تبليغاتX
hoghoghe-bashar va azadi - iran = ai
Balatarin

وبلاگ؛ استادیوم آزادی را روی سر دیکتاتور خراب میکنیم

Mehranmakki's Weblog

از روزی که یاد دارم پرسپولیسی بودم از سن خیلی کم تو باشگاه پرسپولیس وقتی مرحوم علی عبده این تیم را سر و سامان داد.
( از دوستان همکلاسی پدرم بود و ما عمو علی صداش میکردیم)
علی پروین را که خیلی جوان بود در همان بولینگ عبده به خاطر دارم که ما میدویدیم تا عکسی باهاش بگیریم و تو مدرسه پزی بدیم به برو بچه ها روزگاری بود پرسپولیس عشق ما بود و هست.
حتی الان که پنجاه بهار رو سپری کردم هم بازی پرسپولیس و بردش همان هیجان را برایم ایجاد میکند و با هر گلی که تیم میزنند به هوا میپرم و کلی حال میکنم مخصوصا وقتی با بچه ها میشنیم و بازی را تماشا میکنیم.
اما واقعیتش را بخواهید امسال اصلا بازی های لیگ ایران برایم جذابیت ندارد وقتی ان صحنه های جانکاه را به خاطر میاورم
وقتی ان صورت های جوان ده ها یا صد ها نفر مثل ندا مثل سهراب وترانه موسوی و بقیه بچه ها که توسط این جلاادان ادمکش در خون خودشان غلطیدند و یا چند هزار نفری که در بازداشتگاه های این جانیان شکنجه شدند یا مورد تجاوز قرار گرفتند.
من واقعا نمیدونم چند تا از این بچه ها که تو کهریزک بودند و مورد تجاوز قرار گرفتند پرسپولیسی بودند و چند نفرشان استقلالی!
ولی جائی خواندم ترانه موسوی عاشق رنگ آبی بوده است
من نمیدانم چند نفر از جان باختگان جنبش اخیر طرفدار پرسپولیس بودند و چند نفرشان طرفدار استقلال ولی میدانم همه
انهاعاشق ایران بودند و برای آزادی وطن جان خود را فدا نمودند بنابراین به احترام روح بزرگشان من تا آزادی ایران از این حکومت قرون وسطائی فقط ایرانی میمانم
همه با هم به استادیوم آزادی میرویم و تا طلوع خورشید آزادی همه مان فقط ایرانی هستیم
استادیوم آزادی را روی سر دیکتاتور خراب میکنیم
امسال نه پرسپولیس تیم من است و نه استقلال تیم تو
امسال ایران تیم همه ماست اول باید آزادش کنیم از شر این حیوان صفتان ضد ایرانی و
بعدش بر میگردیم تو استادیوم واقعا آزادی و من پرسپولیسی میشوم و تو استقلالی

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 13:15 |
Balatarin

تخريب گسترده و به آتش كشيدن اماكن بهائيان در سمنان

فعالان حقوق بشر در ایران

خبرگزاری هرانا : برای چندمین مرتبه، قبرستان بهاییان در شهر سمنان و تعدادی از محل های کسب آنان مورد حمله و تخریب افراد ناشناس قرار گرفت.
در نیمه های مردادماه سال جاری، افرادی ناشناس با استفاده از لودر اقدام به تخریب محل اقامه نماز میت در قبرستان بهاییان این شهر نمودند و همچنین با ریختن خاک درب غسالخانه این قبرستان را مسدود کردند. در طی ماههای اخیر این دومین یورش و تخریب این قبرستان قلمداد می شود، در تخریب پیشین، مهاجمان اقدام به تخریب قبور و آتش زدن غسالخانه نموده بودند.

در تداوم حملات به شهروندان این شهر، در ساعت 1 نیمه شب 17 مردادماه، مهاجمان موتور سوار برای بار دوم در طی دو ماه اخیر اقدام به آتش زدن فروشگاه "فیلتر پیمان" متعلق به آقای پیمان شادمان شهروند بهایی ساکن سمنان نمودند. این مهاجمان پس از اقدامات اولیه به دلیل حضور همسایگان از محل متواری شدند که آقای شادمان با کمک مردم موفق به اطفاء حریق و ممعانت از گسترش آن شدند. اما در کمال تعجب مهاجمان مجدد به محل بازگشتند که اینبار با حضور شهروندان و بعضا شناسایی ناچار به ترک محل شدند.

همچنين لازم به ذکر است، مهاجمين چند شب قبل در طي عمل شنيع اقدام به كشتن يك حيوان ( گربه ) و خون آلود كردن و آويزان كردن آن به درب اين فروشگاه به قصد ايجاد رعب و وحشت کرده بودند.

در تاریخ مورد اشاره، در شهر سمنان، تابلوي فروشگاه "پلاسكو رشيك" متعلق به سپهر سبحاني شهروند بهايي نيز به آتش كشيده شد.

لازم به توضیح است، همه موارد فوق و تخریبهای متعدد ماههای اخیر این شهرستان به نيروي انتظامي گزارش شده است، اما در عمل نیروهای انتظامی کمترین اقدامی که موجب توقف این روند شود را صورت نداده اند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 13:14 |
Balatarin
خط فقر کجاست ؟! + 1 عکس

koodetanews88.wordpress : خط فقر دقیقا همین جاست . فاصله ای هم با ما ندارد . درست زیر پای ما است . خط فقر ، خطی فرضی است مابین بتن یک پل . زیر آن خوابیدن و از آن عبور کردن به فاصله یک مصوبه است !به فاصله یک امضای ناقابل ! جمعی ناگهان با لای آن میروند و جمعی زیر آن … عدم ثبات اقتصادی و نداشتن امنیت شغلی و مالی و اجتماعی ، ما را به زیر و بالای این خط منحوس سوق میدهد . دنبال نرخ واقعی تورم و بیکاری نگردید دولت مردان ! خط فقر همین جاست! درست در یکقدمی ما . و ما عابران گذری ، گذر میکنیم و آمار را نگاه میکنیم . آمارها در خدمت دولتمردان است! همانگونه که تاریخ به نوک خامه آنان نوشته میشود . اما واقعیت ، در زیر همین پل شکل میگیرد . خط فقر همین جاست .اینجا ایران است . ام القرای جهان اسلام!

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 13:8 |
Balatarin

دستکم 16 دانشجوی زندانی در اوين هستند

ایلنا: يكي از اعضاي كميته ويژه بررسي وضعيت بازداشت‌شدگان اخير با اشاره به تلاش‌هاي اين كميته براي دريافت اطلاعات دقيق در مورد وضعيت دانشجويان و دانشگاهيان در بند گفت: براساس اطلاعاتي كه به ما رسيده است، 16 نفر دانشجو همچنان پس از وقايع اخير در بازداشت به سر مي‌برند.

حسن دوگاني افزود: ليست اسامي اين دانشجويان به آقاي بروجردي رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي داده شده است.

دوگاني در پاسخ به اينكه اين اطلاعات از طرف دادستان تهران به كميته ويژه ارائه شده است يا نه؟ اظهار داشت: اين اطلاعات به شكل غيررسمي به ما داده شده و نمي‌توانم بگويم كه از طرف چه كسي بوده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 12:42 |
Balatarin

اثر هنرمند ایرانی، قربانی سانسور در ایران

 

به گفته ماندانا مقدم، از اجرای چیدمان (اینستالیشن) «چاه» در تهران به این دلیل که می‌تواند موجب تمسخر چاه جمکران شود جلوگیری شد. پس از یک سال سکوت اجباری، جشنواره‌ی جهانی‌ هنرمندان زن، «چاه» سوئد را به کره جنوبی متصل کرد.

 

شهر بندری اینچیون در ۲۸ کیلومتری سئول پایتخت کره جنوبی، در ماه اوت میزبان جشنواره‌ی جهانی‌ هنرمندان زن است. دو ساله‌‌ی اینچیون که سه نمایشگاه مختلف ارائه می‌‌کند، در مرکز هنری این شهر برگزار می‌‌شود. جلوی یکی‌ از خانه‌های نمایشگاهی، در میان پارک عمومی‌، «چاه» کنجکاوی رهگذران را برمی‌‌انگیزد. در اطراف «چاه» تحرک و جنبش خاصی‌ به چشم می‌‌خورد. بازدید کنندگان نمایشگاه و رهگذران عادی سرگرم گفت‌وگو و تبادل نظر با «چاه» هستند. از یک سو رهگذران مسن‌تر با احتیاط به «چاه» نزدیک می‌‌شوند، گاهی‌ در آن‌ صحبت می‌‌کنند، گاهی‌ از «چاه» دور شده و دوباره به آن‌ نزدیک می‌‌شوند. از سوی دیگر جوانان سخت سرگرم گفت‌وگو با «چاه»، گپ زدن و ارتباط گیری هستند.

 

«چاه» اثرهنری ماندانا مقدم است که در جشنواره‌ی جهانی‌ هنرمندان زن در اینچیون در حال حاضر به نمایش گذشته شده‌است. این اینستالیشن مجسمه‌ی چیده شده‌ای به شکل چاه است. «چاه» اینچیون با استفاده از تکنولوژی مخابراتی با مجسمه دیگری به همین شکل درپارک عمومی مرکز شهر گوتنبورگ در سوئد در ارتباط قرار دارد. به این ترتیب ارتباط زنده، اتفاقی‌ و مستقیم میان رهگذران در دو مکان گوناگون، در دو سوی جهان بوجود آمده و گفت‌وگویی غیرمنتظره بین آنان امکان پذیر می‌‌شود.

 

در دنیایی که ارتباطات عمومی و جهانی است ولی انسان‌ها در انزوای فردی بسر می‌برند، ماندانا مقدم دیالوگ فردی و گفت‌وگویی ساده بین دو رهگذر در دو گوشه‌ی مختلف دنیا را به عنوان محتوای کار خود انتخاب کرده ‌است. این ملاقات پیش‌بینی نشده و گفت‌وگوی اتفاقی، مرزهای جغرافیایی، فرهنگی‌، سنی‌، جنسی‌، مذهبی‌ و قومی‌را از بین برده و بین دو فرد ناشناس در دو گوشه‌ی دنیا احساس همبستگی بوجود می‌آورد.

 

ماندانا مقدم در گفت‌وگویی با دویچه وله ایده، هدف و تکنیک اجرایی اینستالیشن «چاه» را بازگو کرد و بخصوص مشکلات موجود در اجرای این پروژه را توضیح داد.

 

اجرای اینستالیشن «چاه» در داخل پارک عمومی شهر

 

ماندانا مقدم شکل اجرایی این هنر ترکیبی را کاملا آگاهانه انتخاب کرده‌است، چرا که مخاطب او تنها بازدیدکنندگان نمایشگاه در جشنواره‌ی  اینچیون نیستند. مخاطبان او همچنین رهگذرانی می‌‌باشند که اتفاقی از این مکان رد می‌‌شوند. برای آشنائی با ایده‌ی این اینستالیشن و زمینه‌ی اجرایی آن لازم است که ده سال به عقب برگشته و آثار قبلی مقدم را بررسی کنیم. او در سال ۱۹۹۸ میلادی اینستالیشن «غربت» را در یک گالری هنری به نمایش گذاشت، که محتوای آن‌ ارتباط مستقیم تلفنی بود. تلفن‌ موجود در این اینستالیشن هر چند دقیقه یکبار بطور اتفاقی به یکی‌ از تلفن‌های دنیا وصل می‌‌شد؛ این تلفن می‌‌توانست کاخ سفید باشد، یک شماره‌ی خصوصی‌ در نروژ یا روستایی‌ در ایران. به این ترتیب دو شخص ناشناس، بدون شناسایی قبلی‌ با یکدیگر در ارتباط قرار می‌‌گرفتند. ماندانا مقدم این ایده ‌را در پروژه‌ی «چاه» به شکل دیگری پیاده می‌‌کند. او در این باره می گوید: "هدف من در اجرای این کار جدید خارج شدن از فضای بسته و محدود گالری، موزه و نمایشگاه هنری و امکان‌پذیرساختن این تجربه‌ی ارتباطی‌ در یک محیط عمومی می‌‌باشد".

 

ریشه‌ی اسطورهای چاه و انتخاب آن به عنوان عنصر ارتباطی

 چیدمان «چاه» در سوئدBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  چیدمان «چاه» در سوئد

علل گوناگونی برای انتخاب پروژه‌ی «چاه» به مثابه یک عنصر ارتباطی‌ وجود دارد. از سویی حفر چاه سمبل رسیدن به ژرفا و کشف کردن است؛ شاید آرزویی که در همه‌ی انسان‌ها وجود داشته باشد. به همین جهت سمبل چاه در ادبیات دریچه‌ای به دنیای دیگر تلقی می‌‌شود. از سوی دیگر چاه آب در فرهنگ‌های گوناگون نقش بسیار اساسی در زندگی‌ روزمره و عمومی‌ داشته است و دارد. چاه تنها آب ده، منطقه و شهر را تامین نمی‌‌کند، بلکه چاه همواره محلی است که مردم دور آن‌ جمع شده، راجع به مشکلاتشان، سیاست و مسائل مختلف اجتماعی با یکدیگر وارد گفت‌وگو می‌‌شوند. نقش ویژه‌ی چاه در زندگی انسانی تنها به کشورهای خشک و بی آب محدود نمی‌‌شود. چشمه‌های تزیینی در شهر‌های اروپایی اکثرا در نقاطی ساخته شده‌اند که قبلا در آنجا چاه آب موجود بوده است. ناگفته نماند اینستالیشن «چاه» در گوتنبورگ در پارکی‌ نصب شده است که به آن‌ "پارک چاه" گفته می شود و تا حدود ۷۰ سال قبل در آنجا چاه آبی‌ موجود بوده ‌است. علاوه بر آن‌ چاه جای تاریک و ناشناخته‌ای است، که از دوران قدیم رمز و رازی به همراه داشته و همواره اعتقادات مذهبی‌ و حتی خرافی در ارتباط با آن‌ موجود بوده‌است. مقدم در این باره می‌گوید: "در ایران روایت می‌‌کنند که حضرت علی‌ ناراحتی‌اش را در چاه فریاد می‌زده است". آرزو کردن و آرزو را در چاه انداختن تنها در ایران متداول نبوده است. سکه انداختن در چشمه‌های فواره‌ای اروپا ریشه در همین رسوم دارد. به نظر مقدم "در ایران آرزو کردن در دهانه‌ی چاه امروزه تقویت و با خرافات همراه شده است. ولی‌ در کشورهای دیگر این رسم به مرور زمان دیگر جنبه‌ی سمبلیک پیدا کرده است".

 

سانسور «چاه» را در سکوت گذاشت

 

طبق اظهارات مقدم، او برای اجرای این ایده در تهران و گوتنبورگ تلاش فراوانی کرد. او می‌گوید: "به ویژه در دوره‌ای که موزه‌ی هنرهای معاصر در تهران فعالیت خود را گسترش داده و آزدانه‌تر  کار می‌‌کرد، سعی‌ در همکاری با این موزه نمودم که به نتیجه نرسید. پس از آن‌ با تلاش فراوان اجازه‌ی نصب اینستالیشن «چاه» در خانه هنرمندان در تهران را دریافت نمودم".

 

پارک این مجموعه‌ی هنری می‌توانست مکان بسیار مناسبی برای اجرای این ایده باشد، چرا که این پارک از طرفی‌ از جانب خانه‌ی هنرمندان اداره شده و از جانب دیگر مکان عمومی‌ است که مردم عادی از آنجا رد می‌‌شوند. خانه‌ی هنرمندان چند روز قبل از افتتاح این پروژه در روز ۲۵ سپتامبر سال ۲۰۰۸ میلادی، اجازه‌ی نصب «چاه» را لغو کرد. طبق گفته‌ی مقدم، مسئولین مربوطه معتقد بودند که اینستالیشن «چاه» موجب مسخره کردن چاه جمکران می‌‌شود. علاوه بر آن‌ واکنش شدیدی نسبت به ارتباط مستقیم و آزادانه میان گفت‌وگوکنندگان در چاه تهران با کشورهای دیگر نشان داده شد. مقدم می‌گوید: "مسئولین نگران صحبت‌های احتمالی میان گفت‌وگوکنندگان بر سر این چاه بودند. ترس آنها از تحریک کشور‌های خارجی‌ از طریق «چاه» یا گردهمایی مردم دور آن‌ موجب سانسور این اثر هنری در ایران شد".

 

«چاه» تحریک سیاسی نبوده، بلکه پیوند فرهنگی است

 

ماندانا مقدم تاکید می‌کند که هدف او برای اجرای اینستالیشن «چاه» تحریک یا جانبداری گروهی نبود. بلکه هدف او ایجاد ارتباط و نزدیک کردن انسان هایی است که به علت شرایط جغرافیایی دور از یکدیگر زندگی‌ کرده، ارتباط مستقیم یا پیش‌بینی‌ شده‌ای با یکدیگر ندارند. وی می‌افزاید: "من محتوای این ارتباط را تعین نمی‌‌کنم. «چاه» تنها این امکان را به شما می‌‌دهد که فرد ناشناخته‌ای را در گوشه‌ی دیگری از دنیا کشف کنید".

 

چیدمان «چاه» در کره‌ی جنوبیBildunterschrift: چیدمان «چاه» در کره‌ی جنوبی این ایده‌ی هنری کمک می‌کند مرزهای جغرافیایی، فرهنگی‌، سنی‌، جنسی‌، مذهبی‌ و قومی از بین برود. این ملاقات اتفاقی بر سر چاه‌ با وجود تمام اختلافات موجود بین افراد ناشناس ملاقاتی دمکراتیک است و از آنجا که در فضای عمومی‌ انجام می‌گیرد دیگر جنبه شخصی‌ یا خصوصی ندارد. مقدم خود در این باره می‌گوید: "شاید اگر دقیق‌تر بخواهم توضیح بدهم ، هدف من ایجاد حس ارتباط و وابستگی جهانی‌ است. این حس حتی نیاز به مکالمه‌ی  شخصی‌ ندارد. کافی‌ است که شب در کنار «چاه» گوتنبورگ نشسته و صدای جیرجیرک‌های مخصوص کره جنوبی را بشنوید. یا در اینچیون به سکوت شبانه در شهر گوتنبورگ گوش دهید که تنها توسط صدای حرکت قطارها روی ریل شکسته می‌‌شود. این حس ارتباط، موجب نزدیکی‌ و همبستگی می‌‌شود".

 

گسترش اینستالیشن «چاه» در شهرهای دیگر

 

از نظر تکنیکی‌ اجرای اینستالیشن «چاه» امر پیچیده‌ای نیست. دو چاه توسط خط مخابراتی با میکرفون و گوشی به یکدیگر متصل هستند. ولی‌ ذهنیت انسان از چاه موجب می‌‌شود که در لحظه‌ی ارتباط این تکنیک کاملا فراموش بشود. مقدم در اجرای پروژه‌ی «چاه» آگاهانه از تصویر صرف نظر کرده‌است، چرا که به نظر او تصویر این احساس را به وجود می‌‌آورد که انسان در مقابل دوربین قرار گرفته است؛ و این مقوله احساس آزادی انسان را محدود می‌کند، مرز‌های موجود را نشان می‌دهد و در آخر سدی در مقابل ارتباط مستقیم بوجود می‌آورد. علیرغم سادگی‌ تکنیک اجرایی این پروژه همواره با موانع و مشکلات بسیاری برخورد کرده که ریشه برخی از آن‌ها در بحران‌های منطقه‌ای و کشمکش‌های سیاسی است. به همین دلیل تلاش ماندانا مقدم برای نصب «چاه» در ایران و نوار غزه  به گفته‌ی خود او تا کنون به نتیجه نرسیده است. اینستالیشن «چاه» در ماه آینده در دهلی‌ نو پیاده خواهد شد.

 

نویسنده: الهه وزیری

تحریریه: بهرام محیی

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 12:41 |
Balatarin

منبع حکومتی: تعطیلی بازار تهران و تجمع اعتراضی بازاریان

خبرگزاري حکومتی فارس: تعدادي از كسبه بازار تهران امروز صبح با تعطيل كردن مغازه‌هاي خود در بازار تجمع كردند. اين در حالي است كه از صبح امروز عده‌اي فرصت‌طلب (معترضان) با حضور در بازار مانع بازگشايي برخي از مغازه‌هاي بازاريان تهران شدند و جو بازار تهران را ملتهب كرده‌اند. بخشي از بازار تهران شامل بازار فرش تهران، بازار طلافروشان، بازار پارچه فروشان به همراه بخش‌هايي از بازار چارسوق كوچك و بزرگ از صبح امروز تعطيل شده است. برخي بازاريان اين مناطق با سر دادن شعار از ديگر كسبه بازار ‌شامل بازار طوس، حضرتي، چهار‌راه بين‌الحرمين، بازار آهنگرها، نيز خواستند تا با آنان ‌همراه شوند اما كسبه اين بازارها همچنان باز هستند. بخش‌هاي ديگري از بازار تهران نيز مانند بازار كويتي‌ها و بخش‌هايي از بازار بين‌الحرمين البته با خاموش كردن چراغ‌هاي خود در اين حركت اعتراض‌آميز شركت كردند اما هنوز باز هستند. بسته شدن بخش‌هايي از تيمچه حاجب‌الدوله كه بورس اصلي فروش لوازم برقي و كريستال در بازار تهران است به عنوان قطب‌هاي مهم بازار نيز از صبح امروز گر‌چه تعطيل نكرده‌اند اما بسته شدن درهاي ورودي اين بازارها و نبود مشتري عملاً اين بازارها را نيز تعطيل كرده است و امكان خريد و فروش نيست. تعدادي از اعضاي هيئت امناي اصناف مختلف نيز از صبح امروز تلاش مي‌كنند تا بازاريان را آرام كنند اما بازار همچنان تعطيل است. مأموران كلانتري 113 بازار و سركلانتري هفتم تهران با حضور در بازارهاي بسته شده از كسبه خواستند تا مغازه‌ها را باز كنند كه با برخورد اعتراض‌آميز بازاريان مواجه شدند. در همين حال تعدادي از بانك‌هاي دولتي و خصوصي در منطقه بازار به علت نداشتن مشتري تقريباً به حالت تعطيل درآمده‌اند اما درهاي آن‌ها باز است. بازاريان معترض البته محل بازار را ترك نكرده‌اند و در اطراف بازار پرسه مي‌زنند و منتظر تغيير شرايط هستند تا شايد مغازه‌هايشان را باز كنند. تعدادي از بازاريان ‌با اظهار بي‌اطلاعي از مدت زمان تعطيل ماندن بازار از زيان‌هاي احتمالي ناشي از آن نگرانند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 12:6 |
Balatarin
صدا و سيما اسراییل را به رسمیت شناخت!
به صورت دقيق، در هنگام پخش تصوير کابينه رژيم صهيونيستي که در کنار تصوير حضور زنان در چند دولت غربي به نمايش در آمد، گزارشگر واحد مرکزي خبر بيان مي کرد: "انتخاب وزير زن امري عادي و جا افتاده در دولتهاي دنيا است".
ایرنا: صدا و سيما در اقدامي بي سابقه طي گزارشي درباره حضور زنان در پست هاي مديريتي، تصوير کابينه رژيم صهيونيستي را به عنوان يکي از دولتهايي که حضور زنان در آن طبيعي است، پخش کرد.

بخش خبري ساعت 21 در گزارشي با عنوان "وزير زن؟" تصوير "تيزبي ليوني" وزير خارجه سابق رژيم کابينه در کنار "اولمرت" را براي لحظاتي به نمايش گذاشت.

بنا بر اين گزارش، به صورت دقيق، در هنگام پخش تصوير کابينه رژيم صهيونيستي که در کنار تصوير حضور زنان در چند دولت غربي به نمايش در آمد، گزارشگر واحد مرکزي خبر بيان مي کرد: "انتخاب وزير زن امري عادي و جا افتاده در دولتهاي دنيا است".
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 12:1 |
Balatarin
افطار امسال، روي سفره گراني
در روزهايي كه به‌دليل حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري، اقتصاد كشور دچار خواب شده و اكثر فعاليت‌هاي اقتصادي متوقف شده است، قيمت مواد غذايي هر روز افزايش مي‌يابد.
نفس مردم به‌دليل گراني اجناس ضروري و به‌خصوص مواد غذايي گرفته شده است. در روزهايي كه به‌دليل حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري، اقتصاد كشور دچار خواب شده و اكثر فعاليت‌هاي اقتصادي متوقف شده است، قيمت مواد غذايي هر روز افزايش مي‌يابد و از اين رو، پر كردن سفره‌ها، به چالشي سخت براي قاطبه مردم تبديل شده است.

به گزارش ايلنا، نزديكي ماه مبارك رمضان كه هميشه به‌طور سنتي در گران كردن قيمت مواد غذايي نقش موثري داشته است نيز مزيد بر علت شده تا تامين معاش روزانه مردم كاري سخت شود.

افزايش قيمت گوشت قرمز و سفيد
در روزهای اخیر قیمت گوشت قرمز و مرغ به ترتیب 15 و 10 درصد افزایش یافته است، اين در حالي است كه مطابق روال هر ساله، از چندی پیش مسؤولان بخش بازرگانی و كشاورزی از اجرای طرح‌های ویژه برای افزایش عرضه و نظارت بر بازار خبر می‌دهند اما در روزهای اخیر قیمت گوشت قرمز و مرغ افزایش یافته است.

با این روند، قیمت هر كیلو گوشت ران گوسفندی به 13 هزار و 500 تومان و قیمت هر كیلو گوشت شقه گوسفندی به 10 هزار و 800 تومان افزایش یافته است. این در حالی است كه قیمت این فرآورده‌ها در 2 هفته گذشته به‌ترتیب 12 هزار تومان و 9 هزار و 800 تومان بوده است.
همچنین قیمت گوشت گوساله نیز با افزایش هزار تومانی به 9 هزار و 500 تومان در هر كیلو افزایش یافته و هر كیلو گوشت مخلوط چرخ كرده نیز در قصابی‌های سطح شهر به قیمت 8 هزار و 500 تومان به مصرف‌كنندگان عرضه می‌شود. قیمت این فرآورده‌ها در هفته‌های گذشته نیز به‌ترتیب هر كيلو 8 هزار و 500 تومان و 7 هزار و 500 تومان بوده است.

بسیاری از فروشگاه‌های سطح شهر از كمبود و عرضه اندك گوشت گوسفندی توسط كشتار‌گاه‌ها ابراز نارضایتی كرده و معتقدند افزایش صادرات دام زنده به كشورهای همجوار به‌ویژه كشورهای عربی مانند عراق موجب كاهش عرضه و افزایش قیمت گوشت گوسفندی شده و این امر افزایش قیمت هر كیلو گوسفند زنده از 4 هزار به 4هزارو 800 تومان را به‌دنبال داشته است.
همچنين بنابر آمار بانك مركزي، قيمت انواع گوشت گاو و گوساله در بازار تهران نسبت به ماه گذشته، رشد يافته است. گوشت گوسفندي كه تير ماه 10 هزار و 770 تومان به فروش مي‌رفت، طي آمار بانك مركزي در اوايل مرداد ماه حدود هزار تومان گران شده و به 11 هزار و 750 تومان رسيده است. قيمت گوشت گاو با 600 تومان افزايش به 9300 تومان رسيده است.

مردم مرغ گران نخرند
از سوی دیگر، در حاليكه معاون امور دام جهاد كشاورزي استان تهران اعلام مي‌كند كه امور دام استان تهران هيچ مشكلي در توليد ندارد و با نزديك شدن به ماه رمضان قيمت مرغ كاهش خواهد يافت، بازار به توصيه‌هاي وي توجه خاصي نداشته است.

محمد كاظم نجاتي در رابطه با افزایش قیمت مرغ در روزهای اخیر تا مرز كيلويي 4 هزار تومان، مي‌گويد: "مردم نباید مرغ‌هایی با قیمت بالا خریداری كنند، زیرا در حال حاضر در سطح استان تهران و همچنين ساير استان‌ها مرغ با قیمت 2 هزار و 50 تومان برای مصرف كننده توزیع شده است". وی همچنین برخلاف نظر ساير كارشناسان، از نزدیكی ماه مبارك رمضان ابراز خوشحالی مي‌كند و معتقد است: "قیمت مرغ تا حد خیلی زیادی كاهش خواهد یافت، زيرا در حال حاضر شركت پشتیبانی امور دام مرغ منجمد را با شرایط ویژه توزیع می‌كند و تعاونی‌ها می‌توانند با مراجعه به این مركز با قیمت‌های خیلی مناسب مرغ را خریداری كنند". نجاتي يادآور مي‌شود: "مرغ در حال حاضر با قیمت 2 هزار و 500 تومان در میادین تره‌وبار عرضه مي‌شود اما به زودی با قیمت بسیار پایین‌تر مردم مي‌توانند مرغ منجمد و تازه خريداري كنند".

وی در پاسخ به علت افزايش يك باره گوشت مرغ مي‌گويد: "علت اصلی این گرانی‌ها در روزهای اخیر سفرهای مردم بوده كه عده‌ای از این مساله سوءاستفاده كردند و قیمت گوشت مرغ را بالا برده‌اند، اما از مردم خواهش مي‌كنيم با قيمت بالا مرغ نخرند و تنها از مراكز توزيع تحت نظر سازمان و يا ميادين تره‌بار اقدام به خريد مرغ كنند".

گوشت مرغ از مرز 3 هزار تومان هم گذشت
به‌نظر می‌رسد پیش‌بینی قبلی برخی دست اندركاران تولید و عرضه مرغ مبنی بر افزایش قیمت این فرآورده در ماه مبارك رمضان به‌دلیل محقق نشدن ابزارهایی مانند پرداخت تسهیلات لازم به اتحادیه‌های ذیربط نیز اكنون محقق شده است؛ به‌نحوی كه طی روزهای اخیر قیمت هر كیلو گوشت مرغ تازه در فروشگاه‌های سطح شهر با افزایش 200 تا 300 تومانی از 2 هزار و 700 تومان در هفته‌های اخیر، اكنون به 3 هزار تا 3 هزار و 300 تومان در هر كیلو افزایش یافته است.
همچنين مطابق آمار بانك مركزي، گوشت مرغ با افزايش بي‌سابقه 25 درصدي از كيلويي2250 تومان در تير ماه به 2830 تومان در مرداد ماه رسيده است.

رشد نرخ قيمت با وجود افزایش واردات گوشت قرمز
تازه‌ترین آمار گمرك ایران حاكی از افزایش واردات گوشت قرمز در 4 ماهه نخست امسال و همزمان با فصل عرضه گوشت قرمز تولید داخل به بازار است.
براساس این آمار در مدت مذكور 28 هزار تن گوشت قرمز به ارزش 113 میلیون دلار به كشور وارد شده كه این واردات در مدت مشابه سال گذشته 19 هزار و 943 تن به ارزش 66 میلیون و 903 هزار دلار بوده و نشانگر افزایش واردات بی‌رویه گوشت قرمز است.

خيز دوباره قيمت مواد غذايي در بازار
تازه‌ترين آمارهاي بانك مركزي از قيمت مواد غذايي نيز نشان مي‌دهد كه از اوايل مرداد ماه قيمت انواع لبنيات، مواد پروتئيني و ميوه و سبزيجات رو به گراني نهاده‌اند.
همچنين با وجود رشد 220 درصدي واردات برنج در 3 ماهه اول سال‌جاري كه به گفته ميركاظمي براي حمايت از مصرف‌كننده و به بهانه تنظيم بازار صورت گرفته است، شاهد كاهش قيمت برنج در مراكز فروش نبوده و حتي قيمت برنج وارداتي در يك ماه اخير اندكي افزايش يافته است.
متوسط هر كيلوگرم برنج وارداتي در اوايل تير ماه 1750 تومان بود كه اوايل ماه جاري به 1800 تومان رسيده و برنج داخلي نيز طي اين مدت اندكي گران شده است.
در بازار تهران، افزايش قيمت تخم‌مرغ قابل توجه است و قيمت هر شانه تخم‌مرغ در هفته ابتدايي مرداد ماه به 2800 تومان افزايش يافت، در حاليكه در تير ماه قيمت آن كمتر از 2650 تومان بود.
گراني در بازار ميوه‌جات نيز به چشم مي‌خورد و قيمت ميوه‌هايي مثل سيب، پرتقال، زردآلو، گيلاس و هلو تا 14 درصد افزايش پيدا كرده است. البته آلو، شليل، شبرنگ، انگور، طالبي و هندوانه ارزان شده و در بازار سبزيجات، قيمت خيار، گوجه‌فرنگي، كدوسبز، پياز و سبزي‌هاي برگي نسبت به تير ماه افزايش پيدا كرده است.

