
حال و احوال چطوره؟
چه سعادتی که شمارو در لندن در فروشگاه primark زیارت می‌کنیم!
چقدر  این مانتو و روسری به حاج خانوم میاد ماشالله، حیف  که تو ایران مجبورا چادر سرشون کنن! آخه ظاهراً مردای انگلیسی می‌تونن ایشونو بدون چادر ببینن ولی‌ مردای ایرانی نه!
راستی‌ نمیدونم چرا با زیارت شما در اینجا بد جوری یاد شعار مرگ بر انگلیس افتادم که این همه سال با هم تکرارش کردیم، لابد اونم فقط مال توی ایرانه، مگه نه؟!
خوب حاج آقا با اجازتون، دفعهٔ بعد که به سلامتی بلاد کفر تشریف آوردین حتما در خدمتتون باشیم،
اجرتونم بابت این همه سعی‌ و تلاش تو مراکز خرید لندن با خانوم فاطمهٔ زهرا!






+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Jul 2009 و ساعت 12:12 |
Balatarin

ادامه اعتراضات شبانۀ مردم

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از تهران،مردم تهران همانند شبهای گذشته بر بالای بام ها ،کوچه ها و خیابانهای فرعی بانگ الله اکبر و شعارهای مرگ بر دیکتاتور سر دادند.

اعتراضات شبانه با سر دادن بانگ الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور از ساعت 22:00 آغاز و تا ساعت 22:30 ادامه یافت.

اعتراضات در مناطقی مانند سید خندان، میرداماد، اقدسیه، تهران پارس ،شمس آباد ،آزادی، اکباتان ، شهرک غرب ، سعادت آباد، پونک ادامه یافت .

شدت اعتراضات در میرداماد ،سید خندان، صادقیه و شهرک غرب بیشتر از دیگران نقاط تهران بود.

نیروهای سرکوبگر بسیجی و لباس شخصیها سوار بر موتور در خیابانها اصلی حرکت می کردند و از این طریق سعی داشتند که جو رعب و وحشت را در بین مردم ایجاد کنند ولی مردم بدون توجه به وجود آنها شعارهای را خود را بلندتر فریاد می زدند.

02 مرداد 1388 برابر با 24ژولای 2009

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Jul 2009 و ساعت 11:56 |
Balatarin

مديرعامل شرکت هواپيمايی جزو کشته شدگان سانحه هوايی مشهد

ایرنا: معاون سياسي اجتماعي استانداري خراسان رضوي اعلام کرد که " دادپي" مديرعامل شرکت هواپيمايي آريا جزو کشته شدگان سانحه هوايي فرودگاه مشهد است.

حدود ساعت 18 و 10 دقيقه بعدازظهر امروز جمعه هواپيماي مسافري از نوع ايلوشين متعلق به شرکت هواپيمايي آريا با شماره پرواز 1525 در اين فرودگاه دچار سانحه شد.

اين هواپيما که از تهران به مقصد مشهد در حرکت بود، در هنگام فرود در فرودگاه شهيد هاشمي نژاد مشهد دچار سانحه شد.

اطلاعات اوليه حاکي است که هواپيما هنگام فرود در باند فرودگاه منحرف شده و به ديواره برخورد کرده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Jul 2009 و ساعت 11:56 |
Balatarin

کارتون

چهارشنبه ۳۱ تير ۱۳۸۸

رحیم مشایی

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 14:24 |
Balatarin
افشای یک دروغ پردازی دولتی

عکس هائی که رسواگر شدند

در حالی که روزنامه های دولت سخت ترین حملات را به رقیبان احمدی نژاد وارد می کنند و هر روز ده ها خبر ساختگی درباره اصلاح طلبان و زندانیان پخش می کنند و در عین حال به تهدید رییس مجمع تشخیص مصحلت نظام و مجلس خبرگان و محمد خاتمی و میرحسین موسوی ادامه می دهند، هر روز افشای رازی جدید خبر از تنها ماندن محمود احمدی نژاد می دهد.

آخرین رسوایی مربوط به ماجرای سفر دو هفته قبل محمود احمدی نژاد به مشهد است که همزمان با نماز جمعه تاریخی تهران

این خبرگزاری ها استقبال کنندگان از احمدی نژاد را سیصد هزار تا یک میلیون ذکر کردند در حالی که خبرنگاران مستقل همان زمان خبر دادند که اتوبوس های حامل خانواده نظامیان و کارکنان طرح های عمرانی منطقه مرکزی مشهد را پر کرده اند.

 

خبرگزاری های حامی دولت برای اثبات ادعای خود چون قادر به استفاده از عکس های واقعی نبودند ناگزیر از تصاویری استفاده کردند که از مونتاژ عکس هائی از سفرهای پیشین احمدی نژاد به استان های مختلف تهیه شده بود و دقت نکردند که در این عکس ها لباس ها و نفرات اطراف و اتومبیل وی تغییر پیدا کرده و عاقلانه نیست که از مسیر فرودگاه مشهد تا صحن وی و همراهانش چند بار تغییر شکل داده باشند. منظور اصلی از چنین فریبکاری نشان دادن جمعیتی بود که هرگز در این سفر به استقبال رییس دولت نیامده بودند.

اما به گفته ناظران با وجود همه سعی اداره رسانه های ریاست جمهوری و خبرگزاری های حامی دولت باز هم عکس هائی افشاگر رازها شد؛ از جمله عکسی در سایت ایسنا که نشان می دهد کسی در خیابان ها نیست به جز اتوبوس های دولتی و در عین حال انبوهی از گاردهای محافظ زیر فشار ها از پا افتاده اند و عجب تر از همه آثار تخم مرغ یا گوجه فرنگی هایی است که بر بدنه اتومبیل حامل رییس دولت نهم خودنمائی می کند.

از جمله دیدنی های این عکس وجود یک نفر از گارد با تی شرت سبز است که معلوم نیست در میان محافظان احمدی نژاد چه می کند. http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/july/23//-6973ac2b40.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 14:21 |
Balatarin

محمد مصطفایی: زنی در آستانه سنگسار در تبریز

وبلاگ دفاع از بی دفاع
محمد مصطفایی (وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر)

جمعه دوم مرداد 1388

سکینه محمدی مدت چهار سال است که در زندان مرکزی تبریز به سر می برد او سالها با همسرش اختلاف داشته و به دلایلی از جمله فقر مالی و عدم توجه همسر به خواسته هایش با مردی ارتباط برقرار کرده و پس از مدتی با بر ملا شدن موضوع محاکمه می گردد. در تاریخ 25/2/1385 در شعبه 101 دادگاه جزایی اسکو در استان آذربایجان شرقی طی دادنامه شماره 27/2/85 -114 نامبرده را به اتهام داشتن رابطه نامشروع با آقایان ناصر و سید علی به تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری محکوم می نماید. حکم صادره، پس از قطعیت به اجرای احکام ارسال و مجازات مقرر در دادنامه، اجرا می شود.

