تبليغاتX
hoghoghe-bashar va azadi - iran = ai
Balatarin
خبرنگارآژانس ايران خبر:
از ساعات اولیه بامداد جمع کثیری از مردم تهران به بهانه ی شرکت در نماز جمعه به خیابان های اطراف دانشگاه تهران محل برگزای نماز جمعه این هفته تهران به امامت
اکبر هاشمی رفسنجانی آمدند.خیابان های کارگر شمالی ,قدس ,16 آذر,بلوار كشاورز,وصال شیرازی,فلسطین وایتالیا مملو از جمعیت است. گروه های خود جوش مردمی با حضور گسترده در نماز جمعه این هفته تهران بار دیگراعتراض خود را نسبت به عملکردهای رژیم نشان دادند.محمود احمدی نژاد برای فرار از رویارویی با مخالفان
خود در نماز جمعه در اقدامی غیر منتظره به مشهد رفت تا ضمن عدم شرکت در نماز جمعه بخشی از اخبار کشور را به سفر استانی خود اختصاص دهد. حضور میرحسین موسوی,محمد خاتمی ومهدی کروبی باعث شد تا نیروهای مردمی معترض به نظام و انتخابات حضور پررنگ تری داشته باشند.از صبح جمعه تدابیر امنیتی در اطراف دانشگاه تهران تشدید شد و خیابان های اطراف میدان و خیابان انقلاب توسط نیروهای امنیتی پوشش داده شد.بخش دیگری از نیروهای امنیتی نیز در قالب افراد لباس شخصی و نمازگزار در بین مردم قرار گرفته و سعی در کنترل جمعیت داشتند.ازدحام مردمی در خیابان های اطراف تهران به حدی است که اجازه هرگونه تحرکی از نیروهای امنیتی سلب شده است. با این حال احتمال تشنج و درگیری لحظه به لحظه بیشتر می شود.بخش زیادی از جمعیت با سردادن شعار هایی سیاست های دولت احمدی
نژاد را محکوم و دولت وی را غیر قانونی و نامشروع می دانند.از سوی نیروهای وابسته به بسیج وسپاه تلاش بسیاری برای به انحراف کشیدن اعتراض مردم صورت می گیرد اما این تلاش ها بی نتیجه است.صحن دانشگاه تهران مملو از نمازگزارانی است که با پارچه های سبزرنگ خود اعتراض خود را به اقتدارگرایان نشان می دهند.جمعیت انبوه مردم تهران باردیگر با حضور گسترده در نمازجمعه نمادین اعتراض خود را به گوش سران تمامیت خواه کشور رساندند.نماز جمعه این هفته تهران یک قیام فراگیر دیگر از سوی مردم ایران در اعتراض به عملکرد استبدادی دستگاه حاکمه است.جمعیت معترض از ساعت 8 صبح از نقاط مختلف شهر تهران راهی مرکز شهر و میدان انقلاب شدند.لحظه به لحظه برجمعیت نمازگزاران معترض افزوده می گردد و تقریبا از ساعت 10 صبح صحن دانشگاه تهران از جمعیت نمازگزار و معترض پرشد.سایر نمازگزارن معترض با پرشدن محل اصلی نماز جمعه در دانشگاه و کوچه و خیابان های اصلی دانشگاه در خیابان های 16
آذر,قدس,پورسینا,بلوارکشاورز,ایتالیا,فلسطین و وصال شیرازی حضور یافتند و به صف انبوه نمازگزاران معترض پیوستند .در خیابان های اطراف میدان انقلاب و خیابان های دورتر نیز جمعیت معترض حضور يافته و این جمیعت انبوه از دوسوی میدان انقلاب تا خیابان های جمالزده و ولیعصر قرار گرفته بود.
ادامه دارد......
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 17 Jul 2009 و ساعت 11:40 |
Balatarin

راه بازگشتی نیست؛ مردم خواهان تغییر رژیم هستند

حشمت اله طبرزدی

بالاخره غول جمهوری اسلامی از جعبه ی جادویی اش بیرون آمد. روز گذشته (جمعه) رهبر جمهوری اسلامی به مخالفین اعلام جنگ داد و حتا به نحوی اعلام کرد که آماده ی کشته شدن است. همه ی کسانی که در ۳۰ سال گذشته شاهد سرکوب های شدید مردم از سوی این رژیم بوده اند بر این گمان بودند که با چنین سخنان و اعلام جنگی از سوی خامنه ای چه بر سر مردم خواهد آمد.
اما هر انچه قرار بود اتفاق بیفتد امروز افتاد و رژیم برای سرکوب مخالفین از همه ی توان استفاده کرد. معلوم شد که این غولی که از جعبه ی جادویی بیرون آمد یک موش بیش نیست. البته این غول همان ترس مردم بود که به صورت غول سرکوب جلوه کرده بود. این ترس ،شب گذشته و با فریاد اله اکبر مردم ایران بر پشت بام ها ریخت و معلوم شد هرگاه همه ی مردم با هم باشند، غول به موش تبدیل می شود. با آگاهی که از وقایع امروز و امشب تهران داریم که البته ادامه نیز دارد، با اطمینان اعلام می کنم که خامنه ای جنگ را باخت. اینک باید مشاوران خود را احضار کند و از آن ها بخواهد که چرا او را به این ورطه کشاندند. باید به آن ها بگوید که اسلحه ی تهدید و رعب و وحشت و بگیر و ببند دیگر اثر ندارد. ترس مردم ریخت و مردم در یک انقلاب کامل اما مسالمت آمیز فرو رفتند. اگر تا ۲ روز پیش خواهان این بودند که رای آن ها پس داده شود امروز اما خواهان تغییر این رژیم هستند. دیگر دیر شد و راه بازگشتی نیست. دیگر راه آشتی بسته شد. مردم درگیر جنگی نابرابر شدند. به راستی این ملت چگونه می تواند این سرکوب گران را ببخشد. این ها ملت را درگیر جنگ نابرابر کردند.

در این ماجرا دولت های غربی و طرفدار حقوق بشر باید به این دولت فشار بیاورند و حتا رابطه ی خود با او را قطع کنند. باید اعتصابات سراسری به کمک مردم بیاید. حکومتی که این گونه و با تمام قوا به جنگ ملت خود بیاید راه آشتی را بسته است. زن و مرد و دختر و پسر زیر باتوم و ضربات این لشکر شکست خورده کشته می شوند اما از مرگ نمی هراسند. تا کنون گفته می شد که این نسل، نسلی نیست که برای آزادی آماده ی کشته شدن باشد. اما این جوانان نشان دادند که از نسل انقلابی سال ۵۷ آماده تر هستند. فریاد ما این است که ما را بکشید اما تسلیم نمی شویم. همه ی ما آماده ی کشته شدن هستیم اما هراسی نداریم و از هیچ چیز این ها نمی ترسیم.

هم میهنان آگاه، رژیم امکان کشتار وسیع را ندارد. برای این که حتا نیروهایی که روی آن ها حساب باز کرده است این آمادگی را ندارند که بر روی هم میهنان خود آتش بگشایند. باید همه ی مردم به ویژه بازاریان و کسبه و اداری ها با اعتصاب سراسری به حمایت مردم برخیزند. با این فرمان و سرکوب، اینک مشکل مردم تنها تقلب در انتخابات نیست. مسئله همین سرکوب و خشونت است. تا روز پنجشنبه همه ی اعتراضات ملیونی مسالمت آمیز بود. اما آقای خامنه ای عمدا این اعتراضات ملیونی و مسالمت آمیز را به خشونت کشید تا نکند احاد مردم به آن بپیوندند. واقعیت این است که این رژیم به دست خودش ،شیشه ی عمرش را شکست. روز رهایی از هر زمان نزدیک تر است. این ها فکر کرده بودند که با جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ماه روبرو هستند که با یک سرکوب و بازداشت گسترده آن را خاموش کنند. امروز همه ی مردم به مرور با رژیم درگیر می شوند. ایا آقای خامنه ای صدای اله اکبر مردم بر پشت بام ها را نمی شنود؟ آیا فریاد های مرگ بر دیکتاتور را نمی شنود؟ نکند به او می گویند که این ها نوار است! نکند که او را به جایی برده اند که این صدا ها را نشنود!

من به سهم خود از نیرو های بسیج و سپاه می خواهم که از دستور سرکوب سر پیچی کنند. فاصله ی بین بیم با رهایی، فقط اراده است. کافی است که نترسی. کافی است به مردم بنگری. این جوانانی که اینک در خیابان ها و با دست خالی در مقابل نیرو های تا دندان مسلح ایستاده اند تا دیروز در همین خیابان ها در جشن تبلیغات انتخاباتی در حال رقص و پایکوبی بودند. هیچ کس گمان نمی کرد که همان جوانان، امروز این گونه دلیرانه در مقابل همه ی خشونت بایستند. اما ایستادند.

من از اپوزسیون خارج کشور می خواهم تا با ایجاد همبستگی به حمایت همه جانبه از مردم داخل برخیزند. باید به سازمان ملل و دولت ها فشار آورد تا اجازه ی سرکوب بیشتر به این رژیم خشن و در حال اضمحلال ندهند. مردم به پا خاسته اند و باید آن ها را باور کرد. اقای میرحسین موسوی و کروبی تا کنون ایستادگی کرده اند و باید از آن ها پشتیبانی کرد. متاسفانه هنوز از سوی برخی سران رژیم که گفته می شود با مردم هستند صدایی شنیده نمی شود. ولی از بازاریان و اصناف و کارکنان مراکز حساس و نیز کارگران زحمت کش و دانشگاهیان واداریان این انتظار هست تا با اعتصابات سراسری به کمک هم میهنان خود شتافته و ماشین سرکوب را فلج کنند.

در همه ی مراحل، باید از مردم دعوت کرد که به سوی خشونت نروند و مبارزات مسالمت آمیز خود را ادامه بدهند. این جنبش از همین امروز پیروز است. برای این که رژیم دست به تهدید و خشونت زد اما مردم نهراسیدند و ایستادگی کردند. اما اهمیت جنبش در این است که از جاده ی مسالمت به مسیر خشونت نیفتد.

ایران/۳۰/خرداد/۱۳۸۸/خورشیدی

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 21 Jun 2009 و ساعت 15:30 |
Balatarin

مشت درشت مردم بر پوزه خامنه ای

منصور امان

همه ی آنها که چهره ی وحشت زده آیت الله خامنه ای را در نماز جُمعه دیدند، اکنون و پس از مُشاهده دود شُدن نقشه های تبهکارانه او علیه خیزش انقلابی مردُم ایران در آتش خیابان، بسا بهتر می توانند علت اشک ریختن این خودکامه را ارزیابی کُنند. آقای خامنه ای می دانست که آخرین تیر ترکش خود را رها می کُند بدون آنکه مُطمین باشد به هدف می نشیند.

چه در تاریکی شب گُذشته و چه زیر آفتاب داغ شهرهای سراسر کشور، شلیک ولی فقیه "نظام"، تیر سرگردانی از آب درآمد که در نهایت در میانه روز شنبه به عقب کمانه کرد و بر تن "ناقص" سووقصد کُننده نشست.

مردُم دلیر ایران، آقای خامنه ای را زمان زیادی در انتظار گرفتن پاسخ تهدیدها و صُدور فرمان کُشتارشان نگُذاشتند. همزمان با آن که او از محل نمایش بی چاره گی یک درنده ی به تله اُفتاده رهسپار سوراخ دیگری بود، می توانست غُرش فریادهای مُبارزه جویانه ای را بشنود که همچون "مُشتی دُرُشت" به سمت پوزه ی لرزان او فرود می آمد.

کیفیت جدید آرایش حُکومت علیه مردُم، تنها در تلاش برای افزودن ابزارهای جنگ روانی بر تُفنگ و چُماقهایی است که در روزهای گُذشته به گونه گُسترده اما بی نتیجه ای از آنها مدد جُسته است. صُدور فرمان آدمکُشی از سوی شخص خامنه ای با هدف به وحشت افکندن جُنبش و عقب راندن آن صورت گرفت. این در حالی است که "نظام" کارتهای خود را در طول هفته پیش بازی کرده و آقای خامنه ای می تواند از "انقلاب" تا "آزادی"، برگهای برنده خود را زیر پای تظاهرکُنندگان ببیند.

در میدان نبردهای روز شنبه، اقتدار و هیبت دستگاه سید علی خامنه ای با زواید و حواشی نظامی و امنیتی اش در برابر اراده بی گُسست جوانان، زنان و مردان میهن برای کسب آزادی و عدالت به زانو درآمد.

روز شنبه در این آوردگاه با شلیک هر گُلوله، صدای خُرد شُدن اُستخوانهای ولایت استبدادی – مذهبی خامنه ای بود که طنین انداز می شُد. مُرشد معرکه ی "نظام" شک نداشته باشد این آخرین بار نبود که کیفر گُستاخی و پنجه نشان دادن به مردُم ایران را بی درنگ و در صحنه دریافت کرد.



+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 21 Jun 2009 و ساعت 15:27 |
Balatarin

مار زخمی و روحیه باخته

منصور امان

همانگونه که مُریدان و روزی خوران بارگاه او روزهای پیش وعده داده بودند، آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در نماز جُمعه تکلیف را روشن کرد. پُرسش فقط این است که تکلیف چه کسی را؟

"نمایش قُدرت" ی که بوق و بوقچیهای بارگاه آقای خامنه ای نفس زنان در آن می دمیدند، به بیعت اتوبوسی – سرویسی با یک "رهبر" روحیه باخته آماس کرد. دستگاه استبداد بضاعت خود را با "سکینه الهی" و توصیه به "مُشوش نشُدن" در ابتدا و از دست دادن کُنترُل اعصاب زیر فشار و گریه دسته جمعی در انتها به خوبی به نمایش گُذاشت.

میان پرده ی این ملودرام آشنا که بیشتر مُستبدین قافیه باخته اندکی پیش از سرازیر شُدن به چاه ویل سرنگونی آن را به تلخی تجربه کرده اند، غُسل تعمید سیاسی - عبادی در لجنزار دُشنام و افترا، رجزخوانی معمول علیه مردُم مُعترض و انباشتن دهان تنگ از لُقمه های بُزُرگ تهدید تشکیل می داد.

مُهمترین بخش سُخنان سید علی خامنه ای را تاکید دوباره ی او بر "سالم بودن انتخابات" و رد درخواست تشکیل "کُمیته تحقیق" می توان دانست. او با خودداری از پذیرش این راه حل میانه، به رُقبا خاطرنشان کرد که به سوی برخورد مُستقیم با آنها کورس برداشته است. آقای خامنه ای با ساده لوحی باور ناپذیری گُمان راسخ دارد که می تواند به واسطه ترساندن و به تسلیم واداشتن "خودی" های ناراضی، خیزش مردُم را شکست دهد.

پرت اُفتادن "رهبر" از رویدادهایی که به شتاب شکل می گیرد و او را پُشت سر می گُذارد را از این جا می توان بهتر دریافت که از تریبونی که اندکی بعد اشکهای ناتوانی اش آن را خیس خواهد کرد، به مردُم امر می کُند به اعتراضات پایان دهند. او سپس اشتباه پیشین خود در مورد دستکاری نتیجه نمایش انتخابات را بار دیگر تکرار کرده و با کر و کور پنداشتن مردُم ایران، خود را از مسوولیت جنایتهای بیشتری که علیه آنها مُرتکب خواهد شُد مُبرا اعلام می کُند.

آیت الله خامنه ای در حالی که آشکارا در حال از دست دادن تعادُل خود است، روی خط رویارویی با مردُم و کشاندن آخرین ذخایر خویش به میدان حرکت می کُند. باز شُدن دهان این مار زخمی در معرکه ی روز آدینه، جای خالی یک دندان کنده شُده را به نمایش گُذاشت.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jun 2009 و ساعت 11:28 |
Balatarin

می خواهی خواسته ات را بشنوند، آنرا فریاد کن

جعفر پویه

حضور قدرتمند مردم در خیابانهای شهرهای کشور و اعتراض یکپارچه آنان، بر علیه کودتای سفیدی است که علی خامنه‌ای و دار و دسته او با یک انتخابات مهندسی شده در کشور انجام داده اند. مردم به جان آمده از ظلم و ستم جمهوری اسلامی و دد منشی گماشتگان آن عزم خود را جزم کرده اند تا بساط دجالان و سرکوبگران را برای همیشه برچینند. به همین دلیل روزها به خیابان می آیند و شبها بر پشت بام خانه با فریاد اعتراض آمیز، خواب را در چشمان گزمگان استبداد می شکنند.

هرچند حضور قدرتمند آنها در خیابان خود گویای هزاران فریاد فرو خورده است، اما نباید فراموش کرد که کسانی در پس پرده مشغول زد و بند هستند تا اعتراض یکپارچه آنها را وج المصالحه تقسیم قدرت در بالا قرار دهند و از آب گل آلود ماهی بگیرند. به همین دلیل اعتراض ساکت تا جایی قابل قبول است و از آن به بعد برداشت دیگری از آن خواهد شد. این سکوت دست زد و بندچی ها را باز می گذارد تا در پس پرده خود را رهبر مردمی بنامند که گوش بفرمان آنها دارند. یعنی دستور از بالا برای ساکت شدن تعبیر به این می شود که آنها همچون کودک مودبی تحت تاثیر و ولایت کسانی دیگر که خود را قیم آنان می نامند قرار دارند. به همین دلیل و برای جلوگیری از هرگونه معامله بر سر خواست مردم حاضر در خیابانها درست تر آنست که سکوت را غالب بر کل جمعیت نکنند و با تکرار خواسته های خود به هر شیوه ممکن صدای اعتراض خود را به آنانیکه در پس پرده آهنین نشسته اند برسانند. نیاز به تکرار ندارد که اگر کسی می خواهد تا به خواسته او گوش کنند باید صدای خود را بلند کند. این ضرب المثل میهنی تا "نگرید طفل، کی نوشد لبن" گویای هم این وضعیت است. هرچند اروپایی ها نیز ضرب المثلی مشابه دارند که می گوید: "می خواهی خواسته ات را بشنوند، آنرا فریاد کن".

تکرار خواست همگانی مردم که ابطال انتخابات است باید دایم تکرار شود. باید بر علیه متقلبان و رای سازان شعار داد و با حفظ همبستگی و نظم با صدای بلند کودتای علی خامنه ای و دار و دسته او را ناکار کرد. نباید اجازه داد خواسته جمعیت در یک نقطه منجمد شود. باید آزادی زندانیان سیاسی و دستگیر شدگان را به خواسته ها افزود. باید خواست معرفی آمران و عاملان کشتار مردم و اوباش حمله کننده به دانشگاهها و ضرب و شتم و قتل دانشجویان و محاکمه آنان را فریاد کرد.