افزايش قيمت محصولات لبني
در بين محصولات لبني، افزايش 2 درصدي قيمت ماست و رشد 3 درصدي قيمت پنير جالب توجه است. قيمت چاي وارداتي نيز به‌طور ميانگين نسبت به تير ماه اندكي افزايش پيدا كرده است. در مرداد ماه نسبت به تير ماه، قيمت قند و شكر، حبوبات و بعضي سبزيجات نيز كاهش پيدا كرده است.
بي‌برنامگي علت افزايش قيمت‌هاست
رئيس اتحاديه ميوه و سبزي تهران از افزايش 2 برابري قيمت ميوه نسبت به سال گذشته خبر مي‌دهد.
حسين مهاجران مي‌افزايد: "عدم ذخيره‌سازي و توزيع مناسب در روزهاي پاياني سال گذشته و ايام عيد، سرمازدگي گسترده در ميوه‌ها در اوايل سال جاري و عدم برنامه‌ريزي مناسب از عمده دلايل افزايش قيمت ميوه‌ها در سال جاري است". مهاجران همچنين از افزايش مجدد قيمت ميوه به ميزان 200 تا 300 تومان در ايام شعبانيه خبر داد و مي‌گويد: "بازار ميوه به دليل تقاضاي بسيار در روزهاي شعبانيه بار ديگر با افزايش قيمت مواجه شد".

افزايش 50 درصدي قيمت شكر
افزايش 50 درصدي قيمت شكر در دو ماه اخير نيز مردم و واحدها را تحت فشار قرار داده است.
جمشيد مغازه‌اي، دبير انجمن شيريني و شكلات با بيان اين مطلب مي‌گويد: "قيمت شكر در دو ماه گذشته افزايش زيادي داشته و از حدود 500 به 730 تومان رسيده است". وي با بيان اين كه با توجه به آن كه حدود 25 درصد از قيمت تمام شده محصولات شيريني و شكلات را قيمت شكر به خود اختصاص مي‌دهد و افزايش قيمت آن فشار زيادي را به صنعت وارد مي‌كند، خاطرنشان مي‌كند: "در مورد افزايش بي‌رويه قيمت شكر مكاتباتي را با وزارت بازرگاني، سازمان تعزيرات، سازمان حمايت، وزارت صنايع و معادن و دفتر رئيس‌جمهوري داشته‌ايم". وي تصريح مي‌كند: "افزايش قيمت شكر در حالي است كه چندي پيش توليدكنندگان شكر در وزارت بازرگاني تعهد كرده بودند كه پس از افزايش تعرفه، قيمت شكر را در بازار داخلي تثبيت كنند كه اين اتفاق متاسفانه رخ نداد". مغازه‌اي درباره افزايش احتمالي قيمت محصولات شيريني و شكلات به دنبال افزايش قيمت شكر مي‌گويد: "در شرايط فعلي افزايش قيمت در دستور كار نيست؛ از طرفي ما به دنبال متعادل كردن قيمت شكر هستيم تا گراني آن به مصرف كننده شيريني و شكلات منتقل نشود". وي ادامه مي‌دهد: "سال 1384 نيز كه چنين بحراني روي داده بود، حدود 15 هزار تن شكر را به صورت اماني از وزارت بازرگاني تحويل گرفتيم و با تقسيم آن بين واحدها بحران به‌وجود آمده را پشت سر گذاشتيم".

واكنش احتمالي از نوع مسؤولانه
البته واضح است زماني كه در اوج گراني قيمت مرغ، مسؤولان مردم را به نخريدن دعوت مي‌كنند، و بانك مركزي نيز هر روز از پايين آمدن دوباره تورم در كشور خبر مي‌دهد، واكنش احتمالي مسؤولانه در برابر افزايش قيمت ساير مواد غذايي نيز تكذيب خواهد بود، آن چنانكه در اوج گراني‌هاي اسفند ماه، معاون وزير بازرگاني تمامي اخبار مربوط به افزايش قيمت‌ها را تكذيب كرد.
محمد صادق مفتح در روزهايي كه طي چند روز، قیمت گوشت گوسفندی بین 1000 تا 1500 تومان، گوشت گاو 500 تا 1000 تومان و مرغ 300 تا 500 تومان افزایش یافته بود، گفت: "روند كاهش قیمت کالاها در کشور ادامه خواهد داشت و ماه‌های آینده نیز این روند ادامه دارد".
مفتح همچنین آن روزها اعلام كرد: "بالای 75 هزار تن ذخیره مرغ در وزارت جهاد و كشاورزی وجود دارد و هیچ دلیلی برای افزایش قیمت مرغ در آینده وجود ندارد"، آينده‌اي كه معلوم نيست چه روزي نصيب ايرانيان خواهد شد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 11:59 |
Balatarin
انتقاد رسانه های روسی از کرملین
همه تخم مرغ ها را در سبد احمدی نژاد قرار ندهید
این روزنامه نوشت:"به نظر می رسد شعارهای مرگ بر روسیه که این روزها از سوی ایرانیان معترض به نتایج انتخابات شنیده می شود نشانه ای از ناموفق بودن و شکست سیاست روسیه در قبال ایران باشد چرا که برخی از مردم ایران را به این نتیجه رسانده است که دولت روسیه از محمود احمدی نژاد حمایت می کند".

عصر ایران – با گذشت دو ماه از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که به پیروزی محمود احمدی نژاد انجامید ، رسانه های روسی کم کم شروع به انتقاد از سیاست های دولت روسیه در قبال ایران کرده اند .

به گزارش عصر ایران برخی از کارشناسان امور بین الملل در مراکز مطالعات بین المللی و استراتژیک روسیه و نیز برخی رسانه های روسی از آنچه که حمایت روسیه از دولت ایران و نیز پیام تبریک زود هنگام مدودف به همتای ایرانی اش خوانده اند انتقاد کرده و خواستار متوازن سازی سیاست روسیه در قبال گروه بندی های سیاسی داخلی در ایران شده اند .

در این زمینه روزنامه " نزاویسمایا گازتا " در سرمقاله روز 6 ژوئیه خود با انتقاد از سیاست پوتین – مدودف در قبال انتخابات ایران و تحولات متعاقب این انتخابات ، دولت روسیه را به جانبداری یک طرفه از محمود احمدی نژاد متهم کرد و نوشت این سیاست ممکن است به منافع بلند مدت روسیه در منطقه تاثیرات سویی بگذارد.

این روزنامه نوشت :" به نظر می رسد شعارهای مرگ بر روسیه که این روزها از سوی ایرانیان معترض به نتایج انتخابات شنیده می شود نشانه ای از نا موفق بودن و شکست سیاست روسیه در قبال ایران باشد چرا که برخی از مردم ایران را به این نتیجه رسانده است که دولت روسیه از محمود احمدی نژاد حمایت می کند ".

این روزنامه نوشته است :" این اندیشه و باور که می توان از کارت ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای در برابر غرب امتیاز گرفت باوری است که به نظر می رسد چندان درست نیست . در عوض این باور،  ما با این واقعیت مواجه ایم که به جای استفاده روسیه از کارت ایران ، دولت ایران با استفاده از کارت روسیه در تلاش است تا در بین اعضای گروه 1+5 شکاف افکنی کند ".

این روزنامه در انتها پیشنهاد می دهد که دولت روسیه دیگر نیروهای سیاسی ایران را نیز مورد توجه قرار دهد و با آنها وارد گفتگو شود.

در این زمینه " آلکسی آرباتوف " مدیر مرکز امنیت بین المللی در آکادمی علوم روسیه با انتقاد از سیاست روسیه در قبال دولت احمدی نژاد ادعا می کند  :" محبوبیت احمدی نژاد در بین ایرانیان افت کرده است . او سیاست های خودش را تغییر نخواهد داد به ویژه اینکه او حامیان قدرتمندی دارد .

این کارشناس روسی در ادامه پیش بینی می کند که احتمالا دولت دور دوم احمدی نژاد در اثر فشار نیروهای میانه رو و مخالفان نخواهد توانست ادامه کار دهد و در نهایت مخالفان احمدی نژاد را مجبور به کناره گیری خواهند کرد .

وی بر این اساس از دولتمردان کرملین می خواهد که از هم اکنون به فکر اصلاح سیاست های گذشته خود باشند و تمام تخم مرغ های خود را در سبد محمود احمدی نژاد نچینند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 11:54 |
Balatarin

همزمان با ارائه لیست کابینه دهم به مجلس شورای اسلامی در هفته آتی ، مجلس به مدت یک هفته تعطیل می شود و نمایندگان به منظور سرکشی به حوزه های انتخابیه خواهند رفت.

به گزارش مهر، هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در اطلاعیه ای اعلام کرد : هفته آتی به منظور سرکشی نمایندگان خانه ملت به حوزه های انتخابی خود مجلس جلسه علنی نخواهد داشت.

تعطیلی مجلس و سفر نمایندگان به شهرستانها در شرایطی صورت می گیرد که رئیس جمهور قرار است اوایل هفته آینده کابینه پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کند و نمایندگان برای بررسی کابینه تا زمان رای اعتماد به آنها یک هفته فرصت دارند .

براساس اعلام هیئت رئیسه مجلس خانه ملت از اول شهریور تا 18 شهریور به مدت سه هفته جلسه علنی خواهد داشت.

براساس این گزارش از 21 شهریور تا 4 مهر که همزمان با لیالی قدر و عید فطر است نمایندگان مجلس به تعطیلات دوم تابستانی می روند و مجلس جلسه علنی نخواهد داشت.
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 11:52 |
Balatarin
مغازه طلافروشي
خبرنگار آژانس ايران خبر , تهران ساعت 1120: امروز براي ايجاد رعب ووحشت و به خاطر اين كه هيچ تجمع و تظاهراتي در بازار شكل نگيرد , حكومت نيروهاي سركوبگر زيادي وارد صحنه كرده است , غلظت امنيتي بالاست .دراين ساعت بازار طلافروشها اعتصاب و مغازه هاي خود را بسته اند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 11:48 |
Balatarin
نيروهاي سركوبگر انتظامي در بازار
خبرنگارآژانس ايران خبر , تهران ساعت 1230: دربازار مسگرها علاوه بر قرق نظامي در سراسر بازار, هم اكنون نيروهاي انتظامي وارد مغازه ها و پاساژها ميشوند و بازاريان را تهديد ميكنند كه مغازه هايشان را نبندند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 11:47 |
Balatarin
خبرهای کوتاه (از تجمع در بازار تهران)

kharidesabz.wordpress

43 : 10  //فوری !  تایید شد . زهرا رهنورد در جنبش خرید سبز شرکت کرد . او همکنون در بازار است . جمعیت در حال شعار دادن است . نیروهای امنیتی از سمت مولوی وارد بازار شدند

01 : 11 // نیروهای امنیتی همسر میر حسین موسوی را به خارج از بازار راهنمایی کردند / جمعیت در حال شعار دادن است .

24 : 11 // درگیری بین ماموران و مردم در بازار فرش فروشان // یازاریان از مردم حمایت میکنند

28 : 11 // اختلال در سیستم آنتن دهی موبایل ها

31 : 11 // مردم در ایستگاه مترو 15 خرداد در حال شعار دادن هستند . جمعیت فوق العاده است ! هنوز مترو در ایستگاه 15 خرداد توقف دارد

39 : 11 // ازدحام جمعیت فوق العاده است ! غیر قابل توصیف ! در بازار امکان راه رفتن به سختی صورت میگیرد ( ورودی سبزه میدان )

44 : 11 //بازار در دست سبزها /  صدای الله و اکبر از دالانهای بازار به گوش میرسد

21 :12 // موبایلها انگار قطع شدن . هر چی تماس میگیرم در دسترس نیستند . من هم رفتم بازار . شما هم بیاید . از پای اینترنت بلند بشید . باید همه بریم .

44 : 12 // من برگشتم // خبر تایید نشده / آتش سوزی در بازار پارچه فروشان ! / اطفا حریق با کمک مردم انجام شد / خبر هنوز تایید نشده

48 : 12 // با درخواست آتش نشانی ! بازار لوازم تحریر فروشان تعطیل شد . و نیروهای امنیتی در آنجا مستقر شدند …

58 : 12  // بازار ملتهب است . 80 درصد بازاریان کرکره ها را پایین آورده اند
---------------------------------------------------
تجمع در ورودی بازار تهران ( ساعت 10 صبح ) مردم در حال شعار دادن هستند 

بانک ملی شعبه بازار و تعداد زیادی از مغازه های بازار همین الان تعطیل شدند . کانکس کلانتری بازار تصرف شد .جمعیت زیاد و در حال افزایش و شعار دادنه . در ضمن از نیروهای امنیتی خبری نیست . من الان تو یه کافی نت در خیابون مولوی هستم . لطفا اطلاع رسانی کنید که مردم رو تنها نگذارند . در ضمن مترو در این ایستگاه توقف میکند . 
   hamvatanbarkhiz.wordpress.com

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 11:45 |
Balatarin
آغاز تظاهرات مردم با شعار مرگ بر دیکتاتور در جلوی بازار سرپوشیده

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از بازار تهران لحظاتی پیش تعداد زیادی از مردم جلوی بازار سر پوشیده در خیابان 15 خرداد اعتراضات خود را با شعار مرگ بر دیکتاتور آغاز کردند.
لحظاتی پیش تعداد زیادی از مردم در جلوی بازار سر پوشیده تهران در خیابان 15 خرداد تجمعات اعتراضی خود را آغاز کردند . مردم با شعارهای مرگ بر دیکتاتور تظاهرات خود را آغاز کردند. در حال حاضر مردم در پیاده روها رو در روی  نیروهای سرکوبگر ایستاده اند. آنها ابتدا با چندین بار هو کشیده نیروهای سرکوبگر را به سخره گرفتند.صدای هو کردن نیروهای سرکوبگر از چندین نقطه به گوش می رسید. بعد از هو کردن نیروهای سرکوبگر جمعیت در جلوی بازار اقدام به شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند.
نیروهای سرکوبگر موتور سوار بصورت وحشیانه بسوی تظاهر کنندگان یورش بردند و با باتون آنها را مورد ضرب وجرح قرار دادند.
نیروهای سرکوبگر گارد ویژه و نیروی انتظامی ،بسیج و لباس شخصی ها در بازار تهران ،میدان 15 خرداد ،و مقابل دادستانی  مستقر هستند. عمده نیروهای سرکوبگر در میدان 15 خرداد و دادستانی می باشند. علاوه بر نیروهای فوق نیروهای کلانتریها و همچنین تعدادی از نیروهای لباس مشکی سوار بر موتور و باتون بدست در میدان 15 خرداد مستقر شدند.
نیروهای موتور سوار همچنان به مانور وحشت خود که بصورت گله ای و در حد فواصل 15 خرداد ،ناصر خسرو و میدان بهارستان ادامه میدهند.
تعداد زیادی از مردم در آنجا حضور دارند و پیاده روها مملو از جمعیت است و مردم از نیروهای سرکوبگر حراسی ندارند.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 11:44 |
Balatarin

نازک افشار آزاد شد

ایران یکی از همکاران سفارت فرانسه در تهران را آزاد کرد. کاخ الیزه روز سه‌شنبه (۱۱ اوت/ ۲۰ امرداد‎) اعلام کرد که نیکلا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه پس از آزادی خانم افشار تلفنی با او صحبت کرده است. نازک افشار کارمند ۵۰ ساله سفارت فرانسه روز پنجشنبه گذشته دستگیر شد و روز شنبه به همراه بسیاری دیگر از متهمان در جلسه دادگاه حضور یافت. نیکلا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه از کشورهای اتحادیه اروپا و کشور سوریه قدردانی کرد که در آزادی نازک افشار با دولت ایران مذاکره کرده‌اند. سارکوزی همچنین از دولت ایران خواست تا هر چه زودتر کلوتیلد ریس، شهروند ۲۴ ساله  فرانسه را نیز از زندان آزاد سازد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 2:11 |
Balatarin

تردید در اصالت مدرک دکترای احمدی­نژاد و لاریجانی

 

تنها وزیر دولت نهم که در مجلس استیضاح شد علی کردان بود که مدرک دکترایش تقلبی از آب درآمد. در روزهای اخیر در مورد اصالت مدرک دکترای محمود احمدی­نژاد و علی لاریجانی نیز تردیدهایی در رسانه­ها ابراز می­شود.

 

در خبرها و گزارش‌هایی که پایگاه رسمی اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری منتشر می‌کند، از رئیس دولت نهم اغلب با عنوان «دکتر احمدی‌نژاد» یاد می‌شود. نزدیکان و حامیان احمدی‌نژاد نیز او را «آقای دکتر» و بعضا «دکتر» می‌خوانند. حذف نام کوچک و نام خانوادگی رئیس جمهور ظاهرا زیاد مهم نیست، اما دوستدارانش ترجیح می‌دهند حتا اگر «آقا» را حذف کنند، «دکتر» را نگه دارند. گرچه محمود احمدی‌نژاد در مورد اهمیت این عنوان مواضع کاملا متناقضی داشته است.

اظهارات پرتناقض در مورد مدرک تحصیلی

رئیس دولت نهم در جلسه‌ی استیضاح وزیر سابق کشور، علی کردان، مدارک تحصیلی را «کاغذپاره» خواند و گفت، آنها برای خدمت به مردم اهمیتی ندارند. به رغم این، محمود احمدی‌نژاد در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی، همسر او زهرا رهنورد را متهم کرد که مدرک تحصیلی‌اش از راه‌های غیرقانونی کسب شده و بی‌اعتبار است. این ادعا واکنش‌های منفی فراوانی در پی داشت. بسیاری از ناظران معتقدند، با توجه به سوابق زهرا رهنورد، چنین اتهامی در جریان مبارزات انتخاباتی به ضرر محمود احمدی‌نژاد تمام شد، به ویژه آنکه به جز کردان که به جعلی بودن مدرک دکترایش اعتراف کرد، تردیدها و شایعاتی نیز در مورد اصالت مدرک تحصیلی برخی دیگر از اعضای کابینه، از جمله محمد رضا رحیمی، معاون احمدی‌نژاد وجود دارد.

تردید در اصالت مدرک احمدی‌نژاد

از زمان استیضاح علی کردان، بحث در مورد چگونگی اخذ مدرک تحصیلی مدیران ارشد جمهوری اسلامی به یکی از موضوع‌های روز تبدیل شد. این بحث‌ها اکنون به مدرک دکترای احمدی‌نژاد و علی لاریجانی کشیده است. بنابر گزارش‌هایی که در برخی از سایت‌های اینترنتی از جمله «آینده» منتشر شده، احمدی‌نژاد در جلسه‌ی دفاع از پایان‌نامه‌ی دکترایش اصلا حضور نداشته است. درستی یا نادرستی این ادعا مشخص نیست، اما شواهد نشان می‌دهد که او تقریبا تمام سال‌های تحصیل در مقطع دکترا را در تهران نبوده است.

تحصیل در تهران، استانداری در اردبیل

مطابق اطلاعاتی که در سایت رسمی دانشگاه علم و صنعت موجود است، احمدی‌نژاد تحصیل در رشته مهندسی عمران را در سال ۱۳۵۴ آغاز کرد و دوره‌ی کارشناسی را ۱۳۶۵ به پایان رساند. او سه سال بعد با مدرک کارشناسی ارشد عضو هیات علمی دانشکده عمران این دانشگاه شد و همزمان مشعول تحصیل در دوره‌ی دکترا شد. رئیس دولت نهم، ۸ سال بعد، در سال ۱۳۷۶ مدرک دکترای خود را رسما دریافت کرده است. او چهار سال آخر دوران تحصیل را استاندار اردبیل بود و چند سال پیش از آن هم در فرمانداری شهرهای ماکو و خوی و در استانداری کردستان مشغول خدمت بوده است.

از دانشگاه تا کابینه دولت نهم

آیین‌نامه‌ی اجرایی دوره‌ی دکترای دانشگاه علم و صنعت، تحصیل در این مقطع را کاری «تمام وقت» خوانده است. این آیین‌نامه که سال ۸۴ با تغییراتی دوباره به تصویب وزارت علوم رسید، تسلط به یک زبان خارجی را شرط تحصیل در این دوره عنوان می‌کند. پایگاه اطلاع‌رسانی دولت در معرفی محمود احمدی‌نژاد نوشته است که او با زبان انگلیسی «آشنایی» دارد. به نوشته‌ی این پایگاه، احمدی‌نژاد همچنین تا پایان جنگ ایران و عراق «در قسمت‌های متعدد جبهه به ويژه مهندسی رزمی به خدمت پرداخته است.» این سال‌هایی است که او دوران کارشناسی ارشد را نیز طی می‌کرد. استاد راهنمای احمدی‌نژاد در دوره دکترا حمید رضا بهبهانی بود که یک سال پیش به عنوان وزیر راه وارد کابینه‌ی دولت نهم شد.

علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی لاریجانی و اتهام سوءاستفاده از عنوان دکترا

همزمان با انتشار مطالبی در مورد وضعیت تحصیل و مدرک محمود احمدی‌نژاد، سایت خبری رجانیوز رئیس مجلس هشتم، علی لاریجانی را به سوءاستفاده از عنوان دکترا متهم کرده است. رجانیوز که به حامیان احمدی‌نژاد تعلق دارد، نوزدهم مرداد ماه از قول یکی از نمایندگان مجلس نوشت، لاریجانی «سال‌ها پيش از اخذ کامل مدرک دکترا، خود را دکتر معرفی می‌کرد و با اين عنوان، در برخی موقعيت‌های شغلی فعاليت داشت.» پس از ماجرای کردان حساسیت نسبت به درستی و نادرستی مدرک تحصیلی مسئولان افزایش یافته است. ظاهرا این نماینده در جریان گزارش‌هایی قرار گرفته که در این زمینه تهیه شده است. به نوشته‌ی رجانیوز، لاریجانی زمانی که نامزد نمایندگی در مجلس چهارم بود و در دورانی که ریاست صدا و سیما را بر عهده داشت، خود را دکتر معرفی می‌کرد، در حالی که تحصیلاتش هنوز به پایان نرسیده بود.

«افشاگری‌ها» و اختلاف‌های دولت و مجلس

برخی از ناظران مطرح شدن مسئله مدرک تحصیلی لاریجانی در شرایط حاضر را بی‌ارتباط با اختلاف‌های موجود میان مجلس و احمدی‌نژاد نمی‌دانند. لاریجانی مشورت نکردن دولت با مجلس برای انتخاب وزیران کابینه را «بیسابقه» خوانده است. نمایندگان حامی دولت در هفته‌های اخیر تلاش ناموفقی را آغاز کردند تا به ریاست لاریجانی بر فراکسیون اصولگرایان پایان دهند. همزمان با این تحولات گزارش‌هایی نیز در مورد مدرک دکترای احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، منتشر شده است. سایت خبری بولتن نیوز روز یکشنبه، ۱۸ مرداد، نوشت، توکلی بدون داشتن مدرک کارشناسی ارشد به عنوان دانشجوی دوره‌ی دکترا به انگلستان اعزام شد. احمد توکلی از منتقدان دولت نهم به شمار می‌رود و اسناد مربوط به جعلی بودن مدرک دکترای کردان نخستین بار در سایت "الف" که به او تعلق دارد، منتشر شد. صرف نظر از درستی یا نادرستی اتهام‌هایی که هر دو طرف به یکدیگر می‌زنند، این بحثها معمولا در شرایطی مطرح می‌شود که رقابت و کشمکشی بر سر قدرت در جریان باشد.

تبریک رئیس مجلس به موسوی

رجا نیوز در مطلب یادشده همچنین مدعی است، رئیس مجلس عصر جمعه ۲۲ خرداد، هنگامی که هنوز شمارش آرای انتخابات ریاست جمهوری به پایان نرسیده بود، تلفنی پیروزی موسوی را به او تبریک گفته است. رجا نیوز نوشت، تبریک لاریجانی به موسوی «به عنوان کسی که قاعدتاً به اطلاعات و اخبار دست اول و محرمانه دسترسی دارد [...] در واقع او را دچار توهم و تشويق کرد تا مواضع فتنه‌انگيز و تحريک‌کننده بعدی را هم داشته باشد.» سایت حامیان احمدی‌نژاد این مطلب را نیز از قول یکی دیگر از نمایندگان مجلس، که نام او هم فاش نشده، نقل می‌کند.

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4558639,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 2:9 |
Balatarin

مصر خبر «تبريك» حسنی مبارك به

 احمدى نژاد را تاييد نكرد

۱۳۸۸/۰۵/۲۱
سخنگوى وزارت امور خارجه مصر روز سه شنبه به راديو فردا گفت كه نمى تواند خبر تبريك حسنى مبارك، رييس جمهور اين كشور، به محمود احمدى نژاد را تاييد كند.

خبرگزارى هاى دولتى ايرنا و فارس به نقل از دفتر رياست جمهورى ايران گزارش داده اند كه رييس جمهور مصر در پيام تبريكى به آقاى احمدى نژاد «انتخاب» دوباره وى به سمت رياست جمهورى ايران را تبريك گفته است.

اين خبرگزارى ها جزئياتى در باره پيام احتمالى حسنى مبارك به همتاى ايرانى خود ارائه نكرده و رسانه هاى مصرى نيز هيچگونه خبرى در اين زمينه منتشر نكرده اند.

حسيم الزكى، سخنگوى وزارت خارجه مصر، در گفت و گو با راديو فردا گفت كه نمى تواند اين خبر را تاييد كند.

مصر تا كنون در باره انتخابات رياست جمهورى ايران اظهار نظر نكرده است. مخالفان آقاى احمدى نژاد مى گويند كه در انتخابات روز ۲۲ خرداد تقلب هاى گسترده اى صورت گرفته است.

سخنگوى وزارت خارجه مصر در پاسخ به اين پرسش كه آيا برگزيده شدن مجدد محمود احمدى نژاد به عنوان رييس جمهور ايران مى تواند باعث نزديكى دو كشور شود، گفت: «اميدوارم. اما ما از منظر خودمان به اين ماجرا نگاه مى كنيم. نزديك شدن چيزى نيست كه فقط در باره آن حرف زد و اين مسئله نياز به كار دارد.»

آقاى زكى در خصوص موانع پيش روى تهران و قاهره براى برقرارى رابطه گفت: «ما دو سرى مشكل داريم. يك دسته اختلاف هاى دو جانبه است و يكسرى هم مشكلات منطقه اى، بويژه نقشى كه ايران در كشورهايى مثل لبنان، فلسطين و عراق دارد.»

با اين حال سخنگوى وزارت امور خارجه مصر گفت: «ايران يك كشور مسلمان و دوست مردم مصر است و اينها عوامل خوبى براى نزديكى دو كشور است ولى سياست هاى تهران با سياست هاى مصر خيلى متفاوت است.»

وى در خصوص رابطه مصر با اسرائيل و نقش آن در اختلافات ميان تهران و قاهره اظهار داشت: «ما سال ها قبل با اسرائيل جنگيديم و بعد با اين كشور پيمان صلح امضاء كرديم و اين مسئله براى مردم و كشور ما اهميت دارد.»

حسيم الزكى افزود: «صلح با اسرائيل براى جامعه مصر و حتى رشد كشور مهم است و اگر كسى اين مسئله را درك نمى كند مشكل خودش است. ايران نظر متفاوتى نسبت به اين موضوع دارد و اصلا نمى خواهد صلحى در منطقه شكل بگيرد.»

سخنگوى وزارت امور خارجه مصر اختلافات با ايران را «سياسى» و نه «مذهبى» دانست و گفت: ايران يكى از كشورهاى مسلمان منطقه است ولى سياست هايش را قبول نداريم و تاييد نمى كنيم.

ايران و مصر از سال ۱۳۵۸ كه قاهره پيمان صلح كمپ ديويد را با اسرائيل امضاء كرد و به شاه سابق ايران پناه داد رابطه رسمى با يكديگر ندارند و تنها دفتر حفاظت منافع در پايتخت هاى يكديگر داير كرده اند.

