به گزارش ايلنا، خانواده آيتالله سيد محمود طالقاني در اطلاعيهاي اعلام كردند: ازآنجايي كه خانواده آيت الله طالقاني طبق سنوات گذشته، امسال نتوانسته است مراسم بزرگداشت سيامين سالگرد درگذشتآن مرحوم را در حسينيه ارشاد برگزار كند، لذا روز چهارشنبه 18 شهريور ماه ساعت 17 در خيابان سعدي، خيابان هدايت، پلاك 149 جهت تلاوت قرآن كريم مقدم دوستان و ياران آيتالله طالقاني را گرامي ميداريم.
به گزارش ايلنا، خانواده آيتالله سيد محمود طالقاني در اطلاعيهاي اعلام كردند: ازآنجايي كه خانواده آيت الله طالقاني طبق سنوات گذشته، امسال نتوانسته است مراسم بزرگداشت سيامين سالگرد درگذشتآن مرحوم را در حسينيه ارشاد برگزار كند، لذا روز چهارشنبه 18 شهريور ماه ساعت 17 در خيابان سعدي، خيابان هدايت، پلاك 149 جهت تلاوت قرآن كريم مقدم دوستان و ياران آيتالله طالقاني را گرامي ميداريم.
گروه های خود جوش مردمی با حضور در خیابان ها ومیادین یادشده تلاش دارند نشان دهند که به راه اعتراضی خود ادامه می دهند.با خنک تر شدن هوا تعداد بیشتر ی از مردم معترض به سمت خیابان 17 شهریور حرکت می کنند.تا با گرامیداشت قیام خونین مردم در17 شهریور 57, مخالفت خود را با حکومت استبدادی آخوندی ابراز دارند.
https://www.ina-newsagency.com/News-Details.aspx?newsId=26718&back=1
بیسوادی و کمسوادی در ایران؛ یک قرن پیکار
کمحاصل
توانایی خواندن و نوشتن شهروندان از مهمترین پیششرطهای پیشرفت و توسعه کشورها به شمار میرود. سازمان ملل ۸ سپتامبر را روز جهانی سوادآموزی اعلام کرده و از همه کشورها میخواهد تا سال ۲۰۱۵ شمار بیسوادان را به نصف کاهش دهند.
هدفهای دوم و سوم از هدفهای هشتگانهی هزاره سوم به آموزش اختصاص دارد. همهی کشورهای عضو سازمان ملل متعهد شدهاند، در راه تحقق این هدفها تلاش کنند.
کاهش پنجاه درصدی بیسوادی هدفی است که دست یافتن به آن برای کشورهای کمتر توسعه یافته و فقیر بسیار دشوار است. گرچه این کشورها بیش از کشورهای صنعتی با این مشکل مواجهاند. مطابق برآوردهای یونسکو بیشترین بیسوادان جهان در جنوب آسیا، آفریقا و برخی کشورهای عربی زندگی میکنند.
یک پنجم بزرگسالان جهان بیسوادند
بنابر آمار سازمان ملل متحد بیش از ۷۷۰ میلیون نفر از مردم جهان بیسوادند. به این ترتیب از هر پنج نفری که دوران نوجوانی را پشت سر گذاشته، یکی خواندن و نوشتن نمیتواند.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: هشتم سپتامبر روز جهانی سوادآموزی استاین آمار بیانگر وضعیت نسبی همهی کشورها نیست. تراکم بیسوادان در برخی از مناطق بسیار شدید است. بیش از نیمی از این افراد در جنوب آفریقا و هند زندگی میکنند. شمار شهروندان بیسواد و کمسواد ایران نیز به نسبت جمعیتاش قابل ملاحظه است.
بیسوادی و به ویژه کمسوادی در برخی کشورهای پیشرفته نیز ابعادی دور از انتظار دارد. شمار این افراد در آلمان تا چهار میلیون نفر تخمین زده میشود. این تعداد حدود ۵ درصد جمعیت ساکن آلمان را تشکیل میدهند.
در برخی از ایالتهای آلمان نه سال و در برخی دیگر سیزده سال مدرسه رفتن اجباری است. با این همه سالانه ۷۵ هزار نفر پیش از به پایان رساندن این دوران مدرسه را ترک میکنند. بسیاری از بیسوادان و کمسوادان آلمان دوران تحصیل ابتدایی را طی کردهاند اما جزو کسانی محسوب میشوند که به اندازه کافی توان خواندن و نوشتن ندارند.