در تاریخ 19/6/1385 در حالی که دادنامه صادره فوق الذکر اعتبار امر مختومه یافته بود، شعبه ششم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی، مجددآ در حالیکه به پرونده قتل عمد مرحوم ابراهیم قادرزاده رسیدگی می نمود اتهام زنای محصنه را نیز منتسب به سکینه دانسته و بدون آنکه ادله اثبات دعوی پیرامون این اتهام بر مجرمیت وی طبق ماده 83 به بعد قانون مجازات اسلامی کفایت نماید. با وجود انکار سکینه بر ارتکاب جرم زنای محصنه در آخرین جلسه دادرسی و دفاع خود مبنی بر اینکه تمام مطالب در جلسات قبلی بازپرسی را به دروغ عنوان نموده و خواسته است پای علی دیگر متهم پرونده به دادرسی کشیده شود. گفته که با افراد زیادی زنا کرده است. دادگاه صرفآ با استناد به علم قاضی، بدون آنکه جهات آن مشخص باشد و دادنامه صادره مستند و مستدل باشد حکم به سنگسار سکینه محمدی صادر می نماید.

بر اساس اصول اولیه دادرسی و همچنین نظر اقلیت قضات در پرونده این محکوم به سنگسار:-خانم سکینه محمدی طبق دادنامه شماره27/2/85-114 در شعبه 101 جزائی اسکو به اتهام داشتن رابطه نامشروع به تحمل 99 ضربه شلاق محکوم گردیده است و تا هنگامی که حکم صادره نقض نشود نمی توان مجددآ خانم محمدی را تحت تعقیب قرار داد و به عبارت دیگر نمی توان یک نفر را به خاطر یک جرم یک بار تعقیب و در صورت اثبات مجددآ تحت تعقیب قرار داد و تعقیب متهم در این پرونده توجیه قانونی ندارد.

دو نفر از مستشاران این شعبه به نامهای آقایان کاظمی و حمدالهی عقیده به برائت موکل داشته و صراحتآ اعلام می دارند که:« در پرونده متهم نسبت به جرم زنای محصنه هیچ دلیل اثباتی شرعی و قانونی وجود ندارد و قرائن و شواهد موجود در پرونده هم طرق متعارف تحصیل علم نیستند.»

در مورد موضوع پرونده سکینه ابهام و شبهات بسیاری در پرونده وجود دارد مهمتر اینکه دو نفر از پنج قاضی دادگاه کیفری استان عقیده بر بی گناهی سکینه دارند. متاسفانه پس از اعتراض سکینه به دادنامه مخدوش صادره، این حکم در تاریخ 6/3/1386 توسط شعبه 39 دیوانعالی کشور در پرونده کلاسه 8/456-39 تحت شماره دادنامه 206/39 در سه خط تایید و قضات این شعبه اعلام می دارندکه:« محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن، نظر به اینکه حصول علم قضات محترم از طرق متعارف بوده که در پرونده مندرج است و ایراد موثری از سوی تجدید نظر خواه به عمل نیامده که سبب نقض و گسیختگی رای تجدید نظر خواسته را فراهم آورد، دادنامه عینآ تایید و ابرام می شود.»

تاکنون دو بار درخواست عفو و بخشودگی سکینه به کمیسیون عفو و بخشودگی ارسال شده و اعضای کمیسیون درخواست سکینه را مردود اعلام نموده اند. در حال حاضر پرونده ایشان در اجرای احکام دادگستری تبریز بوده و هر لحظه امکان دارد حکم سنگسار به مرحله اجرا در آمده و جان وی از بدن با ضربات سنگ و به ناحق گرفته شود. اخیرا با پذیرش وکالت سکینه نامه ای خطاب به آقای شاهرودی نوشته و درخواست نمودم یکی از دو طریق ذیل در این پرونده اعمال گردد.

اول آنکه- طبق نظر اقلیت با بررسی مجدد پرونده حکم به برائت سکینه محمدی صادر گردد.

دوم آنکه- با پیشنهاد عفو، مجازات سنگسار سکینه به شلاق تبدیل گردد .

چرا که بر فرض اثبات جرایمی که مجازات آنها مرگ است مجرمین، بیمارانی هستند که نیاز به مداوا دارند و حذف آنان از صحنه روزگار ریشه های جرم را نمی خشکاند. و اعمال اینگونه مجازاتها نه تنها مرعوب کننده و پیش گیرنده از وقوع جرم نیست بلکه باعث گسترش خشونت در جامعه می گردد لذا اصلح آن است که لااقل مجازات این دست از مجرمین با راهکارهایی که قانونگذار پیش پای مسئولین گداره است به مجازاتهایی تبدیل شود که مجرم بتواند به جامعه بازگشته و جبران مافات نماید.

در حال حاضر پرونده سکینه محمدی در اجرای احکام تبریز بوده و امکان دارد به زودی سنگسار شود.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 14:20 |
Balatarin
چرا سیدحسن خمینی از کشور خارج شده است؟
علی اشراقی، نوه دیگر آیت الله خمینی که او نیز همچون سیدحسن در اردوگاه اصلاح طلبان قرار دارد سال گذشته توسط شورای نگهبان از فهرست کاندیدای واجد صلاحیت برای انتخابات پارلمانی خارج شد.

عصر ایران- در حالی که سفرهای مطالعاتی سیدحسین خمینی جزو برنامه های تابستانی هر سال اوست ، روزنامه گاردین در گزارشی کوشیده است سفر امسال او را با مراسم تنفید حکم محمود احمدی نژاد مرتبط جلوه دهد.

گاردین نوشت: "نوه آیت الله خمینی ظاهراً برای خودداری از شرکت درمراسم تنفیذ حکم احمدی نژاد کشور را ترک کرده است."

به گزارش عصر ایران (asriran.com) این روزنامه نوشت: "حسن خمینی، حامی میرحسین موسوی، نامزد مغلوب در انتخابات ریاست جمهوری، به یک «کشور همسایه» نامعلوم سفر کرده تا از فشارها برای شرکت در مراسم تنفید احمدی نژاد خلاصی یابد."