مصر در سال هاى اخير همراه با بسيارى از كشورهاى عربى سنى ابراز نگرانى كرده اند كه ايران در صدد افزايش نفوذ خود در ميان شيعيان و تشكيل هلال شيعى است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 2:3 |
Balatarin
کاريکاتور

روزنامه " هارتفورد کارنت"


نيک آهنگ کوثر
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 2:2 |
Balatarin
تصاویری از بند 209 زندان اوین به همراه اطلاعاتی از بازداشتگاههای مخفی
خبرگزاری هرانا : تصاویری از درون سلول و راهروهای بند امنیتی 209 زندان اوین که هم اکنون در اختیار وزارت اطلاعات است، برگرفته شده از منتشرات هاشمی رفسنجانی را در ذیل مشاهده می نمایید.









































هر چند تغییرات صورت گرفته در این بند که محل نگهداری هزاران زندانی عقیدتی در طی سه دهه پس از انقلاب بوده بسیار اندک است اما برای کسب اطلاعات و شناخت بیشتر، کتابچه "از بازداشتگاه تا بازداشتگاه" مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که حدود یکسال پیش انتشار یافت و در آن به بررسی 14 بازداشتگاه مخفی یا ناشناخته در شهر تهران می پردازد را با کلیک بر روی تصویر، دانلود و مطالعه کنید. (کروکی بازداشتگاهها ، ترسیم فضای داخلی و نهاد مدیریتی آن به همراه سایر اطلاعات مورد نیاز)

در همین رابطه و حسب نیاز افکار عمومی برای شناخت بیشتر نسبت به بازداشتگاه کهریزک، جزوه مجموعه به نام "پشت پرده امنیت اجتماعی" منتشره سال 86 که به بررسی این بازداشتگاه غیرقانونی و به خصوص اولین قربانیان آن می پردازد را دانلود و مطالعه کنید.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 2:1 |
Balatarin
عکس : شعار نويسی




+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 1:58 |
Balatarin
باجناق علی آبادی رئیس فدراسیون شمشیربازی شد
 
 
سرمایه: در حالی که 24 ساعت قبل باجناق علی آبادی ، غلامحسین عسگری، برای ابقای او در پست ریاست سازمان ورزش از روسای فدراسیون های ورزشی امضا جمع کرد و آن را برای محمود احمدی نژاد فرستاد دیروز او با کسب 39 رای موافق عنوان ریاست فدراسیون شمشیربازی را به خود اختصاص داد.مجمع انتخاب رئیس فدراسیون شمشیربازی با حضور 42 تن از اعضای مجمع و به ریاست عبدالرضا ساور معاون پارلمانی و حقوقی سازمان تربیت بدنی در سالن اجتماعات آکادمی ملی المپیک برگزار شد.  در این مراسم عسگری با 39 رای موافق به ریاست شمشیربازی رسید. پیش از مراسم یاقوتی، شفاعت، باقرزاده و شکری انصراف خود را اعلام کردند تا انتخابات با کاندیداتوری عسگری و یزدان پناه، سرپرست و نایب رئیس فدراسیون انجام شود.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 1:56 |
Balatarin
کامران آسا
طبق آخرین اخبار رسیده کامران آسا برادر کیانوش آسا شهید راه آزادی که در درگیری حوادث اعتراضی ملت ایران در شهر تهران کشته شده ودر کرمانشاه به خاک سپرده شده بود در روزدوشنبه 19 مرداد توسط افراد ناشناسی شبانه دستگیر شده و به مکان نامعلوم انتقال داده شده است.گفتنیست این امر احتمالا به خاطر صحبت های ایشان بر سر مزار کیانوش در مراسم چهلم ایشان بوده است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 1:54 |
Balatarin

پیکر ترانه در روستایی در منطقه وازیوار آرام گرفته است

وبلاگ ترانه موسوی

ترانه موسوی شهید شده است. در یکی از روزهای بین هفتم تا بیست و چهارم تیر. درباره نوع دستگیری و نوع مرگش بسیاری از وبلاگ ها خبرهایی داده اند و مطالبی نوشته اند که هر کدام تاحدودی به واقعیت تلخ شهادت ترانه پرداخته اند اما این وبلاگ نویسان مانند ما که دوستان ترانه هستیم نتوانستند به حقایق بیشتری درباره نوع و زمان مرگ ترانه و نیز محل دفن او دست پیدا کنند. ما دوستان ترانه هم مانند همه کسانی که شجاعت به خرج داده و خبر شهادت ترانه را منعکس کردند محل دفن ترانه عزیزمان را نمی دانیم اما این را می دانیم که ترانه را به شمال و منطقه وازیوار منتقل کرده و شبانه و بدون هیچ گونه مراسمی در گورستان روستایی در آن منطقه دفن کرده اند. پدر ترانه نیز که تحمل دوری ترانه اش را نداشت چندی بعد از شهادت تنها فرزندش، دار فانی را وداع گفت و به ترانه پیوست.ما دوستان ترانه، اکنون هیچ خبری از یگانه بازمانده خانواده ترانه نداریم و در کمال تعجب، شب پیش یعنی نوزدهم مرداد در اخبار ساعت هشت و نیم شب شبکه دو افرادی با وقاحت تمام ادعا کردند که خانواده ترانه هستند در حالیکه همه کسانیکه خانواده ترانه را می شناسند می دانند که مادر او بعد از سال ها و با مسافرت به شهر نجف اشرف و دست به دامن امام علی شدن، ترانه را باردار شد و بعد از ترانه نیز فرزند دیگری به دنیا نیاورد. ضمن این که ترانه متولد سال 1360 است در حالیکه در آن گفتگوی کذب، هنرپیشه نقش مادر ترانه سال تولد فرزندش را 1363 ذکر کرد.ترانه لیسانس مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز داشت و به عنوان کارمند بازرگانی یک شرکت معتبر لوازم آرایشی و بهداشتی و اعطای نمایندگی به سالن های آرایش، فعالیت می کرد.ترانه موسوی که رنگ چشم هایش سبز بود، لباس های سبز زیاد داشت اما عاشق رنگ آبی بود. ترانه دختر آرام و کم حرفی بود و در صورت لزوم حرف می زد. او به مطالعه کتاب هایی در حوزه های ادیان و عرفان علاقه بسیاری داشت و معمولا با خودش یک کتاب با این موضوعات را حمل می کرد.ما دوستان ترانه موسوی، با یادآوری مرگ ترانه در راه آزادی یکدیگر را دلداری می دهیم اما نمی دانیم اکنون آیا کسی هست که تسلای مادر ترانه باشد یا نه.ما دوستان ترانه هیچ خبری از مادرش ندارم و برای او نگرانیم

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 1:53 |
Balatarin

بازداشت فرزند يکی از نمايندگان مجلس رژیم

روزنامه اعتماد: بازداشت فرزند يکي از نمايندگان مجلس؛ فرزند يکي از نماينده هاي اصلاح طلب نيز از دو هفته پيش تا کنون تحت بازداشت قرار دارد. ظاهراً دستور آزادي وي صادر شده اما وي هنوز آزاد نشده است. همچنين گفته مي شود مطابق اين دستور قرار بوده وي پس از مراسم تحليف آزاد شود اما اين نماينده مجلس روز شنبه تصوير فرزندش را در دادگاه فعالان سياسي مي بيند که در رديف متهمان نشسته است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 1:52 |
Balatarin

مطبوعات داخل کشور: کهريزک تعطيل نشده است

روزنامه اعتماد: شنيده ها حاکي از آن است که بازداشتگاه کهريزک به صورت کامل تعطيل نشده است و هنوز برخي در آن بازداشت هستند. اين در حالي است که خبر تعطيلي و تنبيه خاطيان برخورد با بازداشت شدگان حوادث اخير طي هفته هاي گذشته از سوي مقامات کشور اعلام شده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 1:51 |
Balatarin

گزارشی تکاندهنده؛ «ببريد حامله شون كنيد اين بچه قرتيا رو!»

وبلاگ بابک داد (روزنامه نگار در ایران)


افشاي يك جنايت كثيف!
«ببريد حامله شون كنيد اين بچه قرتيا رو!»

در هفته اول مردادماه، سي و چند روز بعد از كوچ اجباري از خانه و اختفاء و زندگي مخفي، پسرم دچار «گوش درد» شديدي شد و نيمه هاي شب، مجبور شدم او را به درمانگاه شهرستاني كه آن روزها در يكي از خانه هاي آن مخفي شده بوديم ببرم.

داخل درمانگاه، پيرمرد رنجوري را ديدم كه زير دستان پسرك نوجوانش را گرفته و نرم نرمك او را از درمانگاه بيرون مي آورد. كمكش كردم. پسرش نمي توانست راه برود و خودش هم جاني نداشت كوله اش كند. من زير بغلش را گرفتم و تقريبا" از زمين بلندش كردم و با خودم كشاندم. چند تاكسي ايستاده بودند اما رقمهايي گفتند كه لابد براي پيرمرد زياد بود و داشت پا به پا ميشد. خواستم پولي به او بدهم اما ديدم پسرم از داروخانه درمانگاه بيرون آمد و داروهايش را كه خريده بود، نشانم داد كه يعني برويم. دكتر به او گفته بود گوشش عفوني شده و با آنتي بيوتيك خوب مي شود و چيز خطرناكي نيست.

به پيرمرد گفتم خودم ميرسونم تون. او و پسرش را نشاندم صندلي عقب و راه افتاديم به سمت حومه جنوبي شهرستان. آرام با اشاره دستش مسير را نشانم مي داد. خيابانها خلوت بود و تند مي راندم. پسرش 17 يا هجده ساله به نظر مي رسيد. گفتم:« اسمت چيه جوون؟» پدرش زير لب جواب داد:«مهدي!» بعد انگار با خودش گفت:«يا مهدي صاحب الزمان! خودت تقاصشو بگير!» گفتم:«ايشالا چيزيش نيست! مهدي جان! تو بايد مقاوم باشي! چيه مثه پيرمردا شدي؟ محكم باش!» گفتم:« تصادف بوده؟ لابد با موتوري چيزي شيطنت كردي ها!» و لبخندي زدم تا فضا عوض شود. اما مثل اينكه همان شوخي من، يك چيز تلخ را در اين پدر و پسر زنده كرد. از توي آينه نگاهشان كردم. ديدم پيرمرد اشك مي ريزد و پسرش به هم ريخته! برگشتم به پسرم نگاهي كردم. او هم تلاشش را كرد تا فضا را عوض كند، برگشت و از «مهدي» پرسيد:« چندسالته مهدي؟ پيش هستي (پيش دانشگاهي) يا سّوم؟» پسرك باز جوابي نداد. در سكوتي سنگين رسيديم به خانه آنها. وقتي پيرمرد خواست پسرش را از ماشين پياده كند، زير لب چيزي گفت كه بدنم را لرزاند. به لهجه محلي گفت. چيزي شبيه اينكه «چه خبر از دل من داري يا مهدي»!؟

تا در خانه كمكشان كردم و ناله هاي ريز «مهدي» زير گوشم بود. گفتم نگفتي چش شده؟ تصادف كرده؟ عمل كرده؟ چي شده؟ پيرمرد اشك مي ريخت! فقط آه مي كشيد و زير لب نفرين مي كرد.كنجكاو شدم بدانم.

پسرم را بردم و گذاشتم خانه پيش خانواده مان و دوباره راه افتادم سراغ خانه پدر «مهدي»! به پيرمرد گفته بودم مي روم و بعد مي آيم و او هم مخالفتي نكرده بود. خواستم برايش مرهمي باشم. مي توانستم اقلا" گوش خوبي براي شنيدن حرفهايش باشم. از گفتگو با مردم شهرهايي كه سفر مي كنم، خيلي چيزها ياد گرفته ام. تلخ يا شيرين، فرقي ندارد. هر كجاي اين سرزمين، شيريني آشنايي با مردم و تلخي ستمي كه هر كدام به نوعي مي كشند، برايم سرشارند از تجربه ها. گاهي چيزي كه مي نويسم، حرف كسي است كه در همدان برايم گفته، يا درددل كسي است در شمال يا اصفهان. خيلي از اينها ديگر حرفهاي شخص من نيستند.حرفها و دردهاي مردماني است كه اينجا و آنجا مي بينم. مردمي كه سهراب سپهري آرزو كرده بود«كاشكي اين مردم، دانه هاي دلشان پيدا بود!» و بلافاصله دريافته بود كه اگر بتواند دانه هاي دل خونين مردم را مانند دانه هاي انار ببيند، شايد تحملش آسان نباشد: «مي پرد در چشمم آب انار!» اين روزها، دانه هاي دل مردمان بسياري را ديده ام، كه سرخ بوده اند و خونين! و «غم»، در دانه هاي دل خونين خيلي از آنها پيداست! شايد براي همين است كه من و پيرمرد، زود جور شديم و او سفره دلش را برايم باز كرد. تو گويي همديگر را سالهاست مي شناسيم.

وقتي رسيدم، خواهر بزرگ «مهدي» در را باز كرد. نمي دانم چرا مرا «آقاي دكتر!» صدا كرد. ديگر اين كلمه از زبانش نيفتاد. من هم مخالفتي نكردم. «عاقله زني» حدودا" 46 ساله بود كه غمي بزرگ در چشمهايش بود. فقط او و مهدي و پدر پيرشان در خانه بودند. چند سالي بود كه مادرشان مرحوم شده بود و مهدي از كودكي، مادر نداشت و اين خواهر دلسوز، برايش مادريها كرده بود. اينكه از كجا شروع كرديم به صحبت و چطور بحث را كشاندم به مريضي «مهدي» و چطور پيرمرد اعتماد كرد سفره دلش را برايم پهن كند، طولاني است. بماند.

بحثهاي حاشيه اي را حذف مي كنم و سرگذشت دردناك پسر 18 ساله اي را مي گويم كه حالا رنج عفونت روده و آسيب جدي مقعد امانش را بريده و افسردگي شديدي دارد و بخصوص خطر بيماري مهلك ايدز هم تهديدش مي كند. بدتر از همه اينكه، از علت اين بيماري و اين جراحتها، حتي خجالت مي كشند به فاميل خود هم حرفي بزنند. اما گشودن عقده دل براي يك مرد غريبه، حداقل اين خوبي را دارد كه دل آدمي را سبك مي كند. پايد پيرمرد به همين دليل، حرفهاي دلمه شده روي دلش را با من گفت و كمي سبك شد.

***

مهدي پارسال با پسر دائي اش به تهران رفت تا كار پيدا كند. چندجايي كارگري كردند و بالاخره در يك پيتزافروشي در خيابان آزادي كاري پيدا كردند و شبها همانجا مي خوابيدند. مهدي درسش را نتوانسته بود ادامه بدهد. عكس خندان او روي طاقچه، زمين تا آسمان با اين پسرك پژمرده و زرد و افسرده حال فرق داشت. در عكس زيبا و خندان بود، با چشماني براق و حالا پيرمردي شده بود كه فقط موهايش سفيد نشده باشد؛ فرتوت و پژمرده.

مهدي روز 25 خرداد به دستور صاحب پيتزافروشي، از عصر مغازه را تعطيل مي كند و از پشت شيشه ها بيرون (راهپيمايي سكوت 25 خرداد) را نگاه مي كند. يك پارچه سبز هم به مچش بسته بود و مهندس موسوي را دوست مي داشت. پسر دائيش گفته او مغازه را سپرد و رفت توي پياده رو و كم كم با موج مردم راه افتاد و دور شد. از آن به بعد پسر دائي، خبري از مهدي نداشت تا بعد از 23 روز سرگرداني پدر مهدي در كلانتريها و دادگاهها، به قول خودش:«يه تيكه گوشت كبود و مريض به ما تحويل دادن و گفتن اين پسرت! زود برگردونش شهرستان وگرنه ...» تهديدش كرده بودند هيچ چيزي از زنداني شدن پسرش و «چيزهاي ديگر!» به كسي نگويد و آن پيرمرد بدبخت هم نگفته بود و حالا هم داشت براي اولين بار، با من درددل مي كرد چون «بالاتر از سياهي هم مگه رنگي هست؟»

مهدي روز اول، تب داشت و هذيان مي گفت. با ديدن خون فراوان در ادرار و مدفوعش، دكتر درمانگاه برايش چند آزمايش نوشت و معاينه هاي دقيق تري كرده بود. بعد از اينكه دكتر معالج،«يواشكي» به پدر مهدي هشدار داده بود كه « طبق آزمايشهايي كه كرديم، پسرت را يك يا چند مرد، با زور مورد تجاوز جنسي قرار داده اند!» پيرمرد از حال رفته بود. «پارگي شديد مقعد» بعد از بارها تجاوز و خونريزي، مقعد و روده هاي او را دچار عفونت شديد كرده بود و بر اساس اين ظواهر مشكوك، دكتر درمانگاه مي خواست «مقامات قانوني» و كلانتري را در جريان «احتمال يك جرم» مثل زورگيري و تجاوز به عنف قرار بدهد كه پيرمرد، ماجراي «زنداني بودن پسرش» را گفته بود و كاغذ آزادي پسرش را نشان دكتر داده بود. دكتر شوكه شده بود و پيرمرد گفته بود ديگر از مقامات قانوني و پليس و مأمور مي ترسد و پسرش بدتر از او شده:« وقتي داشتيم از درمانگاه مي رفتيم، هنوز رنگ صورت آقاي دكتر، مثل گچ سفيد شده بود! فهميده بود همين مأموراي قانون(!)، اين بلاها رو سر مهدي آوردن!»

مهدي از اتفاقات روزهاي زندانش، خيلي كم حرف زده بود. چندباري هم كه مي خواست براي پدرش شرح روزهاي زندانش را بگويد، از شدت هق هق از حال رفته بود و حرفهايش ناتمام مانده بود. ظاهرا" بعد از پايان راپيمايي، در درگيري هاي خيابان آزادي، مهدي در ميان جمعي از معترضان و بسيجيان قرار مي گيرد و هول مي كند. چندين باتوم مي خورد و تا به خودش مي آيد، بدست چند بسيجي مي افتد و حسابي كتكش مي زنند. بعد او و عده اي جوان ديگر را سوار ماشيني كرده و به جايي برده اند كه بر اساس مشخصاتي كه گفته بود بايد «كمپ كهريزك» بوده باشد. چيزهايي كه از سوله ها و قفسه هاي فلزي و ... كفته بود، كساني به پدرش گفته بودند :كمپ كهريزك» بوده. آنجا تعداد بسياري از دستگيرشدگان را در قفسه هاي فلزي زنداني كرده بودند و خوراك روزانه زندانيان، كتك و كابل و آويزان كردن از پاها و شكنجه هاي ديگر بود. فرداي دستگيري، يك مأمور مي آيد و مهدي و يك پسر ديگر را با كتك بيرون مي برد. جلوي بقيه زندانيان فرياد مي زده:«همتونو مثل اينا مي بريم و مي...نيم!» مهدي صداي يك مرد ديگر را شنيده كه گفته: « ببريد حامله شون كنيد اين بچه قرتيا رو!» مهدي را به اتاقكي بردند كه در فقره اول، مورد تجاوز يك مأمور قوي هيكل قرار گرفته و در حين تجاوز، از هوش رفته. بعد دوباره و دوباره. در همان روز، بيشتر از چهار مرتبه او را مورد تجاوز قرار داده بودند و خونريزي او، چنان شديد بوده كه به سلول فلزي و داغي منتقلش مي كنند كه كوچكتر بوده و به غير از «مهدي»، سه چهار پسر جوان ديگر با جراحتهاي شبيه به او در آن زنداني بوده اند. مهدي گفته «كف سلول پر از خون و پر از مگس و بوي تعفن بوده! و يكي از بچه ها انگاري از ديشب مرده بود و مأمورها نفهميده بودند!»

مهدي و چندين جوان ديگر، در طول حدود دو هفته در كمپ كهريزك، براي «آدم شدن!» و «ادب شدن!» بارها مورد تجاوز مأموران قرار گرفته بودند و در نهايت او را به بيمارستاني كه نامش را نمي داند، منتقل كردند. بعد از شتسشو و بخيه پارگي مقعد، او را بدون بستري در بخش، به زندان ناشناخته ديگري در داخل شهر تهران برده اند و بعد از حدود هفت روز گرسنگي و باتوم روزانه(!)، بالاخره او را به قيد ضمانت كتبي مبني بر «اقرار به خوش رفتاري مأموران زندان!» و تعهد به «عدم شركت در هرگونه تجمع و راهپيمايي ضد نظام!»، به پدرش تحويل دادند.

پدر بيچاره بي آنكه از واقعيت جراحتهاي مهدي خبردار باشد، پيكر نيمه جان پسرش را با اتوبوس به شهرستان محل زندگيشان منتقل مي كند و بعد از يك روز، با معاينه دكتر درمانگاه، متوجه اصل جنايتها مي شود.

حالا مهدي افسرده و با نگاهي بي روح و خيره به نقش و نگارهاي قالي، در بسترش خوابيده بود. آن عكس كجا؟ و اين چهره زرد و تكيده كجا؟ خواهرش گوشه اتاق نشسته بود و زير چادرش ضجه ميزد و نفرين مي كرد. آقاي خامنه اي و احمدي نژاد را نفرين مي كرد. چنان پر سوز نفرين مي كرد كه من از نفرين هايش ترسيدم و بر خود لرزيدم و مو بر بدنم راست شد.

آن روز گمانم اول ماه شعبان بود. پدر مهدي زير لب ذكر «يامهدي» مي خواند و دعا مي كرد تا نيمه شعبان، روز ولادت حضرت مهدي، مسئولان نظام تقاص اين ظلم و اين جنايت كثيف را پس بدهند. نمي دانم آن عدالت گستر جهان،«مهدي موعود عج» چه نگاهي به ستمكاري و جنايات نايب خودخوانده اش دارد؟ آيا آن «مهدي» به چشمان بيروح و بدن مجروح اين «مهدي» نگاهي كرده؟ و اگر نگاهش كرده، چه حالي پيدا كرده است آن امام غايب؟

وقتي از خانه پدر «مهدي» بيرون آمدم، ساعت حدود چهار صبح بود. با پيرمرد كلي رفيق شده بودم. اما هرچه اصرار كرد نماندم. دلم گرفته بود و بايد مي زدم بيرون. نفسم در نمي آمد. گمانم يك جاي مسير را اشتباهي رفتم و رسيدم به يك گندمزار. نمي دانم برق رفته بود يا آنجا آنقدر تاريك بود كه هيچ نشاني براي يافتن مسير به چشمم نمي خورد. «شبي تاريك و...» جاده را برگشتم. باز تاريكي بود. ايستادم. به آسمان نگاه كردم. بدنبال يك «كوكب هدايت» در آسمان شب چشم مي دواندم. چرا اين سرزمين، از سياهي ستم و ظلم، چنين تاريك شده؟ چرا نوري از هدايت نمي آيد؟ ما به جبران كدامين اشتباه، اسير اين سياهي شده ايم؟ كجاي مسيرمان را اشتباه رفته ايم؟ سرم را گذاشتم روي فرمان و گريستم.

قبل از رفتن، با تلفن همراهم، از «مهدي» چند عكس گرفتم. از پرونده پزشكي اش، از برگه آزاديش. به اين بهانه كه يك آشنا دارم براي رسيدگي! و قول شرف دادم براي حفظ جان مهدي و خانواده اش، عكسها را به «مقامات مسئول!» نشان ندهم. ببينيد ظلم تا كجاست كه مردم از همين «مقامات مسئول» مي ترسند و اين خانواده زخم خورده، مثل عزرائيل از مأموران نايب امام زمان وحشت دارند! «مهدي» هنوز جلوي نظرم است؛ با همان چشمان بيروحش و زندگي اش كه «نابود» شده و صدها تن مانند او كه شايد داستانشان، در دلهايشان مدفون و مكتوم است و راز خود را با هيچكس نخواهند گفت، از ترس آبرو يا تهديد مقامات مسئول!اين عكسها را براي ارائه به دادگاهي نگه مي دارم كه مطمئن هستم به زودي براي محاكمه سران نظام ضداسلامي و جنايتكاران ضدبشري تشكيل مي شود. مي گويم مطمئنم!

اگر مي پرسيد چرا چنين مطمئن هستم؟ خودم هم نمي دانم چرا؟ فقط مي دانم اركان بارگاه الهي، بيش از اين نمي تواند در مقابل نفرين جانگداز پدر و خواهر رنجديده «مهدي» و آه خود او تاب بياورند. آن ضجه هايي را كه من شنيدم و هنوز مرا هم مي لرزاند، خيلي زودتر از اينها صبر خدا را لبريز مي كنند و با «همت مردم»، بساط ظلم اين نظام فاسد در هم خواهد پيچيد. اطمينان من، از تاثير سوز آن ضجه هاست!

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Aug 2009 و ساعت 1:50 |
Balatarin

پولهای ایرانی، سودآور اما خطرناک

 

مشارکت احتمالی "دویچه بانک" در بانک "اپنهایم" موضوع سپرده‌های ایران در بانک‌های آلمانی را به موضوع صفحات اقتصادی روزنامه‌های آلمان تبدیل کرده است. بانک‌ها از معامله با ایران سود می‌برند، اما نگران عواقب آن هستند.

 

مؤسسه‌ی مالی خصوصی "زالومون اپنهایم" (Sal. Oppenheim jr. & Cie. KGaA) شعبه‌ی آلمانی یک بانک لوکزامبورگی به همین نام است. پیشتر مرکز کل بانک شهر کلن بود، اما از سال گذشته فعالیت‌های بانک از لوکزامبورگ هدایت می‌شود. این بانک ۲۲۰ سال قدمت دارد.

 

بانک BHF، که مرکز آن در فرانکفورت است، متعلق به بانک "زال. اپنهایم" است. دویچه‌بانک، بزرگترین بانک آلمان، بر آن است که در بانک "زال. اپنهایم" شریک شود. از این طریق در بانک BHF هم شریک خواهد شد. اما معلوم شده است که دولت ایران سپرده‌ی کلانی نزد BHF دارد. آیا این موضوع مانع معامله میان دویچه بانک و "زال. اپنهایم" خواهد شد؟ این پرسش در روزهای اخیر در اکثر صفحات اقتصادی روزنامه‌های آلمان مطرح بوده است.

 

بانک اپنهایم در کلنBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  بانک اپنهایم در کلن

 

بحث را نشریه‌ی "اشپیگل" برانگیخته است. نخست این نشریه بود که از وجود سپرده‌های دولت ایران در نزد بانک BHF خبر دارد.

 

۶ میلیارد یورو

 

پولهای ایرانی برای بانک‌های اروپایی هم سودآورند، هم خطرناک. پول‌ها کلان هستند، دولت ایران راحت به شرایط بانک‌ها تن می‌دهد، در عین حال به دلیل تحریم اقتصادی و نقشی که آن پول‌ها احیانا در معاملات اتمی و نظامی ایفا می‌کنند، ممکن است برای بانک‌ها خطرآفرین باشند. نمونه‌ی بانک بریتانیایی "لویدز TSB" که به خاطر معاملاتش با ایران از طرف دستگاه قضایی آمریکا محکوم به پرداخت ۳۵۰ میلیون دلار جریمه شد، پیش روی همه است.

 

میزان پول ایران در خزانه‌ی BHF حدود ۶ میلیارد یورو تخمین زده می‌شود. بخشی از سپرده‌ها به نام بانک مرکزی ایران است. دویچه‌بانک به خاطر وجود این پول‌ها در نزد BHF خود را نگران نشان نمی‌دهد. گمان بر این است که این بانک مبنا را بر این گذشته که دولت آلمان فدرال از معاملات بانک BHF با ایران آگاهی دارد و اگر مسئله‌ای وجود می‌داشت، به موقع عکس‌العمل نشان داده بود.

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4556954,00.html

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Aug 2009 و ساعت 12:49 |
Balatarin

خبرنگاران برتر اصفهان با خطر روبرو هستند

 

شش خبرنگار برتر اصفهان که در مراسم پایانی چهارمین جشنواره‌ی مطبوعات استان اصفهان از نماد سبز استفاده کردند، با خطر دست کم ممنوع‌القلم شدن روبرو هستند. هدف این شش خبرنگار اعلام همبستگی با روزنامه‌نگاران زندانی بود.

 

شش تن از خبرنگاران برتر اصفهان روز شنبه، ۱۷ مردادماه، در مراسم پایانی چهارمین جشنواره‌ی مطبوعات استان اصفهان در محل نمایشگاه بین‌المللی این استان به هنگام  دریافت جوایز با نماد سبز بر روی سن ظاهر شدند.

 

مچ‌بند سبز، تسبیح سبز، لباس سبز

 

فاطمه حاتمی، نفیسه قانیان، علیرضا روحانی، ایمان حجتی، مهسا جزینی و احسان مرادی برای نشان دادن همبستگی خود با روزنامه‌نگاران زندانی از مچ‌بند سبز، تسبیح سبز و لباس سبز استفاده کردند.

 

پارلمان‌نیوز، پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس، روز دوشنبه ۱۹ مرداد، در این باره نوشت: « در حالی‌که ده‌ها روزنامه‌نگار و خبرنگار به جرم حمایت از میرحسین موسوی روزها است که در زندان به سر می‌برند و ده‌ها اتهام متوجه آنها شده است، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران اصفهان با نشان دادن نماد سبز به دوربین‌های عکاسان، مسئولان استان اصفهان و معاون وزیر ارشاد، همبستگی خود را با روزنامه‌نگاران دربند و حامیان میرحسین موسوی اعلام کردند.»

 

#b# پارلمان‌‌نیوز افزود: «اما در این بین حرکت یکی از روزنامه‌نگاران با استقبال گسترده حاضران در سالن مواجه شد. هنگامی که مجری نام این روزنامه‌نگار را خواند، او در حال حرکت به سمت سن، قصد داشت تا نوار سبزرنگی را به دست خود ببندد، اما بلافاصله حراست مانع از این‌کار شد، با این‌حال این روزنامه‌نگار نوار سبز رنگ را بعد از دریافت جایزه بالا برد و دستان خود را به علامت پیروزی نشان داد.»

 

پارلمان‌نیوز می‌نویسد که حرکت این خبرنگار با تشویق شدید و ممتد حاضران که اکثر آنها را خبرنگاران و روزنامه‌نگاران استان اصفهان تشکیل می‌دادند، روبرو شد.

 

در مراسم اختتامیه‌ی چهارمین جشنواره مطبوعات استان اصفهان مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان، معاون اجتماعی نیروی انتظامی استان، رئيس بنیاد شهید استان، مهدی فضائلی، مدیر عامل سابق خبرگزاری فارس و برخی دیگر از مسئولان دولتی و منطقه‌ای حضور داشتند.

 

پارلمان‌نیوز با بیان اینکه این حرکت مسئولان دولتی حاضر در مراسم را «شوکه» کرد، می‌افزاید که مجری برنامه تلاش کرد با اظهارات خود «به میرحسین موسوی اهانت کند، اما اظهارات این مجری صدا و سیما» با واکنش حاضران همراه شد و حاضران این شش خبرنگار را بیشتر تشویق کردند.

 

#b# در برخی ‌از سایت‌های اصلاح‌طلب از جمله "نوروز" آمده که در طول چند روز گذشته رسانه‌ها و محافل تندروی اصولگرا «در حال پرونده‌سازی برای این روزنامه‌نگاران بوده و به شدت خواستار برخورد با آنها هستند.».

 

«تبلیغ اغتشاشگران در نمایشگاه مطبوعات اصفهان»

 

در مقاله‌ای که با عنوان «تبلیغ اغتشاشگران در نمایشگاه مطبوعات اصفهان» در سایت راسخون، وابسته به جناح راست، منتشر شد، ضمن درج رویداد یادشده، از مسئولان حاضر در مراسم به شدت انتقاد شده است. در این مقاله آمده است: «هنگامی که در این مراسم تعدادی از جایزه‌گیرندگان با نمادهای سبز کاندیدای شکست‌خورده، مخالفت مدنی خود را به نمایش گذاشتند و مسئولان برگزاری جشنواره از جمله ‌آقایان علیرضا حسینی، مدیر کل ارشاد استان اصفهان و مهدی فضایلی، رئيس دیوان محاسبات کشور و شمشیری، مدیر کل امور رسانه‌های وزارت ارشاد عکس‌العملی نسبت به این حرکت نشان ندادند، به کیاست رئیس‌جمهور عزیز، احمدی‌نژاد، آفرین گفتم.»

 

در این مقاله، به قلم علیرضا لطفی،‌ افزود شده‌‌‌: «چگونه است که آقايان مدعی اصول‌گرایی و خدمتگزار دولت نهم نسبت به اين حرکت منافقانه و معاندانه سکوت کردند در حالی که اين روزها شاهد محاکمه سبزپوشان اغتشاش‌گر انقلاب رنگی هستيم و همين عملکرد نشان از مظلوميت رئيس جمهور مکتبی دارد که زير مجموعه وزارتخانه‌هايش در دست افرادی است که هم‌فکر و هم‌نظر او نيستند که ضرورت دقت در انتخاب مدير کل‌ها و وزيران را برای دولت دهم دوچندان می‌سازد.».

نویسنده: فریبا والیات

تحریریه‌: فرید وحیدی

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4556509,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Aug 2009 و ساعت 12:47 |
Balatarin

تظاهرات فردا؛ تعطیلی بازار یک شکست و آغاز ریزش است

وبلاگ هموطن برخیز در تهران

با تماسهای پی در پی که با چند دوست بازاری به خصوص در بازار زرگرها داشتم الان خبر رسید که هیئت موتلفه بازار در جواب نامه هیئت امنای بازار مبنی بر تعطیلی بازار زرگران در روز چهارشنبه این تعطیلی را مردود دانسته و اعلام کرده این تعطیلی به مثابه عقب نشینی و آغاز ریزش وحدت بازاریان و نشان دادن چراغ سبز به ضد انقلاب است که تبعات آن به کل بازار سرایت میکند و منجر به شکست است و از این صنف درخواست کرده که پایدار تر و استوارتر از روزهای دیگر روز چهارشنبه در محل کار خود حضور داشته باشند تا با اینکار خود یکبار دیگر به دشمنان نشان دهند که این خیالات که بازار ارکان انقلاب را فراموش کند و به صف ضد انقلاب بپیوندد یک واهمه و خیال باطل است و به صورت شفاهی گوشزد شده که با تعطیل کردن مغازه ها برخورد میشود . متن کامل این نامه را بزودی منتشر میکنیم .

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Aug 2009 و ساعت 12:38 |
Balatarin

 

فیلم؛ برخورد مربیان روسی بسیج و سپاه با بازداشت شدگان

فعالان حقوق بشر در روسیه به یک فیلم ویدئويی دست یافتند که در آن ماموران روسی (مربیان بسیج و سپاه) بازداشت شدگان را در یکی از بازداشتگاهای پلیس روسیه بطرز وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار می دهند.

http://www.youtube.com/watch?v=ZBQec92uSac

22:18 » 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Aug 2009 و ساعت 12:36 |
Balatarin
دروغ در 30/20 : 645 ترانه موسوی و 16 نفر سید علی خامنه ای هم نام وجود دارد!

irancrash.blogfa : شاید جریان ترانه موسوی را شنیده باشید ، فقط جهت اطلاع باید بگویم شنیده ها حاکی است که ترانه موسوی دختری است که  از سوی کودتاچیان دستگیر شد و مورد تجاوز فجیع جنسی  قرار گرفت  به گونه ای که پزشکی قانونی خبر از پارگی رحم و مقعد او داده بود . حتی گفته می شود جنازه اش را سوزانده اند! خب اگر این امر حقیقت داشته باشد چگونه چنین شخصی شناسایی می شود مگر ما بانک DNA  داریم یا به قول معروف آنقدر پیشرفته هستیم که چنین جنازه هایی را شناسایی کنیم ، هیچ می دانید 1600 جنازه در سراسر کشوردر پزشکی های قانونی وجود دارد که اتفاقا چهر هایشان کاملا مشخص است اما هنوز تشخیص هویت نشده اند ، آمار پزشکی قانونی کشور این را می گوید!!