تعریفهای متفاوت از بیسوادی
میزان «سواد» افراد به نسبت انتظاراتی سنجیده میشود که هر جامعه از شهروندان خود دارد. اکثر چهار میلیون بیسواد آلمانی همچون ۱۲ میلیون نفری که در انگلستان به این عنوان شناخته میشوند، میتوانند در کشورهای کمتر توسعه یافته در شمار باسوادان قرار داده شوند. در کشورهایی چون ایران هر کس دوران آموزش ابتدایی را تمام کرده باشد در شمار باسوادان قرار میگیرد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: بنابر آمار سازمان ملل متحد بیش از ۷۷۰ میلیون نفر از مردم جهان بیسوادند. در کشورهای اروپایی کسانی که توانایی تشخیص حروف یا خواندن کلمات ساده را دارند، اما فهم مطالب ساده روزنامه برایشان دشوار است و اطلاعاتشان را از راه خواندن کسب نمیکنند کمسواد و حتا بیسواد شمرده میشوند. در جاهایی نوشتن نام، تشخیص اعداد و توانایی امضا کردن برای باسواد خوانده شدن کافی است.
افزایش سن، کاهش دانشآموزان
برابر نتایج سرشماری سال ۸۵ در ایران، در این سال نزدیک به ۱۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر در حال تحصیل بودهاند. از اینها ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر دوره ابتدایی و ۳ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر دورهی راهنمایی را میگذراندند.
تعداد دانش آموزانی که از مرحلهی ابتدایی عبور میکنند در حالی به شدت کاهش مییابد که این نسبت با توجه به تغییر ترکیب سنی جمعیت باید برعکس میبود. شمار نوآموزان در دههی هشتاد خورشیدی مدام رو به کاهش بوده است.
مطابق همین آمار ۳۶ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر نیز باسواد هستند. این آمار با در نظر داشتن تعداد کودکانی که به سن تحصیل نرسیدهاند، تعداد بیسوادان مطلق ایران را بیش از ۱۲ میلیون نفر نشان میدهد. منابع رسمی این رقم را حدود ده میلیون نفر ذکر میکنند.
یک سوم جمعیت ایران بیسواد یا کمسوادند؟
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: برآورد دقیق تعداد کسانی که واقعا بیسواد هستند، کار سادهای نیست. با بررسی روند رو به کاهش ادامهی تحصیل بعد از دوران ابتدایی، کیفیت آموزش در مدرسهها و آمار مربوط به سرانهی مطالعه در ایران میتوان نتیجه گرفت که تعداد افراد کمسوادی که توان خواندن و نوشتن ندارد بسیار بیشتر از کسانی است که در آمار رسمی «بیسواد» معرفی میشوند. گرچه برخی مانند علی ابراهیمیان، معاون آموزشی نهضت سوادآموزی، معتقدند «معیار باسواد بودن فقط خواندن و نوشتن نیست.»
خبرگزاری فارس هجدهم اردیبهشت ۸۷ از قول ابراهیمیان تعداد بیسوادان و کمسوادان ایران را ۲۸ میلیون نفر اعلام کرد. او میگوید: «آمار باسوادی باید تعریف عملیاتی داشته باشد و این از وظایف آموزش و پرورش است.»
خبرگزاری مهر دهم دیماه ۸۷ به نقل از ابراهیمان جمعیت بیسواد و کمسواد را ۲۰ میلیون نفر گزارش کرده. ظاهرا یکی از این دو منبع در ثبت ارقام اشتباه کرده است. با توجه به این آمار، در خوش بینانهترین حالت نیز لااقل یک سوم جمعیت فعال کشور قادر به خواندن و نوشتن نیستند.
صد سالگی آموزش اجباری کودکان
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: یکی از کلاسهای سوادآموزی در آلمانهشتم سپتامبر روز جهانی سوادآموزی است. برخی از کشورها، چون ایران روز دیگری را به این مناسبت اختصاص دادهاند که با مناسبتهای دیگر ارتباط دارد. سال ۱۳۸۸ درست یک قرن از اجباری شدن آموزش همگانی کودکان هفت سال به بالا در ایران میگذرد.
دو سال پیش از این تاریخ، ۱۲۸۶، مشروطه خواهان شیراز نخستین کلاسهای سوادآموزی به بزرگسالان (اکابر) را به راه انداخته بودند. در نیمهی نخست این یک قرن آموزش خواندن و نوشتن در سطح گستردهای رواج نیافت و عملی نشد. از اوایل دههی ۴۰ خورشیدی، ابتدا با تشکیل سپاه دانش و بعد با تاسیس «کمیته ملی پیکار با بیسوادی» تحول اندکی در فعالیتهای آموزشی در ایران به وجود آمد.