اینکار به معنی ناکارآمد کردن قیم ها از یک طرف و سیقل دادن اراده جمعی برای دستیابی به شعارهایی زیباتر و خواسته هایی فرموله شده ضروری است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 19 Jun 2009 و ساعت 2:15 |
Balatarin

فرزند آیت‌الله طاهری: با این حرکت‌ها

 مردم پاسخ مثبت می‌گیرند

۱۳۸۸/۰۳/۲۷
دکتر ساسان طاهری، فرزند آیت‌الله طاهری، امام جمعه سابق اصفهان که در تیرماه سال ۱۳۸۱ و پس از انتشار نامه‌ای انتقاد آمیز از روند حاکمیت بر ایران از مقام خود استعفا داد، در گفت‌وگویی با رادیو فردا از رخدادهای اخیر در ایران می‌گوید:

نظر من اين است که اگر حرف مردم منطقی است مقاومت صلاح نيست. صلاح مملکت اين است که هر چه زودتر حرف منطقی را بپذيرند، هزينه‌های کمتری پرداخت خواهند کرد. ولی اگر حرف منطقی زود پذيرفته نشود هزينه‌های آن به قدری بالا می رود که غير قابل تحمل می‌شود.

آيا شما انتظار داشتيد چنين نتيجه‌ای از طرف وزارت کشور اعلام شود؟

نظر من مهم نيست، ولی مردم چنين انتظاری نداشتند و همه بهت زده شدند، همه گريه می‌کردند و روز اول اعلام نتايج افسردگی جامعه را فرا گرفت. نظر يک نفر دو نفر مهم نيست، نظر ملت ايران را بايد شنيد. نظر ملت ايران اين است که شمارش آرا را صحيح نمی‌دانند و اين طور که از اعتراض‌ها و خيابان‌ها بر می آيد مردم اين نتيجه را قبول ندارند.

به نظر شما اعلام چنين نتيجه‌ای می تواند به بسته شدن فضای جامعه کمک کند؟

فکر نمی کنم، چون اکنون حرکت ها به طرفی پيش می‌رود که بی ترديد به زودی مردم با پاسخ مثبت مقامات روبرو خواهند شد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 17 Jun 2009 و ساعت 13:27 |
Balatarin

گزارش اکبر اعلمی از حمله لباس شخصی به منازل مردم

سایت شخصی اکبر اعلمی


از ساعت نیم تا یک بامداد امروز حدود 25 تن از لباس شخصی ها در یک حمله کور کوچه محل سکونت مرا به اشعال خود در آورده و حداقل چهار مجتمع مسکونی را با باتوم ،چماق و زنجیر مورد هجوم خود قرار دادند. این افراد که اغلب به کلاه کاسکت ،باتوم ،افشانه دفاع شخصی ،چوب و چماق مجهز و حداقل چهار تن از آنان نیز به کلت کمری و حمایل فشنگ مسلح بودند، عربده کشان به اهالی محل فحاشی و سنگ پرانی می کردند ،آنها سپس با سنگ و باتوم و چماق به مجتمع مسکونی محل سکونت بنده و مجتمع مسکونی همجوار و نیز آپارتمان های مقابل حمله ور شده و با شکستن شیشه های درب ورودی و پنچره های ساختمان های مذکور رعب و وحشت آفریدند!

مهاجمان به این هم اکتفا نکردند و با چماق و باتوم و زنجیر به اتومبیل بنده و 10 خودروی دیگر که در کوچه و در مقابل ساختمان محل سکونت پارک شده بود ،یورش برده و سبعانه تمام شیشه ها و چراغ های این اتومبیل ها را شکسته و به آنها خسارات فراوانی وارد آوردند. آنگاه چند تن از این حماسه آفرینان با شکستنن شیشه های درب ورودی مجتمع محل سکونت بنده که 14 خانوار دیگر نیز در آن سکنی دارند وارد ساختمان شده و پس از ضزب و شتم نگهبان نعره زنان خود را تا طبقات سوم ساختمان رساندند و از آنجا که بقیه دوستانشان آنها را همراهی نکرده بودند ناگزیر از ساختمان خارج شدند!

در سه مجتمع 42 واحدی ،علاوه بر استاندار تهران ،یک وزیر ،دو معاون وزیر ،یک عضو شورای نگهبان ،بیش از ده نماینده مجلس هشتم هم سکونت دارند .مهاجمان که ظاهرا از موقعیت و شغل ساکنین این سه مجتمع بی اطلاع و اشتباها به کاهدان زده بودند پس از آنکه یکی از معاونین وزرا خود را به آنها معرفی کرده و به آنها گفت که من هم از شما هستم ، بتدریج محل را ترک کردند!

شایان ذکر است که در طول این مدت حداقل سه بار فرزندان اینجانب و دهها بار نیز همسایگان که از این هجوم وحشیانه به شدت مرعوب شده بودند با پلیس 110 تماس گرفته و بارها از آنان استمداد طلبیدند ،اما این حافظان نظم و امنیت از اعزام نیرو به محل حادثه مطلقا خودداری ورزیدند!

گرچه در اثر این حادثه ناگوار بنده و همسایگان دچار خسارت های مالی قابل توجهی شدیم و دهها زن و کودک بی گناه نیز به شدت هراسان و وحشت زده گشتند ،با این وجود جای خوشحالی است که بعضی از کارگزارن احمدی نژاد و جمعی از نمایندگان و مسئولان امر هم از نزدیک طعم وحشت و آنچه را که در برخی از نقاط کشور بر مردم کوچه و بازار روا داشته می شود ،با گوشت و پوست و استخوان خود لمس کردند و کم و بیش با یکی از شیوه های حمله ناجوانمردانه بعضی از گروههای موسوم به "لباس شخصی ها" به مردم و دانشجویان بی پناه آشنا گشتند! لذا جا دارد تا به بعضی از مسئولان امر که از وظایف و تعهدات شرعی و قانونی خود عدول می کنند پیشنهاد کنم که کلاهشان را قدری بالاتر بگذارند!

اکنون تا دیر نشده باید صدای ملت را شنید و اجازه نداد تا تاریخ دوباره تکرار شود زیرا : "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم"!

در پایان خاطرنشان می شود ،نظر باینکه به موجب ماده 62 قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۳۰ مكرر قانون آيين دادرسي كيفري هر ماموری که از حدود وظيفه خود تجاوز كرده باشد ،دفاع در برابر وی مشروع شناخته شده است و اگر آزادي تن از ناحيه افراد عادي مورد تجاوز قرار بگيرد با توجه به شرايط تجاوز و دفاع در مقابل اين تعرض مي توان به دفاع متوسل شد.

همچنین مقاومت در برابر قواي تاميني و انتظامي که از حدود وظيفه خود خارج شوند و حسب ادله و قراين موجود خوف آن باشد كه عمليات آنان موجب قتل يا جرح يا تعرض به عرض يا ناموس گردد ، دراين صورت دفاع جايز است ،بنابراین در صورت تکرار این قبیل تعرض ها و رفتارهای غیرقانونی ،دفاع مشروع از حقوق مسلم ساکنین این محل است و قهرا مسئولیت پیامدهای آن نیز به عهده مسئولان امر خواهد بود!

با توجه باینکه از هجوم مهاجمان بطور کامل فیلمبرداری شده است و تصاویر همه آنان از جمله کسانی که به عنف وارد ساختمان مسکونی مردم شده و یا به تخریب و ایراد خسارت به اموال مردم مبادرت ورزیده اند ،در دسترس نمایندگان مجلس و ساکنان این مجتمع ها می باشد ،بی صبرانه در انتظار واکنش قانونی مسئولان امر و شناسائی و مجازات مهاجمان هستیم.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 17 Jun 2009 و ساعت 13:11 |
Balatarin
نقدی بر اولین مناظره تلویزونی کاندیداها
مصاحبه ای ضعیف به جای مناظره ای چالشی
گذشته از این ، ورود متعدد و نابهنگام افرادی به صحنه ،که مدام نزد مجری و گاه پیش کاندیداها می رفتند و کاغذهایی به آنان می دادند ، غریب و شگفت انگیز بود.این که آن افراد که بودند و بر روی کاغذهایی که مدام به مجری و طرفین مناظره می رساندند چه چیزهایی نوشته شده بود ، الله اعلم ؛ ولی باید گفت که این رفت و آمدها ، اصلاً تصویر مناسبی از این برنامه در نزد مخاطبان ایجاد نکرد.

عصرایران - اولین مناظره انتخاباتی ، شب گذشته در حالی بر روی آنتن سیما رفت که میلیون ها ایرانی ، تلویزیون های خود را  بر روی شبکه 3 تنظیم کرده بودند تا ببینند دو نامزد اصلاح طلب و اصولگرا ، اولین تجربه از این نوع را چگونه رقم خواهند زد.

در انتخابات گذشته ریاست جمهوری ، کاندیداها ، رأساً وارد مناظره نشدند و این ، نمایندگان آنها بودند که این مهم را به عهده گرفتند.
پیشتر نیز در جریان انتخبات دوم خرداد ، چهار کاندیدای آن دوره ، در میزگردی که دکتر نهاوندیان اجرای آن را بر عهده داشت ، شرکت کردند و به سوالات وی پاسخ دادند و البته در نهایت ، این سید محمد خاتمی بود که جواب هایش بیشتر به دل مردم نشست.

دیشب ، هرچند مردم پس از سال ها ، منتظر یک مناظره واقعی بین کاندیداها بودند ، اما فقدان یک "رویکرد مناظره محور" در "چارچوب بندی برنامه" ، باعث شد این مناظره ، در حد یک مصاحبه تلویزیونی تقلیل یابد ، نکته ای که محسن رضایی نیز در همان ابتدای برنامه ، بدان اشارتی منتقدانه داشت.

با این حال ، مجری برنامه ، که قاعدتاً می بایست صرفاً آغاز کننده بحث می شد و در ادامه برنامه به تنظیم و تقسیم وقت و ارائه سرفصل ها می پرداخت ، گاه در حد خبرنگاری که در یک گزارش میدانی تلویزیونی ، سوالات کلیشه ای می پرسد ظاهر می شد و گاه نیز برای خالی نبودن عریضه ، به تکرار صحبت های یکی از طرفین می پرداخت و نظر طرف مقابل را می پرسید، مثلاً اگر محسن رضایی می گفت که "باید سهام نفت ، قبل از توزیع بین مردم در پروسه تولید و اشتغال وارد شود" ، مجری رو به کروبی می کرد و می گفت: آقای رضایی معتقدند که باید سهام نفت ، قبل از توزیع بین مردم در پروسه تولید و اشتغال وارد شود ، نظر شما چیست؟!
و این در حالی است که کروبی هم در همان جلسه حضور داشت و مانند مجری شنیده بود که رضایی چه گفته است و نیازی به تکرار و گرفتن وقت برنامه نبود!

از این رو ، پر بیراه نیست اگر بگوییم ، ضعف مجری این مناظره ، آن را تا حد زیادی از حیز انتفاع انداخت و این فرصت را از کاندیداها گرفت که به طور جدی به نقد برنامه های همدیگر بپردازند .
دیشب ، هرچند رضایی ، می کوشید سمت و سوی برنامه را به سمت مناظره پیش ببرد ، ولی گویا این امر ، از توان مجری خالی بود و شاید هم او ، مأمور بوده است و معذور!

البته ، شاید بتوان به مجری نیز تا حدی حق داد زیرا چنین تجربه ای در ایران نوظهور است و باید در گذر زمان انتظار توانمند شدن مجریان تلویزیونی در مناظره های سیاسی - که یک اتفاق نادر در رسانه ملی است - را داشت.

گذشته از این ، ورود متعدد و نابهنگام افرادی به صحنه ،که مدام نزد مجری و گاه پیش کاندیداها می رفتند و کاغذهایی به آنان می دادند ، غریب و شگفت انگیز بود.

این در حالی است که حتی در برنامه های عادی نیز ، ارتباط با مجری برنامه ، از طریق سیستم بی سیم صورت می گیرد و نیازی به رفت و آمدهای مکرر به روی صحنه نیست.

این که آن افراد که بودند و بر روی کاغذهایی که مدام به مجری و طرفین مناظره می رساندند چه چیزهایی نوشته شده بود ، الله اعلم ؛ ولی باید گفت که این رفت و آمدها ، اصلاً تصویر مناسبی از این برنامه در نزد مخاطبان ایجاد نکرد.

و اما نکته پایانی در این باره نیز به وقت اندک مناظره اختصاص دارد.
امروزه در بسیاری از دموکراسی ها ، چندین مناظره تخصصی بین کاندیداها برگزار می شود و به عنوان مثال در انتخابات آمریکا مناظره ای با موضوع سیاست خارجی برگزار می شود ، در مناظره ای دیگر مسائل داخلی مورد بررسی کاندیداها قرار می گیرد و ... .
حق مطلب هم همین است زیرا در زمان کوتاهی مانند 40 دقیقه برای هر کاندیدا - که در مناظره دیشب شاهدش بودیم - واقعاً نمی توان به سرفصل ها و کلیات دیدگاه ها و برنامه ها نیز پرداخت چه رسد به این که کاندیداها بخواهند همدیگر را نقد نمایند و از خود دفاع هم بکنند.

لذا باید با تجربه گرفتن از کاستی های کنونی ، مناظره های  آتی را در فضای مناسب تری برگزار کرد ، چه آن که اگر سنت مناظره ، به معنای واقعی اش در فرهنگ سیاسی ایران جا بیفتد ، انتخاب موفق تری در انتظار مردم خواهد بود و الا اگر قرار باشد یک مصاحبه متعارف تلویزیونی ولو با نام پر طمطراق "مناظره" در فرصتی اندک و در فضایی غیرچالشی بر روی آنتن برود ، چیزی جز کلی گویی و تعارف و البته گاه جرقه های ناگهان ، از آن حاصل نمی شود و از این تنور ، نانی برای ملت در نمی آید!
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 Jun 2009 و ساعت 8:18 |
Balatarin

پرونده "شکایت نزد خدا" به سرانجام رسید؟

منصور امان

به فاصله کوتاهی پس از یکدیگر، حُجت الاسلامها رفسنجانی و خاتمی، دو تن از شاکیان انحصار رانتهای انتخاباتی و تقلُب در آن، به لباس شاهدان رعایت بهداشت در مراسم رای گیری درآمده اند. آقای رفسنجانی تریبون نماز جُمعه را برای ضد عفونی صندلی ریاست جمهوری برگُزیده است و آقای خاتمی همین مُهم را رو به طرفهای خارجی "نظام"، نزد یک مجله آمریکایی عرق ریخته است.

حُجت الاسلام رفسنجانی با اشاره به زین شُدن اسبهای گاری انتخابات از سوی شورای نگهبان، اطمینان داده است: "با توجه به نامزدهایی که تاکُنون تایید صلاحیت شُده اند، به نظر می رسد که میدان رقابت وُجود دارد و همه سلیقه ها به طور مُطلق یا نسبی فردی را دارند که به او رای بدهند."

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که از سُخنان خود بر سر شوق آمده، برای پاسدارها محصولی و افشار نُت می نویسد و سینه جلو می دهد: "فردای آن روزی که اعلام کُنیم بالاتر از 70 یا 80 درصد در انتخابات شرکت کرده اند، نظام ما چند پله در دُنیا مُعتبر تر خواهد شُد."

در مجموع، خبر خوش نامزد اخراج شُده دور پیشین انتخابات این است که پرونده "شکایت نزد خُدا" به سرانجامی نیک رسیده و ماشین نامزد و رای سازی، مُهندسی اساسی شُده است.

با وُجود این تلاش مثال زدنی در سفید شویی، هنوز آقای رفسنجانی در این زمینه به گرد پای رهبر "اصلاح طلبان" جمهوری اسلامی نمی رسد. حُجت الاسلام خاتمی با اندکی عشوه و خُرده ای جدیت از "نیوزویک" دل می برد که : "فکر نمی کُنم تقلُب به معنی خاص کلمه وجود داشته باشد."

برای فردی که به مُدت هشت سال بر مُهمترین کُرسی اجرایی کشور تکیه زده و در این مقام، مسوولیت برگُزاری چندین انتخابات ریاست جمهوری و مجلس را برعُهده داشته است، قید "فکر نمی کُنم" در مورد احتمال تقلُب در تعیین مسوول قوه مُجریه و قانونگُذاران بسیار مُتواضعانه است و از فرط شکسته نفسی با جهالت نمایی برابری می کُند.

علت اعتصاب دست جمعی شُماری از حواس هفت گانه آقای خاتمی از ثبت رویدادهای انتخاباتی، تسهیل شُغل اصلی "تدارُکچی" یعنی، مشاطه گری برای عرضه خارجی و به طور مُشخص در اینجا، جعل اعتبار برای یک ورشکسته پیشانی سفید است.

جالب این است که حُجت الاسلامها رفسنجانی و خاتمی فراموش کرده اند توضیح دهند اگر به سُخنان خود مبنی بر سالم بودن انتخابات باور دارند پس چرا "کُمیته صیانت از آرا" تشکیل داده اند!

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 May 2009 و ساعت 12:41 |
Balatarin

زندان و شکنجه نتیجه سیاست استمالت با رژیم آدمکش است

جعفر پویه

بازداشت شدگان روز جهانی کارگر در تهران و شهرستانها همچنان در زندان هستند و رژیم ستمگر جمهوری اسلامی بدون هیچ توضیحی آنان را در بند نگاه داشته است. خانواده تعدادی از کارگران فلزکار و مکانیک بازداشت شده در محله نعمت آباد تهران در روزهای گذشته پس از بی نتیجه بودن مراجعات مکرر خود در مقابل نهادهای سرکوبگر رژیم سعی کردند با نوشتن نامه ای به آخوند شاهرودی، رییس قوه قضاییه رژیم به بازگویی ستم رفته برخود بپردازند. این خانواده ها در نامه خود می نویسند: "با پی گیریهای به عمل آمده مشخص شده است که دستکم تا تاریخ یکشنبه 20 اردیبهشت 1388 پرونده اعضای تعاونی در دست بررسی قرار نگرفته و بازداشت شدگان بدون تفهیم اتهام همچنان در بند به سر می برند."