از طرفی  هیچ بعید نیست این شخص ترانه موسوی نبوده باشد و کودتاچیان برای رد گم کردن اسم ترانه موسوی را  توسط عوامل نفوذی خود در اینترنت منتشر کرده باشند ، اما برای تنویر افکار عمومی  و در پی نشر اکاذیب از سوی برنامه دروغ پرداز 30/20 که از شبکه دو پخش شد ، آنها گفتند در تهران فقط 3 نفر ترانه موسوی دارند ، که دو تای آنها در حال حاضر در خارج کشور هستند  و یکی شان هم 40 ساله است ! و به خانه شخصی رفتند که با یک نفر به نام ترانه موسوی در کانادا صحبت کرد و گفت که من زنده ام ! البته شاید یکی  شان را زنده گذاشته باشند!!  آن خانواده دروغگو گفتند که این عکس متعلق به ترانه موسوی خواهر من است!

 به کمک یکی از دوستان که نخواست نامش فاش شود ،آمار کاملی از اشخاصی به نام ترانه موسوی که ساکن تهران هستند به دست آمد ، در این آمار 645 ترانه موسوی در سراسر کشور وجود دارد که 114 نفر آنها ساکن تهران هستند !  که 30/20 فقط به 3 نفر آنها اشاره کرد ، شاید  آمار کشته شده ها هم این طور سر هم بندی شده و آمار 24 میلیونی رئیس جمهور محبوب !! جالب است بدانید که در این آمار ۱۶ نفر با نام سید علی خامنه ای در سراسر کشور شناسایی شده است ! هم نام بودن چیز زیاد عجیبی نیست!به هر حال کسی که هاله نور را تکذیب کرده در حالی که فیلم و بلوتوسش دست به دست در کوره دهات ها هم می چرخد، برایش دیگر دروغ گفتن کار زیاد سختی نیست ، کسی که یک بار دروغ بگوید 24 میلیون بار هم می تواند دروغ بگوید!!

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Aug 2009 و ساعت 12:32 |
Balatarin

حسین کروبی: «در کهریزک سوار زندانی می‌شدند»

 

هاشمی رفسنجانی در واکنش به نامه مهدی کروبی برای پیگیری اخبار تعدی و تجاوز به زندانیان، موضوع را به آقای شاهرودی ارجاع داده است. پسر آقای کروبی می‌گوید قصد پدرش از ارسال نامه به رفسنجانی، انتقال آن به آقای خامنه‌ای بود.

 

علی لاریجانی، رییس مجلس نیز روز دوشنبه خواستار بررسی صحت و سقم نامه آقای کروبی شد و از فعالیت‌های کمیته تحقیق مجلس پیرامون بازداشتگاه‌ها گفت. مصاحبه با حسین کروبی:


دویچه‌وله: چه اطلاعاتی به آقای کروبی رسید  که تصمیم به نوشتن نامه گرفتند؟

حسین کروبی: الان پدرم در مسافرت است و این‌ را که چه کسانی اطلاعات را به وی دادند، من نمی‌دانم. البته من از ریز نامه خبر داشتم اما این که چه کسانی با پدرم صحبت کردند نمی‌دانم. مسلم است که اتفاقاتی در کهریزک رخ داده و ایشان می‌خواهد بداند که این ها حقیقت دارند یا نه. من فکر می‌کنم از حمله مغول به بعد در جامعه ما چنین چیزی نبوده. پدرم می‌خواهد مسئولان اگر چنین چیزی هست، به آن رسیدگی کنند و اگر نیست، بیایند دفاع کنند.

چرا آقای کروبی به آقای رفسنجانی نامه نوشتند؟

خوب آقای رفسنجانی رییس خبرگان است و به یک معنا نهادهایی که زیر نظر رهبری هستند، مثل خبرگان می‌تواند در این زمینه تحقیق و بررسی کند. البته به نظر من تا کنون خبرگان از خیلی کارها غافل بوده. پدرم فکر کردند که ارتباط خوب و دوستی آقای رفسنجانی با آقای خامنه‌ای می‌تواند به روشن شدن موضوع کمک کند.

شما نامه را به دفتر رفسنجانی دادید؟

نه. پدرم دو روز پس از فرستادن نامه، جریان را به من گفت.

از واکنش‌ها اطلاعی ندارید؟

آقای لاریجانی واکنش خوبی نشان داده که بروند بررسی کنند. ظاهرا همه به صرافت افتاده‌اند که پی قضیه را بگیرند.

منظورم واکنش آقای رفسنجانی بود که ظاهرا سکوت کرده‌اند.

اقای رفسنجانی نامه‌ای داده‌اند که من متعجب شدم. ایشان نوشته که آقای شاهرودی در همین چند روز باقیمانده کار خود بعنوان رییس قوه قضاییه، این موضوع را بررسی کند. در حالی‌که قصد پدرم این بود که آقای رفسنجانی موضوع را با آقای خامنه‌ای در میان بگذارد وگرنه خودش هم می‌توانست به شاهرودی نامه بنویسد.

با توجه به حساسیت شدید افکار عمومی به موضوع تجاوز در زندان، پژواک انتشار این نامه در اعتماد ملی چه بود؟

هنوز از انعکاس انتشار آن در اعتماد ملی خبری ندارم اما در سایت‌های ایرانی و خارجی، تقریبا همه این را منتشر کرده‌اند. سایت‌های داخلی البته موضوع تجاوز جنسی را از نامه حذف کرده‌اند. تلویزیون‌های خارجی هم پوشش خوبی داده‌اند.

آقای کروبی گفته‌اند خودشان شخصا حاضرند  مسئولیت تحقیق در باره این قضایا را عهده بگیرند. به چه ترتیب؟

پدرم به من گفت که البته این شان من نیست، ولی برای حفظ حقوق مردم حاضرم این کار را بکنم و نتیجه را به مردم و مسئولان بگویم. ایشان در صدد نیست که تنها موضوع را به سران حکومت بگوید. می‌خواهد مردم را هم در جریان قرار دهد.

چه مورد مشخصی ایشان شنید که خیلی منقلب شد؟

ایشان مرتب با خانواده‌های زندانیان ملاقات دارد. من نفهمیدم آنشب که این خبر را شنیده بود، کدام خانواده پیش او بوده اما مادرم گفت آقاجانت خوابش نبرد.

به خود شما شخصا کسی مراجعه نکرده که چیزی از زندان بگوید؟

چرا خیلی زیاد. اخبار بدی از کهریزک شنیدم. ولی اجازه بدهید چیزی نگویم.

خوب سربسته هم که شده بگویید چه شنیده‌اید؟

می‌گفتند حشرات موذی در سلول بودند و آنجا را مدام سم‌پاشی می‌کردند.  گاز اشک آور توی خود سوله زده‌اند. آنها را روی هم پرت می‌کرده‌اند. از مسائل جنسی هم گفتند. می‌گفتند با ما هر جور اذیتی توانستند، انجام دادند و خیلی کتک زدند. می‌گفتند  ما را دولا می‌کردند و می‌گفتند شما خر هستید و یک آدم گنده‌ای سوار ما می‌شد و با کابل به پشت ما می‌زد که راه بروید.

مهیندخت مصباح
تحریریه: عباس جلالی

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Aug 2009 و ساعت 3:47 |
Balatarin
سهیل یادگاری
سهیل یادگاری فعال سیاسی اهل شهر قزوین روز شنبه 17 مرداد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلوم منتقل شده است.وی از فعالین دانشجویی سابق دانشگاه بین المللی قزوین می باشد که در زمان انتخابات نیز در ستاد موسوی در قزوین فعالیت می کرده است.نامبرده صاحب یک انتشاراتی در قزوین نیز می باشد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Aug 2009 و ساعت 3:43 |
Balatarin
حكومت نظامي غير رسمي در تهران
حضور نيروهاي نظامي وافزايش آنها در تهران خبر از يك حكومت نظامي غير رسمي دارد بنا بر خبر دريافتي نظام از ترس اعتراضات گسترش يابنده مردم و جوانان آزاديخواه تهران گشتهاي بازرسي را براي ايجاد جو رعب ووحشت افزايش داده است.
ايستگاههاي بازرسي با نگاه داشتن ماشين هاي مردم به شدت آنها را كنترل و بازرسي و با آنها برخوردميكنند.توجيه نيروهاي سركوبگر انتظامي براي اين برخوردها اجراي طرح انضباط اجتماعي و همچنين سخت گيري براي طرح ترافيك تهران است!
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Aug 2009 و ساعت 3:42 |
Balatarin
سایت حامی احمدی نژاد: مدرک لاریجانی تقلبی است

هم ميهن  : بالاگرفتن اختلاف نظر میان مجلس و احمدی نژاد در آستانه معرفی کابینه، سبب شده که حامیان دولت جبهه تازه ای به روی علی لاریجانی بگشایند.
در همین رابطه، سایت رجانیوز که از سوی نزدیکان دولت اداره می شود در خبری شگفت انگیز، از غیرقانونی بودن مدرک دکترای رییس مجلس هشتم و تهیه گزارش هایی درباره «چگونگی اخذ مدرک دکترای علی لاريجانی» و تسلیم آن به تعدادی از نمايندگان مجلس خبر داده است.
رجانيوز، به نقل از «يکی از نمايندگان بررسی کننده سابقه تحصيلی دکتر لاريجانی» که البته نام او را فاش نکرده مدعی شد: با اشاره به گزارش دريافتی در اين خصوص اظهار داشت: آنچه که تا اين زمان برای ما روشن شده اين است که ايشان سال‌ها پيش از اخذ کامل مدرک دکترا، خود را دکتر معرفی می کرد و با اين عنوان، در برخی موقعيت‌های شغلی، فعاليت می‌کرد.
منبع ناشناس رجانیوز افزوده است: آقای لاريجانی مدرک دکترای خود را چند سال پس از آغاز مديريتش بر سازمان صدا و سيما اخذ کرد، اما وی پيش از آن، از جمله در انتخابات دوره چهارم مجلس که از حوزه انتخابيه شهرستان آمل کانديدا شده بود، از عنوان دکترا برای تبليغ خود استفاده کرد که البته رأی هم نياورد. همچنين، او در زمان اخذ رأی اعتماد از مجلس به‌عنوان وزير ارشاد نيز با عنوان دکتر معرفی شده بود، در حالی که در آن زمان فوق ليسانس داشت.
سایت حامی احمدی نژاد ادامه می دهد: چند سالی که از آغاز به کار ايشان به عنوان رييس سازمان صداوسيما گذشته بود، رئيس وقت مرکز پژوهش‌های مجلس به تهيه پايان نامه دکترای او با استفاده از منابع تحقيقاتی مرکز پژوهش‌ها کمک ويژه‌ای کرد و برخی اطلاعات جمع آوری شده از منابع علمی و اجرايی کشور که بايد برای تدوين قوانين استفاده می شد، در تهيه اين پايان نامه استفاده شد.
وی ادامه داد: پس از دفاع لاريجانی از پايان نامه‌اش، اساتيد مربوط به آن ايراد گرفته و پايان نامه را نپذيرفتند. ظاهراً اين اساتيد فشارهای زيادی را هم به علت رد کردن پايان نامه تحمل کرده بودند.
اين نماينده خاطرنشان کرد: بعد از اين ماجرا، پايان نامه مردودی لاريجانی به مرکز پژوهش های مجلس بازگردانده شد و اين بار علاوه بر اطلاعات موجود در اين مرکز، از اطلاعات و اسناد موجود در دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی هم استفاده شد تا اينکه بالاخره پايان نامه دکترای آقای علی لاريجانی پذيرفته شد.
يک نماينده ديگر مجلس نيز با اشاره به اظهارات اخير لاريجانی درباره اينکه عاقبت به خيری فقط با اطاعت از رهبری حاصل می شود، رفتار و مواضع وی پيش و پس از برگزاری انتخابات را مورد اشاره قرار داد و گفت: با اينکه افراد معمولی جامعه هم موضع رهبری را از فرمايشات ايشان به خصوص در سفرشان به استان کردستان درک کرده بودند، اما آقای لاريجانی مسير ديگری را رفت و هزينه زيادی به کشور و نظام تحميل کرد.
وی با اشاره به حمايت لاريجانی از موسوی، پيش از انتخابات يادآور شد: از جلسات انتخاباتی وی و ترکيب اعضای اين جلسات که بگذريم، کاری که ايشان بعد از ظهر روز اخذ رأی کرد و تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن رياست جمهوری‌اش تبريک گفت، قابل گذشت نيست، زيرا او از جايگاه رييس يک قوه و به عنوان کسی که قاعدتاً به اطلاعات و اخبار دست اول و محرمانه دسترسی دارد، وقتی به موسوی آن هم قبل از پايان زمان رأی گيری تبريک گفت، در واقع او را دچار توهم و تشويق کرد تا مواضع فتنه انگيز و تحريک کننده بعدی را هم داشته باشد که اين رفتارها باعث سلب امنيت و آسايش مردم و وارد شدن خسارات زيادی به کشور و اقتدار و حيثيت نظام شد. آيا نشست و برخاست های انتخاباتی آقای لاريجانی با کسانی که با نظام دچار تعارض و تضاد شده بودند و تشويق او به فتنه انگيزی موسوی و آشوب های خيابانی، نشانه اطاعت از رهبری است؟
اين نماينده افزود: ما به خاطر بعضی مصالح درباره رفتار انتخاباتی آقای لاريجانی و جلسات و محتوای مذاکرات و مواضع علنی متناقض او سکوت کرديم، اما ای کاش وی برای چگونگی تشکيل دولت دهم تعيين تکليف نکند.
به نظر می رسد حمله سایت حامی احمدی نژاد به لاریجانی .پیش کشیدن چگونگی اخذ مدرک او، با افزایش چالش میان اصولگرایان مجلس و محمود احمدی نژاد در مورد ترکیب کابینه مرتبط باشد.
لازم به یاد آوری است افشای جعل مدرک تحصیلی از سوی عوضعلی کردان، وزیر کشور محمود احمدی نژاد که در نهایت به عزل او توسط مجلس منجر شد. گفته می شود کردان در کابینه تازه احمدی نژاد نیز دارای سمت بالا خواهد بود.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Aug 2009 و ساعت 3:36 |
Balatarin
مسئولینی که سابقه اسارت دارید، آیا بعثی ها در عراق به شما تجاوز کردند؟

stubborndreamer.wordpress : آن روزی که خاتمی با زنی دست داد طلبه های قم کفن بر تن به خیابان آمدند اما امروز که دختران و پسران شیعه در زندان مورد تجاوز قرار گرفتند اینان به فکر غسل جنابت هستند.

 نامه کروبی خطاب به هاشمی را همه ما خواندیم و بر خود لرزیدیم. قبل تر هم خبرهایی شنیده بودیم اما مدام به خودمان دروغ میگفتیم که حقیقت ندارد.

 از قبول حقیقتی به این دردناکی واهمه داشتیم. مولایمان علی وقتی شنید خلخالی را از پای زنی یهودی باز کردند در مسجد فریاد زد اگر مرد مسلمانی از این درد بمیرد حق دارد. نام زیبای مولایمان را برداشتند و بر حکومت خود گذاشته اید و در این هنگام به پیروان همان مولا تجاوز میکنند.


روی سخنم با برادران رزمنده ای است که در جنگ بودند و در جنگ اسیر شدند.آیا در هنگامی که در زندان های

 عراق در اختیار بعثی ها بودید مورد تجاوز قرار گرفتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 بعد از انکه اسیر شدید شکنجه شدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 اری میدانم که شدید.

 بار ها از زبان خودتان شنیدم و بار ها به احترام شما ایستادم و همیشه برای زحمتی که کشیدید بر دستانتان بوسه میزنم.

 از تو خواهشی دارم برادر رزمنده میخواهم پیامم را به با غیرت ترین و ناموس پرست ترین شهدای جنگ برسانی و بگوی که از بعثی ها بدتر  بر ایران حکومت میکنند.

میخواهم به او بگویی که به فرزندان این خاک تجاوز میکنند و انان کسی نیستند مگر افرادی که سنگ خون آن شهیدان را به سینه میزنند.

میخواهم به شهیدان پیغام دهی  کاش بعثی ها به تهران رسیده بودند و ان هنگام وقتی چنین خبری را میشنیدم تکلیف خودرا بهتر میدانستیم.


ناموس مردم را دزدیدند و شکنجه کردند و تجاوز کردند و کشتند و در اخر جنازه اش را سوزاندند. روی بعثی ها سفید شد.


از تمام مسئولین نظام که سابقه اسارت دارند میپرسم:آیا در اسارت بعثی ها به شما تجاوز کردند

 که اینک با مردم کشور خود چنین میکنید؟


از اقای حداد عادل خواهش میکنم :  شعری از مولوی به همراه شعری از خود در وصف

 حال رهبر و انقلاب و شهدا را برای ما بفرستند تا ضمیمه این نوشته کنیم.

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Aug 2009 و ساعت 14:16 |
Balatarin

تجمع اعتراضی خانواده ها؛ خامنه ای پست جنایتکار

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده ،خانواده های دستگیر شدگان قیام مردم ایران صبح امروز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین دست به تجمع اعتراضی زدند و خواستار اطلاع یافتن وآزادی عزیزانشان شدند.
روز دوشنبه 19 مرداد ماه بيش از 100 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند.عده اي از خانواده ها منتظر تاييد نام عزيزشان توسط دادگاه انقلاب بودند تا مطمئن شوند عزيزشان در بين بازداشت شده هاست. اگرچه بعد از تاييد دادگاه انقلاب نگراني از وضعيت سلامتي عزيزانشان و اينكه آيا آنها را زنده تحويل مي گيرند همچنان وجود دارد.عده اي نيز منتظر اعلام اسامي افرادي بودند كه قرار كفالت و وثيقه براي آنها تعيين شده.
اما در بين اين خانواده ها هنوز پدران و مادراني نگران به چشم مي خورند كه در اين مدت 2 ماه هيچ گونه خبري از وضعيت فرزندانشان ندارند و نمي دانند آيا زنده هستند يا نه .پدري 62 ساله با گريه مي گفت از 30 خرداد هيچ گونه اطلاعي از پسر27 ساله خود ندارد و در اين مدت به زندان اوين ، دادگاه انقلاب ،‌پزشكي قانوني ،‌مراجعه كرده اما هيچ گونه خبري ازپسرش بدست نياورده و مسئولين دادگاه انقلاب و زندان اوين و قوه قضاييه در اين مدت هيچ گونه رسيدگي نكرده اند. اين پدر در حاليكه به شدت نگران وضعيت فرزندش بود در بين صحبت هايش خامنه اي را نفرين مي كرد و دائم او را لعنت مي كرد مي گفت خامنه اي جنايتكار پستي است كه دستور قتل آنها را صادر كرده مطمئنم پسرم را سالم و زنده تحويل نمي گيرم اما اين خامنه اي اينقدر پست است كه حتي اجازه تحويل جنازه ها را نمي دهد. اكثر خانوادها كه صحبت اين پدر 62 ساله را مي شنيدند همراه با او خامنه اي و احمدي نژاد را نفرين مي كردند و در جنايتكار بودن خامنه اي ترديدي نداشتند.
در مقابل زندان اوين نيز حدود 60 نفر از خانواده ها در گرما به انتظار تاييد اسامي عزيزانشان و ملاقات با آنها ايستاده بودند.اما همانند روزهاي قبل نه تنها كسي جوابگوي آنها نیست بلكه مامورین در مقابل زندان اوين آنها را تهديد مي كردند كه اگر بيشتر بايستند آنها نيز بازداشت مي شوند. خانواده ها در مقابل آنها مي ايستادند و مي گفتند فرزندانمان را كه گرفته ايد ما را هم بگيريد شما كه از گرفتن مردم ابايي نداريد.
از طرفی دیگر هر روز بر لیست اسامی دستگیر شدگان افزوده می شود ولی رژیم برای مخفی نگه داشتن و تحت فشار قرار دادن خانواده ها و شکنجه کردن زندانیان بی دفاع از انتشار آمار دستگیر شدگان و اسامی آنها خوداری می کنند. در زیر اسامی تعدادی از دستگیر شدگان اخیر جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم منتشر می گردد.

1- محمد ميرزايي 26 ساله شغل ازاد چهارشنبه 14 مرداد در حوالي بهارستان بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
2- احمدرضا كابلي37 ساله شغل ازاد و متاهل چهارشنبه 14 مرداد در خيابان سيروس بازداشت و به اوين منتقل شده
3- سينا مولايي 21 ساله ديپلم چهارشنبه 14 مرداد در حوالي بهارستان بازداشت و به كلانتري 160 منتقل و اكنون مكان نگهداري وي نامشخص
4- فرهاد آقاجاني 23 ساله دانشجوي حسابداري چهارشنبه 14 مرداد جلوي درب مترو سعدي بازداشت و به اوين منتقل شده
5- عليرضا كاشاني 25 ساله دانشجوي عمران چهارشنبه 14 مرداد در بهارستان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت و به كلانتري 160 و سپس به اوين منتقل شده
6- آرمان كياني 27 ساله چهارشنبه 14 مرداد حوالي بهارستان بازداشت و به اوين منتقل شده

7- كاظم معصومي 31 ساله تكنسين آزمايشگاه دوشنبه 12 مرداد در ولي عصر بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
8- هادي جمشيدي مباركه 26 ساله دوشنبه 12 مرداد در ونك بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
9- بهروز جليلوند 25 ساله فوق ديپلم عمران دوشنبه 12 مرداد در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
10- افشين صادقي 20 ساله دانشجوي علوم اجتماعي دوشنبه 12 مرداد در ونك بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

12- محمد حسين آذري 28 ساله ليسانس حقوق پنجشنبه 8 مرداد در هفت تير بازداشت و به كلانتري 148 منتقل و سپس به بند 240 اوين منتقل شده
13- امين حسيني هاشم آبادي 27 ساله فوق ليسانس حسابداري پنجشنبه 8 مرداد در تخت طاووس بازداشت و به اوين منتقل شده
14- پيمان احمدي 20 ساله دانشجو پنجشنبه 8 مرداد بازداشت و به اوين منتقل شده
15- حامد عباسي 29 ساله ليسانس زبان پنجشنبه 8 مرداد در وتخت طاووس بازداشت و به اوين منتقل شده
16- كيوان ابراهيم زاده 30 ساله ليسانس فيزيك پنجشنبه 8 مرداد حوالي مصلي توسط نيروهاي بسيج بازداشت و به اوين منتقل شده

17- مهدي سالكي پور جمعه 26 تير بازداشت و به اوين منتقل شده
18- امير ناظريان 22 ساله جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
19- امير عباس زاده 23 ساله ليسانس مديريت جمعه 26 خرداد در انقلاب مورد ضرب و شتم لباس شخصي ها قرار گرفته و بازداشت و به كلانتري 148 منتقل و سپس به اوين منتقل شده

20- منصور خورشيدي 28 ساله فوق ديپلم برق پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و به اوين منتقل شده
21- حسن غفاري 24 ساله ليسانس جامعه شناسي پنجشنبه 18 تير بازداشت و به اوين منتقل شده
22- يوسف كرمي 29 ساله شغل آزاد پنجشنه 18 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

23- كامران تقي پور 29 ساله ليسانس كامپيوتر پنجشنبه 18 تير در امير اباد بازداشت و به اوين منتقل شده

در پی بر ملا شدن جنایتهای هولناک ضد بشری در اردوگاه مرگ کهریزک و افشای نام مجریان این جنایت که در راس آن احمدرضا رادان و با دستورات قضائی سعید مرتضوی جنایتکار علیه بشریت به این نقاط انتقال داده می شدند و زندانیان بی دفاع در زیر شکنجه های ضد بشری به قتل می رسیدند. هر دو ارگان انتظامی و قضائی زیر نظر ولی فقیه رژیم علی خامنه ای عمل می کند .پس از افشا شدن جنایاتهای هولناک، خامنه ای شتاب زده شخصا دستور بستن آن را تحت عنوان غیر استاندارد بودن داد تا آثار جرم محو و دامنگیر آنها نشود. دستگاه تبلیغاتی رژیم از چند روز پیش از دادستان کل کشور تا ارکانهای دیگر سعی در فریب افکار عمومی دارند و قصد دارد این جنایت را در حد احمدی مقدم و زندان کهریزک حفظ کنند. در حالی که جنایتهای ضد بشری محدود به اردوگاه مرگ کهریزک نمی شود. جنایتها که بطور سیستماتیک و مستمر در بند 209 ،240، 241 زیر زمین بند 7 زندان اوین ، زیر زمین وزارت کشور، زندان گوهردشت کرج،آگاهی شاپور تهران که اعمال ضد بشری در آنجا بدون ذره ای وقفه ادامه دارد،کلانتری 148،بازداشتگاه اطلاعات سپاه پاسداران، ستاد پیگیری وزارت اطلاعات ،زندان قزل حصار ،بند الف –ط اصفهان و صدها محل دیگر که در کشور بدون لحظه ای وقفه شکنجه و قتل ادامه دارد.برای روشن شدن حقایق، لازم است که یک هیئت تحقیق بین المللی جهت تحقیق و بررسی جنایتهای انجام شده و مشخص کردن آمرین و عاملین آن تشکیل و اعزام شود.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،جنایتهای ضد بشری مانند قتل زیر شکنجه های وحشیانه،شکنجه های سیستماتیک ،بی اطلاع نگه داشتن خانواده ها از وضعیت و شرایط عزیزانشان ، پرونده سازی دروغین ،گرفتن اعترافات تلویزیونی در زیر شکنجه و ادامه بازداشت زندانیان سیاسی را محکوم می کند ، از مراجع بین المللی برای رسیدگی به جنایتهای ضد بشری خواستار ارسال پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

19 مرداد 1388 برابر با 10 اگوست 2008

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Aug 2009 و ساعت 13:22 |
Balatarin

مدارک جعلی تحصیلی؛ وقتی جاعلان يكديگر را لو می دهند

بولتن نيوز : این روزها که احمد توکلی نماینده تهران در مجلس اقدام به افشاگری! و زیر سوال بردن مدارک تحصیلی خادمان مردم در دولت می کند؛ بررسی مدارج تحصیلی ایشان چندین علامت سوال را بوجود می آورد.

احمد توكلي نماينده مجلس شوراي اسلامي به شيوه‌اي نادر و شگفت‌انگيز به دريافت دكتراي اقتصاد نائل گرديده است و رازگشايي از ابعاد پرونده تحصیلی شگفت‌انگيز ایشان نشان مي دهد يكي از دلايل مدعي بودن توكلي در ماجراي مدرك تحصيلي وزير كشور سابق و دیگر اعضای کابینه نوعي فرار به جلو و پنهان كردن وضعيت تحصيلي خود در پس ادعاهايش بوده است.

بنابر اسناد موجود احمد توكلي كه قبلا با حضور نيم بند در طول پنج سال و نيم موفق شده بود مدرك ليسانس «دريافت» كند بدون گذراندن مقطع فوق ليسانس براي مدرك دكترا اقدام نموده است.

لازم به ذكر است به رغم آن كه اعزام دانشجو به خارج و اخذ بورسيه تحصيلي داراي ضوابط محكم و سخت‌گيرانه است، آقاي توكلي بدون سير مراحل قانوني با ادعاي توصيه مقامات و بدون شركت در كنكور به كشور انگلستان اعزام ‌مي‌شود، اين در حالي است كه مراحل اخذ پذيرش تحصيلي از دانشگاه‌هاي انگلستان يك سال پيش از دريافت ليسانس صورت مي‌پذيرد؟!

همچنين در فرم اطلاعات فردي اعزام، جاي نمره زبان كه از ضروريات شرايط بورسيه است به شكل معناداري خالي است كه در عرف وزارت علوم «نمره صفر» تلقي مي‌شود.

بنابراین گزارش، بورسيه اوليه و اصلي آقاي توكلي (به رقم غيرقانوني بودن) براي تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد در شته اقتصاد به مدت 15 ماه بوده است و جالب آنكه وي در طول اقامت در ناتينگهام ناگهان مدعي دريافت دكترا شده و بدون گذراندن سيرقانوني به دريافت اين مدرك اقدام مي‌نمايد. لذا باتوصيه و نامه پراكني و برخلاف كليه ضوابط زمان بورس را به 39 ماه افزايش مي‌دهد تا همچنان از ارز (پوند) ارزان دولتي بهره ببرد.

اگرچه اين مسئله يعني اخذ مدرك تحصيلي دكترا بدون گذراندن فوق ليسانس با اخطار وزارت علوم مواجه مي‌شود اما در نهايت با رايزني بسيار و پادرمياني برخي افراد ذي‌نفوذ و با تعهد كتبي توكلي مبني بر پذيرش ارزيابي نشدن مدرك، ممنوعيت عضويت در هيات علمي و «معادل» تلقي شدن مدرك دريافت شده و به حضور خود در شهر ناتينگهام ادامه مي‌دهد. اگرچه بعدها همين تعهد نيز به فراموشي سپرده مي‌شود و برخلاف قوانين وزارت علوم در هيات عملي دانشگاه‌هاي فردوسي مشهد و شهيد بهشتي تهران به عنوان استاد حضور مي يابد.

دامنه اين اقدامات غيرقانوني گسترده ابعاد ديگري هم دارد.

به عنوان مثال به رغم آنكه مدت زمان تحصيل قواعد مشخصي دارد آقاي توكلي با حضور گاه به گاه در كشور جهت فعاليت‌هاي حزبي و سياسي‌اش عملا فقط حدود يازده ماه را به حضور در انگليس اختصاص مي دهند. به عبارتي ايشان با طرفه‌العيني دو مقطع فوق‌ليسانس(!) و دكترا را با 11 ماه حضور پشت سر مي‌گذارند.

اين ماجرا البته حاشيه‌هاي ديگري نيز دارد به عنوان مثال آقاي توكلي در فرم اطلاعات شخصي مدعي دريافت فوق ليسانس از دانشگاه شهيد بهشتي تهران مي‌شوند و يا اينكه در حالي مقرر شده بود براي استفاده از مزاياي بورسيه ارزي مجردي دريافت كند در اندك زماني براي همه اعضاء خانواده ارز دولتي مي‌گيرد كه اين مسئله با تذكر شديد برخي مسئولان وزارت علوم و تلاش بي‌فايده براي جلوگيري از اين پرداخت غير قانوني با پيروزي توكلي و ناكامي برخي پرسنل متعهد وزارت علوم خاتمه مي‌يابد.

با خواندن پرونده آقاي توكلي كلكسيوني از اقدامات فراقانوني وي به چشم مي‌خورد:
1- اخذ بورسيه دكترا بدون داشتن ليسانس و فوق ليسانس
2- دريافت مدرك دكترا در 11 ماه
3- ادعاي توصيه از مقامات براي اعزام به خارج از كشور
4- دریافت ارز متاهلي به رغم عدم همراهي خانواده
5- بي‌توجهي به تعهدي كه با دست خط خود مبني بر عدم ادعاي مدرك دكترا داشته است.
6- عضويت در هيات علمي دانشگاه بر خلاف ضوايط وزارت علوم و...

گفتنی است، واقعيت اين است كه : اين حجم اقدامات غيرقانوني و رانت‌خواري‌هاي گسترده در حالي كه فرزندان مستعد كشور به سختي از امكان تحصيل در رشته‌هاي مورد نياز به علت ضوايط دست و پا گير بهره‌مند مي‌شوند، در تاريخ وزارت علوم بي‌سابقه مي‌نمايد.