گاردین در تفسیر این خبر مدعی است: "غیبت سیدحسن در مراسم می تواند امید کسانی که مایلند از نام مقدس خانوادگی خمینی برای مشروعیت بخشی به دولت احمدی نژاد در مقابل اتهاماتی که پس از انتخابات با آنها مواجه شده است را نقش برآب کند."

براساس این گزارش، حسن خمینی در حال حاضر سرشناس ترین و از نظر سیاسی فعال ترین عضو بازمانده از بیت آیت الله خمینی به شمار می رود.

او پیشتر به خاطر دیدگاه های متعادل خود مورد حمله تندروها قرار گرفته است.

برپایه این گزارش سایر اعضای بیت آیت الله خمینی طی سال های اخیر از سیاست کناره گرفته یا آنکه به نحوی از امور سیاسی کنار گذاشته شده اند.

علی اشراقی، نوه دیگر آیت الله خمینی که او نیز همچون سیدحسن در اردوگاه اصلاح طلبان قرار دارد سال گذشته توسط شورای نگهبان از فهرست کاندیدای واجد صلاحیت برای انتخابات پارلمانی خارج شد.

برپایه این گزارش غیبت معنادار سیدحسن در مراسم  تنفید حکم احمدی نژاد از آن جهت بااهمیت است که او می توانست تنها عضو سرشناس بیت آیت الله در این مراسم لقب بگیرد .

پیگیری های خبرنگار عصرایران ضمن تایید سفر سید حسن خمینی حاکی از آن است که وی از چند سال قبل ، در ایام تعطیلات تابستانی حوزه علمیه ، برای تکمیل یک فرایند مطالعاتی ، سفرهایی به کشورهای مسلمان دارد و امسال نیز این سفر در قالب همین پروسه بوده و ربطی به مسائل سیاسی مانند مراسم  تنفید ندارد.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 14:11 |
Balatarin

خانواده مسعود هاشم‌زاده با قید ضمانت آزاد

 شدند

 

روز پنج‌شنبه، اول مرداد نیروهای امنیتی با حضور در منزل مسعود هاشم‌زاده یکی از کشته‌شدگان ۳۰ خرداد تهران، خانواده وی را برای بازجویی به اداره آگاهی تهران بردند. ساعت ۸ شب همان روز این افراد با قید ضمانت آزاد شدند.

 

پنج‌شنبه اول مرداد، ساعت دو و نیم بعدازظهر، چند نفر لباس شخصی به همراه یک مامور نیروی انتظامی به منزل مسعود هاشم‌زاده مراجعه کردند. به گفته‌ی شاهدان عینی این افراد ابتدا تمامی پلاکاردهای تسلیت، پارچه‌های سیاه و نیز عکس‌های مسعود را از در و دیوار منزل و کوچه محل اقامت این خانواده پاره کردند. سپس برای آنچه از سوی آنان «ادای پاره‌ای توضیحات» خوانده شد پدر، مادر و برادران مسعود هاشم‌زاده را با خود بردند.

 

افراد خانواده هاشم‌زاده تا ساعت هشت و نیم همان شب مورد سوال و جواب قرار گرفتند و سپس از هریک از آنان تعهدنامه‌ای گرفته شد که سه مورد به طور مشخص در آن ذکر شده بود: شما نباید پرچم سیاه جلوی در بزنید، مراسم چهلم نباید داشته باشید و همین طور با رسانه‌های خارجی هم نباید هیچ مصاحبه‌ای انجام دهید.

 

در مورد برگزاری مراسم چهلم مسعود هاشم‌زاده یکی از بستگان این خانواده می‌گوید: « چون خانواده‌ی مسعود سوم و هفتم نگرفتند یعنی به آنها اجازه داده نشد که بگیرند، می‌خواستند یک مراسم چهلم برگزار کنند. ولی اینها آمدند زودتر اقدام کردند و گفتند شما نباید مراسم چهلم داشته باشید، برای این که ما به شما اطلاع می‌دهیم که شما چه کارهایی باید بکنید».

 

وی همچنین در مورد مصاحبه افراد خانواده مسعود با رسانه‌های خارج از کشور چنین می‌گوید: «خانواده مسعود یک‌ماه این قضیه را پنهان کردند. ولی برادرهای مسعود دچار عذاب وجدان شدند و به همین خاطر، تصمیم گرفتند شروع به فعالیت برای مسعود کنند. حدود ۱۰ روز بود که جلوی در پرچم زده بودند. کاری با آنها نداشتند اما همین که با رادیوهای خارجی مصاحبه کردند اینها آمدند. این را هم باید بگویم چون ما در ایران نه تریبون آزاد داریم، نه رسانه‌ای داریم، نه صدا و سیمایی داریم که اطلاع‌رسانی کنیم، خانواده‌ها مجبور می‌شوند که با رسانه‌های خارجی مصاحبه کنند».

 

اعضای خانواده هاشم‌زاده با سپردن شناسنامه‌ها و کارت‌های ملی‌شان به عنوان ضمانت، شامگاه پنج‌شنبه اول مرداد آزاد شدند.

 

نویسنده: میترا شجاعی

تحریریه: یلدا کیانی

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 14:8 |
Balatarin

شکنجه زندانیان برای گرفتن اعتراف‌ های دروغین

سایت موج آزادی: بنابر اطلاعات یک منبع موثق، محمدرضا جلایی‌پور، سخنگو و مسوول پویش حمایت از خاتمی و موسوی «موج سوم» در راستای پروژه منحوس اعتراف‌گیری به شدت تحت فشار قرار دارد. این منبع موثق فاش کرده است که جلایی‌پور به علت عدم پاسخگویی به سوالات بی‌ربط بازجویان و امتناع از پذیرفتن اتهامات وارده همچنان از تماس با خانواده خود منع شده و تحت فشار شدید قرار گرفته است. این منبع موثق که خواسته نامش فاش نشود از تداوم تلاش‌های شبانه‌روزی بازجویان برای گرفتن اعتراف‌های دروغین از بازداشت‌شدگان اخیر خبر داده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 14:7 |
Balatarin

قتل یک فعال حقوق بشر دیگر در روسیه

 

جسد بی‌جان آندری کولاگین، فعال حقوق بشر روسیه که مدت دو ماه ناپدید شده بود، در نواحی مرزی روسیه و فنلاند پیدا شد. از سال ۲۰۰۰ بدین سو، ۱۶ خبرنگار و فعال حقوق بشر در روسیه به قتل رسیده‌اند. نگاهی به پیشینه‌ قتل‌های سیاسی.