جمهوری اسلامی و نهضت ناکام
با شکل گیری جمهوری اسلامی، هفتم دیماه ۱۳۸۵ «سازمان نهضت سوادآموزی» به دستور آیتالله خمینی تشکیل شد. ناکامی این «نهضت» را در برنامههایی که در سالهای بعد به راه افتاد، میتوان مشاهده کرد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: میزان «سواد» افراد به نسبت انتظاراتی سنجیده میشود که هر جامعه از شهروندان خود دارد. در سال ۶۱ طرح ضربتی سوادآموزی، یک سال بعد طرح آموزش فرد به فرد (برای آموزش بیسوادان توسط افراد خانواده) و در ادامه برنامههایی چون «سرباز معلم» (شکل دیگری از سپاه دانش انقلاب سفید محمدرضا شاه) به اجرا درآمدند.
در سه دههی گذشته طرحهای دیگری نیز با نامهای دیگر در دستور کار قرار گرفته که اغلب شاهدی بر ناکامی طرحهای قبلی هستند. این طرحها لااقل در قیاس با هدفهایی که برای آنها تعریف شده، از جمله به صفر رساندن بیسوادان بین ۱۰ تا ۲۹ سال، ناموفق بودهاند.
مسئولان گاهی برای نشان دادن پیشرفت برنامهها آمار متفاوتی اعلام میکنند، اما از آمار رسمی و سخنان پراکندهی برخی از آنها میتوان دید که تعداد بیسوادان در فاصلهی دو سر شماری سال ۷۵ و ۸۵ کاهش نیافته است.
وزارتخانهی ورشکسته، وزیر «ذلیل»
برخی از مشکلات آموزش در ایران ساختاری هستند و به سادگی برطرف نمیشوند. وضعیت مدرسهها نمونهای از این مشکلات است. نیمی از دانشآموزان در اتاقهای غیرمقاوم و محتاج بازسازی درس میخوانند.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: یک کلاس سوادآموزی در افغانستانگذشته از ضعفهای مدیریتی و برنامههایی که در عمل به نتایج مطلوب نرسیدهاند، کسری بودجه از دغدغههای همیشگی نظام آموزشی کشور است.
وزیر سابق آموزش و پرورش، علیرضا علیاحمدی، بهمن ماه سال گذشته در نشستی با فراکسیون فرهنگیان مجلس در مورد بودجهی سال ۸۸ گفت: «من برای کسری بودجه آموزش و پرورش چند بار بغض کردهام و ذلیل شدهام و استیصال من را به این روز انداخت.» چنین اظهاراتی را از وزیران سابق آموزش و پرورش نیز میشد شنید.
به گزارش خبرگزاری مهر علیاحمدی گفته است، ۹۵ درصد بودجهی آموزش و پرورش پرسنلی است. با این همه این وزارتخانه به بسیاری از معلمان بدهکار است و توان انجام تعهدات مالی خود را ندارد.
همهی این معضلات اما مانع از دادن شعار و وعدههای خوشبینانه نمیشود. خبرگزاری ایسنا حدود یک سال پیش، ۱۱ آبان ماه ۸۷، از قول علیاحمدی نوشت: «طی چهار سال آینده جشن پایان بیسوادی را در شهرهای مختلف برگزار خواهیم کرد.»
نویسنده: بهزاد کشمیریپور
تحریریه: شهرام احدی
ماموران امنيتی دفتر کروبی و حزب
اعتماد ملی را بستند .
به گزارش خبرگزاری کار ايران، ايلنا، اسماعيل گرامی مقدم در اين زمينه گفته است: «حوالی ساعت ۱۵ تعدادی از ماموران با حکم دادستان تهران با مراجعه به دفتر آقای کروبی واقع در جنب کاخ سعدآباد ضمن بازرسی محل کار ايشان مبادرت به جمع آوری اسناد و مدارک موجود و نيز CD،رايانه و فيلم کردند.»
به گفته وی، «ماموران همچنين افرادی را که برای ملاقات با آقای کروبی به دفتر ايشان آمده بودند را به همراه شخص دبير کل به خارج از ساختمان هدايت کردند.»
حسين کروبی، فرزند مهدی کروبی، نيز در گفت وگو با راديو فردا، با تاييد خبر مهر و موم اين دفتر می گويد: «دفتر حزب اعتماد ملی نيز مهر و موم شد.»