+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Aug 2009 و ساعت 13:20 |
Balatarin

رييس اداره سياسی سپاه: موسوی، خاتمی،

 خوئينی‌ها و کروبی دستگير، محاکمه و مجازات

 شوند

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا)، به نقل از يدالله جوانی اعلام کرد: «اگرموسوی، خاتمی، خوئينی‌ها و کروبی از عوامل اصلی کودتای مخملی در ايران به شمار می‌آيند که اين گونه است، انتظار اين است که دستگاه قضايی و مسئولان اطلاعاتی امنيتی برای خاموش کردن آتش فتنه به سراغ اين عناصر اصلی رفته و آنان را دستگير، محاکمه و بر اساس قانون مجازات نمايد». از سوی دیگر، خبرگزاری کار ایران (ایلنا) به نقل از مصطفی درايتی، مشاور محمد خاتمی در امور روحانیت و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، این گونه سخنان را بردن ایران به سوی رادیکالیسم دانست. درايتی با اشاره به برگزاری دادگاه متهمان حوادث اخير و اعترافات شماری از آنها، گفت: «مردم تعابير خوبی نسبت به دادگاه‌های اخير ندارند و آن را مانند خيمه‌شب‌بازی می‌‌دانند و لذا برگزاری آنها هيچ نتيجه مثبتی ندارد». http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4553238,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Aug 2009 و ساعت 0:55 |
Balatarin

شیرین عبادی خواستار برگزاری

 انتخابات مجدد در ایران شد

خانم عبادی شمار کشته‌شدگان در جریان سرکوب خشونت آمیز معترضان به نتایج انتخابات را حداقل صد نفر برآورد می‌کند.

۱۳۸۸/۰۵/۱۸
برنده ایرانی جایزه صلح نوبل ار دولت جمهوری اسلامی خواست «به صدای مردم گوش داده» و همه کسانی را که در جریان رویدادهای اخیر بازداشت شده‌اند، آزاد کرده و انتخابات ریاست جمهوری را مجدداً و تحت نظارت سازمان ملل برگزار کند.

شیرین عبادی که به کره جنوبی سفر کرده است، روز یکشنبه در سئول به خبرگزاری «آسوشیتدپرس» گفته است: شماری از زندانیان زیر شکنجه ماموران انتظامی در زندان جان باخته‌اند و حتی در یک زندان، دولت به بازجویان اجازه شکنجه زندانیان را داده است.

وی در این باره توضیح بیشتری نداده است.

اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی روز یکشنبه اذعان کرد، شماری از بازداشت‌شدگان در جریان اعتراض‌های پس از انتخابات در بازداشتگاه کهریزک جان خود را از دست داده‌اند.

وی در عین حال با تکرار موضع اعلام شده در بیانیه نیروی انتظامی مبنی بر نقش نداشتن مسئولان ارشد این نیرو در وقایع این بازداشتگاه، علت مرگ چند نفر در بازداشتگاه کهریزک را ناشی از ضرب و شتم ندانست و از «شرایط زیستی و شیوع بیماری» به عنوان علت مرگ زندانی‌ها نام برد.

این در حالی است که حمیدرضا کاتوزیان، نماینده تهران و عضو کمیته حقیقت‌یاب رویدادهای پس از انتخابات، شخص اسماعیل احمدی‌ مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، را مسئول قتل‌های صورت گرفته در بازداشتگاه کهریزک معرفی کرده و خواستار بررسی این وقایع شده است.

شیرین عبادی با انتقاد از حکومت جمهوری اسلامی به خاطر بازداشت و «شکنجه» کسانی که در تظاهرات آرام شرکت کرده بودند، اظهار داشت:« خشونت دولتی باید فوراً متوقف شده و همه کسانی که پس از انتخابات بازداشت شده‌اند، باید آزاد شوند.»

این فعال حقوق بشر همچنین خواستار پرداخت خسارت از سوی دولت به خانواده‌های کشته‌شدگان و نیز برگزاری دوباره انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت سازمان ملل متحد در ایران شد.

خانم عبادی با اشاره به برگزاری مراسم تحلیف احمدی‌نژاد و ادامه اعتراض‌های مردمی از وی خواست «به صدای مردم ایران گوش دهد.»

« صد نفر کشته شده اند»

در جریان اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران که همچنان ادامه دارد، تاکنون بر اساس آمار‌های رسمی دست کم سی نفر جان خود را از دست داده‌اند. این درحالی است که گروه‌های طرفدار حقوق بشر و مخالفان شمار قربانیان را به مراتب بیشتر از این میزان می‌دانند.

خانم عبادی شمار کشته‌شدگان در جریان سرکوب خشونت آمیز معترضان به نتایج انتخابات را حداقل صد نفر برآورد می‌کند.

نخستین زن مسلمان برنده جایزه صلح نوبل همچنین خواستار پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران شد و اظهار داشت: ادامه این برنامه تنها به تشدید تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران منجر خواهد شد که بهای آن را عمدتاً مردم عادی خواهند پرداخت.

ایالات متحده آمریکا و سایر کشورهای غربی، ایران را متهم می‌کنند که در پوشش یک برنامه هسته‌ای صلح آمیز به دنبال تلاش برای تولید سلاح‌های اتمی است.

هر چند ایران این اتهام را رد می‌کند، اما تاکنون نتوانسته است آژانس بین المللی انرژی اتمی را نسبت به صلح آمیز بودن برنامه اتمی خود متقاعد سازد.

خانم عبادی روز شنبه به دعوت اتحادیه روزنامه نگاران آسیا که مقر آن در سئول است، به کره جنوبی سفر کرده است. وی همچنین قرار است در این کشور جایزه‌ای را به خاطر فعالیت‌هایش برای گسترش صلح دریافت کند. http://www.radiofarda.com/content/F11_Iran_Election_Protests_Ebadi_Interview/1795927.html
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Aug 2009 و ساعت 0:52 |
Balatarin

واشنگتن خواستار آزادی فوری سه

 آمریکایی در ايران شد

۱۳۸۸/۰۵/۱۸
مشاور امنيت ملی ايالات متحده آمریکا اعلام کرد، اين کشور با فرستادن «پيامی محکم» از جمهوری اسلامی خواسته است، هر چه زودتر سه کوهنورد آمريکايی بازداشت شده در مناطق مرزی با عراق را آزاد کند.

جيم جونز روز يکشنبه در اين باره به شبکه تلويزيونی «ان‌بی‌سی» آمريکا گفته است: «ما با فرستادن پيامی محکم (از جمهوری اسلامی) خواسته‌ايم که اين سه جوان و همين‌طور بقيه کسانی که در بازداشت آنها هستند، هر چه زودتر آزاد شوند.»

هر چند مشاور امنيت ملی آمريکا نگفت که منظور وی از «بقيه بازداشتی‌ها» چه کسانی هستند، اما وی پيشتر در سخنانش به وقايع و اعتراض‌های پس از انتخابات رياست جمهوری در ايران اشاره کرده بود.

به دنبال اعتراض‌ها نسبت به نتايج انتخابات در ايران شمار زيادی از فعالان سياسی و مطبوعاتی و نيز تظاهرکنندگان بازداشت شده‌اند و تاکنون چند کشور غربی و همين طور اتحاديه اروپا خواستار آزادی زندانيان سياسی در ايران شده‌اند.

آقای جونز همچنين اعلام کرد، ايران روز يکشنبه تاييد کرده است که سه شهروند آمريکايی را بازداشت کرده است.

مشاور امنيت ملی دولت آمريکا اظهار داشت: اين سه نفر بی‌گناه هستند و ايالات متحده خواستار آن است که آنها هر چه زودتر نزد خانواده‌های خود بازگردند.

دو مرد و يک زن آمريکايی که گفته می‌شود، حدود ده روز پيش در جريان کوهنوردی به طور اشتباهی از طریق مرز کردستان عراق وارد خاک ايران شده بودند، توسط مرزبانان جمهوری اسلامی بازداشت شده‌اند.

به دنبال انتشار گزارش‌ مربوط به بازداشت اين سه تن، هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا نيز هفته گذشته با ابراز نگرانی از سرنوشت اين سه شهروند آمريکايی خواستار آن شده بود که دولت ايران درباره محل نگهداری آنها اطلاع رسانی کرده و بی‌درنگ آنها را آزاد کند.

همچنين هوشيار زيباری، وزير امور خارجه عراق، هم در ديدار روز پنجشنبه خود با سفير ايران از وی در باره وضعيت آمريکايی‌های بازداشت شده توضيح خواسته است.

نخستين بار شبکه تلويزيونی عرب زبان «العالم»، وابسته به راديو و تلويزيون دولتی ايران، به نقل از «منابع مطلع» در وزارت کشور ايران خبر داده بود که سه کوهنورد آمريکايی به اتهام عبور غير قانونی از مرز کردستان عراق و ورود به خاک ايران روز جمعه هفته گذشته از سوی ماموران امنيتی بازداشت شده‌اند.

حکومت خودمختار کردستان عراق می گويد، اين سه کوهنورد آمريکايی روز سه شنبه هفته گذشته در مسير ترکيه از مرز زاخو وارد خاک عراق شده و سپس به شهر سليمانيه در کردستان عراق رفته بودند.

بر اساس اعلام حکومت خودمختار کردستان عراق، سه کوهنورد آمريکايی در مسير گردش خود گم شدند و در مرز توسط نيروهای ايرانی بازداشت شدند.

يک مقام امنيتی کردستان عراق گفته است، اين افراد به فاصله کوتاهی قبل از دستگيری با نفر چهارم گروه خود تماس گرفته و خبر داده اند که اشتباهی وارد خاک ايران شده و اکنون از سوی نيروهای ايران محاصره شده اند.

از سوی ديگر سفارت سوئيس در تهران به عنوان حافظ منافع ايالات متحده در ايران نيز رسماً از جمهوری اسلامی خواسته است، امکان ديدار ديپلمات‌‌های سويسی را با سه آمريکايی بازداشت شده در ايران فراهم آورد. http://www.radiofarda.com/content/F11_Iran_USA_Citizens_Iraq_Release/1795870.html
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Aug 2009 و ساعت 0:52 |
Balatarin
مادر علیرضا داوودی :  شکنجه های روحی به حدی بوده است که او  هر شب کابوس‌ داشت؛ آثار شکنجه و سوختگی با سیگار به روی دستان پسرم تا زمان مرگ بوضوح مشخص بود

کميته گزارشگران حقوق بشر : علیرضا داوودی طی فعالیت در دانشگاه از تحصیل محروم شده و در 24 بهمن ماه 87 همزمان با بازداشت محمد پورعبدالله در تهران، در شهر شاهین شهر اصفهان بازداشت گردید. وی در تاریخ 5 اردیبهشت 88 با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد و در تاریخ 7 مرداد 88 در سن 26 سالگی در بیمارستان درگذشت.

مرگ وی با حرف و حدیث‌های بسیاری همراه بود وبسیاری مرگ وی را مشکوک اعلام نمودند. از این رو ازطرف کمیته گزارشگران حقوق بشر تصمیم بر آن شد تا ملاقات و گفتگویی با خانواده علیرضا داوودی در خصوص علل و جزئیات مرگ وی صورت پذیرد.

عصر روز شنبه 17 مرداد ماه اعضای کمیته گزارشگران با حضوردرمنزل زنده یاد علیرضا داوودی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اصفهان با خانواده وی دیدار نمودند.

در این دیدار نوید خانجانی از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر که آخرین مصاحبه علیرضا داوودی را پس از آزادی از زندان و پیش از مرگ تهیه نموده و عده‌ی دیگری از اعضای کمیته حضور داشتند.

علیرضا داوودی سخنگوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اصفهان، سردبیر نشریه دانشجویی راه خاکي در دانشگاه اصفهان، سخنران و سازمانده مراسم هشت مارس 86 در اصفهان، سخنران و سازمانده مراسم 13 آذر سال 86 در اصفهان، سخنران مراسم اول مه سال 87 در کامیاران ، فعال و سازماندهنده‌ی اعتراضات کارگری در اصفهان بود.
مادر علیرضا داوودی در این دیدار به آسیب های شدید روحی که در مدت زندان به پسرش وارد شده اشاره نمود و گفت شدت این شکنجه های روحی به حدی بوده است که علیرضا پس از آزادی از زندان ، هر شب کابوس‌های زیادی داشت؛ وعلیرضا هیچگاه از شکنجه‌های جسمی که در زندان شده بوده برایشان چیزی نگفته است اما آثار شکنجه و سوختگی با سیگار به روی دستان پسرم تا زمان مرگ بوضوح مشخص بود.

در ادامه پدر علیرضا داوودی به تشریح وضعیت جسمی و روحی علیرضا در دوران زندان و پس از آن پرداخت و تٱکید کرد: علیرضا پس از آزادی از زندان تا حدی از نظر روحی بهم ریخته بود که ما برای بستری کردن وی در بیمارستان اقدام نمودیم و در آغاز برای بستری شدنش به بیمارستان خورشید اصفهان مراجعه کردیم ولی به علت نداشتن تخت خالی حدود 2 هفته در خانه بستری بوده و پس از آن در تاریخ 17 تیر به بیمارستان منتقلش کردیم که دو روز در اورژانس بوده است و پس از آن به بخش روانشناسی بیمارستان خورشید منتقلش کردند. در مدت بستریش در بیمارستان دو مرتبه مرخصی 24 ساعته داشته است. همچنین تا قبل از فوت در سلامت کامل بوده و از لحاظ جسمی هیچ مشکلی نداشته است و از نظر روحی بهبود یافته بود و حتی در اواخر دوران بستری بودن علیرضا اصرار می‌کرد که دیگر نیازی به بستری بودن نیست و بی‌دلیل آنجاست.

در تاریخ 7 مرداد که خاله علیرضا با بیمارستان تماس می‌گیرد که با علیرضا صحبت نماید که به او می گویند که به پدرعلیرضا اطلاع دهند علیرضا سکته کرده است و برای انتقالش به بیمارستان الزهرا مراجعه کنند و در هنگام مراجعه دیگر شاهد آن بودیم که علیرضا فوت کرده است .

عامل مشکوکی قبل از مرگ علیرضا مشاهده کرده بودید؟

پدر علیرضا در پاسخ به این سوال می گوید که تمام موارد مشکوک به نظر می رسد مثلا اینکه در مورد سکته سریعا با خانواده تماس گرفته نشده است و همچنین رسیدگی در موارد دیگر هم کامل نبوده و به اصطلاح دلسوزانه نبوده است ولی نیاز به بررسی بیشتر است و پزشک قانونی با نمونه‌برداری گفته‌اند که یک ماه دیگر اطلاع داده می‌شود.

آیا اظهار نظری در مورد دلیل سکته از طرف بیمارستان اعلام شده است؟

تنها دکتر مسئول بیمارستان خورشید اعلام کرده است که امکان تداخل دارویی بوده است که از نظر خانواده ایشان این مطلب قانع کننده نبوده و بیمارستان باید جوابگو باشد که این مطلب به مشکوک بودن این مرگ می‌افزاید .

چه پیگیری هایی تا امروز از سوی شما در خصوص مرگ علیرضا انجام شده است؟

تنها پیگیری انجام شده تا امروز پزشک قانونی بوده است و در ادامه با وکیل نیزصحبت کرده‌ایم .

از شکنجه‌هایی که علیرضا در مدت بازداشت تحت آن‌ها قرار گرفته اطلاعی دارید؟

در هنگام بازداشت علیرضا، فرد مطلعی تمام جزئیات شکنجه بروی وی را اعلام کرده است. ولی بعد از آزادی علیرضا به ما گفت که به هیچ وجه شکنجه نشده است. اما اواخر درهنگام بیماری اعلام کرد که سه روز وی را آویزان کرده بودند. علیرضا بعدها می گفت که واقعا در زندان به علت فشار زیاد متوجه مطلب زیادی نشده و حتی صحبت های پدر و مادر خود را به یاد نمی‌آورده است .

علیرضا در فعالیت های انتخاباتی و درگیری های بعد از آن هم شرکت داشت؟

پدر علیرضا داوودی در این خصوص می‌گوید علیرضا در قبل ازانتخابات خیر فعالیتی نداشت ولی بعد از آن بله. در روز اول تظاهرات و اعتراضات از ستاد خبری وزارت اطلاعات با منزل تماس گرفته و علیرضا را احضار می کنند. وبا اصرار بنده علیرضا به ستاد خبری مراجعه کرده و با دادن تعهد آزاد می شود و به منزل بر می‌گردد. دو روز بعد از آن به تهران می رود و دو هفته در زمان اعتراضات در تهران بوده است.

تا امروز با فشار یا تهدید هم مواجه بوده‌اید؟

روز یکشنبه قبل از مراسم ختم در مسجد ، مسئول پرونده علیرضا با منزل تماس گرفته و به بنده گفت که عمل خاصی در این مراسم انجام نشود . و در ادامه گفته شده که باز هم با ایشان صحبت خواهد شد .

در پایان این دیدار اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر حاضر در جمع ضمن همدردی با خانواده علیرضا داوودی خواستار رسیدگی عادلانه مراجع ذی‌ربط به مرگ مشکوک وی و روشن شدن عوامل منجر به حادثه شدند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Aug 2009 و ساعت 0:49 |
Balatarin

کروبی خبر تجاوز جنسی به زندانیان را تائید کرد

یکی از خوانندگان: بازجويان غالبا کسانی را که در اعتراضات اخیر دستگیر می شوند متهم به جاسوسی و يا دشمنی با جمهوری اسلامی کرده و آنان را کافر خطاب میکنند. آنها هر زن و دختر زندانی و اسير در دست خود را جزو غنائم جنگی که در مبارزه با دشمن به چنگ آورده اند، تلقی می کنند و تجاوز به آنان را حق خود و مباح می دانند. تجاوز به‌ دختران و زنان زندانی در رژیم جمهوری اسلامی قدمتی به‌ عمر 30 سال حکومت زور و ستم و تجاوز دارد. زندانهای اوین، قزل حصار، گوهردشث، زندان سنندج و تمام زندانهای دیگر ایران در گذشته‌ شاهد تجاوز به‌ زنان زندانی بوده‌ است.
*****

گزارش سحام نیوز : مهدي كروبي از هاشمي‌رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان خواست با تشكيل يك هيات به برخي شايعات و نحوه برخوردها با بازداشت‌شدگان رسيدگي شود.
حسين كروبي فرزند او در اين‌باره گفت: پدرم اين نامه را حدود 10 روز پيش خطاب به آقاي هاشمي نگاشت و آن را براي ايشان به‌طور خصوصي ارسال كرد. ايشان تاكيد داشت آقاي هاشمي حتما به اين نامه پاسخ دهد و اقدام لازم را انجام دهد. متاسفانه آقاي هاشمي پاسخي به نامه ايشان نداد. پدرم تاكيد كرده بود اگر تا 10 روز پاسخي به نامه داده يا اقدامي صورت نگيرد، نامه را منتشر مي‌كند.
حسين كروبي درباره مسائل مطرح شده در نامه، گفت: اساسنامه، بر نگراني آقاي كروبي استوار است. ايشان نگران آنچه گروه‌هاي بيگانه و غربي درباره نحوه رفتار با بازداشت‌شدگان بيان مي‌كنند، هست. اين روزها بسياري از افرادي كه آزاد شده‌اند، به ديدار پدرم آمده و ماجراي رفتاري را كه ضابطان و ماموران با آنها داشتند، براي وي بيان كرده‌اند. آنها آنچه را ديده و شنيده به دقت گفته‌اند. طبيعتا نحوه رفتار برخي از ضابطان با بازداشت‌شدگان خصوصا زنان و دختران، در شأن جمهوري اسلامي و هيچ نظام ديگري نيست.
وي تاكيد كرد: آنچه در نامه آمده، نه‌تنها دغدغه و نگراني آقاي كروبي است، بلكه من فكر مي‌كنم هر كس كه اين شايعات را خصوصا درباره وضعيت زنان و اتفاقاتي كه درباره آنها در حال انجام است، مي‌شنود، نگران مي‌شود و علاقه‌مند است، اين لكه ننگ را اگر وجود دارد پاك كند. البته ما اميدوار هستيم تمام اين خبرها و شايعات تكذيب شود.
بنابرهمين گزارش متن كامل نامه مهدي كروبي به هاشمي رفسنجاني به اين شرح است:

حضور محترم آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني
رياست محترم مجلس خبرگان رهبري
با سلام و احترام

بعد از برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري، حوادث تلخي به وجود آمد كه به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوي جنابعالي، هم از سوي افراد، گروه‌ها و رسانه‌هاي مختلف به آن پرداخته شد.
از دستگيري‌هاي بي‌حساب و كتاب، از ضرب و شتم و وارد كردن جراحات تا شهادت فرزندان اين كشور، از حمله به خانه‌هاي مردم تا فاجعه خونين كوي دانشگاه و برخوردهاي خشن و وحشت‌انگيز حتي با خانم‌ها در سطح خيابان‌هاي شهر- كه تاكنون سابقه نداشته است- رخ داد كه بسيار قابل تامل و پيگيري است. آنچه در اين ميان مطرح است در خصوص برخي از رفتارهاي شناعت‌آميز است كه اگر به طور متواتر از افراد مختلف كه در روزهاي اخير آزاد شده‌اند، نشنيده بودم، باورشان حداقل براي من و شما كه در طول قريب به نيم قرن سردي و گرمي روزگار را چشيده‌ايم سخت بود.
از برخوردهاي خشن و بي‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد كردن، آنچنان كه بعد از گذشت قريب به 40 روز همچنان اوضاعشان غيرعادي است و عوارض آن روي بدنشان قابل مشاهده است.
هتاكي و ابراز دشنام و فحاشي ركيك به افراد و نثار نواميس بازداشت‌شدگان و مردمي كه براي نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهايي كه در فرهنگ ديني و اسلامي هيچ يك از گروه‌ها جايي ندارد و نشان‌دهنده آن است كه افرادي براي اين كار استخدام شده‌اند كه حتي با اصول بديهي اسلام آشنايي ندارند و البته شايعاتي نيز مطرح شده كه فعلا به آن نمي‌پردازم.
احتمالا همانطور كه مطلع هستيد در اين خصوص چندي پيش نامه‌اي خطاب به رياست محترم قوه قضائيه ارسال كردم و جمعه هفته جاري همين نكات را به وزير معزول اطلاعات يادآور شدم كه روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.
اما موضوعي را شنيده‌ام كه هنوز از آن بر خود مي‌لرزم. در دو روز اخير كه اين خبر را شنيده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو كه خود را براي خواب آماده مي‌كردم. به بسترم رفتم ولي خدا شاهد است كه بدون ذره‌اي مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد كه مجددا بلند شدم كمي قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب كمي آرامم كند، حتي نماز صبح را نيز خواندم و تا نزديكي‌هاي طلوع آفتاب خوابم نبرد.
افرادي اين مطالب را به من گفته‌اند كه داراي پست‌هاي حساس در اين كشور بوده‌اند. نيروهاي نام و نشان داري كه تعدادي از آنها نيز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. اين افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقي در زندان‌ها رخ داده است كه چنانچه حتي اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه‌اي است براي جمهوري اسلامي كه تاريخ درخشان و سپيد روحانيت تشيع را تبديل به ماجراي سياه و ننگين مي‌كند كه روي بسياري از حكومت‌هاي ديكتاتور از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد.
گمان نمي‌كنم زندانيان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب كه از افراد توده گرفته تا گروه‌هاي مسلح مبارز التقاطي تا اعضاي نهضت آزادي و موتلفه و حزب ملل اسلامي كه در زندان با هم زندگي كرده‌اند، ديده يا شنيده باشند.
اينجانب اين مطالب را براي شما مي‌نويسم و مصرانه مي‌خواهم روي اين قضيه اقدام و به صورتي كه صلاح مي‌دانيد با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مطرح فرماييد و با جديت پيگير شود تا روشن گردد اگر چنين اتفاقي نيفتاده كه ان‌شاءالله هم نيست و بعيد مي‌دانم باشد، اعلام شود، چرا كه در همين جامعه امروز و توسط خود بچه‌هاي بازداشتي در رسانه‌ها و سايت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نيست آيندگان چه قضاوتي با شاخ و برگ دادن آن خواهند كرد. همچنان كه جمهوري اسلامي و روحانيت مظلوم نيز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خداي ناكرده رخ داده باشد، سريع با عوامل آن در هر جايگاهي برخورد و اعلام شود تا در شرايط فعلي كه بازار شايعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان كه لازم است ترتيبي اتخاذ گردد تا اين اقدام از سوي هياتي عاليرتبه صورت گيرد تا افراد مورد بحث جرات بيان حقايق را داشته باشند چرا كه شنيده‌ام تهديد شده‌اند كه اگر مطلبي در اين خصوص بيان نمايند، نابود خواهند شد.
جناب آقاي هاشمي
اينجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و اين همه فداكاري‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الي الله، به‌رغم آنكه در شأن من نيز نمي‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاري‌ها و به‌رغم آنكه مي‌دانم به حيثيت اينجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسووليت تحقيق و بررسي جهت تعيين صحت و سقم اين حوادث و اخبار رسيده را بر عهده گيرم و تعهد شرعي مي‌نمايم بدون حب و بغض و با رعايت كمال انصاف به بررسي و ارائه گزارش بپردازم.
اما موضوع مطرح شده از اين قرار است:
عده‌اي از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده‌اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده‌اند به طوري‌كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده‌اند و در كنج خانه‌هاي خود خزيده‌اند.
با توجه به اهميت مساله انتظار است اين اقدام توسط هياتي بي‌غرض و شفاف از طرف رئيس مجلس خبرگان رهبري مورد بررسي و پيگيري تا حصول نتيجه قرار گيرد. تا درسي براي آيندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشي از اين دست ندهد تا آبروي نظام و امام و جمهوري‌اسلامي را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانيت را مخدوش نمايند. به عنوان آخرين مطلب نيز يادآور مي‌شوم از اين نامه دو نسخه تهيه گرديده كه يكي مهر و موم شده براي جنابعالي ارسال و ديگري نزد بنده قرار دارد.
با آرزوي توفيق
مهدي كروبي
7/5/1388

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Aug 2009 و ساعت 0:42 |
Balatarin

 

عکس؛ شعارنویسی: مرگ بر خامنه ای

پخش اعترافات اجباری بازداشت شدگان از تلویزیون رژیم

 
دادگاه نمایشی روز شنبه تهران

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Aug 2009 و ساعت 12:16 |
Balatarin

بیماری یک زن سیاسی کرد محکوم به اعدام

خبرگزاری دیدبان حقوق بشر کردستان: یک زن کرد بنام زینب جلالیان که به اتهام فعالیت سیاسی و ارتباط با احزاب کردی به اعدام محکوم شده است و از دوسال پیش در سلول انفرادی به سر میبرد هم اکنون بیمار است.

زینب جلالی از تاریخ دستگیری در بازداشت اداره اطلاعات کرمانشاه زندانی شده است .نامبرده از دو سال پیش به اتهام فعالیت سیاسی و ارتباط یا عضویت در یک گروه سیاسی کرد دستگیر شده است .

زینب جلالیان که اولین زن کرد سیاسی محکوم به اعدام در سالهای اخیر است هم اکنون در سلول انفرادی بسر میبرد و گزارشهای دریافتی حاکی ازآن است که نامبرده از نظر سلامتی و تندرستی وضعیت مناسبی ندارد و گفته میشود به شدت بیمار است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Aug 2009 و ساعت 12:15 |
Balatarin

آزار و اذیت دانشجوی دختر زندانی

خبرنامه امیرکبیر: با گذشت بیش از 170 روز از بازداشت موقت شبنم مددزاده، مسئولین شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران کماکان از تعیین وقت دقیق دادرسی سرباز می زنند.

در آخرین تماس تلفنی شبنم مددزاده وی از انواع جدید آزارهای فیزیکی به روش های مختلف خبر داد. مسئولین بند 209 زندان اوین با سهمیه بندی زمان استفاده از سرویس بهداشتی برای شبنم مددزاده وی را در شرایط وخیم جسمی قرار داده اند. مددزاده که از ناراحتی دستگاه گوارشی رنج می برد نسبت به این وضعیت معترض شده است که مسئولین جواب قانع کننده ای به وی نداده اند.

اگرچه بیش از 70 روز از پایان بازجویی های نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت و عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم می گذرد، اما مسئولین دادگاه بدون ارائه پاسخ و یا دلیل قانونی از صدور قرار وثیقه برای وی سر باز می زنند.

لازم به ذکر است که پیش از این در اردیبهشت ماه بازپرس ویژه ی 3 امنیت دادگاه انقلاب با صدور قرار کفالت 50 میلیون تومانی موافقت کرده بود که این امر با مخالفت شدید معاونت امنیت دادستان، قاضی حداد روبه رو شد.

شبنم مددزاده که در حال حاضر به مراقبت شدید پزشکی نیازمند است در وضعیت بد روحی و جسمانی در زندان به سر می برد.

شبنم مددزاده در روز یکم اسفندماه به شکل نامعلومی بازداشت شد. برادر وی، فرزاد مددزاده نیز که در همان روز جهت پیگیری وضعیت خواهرش به نهادهای امنیتی مراجعه کرده بود، بازداشت شد.


+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Aug 2009 و ساعت 12:14 |
Balatarin

در کره شمالی یکی  و در ایران چند "کیم جونگ ایل" وجود دارد

سایت حکومتی تابناک: تحلیلگران تلاش دارند به نوعی میان سفر بیل کلینتون، رئیس‌جمهور اسبق ایالات متحده به کره شمالی برای آزاد کردن دو روزنامه‌نگار آمریکایی و ماجرای دستگیری سه روزنامه‌نگار دیگر آمریکایی در مرز ایران و عراق توسط مرزبانان ایرانی، رابطه معناداری برقرار کنند.

پایگاه خبری آمریکایی «فیلادلفیا»، در تحلیلی نوشت: بیل کلینتون در اقدامی شخصی و انسان دوستانه به کره شمالی سفر کرده و از مقامات پیونگ یانگ خواسته است که روزنامه‌نگاران دربند آمریکایی در کره شمالی را آزاد کنند؛ سفری که به گفته سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز سفری خصوصی و انسان دوستانه بوده است.

این پایگاه خبری افزوده است: با توجه به سفر کلینتون به کره شمالی و دیدار وی با کیم جونگ ایل رهبر این کشور برای آزادی روزنامه‌نگاران زندانی و در همین حال بازداشت سه آمریکایی در ایران، این پرسش در محافل خبری مطرح شده که آیا ممکن است، بیل کلینتون چنین سفری به ایران هم داشته باشد؟

عبدالخالق عبدالله، استاد علوم سیاسی دانشگاه امارات، این مسأله را امر بعیدی دانسته و آن را به پیچیدگی صحنه سیاسی در ایران مرتبط می‌داند.

وی بر این باور است در کره شمالی، شخصی به نام «کیم جونگ ایل» هست که همه تصمیمات را گرفته و دستور اجرا می‌دهد و هم اوست که می‌تواند دستور آزادی روزنامه‌نگاران را بدهد، اما در ایران، صحنه سیاسی بسیار پیچیده و متنوع است و باید برای انجام چنین کاری با کل سیستم آن کشور وارد گفت‌وگو شد.

با در نظر گرفتن همه ملاحظات، به نظر نمی‌رسد مدلی که درباره آزادی خبرنگاران آمریکایی در کره شمالی پاسخ داده، درباره ایران نیز کاربرد داشته باشد، زیرا اصولا اگر در ایران اراده‌ای برای اجازه دادن به شخصی مانند کلینتون ایجاد شود، به نوعی موضوع عادی‌سازی روابط نیز کلید خواهد خورد، اما در اوضاع کنونی، چنین اراده‌ای در طرفین دیده نمی‌شود.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Aug 2009 و ساعت 12:13 |
Balatarin

نماینده حامی دولت: موسوی باید بازداشت و دادگاهی شود

سایت فرارو: نايب رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس با تاكيد بر اينكه دستگيري موسوي و حضور او در دادگاه خواست موكد نمايندگان مردم است، گفت: موسوي با دادن اطلاعيه‌ها بايد مسئوليت‌پذير باشد و پاسخگوي اقدامات خود باشد.