 

آندری کولاگین یک وظیفه‌ی حقوق بشری برای خود تعیین کرده بود. وی در جهت بهبود وضعیت بازداشتی زندانیان روسی فعالیت می‌‌کرد. کولاگین در فعالیت‌های بشردوستانه شرکت می‌جست، از جمله اینکه برای زندانیان برنامه‌های ورزشی می‌گذاشت. وی از اینکه با مقامات روسیه برای حقوق زندانیان درافتد، بیم نداشت.

 

آندری کولاگین مسئول محلی سازمان حقوق بشر "اسپراودلیوست" در جمهوری خودمختار "کارلیا"، وابسته به فدراسیون روسیه بود. آندری استولبونوف، رئیس این سازمان حقوق بشری در زمینه‌ی فعالیت‌های کولاگین می‌گوید: «وی در مواردی که مشاهده می‌کرد در زندان‌ها، مقررات نقض می‌شوند و نارسایی‌های شدید وجود دارند، شکایت‌نامه تنظیم می‌کرد. شاید این رویداد در این رابطه بوده که او توجه زیادی نسبت به اداره‌ی کل زندان‌ها داشته است».

 

استولبونوف می‌گوید که قتل کولاگین شوک و ضایعه‌‌ای بزرگ برای سازمان حقوق بشر وی بوده است.

 

تظاهرات در مسکو در اعتراض به قتل استانیسلاو مارکلوف، وکیل دعاوی حقوق بشر و آناستازیا بابورووا، خبرنگارBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  تظاهرات در مسکو در اعتراض به قتل استانیسلاو مارکلوف، وکیل دعاوی حقوق بشر و آناستازیا بابورووا، خبرنگارکولاگین در ۱۴ مه ۲۰۰۹ ناپدید شد. همکاران او می‌گویند که در شامگاه این روز وی را با یک تماس تلفنی به یک کافه خواسته بودند. آخرین فردی که او را دیده است، یک راننده‌ی تاکسی است. پلیس روسیه قتل کولاگین را تأیید کرد و اعلام داشت که جسد وی در ۱۰ ژوئیه پیدا شده است.

 

استولبونوف می‌گوید که مدت‌ها همگان به دنبال او بوده‌اند و می‌افزاید: «همه‌ی ما امیدوار بودیم که اتفاقی برای او نیافتاده باشد. خبر مرگ او در ۱۵ ژوئیه اعلام شد. شناسایی جسد بسیار دشوار بود. در هوای تابستانی، وی مدت دو ماه در این حفره‌ی خاکی قرار داشته است».

 

مقامات روسیه تا کنون سکوت اختیار کرده‌اند. آنها فقط اطلاع می‌دهند که کولاگین به خاطر برخی خلاف‌ها سوءسابقه داشته است.

 

همکاران کولاگین گمان می‌برند که میان فعالیت‌های حقوق بشری وی و قتل او رابطه‌ی مستقیم وجود دارد.

 

این قتل ضربه‌ی دیگری است بر فعالیت‌های حقوق بشری در روسیه. هفته‌ی گذشته ناتالیا استمیرووا، فعال حقوق بشر و حقوق شهروندی در چچن ربوده و به ضرب گلوله کشته شده بود. در ماه ژانویه‌ی ۲۰۰۹ استانیسلاو کارکلوف، وکیل حقوق بشری و آناستازیا بابورووا، خبرنگار در مسکو به قتل رسیدند.

 

نگاهی به قتل خبرنگاران و فعالان حقوق بشر در روسیه

 

در روسیه از سال ۲۰۰۰ میلادی بدین سو ۱۶ مورد قتل علیه فعالان و وکلای حقوق بشری و خبرنگاران افشاگر صورت گرفته است. شمار زیادی از فعالان دیگر نیز مورد حملات فیزیکی قرار گرفته و تهدید به مرگ شده‌اند. از شاخص‌ترین این قربانیان پنج شخصیت زیرین بوده‌اند:

 

• ۹ ژوئیه‌۲۰۰۴: پل کلبنیکوف

پل کلبنیکوف (۴۱ ساله)، سردبیر شعبه‌ی روسیه‌ی نشریه‌ی "فوربس" (Forbes) شب‌هنگام در مسیر خانه‌اش از درون یک خودروی در حال حرکت به ضرب گلوله کشته شد. کلبنیکوف در زمینه‌ی سیاهکاری‌های مخفی شرکت‌های روسی تحقیق می‌کرد.

 

آنا پولیتکووسکایا، خبرنگار افشاگر و تلاشگر حقوق بشر، برنده‌ی جایزه‌ی شهامت در خبرنگاری از سوی Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  آنا پولیتکووسکایا، خبرنگار افشاگر و تلاشگر حقوق بشر، برنده‌ی جایزه‌ی شهامت در خبرنگاری از سوی "بنیاد بین‌المللی رسانه‌های زنان" در نیویورک در سال ۲۰۰۲ 

• ۷ اکتبر ۲۰۰۶: آنا پولیتکوفسکایا

آنا پولیتکوفسکایا (۴۸ ساله)، خبرنگار و تلاشگر حقوق بشر، در روز تولد ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری وقت روسیه، در آسانسور خانه‌اش در مسکو به قتل رسید. پولیتکوفسکایا در روزنامه‌ی "نووایا گازتا" درباره‌ی نقض حقوق بشر نظامیان روسی در چچن گزارش می‌داده است.

 

• ۳۱ اوت ۲۰۰۸: ماگومِد یولویف

ماگومِد یولویف (۳۷ ساله)، خبرنگار، وکیل و از فعالان اپوزیسیون، پس از بازداشت در یک خودروی پلیس به هنگام حرکت به ضرب گلوله‌‌ای که به سر او وارد شد، در جمهوری صغیر انگشتیا به قتل رسید. پلیس مدعی شد، او قصد داشت اسلحه را از دست یک مأمور خارج کند.

 

استانیسلاو مارکلوف، وکیل دعاوی حقوق بشریBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  استانیسلاو مارکلوف، وکیل دعاوی حقوق بشری 

• ۱۵ ژانویه ۲۰۰۹: استانیسلاو مارکلوف و آناستازیا بابورووا

استانیسلاو مارکلوف، وکیل دادگستری و آناستازیا بابورووا، خبرنگار روزنامه‌ی "نووایا گازتا"، به هنگام بازگشت از یک کنفرانس مطبوعاتی به ضرب گلوله به قتل رسیدند. کنفرانس مطبوعاتی در یک کیلومتری کاخ کرملین برگزار شده بود. مارکلوف اعتراض حقوقی خود را در مورد آزادی زودرس یک افسر روسی به دادگاه داده بود. این افسر به خاطر قتل یک زن چچن در دادگاه محکوم شده بود. احتمال داده می‌شود که بابورووا هدف قاتلان نبوده است.