حسين کروبی در پاسخ به اين پرسش که آيا اسناد و مدارکی در مورد بدرفتاری با بازداشت شدگان در دفتر مهدی کروبی وجود داشت، گفت:« اسناد و مدارکی وجود داشت، ولی اسناد در جاهای ديگری نيز نگهداری می شد و اين طور نيست که با ضبط اسناد در دفتر بگويم همه اسناد را برده اند.»
مهدی کروبی، نامزد معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری، طی ماه های اخير فعاليت های گسترده ای در زمينه ارائه اطلاعات درباره بدرفتاری با بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات رياست جمهوری انجام داده است.
در تازه ترين اقدام، مهدی کروبی مستندات خود در مورد آزار جنسی بازداشت شدگان وقايع اخير را به کميته پيگيری قوه قضائيه ارائه کره است.
در همين حال، حسين کروبی درباره اهداف مهر وموم و ضبط اسناد دفتر مهدی کروبی گفته است: «می خواهند که مهدی کروبی را مرعوب کنند تا اين مسايل را پيگيری نکند و بداند که برخوردهای بعد با ايشان خواهد شد و ايشان را بترسانند و از طرف ديگر شکنجه شدگان نيز جرات نکنند به مهدی کروبی مراجعه کنند.»
طبق این گزارش، سردبیر وب سایت اعتماد ملی نیز به هنگام مهر وموم دفتر مهدی کروبی بازداشت شده است.
دفتر مهدی کروبی در حالی پلمب شده است که روز دوشنبه نيز ماموران با مراجعه به دفتر کميته پيگيری امور بازداشتشدگان که توسط ميرحسين موسوی و مهدی کروبی راهاندازی شده بود، اسناد و مدارک موجود در دفتر را مصادره کردند.
در همين زمينه، عليرضا بهشتی، سخنگوی اين کميته پيگيری، در گفتوگو با سايت اينترنتی سحامنيوز، متعلق به حزب اعتماد ملی، گفته است: «عصر ديروز ماموران امنيتی با اطلاع قبلی به دفتر کميته آمدند و بنابر آن چه که گفته شده بود قرار بود سوالاتی را درباره برخی از مسايل از مسئول دفتر اين کميته بپرسند، ولی با ارائه حکمی که از دادستانی تهران داشتند وسايل و اسناد و مدارک و يک لپتاپ را با خود بردند.»
با تغييرات درقوه قضاييه ايران، آيت الله صادق لاريجانی طی حکمی عباس جعفری دولت آبادی، را به عنوان دادستان انقلاب و عمومی تهران منصوب کرد.
آقای جعفری جايگزين سعيد مرتضوی شد که به مدت شش سال اين سمت را برعهده داشت.
بازداشت الویری
در همین حال، گزارش شده است که مرتضی الویری، از مشاوران مهدی کروبی و عضو کمیته صیانت آرا، روز سه شنبه در منزل خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
به گزارش آسوشیتد پرس، آقای الویری در تماسی تلفنی گفته است :«من هم اکنون توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده ام.»
عاطفه امام آزاد شد
«موج سبز آزادی» پایگاه اطلاعرسانی هواداران میرحسین موسوی، خبر داد که عاطفه امام، فرزند جواد امام، از اعضای بازداشتشدهی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، آزاد شده است.
طبق این گزارش، عاطفه امام در حالی که "وضعیت مناسبی نداشته" توسط نیروهای امنیتی در حاشیه بهشت زهرا رها شده است. «موج سبز آزادی» گزارش میدهد که «عاطفه امام تمام بیست و چهار ساعت گذشته را بدون یک لحظه خوابیدن تحت بازجویی بوده است».
عاطفه امام، فرزند ۱۹ سالهی عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب، بعد از ظهر روز یکشنبه (۱۵ شهریور) توسط افراد ناشناس بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بود.

https://www.ina-newsagency.com/News-Details.aspx?newsId=26682&back=1
ممانعت از ملاقات خانواده های دستگیرشدگان با عزیزانشان
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
روز دوشنبه 16 شهريور ماه حدود 150 نفر از خانواده بازداشت شده ها پیش از ساعت 09:00 صبح به اميد ملاقات با عزيزانشان با دهان روزه و با وجود بدمسير بودن زندان اوين و شرايط سخت رفت و آمد خود را به سالن ملاقات زندان اوين رساندند و با نگراني و اضطراب شديد آرزو مي كردند كه امروز بتوانند عزيز خود را ملاقات کنند .