اسماعيل كوثري نايب رئيس كميسيون امنيت ملي با اشاره به برگزاري دومين دادگاه متهمان اغتشاشات اخير گفت: در هر كشوري و در هر حادثه و جرمي كه صورت مي‌گيرد اقدامات غيرقانوني توسط افراد خاص انجام مي‌شود كه افراد متهم بايد به دادگاه فرا خوانده شوند.

وي اظهار داشت: افرادي كه خود را در چارچوب قانون قرار نمي‌دهند و اقداماتي عليه اموال عمومي و امنيت ملي كشور انجام داده‌اند بايد در دادگاه حاضر شوند و علت تخلفات و غيرقانوني عمل كردن خود را بگويند.

كوثري با اشاره به شكاياتي كه از سوي مردم به دادستاني رسيده است، گفت: دادگاه براي رسيدگي به شكايات مردم و مدعي‌العموم كه دادستاني است، تشكيل شده است.

عضو كميسيون امنيت ملي تصريح كرد: بايد دادگاه تشكيل شود و اطلاع‌رساني به طور كامل و دقيق انجام شود تا همه مردم دقيق متوجه شوند و همه توجيه شوند كه چه اقدامات غيرقانوني صورت گرفته است.

كوثري مجددا در پايان تاكيد كرد: دستگيري موسوي و حضور او در دادگاه خواست موكد نمايندگان مردم است و بايد پاسخگوي اقدامات خود باشد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Aug 2009 و ساعت 12:10 |
Balatarin

مجلس رژیم کانتینر 18میلیارد دلاری را پیگیری نمیکند

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: با توجه به تکذیب موضوع خروج 5/18 میلیارد دلارسرمایه از کشور، از طرف وزارت اطلاعات، مجلس هم دلیلی برای پیگیری این موضوع نمی بیند.

ارسلان فتحی پوردر گفت و گو با «فردا» همانند سایر مسئولان رسمی کشور، خروج 5/18 میلیارد دلار از کشور را کذب محض دانست.

نماینده مردم کلیبر در مجلس، افزود: بر اساس نظر وزارت اطلاعات این موضوع کذب محض است و قابل اعتنا نیست.

فتحی پور در مورد پی گیری های احتمالی مجلس و کمیسیون اقتصادی مجلس در این خصوص هم تاکید کرد: از آنجا که وزارت اطلاعات موضوع را تکذیب کرده، مجلس دلیلی برای پی گیری نمی بیند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Aug 2009 و ساعت 12:9 |
Balatarin
حاشیه‌های دادگاه امروز :  همسر علی تاجرنیا بازداشت شد

 

پارلمان‌نیوز: در حاشیه دادگاه امروز فعالان سیاسی و بازداشت‌شدگان بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سه تن از اقوام علی تاجرنیا بازداشت شدند.
برخی مسئولان به خانواده علی تاجرنیا، نماینده مردم در مجلس ششم و از فعالان ستادمیرحسین مسوی گفته بودند برای آنکه او را ببینند می‌توانند در داگاه امروز حاضر شوند.
خانواده علی تاجرنیا از جمله همسر، برادر و همسر برادرش در حالی که اجازه ورود به دادگاه را نیافتند بیرون از دادگاه منتظر ایستاده بودند تا شاید بعد از دادگاه برای لحظاتی دکتر تاجرنیا را ملاقات کنند.
بعد از پایان دادگاه چند مامور لباس شخصی به سراغ زهرا میریونسی، همسر تاجرنیا آمدند و از او خواستند کارت شناسایی خود را ارائه دهد و تابعیت ایرانی یا خارجی بودن خود را اعلام کند، اما او به دلیل همراه نداشتن کارت شناسایی بازداشت شد، برادر و همسر برادر تاجرنیا به این اقدام اعتراض کردند که این اعتراض آنها نتیجه‌ای جز بازداشت شدن آنها در پی نداشت.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 15:7 |
Balatarin
عکس : مقایسه عکسی از هدایت الله آقایی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی قبل و بعد از دستگيری

مقایسه عکسی از هدایت الله آقایی از اعضای برجسته حزب کارگزاران سازندگی در بیدادگاه امروز و عکسی قبل از دستگیری!

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 15:6 |
Balatarin

افشای حساب‌ های ارزی رژیم در یک بانک آلمانی

رادیو آلمان: به گزارش هفته نامه اشپیگل که روز دوشنبه منتشر می‌شود، سازمان‌های دولتی ایران از سال ۲۰۰۵ میلادی به این سو حساب‌های ارزی مخفی به میزان چندین میلیارد یورو در بانک بی اچ اف در فرانکفورت گشوده‌اند. این بانک متعلق به یکی از قدیمی‌ترین‌ بانک‌های آلمان بنام سالامون اوپن‌هایم است که اکنون بخاطر بحران مالی جهانی با دشواری روبرو شده است. دویچه بانک، یکی از بزرگترین بانک‌های آلمان و جهان در روز‌های گذشته اعلام آمادگی کرد با تزریق پول این بانک را نجات دهد. خود این بانک قبلا زیر فشار دولت آمریکا معاملات‌اش با ایران را به شدت تنزل داده بود. اکنون دویچه بانک اعلام کرده که با افشای حساب‌های مخفی ایران در بانک بی اچ اف کمک مالی به بانک اوپن‌هایم را با دشواری سیاسی روبرو کرده است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 15:5 |
Balatarin

 

ویدئوکلیپ؛ سالروز قتل فريدون فرخزاد


Time for Freedom by Mozane

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 13:36 |
Balatarin

گزارشی تکاندهنده از جنایات رژیم در اردوگاه مرگ کهریزک

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

گزارشی تکان دهنده از جنایاتی که در اردوگاه مرگ کهریزک روی داده است

گزارشی که در زیر مطالعه خواهید کرد بخشی از جنایتهای که در چند سال اخیر بصورت روزانه علیه زندانیان بی دفاع در زندان کهریزک روا داشته می شد.
زندان کهریزک در جنوب تهران واقع شده است. گفته می شود قبل از این،این اردوگاه محل نگهداری اسرای عراقی بوده است.از سال 1385 جوانان و کسانی که در دادگاهها برای احقاق حقوق خود اعتراض می کردند به عنوان تنبیهی به آنجا فرستاده می شدند همچنین افرادی که دست به سرقت و یا با ارگانهای رژیم درگیر بودن و برای حذف آنها به اینجا فرستاده می شدند. اردوگاه کهریزک از بازداشتگاههای نیروی انتظامی و تحت نظارت مستقیم احمدرضا رادان رئیس پلیس تهران بوده رادان بطور مستمر با هلیکوپتر به آنجا در تردد بوده است.
زندان کهریزک یا اردوگاه مرگ به منظور ایجاد رعب و وحشت بخصوص در میان جوانان ایجاد شده است .طرحهای سرکوبگرانه که در تهران تحت عنواین مختلف که به زنان شریف وآزاده تحت عنوان بی حجابی و یا بد حجابی و جوانان میهن را تحت عنوان ارازل و اوباش (با عذرخواهی از زنان و جوانان عزیز که ناچاریم حرفهای آنها را تکرار کنیم) دستگیر و به این اردوگاه انتقال می دادند درآنجا تا به حال تعداد زیادی از آنها جان باختن و کسی از سرنوشت آنها خبردار نشد.
اردوگاه مرگ کهریزک تشکیل شده از سوله ای که سطح آن از سطح زمین پایین تر است و همچنین تعدادی کانتینر فلزی که همۀ آنها طوری درست شده است که قربانی خود را برای تحت فشارهای طاقت فرسا قرار دادن بکار برده می شد. یکی از سوله ها که بصورت مستطیلی شکل می باشد . آنرا قفس بندی کرده اند که مساحت هر قفس 30 متر مربع می باشد. همچنین کانتینرهای فلزی که برای شکنجه و حتی قتل بکار برده می شوند در این اردوگاه قرار دارند.
جانباختگان اردوگاه مرگ کهریزک:
آمار کسانی که در زیر شکنجه به قتل رسیده اند هنوز بطور قطع مشخص نیست. ولی آماری زندانیان که از این اردوگاه مرگ نجات یافته اندو بصورت سینه به سینه توسط زندانیان به هم نقل شده است بیش از 75 نفر تخمین زده می شود .البته این آماری است که زندانیان شاهد آن بودند . این آمار مربوط به قبل از قیام مردم ایران می باشد.
آمار جانباختگان قیام بین 15 تا 20 نفر تخمین زده می شود .این آمار توسط چندین زندانی مورد تایید قرار گرفته است و فقط مربوط به سوله و قفسهای آن می باشد. آمارکسانی که در کانتینرهای فلزی جان باخته اند هنوز نامشخص می باشد.اکثر کسانی که جانباخته اند در اثر ضربۀ مغزی می باشند که جنایتکاران علیه بشریت برای پنهان کردن جنایتهای خود سعی داشتند آنرا بیماری منژیت عنوان کنند.
شیوه های شکنجه:
در بدو ورود به زندان کهریزک تنولی از مامورین گارد زندان تشکیل داده میشد و زندانیان می بایست از این تنول عبور کنند هنگام عبور از این تنل بارانی از باتون،چماق ،کابل ،میله های آهنی بر سر،صورت و سایر نقاط بدن فرو می آیید که منجر به شکستن سر ،فک،بینی، دست و پای زندانی می شود.
زندانیان بی دفاع در قفسهای که در سوله درست شده است قرار داده می شوند. در هر قفس 40 الی 60 زندانی جای داده می شود زندانیان بخاطر کمبود جا اغلب بطور ایستاده هستند.زندانیان بصورت متنواب و در طی شبانه روز با یورشهای گارد زندان به قفسها ی آنها مواجه بودند. گاردها و شکنجه گران با کابل،میله های فلزی ،نبشی،شلاق آنها را مورد شکنجه قرار می دادند و این شیوه بصورت متناوب در طی شبانه روز تکرار می شد.گارد زندان و شکنجه گران علاوه بر شکنجه دستجمعی زندانیان بعضی از آنها را از قفسها خارج می کردند و به بصورت جداگانه مورد شکنجه قرار می دهند. اکثر کسانی که برای شکنجه برده می شوند در اثر شکنجه ها جان می باختند .شیوه های دیگر شکنجه که علیه زندانیان بی دفاع بکار برده می شود: تجاوز جنسی ،استعمال باتون و سایر شیوه های وحشیانه اذیت و آزار تجاوز جنسی،عریان کردن زندانی و ریختن آب سرد بر روی زندانی و باشلاق شکنجه کردن/در تابستان عریان کردن زندانی و وادار کردن او روی آسفالت سینه خیز رفتن کلاغ پر/ وادار کردن زندانیان بصورت جمعی برای هل دادن دیوارها و هر کدام از زندانیان دستش به دیوار نرسد با چماق، میله آهنی و کابل های بافته شده آماج ضربات آنها قرار می گیرد/جوجه کباب کردن از جلو که باعث له شدن ران می شود /جوجه کباب از عقب که با عث له شده بازو میشه/ ایجاد تپه ای بنان تپه سفید که از سنگ و لاخ می باشد و سنگها نوک تیز هستند در تابستان و زمستان زندانی را کامل عریان می کردند و با کابل و باتون به زندانی می زدند و او را وادار می کردند که چندین بار از این تپه بالا و پایین بروند که باعث خونریزی از کف پا و سایر جاهای بدن می شد ولی زندانی باید به بالا و پایین رفتن خود ادامه میداد./غلت خوردن زندانی روی آسفالت و زمین در زیر گرمای وسرمای زیاد/ بصورت چند نفره روی دستها و پاهای زندانی راه رفتن که منجر به شکسته شدن در چند نقطه می شد و موارد متعدد دیگر.
آمرین و عاملین شکنجه و کشتار:
احمدرضا رادان اوایل تاسیس این اردوگاه ابتدا هر پنجشنبه با هلی کوپتر همراه با معاونش عامریان (عامری)،حقی فرمانده گاردو کشمیری می آمدند و زندانیان بی دفاع را مورد شکنجه قرار میدادند.ولی این اواخر 3 بار در هفته با هلی کوپتر به اردوگاه مرگ سر می زدند.
بعد خود احمد رضا رادان که با لوله زندانی را مورد شکنجه قرار می دادو به او می گفت :صدای سگ در بیار ،صدای خر در بیار شما از سگ و خر کمتر هستید. در دنیا اول اینجا است زندانی که زندانی را آدم می کنیم بعد ابوغریب و گوانتانامو ه سپس زندانیان را وادار به هل دادن دیوار می کرد و هر کسی در صفی که دیوار را هل می دادند عقب می مونده با لوله می زدند تا بمیره تا بیفته، اونجا یک تپه ای درست کردند بنان تپه سفید که سنگ لاخ بوده در زمستون و تابستون با پای برهنه و بدن لخت زندانیان را می زدند که از این تپه برند بالا و بیایند پایین ،خود اون سنگ لاخ پا و دست و همه جاشون را زخمی می کرده
کومیجانی مسئول بازداشتگاه کهریزک3 روز در هفته دوشنبه،سه شنبه ،پنجشنبه را به عنوان روز وعدۀ غذائی کتک زدن زندانیان گذاشته بودند . 8 نفر هم به عنوان گاردی با اتومبیل می آمدند که صورتهای خودشون را نقاب می زدند و عینک دودی که زندانیان نتوانند آنها را بشناسند . فرمانده 8 نفر فردی بنان سرهنگ پاسدار عبدی بود آنها از ساعت 09:30 تا ساعت 11:30 زندانیان بی دفاع را مورد شکنجه جمعی قرار میدادند.
فرد دیگری بنام سروان پاسدار زندی معاون اردوگاه مرگ که در قتل تعداد زیادی از جوانان نقش داشت این فرد علاوه بر شکنجه وحشیانه معمولا وقتی که از کسی عصبانی باشد همیشه قفلی با خود دارد که به سر زندانی می کوبد که منجر به ضربه مغزی زندانی می شد.
افسر پاسدار ماکان از جمله افرادی است که علاوه بر شکنجه زندانیان بی دفاع خانوادهای زندانیان را هم مورد ضرب وشتتم و اهانت قرار می داد.
2 پاسداری که در شکنجه های وحشیانه خود که اکثرا منجر به قتل یا نقص عضو می شود به نام های سید موسوی و سید حسینی می باشند این دو فرد در آویزان کردن زندانیان و زدن ضربات کابل تا مرگ و بیهوشی در این زندان معروف هستند . وقتی که این 2 پاسدار سراغ آنها می آمدند همه میدانند که حکم قتل زندانی صادر شده است .
علی خامنه ای ولی فقیه روز سه شنبه 6 مرداد ماه دستور بسته شدن بازداشتگاه کهریزک را صادر کرد زیرا، بگفته وی در آنجا معیارهای لازم برای حفظ حقوق بازداشت شدگان وجود ندارد. این در حالی است که در این اردوگاه مرگ دهها نفر به قتل رسیدند و صدها نفر در اثر شکنجه دچار صدماتی شدند و تا پایان عمرشان اثرات جسمی و روحی آنرا با خود دارند.علی خامنه ای که افراد فوق مجری فرامین وی بوده از ترس به محاکمه کشاندن آنها و افشای نقش خود اقدام به بستن شتاب زده و از بین بردن آثار جرم نمود و افراد فوق را برای ادامۀ جنایت علیه بشریت به شکنجه گاههای دیگر منتقل کرده است.

وضعیت غذائی و آب نوشیدنی زندانیان:
زندانیان علاوه بر شکنجه های طاقت فرسا در کرسنگی مفرط قرار داده می شدند.نهار زندانیان ساعت 17:00 بعد ظهر داده می شود و جیره غذائی هر زندانی یک تکه نان به اندازه کف دست و یک سیب زمینی بود. شام آنها ساعت 12 شب بود اکثر زندانیان دچار سوءتغذیه شدید هستند. زندانیان از داشتن صبحانه محروم بودند. از زمان ورود زندانیان به این اردوگاه از خوردن چای محروم بودند.
وضعیت بهداشتی و درمان:
زندانیان از حداقل وسائل بهداشتی محروم بودند . آنها مدتها از رفتن به حمام محروم می شند و از این طریق سعی در تحقیر آنها داشتند. برای رفتن به دستشوئی از بدو خروج از سوله مورد ضرب وشتم قرار می گرفتن تا جائی که خط قرمزکشیده شده بود و دستشوئیها در آنجا قرار داشتند . تنل های از پاسداران باتون بدست که در هر دو طرف ایستاده بودند و آنها را مورد ضرب وجرح قرار می دهند.این ضرب وجرح در حین رفت و برگشت علیه زندانیان بی دفاع بکار برده می شد .
چیزی بنام درمان و دکتر وجود نداشت و از تمامی امکانات پزشکی محروم بودند.
ملاقات با خانواده ها:
اکثر زندانیان از داشتن ملاقات محروم بودند و خانواده های اندکی که موفق به گرفتن اجازه از قاضی می شدند و روزهای پنجشنبه برای ملاقات با عزیزانشان مراجعه می کردند. مورد بیشرم ترین رفتارها قرار می گرفتند. خانواده ها مورد اهانت و ضرب وشتم قرار می گرفتند و گاها آنها را برای ساعاتی بازداشت می کردند. وسائلی که خانواده برای عزیزانشان می آوردند مانند میوه یا اغذیه از دست آنها گرفته می شد و آنها را مورد اهانت قرار می دادند.زندانیان تقریبا امکان هیچگونه تماسی با خانواده های خود نداشتند.
فعالین حقوق بشر و دمرکراسی در ایران،جنایت های قرون وسطائی که در اردوگاه مرگ کهریزک توسط بالاترین مقامات انتظامی که مجریان دستورات علی خامنه ای ولی فقیه هستند را به عنوان یک جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار ارسال هیئت تحقیق برای بررسی جنایتهای که در این بازداشتگاه و سایر بازداشتگاهها صورت می گیرد است و همچنین تحت پیگرد بین المللی قرار دادن آمرین و عاملین این جنایتها است.

16 مرداد 1388 برابر با 7 اگوست 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 13:34 |
Balatarin

تظاهرات در چندین نقطه بازار و دادگستری تهران

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

تظاهرات در چندین نقطه بازار و دادگستری در حال انجام است

بنابه گزارشات رسیده دسته های چند صد نفره در چند ین نقطه اقدام به تظاهرات کردند و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند که با یورش نیروهای سرکوبگر مواجه شدند.
اعتراضات از لحظاتی پیش در چندین نقطه آغاز گردید. دسته های چند صد نفره مردم اقدام به سر دادن شعارهای مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر کردند . اعتراضات از چهار راه بهشت بسوی خیابان خیام کشیده شد و در چند نقطه در حال انجام شدن است آنها با پیوستن به هم به سوی دادگستری در حال حرکت هستند همچنین از میدان 15 خرداد دسته های چند صد نفره در حال دادن شعار بسوی دادگستری در حال حرکت هستند آنها شعار مرگ بر دیکتاور سر می دهند . در بازار تهران اعتراضاتی درجریان است و تعدادی از بازاریان به اعتراضات مردم پیوسته اند و بعضی از آنها برای مردم و جوانان آب می اورند آنها بصورت کسترده اقدام به دادن شعارهای مرگ بر دیکتاتور می کنند.
همچنین در مقابل دفتر دادستانی تعداد زیادی از مردم و جوانان تجمع کرده اند و د ر حال دادن شعار هستند شعار مرگ بر دیکتاتور تمامی مناطق را در بر گرفته است . مردم و جوانان بصورت چند صد نفره شروع به تظاهرات می کنند و وقتی که با یورش مامورین مواجه می شوند با آنها درگیر می شوند وسپس متفرق می شوند و در نقطه ای دیگر تظاهرات خود را ادامه می دهند
خانواده های زندانیان سیاسی و تعدادی از مردم که موفق شدند به جمع آنها بپیوندند با شنیدن شعار های مردم در خیابان خیام آنها هم شروع به دادن شعار مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر سر دادند نیروهای سرکوبگر به خانواده یورش می برند و سعی در متفرق کردن آنها را دارند ولی خانواده مقاومت می کنند و متفرق نمی شوند . تعداد خانواده و مردم که در مقابل دادگستری تجمع کرده اند به بیش از 200 نفر رسیده است.
نیروهای سرکوبگر گارد ویژه، سپاه پاسداران ،بسیج و لباس شخصیها در تمامی مناطق مسقر شدند و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده میشه در حال حاضر تعداد زیادی از نیروهای گارد ویژه در جلوی دادستانی مستقر شدند و همچنین در بازار،میدان 15 خرداد،خیابان خیام و نقاط دیگر مسقر شدند وسعی دارند که به حرکت اعتراضی مردم پایان دهند ولی بر شدت و نقاط اعتراضات لحظه به لحظه افزدوده می شود.نیروهیا سرکوبگر وحشاینه به مردم یورش می برند و انها را آماج باتون های خود قرار میدهند.
17 مرداد 1388 برابر با 8 اگوست 2009

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 13:31 |
Balatarin

نگرانی دو هنرپیشه ایرانی از بازگشت به ایران

سایت حکومتی تابناک: دو هنرپیشه ایرانی که دارای گذرنامه شش ماهه هنری از انگلستان هستند، با ابراز نگرانی در ورود به ایران و احتمال تمدید
نشدن روادید خود اعلام کرده‌اند که روز دوشنبه، درخواست پناهندگی خود را به وزارت کشور انگلستان ارایه خواهند داد.

روزنامه انگلیسی «ایندپندنت»، با انتشار مصاحبه‌ای از این دو هنرپیشه ایرانی ـ که اکنون در انگلستان هستند ـ با بیان مطلب بالا به بررسی علل این تقاضا پرداخت.

بر پایه این گزارش، «‌ایندپندنت‌» نوشته است: این دو بازیگر که در فیلم «‌کسی درباره گربه‌های ایرانی چیزی نمی‌داند‌»، ساخته بهمن قبادی، بازی کرده و در جشنواره کن نیز شرکت داشته‌اند، اشکان کوشانژاد و دوستش نگار شقاقی هستند که هم اکنون در انگلستان زندگی می‌کنند. آنهادر مصاحبه با این روزنامه انگلیسی اعلام کرده‌اند که روز دوشنبه، درخواست خود برای پناهندگی را به وزارت کشور انگلستان ارایه خواهند داد.

در همین حال، وکیل این دو نیز اعلام کرده است که آنان از شانسی قوی برای پذیرش درخواستشان از سوی وزارت کشور انگلستان برخوردارند، چرا که نام آنان در رسانه‌های انگلیسی، نامی آشناست.

کوشانژاد در این باره به روزنامه انگلیسی گفته است که آنان می‌ترسند مانند قبادی به محض ورود به ایران، به خاطر شرکت در این فیلم دستگیر شوند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 13:29 |
Balatarin

روز خبرنگار؛ بیانیه دانشجویان دانشكده خبر

بیانیه دانشجویان دانشكده خبر به مناسبت روز خبرنگار: همکارانمان به جرم روزنامه نگار و عکاس بودن دربندند

خبرنامه امیرکبیر: جمعی از دانشجویان و اعضای تشکلهای منحل شده دانشکده خبر با صدور بیانیه ای به مناسبت روز خبرنگار، ضمن محکوم کردن بازداشت روزنامه نگاران، اعتراف گیری های اخیر از بازداشت شدگان را مضحک خواندند و خواستار آزادی هرچه سریعتر عکاسان و خبرنگارانی شدند که طی دو ماه قبل بازداشت شده اند.

متن کامل بیانیه به این شرح است:

در روزگار سخت و تاریكی و در روزگاری كه دوستان و همكارانمان، تنها به جرم روزنامه نگار و عكاس بودن در بندند، فریادهایمان را در قلم جمع می كنبم و جوهرش را بر صفحه تاریخ می نگاریم تا دشمنان قلم و قلم ستیزان، واقعیت را آنگونه كه می خواهند قلب نكنند.

با یاد روزنامه نگاران دربند، و با قلبی پردرد از دروغگویی رسانه های غیرملی و حكومتی، و با عشق شهدای راه آزادی، و در شرایطی كه مطبوعات و رسانه های غیردولتی سختترین روزهای خود را می گذرانند و تیغ تیز سانسور و توقیفِ كوته نظران كه امروز نام ننگین كودتاچی نیز بر پیشانیشان خورده است، گلوی رسانه را می فشارد، از معدود و محدود امكانات برای اطلاع رسانی و بیان واقعیت، به منظور نیل به حقیقت استفاده می كنیم.

در شرایطی روز خبرنگار را گرامی می داریم كه رسانه های دولتی، لكه ننگی برای نام رسانه شده اند. روزگاری كه كیهان نشینان و فارس نویسان، در حكم بازجو و قاضی و شاكی، به جای ایفای نقش رسانه ای خود، با استفاده از هزینه های نظامی، علیه مردم و ایران می نویسند و دریغا كه بازجویان و اطلاعاتی های نفوذی در رسانه های دولتی، نام خبرنگار نیز بر خود می نهند!

و اما تاریخ از این روزگار به تلخی یاد خواهد كرد. و از آنها كه آرام ننشستند و و فریاد آزادی خواهیشان را در یكی از شرایط سخت تاریخ معاصر كشور، سر دادند، ‌به نیكی یاد می كند.

روزگاری كه كودتاچیان به جای قانع كردن مردم، ساكت كردنشان را ترجیه داده اند، زمانی نیست كه ما آرام بنشینیم و سكوت كنیم.

ما خبرنگاران و عكاسان و مترجمان خبر و دانشجویان دانشكده ای كه نام "خبر" بر آن نهاده شده، ضمن تقبیح اعتراف گیری های مضحك و دروغین، مصرانه خواستار آزادی هرچه سریعتر روزنامه نگاران و عكاسان خبری كه طی دو ماه گذشته بازداشت شده اند، هستیم.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 13:29 |
Balatarin

مصاحبه محمدرضا خاتمی؛ مردم جمهوری اسلامی را نمی خواهند

وبلاگ موج سبز

امروز روزنامه اعتماد مصاحبه ای را با آقای محدرضا خاتمی منتشر کرد که حاوی مطالب عمیق و مهمی بود که مهمترین بخش این مصاحبه، اظهارات ایشان در مورد مقبولیت جمهوری اسلامی نزد مردم است. آقای خاتمی در گفتگو با کیوان مهرگان می گوید : "يکي از اهداف بزرگ اصلاح طلبان ارائه الگوي درست از جمهوري اسلامي است. ما جمهوري اسلامي خواه هستيم. البته اين کار سختي شده چون در ذهن مردم از جمهوري اسلامي همين اتفاقات نقش بسته است ولي ما نبايد از آرمان و اعتقاد خودمان دست بکشيم. اما من معتقدم جمهوري اسلامي که ما مي گوييم يک مزيت دارد و آن هم اين است که تحميل نمي شود. يعني وقتي مردم مي گويند ما جمهوري اسلامي نمي خواهيم، ما حق نداريم به مردم بگوييم اشتباه مي کنيد، بايد بخواهيد. البته مي توانيم بگوييم ما جمهوري اسلامي را قبول داريم اما اگر مردم نخواستند اين حق آنهاست".

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 13:28 |
Balatarin

آماده شدن معترضان برای حضور دو باره در نماز جمعه رفسنجانی

سایت موج آزادی: پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی دقایقی پیش خبر داد که نماز جمعه این هفته در روز 23 مرداد به امامت رئیس مجلس خبرگان اقامه خواهد شد.

اکنون با قطعی شدن حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این هفته، از فعالان جنبش سبز و عموم مردم دعوت می شود با حضور دوباره در نماز جمعه 23 مرداد، بار دیگر حماسه 26 تیر ماه را تکرار کنند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 13:27 |
Balatarin

مردم ایران دادگاههای نمایشی و اعترافات را به تمسخر ميگيرند

شهرزادنیوز: بازی تقلب انتخاباتی آن بازی ساده و تکراری نبود که حکومت بارها آن را آزموده و از آن پیروز بیرون آمده بود. بازی آزموده این بود: تقلب می کنیم و می گوییم نکردیم، می روند پی اثبات تقلب و لابی، یک هفته دانشگاه ها و چند خیابان شهر شلوغ می شود که سرکوب می کنیم، با کمی هزینه چند مهره قدیمی نظام را عوض می کنیم و همه این هزینه به آنچه می خواهیم می ارزد.

این سناریو اما جواب ابعاد این بازی را نداد. کارتهای بازی این بار فقط دست دو جناح داخل حکومت نبود. مردم برگ های خود را برای بازی روی میز چیدند. بازی گردانان این را که دیدند، به جای تغییر بازی فقط ابعاد آن را بزرگ کردند.

حکومت هر چه خون ریخت و هر چه گفت به جای در خانه ماندن، مردم را بیشتر به اعتراض خیابانی واداشت. این بازی هنوز جریان دارد ولی برنده بازی از اول معلوم بود. حالا اما دستی که روی میز بازی خواهد کوبید تا آن را به هم بزند و برنده را رسما اعلام کند فقط دست مردم نیست. به نظر می رسد بازی گردانان هم مشت ها را زیر میز آماده می کنند. اشتباه حریف همان مشت تعیین کننده است. اشتباه حریف بازی با کارت های سوخته است. تواب سازی و اعتراف های تلویزیونی یکی از این کارت های سوخته است که اتفاقا روی برد آن حساب زیادی باز شده بود.

هنوز نیروهای سرکوب متوجه نشده اند که این مردمی که در خیابان هستند را عشق به رهبری میرحسین به خیابان نیاورده است، که بشود با تخریب چهره او و همکارانش مردم را به خانه بازگرداند. بخش عمده ای از جمعیت معترض در خیابان ها جوانانی هستند که هر چه درباره حسین موسوی می دانند، در همین چند ماه اخیر دانسته اند. شجاعت و مقاومت میرحسین تنها چیزی است که فعلا جاذبه او محسوب می شود.

وقتی بعد از پنجاه روز شرایط به حالت عادی بازنگشت، حکومت به تاثیر پخش یک دادگاه از رسانه هایش امید بست تا شاید با آن بتواند بخشی از مردم را سرخورده کند تا دیگر در خیابان اعتراض نکنند. گویا این دیگر برگ "آس" باید می بود. اما این برگ هم بازی را برنگرداند.

اثبات ادعای این شکست را به جز واکنش های مردم در رسانه ها، می توان در طرح این سئوال با مردم کوچه و بازار دید که مگر مردم به خاطر ابطحی و عطریانفر یا بقیه اصلاح طلبان به خیابان آمده بودند که با اعتراف آن ها به اشتباه، سر زندگی شان بازگردند.

اگر تاکسی‌ها مقام اول را در ایفای نقش بنگاه خبرپراکنی مردمی داشته باشند، دومین مقام متعلق به سوپر مارکت‌هاست. در ساعاتی که این فروشگاه ها خلوت باشند و صاحب مغازه هم مشکلی نداشته باشد، نبض محله ها را می‌شود در همین مغازه‌ها گرفت. این روزها نبض کوچه‌ها خود را با نبض تند وقایع این روزها تنظیم می‌کند.

زن میانسال خانه داری به شوخی به صاحب مغازه می گوید که شاگرد مغازه بسته ای را که تلفنی خریده بود، برایش نیاورده. وبا خنده ادامه می‌دهد: نگران شدم، تلوزیون را روشن کردم ببینم نکند دستگیر شده و حالا اعتراف می‌کند که برای اغتشاشگران غذا می برده. این زن میانسال در تجمع ها شرکت می کند و خبرها و دیده‌هایش را در همین مغازه با اهالی محل به اشتراک می گذارد. همان کاری که جوان ترها در فیس بوک و تویتر می کنند.

وقتی کلمه تلویزیون و اعتراف کنار هم بیاید، مردم خوب می دانند سر حرف را چطور باز کنند. مرد جوانی می گوید: مردم چه می دانند عطریانفر کیست. من فقط می دانم یک زمانی بازجو بوده و زمان خاتمی روزنامه چی بوده. اصلا صد بار بیارندش تلویزیون بگوید علاوه بر اغتشاشگر قاچاقچی و آدمکش هم بوده. مگر درد مردم این چیزهاست.