نیروهای سرکوبگر رژیم در روز اول ماه مه با حمله به تعاونی مسکن صنف فلزکار و مکانیک در نعمت آباد که برای گزارش دهی سالانه در محل این تعاونی گردهم آمده بودند، 60 تن از آنان را دستگیر کرده و به زندان اوین منتقل کردند. در روزهای گذشته 44 نفر از این افراد آزاد شده و 14 نفر باقیمانده در وضعیت نامعلومی بسر می برند. یورش شبانه ماموران وزارت اطلاعات به خانه این افراد و بازرسی منازل و مصادره کامپیوتر و اسناد خانوادگی آنها نشان از پرونده سازی ماموران وزارت اطلاعات برای دستگیر شدگان دارد.

خانواده های این افراد هر روزه در مقابل دادگاه انقلاب در خیابان معلم اجتماع می کنند و خواستار دیدار با بازداشت شدگان و رسیدگی به وضعیت آنان هستند.

طبق نامه منتشر شده از سوی خانواده کارگران فلزکار و مکانیک، آنها نه تنها تفهیم اتهام نشده اند و امکان ملاقات آنان با وکیل مهیا نشده بلکه، قاضی دادگاه انقلاب اسلامی به نام حیدری فر از پاسخ روشن به خانواده ها خودداری کرده و رسیدگی به پرونده کارگران را به روزهای آینده موکول می کند.

این درحالی است که خانواده بیش از 100 نفر از بازداشت شدگان در پارک لاله نیز همچنان در بی خبری بسر می برند و مقامهای رژیم هیچ توجهی به اعتراض آنها نمی کنند. طبق اخبار منتشر شده، تعدادی از این افراد به بازداشتگاه انفرادی 240 و اکثریت آنان در بند 209 اوین که در کنترل وزارت اطلاعات است، تحت بد رفتاری قرار دارند.

وقاحت و بی شرمی رژیم جمهوری اسلامی در سخت گیری و شکنجه و بازداشت کوشندگان کارگری تا جایی است که بدون هیچ پرده پوشی صدها تن از آنها را بدون هیچ دلیلی بازداشت و روانه بازداشتگاه ها می کند و خود را نیز نیازمند هیچگونه توضیحی نمی بیند. این بی شرمی از کجا ناشی می شود؟ این همه وقاحت نتیجه کدام سیاست است؟ و این بی قانونی و در بدرفتاری در برابر چشم جامعه جهانی با کسانی که خواهان حداقل معیشت خود هستند به چه دلیل اتفاق می افتد؟

تا زمانی که جامعه جهانی به سیاست مماشات و استمالت از رژیم مشغول است، تا زمانی که نهادهای بین المللی و سازمانها و تشکلهای آنها چشم خود را به روی سیاستهای ضد بشری رژیم می بندند و از پایوران آن برای شرکت در کنفرانسها و گردهم آییها دعوت به عمل می آورند، بهای آنرا باید مردم ایران به ویژه کارگران و کوشندگان سیاسی و اجتماعی بپردازند.

بی شرمی رژیم در دستگیری فله ای و بدرفتاری و زندانی و تحت شکنجه قرار دادن کارگران و کوشندگان سیاسی و اجتماعی نتیجه سیاستی است که به استمالت از رژیم آدم کش و ضد بشری ولایت فقیه می پردازد تا تاوان آنرا مردمی بپردازند که از حداقل حقوق انسانی برخوردار نیستند و در ازای یک تجمع آرام باید صدها تن از آنان به زیر شکنجه کشیده شوند، در سلولهای انفرادی مورد اهانت قرار گیرند و در سیاهچالهای رژیم هتک حرمت شوند. چه کسی پاسخگوی مردمی است که این همه نامردمی را تحمل می کند؟

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 May 2009 و ساعت 11:32 |
Balatarin
اجلاس ژنو در مصاحبه با آزاده کيان ‏ - چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388 [2009.04.22]

nahidpilvar.jpg

ناهيد پيلوار ‏

سخنراني روز دوشنبه رييس جمهور ايران در اجلاس "دوربان دو" درژنو، واکنش نمايندگان کشورهاي اتحاديه اروپا را ‏برانگيخت و در مقابل، طرفداران دولت در ايران، در اظهار نظرهايي از آن دفاع کردند. در همين ارتباط با آزاده کيان، استاد ‏دانشگاه پاريس هفت گفتگويي انجام داده ايم. وي معقد است رييس جمهور با اين سخنراني دقيقا در جهت منافع گروه محافظه ‏کار در اسرائيل حرکت کرده است: "آقاي احمدي نژاد تصور ميکند که اين سخنان به ضرر اسرائيل تمام ميشود، اما در سطح ‏بين المللي بهانه اي به دست محافظه کاران اسرائيل مي دهد." باهم گفت و گو با اين استاد دانشگاه را مي خوانيم.‏

azadehkian913.jpg

‎سخنان آقاي احمدي نژاد در ژنو چقدر به نفع ايران تمام شد؟‎

در مجموع سخنان آقاي احمدي نژآد به نفع منافع ملي ايران تمام نشد و آن را قرباني کرد. طي چهار سال گذشته نيز ما همواره ‏شاهد اينگونه سخنراني ها ازسوي ايشان بوده ايم که در نهايت به افزايش تحريم ها، تشديد فشار هاي اقتصادي بر مردم و ‏انزواي بيشتر ايران منجر شده است. آقاي احمدي نژاد در بحث سياست خارجي هميشه به صوت ايدئولوژيک عمل کرده و ‏تصور ميکند با بيان اين گونه سخنان، ميتواند در بين جامعه عرب محبوبيت و پايگاه کسب کند، محبوبيتي که با قرباني شدن ‏منافع ملي ايران به دست مي آيد. در حال حاضر بسياري از رهبران عرب با توجه به پيوند منافعي که با اسرايل و امريکا ‏دارند، نمي توانند از اسراييل انتقاد کنند و سکوت اختيار ميکنند. لذا وقتي آقاي احمدي نژاد اين رل را برعهده ميگيرد، به طور ‏طبيعي، در بين مردم عرب به ويژه مردم فلسطين محبوبيت کسب ميکند، اما بايد ديد اين محبوبيت، به چه قيمتي براي مردم ‏ايران تمام مي شود.‏


‎سخنراني آقاي احمد نژاد در روابط آينده ايران و اتحاديه اروپا و غرب چه تاثيري خواهد گذاشت و چه تبعاتي را در ‏پي خواهد داشت؟‏‎

بايد پذيرفت که اعضاي اتحاديه اروپا، کشورهاي توسعه يافته اي هستند که در اقتصاد و سياست جهان تاثير گذارند. همانطور ‏که در طي چهار سال گذشته ديده ايم، با توجه به مشي تنش آفرين آقاي احمدي نژاد در سياست خارجي، تحريم ها و فشارهاي ‏اقتصادي بر ايران افزايش يافته و کشورهاي غربي با منع حق سرمايه گذاري در ايران، از بردن سرمايه ها به ايران که باعث ‏رونق اقتصادي ميشود، جلوگيري کرده اند. همين کشورها به علاوه، حجم مبادلات خود را با ايران کاهش داده اند و ايران ناچار ‏شده احتياجات خود را با قيمت هاي بالاتر از کشورهاي دست چندم تهيه کند. از طرف ديگر، با درنظر گرفتن اين مساله که در ‏کشورهاي توسعه يافته، توجه به افکار عمومي از سوي دولتها بالاست، اگر دولتها نيز بخواهند با ايران ارتباط گسترده ‏برقرار کنند، نميتوانند و بايد پاسخگوي رسانه هاي خود باشند و در نهايت ضربه اين انزواي سياسي و اقتصادي به مردم ايران ‏وارد خواهد شد. به طور قطع بعداز اين سخنراني تحريم ها عليه ايران شديدتر شده و ضربات سخت تري به اقتصاد ايران و ‏مردم آن وارد مي گردد که افزايش بيکاري و تورم دستاود هاي آن خواهد بود.‏


‎با توجه به تهديدات اخيرمقامات اسرائيلي، عليه ايران طي ماههاي اخير، سخنراني آقاي احمدي نژاد در ژنو چقدر ‏ميتواند به اسرائيل دست آويز بدهد تا عليه ايران اقدام نمايد؟‎

ايشان با اين سخنراني دقيقا در جهت منافع گروه محافظه کار در اسرائيل حرکت کرد. اين نوع سخنان جز تحکيم جناح تندرو ‏و محافظه کار در اسرائيل دستاورد ديگري ندارد، آقاي احمدي نژاد تصور ميکند که اين سخنان به ضرر اسرائيل تمام ميشود، ‏اما در سطح بين الملل بهانه اي به دست محافظه کاران اسرائيل مي دهد و دست آنها را براي ضربه به ايران باز مي کند. حتي ‏به اسرائيل اين بهانه را ميدهد که به فلسطيني ها بيشتر حمله کند و سياست تهاجمي تري در پيش بگيرد. با توجه به اين هديه اي ‏که آقاي احمدي نژآد به اسرائيل داد، حتي اگر اسرائيل پايگاههاي هسته اي ايران را بمباران کند، کمتر کشوري در سطح بين ‏الملل حاضر نخواهد بود از ايران دفاع کند و با ما همسو شود مگر کشورهاي مانند سودان و سوريه. به نظر مي رسد رييس ‏جمهوري ايران، با سخناني اينچنين در راه نابودي ايران قدم برمي دارد.‏


‎اين سخنراني چقدر با هدف مصرف داخلي انجام شد، با توجه به اينکه دو ماه بيشتر به انتخابات رياست جمهوي ‏باقي نمانده است؟‏‎

آقاي احمدي نژاد، در چهار سال پيش، با شعارهاي اقتصادي وبهبودي شرايط کسب و کار و کاهش تورم انتخاب شد. اما تنها ‏دغدغه اي که طي اين چهار سال نداشت همين شعارهايي بود که داده بود وطي اين مدت او تنها تنش زايي در سياست خارجي ‏را در پيش گرفت. به نظر ميرسد، طرح اين نوع سخنان و ايجاد تنش در روابط بين الملل تنها با هدف انحراف افکار عمومي ‏در داخل صورت ميگيرد و او قصد دارد با ايجاد تنش، مردم را به اين موضوع مشغول کند تا آنها از مشکلات جاري کشور و ‏وضعيت اسفباري که در کشور درتمامي حوزه هاي اقتصادي، سياسي و مديريتي وجود دارد، منفک شوند. از طرف ديگر به ‏نظر مي رسد، ديگر مردم در ايران بر اثر تبليغات شديد دولت در حمايت از فلسطين، نسبت به آن بي تفاوت و از طرح اينگونه ‏مسايل خسته شده اند. مردم، با توجه به وضعيت سخت اقتصادي در ايران، از دولت انتقاد ميکنند که چرا درآمدهاي نفتي ‏کشور، صرف گرو ه هاي جهادي مختلف در منطقه ميشود، در صورتي که جوانان ايراني خود نيازمند کار، و برخوردار ي ‏از امکانات رفاهي درماني و غيره هستند. لذا هرچه دولت بيشتر بر مساله فلسطين در ايران تاکيد کند به ضد تبلغ تبديل ميشود ‏و مردم ايران بيشتر واکنش منفي پيدا مي کنند. ‏


‎آقاي احمدي نژاد در اين سخنراني ها قصد دارد خود را مهمتر از رهبر جمهوري اسلامي نشان داده و يک تصميم ‏گيرنده مستقل معرفي کند؟‎

بله، با اين نوع سخنراني يک نوع جدال قدرت نيز در سطح داخل ايران مشاهده مي شود و درواقع احمدي نژاد با سخنان خود ‏در ژنو، با رهبري نيز وارد جدال شد. چرا که اخير شنيده شده در برقراري ارتباط با رييس جمهور امريکا، رهبر ايران، ‏مسقيما برنامه را در دست گرفته. به نظر مي رسد آقاي احمدي نژاد با مشاهده ناديده گرفته شدن خود، خواسته است بر نقش ‏خود در اين بازي تاکيد کند. در اين سخنراني آقاي احمدي نژاد ظاهرا قصد داشت، تمام تلاش هاي انجام گرفته براي تنش ‏زدايي را که براي رابطه با امريکا انجام مي شد تخريب کند و عملا نشان دهد که قدرت دارد و ميتواند رهبري را نيز به چالش ‏بکشد. اصولا سياست آقاي احمدي نشان داده تنها شانس مطرح شدن او در تنش است، بدون انکه به قرباني شدن منافع ايران در ‏اين ميان بينديشد.‏http://www.roozonline.com/archives/2009/04/post_12392.php

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Apr 2009 و ساعت 10:41 |
Balatarin

سال " اصلاح الگوی مصرف" برای "تشدید الگوی باج دهی"

لیلا جدیدی

وزیر نیروی حکومت ولایت فقیه آستین بالا زده تا "فرمایشات رهبر معظم اسلامی" را برای محروم کردن هر چه بیشتر مردم از نیازهای ضروری اجرا کند. این اما تصادفی نیست که سال "اصلاح الگوی مصرف" با تشدید الگوی باج دهی همزمان شده است.

در تازه ترین این تلاشها، کمکهای دو و نیم میلیارد تومانی "کمیته امداد امام خمینی" به آذربایجان، اختصاص هزینه برای بازسازی حزب الله لبنان و راهی کردن کاروان اسلحه برای حماس را می توان نام برد.

با این همه، رژیم جمهوری اسلامی باز هم نتوانسته است در پیشبرد اهداف خود از راه باج دهی پیشرفت چشمگیری داشته باشد. مهمترین نمونه آن اواخر سال گذشته در هنگام رای گیری مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای انتخاب نماینده اسیا در شورای امنیت بود. در این رای گیری مخفی، جمهوری اسلامی با 32 رای، در برابر ژاپن با 158 رای کنار زده شد.

علاوه بر آن، دست و دلبازیهای رژیم، یک به یک از طرف مخالفانش خنثی می شود. در جمهوری آذربایجان، کمکهای اخیر رژیم به دست مقامات این کشور سوزانده می شود، در لبنان ستاد عالی کمک رسانی که از جانب دولت عمل می کند، ترجیح می دهد نامی هم از هدایای جمهوری اسلامی به زبان نیاورد و کاروان اسلحه به حماس نیز دچار غضب اسراییل واقع شده و نابود می شود.

باجهایی که جمهوری اسلامی از پول نفت و از جیب مردم به خارج می دهد، هدف خیرخواهانه ندارد زیرا مردم ایران بیشتر بدان نیازمند هستند. این اقدامها، اهداف ماجراجویانه و مداخله گرایانه را دنبال می کند و نشانگر نداشتن پشتوانه مردمی به لحاظ سیاسی ، اجتماعی و ایویولوژیک در داخل کشور است.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 30 Mar 2009 و ساعت 11:18 |
Balatarin

یک قتل "سفید" دیگر به سفارش آیت الله خامنه ای

منصور امان

گُماشتگان آیت الله خامنه ای یک زندانی سیاسی دیگر را بُزدلانه و به شیوه باندهای تبهکار زیرزمینی به قتل رسانده اند. پس از ابراهیم لُطفی، عبدالرضا رجبی، اکبر مُحمدی و ولی الله فیض مهدوی، امیر حشمت ساران تازه ترین قُربانی آدمکُشانی است که ساده لوحانه گُمان می برند یک صحنه سازی بلاهت آمیز برای ماله کشی بر مسوولیت آنها در قتل زندانیان کافی است.

زنده خواران تحت امر آیت الله خامنه ای، امیر حشمت ساران را که سرافرازانه پنجُمین سال اسارت خود را می گُذارند، مسموم کرده و سپس با دست بند و پابند به تخت اُتاق مُراقبتهای ویژه بستند تا جان دهد. دژخیمان وزارت اطلاعات و زندانبانان در تمام مُدتی که امیر حشمت ساران با مرگ دست و پنجه می کرد، در پُشت در مسلخ به انتظار پایان کار نشسته بودند.

سازمان دادن قتلهای "سفید" و پاکسازی صحنه جنایت هرگز نمی تواند بر مسوولیت دستگاهی که زندانها و شکنجه گاه ها را سرپرستی می کُند، به ابواب جمعی آنها مُزد می دهد و زندانیان بی دفاع را در اختیار دارد، سایه بیاندازد. گُذشته از این، چهره و دستان رژیم ولایت فقیه خون آلوده تر از آن است که بتوان با نمایشات بی مایه ای از این دست آن را پنهان کرد.

رژیم جمهوری اسلامی کیفر آدمکُشی و هزینه سرکوب را به صورت اجتماعی و به دو چندان خواهد پرداخت.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Mar 2009 و ساعت 12:25 |
Balatarin

جان دانشجویان زندانی در خطر است

جعفر پویه

رژیم ددمنش جمهوری اسلامی با دستگیری فله ای دانشجویان و تحت فشار قرار دادن آنها سعی دارد تا صدای آزادیخواهی جوانان مردم ایران را در گلو خفه کند. در روزهای گذشته سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه ای، نگرانی خود را نسبت به بدرفتاری با چهار دانشجوی برابری طلب بازداشت شده ابراز داشت. عفو بین الملل از بازداشت و نگهداری مریم شیخ، امیر حسین محمدی فر، ساناز الهیاری و نسیم روشنی در زندان اوین خبر داده است.

همزمان، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعلام کرده است، از سرنوشت دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر، احمد قصابان، عباس حکیم زاده، هدی مشایخی و نریمان مصطفوی که در بند 209 زندان اوین نگهداری می شوند، اطلاعی در دست نیست. همین تشکل حقوق بشری خبر داده است که اعتصاب غذای دانشجویان زندانی، حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار بیست و چهارمین روز خود را پشت سرگذاشت. به دلیل بی توجهی مقامهای رژیم به خواسته های دانشجویان و طولانی شدن اعتصاب غذا، جان آنها در معرض خطر جدی قرار داشته و هر اتفاقی که بیافتد، مسوولین زندان و مقامهای بازداشت کننده این دانشجویان باید پاسخگو باشند.

فشار بر اقشار مختلف مردم ایران برای ساکت کردن صدای اعتراضات عدالتخواهانه آنها به طور وحشیانه ای ادامه دارد. کارگران به دلیل مطالبه دستمزد عقب افتاده خود به شدت سرکوب می شوند و در این میانه دانشجویان نسبت به بقیه اقشار فشارهای بیشتری را تحمل می کنند.