طبق معمول به عده كمي از خانواده ها ملاقات داده شد و همچنان به عده زيادي از خانواده ها كه تقريبا 3 ماه است عزيزان خود را نديده اند و از وضعيت جسمي و روحي آنها خبر ندارند و فقط توانسته بودند آنها را از طريق تلويزيون هنگام برگزاري دادگاههاي فرمايشي ببينند و یا با تماس تلفني کوتاه صداي آنها را بشنوند اجازه ملاقات داده نشد. و تنها لباس و مقداري پول از خانواده ها گرفته شد تا بدست آنها برسانند.
امروز در سالن ملاقات زندان اوين چهره مادران و پدراني كه اشك مي ريختند و مدتها نتوانستنه بودند عزیزان خود را ملاقات کنند،آنقدر ناراحت کننده بود كه حتي خانواده هاي ديگري كه براي ملاقات با زنداني خود آمده بودند با ديدن اين صحنه در كنار آنها مي نشستند و به آنها دلداري مي دادند و خامنه اي و احمدي نژاد را لعن و نفرين مي كردند و به ماموران مسئول سالن ملاقات مي گفتند مگر اين بچه ها چه گناهي كرده اند كه نبايد خانواده هاي خود را ببينند مگر شما مسلمان نيستيد اشك هاي مادران را نمي بينيد و مسئولان سالن ملاقات به لحنی وحشیانه به آنها مي گفتند شما به كار اين خانواده ها كاري نداشته باشيد مگر شما وكيل و وصي آنها هستيد اينها فعلا ممنوع الملاقات هستند تا دادگاه براي زنداني آنها حكم صادر كند .به اينجا آمدن وقت خود را تلف مي كنند اعتراضي دارند بروند دادگاه انقلاب يا دادستاني .كه صداي اعتراض برخي خانواده ها بالا رفت كه نامسلمان های انسان نما خودتان هم خوب مي دانيد كه به هر كجا كه مي توانستيم رفتيم ،نامه نوشتيم اما دريغ از يك جواب.
از طرفی دیگر به بهانۀ ماه رمضان ساعتهای ملاقاتها را کاهش داده اند و خانواده ها فقط در ساعتهای محدودی که بین ساعت 09:00 تا ساعت 12:00 است می توانند برای ملاقات عزیزانشان مراجعه کنند که به همین نسبت زمان ملاقات را برای خانواده ها را کاهش داده اند و تعدادی از خانواده ها بدلیل کاهش یافتن ساعت ملاقات علیرغم داشتن ملاقات امکان ملاقات با عزیزانشان را نمی یابند
تعداد ديگري از خانواده بازداشت شده ها كه تعداد آنها به 40 نفر مي رسيد براي پيگيري وضعيت عزيزانشان به دادگاه انقلاب مراجعه كردند تا فشارهاي خود مبني بر آزادي بازداشت شده ها را بيشتر كنند و با سایر اعضای خانواده كه به زندان اوين رفته بودند دائم در تماس بودند و به محض شنيدن عدم اجازه براي ملاقات با خشم وارد دادگاه مي شدند و سعي مي كردند كه با دفتر حداد تماس بگيرند و نسبت به اين عمل دادگاه انقلاب اعتراض كنند كه منشي دفتر حداد به تلفن ها يا جواب نمي داد و يا مي گفت تا پرونده و دادگاه تكميل نشود ملاقات داده نمي شود و خانواده ها هم اعتراض مي كردند كه كدام پرونده ،پرونده خيلي وقت است كه تكميل شده چه بلايي مي خواهيد سر آنها بياوريد .اين چه دادگاهي است كه بعد از اين همه مدت هنوز پرونده را تكميل نكرده .نگوييد پرونده تكميل نيست بگوييد مي خواهيم شما ها را تحت فشار قرار دهیم .
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،برخوردهای غیر انسانی ماموران ولی فقیه در دادگاه انقلاب و زندان اوین با خانواده های دستگیر شدگان و ممانعت از ملاقات با عزیزانشان و عدم پاسخگویی در بارۀ وضعیت و شرایط عزیزانشان را محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار پایان دادن به سکوت و بی عملی در مورد جنایتهای علیه بشریت که این رژیم در ایران مرتکب شده است و ارجاع پرونده نقض حقوق بشر آن به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.