صاحب مغازه می گوید: اگر این برنامه ها را برای ما پخش می کنند که خیابان نرویم، که آدم هایی که تظاهرات می روند اصلا تلویزیون را تحریم کردند و نمی بینند. هر روز کلی مشتری دارم که جنس تبلیغی نمی خواهند. او ادامه می دهد هر شب که پول های صندوق را دسته می کند روی بسیاری از اسکناس ها شعار نوشته اند.

دختر جوانی می‌گوید خواننده وبلاگ ابطحی است. او ابطحی را دوست دارد اما تاکید می کند: برای من حتی میرحسین هم مهم نیست. من به خاطر آنها به خیابان نمی‌روم که کتک بخورم. من به خاطر آزادی می روم.

اعتراف‌هایی که در قالب جلسه دادگاه نمایش داده شد، روی او هیچ اثری نداشته است. او می‌گوید: حتی غمگین هم نشدم چون از چند هفته قبل همه می‌گفتند که این اتفاق می‌افتد و آمادگی‌اش را داشتم. این اعتراف‌ها اعتباری ندارد.

معلوم نیست زمانی که مردم چنین واکنشی را در فضای شهر و دنیای مجازی نسبت به واکنش‌های حکومت دارند، چرا اصرار به ادامه بازی همچنان اعمال می‌شود. مخاطب این تلویزیون تحریم شده چه کسی است؟

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 13:27 |
Balatarin

اسامی شمار دیگری از بازداشت شدگان هفته های اخیر

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

تجمعات اعتراضی خانواده های دستگیر شدگان قیام در مقابل دادگاه انقلاب،زندان اوین و پلیس امنیت

بنابه گزارشات رسیده از دادگاه انقلاب ،زندان اوین و کلانتری 160 تعداد زیادی از خانواده در مقابل این مراکز اقدام به تجمع اعتراضی نمودند و خواستار دیدار و آزادی فوری و بی قید وشر ط عزیزان خود شدند.

بيشتر افرادي كه روز چهارشنبه 14 مرداد توسط نيروي انتظامي يا گار ويژه و لباس شخصي ها بازداشت شده اند به كلانتري 160 انتقال داده شده اند و از آنجا به پليس امنيت و در نهايت به زندان اوين برده شده اند.تعدادي از بازداشت شده ها به خصوص خانم ها از كلانتري با خانواده خود تماس گرفته اند و دستگيري خود را اطلاع داده اند. اما هنوز خانواده ها از انتقال عزيزانشان به زندان اوين مطمئن نيستند چرا كه هنوز نام آنها مورد تاييد دادگاه انقلاب و زندان اوين قرار نگرفته است.
امروز حدود 100 نفر از خانواده هاي بازداشت شده هاي روز چهارشنبه 14 مرداد و روزهاي قبل كه در بين آنها خانواده هايي كه حدود دو ماه است كه از فرزندان خود اطلاعي ندارند به چشم مي خورند به دادگاه انقلاب مراجعه كردند.امروزخانواده ها از ساعت 08:00 صبح به دادگاه انقلاب مي آمدند وبسيار نگران از وضعيت عزيزانشان منتظر بودند تا اسامي از طرف دادگاه انقلاب اعلام شود اما تا ساعت 12:00 نام هيچ كدام از بازداشت شده ها براي گذاشتن كفالت و وثيقه از طرف دادگاه انقلاب اعلام نشد.
در اين روزها بسياري از خانواده ها سرگردان و بلاتكليف از وضعيت عزيزانشان بين دادگاه انقلاب و زندان اوين در رفت و آمد هستند.به گفته برخي از خانواده ها عزيزانشان از زمان دستگيري حتي اجازه يك تماس تلفني به آنها داده نشده و آنهايي هم كه تماس مي گيرند بسيار كوتاه در حد 2 دقيقه صحبت مي كنند .بسياري از خانواده در مقابل در دادگاه انقلاب مي گفتند شما كه خود را ياران امام زمان مي دانيد دل امام زمان از دست شما و ظلم هاي شما خون است .شما هيچ چيز از انسانيت نداريد.با فرزندان ما چه مي كنيد .چقدر ظلم چقدر بي عدالتي ؟اميدواريم كه سرنگوني شما و بدبختي تان را ببينيم

همچنین در حدود 40 نفر از خانواده بازداشت شده ها نيز به زندان اوين مراجعه كردند و خواستار ملاقات با مسئولان زندان اوين و گرفتن ملاقات با عزيزان خود بودند كه هيچ كس جوابگوي آنها نبود تنها جواب مثل روزهاي قبل مراجعه به دادگاه انقلاب و دادستاني بود كه بلاتكليفي و سرگرداني خانواده ها را بيشتر مي كرد.

لیست جدیدی از اسامی دستگیر شدگان قیام مردم ایران که جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد.

1- احسان كرمي 23 ساله دانشجوپنجشنبه 15 مرداد در ونك بازداشت وبه اوين منتقل شده
2- سعيد غلام رضايي 26 ساله ليسانس عمران چهارشنبه 14 مرداد در خيابان جمهوري بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
3- هما قرباني 41 ساله و متاهل خانه دار چهارشنبه 14 مرداد در بهارستان توسط لباس شخصي ها بازداشت و به كلانتري 160 منتقل و اكنون محل نگهداري وي نامشخص
4-محمد فراهاني 29 ساله ديپلم چهارشنبه 14 مرداد در جلوي مترو سعدي مورد ضرب و شتم نيروهاي گارد قرار گرفته و بازداشت و محل نگهداري وي نامشخص
5- معصومه محمديزاده 27 ساله فوق ديپلم كامپيوتر چهارشنبه 14 مرداد در ونك بازداشت و محل نگهداري وي نامشخص
6-فتانه چاوشي 28 ساله و متاهل چهارشنبه 14 مرداد در بهارستان بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
7- سحر داوودي 22 ساله چهارشنبه 14 مرداد در بهارستان بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
8- امين حسيني ايرواني 19 ساله محصل چهارشنبه 14 مرداد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
9- سارا سماواتي 29 ساله چهارشنبه 14 مرداد در بهارستان بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

10- شهاب الدين نوري 27 ساله فوق ليسانس دوشنبه 12 مرداد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
11- سپهر مرادي باغباني 21 ساله دانشجوي شيمي دوشنبه 12 مرداد در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
12- شهرام ابراهيمي 30 ساله ليسانس زبان دوشنبه 12 مرداد در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده

13- امير علي بابايي 23 ساله دوشنبه 12 مرداد در خيابان ولي عصر هنگام اعتراض به نيروهاي لباس شخصي بدليل شكستن شيشه اتومبيل بازداشت و به اوين منتقل شده

14- صادق فرهمند 24 ساله شغل آزاد پنجشنبه 8 مرداد در تخت طاووس مورد ضرب و شتم نيروهاي لباس شخصي قرار گرفته و بازداشت و به اوين منتقل شده
15- محسن قادري 32 ساله ليسانس مديريت پنجشنبه 8 مرداد بازداشت و به اوين منتقل شده
16- نريمان ساحلي 26 ساله پنجشنبه 8 مرداد بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

17- عليرضا گوراني 29 ساله جمعه 26 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
18- مهدي ساجدي 20 ساله دانشجوي نرم افزار جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
19-هادي هدايتي اردستاني 25 ساله شنبه 30 خرداد در تجمعات ارام شركت كرده اما از آن روز هيچ گونه اطلاعي از وي نيست.

زندانیان بی دفاع در معرض انواع شکنجه های قرون وسطائی در شکنجه گاههای پیش بازداشت مانند آگاهی شاپور،کلانتری 148 ،کلانتری 160 ، پلیس امنیت ،ستاد پسگیری وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران قرار می گیرند . حکم و دستور قضائی انتقال به شکنجه گاهها ، گرفتن اعترافات تلویزونی و مورد شکنجه قرار دادن و پرونده سازی علیه آنها توسط سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی و همدستانش که از جنایتکاران علیه بشریت می باشد صورت می گیرد.شکنجه های سیستماتیک علاوه بر بازجویان وزارت اطلاعات توسط احمد رضا رادان و همدستانش در بازداشتگاه این نیرو که در آگاهی شاپور و کلانتریها صورت می گیرد و تا به حال منجر به جان باختن تعداد زیادی از جوانان شده است صورت می گیرد. افراد فوق الذکر دستورات خود را مستقیما از علی خامنه ای ولی فقیه رژیم می گیرند و تمامی جنایت فوق با اطلاع و دستور او صورت می گیرد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، قتل و شکنجه های قرون وسطائی ،پرونده سازی ، گرفتن اعترافا ت تلویزیونی ، برگزاری دادگاههای گروهی فرمایشی توسط قاضی وزارت اطلاعات (صلواتی) را محکوم می کند . و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام هیئت تحقیق برای بررسی جنایتهایی که در ایران روی داده است و معرفی آمرین و مرتکبین جنایتها و تحت پیگیرد بین المللی قرار دادن آنها است.

17 مرداد 1388 برابر با 8 اگوست 2008

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دفتر دبیرکل سازمان ملل
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 13:26 |
Balatarin

روزنامه روسی: مسكو سياست خود را در قبال ایران تصحيح كند

روزنامه آفتاب یزد: روزنامه روسي "نيزاويسيمايا گازيتا" در سرمقاله خود با عنوان ‌‌"بهتر است روسيه سياست خود در رابطه با ايران را تصحيح كند"، ضمن بيان مطلب بالا مي‌نويسد: در بين ‌قدرت‌هاي جهاني در درك اوضاع داخلي ايران وحدت وجود ندارد. مقامات آمريكا، بريتانيا، فرانسه، ‌آلمان و ايتاليا تصميم گرفتند كه پيروزي احمدي‌نژاد را به وي تبريك نگويند. خود احمدي‌نژاد دوره دوم ‌چهارساله رياست جمهوري را به عنوان آغاز تغييراتي بزرگ براي كشورش توصيف نمود.‌ به گزارش تابناك، در ادامه اين مقاله آمده است: ‌كارشناسان انتظار چرخشي شديد در رويكرد احمدي‌نژاد را ‌ندارند. "الكسي ارباتوف" كارشناس انستيتو اقتصاد جهاني و روابط بين‌الملل آكادمي علوم روسيه گفت: "محبوبيت احمدي ‌نژاد پايين است و او خط مشي خود را تغيير نمي‌دهد، به‌ويژه كه ‌پشت سر او نيروهاي قدرتمندي ايستاده‌اند." اما با همه اين اوصاف، احتمال عقب‌نشيني احمدي‌نژاد در مقابل ‌ميانه‌روها وجود دارد.‌ اين مقاله مي‌افزايد: براي مسكو شايد بهتر باشد بدون اينكه منتظر وقوع چنين تغييري باشد، ‌سياست خود را تصحيح كند، چرا كه به نظر مي‌رسد تصور اينكه ايران قدرتي منطقه‌اي است و روسيه ‌مي‌تواند از آن به عنوان برگ برنده در روابط با غرب استفاده كند، اشتباه بوده است.‌ ‌"نيزاويسيمايا گازيتا" مي‌افزايد: تصحيح سياست مسكو بدين معنا نيست كه بايد روابط با ايران را قطع كرد، چرا كه ايران بايد به عنوان يك شريك مهم باقي بماند. طبق اطلاعات رسمي، از سال 2000 در مبادلات ‌تجاري روسيه و ايران روند صعودي ديده مي‌شود و حجم معاملات بيش از 5 برابر شده است. هرچند كه ‌رقم مبادلات تجاري در سال گذشته به نسبت كم و برابر با 7/3 ميليارد دلار بود، اما مشخص است كه در ‌توسعه روابط با ايران چندين موسسه بزرگ روسي كه قراردادهايي با اين كشور نيز دارند ذينفع هستند، از جمله ‌موسسه دولتي صادرات دفاعي "روس ابارون اكسپورت"، اپراتور تلفن همراه "مگافون"، كارخانه ساخت ‌خودروهاي سنگين "كاماز"، "شركت هواپيما سازي"، موسسه اتمي "اتم استروي اكسپورت" و ‌"گازپروم."‌ بنا بر ارزيابي اين مقاله، سياستي مستمر و اصولي‌تر از سوي مسكو در رابطه با ايران در چارچوب ‌حل مسائل استراتژيك روسيه نيز مي‌گنجد، از جمله ممانعت از گسترش سلاح هسته‌اي و همزمان، منتفي ‌ساختن امكان توسل به زور عليه ايران.‌ اين مقاله در پايان مي‌نويسد: روسيه نبايد در امور داخلي ايران مداخله كند، اما تكيه بر روابط شخصي ‌با احمدي‌نژاد نيز نتيجه نمي‌دهد. شايد گسترش تماس با نيروهايي كه بيشتر ميانه‌رو هستند و تقويت فشار ‌بين‌المللي بر تهران، بيشتر به نفع مردم ايران و روسيه باشد. رويدادهاي اخير در ايران ، زماني كه ‌مخالفان احمدي‌نژاد فرياد "مرگ بر روسيه" سر مي‌دادند، نشان مي‌دهد كه بخش قابل‌توجهي از مردم ‌ايران از نقش مسكو به عنوان حامي دولت احمدي‌نژاد ناخرسند هستند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Aug 2009 و ساعت 13:24 |
Balatarin

بازداشت دستکم 10 نفر در مراسم چهلم کیانوش آسا

خبرگزاری ديده بان حقوق بشر كردستان: مراسم چهلم كيانوش آسا، دانشجوی نخبه‌ی كُرد يارسان كه طی وقايع اخير در تهران به شهادت رسيد عصر امروز با حضور بيش از 10 هزار تن از شهروندان كرمانشاهی در تالار عباسيه اين شهر برگزار شد. بعد از پايان مراسم جمعيتی بالغ بر 5 هزار نفر از شركت كنندگان از درب تالار در ميدان شهرداری به سوی باغ فردوس كرمانشاه جهت حضور بر سر مزار كيانوش آسا حركت كردند.

راهپيمايی مردم با حمل عكس‌هايی از كيانوش آسا و شاخه‌های گل و بدون سر دادن شعار بود اما مأموران انتظامی در ميانه‌ی راه مانع از حركت مردم به سمت باغ فردوس شدند. در نتيجه گروهی از جمعيت متفرق اما گروهی ديگر خود را به سر مزار كيانوش آسا رساندند.

مردم با تجمع بر سر مزار اين دانشجوی ‌شهيد با نواختن تنبور به همخوانی سرودهای آئينی اهل حق (يارسان) پرداختند. در پايان مراسم هنگامی كه برادر بزرگ كيانوش جهت تشكر از شركت كنندگان مشغول سخنرانی‌ بود ماموران انتظامی ‌با حمله به وی و ديگر شركت كنندگان باعث ايجاد تشنج در مراسم شده و برای ‌متفرق نمودن مردم معترض از گاز فلفل استفاده نمودند. همچنين بيش از 10 نفر از شركت كنندگان در اين مراسم از جمله چند تن از بستگان كيانوش آسا توسط نيروی انتظامی بازداشت شدند.

 

 

 

فيلم : مراسم چهلم کیانوش آسا درکرمانشاه با حضور شدید نیروهای امنیتی و صف طولانی مردم برای شرکت در این مراسم (2 فيلم)

فيلم : ادامه اعتراضات با بوق زدن ماشین ها در نیمه شعبان 15 مرداد خ ولیعصر اطرف پارک ساعی

 فيلم : تظاهرات شبانه در ميدان ونک
اعتراضات گسترده مردم در نقاط مرکزی شهر 

 شريک جرم علي اکبر محرابيان (وزير صنايع) در دزديدن اختراع "اتاق امن " کسی نيست جز احمدی نژاد + عکس

فيلم : شعله ور شدن آتش خشم مردم - 15 مرداد

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Aug 2009 و ساعت 2:1 |
Balatarin

خودكشى بخاطر هتک حرمت توسط دژخيمان ولى فقيه

به گزارش دريافتى، دخترى به نام مريم شب چهارشنبه در تهران پس از آزادى از زندان اقدام به خودكشى كرده است.

وى كه با خوردن قرص خواب آور خودكشى كرده هم اكنون در كما بسر مى برد.

بنابر اين گزارش مريم روز هفتم مرداد در جريان تظاهرات توسط مزدوران رژيم دستگير و در زندان مورد تجاوز قرار مى گيرد. وى روز يازدهم مرداد آزاد مى شود و پس از آزادى دست به خودكشى مى زند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Aug 2009 و ساعت 1:57 |
Balatarin
خبرنگارآژانس ايران خبر ,تهران ساعت2045:
دسته هاي چند صد نفره از مردم معترض در نقاط مختلف درحال گسترش هستند.در چند نقطه حرکت اعتراضي ديده شد .در ميدان ولي عصر مردم سطل زباله ها را آتش زدند.
از ميدان ولي عصر تا ميدان فاطمي چندين دسته چند صد نفره در حال شعار دادن هستند.
ماشين ها در همبستگي بوق ممتد ميزنند .حضور مردم به حدي زياد است كه آرايش نيروهاي سركوبگر حكومتي را به هم زده اند .
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Aug 2009 و ساعت 1:56 |
Balatarin
خبرنگارآژانس ايران خبر , تهران ساعت1930:
درحال حاضر ميدان انقلاب شلوغ مي باشد. نيروهاي سركوبگر حكومتي به مردم حمله ميكنند ومردم را مورد ضرب وشتم قرار مي دهند. انبوهي از نيروهاي حكومتي درخيابانهاي مركزي هستند . ماشينهايي كه از آنجا تردد ميكنند , درحمايت ازمردم بوق ميزنند .بسيجي ها به آنها حمله كرده وشيشه هاي آنها را خورد ميكنند.
تا اين ساعت 15الي16 نفر را با باتون مورد ضرب وشتم قرار داده اند و شيشه هاي 2ماشين را شكسته اند. جوانان شعار مي دادند براي مرگ مجتبي مهدي بيا مهدي بيا
استقرار نيروهاي حكومتي وغلظت نظامي آن مثل ديروز مي باشد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Aug 2009 و ساعت 1:56 |
Balatarin

نامه‌ی جمعی از ایرانیان به کمیساریای عالی

 حقوق بشر سازمان ملل

 

جمعی از روشنفکران، هنرمندان و فعالان سیاسی ایرانی در نامه‌ای به نهاد جهانی حقوق بشر، خواستار تشکیل دادگاه بین‌الملی کیفری علیه آمران و مجریان سرکوب مردم ایران شده‌اند. از نظر ایشان در ایران جنایت علیه بشریت رخ داده است.

 

در نامه جمعی از  چهره‌های ایرانی به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل که خانم ناونیتم پیلی، کمیسر عالی این نهاد را خطاب قرار داده است، آمده، «رژیم جمهوری اسلامی ایران به طور برنامه‌ريزی شده و گسترده حقوق اساسی مردم ایران را نقض کرده است».

 

امضاکنندگان در متن نامه‌ی خود آورده‌اند که رژیم جمهوری اسلامی در ایران تبعیض جنسیتی و مذهبی و قومی برقرار کرده، با اندیشه، شادی و زیبایی مخالفت بنیادی دارد، ده‌ها روشنفکر معترض را در داخل و خارج از ایران ترور کرده و بسیاری از مخالفان و دگراندیشان را اعدام کرده است.

 

نویسندگان اشاره می‌کنند که جمهوری اسلامی به‌طور سازمان‌یافته مخالفان و منتقدان را بازداشت و در سلول‌های انفرادی سپاه پاسداران، وزرات اطلاعات، نیروی انتظامی، حفاظت اطلاعات قوه‌ی قضائیه، سازمان زندان‌ها و بسیج شکنجه می‌‌کند. در این نامه آمده که حکومت دینی ایران «نقض نهادینه و گسترده‌ی حقوق همه‌ی اقشار از جمله کارگران، دانشجویان، معلمان، جوانان و هنرمندان و نویسندگان و روزنامه‌نگاران را به اعمال جاری دولت تبدیل کرده است.

 

امضاکنندگان در رابطه با انتخابات اخیر در نامه‌ی خود آورده‌اند که این رژیم «به باور میلیون‌ها ایرانی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری رأی مردم را ربود، آنها را مورد ضرب و شتم قرار داد، دهها تن را به شهادت رساند، هزاران تن را بازداشت و در سلول‌های انفرادی تحت فشارهای جسمی و روانی قرار داده است که به مرگ برخی از زندانیان منجر شده است». آنها می‌‌افزایند که «محمود احمدی‌‌نژاد، رئیس جمهور متقلب و سرکوبگر جمهوری اسلامی، بر سر آن است که در ماه سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت کند».

 

ارجاع پرونده‌ی سرکوبگران مردم‌ به دادگاه بین‌المللی کیفری

 

ناونیتم (ناوی) پیلی، کمیسر حقوق بشر سازمان ملل. خانم پیلای از قضات عالی‌رتبه‌ی آفریقای جنوبی است.Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  ناونیتم (ناوی) پیلی، کمیسر حقوق بشر سازمان ملل. خانم پیلای از قضات عالی‌رتبه‌ی آفریقای جنوبی است.در ادامه‌ی این نامه ‌آمده است: «ما امضاکنندگان این نامه، کارنامه‌‌ی زمامداران سیاسی ایران را مصداق روشن جنایت علیه بشریت می‌دانیم و ضمن رد هر طرحی برای حمله‌ی نظامی به ایران یا تحریم اقتصادی ایران به هر بهانه‌ای، از جهانیان و سازمان‌های بین‌المللی می‌خواهیم که از حقوق انسانی مردم ایران دفاع کرده و سرکوب و ارعاب و تبعیض رژیم را محکوم کنند».

 

امضاکنندگان معتقدند که «رفتارهای این رژیم در سرکوب مردم ایران، مصداق جنایت علیه بشریت است». از این رو آنها از کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل درخواست می‌کنند تا «پرونده‌ی نقض برنامه‌ریزی شده و گسترده‌ی حقوق اساسی مردم ایران را به شورای امنیت» بسپارد. امضاکنندگان بر این باور هستند که شورای امنیت باید اعمال سران حکومت جمهوری اسلامی را "جنایت علیه بشریت" تشخیص دهد و پرونده‌ی آنها را جهت بررسی به دادگاه بین‌المللی کیفری ارجاع دهد.

 

در پایان آمده است که افرادی همانند «محمود احمدی‌نژاد که در سرکوب مردم ایران نقش مستقیم داشته‌اند»، باید به محض خروج از ایران بازداشت شده و به دست عدالت سپرده شوند.

 

این نامه که هم‌اکنون به امضای بیش از ۶۰ نفر رسیده است، قرار است تا پنجم ماه سپتامبر (۱۴ شهریور) با تکمیل امضاها به کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل ارائه شود. http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4545378,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 11:23 |
Balatarin

رونق "شیشه" در ایران

 

این روزها در ایران بازار مواد مخدری از به نام "کراک" یا "کریستال" رونق پیدا کرده است، موادی که در اصل از مشتقات کوکایین هستند. اما یک کارشناس می‌گوید:«آنچه در ایران مصرف می‌شود بیشتر هروئین فشرده است.»

 

با وجود انتشار آمار رسمی تعداد معتادان در ایران، از تعداد افرادی که مواد مخدر مصرف می‌کنند اطلاع دقیقی در دست نیست. به عبارت دیگر می‌توان گفت تا زمانی که تعریف فرد "معتاد"، تعریف مشخصی نباشد عدد و رقم هم معنای نخواهد داشت. سابقه مصرف مواد مخدر در ایران همانقدر طولانی است که در سایر جوامع انسانی.

 

دکتر محمد خردمند از کلینیک ترک اعتیاد ایران می‌گوید:« بیشترین مواد مخدر از زما‌ن‌های دور در ایران تریاک بوده است و تا همین چند سال پیش مصرف سایر مواد مخدر مثلأ هروئین زشت دانسته می‌شد.  اما چند سالی است که دامنه مواد مخدر گسترده‌تر شده، بخصوص پس از افزایش تولید مواد مخدر در افغانستان. میزان تولید مخدر در افغانستان تا ۲۰ برابر افزایش پیدا کرده است.»

 

مصرف کراک و کریستال تقلبی

 

این روزها در ایران بازار مواد مخدری به نام "کراک" یا "کریستال" رونق پیدا کرده است. موادی که در اصل از مشتقات کوکایین هستند. اما دکتر خردمند می‌گوید:«آنچه در ایران مصرف می‌شود بیشتر هروئین فشرده است. وقتی در آزمایشگاه آنچه به اسم کراک یا کریستال فروخته می‌شود را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که این مواد هروئین فشرده هستند. کراک و کریستال اگر در ایران باشد بسیار گران و تهیه آن برای افراد معتاد خیلی سخت خواهد بود.»

 

کراکBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  کراک در حالی که تهیه این مواد در بازار ایران چندان سخت به نظر نمی‌رسد. همسایگی ایران با افغانستان که با وجود کنترل مرزها همچنان یکی از راه‌‌های انتقال مواد مخدر به کشورهای غربی است به این بازار رونق بخشیده است.

 

دکتر خردمند توضیح می‌دهد:« دولت تصمیم گرفت روش مقابله با گسترش مواد مخدر را تغییر دهد. از سال ۱۳۸۲،  برنامه‌ریزی شد که روی پیشگیری و درمان کار بیشتری شود. قبل از این تاریخ بیشترین تمرکز متوجه برخورد در سطح مرز و جلوگیری از ‎ورود مواد مخدر بود.»

 

به عبارت دیگر از سال ۸۲ تعریف مواد مخدر در ایران کمی تغییر کرد و با صدور مجوز تأسیس مراکز رسمی ترک اعتیاد آن‌هم به طور گسترده در سراسر ایران، کلمه "معتاد" مورد توجه بیشتری قرار گرفت.

 

هر چند که در مرحله نخست امید آن می‌رفت طرح تأسیس این مراکز مورد استقبال گسترده معتادان به مواد مخدر قرار گیرد و در مدت زمان مشخصی پس از آغاز کار آمار معتادان در ایران کاهش پیدا کند، در عمل نتیجه متفاوت بود.

 

درمان پایدار معتاد پس از سم‌زدایی

 

دکتر خردمند که از سال ۱۳۸۴ مدیریت یکی از این کلنیک‌های را بر عهده دارد توضیح می‌دهد:« فرد معتاد بعد از مرحله اول که مرحله سم‌‌زدایی است، نیازمند حمایت‌های روانی است. روش نخست که سم‌زدایی است ۱۰ تا ۱۵ روز طول می‌کشد. اما مرحله بعد درمان نگهدارنده است. یعنی داروی دیگری به بیمار داده می‌شود. فرد حداقل ۶ ماه دارو مصرف می‌کند به حدی که نیاز به مصرف مواد مخدر ندارد و وسوسه نمی‌شود.»

 

معتادان مواد مخدر در ایران، هیچ نهادی مسئولیت حمایت روحی یا اجتماعی این افراد را عهده‌دار نیست Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  معتادان مواد مخدر در ایران، هیچ نهادی مسئولیت حمایت روحی یا اجتماعی این افراد را عهده‌دار نیست داروی جایگزین مجاز در ایران، متادون است. دارو از طریق دانشکد‌ههای علوم پزشکی هر استان یا شهر در اختیار کلینیک‌ها قرار گرفته و سپس پخش می‌شود. اما فرد معتاد اغلب بیشتر از چند ماه و گاه تا سا‌لها نیازمند مصرف داروست. در برخی از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه و آلمان، "معتاد" از این مرحله به بعد تعریف دیگری دارد و "بیمار" شناخته می‌شود.

 

دکترخرمند توضیح می‌دهد:« در این کشورها بیماری پذیرفته شده و از نوع بیماریهای شناخته شده مثل آرتروز یا دیابت است. یعنی می‌گوییم بیماری از نوع مزمن است. بیماری مزمن پیش رونده و مزمن عود کننده. بنابراین در مورد شخصی که به این بیماری مبتلاست سیستم درمانی را برای تمام عمر او در نظر می‌گیرند و ارتباط با او حفظ می‌شود.»

 

در ایران پس از مرحله سم‌زدایی و آنچه درمان پایدار نامیده می‌شود، فرد بار دیگر به حال خود رها شده و هیچ نهادی برای پذیرش مسئولیت حمایت روحی و روانی و یا بازگشت وی به جامعه مشخص نشده است. 

 

 

شبنم نوریان

تحریریه: رضا نیکجو

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 11:21 |
Balatarin

دومین دادگاه معترضان به انتخابات،

 ۱۷ مرداد برگزار خواهد شد .

 

نخستین دادگاه معترضان به نتایج انتخابات/ شنبه دهم مرداد

۱۳۸۸/۰۵/۱۵
دادگاه انقلاب اسلامی تهران اعلام کرد که محاکمه افرادی که از نظر این دادگاه «متهمین به اغتشاشات اخیر» هستند، به روز شنبه ۱۷ مرداد موکول شده است. این محاکمه قرار بود امروز پنجشنبه ۱۵ مرداد برگزار شود.

در اطلاعیه شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران که به امضای قاضی صلواتی رسیده، دلیل تعویق این محاکمه، تقاضای استمهال و تجدید وقت از سوی وکلای مربوطه پس از ابلاغ کیفرخواست انفرادی متهمان اعلام شده است.

اطلاعیه دادگاه انقلاب در این زمینه اضافه می‌کند که «در جهت رعایت هرچه بیشتر حقوق دفاعی» وکلای متهمان دو روز به آنان مهلت داده شده است.

این در حالی است که  در دادگاهی که روز شنبه دهم مرداد برگزار شد، علاوه بر آنکه برخی از وکلای متهمان به جلسه دادرسی دعوت نشده بودند، پرونده متهمانی که در دادگاه حضور داشتند تا پیش از دادگاه در اختیار وکلا قرار نگرفته بود.

هنوز معلوم نیست که دادگاه روز شنبه ۱۷ مرداد، به بررسی اتهامات چه اشخاصی خواهد پرداخت و همچنین مشخص نیست آیا این افراد چنانکه پیشتر ذکر شده بود تنها از «عوامل میدانی آشوب‌ها» هستند و یا چهره‌های سیاسی دستگیر شده را نیز در بر می‌گیرند.

پیشتر در نخستین جلسه دادگاه معترضان به نتایج انتخابات، نماینده دادستان تنها به ارائه کیفرخواستی عمومی پرداخت که در آن با اشاره به اظهارات فردی که به گفته نماینده دادستان «جاسوس اسرائیل» است و به دلایل امنیتی از بردن نام وی خودداری شد، بازداشت‌شدگان به برنامه‌ریزی «کودتای مخملی» علیه نظام جمهوری اسلامی متهم شدند.

این اتهامات و همچنین اعترافات محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر دو چهره شاخص اصلاح‌طلب که در آن نام شخصیت‌هایی از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و میرحسین موسوی به دفعات برده شد، واکنش‌های بسیاری بر انگیخت و از جمله آیت‌الله منتظری از مراجع تقلید شیعه در بیانیه‌ای «اعتراف‌گیری در شرایط کاملاً غیرعادی» را فاقد وجاهت شرعی و قانونی و از گناهان بزرگ خواند.

آقای منتظری همچنین در بیانیه خود افزود که «به يقين انجام اين مصاحبه‌ها و گرفتن اين اعترافات دروغ و خلاف‏ ‏واقع از اسيران در بند و پخش آنها، علاوه بر اين که هيچ مشکلی از‏ ‏مشکلات عديده کشور را حل نمی‌کند، بی‌اعتمادی مردم و خشم و عصيان‏ ‏آنان را بيش از پيش در پی دارد و بحران کنونی جمهوری اسلامی را‏ ‏عميق تر خواهد کرد».

محمد خاتمی رئیس جمهوری سابق ایران نیز دادگاه شنبه دهم مرداد را محکوم کرد و تأکید کرد که «آنچه نام دادگاه برآن نهاده‌اند، مغایر موازین قانون اساسی، قوانین عادی و حقوق شهروندی است.»