 

ناتالیا استمیرووا، تلاشگر حقوق بشر در چچنBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  ناتالیا استمیرووا، تلاشگر حقوق بشر در چچن 

• ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۹: ناتالیا استمیرووا

ناتالیا استمیرووا (۵۰ ساله) از زمان جنگ روسیه در چچن در سال ۱۹۹۹، در زمینه‌ی نقض حقوق بشر در این منطقه تحقیق می‌کرده است. جسد او در جمهوری خودمختار اینگوشتیا پیدا شد. وی چند ساعت پیش از این قتل اعدام‌گونه ربوده شده بود.

 

DK/RN

 
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 14:6 |
Balatarin
تجاوز به دختران قبل از اعدام اورشلیم پست, ٢ امرداد ١٣٨٨

در مصاحبه‌ای شوک‌آور و غیر مترقبه که وحشی‌گری نظام مذهبی علی خامنه‌ای، رهبر رژیم ایران را آشکار می‌سازد، یکی از اعضای بسیج به گزارشگر ما از نقش خود در سرکوب تظاهرات خیابانی مخالفان در هفته‌های اخیر صحبت کرد.

24jul2009edam

شهرزادنیوز: در مصاحبه‌ای شوک‌آور و غیر مترقبه که وحشی‌گری نظام مذهبی علی خامنه‌ای رهبر رژیم ایران را آشکار می‌سازد، یکی از اعضای بسیج به گزارشگر ما از نقش خود در سرکوب تظاهرات خیابانی مخالفان در هفته‌های اخیر صحبت کرد.

او هم‌چنین جزئیات کارهای خود را در این نیرو، از جمله مشارکت اجباری در تجاوز به دختران جوان ایرانی در شب قبل از اعدام، فاش ساخت.

این گفتگو، تلفنی و به صورت ناشناس انجام شده است. فرد رابط نیز منبع قابل موثقی است که هویت او را نمی‌توان فاش ساخت.

نیروی داوطلبانه بسیج که در سال 1979 با نام "ارتش مردمی" توسط روح الله خمینی پایه گذاشته شد، تحت نظر سپاه پاسداران قرار دارد و به شدت به جانشین خمینی، خامنه‌ای، وفادار می‌باشد.

این عضو بسیج که متأهل و دارای فرزند است، کمی پس از آزادی‌اش از زندان به مصاحبه پرداخت. او به "جرم" آزادی یک پسر 13 ساله و یک دختر 15 ساله که طی اعتراضات پس از انتخابات دستگیر شده بودند، بازداشت شده بود.

وی می‌گوید: "تعداد زیادی از اعضای پلیس و نیروهای امنیتی هم بازداشت شده بودند، زیرا با تظاهرکنندگان خیابانی با ملایمت برخورد کرده بودند یا بدون مشورت با مقام بالاتر، آن‌ها را آزاد کرده بودند."

او بخش زیادی از خشونت‌های اعمال شده توسط دستگاه امنیتی ایران علیه مخالفان را به گردن "نیروهای امنیتی وارداتی" – جوانان 14، 15 ساله‌ای – انداخت که از روستاهای کوچک به شهرهای بزرگ‌تر و محل تجمعات معترضان آورده شده‌اند.

او گفت: "به این جوانان 15 ساله چنان قدرتی داده می‌شود که متأسفانه باید بگویم از آن سوء استفاده می‌کنند. این بچه‌ها هر کاری که دوست دارند می‌کنند – مردم را مجبور می‌کنند کیف پولشان را خالی کنند، هر چه بخواهند از مغازه‌ها برمی‌دارند بی آن که پولش را بپردازند و دختران جوان را دستمالی می‌کنند. این دختران از ترس آرام می‌مانند و می‌گذارند هر کاری که بسیجی‌ها دلشان می‌خواهد با آن‌ها بکنند."

این نوجوانان و "لباس شخصی‌ها" هستند که به اسم رژیم، بیش‌تر این جنایت‌ها را مرتکب می شوند.

از او درباره نقش‌اش در سرکوب وحشیانه مخالفان پرسیده شد و این که آیا مردم را کتک زده است و آیا پشیمان است. او در پاسخ چنین طفره رفت: "من به تظاهرات‌کنندگان حمله نکرده ام – تازه اگر هم کرده باشم، دستورات را اجرا کرده ام. پشیمان نیستم." و ادامه داد: "به جز از دوران نوجوانی‌ام که زندانبان بودم."

او می‌گوید مادرش او را به بسیج برده است.

"در شانزده سالگی مادرم مرا به یکی از پایگاه‌های بسیج برد و التماس کرد تا مرا زیر بال و پر خودشان بگیرند، چون هیچ کس را نداشتم و آینده‌ای پیش رویم نبود. پدرم در جنگ عراق شهید شده بود و مادرم نمی‌خواست که معتاد یا لات خیابانی بشوم. چاره‌ای نداشتم."

می‌گوید خیلی زود در بسیج به مقام بالایی رسیده است و "مافوق‌هایم چنان از من راضی بودند که در 18 سالگی به من این "افتخار" داده شد که با دختران اعدامی، پیش از اعدام ازدواج کنم."

به گفته وی، در جمهوری اسلامی، اعدام دختران باکره، هر جرمی که مرتکب شده باشند، غیر قانونی است. بنابراین در شب پیش از اعدام، مراسم "ازدواج" انجام می‌گیرد؛ یعنی دختر باکره مجبور می‌شود تا با یکی از زندانبانان رابطه جنسی داشته باشد، در واقع "شوهرش" به او تجاوز می‌کند.

او می‌گوید: "از این کار پشیمانم.، با آن که ازدواج قانونی بود."

پس اگر "قانونی" بود، چرا پشیمانی؟

"چون می‌دیدم که این دختران از شب "عروسی" بیش‌تر از اعدام صبح روز بعد، می‌ترسیدند. و همیشه مقاومت می‌کردند، به طوری که مجبور می‌شدیم در غذایشان قرص بریزیم. صبح که دختر بلند می‌شد، دیگر اثری از حیات در او دیده نمی‌شد، مثل این که آماده یا خواستار مرگ بود."

"یادم می‌آید که پس از تجاوز صدای گریه و فریادشان را می‌شنیدم." او هیچ وقت فراموش نمی‌کند که چطور یکی از این دختران به صورتش و گردنش چنگ ‌انداخت. او تمام بدنش را زخمی کرده بود."