باید به این وحشی گریهای رژیم ددمنش ولایت فقیه اعتراض کرد. باید صدای اعتراض اقشار تحت ستم مردم ایران را پژواک داد و رژیم ستمگر و زورگوی جمهوری اسلامی را وادار به رعایت حقوق اولیه مردم کرد. همه اینها هنگامی شدنی است که همبستگی همه اقشار مردم در برابر رژیم سرکوبگر شکل گیرد و صدای اعتراض همگانی به طور یکپارچه بلند شود. برای اعتراض همگانی به زورگویان و آدمکشان رژیم ددمنش ولایت فقیه، دست به دست هم دهیم و کاخ ستمگران را بر سرشان خراب کنیم.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Mar 2009 و ساعت 10:38 |
Balatarin

آخوند خامنه ای سرکرده گورکن ها در دانشگاه

لیلا جدیدی

رژیم جمهوری اسلامی به طور بیهوده ای تلاش می کند با اشغال دانشگاه، این پیکر علمی جامعه، آن را از جانمایه مدنی خود تهی کند. انتقال اجساد به صحن دانشگاه و چیدن بساط روضه خوانی و تخس چای و نذری نمونه بارز این تلاش است. سرکوبگران در عین حال فرزندان و پرچمداران بی باک مهمترین مراکز دانش و علم را راهی زندان می کنند.

پس از اعتراض یکصدای 500 دانشجوی دانشکده پلی تکنیک دانشگاه امیرکبیر به دفن اجساد در زمین دانشگاه که توسط رسانه های حکومتی "تجمع 10 نفره" اعلام شد، یک دانشجو به نام یاسر ترکمن ممنوع الورود و 20 نفر دیگر به کمیته انضباطی احضار شده اند. خانواده دانشجویان تهدید می شوند و بسیجیها صحنه نمایشی گورستان را در دانشگاه ترتیب می دهند. با این حال دانشجویان بنا به آگاهی، اراده و سنت مبارزاتی خود با شعار "دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد" سنگر را رها نمی کنند.

همچنان که بانگ حق طلبانه دانشجویان در اعتراض به وضعیت ناگوار دانشگاه ها رساتر می شود، تلاشهای رژیم برای خفه کردن آن، با اعمال فشار و زور، بازداشت و محرومیت از ورود به دانشگاه یا امتحان و کلاس درس، افزایش یافته است.

رژیم نه در حل مشکلات بلکه، سرکوب دانشجویان معترض سراسر کشور پرکاری می کند. برای دختر دانشجوی دانشگاه زنجان که هدف دست درازی معاون حزب الهی دانشگاه قرار گرفته، حکم شلاق و تبعید می دهد و مددی، مهره متجاوز خود را تبریه می کند. فشار بر دانشجویان چپ افزایش پیدا می کند و بر خلاف اولیه ترین قوانین داخلی و بین المللی، محمد پورعبدالله، کوشنده دانشجویی را در روز محاکمه از ترس رسوایی مخفی و دادگاه او را با وجود حضور پدر و وکیل اش منحل اعلام می کند. چهار دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که در اعتراض به بازداشت خود در اعتصاب غذا هستند را به حال خود رها می سازد و خانم سحر یزدانی که به خاطر اعتراض به بازداشت همسرش بازداشت شده، باید وثیقه 100 میلیونی بپردازد.

اینها تنها گوشه کوچکی از واکنش هراسناک رژیم نسبت به مقاومت و پایداری دانشجویان است و با این حال، هراس بزرگ رژیم از دانشگاه و عوارض زهر شدن "انقلاب فرهنگی دوم" در کام آن را به روشنی روی دایره می ریزد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Feb 2009 و ساعت 11:21 |
Balatarin

بوی گوشت سوخته یک معتاد شرف دارد به بوی دهان لاریجانی

وبلاگ مسیح علی نژاد

آقای لاریجانی! بوی گوشت سوخته یک معتاد شرف دارد به بوی دهان تو

نماینده‌ای در نشست علنی مجلس از جای بر می خیزد تا از آقای رییس بخواهد از شان مجلس دفاع کند و به ملت توضیخ دهد آنکه در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی بنزین بر بدن خویش ریخت و خود را آتش زد٫ جانباز نبود بلکه معتاد بود و آقای رییس نیز سریع و آماده به دفاع برمی خیزد و تاکید می‌کند که همین‌طور است ٫ آنکه در آتش خودساخته ٫ سوخته٫ معتاد بوده و مشکل روحی و روانی داشته و اساسا بویی از جبهه و جنگ نبرده است.

اگر هنگام واقعه ملتی در کنار آتش می‌ایستادند از بوی گوشت سوخته بدن یک ”معتاد“ هرگز چندش‌شان نمی‌شد اما آنگاه که در برابر مرگ یک انسان ٫ دهانی باز می‌شود و به جای دلجویی ٫ شروع به توجیه می‌کند٫ بی شک ملتی دست به سمت بینی اش می‌برد تا بوی غیرانسانی این کلمات آزارش ندهد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 18 Feb 2009 و ساعت 12:42 |
Balatarin

بحران نقدینگی و بیکارسازی کارگران

جعفر پویه

دولت نظامی- امنیتی احمدی نژاد به دلیل ناکارآمدی و اتکا به شعارهای دهان پرکن، تنها اعداد و ارقام نجومی از حیف و میل ثروت ملی مردم ایران به جا نگذاشته بلکه، اقتصاد کشور را نیز به لبه پرتگاه ورشکستگی کامل کشانده است. در روزهای گذشته گودرز کریمی، یکی از مدیران وزارت کار رژیم اعلام کرد: "در حال حاضر 1417 واحد مشکل دار در کشور وجود دارد که 570 هزار کارگر در آن واحدها مشغول به کار هستند و باید به آن واحدها برسیم و حمایت شان کنیم."

واحدهای تولیدی کشور که به دلایل متعددی قادر به فروش تولیدات خود نیستند، به وام بانکهایی تکیه دارند که اکنون خود با کمبود نقدینگی مواجه شده اند. واردات بی رویه کالا توسط وابستگان به پایوران رژیم و دستگاه هایی همچون سپاه و وزارت اطلاعات و... از یک سو و اعمال محدودیت بانک مرکزی برای پرداخت وامهای بانکی در جهت جلوگیری از رشد نقدینگی از سوی دیگر دست به دست هم داده و بیش از 570 هزار نفر از کارگران را با خطر بیکاری روبرو کرده است.

این درحالی است که همین واحدهای تولیدی مشکل دار 13 هزار میلیارد تومان (13 میلیارد دلار) به بانکها بدهکارند و قادر به بازپرداخت آنها نیستند. کارخانه هایی که باید از محل تولید و فروش محصولات خود ادامه حیات بدهند، تا کنون با تزریق وامهای کلان بانکی توانسته اند سرپا بمانند.

مدیران این کارخانه ها که بیشتر یا دولتی هستند و یا وابسته به نزدیکان و پایوران رژیم، وامهای دریافتی را بیش از اینکه در بخش تولید هزینه کنند، در خارج از سیستم تولیدی به کار انداخته اند و یا به حیف و میل آنها پرداخته اند.

اینگونه است که اکنون اکثر کارخانه ها با ماشین آلاتی فرسوده، فضاهای کاری بازسازی نشده و سیستمی عقب مانده روبرو هستند. بدیهی است بیشترین زیان را در اینگونه مواقع کارگران که نان خود و خانواده شان را از طریق کار و زحمت در این کارخانه به دست می آورند ببینند زیرا این خطر وجود دارد که با تعطیلی کارخانه ها آنان کار خود را از دست بدهند و به صف لشگر بیکارها بپیوندند.

طرح بنگاه های زود بازده محمود احمدی نژاد که تا کنون بیش از 19 هزار میلیارد تومان (19 میلیارد دلار) را بلعیده، نتوانسته است به حداقلهای تعیین شده خود نزدیک شود زیرا پولهای پرداخت شده به این بنگاه ها در بخشهای دیگر به ویژه خرید و فروش مسکن سرمایه گذاری شده و خود به عامل دیگر بحران بدل گردیده است.

رژیم جمهوری اسلامی و پایوران آن مسوول ناکارآمدی کارخانه ها و ورشکستگی اقتصادی موجود هستند. هم این دزدان و حیف و میل کنندگان ثروت ملی مردم ایران هستند که باید پاسخگوی وضعیت اسفبار مردم ایران به ویژه کارگران باشند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Feb 2009 و ساعت 12:42 |
Balatarin

غارت سرمایه های کشور؛ چون پرده برافتد

جعفر پویه

بخشی از سو استفاده های کلان مالی در دولت امام زمانی احمدی نژاد در روزهای گذشته از پرده برون افتاد و علی لاریجانی رئیس مجلس آخوندها به درخواست بخشی از باند رقیب دولت، خواهان پیگری واریز نشدن بخشی از درآمد های نفتی به خزانه کشور شد. بنابه گزارش مخبر کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات کشور "بخشی از سود سهم دولت ناشی از مازاد بهای نفت خام صادراتی معادل يک ميليارد و ۵۸ ميليون دلار به حساب خزانه واريز نشده است."

لاریجانی پس از قرائت گزارش کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات گفت:"اين گزارش با اين‌که اجمالی است ولی نشانگر برخی از موارد مهم است که از ديوان محاسبات خواهش می‌کنيم با جديت مواردی که از قانون انحراف داشته يا قانون رعايت نشده و يا بعضی از مواردی که در بند سه در مورد انرژی مطرح شده و حدود يک ميليارد دلار از مازاد بهای نفت به خزانه واريز نشده است را دنبال کند."

این درحالی است که باند رقیب دولت در مجلس درباره تفریغ بودجه سال 85 گفته بودند:"وزارت نفت ۳۲ هزار ميليارد تومان از درآمد نفتی کشور را به خزانه واريز نکرده است."

در همین حال غلامحسین الهام بدون پرده پوشی در پاسخ گفته بود:"اگر بشود ۳۲ هزار ميليارد تومان را در کشوری که سيستم خزانه‌داری و قانون اساسی، نظارت ديوان ‏محاسبات و ديگر نظارت‌ها را دارد از سيستم خارج کرد، روش آن را ياد بگيريم و اين پول را برای مردم استفاده ‏کنيم و مشکل مردم را حل کنيم."

حال باید گفت که آقای الهام و هم ریشان با استادی راه بیرون کشیدن مبالغ هنگفت را از سیستم بخوبی می داند و اکنون باید ثابت کند که حداقل مبلغ مورد اشاره را در کجا به نفع کدام مردم خرج کرده اند؟

علی لاریجانی نیز به جای تحت تعقیب قرار دادن حیف و میل کنندگان اموال عمومی کشور از طریق ابزارهای موجود می گوید:"کميسيون برنامه و بودجه و تلفيق نيز بايد از اين گزارش استفاده کند و در آينده جلوی اين‌گونه موارد را با تدوين راهکارهای قانونی مناسب بگيرد."

با این حساب به جای دنبال کنندگان دزدان اموال عمومی و ثروت ملی مردم ایران به گفته لاریجانی کمیسیون برنامه و بودجه باید با راهکار قانونی در آینده جلو این گونه موارد را بگیرد. این یعنی این که این پولها برباد رفته است و کمیسیون برنامه و بودجه و نمایندگان باند رقیب و مردم ایران باید فکر دیگری برای قطع دست دزدان ثروت ملی بکنند.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Feb 2009 و ساعت 12:7 |
Balatarin

سمپاشی امنیتی برای ترمیم اعتماد به نفس

منصور امان

کُنفرانس پرونده سازی وزارت اطلاعات علیه کُلیه نمودهای اعتراض و مُخالفت با سیاستها و تدبیرهای "نظام"، نگرانی عمیق رهبران رژیم جمهوری اسلامی از نارضایتیهای موجود در جامعه و دامنه ای که می تواند پیدا کُند را با نام و نشان تشریح کرده است.

"موسسات خیریه، سازمانهای غیر دولتی، اعتراضات صنفی و اجتماعی و تظاهُرات خیابانی" تنها بخشی از دلشوره های امنیتی ای است که یک مقام ناشناس دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی به آنها در کنفرانس مطبوعاتی خود اشاره می کُند.

وی که برای آب و تاب دادن به اتهام تراشی "جاسوسی" و "وابستگی به بیگانگان"، با تیتر "مُدیرکُل ضد جاسوسی وزارت اطلاعات" به صحنه فرستاده شُده، تمامی وجوه شکل گرفته حیات مدنی و سیاسی جامعه ایران را به آمریکا و اقدامات "سرویسهای اطلاعاتی" آن مُنتسب کرد؛ شگرد پُر طرفداری که حُکومتهای فاسد استبدادی برای تیز کردن "چاقوی زنجان" خود بر گلوی مُخالفان داخلی بدان مُتوسل می شوند.

همه ی آنچه که سُخنگوی دستگاه امنیتی برای اثبات افسانه اش ارایه کرده است، اعلام به زندان انداختن دو پزشک است بدون آنکه قادر باشد سندی از جرایم انتسابی به آنها را ارایه کُند. او در عوض وعده پخش نمایش مشهور اعتراف گیری تلویزیونی را داده است که در آن طبق یک سناریوی از پیش لو رفته، آقایان آرش و کامیار علایی سُخنانی را علیه خود بیان خواهند داشت.

فهرست کردن "طراح لباس، پزشکان، نُخبگان علمی، اساتید دانشگاه، ورزشکاران، هُنرمندان و چند گروه اجتماع دیگر" از سوی این مقام امنیتی به عُنوان کانونهای خطر، با آنکه بیشتر به بیماری مالیخولیای پیشرفته ای که ویژه حکومتهای استبدادی و بدون پایگاه اجتماعی است شانه می ساید اما از سوی دیگر گُستردگی مُخالفت با جمهوری اسلامی و جدال بی چشم انداز رژیم با آن را به نمایش می گُذارد.

رژیم جمهوری اسلامی در نظر به تشدید وخامت شرایط اقتصادی، نارضایتی داخلی و بُحران خارجی، به گونه فزاینده ای در حال از دست دادن اعتماد به نفس خود است. روی آوردن به تهدید علنی جامعه و افترا زدن به بخشهای فعال آن، در پی جُبران این کمبود به وسیله سمپاشی امنیتی می باشد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jan 2009 و ساعت 12:37 |
Balatarin
 

http://www.alborznews.net/pages/?cid=7949

حسين زمان خواننده و آهنگساز ايراني با نوشتن يادداشتي تحت عنوان "گلشيفته‌ها و خود شيفته‌ها" ضمن حمايت از گلشيفته فراهاني نوشته است:"نميدانم چرا بايد از دست گلشيفته فراهاني عصباني بود. گلشيفته همان گلشيفته سابق است هيچ فرقي نكرده . همان كسي است كه زماني بعنوان يك هنرمند توانمند در اين مملكت به نقش آفريني مي‌پرداخت" .

وي با اشاره يه اين كه "آنچه بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه گلشيفته هم اكنون هماني هست كه مي‌خواهد باشد نه آن كسي كه مجبور بود باشد"، گفته است:" گلشيفته‌هاي فراهاني تا زماني كه در مملكت خود زندگي مي‌كنند مجبورند نقش در نقش بازي كنند. يك نقش دائمي دارند در يك فيلم دائمي كه فيلم زندگي‌شان است. مجبورند براي ماندن و زيستن هر روز نقش بازي كنند نمي‌توانند خودشان باشند چرا كه نمي‌گذارند خودشان باشند پس مجبورند در فيلم زندگي خود نيز بازيگري كنند. كار سختي است در عين حضور در سكانس‌هاي مختلف زندگي مجبوري به نقش آفريني‌هاي ديگر بپردازي".

اين آهنگساز و خواننده ايراني، هنرپيشگي نهادينه شده را از ويژه‌گي‌هاي اكثريت ما مردم ايران دانسته و اظهار داشته است:" البته متاسفانه در بسياري از موارد اين هنرپيشگي به سبك ايراني، رنگ نفاق به خود مي‌گيرد. بايد نقش يك حزب‌اللهي را بازي كنم تا در فلان اداره استخدام شوم . بايد ريش بگذارم تا ترفيع بگيرم . بايد چادر به سر كنم تا انتقالي ام جور شود . بايد دكمه بالايي پيراهنم را ببندم و يك تسبيح به دست بگيرم تا در گزينش رد نشوم . بايد مدرك قلابي جور كنم تا پرستيژ اجتماعي داشته باشم و هزاران بايد ديگر . همه اينها يعني نقش بازي كردن اما نه به معناي هنرپيشگي بلكه به مفهوم نفاق. هر روز شاهد چهره زشت نفاق در جامعه هستيم، نفاقي كه تبديل به يك عادت شده است".

حسين زمان در پايان يادداشتش نوشته است:" گلشيفته فراهاني در فيلم تازه اكران شده " مجموعه دروغ‌ها " تنها در يك نقش ظاهر شده است. گلشيفته فراهاني روي فرش قرمز خودش مي‌باشد، هماني كه مي‌خواهد باشد، هماني كه باور دارد. اگر بي‌حجابي او را گناه بدانيم بايد اقرار كنيم در مقابل نفاق و فريبكاري گناهي بسيار كوچك است. تعجب ميكنم از جماعتي كه با ديدن عكس هاي گلشيفته فراهاني در خارج از ايران فريادشان به آسمان رفته و جامه بر تن مي‌درند اما در مقابل خيانت بزرگي كه آقاي كردان وزير كشور جمهوري اسلامي مرتكب شده لال شده اند. صداقت و يكرنگي امثال گلشيفته فراهاني او را در مقابل نيرنگ و فريب اين منافقان مكار و روباه صفت كاملاً متمايز مي‌كند. گلشيفته، گلشيفته است شما به حال خود فكري كنيد كه خود شيفته‌ايد"
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 Oct 2008 و ساعت 17:51 |
Balatarin

دروغهای بیشرمانه احمدی نژاد در آمریکا

جعفر پویه

محمود احمد نژاد، پادو علی خامنه‌ای، رهبر رژیم جمهوری اسلامی در سفر به آمریکا مصاحبه های گوناگونی با رسانه های مختلف انجام داد. اکثر این مصاحبه ها که با خریدن وقت از شبکه های معروف و پر بیننده پخش شد، به مدد کارچاق کنها و دلالان سیاسی مزدور رژیم تدارک دیده شده است.

مصاحبه با "لاری کینگ"، برنامه ساز معروف "سی ان ان" یکی از گرانترین آنها است که از محل داراییهای مردم ایران خریداری شده است. در این مصاحبه های سفارشی و خریداری شده، احمدی نژاد آنچنان دروغهای عجیب و غریبی گفت که بدون رودربایستی می شود گفت که دست گوبلز را از پشت بست!

او در پاسخ به مصاحبه گر رادیو "ان پی آر" در باره رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی گفت: "من فکر می کنم که انتخابات در ایران جزء آزادترین انتخابات است و حداقل یکصد برابر آمریکا در ایران آزادی هست."