16 شهریور 1388 برابر با 7 سبتامبر 2009
خواهر شهید: شما چطور نام خود را مسلمان گذاشته اید؟
سایت كلمه: زهرا باكري خواهر شهيدان باكري با صدور بيانيه اي منتقدانه نسبت به وقايع اخير موضع گيري كرد. در این بيانيه آمده است: برادرم مهدی باکری به دنبال برقراری حکومت عدل علی بود. شبهایی که شب نامه و اعلامیه به خانه می آورد تا به همراه دیگر برادران و خواهرانمان در خانه های اطراف پخش کنیم به من می گفت : خواهر من، حکومت عدل علی در ایران حاکم خواهد شد. تو دیگر نگران گرسنه خوابیدن بنده های خدا نخواهی بود، دیگر همسایه بی خبر از همسایه اش نخواهد خوابید و هیهات که برادرانم و هزاران شهید دیگر با این آرزوها از همه چیز و همه کس خود گذشتند و امروز عده ای که از گذشتگان عبرت نمی گیرند یا قدرت به آنها اجازه نمی دهد که به خود آیند، با سوء استفاده از نام اسلام و شهدا با مردم هم وطنشان چه می کنند؟ مردمی که تا دیروز که قرار بود برای نمایش قدرت پای صندوقها بیایند انسانهایی باشعور بودند، ولی امروز که خواستار حقشان هستند ، خس و خاشاک و مزدور بیگانه شده اند. شرک را به حدی رسانده اند که یکی از آیات عظام می فرماید: اطاعت از رئیس جمهور اطاعت از خداست !!!!شما چطور نام خود را مسلمان گذاشته اید؟!!شما با بت پرستان قبل از اسلام چه تفاوتی دارید؟!
ممانعت از برگزای مراسم يادبود آيت الله طالقانی
سایت نوروز: به دنبال اقدام خانواده مرحوم آيت الله طالقاني كه به روال همه ساله در صدد برگزاري مراسم سالروز درگذشت آن عالم مجاهد برآمده بودند، مقامات امنيتي طي تماسي با مسئولان موسسه حسينيه ارشاد، با برگزاري اين مراسم مخالفت كردند.
محمد بسته نگار با اعلام اين خبر افزود: بر اين اساس برنامه تدارك ديده شده براي روز چهارشنبه در حسينيه ارشاد لغو مي شود.
خاطرنشان مي شود كه مقامات مسئول پيش از اين از برنامه هاي احياء در مرقد امام (ره) و حتي مراسم افطاري اصلاح طلبان در مسجد اميرالمومنين و افطاري سازمان مجاهدين انقلاب نيز ممانعت به عمل آوردند.
mirhusein.net : به گزارش "ولت آنلاین" آلمان، احمدی نژاد برای در هم شکستن زندانیان سیاسی، جواد آزاده، بازجویی که حرفه خود را در ساواک آموخته، را به خدمت گرفته است. در ادامه گزارش آمده است: جواد آزاده متخصص اعتراف گیری
های اجباری است. به نظر وی، دیر یا زود حقیقت برملا می شود. روزنامه روشنفکری ایتالیا "ایل فوگلیو"، به نقل از خاتمی، درباره وی می نویسد: " او مظهر شکنجه گران قرون وسطی است." جواد آزاده، همان بازجویی است که در سال 1998 متهمین قتل های زنجیره ای را بازجویی می کرد و همسر سعید امامی، متهم اصلی پرونده، را وادار کرده بود تا اتهام وابستگی به اسرائیل و ارتباطات نامشروع خود را بپذیرد. در آن زمان اصلاح طلبان اعمال او را محکوم و محافظه کاران او را طرد کرده بودند، اما اکنون مدتی است که وی دوباره به کار گرفته شده است.
محمد نادریپور، رئیس شاخه دانشجویی ستاد میرحسین موسوی در سیرجان، یکی از این شهداست
موج سبز آزادی : هویت چند تن دیگر از شهدای جنبش سبز مشخص شد. «محمد نادریپور» دانشجوی رشتهی مهندسی عمران دانشکدهی مهندسی سیرجان دانشگاه باهنر کرمان و رئیس شاخهی دانشجویی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در شهرستان سیرجان، یکی دیگر از شهیدان جنبش سبز ایران است که هویت وی به تازگی مشخص شده است. همزمان «موج سبز آزادی» به اطلاعاتی دربارهی چند شهید دیگر دست یافته است که از همگان برای کسب اطلاعات بیشتر دربارهی آنها دعوت به عمل میآورد. (عکس سمت چپ متعلق به شهید نادریپور است)
چند روز پیش فهرست اسامی 72 شهید جنبش سبز که تاکنون به طور قطعی شناسایی شدهاند و هویت آنها محرز شده است، در اینترنت منتشر شد. اما اطلاعات جدید نشان میدهد که تعداد شهدا ممکن است از صد نفر فراتر برود.