آیت‌الله صانعی از دیگر مراجع تقلید شیعه نیز در بیانیه‌ای گفت که اعترافات متهمان در این دادگاه بی‌ارزش است و تأکید کرد که «همه كسانى كه به نحوى در نشر اين گونه اعتراف‌ها دخيل بوده‌اند، در گناه آنها شريك و سهيم مى‌باشند و همه آنها مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروى مردم هستند.»
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 11:20 |
Balatarin

خوانندگان؛ امام زمان عزا دار است جشن نميخواهد

پیام یکی از خوانندگان

امام زمان عزا دار است جشن نميخواهد
پس از به خاك و خون كشيدن بهترين فرزندان اين آب و خاك حالا در آستانه ي نيمه شعبان رژيم آهنگ هاي شاد ميگذارد و چراغاني خياباني بر پا ميكند.
اگر امام زمان را شما ميشناسيد ما هم ميشناسيم بااين همه خونهاي ريخته شده و شكنجه هاي وحشيانه
امام زمان مسلما عزادار است، جشن نميخواهد، عدالت ميخواهد.
پيشنهاد ميكنم همه با هم در اين روز پيراهن مشكي بپوشيم.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 11:16 |
Balatarin

شکنجه های وحشیانه علیه سخنگوی سازمان دانش آموختگان

سایت روز: عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)، 45 روز پیش در حالی در دفتر ستاد شهروند مهدی کروبی بازداشت شد که به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی او رابا خشونت هر چه تمام تر و ضرب و شتم شدید و بدون ارائه هیچ حکمی با خود بردند، اکنون اما با گذشت 45 روز زندان، وی نزدیک به 20 کیلو وزن کم کرده و تعادل روحی و جسمی اش را از دست داده است.

همسر وی که دیروز با وی ملاقات داشته از این وضعیت نگران کننده با روز سخن گفته است.

همسر، برادر و فرزندان عبدالله مومنی روز گذشته در زندان اوین با او در حالی دیدار کردند که این فعال دانشجویی نه قدرت تکلم داشت و نه قدرت راه رفتن.

فاطمه آدینه وند، همسر مومنی که به شدت نگران و ملتهب بود به روز گفت: بچه های من اصلا آقای مومنی را نشناختند و به شدت از دیدن او شوکه شدیم.

وی می افزاید: از زندان اوین او را با ماشین سبز رنگی آوردند؛ از ماشین که پیاده شد اگر من و برادرش او را نمی گرفتیم می افتاد. حتی نمی توانست یک قدم راه برود. کمک کردیم و وارد اتاق ملاقات شدیم.

همسر مومنی با بیان اینکه "آنچه که می دیدیم را باور نمی کردیم" توضیح میدهد: ریش و موهای عبدالله بلند شده و کاملا به هم ریخته و صورتش از فرط لاغری به شدت سیاه شده، زیر چشم ها گود رفته و کبود بود.

خانم ادینه وند می افزاید: صدای عبدالله به شدت لرزان بود و اصلا قدرت حرف زدن نداشت و بچه ها از دیدن وضعیت او به شدت ترسیده و فقط گریه می کردند و مدام می پرسیدند چه بلایی سر بابا اومده؟

به گفته او عبدالله مومنی تعادل روحی و روانی نداشت و فقط احوالپرسی می کرد و مدام می گفت "جای من خوب است".

خانم آدینه وند با بیان اینکه "اگر جای او خوب است پس چرا به این شکل درآمده" می افزاید: تنها چیزی که عبدالله گفت این بود که دو روزست روزه ام. ما دیگر هیچ چیزی از او نشنیدیم.

وی با بیان اینکه همسرش همچنان در انفرادی است و بازجویی او تمام نشده می گوید: همسرم شدیدا تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه است و نزدیک 20 کیلو وزن کم کرده است.

خانم آدینه وند تاکید می کند: آن کسی که امروز دیدیم اصلا عبدالله مومنی نبود؛ فقط یک پوست و استخوانی بود که تعادل روحی و روانی و قدرت حرف زدن وایستادن و راه رفتن نداشت.هیچ چیزی از عبدالله نمانده است.

به گفته همسر مومنی این ملاقات فقط ده دقیقه و در حضور بازجوی این فعال دانشجویی صورت گرفته و بازجو با قرار دادن ضبط صوتی روی میز تمام مکالمات را ضبط کرده است.

همسر مومنی با بیان اینکه "بچه ها شوکه شده و ترسیده اند" می گوید: از وقتی برگشته ایم بچه ها فقط در حال گریه کردن هستند و نگران پدرشان که چه اتفاقی افتاده و نمی توانیم آنها را آرام کنیم.

وی با انتقاد شدید از وضعیت همسرش می افزاید: امروز که گریه بچه ها و وضعیت عبدالله را دیدم به بازجو گفتم آیا این حق ماست در زندگی که 5 شهید داده ایم و عزیزانمان رفته اند تا ما در آرامش زندگی کنیم؟ اکنون با این آدم چه کرده اید؟ چه بلایی سر او آورده اید؟

بازجوی مومنی هیچ پاسخی نداده و زود ملاقات را به پایان رسانده و مجددا مومنی را با ماشین سبز برده اند.

خانم آدینه وند می گوید: یکبار صدام زندگی مرا نابود کرد و شوهرم رفت و شهید شد که بچه های این مملکت و ما در آرامش زندگی کنیم. امروز با دیدن عبدالله در آن وضعیت، باز صدام جلوی چشمان من زنده شد. چیزی از عبدالله من نمانده و من متاسفم که اینها مدام دم از عدالت میزنند و اینگونه رفتار می کنند.

خانم مومنی که به شدت نگران و ملتهب است، توان صحبت بیش از این راندارد. روز سه شنبه نیز عبدالله مومنی را مجبور کرده بودند با همسرش تماس گرفته و از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و اطلاع رسانی درباره او انجام ندهد. در این تماس تلفنی مومنی با لحنی به شدت عصبی و صدایی لرزان از همسرش خواسته بود: "به جای مصاحبه درباره پرونده و وضعیت من، به بچه داری بپرداز."

از سوی دیگر همسر مومنی روز دوشنبه خبر از تماس تلفنی این فعال سرشناس دانشجویی داده و گفته بود: صدای او به قدری ضعیف و بریده بود که در کلام اول او را نشناختم. او در جملات کوتاه و بریده بریده خود تصریح کرد که در زندان انفرادی و زیر فشار شدید بازجویی است.

فاطمه ادینه وند با بیان اینکه "این اولین بار نیست که عبدالله مومنی بازداشت و زندان انفرادی را تجربه می کند اما لحن صدای او و نحوه صحبتهایش نشان می داد که شدیدا تحت فشار قرار دارد"، نسبت به زیر فشار بودن فعالان سیاسی برای اعتراف ساختگی هشدار داده و گفته بود: "من در پایان تماس تلفنی به عبدالله تاکید کردم که مبادا از قرص هایی که به آقای ابطحی دادند و او را مجبور به اعتراف ساختگی کرده‌اند بخورد."

این مصاحبه چنان بازجو ها را به هراس انداخت که این زندانی را که بیش از 50 روز است در انفرادی و در شرایط ایزوله کامل و تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی قرار دارد مجبور کردند با همسرش تماس بگیرد و با عصبانیت از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و پیگیری در باره پرونده و وضعیت او انجام ندهد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 11:15 |
Balatarin

موسوی با اقدام عليه نظام از حوزه انقلاب خارج می ‌شود

خبرگزاری سپاه پاسداران ( فارس): یک نماینده مجلس شورای اسلامی با تاكيد بر اين كه بايد تمامي گروه‌ها و جريانات سياسي فضاي كشور را به سوي آرامش و پيشرفت و تحقق آرمان‌هاي انقلاب پيش ببرند گفت: اقدام بر ضد نظام، موسوي را از حوزه انقلاب خارج مي‌كند.

علي مطهري در پاسخ به سئوالي درباره واكنش‌ موسوي به نتيجه انتخابات اخير گفت: ممكن است ايشان درباره درستي انتخابات هنوز قانع نشده باشد حال يا از نظر نحوه شمارش آرا و يا از نظر روش‌هايي كه آقاي احمدي نژاد براي جلب آراي مردم به كار برد و رفتار انتخاباتي ايشان و خلاصه شخصا مشروعيتي براي رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد قائل نباشد.

وي افزود: اين امر دو حالت دارد يا ايشان عملا تابع نظام خواهد بود و اقدام عملي عليه نظام صورت نخواهد داد و يا اينكه دست به اقدامات عملي خواهد زد.به نظر من در صورت اول ايشان همچنان در دايره نظام اسلامي است و خارج نشده زيرا متابعت از ولي فقيه متابعت عملي است نه متابعت فكري يعني ممكن است كسي در مسئله اي در مقام فكر و انديشه نسبت به نظر ولي فقيه قانع نشده باشد اما بگويد در عمل تابعم ولي در صورت دوم يعني اگر علاوه بر اينكه دولت را نامشروع مي داند اقدام عملي هم بر ضد نظام انجام دهد از حوزه انقلاب خارج است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 11:14 |
Balatarin
عجیب ترین حیوانات دنیا (تصویری)
جانوران بسیاری در دنیا وجود دارند که در نگاه اکثر مردم چهره ای عجیب و حتی ترسناک محسوب می شوند. متأسفانه خطر انقراض بیشتر این جانوران کمیاب را تهدید می کند و نسل آن ها در حالی از بین می رود که نامشان همچنان ناشناخته باقی مانده است.
 
موش کور دماغ ستاره ای (PA)
 
 


خوک دریایی که در اعماق اقیانوس زندگی می کند. (AP)
 
 


حباب ماهی (AP)
 


خرچنگ یتی، در سال 2005 در اقیانوس آرام، کشف شد. (AP)
 


لاک پشت سفید (BARCROFT MEDIA)

 

موش گوش دراز (PA)

 

این حیوان شباهت زیادی به دارکوب دارد و برای یافتن غذا درخت را سوراخ می کند. (PA)

 

این مارماهی با عادت نامتعارف غذا خوردن یکی از منزجرکننده ترین موجودات دریایی لقب گرفته. (GETTY)

 

لوریس ضعیف که نسلش در معرض انقراض قرار دارد. (Reuters)

 

تمساح هندی (GETTY)

 

ماهی گربه ای مودار (SOLENT)

 

منقارکفشی پرنده ای بزرگ در مناطق آفریقایی است. (Reuters)

 

ماهی پف کرده (AP)

 

بزمجه گردن چین دار یا بزمجه دوچرخه در استرالیا (PA)

 

میمون پوزه دار (Reuters)

 


نوعی میمون محلی در جنگل های غربی برزیل. (HEATHCLIFF O'MALLEY)
 
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 11:7 |
Balatarin
مهدي يزداني خرم هم بازداشت شد


اعتماد ملی: يزداني‌خرم در حالي كه در نشر چشمه مشغول خريد كتاب بود از سوي افراد لباس‌شخصي به بيرون نشر فراخوانده شده و بدون ارائه هرگونه حكمي بازداشت شد.

به گفته شاهدان عيني، لباس‌شخصي‌ها پس از آنكه 15 دقيقه وي را در يك وانت حبس كردند با يك دستگاه خودرو پژو وي را به محل نامعلومي منتقل كردند.

مهدي يزداني خرم اخيرا به مدت يك هفته در بيمارستان بستري بود و پزشكان دليل بيماري وي را پنيك اعلام كرده بودند. او همچنان تحت نظر پزشك قرار داشت.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 11:4 |
Balatarin
افشاگرى ضحاکان زمانه  و   جنگ ضحاکان در ايران

صفار: پرونده سعید حجاریان و بهزاد نبوی در ماجرای ترور شهید رجایی هنوز بسته

 نشده است.

محمد حسین صفار هرندی از احتمال محاکمه سعید حجاریان و بهزاد نبوی به دلیل دست داشتن در ترور محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر، رئیس جمهور و نخست وزیر اسبق ایران، خبر داد.

محمد حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت احمدی نژاد، از مفتوح بودن پرونده  سعید حجاریان و بهزاد نبوی به دلیل آنچه که وی کوتاهی این دو نفر در تدارک " شرایط امنیتی مناسب" در دوران مسئولیتشان در دولت شهید رجایی نامید، خبر داد.

در سال 1360 پس از ترور شهیدان رجایی و باهنر، شایعاتی مبنی بر دست داشتن بهزاد نبوی درانفجار دفتر نخست وزیری مطرح شد اما این اتهام ثابت نشد.

سخنان صفار هرندی در خصوص مختومه نبودن پرونده مذکور و امکان بازگشایی آن، می تواند نشانه روزهایی بسیار سخت برای اصلاح طلبان جامعه ایران باشد.

تمایل صفار هرندی به بازگشایی پرونده انفجار در دفتر نخست وزیری در سال 1360، می تواند این سئوال را در پیش روی افکار عمومی جامعه ایران قرار دهد که چرا بعد از 26 سال تازه به یاد ترور شهیدان رجایی و باهنر افتاده اند؟

صفار هرندی در همایش مذکور درباره کشمیری، عامل انفجار دفتر نخست وزیری در سال 1360، گفت: " آدم‌ها با صورت و ظاهر خودی وارد جمع‌های مختلف می‌شوند؛ آقای کشميری را بايد يکی از پروژه‌های ناگوار انقلاب به حساب آورد. کسی که بسيار در مورد ايشان سوءظن ايجاد شده بود ولی در نهايت زهر خود را ريخت. ما بايد فريب اين موارد را نخوريم و عامل سالم‌سازی در تشکل‌های ما پيشينه‌شناسی از افراد است".

وی افزود: "آقای رجايی آن‌چنان اعتمادی به آقای کشميری داشتند که وقتی ايشان با کيف دستی می‌خواستند به همراه آقای رجايی به نزد امام بروند و با مقاومت محافظان امام روبه‌رو شدند، آقای رجايی وساطت ايشان را کرد ولی در نهايت با مقاومت محافظان امام روبه‌رو شدند و آقای کشميری وقتی اين فضا را مشاهده کردند از راه خود برگشتند و به نزد امام نرفتند. احتمال دارد که ايشان می‌خواستند قضيه‌ رخداده برای دفتر نخست‌وزيری را در دفتر امام به وجود بياورند."

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=80157

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 11:2 |
Balatarin
خاطره قالیباف از رویت امام زمان در خواب
«من دیشب خواب آقا امام زمان(عج) را دیدم، ایشان به من گفتند که فردا نباید از آن مسیر عملیات کنید و مسیر دیگری را برای عملیات به من نشان دادند و...»
محمدباقر قالیباف که در دوران دفاع مقدس فرمانده لشکر نصر خراسان بوده در وبسایت خود خاطره ای را در مورد خود نقل کرده است.

قالیباف نوشته است:

یکی از مشکلاتی که در راه اثبات کارآمدی دین در اداره جامعه با آن مواجه هستیم، هزینه کردن دین برای پوشاندن نقص ها و کم کاریهایمان است، که مصداق آن را در جاهای مختلف می توانیم ببینیم.

در ایام جنگ یک روز به یکی از رزمندگان دستور دادم تا برای شناسایی قبل از عملیات، مسیری را شناسایی کند تا از آن معبر عملیات کنیم. فردای آن روز وقتی به سنگر رفتم دیدم همه بچه های لشکر جمع هستند؛ رزمنده ای که قرار بود کار شناسایی را انجام دهد برای بچه های لشکر صحبت می کرد.بدون اینکه کسی متوجه حضورم شود به حرفهای او گوش دادم.

داشت به بچه ها می گفت: «من دیشب خواب آقا امام زمان(عج) را دیدم، ایشان به من گفتند که فردا نباید از آن مسیر عملیات کنید و مسیر دیگری را برای عملیات به من نشان دادند و...»

کاسه صبرم لبریز شد. رفتم جلو و پس گردنی محکمی بهش زدم. کلی دعوایش کردم که «این حرفها چیه می زنی؟» بعد با همان عصبانیت گفتم: «برو به همان محوری که امام زمان در خواب به تو گفته و آن محور را شناسایی کن. ما که توی خواب تو نبودیم که ببینیم امام زمان چه محوری رو برای شناسایی و عملیات معرفی کرده!»

چند ساعت بعد از این حرفها و درگیری لفظی، این رزمنده آمد پیشم وگفت: «حاج باقر معذرت میخواهم؛ ببخشید. اون حرفهایی که داشتم به بچه های لشکر در مورد خوابم می گفتم همش دروغ بود. حلالم کنید.»

از او پرسیدم: «چرا این حرفها رو زدی ؟»

جواب داد : «حاج آقا راستش رو بخواهید ترسیده بودم برای شناسایی برم. برای اینکه شما من رو از شناسایی آن محور معاف کنید مجبور شدم این حرفها رو بزنم؛ ببخشید. آخه خیلی ترسیده بودم»
بعد از شنیدن حرفهاش از او خواهش کردم به مشهد برگردد و دیگر به لشکر ما نیاید.

همیشه دیده ام آدمهایی را که برای نقصها و کم کاریهایی که درکارهایشان دارند از دین هزینه می کنند. برای اینکه خود را حفظ کنند دین را سپر خود قرار می دهند. و چه ضربه های از این راه به دین وارد شده و چه انحرافهایی که در دین آمده است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 1:34 |
Balatarin
لو رفتن استاد جعلی دردانشگاه همدان
روزنامه اعتمادملی از فردی خبر داد که با مدرک قلابی در دانشگاه تدریس کرده است.

اعتماد ملی نوشت:

یکی از اعضای هیات علمی‌دانشگاهی در استان سمنان به یکی دیگر از همکاران خود اطلاع می‌دهد که فردی همنام وی و در رشته وی در دانشگاهی در استان همدان تدریس می‌کند. پس از اصرار استاد مذکور تحریک می‌شود که قضیه را پیگیری کند‌ و معلوم می‌شود که‌ این فرد قبلا در مغازه فتوکپی کار می‌کرده و هنگامی ‌که استاد مذکور مدرک خود را به او می‌دهد تا کپی بگیرد وی آن را اسکن کرده و سپس با تغییر عکس یک مدرک جعلی اما با همان نام تهیه کرده و خود را با ‌این نام و مدرک معرفی کرده و در استان همدان به عضویت هیات علمی‌ در می‌آید و یک ترم هم تدریس کرده و خود را آماده تدریس ترم دوم می‌کند که قضیه لو می‌رود.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 1:29 |
Balatarin
عکس جهان نیوز از یک متخلف

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 1:27 |
Balatarin
شجاع ترین وزیر کابینه
 
دکتر حمید بهبهانی ، وزیر راه در طول سالهای گذشته همواره چه در مقام استاد دانشگاه ، معاون شهردار و یا وزیر و معاون وزیر در کنار محمود احمدی نِژاد بوده است. شاید به دلیل همین سابقه است که علیرغم حاشیه های بسیار در دوره های مختلف فعالیت در دانشگاه علم و صنعت، شهرداری تهران و این اواخر هم در وزارت راه هیچگاه ترسی برای استعفا و یا کنار گذاشته شدن سراغ بهبهانی نیامده است.

به گزارش «شفاف»، شاید اگر حمید بهبهانی کمی به دور و اطراف خود در خارج از مرزهای داخلی نگاه می کرد، متوجه می شد که اغلب مدیران و مسئولانی که با چنین حوادث و اتفاقات ناگواری در حوزه مسئولیت شان مواجه می شوند در اولین قدم، راه عذرخواهی و استعفا را در پیش می گیرند تا شاید از این طریق توانسته باشند قدری از خشم و عصبانیت مردم کشورشان را فرو بنشانند.

کافی است به چند مورد از استعفاهایی که در کشورهای مختلف دنیا و به دلایل گوناگون صورت گرفته نگاهی بیندازیم تا اهمیت موضوع روشن تر شود.

1- وزیر اقتصاد پرتغال به علت شکلک درآوردن در پارلمان و توهین به یکی از نمایندگان حزب مخالف مجبور به استعفا شد.

2- نخست وزیر پرو با پذیرش هزینه های سیاسی درگیریهای 5 ژوئن سال جاری میان سرخپوستان و نیروهای پلیس که منجر به کشته شدن 24 مامور و 10 شهروند گردید، از سمت خود استعفاء کرد.

3- شیوراج پاتیل ، وزیر کشور هند به دلیل ناتوانی در تامین امنیت داخلی کشورش مورد انتقاد شدید رسانه ها قرار گرفت و نامه استعفای خود را برای نخست وزیر هند فرستاد.

4- وزیر بهداشت اسبق انگلیس دلیل استعفای خود را مشغله کاری و تلاش برای ادامه تحقیقاتش در کالج سلطنتی انگلیس عنوان کرده بود.

این در حالی است که بهبهانی وزیر راه در بهمن سال 87 و به دنبال سقوط یک فروند هواپیمای 140 که منجر به کشته شدن 5 سرنشین آن شد، اعلام کرد که "ایمنی در اولویت برنامه های حمل و نقل کشور قرار دارد و سعی کرده ایم آمار حوادث در این بخش را به میزان قابل توجهی پایین بیاوریم."

وزیر راه همان زمان در خصوص علت این سانحه گفته بود که "در چند سال اخیر هیچ گونه سانحه سقوط هواپیما نداشته ایم. البته به طور جزیی ترکیدگی لاستیک و یا آتش گرفتن چرخ هواپیما رخ داده است اما خطرات جدی نبوده اند که تلفات جانی در پی داشته باشند".

و حالا کشته شدن قریب به 200 نفر از هموطنان در دو حادثه هوایی اخیر در قزوین و مشهد نیز برای کنار رفتن بهبهانی از وزارت راه کافی نیست و او بدون اینکه خم به ابرو بیاورد و بخواهد از مردم بابت این اتفاقات تلخ عذرخواهی کند، همچنان بر مسند کار قرار دارد.
 پس او را باید نترس ترین وزیر دولت دهم نامید که بدون هیچ ترس و واهمه ای از حوادثی که به وقوع می پیوندد، صندلی وزارت را رها نمی کند!!

چه می دانیم! شاید در معرض خطر رای مجدد گرفتن کابینه در اواخر فعالیت آن مانع این اقدام شجاعانه بهبهانی شده است.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 1:23 |
Balatarin
عکس جالب از سید حسن خمینی
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 1:19 |
Balatarin

 

فیلم؛ امامی کاشانی خطاب به امام زمان: اوضاع خرابه! کجايی؟

 

15:18 » 

 

14:40 » 

 

 

11:17 » 

 

 

10:24 » 
10:22 » 

 

احمدی نژاد: کسی منتظر تبریک گفتن شما نیست (14مرداد)

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 1:4 |
Balatarin

انتقاد از حضور نمایندگان اروپا در تحلیف احمدی‌نژاد

با حضور نماینده شورای اتحادیه اروپا در مراسم تحلیف احمدی‌نژاد برای ریاست جمهوری، محافل سیاسی آلمان به شدت از این اقدام انتقاد کردند. سخنگوی حزب دموکرات مسیحی در پارلمان آلمان از دولت سوئد به خاطر فرستادن سفیر خود که نماینده شورای اروپا در ایران به شمار می‌رود، انتقاد کرد. بیشتر کشورهای اروپایی در سطح پایین دیپلماتیک در مراسم شرکت کردند. حزب سبزهای آلمان نیز به شدت از شرکت نماینده‌ی شورای اروپا انتقاد کرد و آن را بی‌حرمتی به مبارزات مردم ایران دانست. وزارت خارجه سوئد در پاسخ به انتقادات گفته است که مشارکت سفیر سوئد در مراسم تحلیف به معنای مشروعیت بخشیدن به انتخاب احمدی‌نژاد نیست، و هدف آن تنها "حفظ کانال ارتباطی" با دولت ایران است.http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4544395,00.html

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 1:0 |
Balatarin

آيت الله صانعى: منتشر كنندگان

 اعترافات كيفر عمل خائنانه خود را

 خواهند ديد .

 

۱۳۸۸/۰۵/۱۴
آيت الله يوسف صانعى، از مراجع تقليد شيعه در قم، با انتقاد از سركوب هاى پس از انتخابات رياست جمهورى در ايران، اعتراف متهمان به «انقلاب مخملى» را بى ارزش دانست.

قوه قضاييه جمهورى اسلامى ايران روز شنبه دادگاه يكصد نفر از افرادى كه به ايجاد نا آرامى پس از انتخابات و اقدام براى «كودتاى مخملى»  متهم شده اند را برگزار كرد.

در اين دادگاه افراد سرشناسى چون محمد على ابطحى، معاون رييس جمهور سابق ايران، محسن ميردامادى، دبير كل جبهه مشاركت، بهزاد نبوى، از اعضاى مجاهدين انقلاب و وزير در كابينه محمدعلى رجايى و عبدالله رمضان زاده، سخنگوى دولت محمد خاتمى، حاضر شدند.

محمد على ابطحى و محمد عطريانفر، عضو حزب كارگزاران سازندگى، در حالى كه وزن خود را از دست داده بودند در دادگاه مواضعى با عنوان «اعتراف» و بر خلاف ديدگاه هاى قبلى خود در باره نحوه برگزارى انتخابات رياست جمهورى دهم بر زبان آوردند.

آيت الله صانعى در بيانيه روز چهارشنبه خود با اعلام اينكه برگزارى دادگاه اين متهمان «در نظام قضايى جهان كم سابقه است» گفته است: «همه كسانى كه به نحوى در نشر اين گونه اعتراف ها دخيل بوده اند، در گناه آن ها شريك و سهيم مى باشند و همه آن ها مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروى مردم هستند.»

وى افزوده است: اين افراد «خواه ناخواه در زمانى نه چندان دور، قبل از جزاى آخرت، كيفر و جزاى عمل خائنانه خود را در اين دنيا و در محكمه اى صالح و عادلانه خواهند ديد.»

«همه كسانى كه به نحوى در نشر اين گونه اعتراف ها دخيل بوده اند، در گناه آن ها شريك و سهيم مى باشند و همه آن ها مستوجب عذاب افترا و تضييع آبروى مردم هستند.»

آیت الله یوسف صانعی
اين مرجع تقليد خواستار بى اعتنايى به اين اعتراف ها شده و گفته است: «ترتيب اثر دادن به آن ها هر چند بسيار ناچيز باشد، اعتماد و اعتنا به ظالمين به حقوق ملت و كرامت انسان ها بوده و مخالفتى روشن و آشكار با قرآن و وحى و حكم الهى مى باشد.»

آيت الله صانعى، اعتراف هاى گرفته شده را «بى ارزش» خوانده، «آن هم تنها به اين دليل كه در زندان گرفته شده و حسب فرموده امير المؤمنين (عليه السلام) اقرار در زندان و حبس اعتبار نداشته و ندارد.»

در جريان اعتراض هاى خيابانى به نتيجه انتخابات رياست جمهورى كه هنوز به صورت پراكنده ادامه دارد صدها نفر از فعالان سياسى، مدنى، روزنامه نگاران و معترضان عادى بازداشت شده اند.

قرار بود دومين دادگاه متهمان به اغتشاش و آشوب هاى خيابانى روز پنجشنبه در تهران برگزار شود ولى اين دادگاه به دلايل نامعلوم تا روز شنبه به تعويق افتاده است.

محاكمه فعالان سياسى اصلاح طلب كه با پخش اظهارات آنها در تلويزيون دولتى ايران همراه شده است انتقادهاى گسترده اى را به دنبال داشته و منتقدين، اعترافات متهمان را فاقد اعتبار و ناشى از فشارهاى روحى و جسمى به آنها عنوان كرده اند.

حزب كارگزاران سازندگى كه به اكبر هاشمى رفسنجانى نزديك است نیز در بيانيه جداگانه اى، برگزارى دادگاه روز شنبه را «عجولانه و بدون تشريفات قانونى» دانسته و گفته است: «اين دادگاه به جاى كيفرخواست حقوقى با قرائت يك بيانيه سياسى تمام عيار آغاز و بدون رعايت تشريفات قانونى از جمله حقوق بر حق افراد در انتخاب وكيل ادامه يافت.»

اين حزب با دعوت مسئولان به «اعتدال» تاكيد كرده است: «ادامه برخورد هاى غير قانونى با فرزندان در بند انقلاب و نظام و استفاده ابزارى از ايشان براى اعلام مواضعى كه هيچ ارزشى قانونى و حقوقى و مبناى شرعى نداشته و بستن همه راه هاى حقوقى ملت ، باعث پيچيده تر شدن اوضاع و افزايش نگرانى عمومى خواهد شد.»

فعالان سياسى در ايران گفته اند كه هدف از برگزارى اين دادگاه، «انحراف افكار عمومى» از اتفاقاتى است كه در بازداشتگاه هاى ايران عليه دستگير شدگان حوادث پس از انتخابات رخ داده است.

مقام هاى جمهورى اسلامى ايران مرگ حداقل دو نفر را در اين بازداشتگاه ها تاييد كرده و بازداشتگاه كهريزك وابسته به نيروى انتظامى نيز به دليل آنچه «غير استاندارد» بودن خوانده شده از سوى رهبر جمهورى اسلامى ايران تعطيل شده است.

اين در حالى است كه هنوز از سرنوشت صدها زندانى حوادث اخیر هيچ خبرى منتشر نشده است.
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 0:59 |
Balatarin

سخنگوی کاخ سفيد اظهارات خود

 درباره احمدی نژاد را تصحيح کرد.

 

رابرت گيبس، سخنگوی کاخ سفيد

۱۳۸۸/۰۵/۱۴
رابرت گيبس، سخنگوی کاخ سفيد روز چهارشنبه اظهارات روز گذشته خود درباره اینکه محمود احمدی نژاد را «رييس جمهور منتخب» معرفی کرده بود تصحيح کرد.

آقای گيبس در کنفرانس خبری روز سه شنبه در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره به رسميت شناختن محمود احمدی نژاد به عنوان رييس جمهور مشروع ايران، گفته بود: او رييس جمهور منتخب است.

اين در حالی است رابرت گيبس روز چهارشنبه به خبرنگاران گفت: بگذاريد آنچه را که ديروز گفتم کمی تصحيح بکنم.

وی اضافه کرد: محمود احمدی نژاد مراسم تحليف را انجام داده و اين يک واقعيت است. ولی اين برعهده مردم ايران است که درباره منصفانه بودن انتخابات رياست جمهوری در کشورشان قضاوت کنند.

رابرت گيبس تصريح کرد: واضح است که ايرانی ها درباره منصفانه بودن اين انتخابات پرسش هايی دارند، پس  تصمیم گیری در این باره را به آنها واگذار کنیم.

مراسم تحليف محمود احمدی نژاد روز چهارشنبه در مجلس شورای اسلامی برگزار شد. اين مراسم در حالی برگزار شد که گزارش هايی از تجمع های اعتراضی در سطح تهران منتشر شده است.

در همين زمينه، بريتانيا، آمريکا، آلمان و فرانسه اعلام کردند که از ارسال پيام های تبريک به رييس جمهور ايران خودداری خواهند کرد.

محمود احمدی نژاد روز چهارشنبه در مراسم تحليف خود با اشاره به عدم ارسال تبريک از سوی کشورهای غربی، خطاب به آنان گفته است: « کسی در ايران منتظر پيام تبريک شما نيست و ملت ايران نه برای اخم های شما و نه برای تبريک‌ها و لبخند‌های شما ارزشی‌ قائل نيست.»

مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوری محمود احمدی‌نژاد روز دوشنبه توسط آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و در غياب چهره‌های شاخصی چون اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، انجام شد.

پس از آن که وزارت کشور ايران محمود احمدی نژاد را پيروز انتخابات رياست جمهوری اعلام کرد، تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد تظاهرات معترضان بود که به گفته مقامات دولت ايران در اين راهپيمايی ها ۳۰ نفر کشته شده اند.

اين در حالی است که گروههای حامی حقوق بشر می گويند تعداد کشته شدگان بسيار بيشتر از آمار دولت ايران است.

ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد انتخابات رياست جمهوری، نيز با اعتراض به نتيجه انتخابات، می گويند به علت تخلفات و تقلب گسترده در انتخابات، دولت بر آمده از اين انتخابات مشروعيت ندارد. http://www.radiofarda.com/content/o2_white_house_reverses_statement_on_ahmadinejad/1793421.html
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Aug 2009 و ساعت 0:58 |