دخالت شورای نگهبان در انتخابات و بستن راه ورود باندهای دیگر رژیم و رد صلاحیت آنان و تقلبهای آشکار در آن به حدی است که کسی همچون رفسنجانی در اعتراض به آن شکایت به خدا می برد و دادوهوار کروبی به هوا بلند شده است. اینها خادمان ولی فقیه و نگهبانان جمهوری اسلامی هستند که اینگونه اعتراض می کنند، دیگر چه رسد به کسانی که اندکی نسبت به ولی فقیه همچون ابراهیم یزدی و دارودسته او اظهار شک کنند.

اما جالبترین پاسخ احمدی نژاد به مصاحبه گر رادیو "ان پی آر" درباره مقابله پلیس رژیم با ماهواره است. او می گوید: "در ایران آزادی زیادی هست و نمونه آن همین مصاحبه ای است که شما با من انجام می دهید."

فکر نکنم مرغ پخته هم قادر به کنترل خنده خود در این باره باشد. اوج بی شرمی و وقاحت پادوی ولی فقیه رژیم را تماشا کنید که مصاحبه خریداری شده تبلیغاتی خود با یک رادیوی پرشنونده آمریکایی را نشانه آزادی در ایران می نامد!

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Sep 2008 و ساعت 6:38 |
Balatarin
در روایت است که اگر همه گناهان را در صندوقچه ای گذارند، کلید آن صندوقچه، "دروغ" است. (نقل به مضمون)

این روایت را به عرصه زندگی اجتماعی نیز می توان تعمیم داد و گفت اگر تمام عقب ماندگی ها و بدبختی های یک جامعه، درون صندوقچه ای باشد، کلیدی که این صندوقچه را می گشاید و انبوه گرفتاری ها و نابسامانی ها را روانه جامعه می کند، دروغ است.

بی تردید، هر اندازه جایگاه اجتماعی و سیاسی کسانی که در یک جامعه لب به دروغ می گشایند، بالاتر باشد، آن جامعه، نابسامان تر، واپسگراتر و شوربخت تر خواهد بود.

این، نکته ای است که در کشورهای پیشرفته دنیا، سال هاست بدان رسیده اند و ساختارهای سیاسی و اجتماعی، قضایی و حتی اقتصادی خود را به گونه ای تنظیم کرده اند که اولا نیازی به دروغ گفتن نباشد و ثانیا دروغگویان، هر چه والا مقامتر باشند، در معرض تنبیهات شدیدتری قرار بگیرند.

*****

البته این یک واقعیت است که همین دولتمردان کشورهای پیشرفته، در عرصه بین الملل، از هیچ دروغ و تزویری ابا ندارند زیرا تعهدی در قبال دیگر ملت ها ندارند.


اما وضعیت در کشور ما به چه شکلی است؟ آیا دروغ به عنوان یک عمل "زشت" و "مشمئز کننده" تلقی می شود که گوینده آن، انگشت نمای خاص و عام می شود یا آنکه مثل ریگ بیابان در ساحت بسیاری از مسوولان گرفته تا مردم عادی کوچه و بازار پراکنده است و امری "عادی" و گاه حتی "لازم" شمرده می شود؟


آیا جز این است که دادن وعده های پر طمطراق در ایام انتخابات و بعد، زیر آن وعده ها زدن، در جامعه امروز ایران یک مساله متعارف شده است؟
آیا دادن آمارهای غیرواقعی نمی تواند مصداق دروغ باشد؟ آیا نسبت دادن مشکلات جامعه به موجودات موهوم و مدام دم از معرفی آنها و البته معرفی نکردن صداقت است یا دروغ پردازی؟

آیا مردم را به امور نشدنی دلخوش کردن که مثلا فلان پروژه را در شهرتان می سازیم و سپس همه چیز را به فراموشی سپردن معنایی جز دروغ گفتن دارد؟
آیا به دلیل منافع جناحی، به دیگران تهمت زدن و دروغ بستن، از امور شناخته شده جامعه امروز ایران نیست؟
آیا اوضاع جامعه را بهتر از آنچه هست نشان دادن از سوی حاکمان و بدتر از واقع جلوه دادن از سوی رقبای خارج از قدرت ، تحریف و دروغ سازی نیست؟

روی سخن این نوشتار، البته یک دولت یا یک جریان خاص نیست ؛ بلکه این، مشکلی است عمومی که دامن ما را گرفته است و فرقی نمی کند که عضو کدام دسته و گروه باشیم و یا اصلا ندانیم سیاست یعنی چه؟ مهم این است که برای بسیاری از ما، "قبح دروغ گفتن" شکسته است؛ چه پارچه فروشی باشیم که موقع چانه زدن، قسم جلاله یاد می کند که این جنس را به فلان قیمت خریده است و نمی تواند بیشتر تخفیف دهد، چه مالیات دهنده ای که دخل و خرجش را وارونه جلوه می دهد و چه سیاست پیشه ای باشیم که به رای مردم و توجه آنها نیاز دارد.

البته ناگفته پیداست که جامعه ما از انسان های راستگو و دروغ گریز در تمام سطوح از مردم عادی گرفته تا مسوولان مملکتی خالی نیست ولی گویا بسیاری از همین راستگویان نیز با این مضمون کنار آمده اند که در جامعه ای زندگی می کنند که دروغ، بخشی از روانشناسی اجتماعی آن است و لذا از این همه دروغ، برنمی آشوبند یا کمتر لب به اعتراض می گشایند.

تردید ندارم تا زمانی که دروغ گفتن در جامعه ما، کنتور نداشته باشد، پیش نخواهیم رفت، نه از نظر مادی و نه از نظر معنوی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 21 Sep 2008 و ساعت 22:17 |
Balatarin
شرق شناس آلمانی ادعا کرد:
پیامبري به نام محمد(ص) وجود نداشته!
اظهارات اخیر یک شرق شناس آلمانی در مورد عدم وجود پیامبر به نام حضرت محمد(ص) در تاریخ و عدم ثبوت صحت قرآن کریم، موجب خشم شدید مسلمان آلمان گردیده است.

به گزارش شیعه آنلاین، "سفین محمد کالیش" استاد رشته اسلام شناسی در دانشگاه "مونستر" در شمال آلمان که یک شرق شناس به شمار می‌رود، اخیرا طی اظهاراتی ادعا کرده که از نظر تاریخی وجود پیامبری به نام حضرت محمد مصطفی(ص) در تاریخ ثابت نشده است.
 
"کالیش" که با اظهارات خود خشم شدید مسلمانان آلمان را برانگیخته در ادامه همچنین ادعا می‌کند که صحت قرآن کریم به عنوان یکی از تعالیم اسلامی نیز از نظر تاریخی ثابت نشده است.
 
گفتنی است اظهارات "سفین کالیش" که رئیس مرکز پژوهش‌های اسلامی دانشگاه "مونستر" نیز به حساب می‌آید، مورد استقبال برخی اساتید دانشگاه‌های مختلف آلمانی قرار گرفت.
 
در همین راستا خانم "گودرون کریمر" استاد علوم اسلامی دانشگاه آزاد برلین نیز روز گذشته طی اظهاراتی به رادیو فرهنگی آلمان گفت: من کاملا با اظهارات "سفین کالیش" موافقم. به نظر من هر پژوهشگری باید آزادانه آراء، نظرات، دیدگاه و عقاید خود را اعلام کند.
 
در پایان شایان ذکر است "سفین کالیش" در گذشته نیز به دلیل برخی مقالاتش به شدت مورد انتقاد مؤسسات اسلامی آلمان قرار گرفته بود. http://www.jahannews.com/fa/pages/?cid=32901
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Sep 2008 و ساعت 8:35 |
Balatarin

جعفر پویه

گرانی سرسام آور امان مردم را بریده است. بدتر از آن، نایاب شدن بعضی از کالاهای ضروری در سطح کشور باعث بروز مشکلاتی اساسی برای مردم شده است.
بنابه گزارشات منتشره، از هنگام شروع ماه رمضان، مرغ در بعضی از شهرها به کلی نایاب شده و دولت آنرا از سبد غذایی مردم حذف کرده است. علت آن نیز در انحصار دولت قرار داشتن توزیع مرغ است و به دلیل عدم برنامه ریزی درست بسیاری قادر به خرید آن نیستند. در تبریز پنج روز است که مرغ در سطح شهر توزیع نشده است. محمد حسین پور جمال، رییس اتحادیه مرغ و تخم فروشان تبریز می گوید:  "سازمان تعزیرات حکومتی قیمت فروش مرغ را دو هزار و 850 تومان اعلام کرده است اما عرضه گوشت مرغ با این قیمت، اصلاً به صرفه نیست و حتی گاهی ضرر و زیان را نیز در پی دارد."
با این حال هیچ یک از مسوولان سازمان بازرگانی و جهاد کشاورزی پاسخگوی وضع موجود نیستند.
روز چهارشنبه جمعی از مرغ‌فروشان زنجان در پی مشكلات به وجود آمده و عدم توزیع مرغ در سطح شهر، در مقابل ساختمان استانداری تجمع کردند. سیدناصر موسوی، رییس اتحادیه مرغ، تخم‌مرغ و ماهی‌فروشان زنجان در این تجمع به خبرنگاران گفت: "از ابتدای ماه رمضان، مرغ از سبد غذایی زنجان حذف و در سطح شهر یافت نمی‌شود و از این رو ما به عنوان مرغ‌فروش بیكار و در حال ورشكستگی هستیم."
محمد حسین انصاری‌‏فرد، سخنگوی وزارت جهادکشاورزی در خصوص علت عدم توزیع مرغ تازه به واحدهای صنفی و فروشگاه‌‏های زنجیره‌‏ای برای فروش به مردم گفت: "وزارت جهادکشاورزی با توجه این که می‌‏خواهد کالای مصرفی مردم مستقیما به دستشان برسد مسیرهایی را برای توزیع انتخاب کرده‌‏است تا مصرف‌‏کننده دچار مشکل نشود چرا که با اعطای مرغ یارانه‌‏دار به واحدهای صنفی بعید نیست این مرغ به جای فروش به مصرف‌‏کننده از کارخانجات سوسیس و کالباس سر در بیاورد."
به جز مرغ، نزدیک به همه کالاهای اساسی به شدت گران شده اند به صورتی که گوشت گوسفند کیلویی ده هزار تومان، برنج هر کیلو چهار هزار تومان، بسته های 900 گرمی نخود 1500 تومان، لوبیا سفید و چیتی 1600 و 2300 تومان و عدس به 1900 تومان رسیده است.
گوشت مرغ ادعایی وزارت جهاد کشاورزی که کنترل آنرا به عهده دارد، هر بسته 1800 گرمی به قیمت 9800 در فروشگاه های زنجیره ای به فروش می رسد. هر عدد تخم مرغ 120 تومان و هر لیتر شیر پاکتی به 900 تومان رسیده است.
اما با این همه مسعود میرکاظمی، وزیر بازرگانی در جمع خبرنگاران گرانی را انکار می کند و تنها به کمبود گوشت مرغ اقرار دارد. او خبرنگاران و رسانه ها را به تحریک بازار و دامن زدن به دروغ متهم می کند.
این درحالی است که قیمت نفت در بالاترین حد خود قرار دارد و کشور ثروتمندی همچون ایران که یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت در جهان است، با تورم بی حساب و کتاب و نایاب شدن مایحتاج روزمره روبروست.
بیکاری بیداد می کند و اکثر کارخانه ورشکست شده و کارگران آن بیکار شده اند. حقوق و دستمزد کارمندان و کارکنان مووسسات خصوصی و دولتی ثابت و در برابر موج فزاینده تورم افسار گسیخته، بخش عظیمی از آنها قادر به تامین نیازمندیهای ضروری خود نیستند.
رژیم جمهوری اسلامی مسبب گرانی و ناتوان کردن مردم در تهیه معاش روزانه خود است؛ رژیمی که بخش عظیمی از درآمد ملی مردم را صرف صدور تروریسم و ترویج بنیادگرایی می کند و معاش مردم برای پایوران آن از اهمیت چندانی برخوردار نیست.http://www.iran-nabard.com/

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 Sep 2008 و ساعت 8:5 |
Balatarin

با سخنان آقای خامنه ای انتخابات بی معناست

سایت روز: گفتگو با محمد ملکي، نخستين رييس دانشگاه تهران، قرار بود درباره تحليل وضعيت انتخابات آينده رياست ‏جمهوري باشد. اما ملکي که از گورستان خاوران به منزل بازگشته بود با بيان اتفاقات رخ داده در گورستان ‏خاوران، بحث را به سوي ديگري برد.

آقاي ملکي، به عنوان اولين سوال، مي خواستم تحليل شما را از آرايش نيروهاي اصلاح طلب و ‏تحول خواه در انتخابات بدانم.‏‎ ‎

من پيش از آنکه به سوال شما بپردازم، مي خواهم به اتفاقي اشاره کنم که امروز[جمعه – 8 شهريور] افتاده ‏است. طبق سنت همه ساله، به مناسبت فاجعه سال 67 خانواده ها در خاوران جمع مي شدند و گلي بر سر ‏مقبره ها مي گذاشتند و فاتحه اي مي خواندند و درد و دلي مي کردند. سال هاست خانواده ها اين کار را انجام ‏مي دهند. امسال اما وضع به گونه اي ديگر بود. ‏

چطور؟‎ ‎

در نزديکي گورستان متوجه شديم که در دو طرف جاده پليس هاي کاملا مسلح و به تعداد زياد حضور دارند. ‏در نزديکي در ورودي گورستان هم که وضع خيلي بدتر بود و تقريبا هر 50 متر ماشين پليس و لباس شخصي ‏ها حضور داشتند و در گورستان راهم بسته بودند. افرادي را هم که آن جا بودند با خشونت از آن جا دور مي ‏کردند. من از سربازي که آن جا بود پرسيدم چرا اوضاع اين طوري است. آن سرباز در جواب من گفت که ‏اين جا خط سير مقامات است. ما در چنين شرايطي زندگي مي کنيم. بيست سال پيش هزاران نفر کشته شده و ‏هزاران خانواده عزادار شده اند. حالا عده اي مي خوهند جمع شوند و فاتحه اي بخواننداما پليس با آنها ها چنين ‏رفتاري مي کند. اين حداقل حق يک مادر، فرزند، همسر است که بر سر قبر عزيزش برود و فاتحه اي ‏بخواند. حالا در چنين شرايطي شما از من سال مي کنيد که وضع "انتخابات" چگونه است!‏


‎‎يعني به نظر شما در اين اوضاع صحبت از انتخابات بي معناست؟‏‎ ‎

من اول بايد وضع جامعه را توضيح بدهم تا بتوانم درباره انتخابات توضيح بدهم.‏


‎‎خب چه بايد کرد در اين وضعيت؟‎ ‎

نيروهاي آزادي خواه اول بايد تکليف خودشان را مشخص کنند و ببينند چه مي خواهند. با کمال تاسف بايد ‏بگويم که نيروهاي اپوزيسيون که روي خود نام هايي مثل عدالت خواه، آزادي خواه و... گذاشته اند و از مردم ‏سالاري دم مي زنند، خودشان هم نمي دانند دنبال چه هستند. خودشان هم نمي دانند معني اين کلمات چيست. ‏اول بايد مساله براي خود اين گروه ها مشخص شود.‏


يعني بايد مبارزه کرد؟‎ ‎

در جامعه اي مثل جامعه ما، براي رسيدن به آزادي و عدالت بايد تلاش کرد. عده اي در اين سي سال هزينه ‏اش را پرداختند و مشکلات را تحمل کردند. نمونه اش همان هزاران نفري هستند که در زندان ها قتل عام ‏شدند.‏


‎‎نگفتيد اپوزيسيون مشخصا چه بايد بکند؟‎ ‎

من در چند مصاحبه اين مساله را مطرح کرده ام که اين آقايان اپوزيسيون – که اسم خودشان را اپوزيسيون ‏گذاشته اند – هنوز نمي خواهند فاجعه اي را که در اين مملکت اتفاق افتاده است مطرح کنند و جرات مطرح ‏کردن آن را ندارند، در حالي که همه دنيا از اين مساله خبر دارند. در اين شرايط اين جماعت چه مي خواهند ‏بکنند؟ دنبال کدام انتخابات مي خواهند بروند؟ بايد تکليف خودشان را با نظام مشخص کنند. اگر در داخل نظام ‏هستند، بروند در داخل نظام همکاري کنند. اگر معتقدند اين نظام کاربرد خود را از دست داده و نمي تواند ‏مملکت را به آرمان سال 57 برساند، تکليف را بايد مشخص کنند.‏


‎‎تکليف خودر ا با نظام معين کنند؟‎ ‎

بله، بايد تکليف را معلوم کنند. چه مي خواهند؟ اين آقاي کروبي که بر طبق گفته روزنامه رسما خودش را ‏کانديدا کرده است،برنامه اش چيست؟ ايشان وقتي رييس جمهور مي شود، اول بايد فرمي پر کند و اعلام کند ‏که به ولايت فقيه و قانون اساسي معتقد هستم. کسي که مي خواهد با اين شرايط رييس جمهور شود، نمي تواند ‏کاري خلاف دستور و فرمان – يا آن طور که خود آقاي کروبي در مجلس ششم و در بحث مطبوعات بنيان ‏گذاشت – يا حکم حکومتي انجام دهد. هيچ کس نمي تواند کاري بکند.‏


‎‎يعني درباره بقيه کانديداها هم همين نظر را داريد؟‎ ‎

من فقط آقاي کروبي را مثال زدم. همه کساني که بحثشان وجود دارد. آقاي خاتمي،آقاي نوري و آقايان ديگر. ‏اين ها چه مي خواهند بکنند؟ بايد برنامه بدهند و تکليف خودشان را با نظام مشخص کنند.‏


‎‎به هر حال وقتي در انتخابات ثبت نام مي کنند، موضع مشخصي دارند.‏‎ ‎

اگر با نظام هستند و آن را قبول دارند، نظام که دارد کار خود را انجام مي دهد. هرکسي هم که آقاي خامنه اي ‏تعيين کند رييس جمهور مي شود. اخيرا هم که رييس جمهور را رسما تعيين کرد و گفت در 5 سال آينده آقاي ‏احمدي نژاد رييس جمهور است. اين ها چه مي خواهند بکنند؟ مي خواهند در مقابل صحبت هاي آقاي خامنه ‏اي بايستند؟ آيا اين شهامت و جرات و جربزه را دارند؟ مي توانند بگويند که آقاي خامنه اي بر طبق قانون ‏اساسي خود اين نظام، اشتباه کرده و بايد بي طرف باشد؟ آيا در اين چند روز در روزنامه خود آقاي کروبي در ‏همين زمينه سوالي مطرح شده است؟ تا وقتي اين مسايل مطرح نشود و سوال ها بيان نشود، اين صحبت ها، ‏صحبت هايي مسخره و سرگرم کننده خود و مردم است.‏