یکی از گزارشهای رسیده به «موج سبز آزادی» از هویت سه شهید سبز پرده بر میدارد که پس از کشته شدن در تهران، به استان گلستان منتقل و به خانواده هایشان تحویل داده شدهاند: شهید اسماعیلی از شهر خان به بین در استان گلستان، شهید

دکتر مقصود لو از شهر سرخنکلاته و شهید خانم دکتر رحیمی از شهر گرگان. بر اساس این گزارش، به خانوادههای این سه شهید اجازهی برگزاری هیچ گونه مراسم آزادی داده نشده است و به خانوادهی شهید دکتر رحیمی نیز گفته شده است که: به مردم بگویید او مسموم شده است.
«موج سبز آزادی» همچنین به اطلاعاتی دربارهی شهید دیگری به نام «مجید کمالی» متولد 23 شهریور 1364 و به شماره شناسنامه 1460 متولد یزد و ساکن محلهی امامشهر در شهرستان یزد دست یافته است. وی از فعالان جنبش سبز بوده که در ساعت 6 صبح روز سوم شهریور از سوی نیروهای امنیتی دستگیر میشود و در ساعت 2 بعدازظهر همان روز جنازهی وی را به بیمارستان افشار یزد میبرند، که مسئولان بیمارستان از تحویل گرفتن آن خودداری میکنند. عکس زیر متعلق به مجید کمالی است که دو هفته پیش به جرم سبز بودن، به قتل رسید:
جزئیات شهادت «محمد نادریپور»
به گزارش «موج سبز آزادی» یک منبع موثق به نقل از یکی از بستگان نزدیک شهید نادریپور خبر داد: وی که از دانشجویان فعال قبل و بعد از انتخابات اخیر ریاستجمهوری بود، ساعت هفت بعد از ظهر دهم تیر ماه گذشته پس از خارج شدن از جلسهی امتحان و سوار شدن بر خودرو پراید شخصی خود، بعد از خروج از دانشکده به وسیلهی افراد لباس شخصی ربوده میشود.
این منبع موثق که خواست نامش فاش نشود، افزود: خواهر نادریپور که خود دانشجوی دانشگاه زاهدان است، همان شب طبق معمول با تلفن همراه برادرش تماس میگیرد و متوجه میشود که او گوشی را برنمیدارد. روز بعد نیز دوباره تلاش میکند، اما باز موفق نمیشود. از این رو موضوع را به پدر و مادرش که ساکن روستای "خبر" از توابع شهرستان "بافت" کرمان هستند، اطلاع میدهد.
وی گفت که 48 ساعت پس از ربودن نادریپور، جسد وی درون خودروی وی در گوشهای از شهر سیرجان پیدا میشود، در حالی که قاتل یا قاتلان نه تنها خودروی او را همراه خود نمیبرند، که حتی دستبردی هم به پخش خودرو، کارت شناسایی، کارت سوخت و مقداری پول نقد که همراه شهید مذکور بوده، نمیزنند و این نشان میدهد که انگیزهی قتل کاملا سیاسی بوده و به فعالیت اعتراضی او پس از انتخابات ربط داشته است.
این منبع موثق خبر همچنین به نقل از دوستان و اعضای خانوادهی شهید نادریپور اضافه کرد که وی از جوانان سالم و با صداقت روستا و از دانشجویان خوشنام و متعهد دانشکدهی مهندسی سیرجان بوده و با هیچ شخصی مشکل و نزاع نداشته است؛ نه خودش و نه خانوادهاش.

به گفتهی این منبع، جسد نادریپور پس از انتقال به پزشکی قانونی، کالبدشکافی شده و علت قتل، «ضربهی محکم به پشت سر» اعلام شده است. اما پس از آن، ادارهی آگاهی شهرستان از خانوادهی شهید خواستهاند که فورا جسد را دفن کنند.
این منبع موثق که خود جسد را پیش از کالبدشکافی و دفن از نزدیک دیده است، خاطرنشان کرد که حتی پیراهن نادریپور هم پاره نشده بود و این امر نشان میدهد که او با قاتل یا قاتلانش درگیر نشده و مقاومت نکرده است. لذا اگر انگیزهی قتل، شخصی بود، مقتول از خود واکنش و مقاومت نشان میداد.