دوباره به وقایع هفته‌های اخیر برمی‌گردیم و به تصمیم او مبنی بر آزادی دو نوجوان زندانی. او می‌گوید "صادقانه" نمی‌داند چرا آن‌ها را آزاد کرده است، تصمیمی که به دستگیری خودش منجر شد. "اما به گمانم چون خیلی جوان بودند. آن‌ها شبیه بچه‌ها بودند و می‌دانستم اگر آزاد نشوند، چه بر سرشان می‌آید."

می‌گوید پسر در "13 سالگی و دختر در 9 سالگی بالغ و مسئول اعمالش است" و "آزادی دختر 15 ساله واقعا مرا به دردسر انداخت."

می‌گوید موقع بازداشت شکنجه نشده و درست و حسابی هم بازجویی نشده است. "فقط در یک اتاق کوچک تنها زندانی بودم. تنهایی سخت است. بنابراین بیش‌تر اوقات دعا می‌کردم و به زن و بچه‌هایم فکر می‌کردم."http://www.shahrzadnews.org/index.php?page=2&articleId=1747

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 14:1 |
Balatarin

 

 

ویدئوکلیپ؛ امروز با تو


ویدئوکلیپ؛ بشکن، بسوزان، دودکن، تو این بت مرگ آفرین

 
ایران با صدای حسام فریاد

 
نخستین سرود ملی ایران

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 10:44 |
Balatarin
عکس : حداد عادل و بانو در  انگليس!

freedom4persia.blogspot : زیارت قبول حاج آقا
حال و احوال چطوره؟
چه سعادتی که شمارو در لندن در فروشگاه primark زیارت می‌کنیم!
چقدر  این مانتو و روسری به حاج خانوم میاد ماشالله، حیف  که تو ایران مجبورا چادر سرشون کنن! آخه ظاهراً مردای انگلیسی می‌تونن ایشونو بدون چادر ببینن ولی‌ مردای ایرانی نه!
راستی‌ نمیدونم چرا با زیارت شما در اینجا بد جوری یاد شعار مرگ بر انگلیس افتادم که این همه سال با هم تکرارش کردیم، لابد اونم فقط مال توی ایرانه، مگه نه؟!
خوب حاج آقا با اجازتون، دفعهٔ بعد که به سلامتی بلاد کفر تشریف آوردین حتما در خدمتتون باشیم،
اجرتونم بابت این همه سعی‌ و تلاش تو مراکز خرید لندن با خانوم فاطمهٔ زهرا!





+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 10:29 |
Balatarin

فرزند مشاور محسن رضایی جزو کشته شدگان است

سایت موج آزادی: محسن روح الامینی، فرزند دکتر عبدالحسین روح‌الامینی نجف‌آبادی که در انتخابات اخیر از اعضای ارشد ستاد محسن رضایی بود، در زندان اوین به شهادت رسید.

خانواده محسن روح‌الامینی خبر شهادت فرزند خود را دو شب قبل در یک تماس تلفنی دریافت کرده‌اند و به آنها اعلام شده که برای تحویل جسد مراجعه کنند.

دکتر روح الامینی پس از آغاز کار دولت احمدی‌نژاد به ریاست انستیتور پاستور رسید و در انتخابات اخیر نیز از اعضای حلقه اصلی مشاوران محسن رضایی بود.

فرزند او، محسن، در تجمعات روز 18 تیر دستگیر می‌شود و با آنکه به خانواده‌ی او اعلام شده بود فرزندشان به زودی آزاد می‌شود، آنها شب گذشته خبر درگذشت او را دریافت کردند.

مراسم تشییع پیکر این شهید فردا جمعه 2 مرداد رأس ساعت 9:30 از مقابل منزل خانواده‌ی وی در خیابان نصرت تشییع می‌شود.


+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 10:28 |
Balatarin

فیلم؛ سخنان مادر سهراب خطاب به اعضای شورای شهر

در جلسه دیدار خانواده بازداشت شدگان و مفقودین با اعضای شورای شهر در صبح روز پنجشنبه یکم مرداد، مادر سهراب خطاب به اعضای شورای شهر صحبت میکند

Part 1:

http://www.youtube.com/watch?v=9HkiYEH7ato

Part 2:

http://www.youtube.com/watch?v=nGX7GRAMNuM

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jul 2009 و ساعت 10:27 |
Balatarin

 

فیلم؛ گل دادن معترضان در کرمان به نیروی انتظامی

 

عکس؛ شعارنویسی: مرگ بر خامنه ای جلاد

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 17:49 |
Balatarin

همه با هم جلوی مجلس در هفته دوم مرداد ماه

ایمیل یکی از خوانندگان از مشهد: من ساکن محله متوسط در وسط شهر یکی از شهرهای مذهبی ایران هستم . دیشب محله رنگ و بو و حال و هوای دیگری داشت . عطرآگین تر از همیشه . شوق آتشی که در دل آنها بود مرا هم گرفت و تا اعماق وجودم را سوزاند .. تو گوئی جان تازه ای در آن دمیده بودند . بعد از چند وقت دیشب دوباره کل مردم محله مان پرشور تر و بلند صدا تر و با هماهنگی و تعداد بیشتری شعار مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر میگفتند . شبهای قبل به الله اکبر خلاصه میشد . دیشب مرگ بر دیکتاتور به محله ما هم رسید . این مرا برآن داشت تا نوشتن را شروع کنم . اینکه غیرت و شور و احساس و خشم مردم هنوز فروکش نکرده است و با گرمای نفس خود چشمان کودتاگران را می سوزانند . همه از ته دل شعار می دادیم و احساس وحدت و شور و هم دلی در ما بوجود آمد که هر قدرتی را از پا در می آورد . مردم ما با این شور و هیجان و غیض درون به پا می خیزند که هیچ قدرت نظامی را یارای ایستادن در برابر شور و قدرت و همدلی آنان نیست . آفرین بر روان پاکتان و گلوی نازنین و قدمهای راسختان . خدا تک تک شما را حفظ کند . شماها بودید که روز جمعه بعد از سخنرانی رفسنجانی در و دیوارهای وزارت کشور و صدا و سیما را به لرزه درآوردید . من به وجود مردم نازنین و پرغرور و افتخار آفرینی چون شما به خود می بالم و خوشحالم که در ایران به دنیا آمده ام و تا آخرین نفس و دقایقم تسلیم نشده و محکم در کنار تک تک شما گلوی مستکبرین کودتاگر را چه در مراسم هشتم مرداد در بهشت زهرا برای شهدای جنبش و چه در مراسم تحلیف احمدی نژاد در جلوی صحن مجلس می فشارم .به هرکس می توانید خبردهید و اگر می توانید برای یک هفته مرخصی گرفته و به منزل اقوام یا مسافرخانه یا هتلی در تهران برای آن تاریخ بیائید. اگر هر موقع دیگری نیامده اید آن موقع وقت اصلی نشان دادن خشم و اعتراض اصلی خود به دولت و حکومت بخاطر فقر و فحشا و سرکوب و مشکلات دیگر از اول انقلاب تا کنون است . همه با هم در تهران جلوی مجلس در هفته دوم مرداد ماه . به امید دیدار
دیگر بغض گلویم را گرفته و نمی توانم بنویسم . شما را به خدا می سپارم .
هموطنی از مشهد