‎‎اپوزيسيون چه بايد بکند؟ شما زماني مساله رفراندوم را مطرح کرديد که البته ظاهرا به نتيجه ‏مشخصي هم نرسيد.‏‎ ‎

آن زمان که ما مساله رفراندوم را – با اتکا به صحبت هاي آقاي خميني که در بهشت زهرا در بدو ورود به ‏ايران مطرح کرد – مطرح کرديم، به اين نتيجه رسيده بوديم که جز اين چاره اي نيست. چون ما نه معتقد به ‏حمله خارجي بوديم و نه معتقد به اينکه با اين حکومت و دستگاه مي توان کاري کرد. اروپا و امريکا هم که ‏مساله حقوق بشر را فراموش کرده اند و همه فکر و ذکرشان مساله اتمي است. بعد هم ما گفتيم به آراي ‏عمومي مردم رجوع کنيد. ‏


‎‎واکنش ها هم البته مناسب نبود.‏‎ ‎

در خارج بحث هايي شد و نظرات موافق و مخالف هم مطرح شد که البته در اين مدت بي سابقه بود. در داخل ‏هم که سايت ما را فيلتر کردند. در داخل مسخره بازي و مخالفت شروع شد. الان کنتورهاي آقايان هم که يکي ‏يکي دارد مي افتد. همان هايي که ما را مسخره مي کردند الان حرف هاي ديگر مي زنند.‏


‎‎يعني چه حرف هاي ديگري مي زنند؟‏‎ ‎

آقاي دکتر يزدي که رفراندوم را مسخره مي کرد و مي گفت اين کار غلط است و بايد التزام به قانون اساسي ‏داشت، در مصاحبه با همين سايت روز مي گويد تا زماني که ولايت فقيه باشد نمي شود کاري کرد. وقتي هم ‏که ولايت فقيه را از قانون برداريم عملا بسياري از مواد قانوني عوض مي شود. آقاي حجاريان مي گويد از ‏راه پارلمانتاريسم نمي توان به جايي رسيد. آقاي عبدي مي گويد بايد راه مفري براي رسيدن به دموکراسي ‏آزادي پيدا کرد. ‏


‎‎تا همين حد هم پيشرفت نيست؟‎ ‎

اين آقايان اگر راست مي گويند و معتقد به اين حرف هستند، سر يک ميز بنشينند و بگويند که بايد اين نظام ‏تغيير کند و اين هم راه ماست. بنده به رفراندوم اعتقاد دارم چون راه ديگري نمي شناسم. اما آقايان اگر به راه ‏ديگري اعتقاد دارند يا راه ديگري به فکرشان مي رسد – که البته غيرخشونت آميز باشد – آن را اعلام کنند. ‏


‎‎اين اراده را در آن ها نمي بينيد؟‎ ‎

متاسفانه مي بينيد که مثلا آقاي کروبي راه خود را از اصلاحاتي ها جدا کرد و کانديدا شد. هر کس به ديگري ‏فحش مي دهد و دعوا مي کنند. اين ها همه به اين دليل است که اپوزيسيون ما، اپوزيسيون نيست. ‏


‎‎پس با اين وضع اميدي به آن ها نيست.‏‎ ‎

بله،پيش بيني من اين است که کمي با هم دعوا مي کنند و بعد هم تمام. چون اين انتخابات با صحبت هاي آقاي ‏خامنه اي، ديگر انتخابات نيست. کمي دعوا مي کنند و عده اي از مردم را به صحنه مي آورند و تقلباتي هم ‏صورت مي گيرد. انتخاباتي هم که اقاي کردان مي خواهد انجام دهد واقعا تاريخي و ديدني خواهد بود.‏


‎‎واقعا فکر مي کنيد قضيه رفراندوم عملي خواهد شد؟‏‎ ‎

وقتي همه يک چيزي را بخواهند، اين اتفاق مي افتد. ما در سال 56 تصور نمي کرديم يک سال ديگر انقلاب ‏عظيمي در ايران اتفاق بيفتد، اما افتاد و دليل آن هم همبستگي مردم بود. ما تا موقعي که به اتحاد آن سال ها ‏برنگرديم، اتفاقي نمي افتاد. عده اي معتقدند تنها راه اين است که رفراندوم شود. بايد اين را خواست و پاي آن ‏ايستاد.‏


‎‎به هر حال حاکميت هم با اين مساله برخورد خواهد کرد.‏‎ ‎

اين مساله اي نيست که به خاطر آن کسي را اعدام کنند. شايد چند نفر را هم دستگير کنند ولي اين هم هزينه اين ‏کار است. اين مساله اي است که دنيا آن را قبول دارد، حقوق بشر آن را قبول دارد. بايد خواست و پاي آن ‏ايستاد. بايد اين را تحميل کرد. ‏


‎‎و البته اين مساله که همان زمان هم مطرح شد که حاکميت زير بار نمي رود.‏‎ ‎

من مي دانم، دوستان هم مي دانند دستگاه زيربار نمي رود. مي دانند درصد مردمي که به نظام راي مي دهند ‏بسيار پايين است. ولي بايد فشار باشد. ولي اگر همه متحد شوند،اصلاحاتي ها، نهضت آزادي، ملي ـ مذهبي ها ‏و... تحميل مي شود. يعني بايد انتخابات آزاد برگزار شود.‏


‎‎شرايط انتخابات آزاد چيست؟‎ ‎

اين بحثي که خانم عبادي و دوستانشان در جمعيت دفاع از انتخابات آزاد مطرح کردند و شامل 20 بحث هم ‏مي شود. دستگاه وقتي مواجه با يک خواست عمومي شود، مجبور به تسليم است. علت اينکه الان هم زيربار ‏نمي روند، اين است که در خود اپوزيسيون اين را قبول ندارند، عده اي مسخره مي کنند، عده اي فحش مي ‏دهند.....‏


‎‎البته باز هم احتمال وقوع آن بسيار کم است.‏‎‎

مشکل است، شايد الان امکانش کم باشد. ولي به هر حال بايد فشار باشد. ‏


‎‎البته با بحث هايي هم که وجود دارد، حاکميت زيربار نمي رود. چون مثلابحث اين است که اين ‏نظام حتما برود و...‏‎ ‎

ما نمي گوييم اين نظام برود. مردم راي بدهند، اگر گفتند بماند، ما حداقل تا 20 يا 30 سال ديگر حرف نمي ‏زنيم. ولي اگر مردم راي منفي دادند بايد ساختارديگري شکل بگيرد.‏


‎‎باز هم بر مي گرديم به سوال اول. حاکميت که اجازه نمي دهد و شما هم که قدرت اجرايي نداريد.‏‎ ‎‎‎

مي دانم و مي فهمم که کار مشکل و سخت است. اما توجه بکنيد حاکميتي که از جمع شدن ده نفر در يک ‏گورستان تااين حد مي ترسد، اين دليل قدرت رژيم نيست. اين دليل ضعف است.‏


‎‎اين اراده را در اپوزيسيون – چه داخلي و چه خارجي – براي اين کار مي بينيد؟‎ ‎

نه. اين اراده را در اين ها نمي بينم. چون به نظر من اسم اين ها اپوزيسيون است. خيلي از اين ها که ادعاي ‏اپوزيسيون بودن مي کنند، اگر 4 تا پست به آن ها بدهند، ساکت مي شوند و همه حرف ها را کنار مي گذارند. ‏اين مشکل اساسي ماست. ما بايد دنبال کساني باشيم که واقعا دنبال آزادي و عدالت هستند و حاضرند در اين ‏راه هزينه بپردازند. ‏


‎‎در جناح هاي داخلي مثل اصلاح طلبان يا نهضت آزادي و ملي – مذهبي ها چطور؟‏‎ ‎

اصلاحاتي ها که جناحي از حاکميت هستند. اين دوستان هم که ادعا مي کنند بيشتر حرف مي زنند و حاضر به ‏پرداخت هزينه نيستند. من به اين دوستان اميد چنداني ندارم. اين آقايان تا کي مي خواهند اين روش را ادامه ‏دهند، من نمي دانم. ‏


‎‎باز هم بر مي گرديم به سوال اول به نوعي. در اين انتخابات چه بايد کرد؟‎ ‎

تحريم، عدم شرکت. هر چيزي اسمش را مي گذارند. دستگاه مي خواهد عده اي را جلوي صندوق هاي راي ‏ببرند. اپوزيسيون بايد روي اين مساله کار کند. دانشجويان بايد روي اين مساله کار کنند. چه کسي آقاي خاتمي ‏را مطرح کرد؟ همين دانشجويان. بايد روي اين مساله کار کنند.‏

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 Sep 2008 و ساعت 15:48 |
Balatarin
بیست سال از کشتار ۱۳۶۷ میگذرد. فاجعه بزرگ انسانی که هزاران نفر از فرزندان ایران را در حالی که در زندانهای رژیم اسلامی مبحوس شده بودند، به کام خود کشید. واین در حالی است که این فاجعه مصادف شده است با ۶۰ سالگی یادبود اعلامیه جهانی حقوق بشر که در آن داشتن آزادی سیاسی و حق محاکمهء عادلانه از اصولیترین حقوق تمامی انسان ها بشمار می رود.

از شامگاه ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ با قبضه کردن قدرت سیاسی بوسیله روحانیت مرتجع، که در طول تاریخ معاصر میهن مان ایران یکی از مهم ترین عوامل تداوم استبداد و مانع بزرگی برای تحقق دموکراسی بود، سرکوب، بازداشت و اعدام بصورت سیستماتیک آغاز گردید. اعدام های نخستین روزهای انقلاب حکم طوفان روینده ای را داشت که تنها گرد وغبار آغازین آن از فراز ایران در حال گذار بود.

طوفان که شتاب گرفت، فهرست قربانیان و نیز صف مخالفان طولانی تر شد. آغاز جنگ با عراق ابزار مناسبی بود در دست حاکمان و نیروهای امنیتی برای سرکوب هر چه بیشتر مخالفین سیاسی. در همین بحبوحه بود که اعدامهای شبانه در زندان اوین و سایر زندان های کشور صورت میگرفت. شمارش گلوله های تیر خلاص زندانیان نظام مذهبی از پشت دیوارهای سلول شنیده میشد، ۲۲، ۳۶، ۵۴ تعداد گلوله های بود که در فاصله کوتاهی شمرده میشد و رقم قربانیان را در خاطره بازماند گان حک کرده است.

سال ۱۳۶۰ آغاز "آباد کردن گورستانها" بود. اعمال شکنجه های وحشیانه تحت عنوان تعزیر و حکم شرعی به بیرحمانه ترین شکل بر روی زندانیان سیاسی با هر عنوان حزبی و سازمانی صورت میگرفت. تلاش برای درهم شکستن پایداری زندانیان بهر وسیله ای در دستور کار قرار گرفت. شکست در جنگ پایان سراب رویاهای جنون آمیز سردمداران حکومت اسلامی برای صدور انقلاب خونینشان بود و سرآغاز مجدد مطالبات سالیان درازی بود که از آغاز انقلاب مشروطه مسکوت مانده بود.

خیل عظیمی از زندانیان هم چنان در اسارت بودند. عده قابل توجهی از آنان به علت عدم پذیرش شرایط مسئولین زندان و مقامات امنیتی برای آزادی، نظیر مصاحبه، نگارش انزجارنامه، همکاری اطلاعاتی و خواندن نماز مدت بسیاری را علاوه بر محکومیت اولیه شان از سر گذرانده بودند. انتظار خانواده های زندانی پس از آن همه سال پایان یافتن رنج دوری از فرزندان و فاصله گرفتن سایه مرگ از سر عزیزانشان بود. نگرانی از آزادی زندانیان سیاسی توام با اعتراضات و مطالبات مردم، هیئت حاکمه را به تکاپو انداخت.

خشونت آمیزترین تصمیم سیاسی تاریخ معاصر میهنمان ایران برای پاسخگویی به شرایط پیش آمده در جامعه گرفته شد. آیت الله خمینی با تکیه براتوریته مذهبی خویش و پیشنهاد و تشویق تعدادی از مقامات بالای رژیم کمیته های مرگ را روانه زندان ها کرد. در پی آن دادگاه های چند دقیقه ای به قصد بریدن رگ حیات زندانیان سیاسی با بیرحمی تمام احکام مرگ را به سرعت صادر میکردند. هیچ کس در امان نبود؛ حتی کسانی که دوران محکومیت خود را سپری کرده بودند. مرداد ماه و شهریور آغاز و اوج این جنایت شد. تا پیش از اعتراض آیت الله منتظری به کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی، در همه سطوح دولتی، انکار وقوع جنایت در دستور کار بود. که متاسفانه هم اکنون نیز ادامه دارد. اجساد زندانیان گروه، گروه، از چوبه های دار پائین کشیده میشد و به گورهای بی نام و نشان و بصورت دسته جمعی دفن میشدند.

بیست سال بعد از وقوع این جنایت خانواده قربانبیان و شهروندان ایران نتنها از ابتدائی ترین حقوق خویش در این ازتباط نظیر آشکارشدن تعداد قربانیان، محل دفن آنان و مراسم آزادانه بزرگداشت و سوگواری محروم هستند، بلکه در طول این مدت آنان مداوم مورد اذیت وآزار قرار گرفته اند. من معتقدم بدیهی ترین خواسته خانواده قربانبیان شناسائی و معرفی عاملین و عامرین این جنایت بزرگ و محاکمه عادلانه آنها در دادگاه های قانونی وبر اساس استانداردهای بین‌المللی هستند.

در این بیستمین سال فاجعه ۶۷ تمامی ایرانیان را فرامیخوانیم که دست در دست هم داده و همبستگی خود را با بازماندگان و خانواده های قربانیان اعلام کنند. امید آن که در فردای ایران آزاد ضمن یادبود این کشتار وحشتناک روزی از این ایام را به روز عدم خشونت اختصاص دهیم بلکه اعمال خشونت که همواره تاریخ ما شاهد آن بوده است از ایران عزیزمان وفرهنگ کهنسالمان زداییده و همچنین رواداری چراغ راه زندگی تمامی مردمان ایرانزمین شود

هلند - جمعه ۸ شهریور ۱۳۸۷
جهانگیر، وحید و دامون

به پیام شاهزاده رضا پهلوی که در بزرگداشت این واقعه به چاپ رسیده باید توجه ویژه داشت
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=31&ni=30535
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Sep 2008 و ساعت 10:43 |
Balatarin
آقای علی آبادی! نمک بر زخم مردم نپاش
 
آقای علی آبادی فقط به این سوال پاسخ دهد که کسب فقط یک مدال، آن هم برنز تا به این جای کار که اکثر ورزشکاران ما یکی پس از دیگری شکست خورده و حذف شده اند، اگر ناکامی نیست، سپس چیست؟ نکند آقایان قصد دارند حتی از این سرافکندگی ملی نیز برای خود مدال افتخار بسازند و احیانا منتی هم بر سر مردم بگذارند!
 

عصرایران- ای کاش محمد علی آبادی، دم فرو می بست و سخن نمی گفت تا چنین نمک بر زخم یک ملت نپاشد!

 

رییس سازمان ورزش که این روزها، میلیون ها نفر، انتظار عذرخواهی و کناره گیری اش را دارند، در واکنش به نتایج بسیار ضعیف کاروان المپیک ایران در پکن گفته است: "کاروان ورزشی ایران در المپیک ناکام نبوده است!" و سپس به توجیه این "فرمایش خودساخته"پرداخته که انبوه جمعیت با نیازهای ورزشی سازگار نیست و در سه سال نمی توان ورزش را به یکباره متحول کرد و سخنانی از این دست!...........>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Aug 2008 و ساعت 19:4 |
Balatarin
 

آيا احتمال جنگ در خليج وجود دارد؟

 

آژانس ايران خبر ۱۳۸۷/۵/۲۶
ناوهاي جنگي در خليج فارس
نويسنده : كلود سلحاني / يونايتدپرس اينترنشنال
14 اوت 2008 - گزارشات متعددي حاكي از آن هستند كه , به محض اينكه عمليات بريمستون Brimstone - مانور عظيم دريايي مشترك آمريكا, بريتانيا و فرانسه كه در اقيانوس اطلس برگزار شد كه طي آن متحدين, اعمال يك محاصره دريايي احتمالي عليه ايران را تمرين كردند - خاتمه يافت, اين ناوگان, سفر دريايي خود را به جانب آبهاي خليج و يك رويارويي بالقوه با ايران آغاز كرد.
اين اقدام به فاصله كوتاهي بعد از آن صورت گرفت كه اتحاديه اروپا روز جمعه حكمي صادر كرد كه بر مبناي آن, اجازه داده مي شود كه تحريمات سخت تري , در صدر تحريمات كنوني شوراي امنيت ملل متحد عليه ايران, بخاطر خودداري اش از دست كشيدن از برنامه هسته يي جنجالي خود , اعمال كند.
ناو هواپيمابر هسته يي تئودور روزولت و گروه ضربتي شماره 2 آن , در پيشاپيش نيروي رزمي دريايي مشترك قرار دارد... همچنين گزارش شده است كه يك ناو هواپيمابر هسته يي ديگر بنام يو اس اس رونالد ريگان و گروه ضربتي شماره 7 آن نيز بسوي ايران در حركت است...
در اين اثنا, بنظر مي رسد كه ايران ترسي ندارد. روز يكشنبه , سخنگوي دولت ايران گفت, تهران, قطع نظر از تهديد تحريمات سخت تر, از موضع هسته يي خود عقب نخواهد نشست... .............>>>>>>

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 Aug 2008 و ساعت 13:54 |
Balatarin
یافتن درد ، جست وجوی درمان
چرا پیش نمی رویم؟
جالب است، چینی ها سه چهار دهه پیش، حتی یک کیلومتر اتوبان هم نداشتند و اینک یکی از بزرگترین شبکه های بزرگراهی دنیا متعلق به چین است.

عصرایران؛ جعفر محمدی- "کارگران ژاپنی در تهران مشغول به کار هستند"؛ زیرنویس عکسی است که در سالهای نه چندان دور، در یکی از روزنامه های ایران چاپ شده بود... اما چرخ روزگار چرخید و چرخید و کار به جایی رسید که همان ژاپنی ها، برای پذیرش کارگران ایرانی، هزار شرط و شروط می گذارند.