به گفتهی این منبع، پس از کالبدشکافی، ماموران انتظامی پیش از تحویل جسد نادریپور، لباسهای او و نیز پتوی روی جسد را سوزاندهاند تا اثری بر جا نماند. همچنین پس از بازدید از خودروی شهید، معلوم میشود که قاتل یا قاتلان پوشش لاستیکی روی فرمان و روی دندهی خودرو را برداشتهاند تا اثر انگشت از خود باقی نگذارند.
وی که در مراسم تدفین نادریپور در زادگاهش در روستای "خبر" شهرستان بافت کرمان حضور داشته است، یادآور شد که عدهای از افراد لباس شخصی و مشکوک و ناشناس که بهنظر می رسد از نیروهای امنیتی بودهاند، در مراسم شرکت داشتند و اوضاع را از نزدیک کنترل میکردند.
منبع خبر اضافه کرد که خانوادهی مرحوم نادریپور از ترس اینکه ممکن است دیگر اعضای خانوادهشان، به خصوص دختر دانشجوی آنها که در زاهدان است، ربوده شوند، سکوت کردند. اما پس از تاکید رهبری مبنی بر لزوم شناسایی و مجازات عوامل خودسر که مرتکب قتل و شکنجهها شدهاند، اکنون خواستار اطلاع رسانی نحوهی کشته شدن فرزندشان هستند.
وی گفت که خانوادهی نادریپور پیش از این برای عدم اعلام رسمی شهادت عزیز از دست رفتهی خود تحت فشار بودهاند و از این رو به مراجع رسمی اعلام شده از سوی مهندس موسوی و جناب کروبی مراجعه نکردهاند، اما اکنون خواستار دیدار با آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی یا اعضا و سخنگوی کمیتهی تشکیل شده برای آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات هستند.
تابناک : رئیس جمهور در پاسخ به آنهایی که می گویند دولت مشورت نمی کند گفت: کی گفته دولت مشورت نمی کند.
وی با بیان اینکه «با بیش از 900 نماینده دیدار داشته ایم» افزود: با کودک 5 ساله هم که نامه نوشته بود گفت و گو کردم. با یک کودک ده ساله که چند نقاشی کشیده بود و پیشنهاداتی درباره ترافیک و... داشت صحبت کردم و از او سئوال کردم که چی به نظرت می رسد.
در تماس یک منبع آگاه (!) با تابناک دیگر مشاوران دولت نیز شناسایی شدند !




سرنوشت نامعلوم معلمان بازداشت شده بلوچستان
فعالان حقوق بشر در ایران
خبرگزاری هرانا : در محدوده زمانی اواخر مردادماه سال جاری طی دو مرحله، نیروهای امنیتی در شهر سراوان با یورش به منازل تنی از معلمان و فرهنگیان این شهر، اقدام به بازداشت دست کم 22 تن نمودند.
دلایل این بازداشت های کم سابقه مشخص نیست ولی وجه مشترک معلمان بازداشت شده تعلق داشتن به اقلیت ملی بلوچ و همچنین سنی مذهب بودن آنان است.
اسامی تعدادی از بازداشت شدگان عبارت است از : محمد صالح اسلام زهی فرزند عطا محمد به همراه مهدی اسلام زهی فرزند 17 ساله خود، علیم جنگی زهی از آموزگاران دبستان باقرخان سراوان، بهروز باهورزهی فرزند پیربخش آموزگار دبستان دوازده اردیبهشت سراوان - علیرضا چاکری فرزند شهدالله معاون دبستان باقرخان سراوان - حمیدرضا چاکری فرزند شهدالله آموزگاردبستان های سراوان - عبدالرحمن روانبخش مهندس کامپیوتر و کارمند اداره آموزش وپرورش سراوان
پس از گذشت حدود یکماه از بازداشت این افراد، تنها دو تن از آنان تاکنون آزاد شده اند و سایر معلمان که بالغ بر 20 تن می شوند کماکان در محلی نامعلوم در بازداشت به سر می برند، پیگیریهای مستمر خانواده های این افراد از نهادهای امنیتی و قضایی نیز تا کنون نتیجه و کسب اطلاعی از سرنوشت آنان را در پی نداشته است. خانواده های افراد بازداشت شده همچنان در نگرانی از سرنوشت بستگان خود به سر می برند.
توام با افزایش فضای امنیتی در بلوچستان منابع مطلع بازداشت این افراد را مرتبط با بازداشتهای گسترده ماههای اخیر بلوچستان که فعالان سیاسی، مذهبی، فرهنگی و حتی بستگان نزدیک فعالان اپوزیسیون بلوچ را شامل شده است می دانند.