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 17:47 |
Balatarin

بازداشت پدر یکی از جانباختگان اعتراضات اخیر

سایت نوروز: ساعت 5/2 بعد از ظهر امروز(پنجشنبه) تعدادی افراد لباس شخصی کم سن و سال که احتمال داده می شود از نیروهای بسیج بوده باشند به همراه فردی که لباس نیروی انتظامی بر تن داشت به منزل شهید هاشم زاده مراجعه و ضمن جمع آوری پارچۀ سیاه، عکس ها و پارچه نوشته های تسلیت گویی همسایگان، پدر شهید هاشم زاده را با خود بردند. دو برادر شهید که حاضر نبودند پدر خود را تنها بگذارند نیز با آنها رفتند. بر اساس آخرین اطلاع بدست آمده، نامبردگان به آگاهی منطقۀ 2 در گیشا برده شده اند.

گفتنی است شهید مسعود هاشم‌زاده روز سی‌ام خرداد در خیابان شادمان بالاتر از خیابان آزادی به ضرب گلوله‌ی مستقیم که از روبه‌رو به قلبش اصابت کرد، به شهادت رسید و پیکر پاکش در روستای ولی‌آباد خشک بیجار گیلان به خاک سپرده شد.

خانواده‌ی شهید از برگزاری هرگونه مراسم عزاداری بازداشته شده بودند. آنها پس از 25 روز اخیراً پارچه‌ی سیاهی بر در منزل خود آویزان کرده بودند و پذیرای همسایگان و افرادی بودند که برای تسلیت‌گویی به آنها مراجعه می‌کردند. منزل این شهید در انتهای غربی بلوار شهید سیادت (پلاک 6- طبقه‌ی سوم) منشعب از خیابان زنجان شمالی واقع شده است.

اعضای خانواده‌ی شهید هاشم‌زاده همچنین اخیراً مصاحبه‌هایی در باره‌ی آن شهید انجام داده بودند که به نظر می‌رسد عوامل کودتا را عصبانی کرده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 17:46 |
Balatarin
به دنبال درج خبري مبني بر شهادت يكي ديگر از جوانان آزاديخواه ميهن به نام بهزاد قهرماني , اطلاعاتي از اين شهيد به آژانس ايران خبر ارسال گرديد كه در زير عينا آورده شده است :
دوستان گرامی,من دورادور ایشان را میشناسم ,نام او رامین قهرمانی بوده است.در روز 26 تیر ( بعد از تجمع نماز جمعه) بر اثر ضربه باتوم بر سرش به شهادت رسیده است. ولی خانواده اش را خیلی تحت فشار قرار داده اند كه چيزي نگويند .
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 17:45 |
Balatarin
به ياد فهيمه سلحشورشهيد راه آزادي
نامه دريافتي :
فهيمه سلحشور 25 ساله ديپلمه- يكشنبه 24 خرداد در اثر ضربات باتوم به سرش در ميدان ولي عصر دچار خونريزي داخلي شد وپس از انتقال به بيمارستان به دليل شدت جراحات در 25 خرداد به شهادت رسيد .
وي در روز 27 خرداد در قطعه 266 به خاك سپرده شد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 17:44 |
Balatarin
به ياد ميثم عبادي شهيد راه آزادي
یک نوجوان۱۷ ساله دیگر به نام میثم عبادی در ۲۳ خرداد به ضربه گلوله کشته شده است.
خانواده میثم عبادی از کشته شدن فرزند خود در روز ۲۳ خرداد در فلکه صادقیه تهران خبر دادند.میثم عبادی فرزند عسگر در حالی‌ که از محل کار خود از یک فرش فروشی به خانه بر میگشته در فلکه صادقیه از ناحیه شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به علت خونریزی بسیار زیاد در خیابان جان باخته است.پیکر این نوجوان ۱۷ ساله بعداز طی‌ مراحل قانونی در بهشت زهرا دفن شده است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 17:43 |
Balatarin
تجمع ارامنه مقابل شرکت هواپیمایی کاسپین
تجمع کنندگان خواستار روشن شدن علت سقوط بودند و می گفتند که شرکت هواپیمایی کاسپین و وزارت راه حتی یک تسلیت خشک و خالی نیز به خانواده های دغدار حادثه نگفته اند.

گروهی از ارامنه در اعتراض به نحوه اطلاع رسانی و بی توجهی دولت به خانواده های کشته شدگان حادثه سقوط هواپیمای توپولف، جلوی دفتر مرکزی شرکت هواپیمایی کاسپین در تهران تجمع کردند.

در این تجمع که علاوه بر شهروندان ارمنی تهران، تعدادی ایرانیان غیر ارمنی نیز شرکت داشتند، از وزارت راه و سازمان هواپیمایی کشوری خواسته شده است که نتایج حادثه سقوط هواپیما را مشخص و مقصر حادثه را اعلام کنند.

درست یک هفته پیش روز چهارشنبه (24 تیر) هواپیمای توپولف شرکت هواپیمایی کاسپین که از تهران عازم ایروان پایتخت ارمنستان بود دقایقی بعد از پرواز از فرودگاه امام خمینی تهران در نزدیکی قزوین سقوط کرد و تمامی ۱۶۸ سرنشین آن جان باختند. از میان ۱۶۸ سرنشین هواپیمای توپولف ۴۷ نفر از ارامنه بودند.

درنیک ملیکیان سردبیر نشریه ارمنی زبان آلیک در تهران به بی بی سی گفت: خانواده هایی که عزیزان خود را در سانحه هواپیما از دست داده اند خودشان تصمیم گرفته بودند تا جلوی دفتر مرکزی شرکت کاسپین تجمع کنند و اعتراض خود را به نشان دهند.