ژاپن اما، تنها کشوری نیست که در مسابقه توسعه، از ما سبقت گرفته است. زمانی که ایرانی ها در کارخانه ایران ناسیونال در کار تولید و مونتاژ پیکان بودند، کره ای ها در کارخانه "کیا" دلشان به تولید دوچرخه خوش بود و اتفاقا دوچرخه های "کیا" گذرشان به ایران هم افتاد و بخشی از دوران کودکی من نیز در آرزوی داشتن یکی از همین دوچرخه ها سپری شد.

اینک اما، همان کره و همان "کیا"، خودروهایی می سازد که وقتی در خوردوی سمند وطنی ام، یکی از آنها را می بینم، به یاد می آورم که کره ای ها هم از ما سبقت گرفتند؛ می گویند سود خالص دو شرکت ال جی و سامسونگ کره جنوبی از کل فروش نفت ایران هم بالاتر است.......>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 14 Aug 2008 و ساعت 7:59 |
Balatarin
  ساسان آقايي - آژانس ايران خبر - ۱۳۸۷/۵/۱۵
يعقوب مهرنهاد
هدیه‌ی حکومت ایران امسال سه روز زودتر از روز مشهور به «خبرنگار» رسید.کاش در راه می‌ماند و هرگز نمی‌رسید چه،اگر هر سال با خبر توقیف روزنامه‌هامان به پیش‌واز این روز می‌رفتیم،امروز کار از یک توقیف و چند بازداشت گذشته و دستگاه قضایی "حلقه‌ی دار" را کادوپیچ می‌کند تا روز خبرنگار امسال در سوگ "یعقوب میرنهاد" سیاه سیاه باشد.روزنامه‌نگار جوانی که سوابق روشنی در رسانه‌های مستقل داشت و هم چنان این پرسش پایدار است که مبنای اتهام‌هایی که به اعدام او انجامید،چه بود؟مرور آن چه گذشت،نشان می‌دهد که پروسه‌ی پرونده‌اش با اشکال‌های قانونی بسیاری روبه‌روست و از بازداشت تا صدور رای،تایید آن و در نهایت اعدام متهم همگی نشانی از تمسخر قوانین حقوق بشری در خود جای داده است.
این پروسه‌ی تلخ البته نه تنها در سیستان و بلوچستان که در کردستان و آذربایجان و دیگر استان‌هایی که با رشد کوشش‌های مدنی روبه‌رو هستیم،مرتب و مستمر تکرار می‌شود و کنون هم دیگرانی چون "فرزاد کمانگر" در انتظار سرنوشتی مشابه،شب و روز را با دل‌واپسی می‌گذرانند.اعدام تلخ یعقوب میرنهاد نشان می‌دهد که دیگر نمی‌توان به باورهای پیشین خود درباره‌ی وجود میزانی از درایت،انصاف و عقلانیت در بدنه‌ی حاکمیت ایران اعتماد کرد و مجموعه‌ی فعالان مدنی و حقوق بشری ایران باید هر چه زودتر "واکنشی پیشگیرانه" در قبال این دست پرونده‌ها داشته باشند،واکنشی که البته جنس آن باید با تلاش‌های مرسومی مانند بیانیه دادن و محکوم کردن متفاوت باشد.
چه،یعقوب میرنهاد با وجود همین واکنش‌ها و تلاش‌های بدیهی و روزمره از پله‌های چوبه‌ی دار بالا رفت و اعدام او این پیام آشکار را بانگ برمی‌آورد که در این زمانه و با تنش‌های کنونی موجود اجرای هر تصمیمی در بدنه‌ی حاکمیت ایران ممکن است و گویی یعقوب مهرنهاد با مرگ تلخ خود به همه‌ی ما هشدار می‌دهد که شاید در بامداد یکی از همین روزها که پای اینترنت به محکوم کردن تایید حکم فرزاد کمانگر سرگرم هستیم،او نیز از پله‌های چوبه‌ی داری دیگر بالا رود.افسوس که همواره باید فاجعه‌ای رخ دهد تا پیشگیری از فاجعه‌ای مشابه را تدبیر کنیم و این عادت مسبوق به سابق نتیجه‌ای جز این ندارد که اکنون یعقوب میرنهاد روز خبرنگار را در دنیایی دیگر جشن بگیرد.http://www.iran-ina.com/Report-Details.aspx?reportId=572&back=1
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Aug 2008 و ساعت 21:31 |
Balatarin
وحيد قاراباغلي - ساوالان سسي - ۱۳۸۷/۵/۱۵
يعقوب مهرنهاد در ميان مردم زاهدان
ساوالان سسی: روز گذشته در زاهدان فردی به نام یعقوب مهرنهاد صرف فعالیت های مدنی اعدام شد. مگر یعقوب مهرنهاد چه کرده بود؟
یعقوب در معرفی وبلاگ شخصی خود که دیگر به روز نخواهد شد نوشته بود:"(خداوند وضع و حال هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود به تغییر وضع خویش اقدام نمایند ) این کلام نورانی و الهی موجب ایجاد انگیزه برای تمام فعالیتهائی است که انجام میدهم و معتقدم در صورت عمل به این کلام الهی همه مردم می توانند اوضاع خود و جامعه خویش را از ظلمت به سوی روشنائی تغییر دهند. از بی عدالتی و نابرابری ها و فقر و ستم به آنچه که آرمان بشری است و خواسته های مشروع انسانی."
آری یعقوب مهرنهاد به جرم کوشش‌های مدنی و حقوق بشری اعدام شد، او که فعالیت اجتماعی با مجوز دولتی می کرد و سابقه شفافی داشت، او که به مبارزه سیاسی مسالمت آمیز در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی اعتقاد داشت ؟ موجب رنج حاکمیت می شد، حاکمیتی که سخت از حرکت های مدنی ترس دارد،و فعاليتھاى مدنى را برنمی تابد، مھرنھاد را در بلوچستان با اتھامات ساختگى از حق حيات محروم و ملتى را محروم از پيشروان به حق اش نمود .ما می دانيم که يعقوب مهرنهاد خواستی جز برچیدن تبیعض ها و احقاق حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در بلوچستان نداشت.
یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار، فعالی فرهنگی، حقوق بشری بود، و اعدام او بیان دور جدیدی از سرکوب فعالین مدنی و ملی است.این سیاست سرکوبگرانه و شوونیستی علاوه بر بلوچستان ،در خوزستان، آذربایجان ،کردستان ، ترکمن صحرا و ... نیز دنبال میشود.
گویا مسئولین قضایی و امنیتی حاکمیت بر این باورند که هر نوع فعالیت از سوی جوانان بلوچ، تورک، کرد، عرب و هر نوع دفاع از هویت ملی و فرهنگی باید قاطعانه سرکوب شود تا از این طریق بتوان بر ستم ملی حیات داد و بر مردم حکومت کرد.
خبر تلخ اعدام مهرنهاد، یا کشته شدن جوانان هویت طلب تورک چون فرهاد محسنی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات، اعدام برای فعالین کرد، عرب و بازداشت های خودسرانه، احکام حبس های طولانی مدت، سر کوب های عمومی حکایت از گستره نقض حقوق بشر در این مناطق دارند.
در این موقعیت آنچه بیش از پیش روشن است اینست که باید با تمام قوا تلاش کرد و افشای این سیاست به شدت خطرناک سرکوبگرانه و تلاش برای آگاه سازی جامعه جهانی وظیفه ی تمامی آزادیخواهان و فعالین حقوق بشری است. کشاندن این موضوع به رسانه های بین المللی و مددخواهی از سازمان ها و نهادهای مدافع حقوق بشر حداقل تلاشی است که می توانبم در حال حاضر بکنیم. نباید گذاشت اعدام های وحشیانه و سرکوب ددمنشانه در سکوت انجام گیرد.
بی شک تداوم بایکوت خبری و حساس نبودن ارگانهای اطلاع رسانی و حقوق بشر فعال ایرانی در خصوص فعالین هویت خواه و ملی سبب ادامه این روند از سوی حکومت خواهد گردید. http://www.iran-ina.com/Report-Details.aspx?reportId=571&back=1
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Aug 2008 و ساعت 21:30 |
Balatarin
نمونه ای از موشک های ضد ناو روسی که ایران سال گذشته از این کشور تحویل کرده است.

«موشک ضد ناو سپاه احتمالا منشاء روسی دارد»

محمدرضا کاظمی

بنابر گزارش رسانه های ايران، محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه روز دوشنبه در يک کنفرانس خبری گفت: اخيرا سپاه پاسداران يک سلاح دريايی را آزمايش کرده که می تواند هر هدفی را در فاصله بيش از ۳۰۰ کيلومتر نابود کند.

آقای جعفری در ادامه افزوده است که اين موشک هم اکنون در حال توليد انبوه است و بيش از اين حاضر نشد جزئياتی را درباره آن فاش کند.

اما کارشناسان نظامی می گويند، با توجه به محدود بودن شمار موشک های ضد ناو با برد بالا احتمالا موشکی که فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از آن سخن می گويد، فن آوری است که ايران چندی پيش از روسيه خريداری کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 4 Aug 2008 و ساعت 22:53 |
Balatarin

قدم‌هايش را روي آسفالت مي‌کشيد، برايش فرقي نمي‌کرد بالا را نگاه کند يا پايين را، هر دو سياه بود! گاهي مي‌ايستاد و گاهي بي‌اختيار مي‌دويد؛ جاده پاياني نداشت.

تصوير خشن پدر حالا برايش مهربان شده بود، محبت را در چشم‌هاي هميشه قرمزش مي‌ديد، قرمزي بدنش ديگر درد نمي‌کرد و او را ياد گل‌هاي خانه‌شان مي‌انداخت.

مي‌خواست به گوشه‌اي پناه ببرد، اما شهر گوشه نداشت همه جا تاريك بود و تنها روشنايي شهر، چراغ ماشين‌هايي بود كه برايش بوق مي‌زدند!

جاده پايان نداشت و او همچنان مي‌دويد..

************

پديده "فرار از منزل"، يک معضل اجتماعي، خانوادگي و فردي است که سلامت خانواده‌ها و جامعه را تهديد مي‌کند و متاسفانه در تمام جوامع و تمام زمان‌ها وجود داشته و دارد.

نوجوان با فرار از خانه عصيان خود را عليه پدر و مادر نشان مي‌دهند و اين اتفاق زماني رخ مي‌دهد که رفتار والدين بسيار مقتدرانه و محيط خانواده براي نوجوان تحمل‌ناپذير و زجرآور مي‌شود.

براي ديدن سرانجام فرار از خانه و صحبت با چند دختر فراري به دادگاه مي‌روم.

اينجا اول و آخر بي‌سرانجامي است، پله‌هاي سرد دادگاه را که بالا مي‌روم، الهام را مي‌بينم. از خانه فرار کرده و منتظر آينده‌اي است که اگر نخواهد مسير بازگشت را طي کند، ديگران آن‌ را رقم خواهند زد.

فرارش را تصميمي مي‌داند که ناگهاني گرفته و دليل درستي براي آن ندارد اما مي‌گويد ديگر حاضر نيست به خانه بازگردد هنوز به دنياي جديدي که براي خود ساخته، اطمينان دارد.

حرف‌هايش تلخ است اما سعي مي‌کند آن را در لبخندي پنهان کند، دوست دارد خودش را با روياهاي شيريني که براي خود ساخته، دلگرم کند؛ اما خود نيز بهتر از هر حرف نصيحت‌گونه‌اي مي‌داند که خانه‌اي که براي خود ساخته پوشالي است و چون قماربازي مي‌ماند که تنها اميدش به آخرين مهره است.

الهام مي‌گويد: حامد با من ازدواج مي‌کند، اين را در چشمانش خواندم فقط به او بگو من اينجا هستم تا دنبالم بيايد.

اما حامد مي‌داند که او اينجاست ولي...

ايجاد استقلال فکري و شخصيتي دختران در دوران بلوغ مهمترين نيازي است تا آنها بتوانند در مقابل مسائل و بحران‌هايي که در جامعه با آن مواجه مي‌شوند به درستي تصميم بگيرند و عمل کنند

************

پدر! نمي‌دانم مستي شبانه‌ات اجازه نگاه کردن به چشمان منتظر مرا مي‌داد؟ آن روزها نگاهم به در بود تا تو بيايي و من برايت چايي داغ بريزم و تو مي‌آمدي و من داغي چاي را در تمام بدنم احساس مي‌کردم.

نمي‌دانم! پدر هيچ وقت دانستي چهار ديواري کوچک خانه‌ها هر چند کوچک و تاريک مي‌توانست بهشتي باشد اگر روزي پر از دود نمي‌شد.

نمي‌دانم! پدر هيچ وقت ذره‌ذره آب شدن مادر را در زير لگدهايت ديدي!!؟؟ آن روزها که التماس مي‌کرد و من را از تو مي‌خواست.

فرياد اشک‌هايم را چطور آن روز که آمدي و گفتي ديگر مادر نمي‌آيد؛ نه پدر! تو اشک‌هايم را نديدي چون من در زير پتو گريه کردم تا مبادا تو ببيني و تهديدت را عملي کني و من از مردن مي‌ترسيدم.

پدر من تو را مي‌خواهم؛ تو که مي‌خندي و وقتي مي‌آيي از صداي قهقهه‌ات فرار نمي‌کنم و خانه کوچکمان را و مادر را و من تنها خانه را پناهگاه خود مي‌دانم.

پدر من اينجا هستم، خانه سلامت؛ جايي براي زندگي، پناهي براي خوب ماندن و سرپناهي براي شب‌هاي بي‌پناهم و هنوز هم منتظرم تا تو بيايي و به من لبخند بزني که من در اينجا همه چيز دارم مگر گرمي دستان تو...

****************

الهام! کاش زمان به جلو مي‌رفت و مي‌ديدي آن کس که در چشمهايت مي‌گويد دوستت دارم دلش هواي چيز ديگري را دارد.

کاش فردا را از همين امروز مي‌ديدي تا خود را قرباني هوسراني آن‌هايي نکني که کلام زهرآگين‌شان را در صداي شيوايشان پنهان کرده‌اند.

الهام جان! باور نمي‌کنم ساده باور کردنت را؛ و باور نمي‌کنم پناه بردنت به پناهي را که هيچگاه پناه نبود.کاش باور کني زندگي هيچ‌گاه دکمه بازگشت ندارد و اگر هرچه سريع‌تر به عقب بازنگردي، چشمانت را بر آنچه ناديدني است باز مي‌کن

*************


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 4 Aug 2008 و ساعت 22:26 |
Balatarin
قبلاً ما در پارک و خیابان تمرین می کردیم. خیلی پیش می آمد که موقع تمرین و حرکت زدن، پلیس به ما گیر می داد و فکر می کرد ما داریم می رقصیم!






ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 31 Jul 2008 و ساعت 21:57 |
Balatarin
تحلیلی از دکتر موسی غنی نژاد:
علل واقعی فقر و تورم و بیکاری در ایران
همه معضلات فوق يعني فقر، بيكاري و تورم، يك علت مشترك و محوري دارند كه عبارت است از پايين بودن سطح فعاليت‌هاي اقتصادي يا به عبارت ديگر كمبود ميل به سرمايه‌گذاري و انجام فعاليت‌هاي اقتصادي مولد.
هيچ ناظر بي‌طرفي نمي‌تواند منكر اين واقعيت شود كه اقتصاد ايران بيمار است زيرا به‌رغم دسترسي به امكانات عظيم مالي ناشي از صادرات نفت، جامعه ايراني دست به گريبان معضلاتي چون فقر، بيکاري و تورم قيمت‌ها است.

اين معضلات علائم و عوارض بيماري عميق و مزمني هستند كه به جاي تشخيص و درمان آن به شيوه علمي، به صرف تزريق مسكن‌ها اكتفا كرده‌ايم، غافل از اينكه اين مسكن‌ها گرچه ممكن است در كوتاه‌مدت از شدت درد بكاهد اما در نهايت درمان بيماري را پيچيده‌تر و سخت‌تر مي‌كند. مسوولان اقتصادي به جاي مبارزه با عوامل ايجاد و تداوم فقر، بيشتر در فكر اعطاي صدقه و يارانه به گروه‌هاي كم‌درآمد برآمده‌اند و متاسفانه در اين موارد هم چندان موفق عمل نكرده‌اند و ايجاد مشاغل كاذب دولتي يا يارانه‌اي جايگزين اشتغال واقعي و مولد شده است. به .............>>>>>>>>>>>

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 27 Jul 2008 و ساعت 23:3 |
Balatarin
چه کسی رئیس است؟
 
آیت الله خامنه ای
اکونومیست: نظر واقعی آیت الله خامنه ای نسبت به محمود احمدی نژاد چیست؟
در شماره 24 ژوئیه هفته نامه بریتانیایی اکونومیست مطلبی به نقش محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور، و آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی اختصاص یافته است.

این گزارش با عنوان "چه کسی رئیس است؟ رابطه معماگونه رهبر و رئیس جمهور" انتشار یافته و با این سئوال آغاز می شود که: نظر واقعی آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، نسبت به محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور مبارزه جو و عوامگرای ایران چیست؟

اکونومیست می نویسد که پس از انتخاب آقای احمدی نژاد در سال 2005، که برای بسیاری از مردم غیر منتظره بود، عموما چنین تصور می شد که رئیس جمهور جدید فردی دست آموز است که یک مقام تشریفاتی را برعهده گرفته اما تا کنون، به وی آزادی عمل قابل توجهی داده شده به نحوی که سیاست های اقتصادی لجام گسیخته و سیاست خارجی خطرآفرین او ایران را تقریبا به طور دائم گرفتار بحران کرده است.

این نشریه می افزاید که در عین حال، حتی ایرانیان نزدیک به محافل دولتی نیز نمی توانند مشخصا بگویند که آیا رئیس جمهور در نقش دستیار مورد اعتماد رهبر خدمت می کند یا اینکه فردی خودسر با جاه طلبی های بزرگ است که خواب را از چشم آیت الله خامنه ای ربوده است؟

اکونومیست می نویسد که از نظر قانون اساسی، آیت خامنه ای زاهد مآب به وضوح فرد قدرتمندتری در جمهوری اسلامی است و هیچ تصمیم مهمی بدون تایید او اتخاذ نمی شود و برخی کارشناسان غربی معتقدند که آقای خامنه ای در حال حاضر از هر زمان دیگری در طول نوزده سال رهبری خود قدرتمندتر است و اداره کنندگان نهادهای متنفذ در ساختار پیچیده حکومتی در ایران، از جمله سپاه پاسداران، شورای نگهبان، ریاست جمهوری و مجلس از سوی آیت الله خامنه ای منصوب شده یا افرادی با سر سپردگی بی چون و چرا به او هستند.