به گفته آقای ملیکیان، تجمع کنندگان خواستار روشن شدن علت سقوط بودند و می گفتند که شرکت هواپیمایی کاسپین و وزارت راه حتی یک تسلیت خشک و خالی نیز به خانواده های دغدار حادثه نگفته اند.

در این تجمع که دو ساعت طول کشید، عکاس روزنامه ارمنی آلیک نیز دستگیر شده بود که به گفته سردبیر آلیک چند ساعت بعد از دستگیری با گرفتن تعهد آزاد شد.

آقای ملیکیان می گوید که عکاس روزنامه بالای یک ماشین رفته بود تا از تجمع کنندگان عکس بگیرد که از سوی ماموران دستگیر شد.

یک روز بعد از سقوط هواپیما گروهی از دوستان و بستگان قربانیان حادثه برای برگزاری یک مراسم مذهبی در محل سقوط هواپیما تجمع کرده و به داخل حفره بزرگی که در اثر سقوط هواپیما ایجاد شده است گل انداختند.

سبو سرکیسیان اسقف اعظم جامعه ارامنه ایران نیز در این مراسم شرکت داشت.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 10:44 |
Balatarin
اختلاف نظر در جلسه هیات دولت
در جلسه هیات وزیران بین برخی از وزرا و احمدی‌نژاد درگیری لفظی رخ داد.

به گزارش یک سایت نزدیک به حزب کارگزاران، در جلسه چهارشنبه هیات دولت، اصرار احمدی‌نژاد بر معاونت اولی مشایی با وجود دستور کتبی رهبرانقلاب، موجب درگیری لفظی وی با حسین صفار‌هرندی شد و وزیر ارشاد جلسه هیات دولت را ترک کرد.

در ادامه این جلسه دکتر احمدی‌نژاد به انتقاد از دخالت برخی مقامات در کار انتصاب اعضای دولت پرداخته که این اظهارات با واکنش تعدادی از وزرا مواجه شده و وزیر اطلاعات و وزیر کار نیز در اعتراض از جلسه هیات وزیران خارج می‌شوند.

گفتنی است علاوه بر گزارش سایت مذکور، خبرنگاران حوزه دولت نیز دیروز در ساختمان ریاست جمهوری شایعاتی را در این مورد شنیدند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 10:38 |
Balatarin
عکس : آغاز اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی در نیویورک
منبع : موج سبز آزادی mowjcamp.com







+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 10:35 |
Balatarin
پاسخ مجسمه ساز آمريکائی در مورد اينکه  چرا مجسمه ندا را با حجاب ساخته است

يک خواننده پيک ايران : من به خانم  پولا سلتر ایمیل زدم و ازشون به خاطر کار زیباشون  از طرف همهٔ ایرانیهای مبارز خیلی‌ تشکر کردم. اما ازشون پرسیدم چرا  مجسمه او را با حجاب ساختند  و ایشان چنين پاسخ دادند:

از ایميل لطف آميز شما در خصوص مجسمه نيم تنه ندا سپاسگزارم. من کاملا با شما در مورد اينکه اگر مجسمه ندا بدون حجاب اش بود بهتر ميشد موافقم. ولی من ساختن مجسمه او را زمانی شروع کردم که تنها عکس کاملا تائيد شده او عکسی بود که او حجاب داشت وگرنه من ترجيح ميدادم  مجسمه او را آزاد و طبيعی بسازم. اميدوارم يک روز امکانی بوجود آيد که بتوان يک مجسمه تاريخی از ندا را برای يک ايران آزاد ساخت. بسيار علاقمندم مجسمه او را به مثابه يک فرشته، "فرشته ايران، فرشته آزادی" بسازم و مسلما مجسمه او را بدون حجابی که موهای زيبايش را بپوشاند بسازم. افکارم و دعاهای من با شما و مردم ايران در مبارزه تان برای رسيدن به دموکراسی و آزادی در ايران است. عشق و نور به شما دوست من. پولا سلتر
  



 





















Paula Slater مجسمه ساز

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 10:34 |
Balatarin
بنا بر خبر رسيده , روز سه شنبه 30 تير در روزنامه ها خبری تحت عنوان شهادت یک بسیجی تحت عنوان مبارزه با خمر شراب نقل شده است . در حالی که طبق گفته ساکنان منطقه دهکده المپیک که این اتفاق در آنجا اتفاق افتاده است این شخص که مصطفی اسدی نام دارد به دنبال گیر دادنهای اخیر به جوانان و قصد شرکت در تظاهرات روز جمعه 26 تير جهت سرکوب جوانان توسط یک سری جوانان شاکی به قتل رسیده است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 10:27 |
Balatarin
شهيد سهراب اعرابي
بنا بر خبر دريافتي سه شنبه شب در شهرک آپادانا روبه روی منزل سهراب اعرابی تجمع گسترده اي صورت گرفت , در ساعت 22 جمعیت حدود 400 نفر رسید.در اين تجمع هم محلی ها و دوست هاي سهراب و مردم با صدای بلند فریاد می زدند سهراب ما نمرده این دولته که مرده , توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد مادر من دیگر پسر ندارد. در ساعت 22:45مامورین کلانتری مردم را متفرق کردند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 10:26 |
Balatarin
خبرنگار آژانس ايران خبر , تهران,ساعت 2400 سي تير:
تهران از هر لحاظ غوغا بود. تظاهرات در نقاط گسترده اي بود،در منطقه افسريه درگيري ميان مردم و نيروهاي انتظامي شكل گرفت , يك كيوسك نيروي انتظامي توسط جوانان به آتش كشيده شد. در سعادت آباد و پونك هم در جلوي فروشگاه شهروند تجمع بود كه پليس به دليل كمبود نيرو و گسيل كردن همه نيروهايش به مناطق مركزي , روي آنجا كنترلي نداشت مردم تا يك ساعت در وسط ميدان پونك شعار مرگ برخامنه اي ميدادند.
شعار ها بر روي پشت بام بسيار بيشتر از روزهاي قبل , شعار ها تند و خشن تر شده بود و بيشتر به جاي الله اكبر عليه احمدي نژاد و حكومت شعار ميدادند . امشب جوانان مناطق گيشا و سهروردي و مناطق ديگر به صورت دسته جمعي اقدام به شعار نويسي بر روي ديوار ها كردند كه در حال حاضر در اين مناطق شعار هاي مرگ بر خامنه اي و مرگ بر جمهوري اسلامي به وفور به چشم ميخورد..
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2009 و ساعت 10:25 |