این هفته نامه می افزاید که در عین حال، آیت الله خامنه ای از اختیارات خود به شکلی کم سر و صدا استفاده می کند به نحوی که غالبا به نظر می رسد که از امور کشور به دور است.

رئیسان جمهوری و رهبر

اکونومیست می نویسد که ظاهرا آیت الله خامنه ای از سال 1989 به بعد به خارج از ایران سفر نکرده، ندرتا با روزنامه نگاران یا مقامات غربی که به ایران سفر می کنند دیدار می کند و حتی قبل از انتخاب محمود احمدی نژاد هم، عمدا یا سهوا، تحت الشعاع رئیسان جمهور قرار داشته است. ......>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 25 Jul 2008 و ساعت 22:38 |
Balatarin

كودكان كار


انحراف اساسی در بررسی معضلات اجتماعی- البته به سبک سرمایه دارانه- و یا اساس انحراف تحلیل های اجتماعی مدرن و پسامدرن، در انتخاب «نقطه ی عزیمت» و یا «القای» این نقاط به عنوان درست ترین و ریشه ای ترین «خاستگاه»ها روی می دهد.
به طور مثال تحلیل های روان شناختی پدیده ها و معضلاتی که بروز اجتماعی می یابند وقتی بدون در نظر گرفتن پایه های مادی و ریشه های اقتصادی آن صورت می گیرد، در نهایت یا در هزار توی عقده ها و تمایلات سرکوب شده کودکی و ناهنجاری های شخصیتی گم می شود و یا به به گرفتن انگشت اتهام به سوی آسمان ختم می گردد.
نگارنده دراین نوشتار قصد بررسی یکی از همین انحرافات را، که در مورد پدیده ی غیر انسانی و زشت «کار کودکان» روی می دهد، دارد. این که این انحراف اساساً در کجا روی می دهد و یا به عبارتی پایه های مادی این انحراف، کجاست؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jul 2008 و ساعت 14:45 |
Balatarin
روزنامه «کيهان» که خود را قيم رسانه‌اي اصولگرايان مي‌داند، به رغم اتفاق افتادن رخدادي بي‌سابقه در روز گذشته و تمجيد بي‌سابقه معاون رئيس‌جمهور از ملت آمريکا و اسرائيل، سكوت كرده است.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، اظهارات مشايي، معاون رئيس‌جمهور، در ستايش از ملت آمريکا و اعلام دوستي ايران با «مردم اسرائيل!» در حالي با سکوت اين روزنامه روبه‌رو شده است که اين روزنامه، رئيس‌جمهور سابق را به دليل اعلام لزوم احترام به ملت آمريکا و جدا كردن آنان از دولت اين كشور در گفت‌وگو با «سي.ان.ان» در ده سال پيش، به شدت مورد حمله قرار داد و مطالب تندي را عليه وي از قول يکي از سرخپوستان آمريکا! منتشر کرده بود.

اين در حالي است که مشايي در سخنان خود ملت آمريکا را از برترين ملت‌هاي جهان دانسته و ملت اسرائيل را که مهاجران اجباري و غاصبان سرزمين فلسطينيان به شمار مي‌روند و حتي واژه اسرائيل در ادبيات رسمي جمهوري اسلامي ممنوع و به جاي آن از «رژيم صهيونيستي» و اشغالگر استفاده مي‌شود را دوست ايران خطاب كرد.

گفتني است، از نگاه سياست خارجي جمهوري اسلامي، يهوديان از صهيونيست‌ها جدا تلقي مي‌شوند اما يهودياني كه با اشغال سرزمين مردم فلسطين و با زور نظاميان اسرائيلي عليه صاحبان اصلي اين سرزمين در آن ساكن شده‌اند، صهيونيست شمرده مي‌شوند.

همچنين به رغم آن‌كه جايگاه مردم آمريكا با دولت آمريكا جداست، اما بايد پرسيد آيا اين مردم هيچ نقشي در جنايات دولت دمكراتيك آمريكا كه با رأي آنان انتخاب شده و به مقتول و يتيم و بي‌خانمان كردن ده‌ها هزار نفر از مردم منطقه پرداخته، ندارد و تازه جزو برترين ملت‌هاي دنياست؟

به نظر مي‌رسد افكار عمومي در كشورمان نسبت به تناقض‌هاي موجود در قضاوت رسانه‌ها و مسئولان دولتي نسبت به اشخاص مختلف پرسش‌هاي زيادي دارند كه بايد پاسخ داده شود.....؟؟؟؟؟....!!!!

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jul 2008 و ساعت 11:26 |
Balatarin
بهروز مدرسي  پس از اتمام دوران دبیرستان به خاطر علاقه ای که به پرواز داشت به نیروی هوایی پیوست. در ادامه به آمریکا اعزام شد. در بازگشت به ایران اولین پرواز را در تاریخ 18/3/53 انجام داد و با آغاز جنگ تحمیلی ، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگي پرواز داشت.
به گزارش البرز وي افتخار كسب مدال طلاي بالا ترين ساعات پرواز را به دست آورد. به دليل سكته قلبي و عمل جراحي باز كه در سوئيس انجام داد ، در سال 1371 بازنشسته  شد
در حال حاضر عضو رسمي انجمن روزنامه نگاران ايران هست و در تعدادي از نشريات ، در مقام مشاور سردبير فعاليت مي كند در اين مطلب سعي کرده هر آن چه که از بعضي ارتش ها مي داند بيان کند . 

 
 

 
 
 

 
 

 
 


  
 بلژيكي ها مانند اعلب نظاميان اروپا داراي كاراكتر خاص خودشان هستند
 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 19 Jul 2008 و ساعت 16:13 |
Balatarin

مُشکل مُرشد میانه رو و بچه مُرشد تُند رو

منصور امان

رهبران جمهوری اسلامی سخت کوشانه به ریل گُذاری یک ایستگاه مجازی در مسیر چالش هسته ای خود ادامه می دهند. پس از آن که ولی فقیه "نظام" درب روزنامه فرانسوی لوموند را به صدا درآورد تا گزارش دهد او میانه روهای زیر خیمه اش را رهبری می کُند، اکنون نوبت به آقای احمدی نژاد، گُماشته وی بر مسند ریاست جمهوری رسیده تا این سناریوی مُهیج را پی بگیرد و باور پذیر کُند.

رییس دولت مرحمتی، رویکرد نرم آجین شُده ی "آقا" در روزنامه مزبور را "نظرات شخصی" راوی آن یعنی، آقای ولایتی مُعرفی کرده و با پُزی به سبک پایوران فرنگی توضیح می دهد: "ایشان دخالتی در تصمیم گیریهای هسته ای ندارد."

با وجود تمام حقیقتی که پیرامون نظم ملوک الطوایفی کشور و باندهای رقیب در دستگاه قُدرت جمهوری اسلامی وُجود دارد اما هم جایگاه حیاتی جنگ افزار هسته ای در استراتژی کلان "نظام" و هم نقش آقای علی خامنه ای در برکشیدن و نگه داشتن مُریدان ذوب شُده خود در بالاترین پُستهای بوروکراتیک و نظامی، به دُشواری می تواند رقصیدن آقای احمدی نژاد به ساز "لوموند"ی "رهبر" را پنهان کُند.

دیگر مُشکل بُزُرگ مُرشد (افزوده بر باور ناپذیر بودن ماهوی این ژستها)، کاراکتر نازل بچه مُرشد است که شانس اجرای مُوفق خیمه شب بازی تُندرو – میانه رو را بر باد می دهد. اشتیاق گزاف آقای احمدی نژاد به قرار گرفتن در هاله ی نور توجُهات که اغلب با داستانهای فانتزی و سرگرم کُننده همراه است، جای زیادی برای جدی گرفته شُدن وی در فرآیند تصمیم گیریهای اصلی و به همین اعتبار مواضع اعلام شُده از جانب او باقی نگُذاشته است.

تاکتیک "نظام" برای خریدن فُرجه به اتکای آقای احمدی نژاد و باز کردن حساب روی تشعشُعات غیرعادی و نابخردانه ای که از خود بروز می دهد، گویای توان و گُنجایش سیاستی است که در همه ی خُطوط علیه منافع و مصالح مردُم و کشور کوک شُده است.

http://www.iran-nabard.com/

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jul 2008 و ساعت 7:41 |
Balatarin

چند حُفره تازه در دستگاه سیاست خارجی

منصور امان

وزیر خارجه مُلاها در جریان یکی از لاف زنیهای معمول خود پیرامون موقعیت بین المللی جمهوری اسلامی، با افشای دستگیری شُماری از وابستگان و ماموران جمهوری اسلامی در تایلند، تاجیکستان، لهستان و "یکی دو کشور دیگر"، وضعیت واقعی "نظام" در نظام بین الملل را مُستند کرده است.

 

خبرهای جدید آقای مُتکی از "حیات پُر نشاط" جمهوری اسلامی، پیشتر توسط هیچیک از منابع آن انتشار نیافته و محرمانه انگاشته می شُده است. از این رو شفافیت عُضو کابینه نظامی – امنیتی را می توان علامت شکست تلاش پنهانی دستگاه های جمهوری اسلامی در مُعامله بر سر ماموران خود و مسدود کردن سوراخهای تازه ارزیابی کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 14 Jul 2008 و ساعت 8:53 |
Balatarin
شريعتي با باورهاي بنيادين ذکر شده با پديده هايي مواجه بود، مذهب سنتي که آنان ‏را جهل مي‌دانست، حرکت سرمايه داري که نماينده اش در ايران شبه ليبرال بود، ‏رقيبي به نام مارکسيست که در آرمان، نظريه و مدل تحققي داشت و در دل ‏روشنفکرانه جا گرفته بود.‏

به عبارتي مسئله سازي و مشکل گشايي هر نظريه در نسبت برقرار کردن با ‏شرايط است. نه طرح مباني انتزاعي در مورد پديده‌ها.‏

شريعتي با توجه به باورهايش با ليبرال دموکراسي غربي و سوسياليسم دولتي ‏چگونه بايد برخورد مي‌کرد و در همين رابطه نوع برخورد وي بسيار اهميت ‏دارد:‏
‏1- انتخاب يکي برعليه ديگري ‏
‏2- ارائه ديدگاهي انتقادي و طرح باور کلي جديد ‏

‏1- انتخاب، يکي بر عليه ديگري: اين روش را وي در آخر عمر ترجيح داده بود، ‏منتها وقتي که ناچار به انتخاب يکي از اين دو بود وي زندگي کردن در غرب را ‏ترجيح مي‌داد و بارها اين نکته را گوشزد کرده بود. منتها زندگي کردن نه باور ‏داشتن نظام سرمايه داري ليبرال و محافظه کار در دهه 1970 م. ‏

‏2- ارائه ديدگاهي انتقادي به ليبراليسم و مارکسيم و مذهب سنتي و طرح باوربه ‏کلي جديد متفکر راه حل دوم را انتخاب مي‌کند و به سه مقوله مي‌پردارد: الف. ‏ظرافت ايده سازي. ب. نکته سنجي راهبردي ج. شم قوي محيط سنجي. البته نه تنها ‏شريعتي بلکه هيچ متفکري ايران در دهه 1350 ه.ش از مقوله سوم برخوردار ‏نبود.‏

‎الف: ظرافت ايده سازي؛‎

ايده، شورانگيز، اميد بخش و راهگشا است. اما اين تعريف تمام مفهوم ايده نيست. ‏بلکه عناصر موجود در ايده هم مهم است. آزادي با ليبراليسم پيوند داشت، برابري ‏با مارکسيسم رابطه برقرار مي‌کرد، عرفان با مذهب و اومانيسم که ديدگاه جديد ‏انسان غربي بود و آزادي وي را توجيه مي‌کرد. اما اومانسيم مذهبي شريعتي ‏محصول شرقي اين نگاه بود چون در شرق خدا و خدايان دشمن انسان نبودند.‏

شريعتي منتقد ليبراليسم بود اما آزادي آن را مي‌ستود. اما در ليبراليسم فرصت ‏برابري براي آزادي دست يافتني نبود شريعتي برابري را باور داشت امابدون ‏آزادي، از نظر وي برابري امکان نداشت، وي کشيشان مکتب بي خدايي و يکسان ‏سازي فکري را عين استبداد مي‌دانست...........>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2008 و ساعت 21:36 |
Balatarin
اينروزها همه جا سخن از شريعتي است که معلم انقلاب ناميده ميشد‎.‎‏ معلمي که شاگردانش به ‏باز بيني نظراتش ميپردازند، معلمي که بعد از انقلاب ايده هايش بتدريج به ضد آن تبديل شد ‏وامروز نياز به تحليل علمي وبيشتر جامعه شناختي دارد. بنظر من شريعتي اگر امروز بود ‏شريعتي آنروزگاران "دهه چهل و پنجاه " نبود اگرچه ميراث داران فکري او وفرزندان ‏‏"بيولوژيکي" او هنوز گرد او ميجرخند. همانگونه که بازرگان اگربود امروز ديگر مهندس ‏بازرگان دهه جهل وپنجاه وحتي اوايل انقلاب اسلامي نبود که البته خودش صادقانه در نهايت ‏اعتراف کرد، چنانکه گفته اند "اوصداقتمدار بود" ونه سياستمدار، حتي ابراهيم يزدي ‏اينروزها شاهديم يزدي سي سال پيش در " گفتار ونوشتار" با آن خوش بيني ها نيست، ميدانيم ‏او حداقل يکي از بازيگران انقلاب اسلامي، تاريخ معاصر ايران وعوامل پيروزي انقلاب 22 ‏بهمن است. اگر کساني هنوز دنبال نقطه نظرات شريعتي و... بوده بخاطر آنستکه "ما برجاي ‏مانده ايم" ودردهه چهل در جا ميزنيم، در حالي که دنيا در اين مدت فرسنگها جلو رفته، هدف ‏انقلاب اسلامي دردرجه نخست همين امر بود که يکي از اصلي ترين شعارهايش "آزادي" ‏بود. فقدان آن عامل اصلي عقب ماندگي کشور ما است. در آزادي است که انسان با بر نامه ها ‏وديد گاههايش شکوفا ميشود وجوامع به پيشرفت وتوسعه ميرسند. منتها قبل از انقلاب ‏شريعتي توسط عده اي ومنجمله روحانيون بيکباره تبديل به نوعي اسطوره و راهکار انقلابي ‏‏"شريعتيسم" شد، البته در فضايي بسته وفاقد هرگونه نظر وانديشه رهاييبخش که او ‏‏"سوسياليست خداپرست" بود که "آزادي وعدالت" را توامان مطرح ميکرد. البته شريعتي ‏عامل عقب ماندگي کشوررا " حاکميت يک انديشه، يک مکتب، ويک عقيده " ميدانست. اگر ‏شريعتي بود با شناختي که من از او داشتم بيش از همه اين "بر جاي ماندن" را بر نميتابيد. که ‏او گناه بزرگش فراتر رفتن در تمام حوزه ها بويژه مذهب از "استنباطات گذشته" بود که حتي ‏بدوهم گفته شد1. ‏

ولي او بدرستي اين امررا حق هرکس ومنجمله "خود" ميدانست وبه ضرورت آنرا دريافته ‏بود، که او متعلق بدوران مدرن است، که آگاهي را در پژوهش ميجويد نه در "استدلالات ‏کلامي". اوبيشتر در جستجوي ايمان آگاهانه " تجربي " بود. امروز تبعات ايمان نا آگاهانه را ‏در همه جاي زندگي احساس ميکنيم. که گاهي هم بيشتر سياسي است. حتي اوروزي ‏درحسينيه ارشاد دربرابر سوال يکي از شاگرادان معترضش گفت که "من در يخچال نبوده ام ‏که تغيير نکرده باشم" نقل به مضمون. وچرا فراتررفتن از "مذهب" زيرا که با خرافات ‏آنچنان درهم تنيده که حداقل تصفيه اش کار همه کس نيست، زيراکه براي عده اي "روزي ‏رسان" شده وبراي گروههايي ابزار قدرت وسياست بويژه "قدرت فرهنگي وباز توليد ‏خرافات ( که هر مفهومي را، يا در قالب خود گرفته يا ببهانه" ارتداد وشرک و...) پس ميزند، ‏بهمين دليل التقاطش با قدرت وسياست فاجعه بار است. سي سال از انقلاب گذشته است...........>>>>>>>>>>>>

********************************

وامروز معلوم شده "موتور توسعه حقوق بشر است" منتها اين موتور قبل ازهمه سوخت ‏ميخواهد که حرکت کند. وما بخاطر استبدادهاي قومي وسنتي از آن غافل بوديم. بهمين دليل ‏مانده ايم. مهم اينکه احسان در فلسفه "هايدگر واحمد فرديد" رابراي تز دکترايش انتخاب ‏نمود، دونفري که بهيچ قيمتي در فضاي گفتماني نسل شريعتي که در تمام تاريخ ايران ‏‏"آتشفشاني ها" کرد نميگنچد.

***************************

...................>>>>>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2008 و ساعت 21:32 |
Balatarin
هنوز زمان زیادی نگذشته است از سالهایی که «مخالف هاشمی»، «دشمن رسول خدا (ص)» معرفی می شد و هر بار که نوبت امامت جمعه تهران به هاشمی رفسنجانی می رسید و نمازگزاران فریاد می زدند "مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است"، رییس جمهور وقت، لبخندی می زند و با آن لحن آشنایش می گفت: "خیلی متشکرم!"

اگر در آن سالها، به آن شعار بی بنیاد و آن لبخندها و تشکرهای همیشگی اعتراض جدی می شد و کسی به شعار دهندگان و هاشمی رفسنجانی تفهیم می کرد که هیچ ربطی بین مخالفت با هاشمی و دشمنی با پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) وجود ندارد، شاید امروز، ادبیات "مخالف احمدی نژاد، مخالف حضرت مهدی (عج) است" زاییده و تا بدین حد پرورانده نمی شد.

ادبیات محمود احمدی نژاد که در آن از امام زمان (عج) بسیار می گوید و حتی در مقر سازمان ملل هم سخنانش را با دعای تعجیل در ظهور "آقا" آغاز می کند، دستاویزی شده است تا برخی هواداران رییس جمهور به خود اجازه دهند بی هیچ استدلالی، مخالفان رییس جمهور را مخالف امام زمان (عج) معرفی نمایند!

مروری بر ادبیات و نوشته های برخی از اینان، موید آن است که نهادینه سازی این ایده که "اگر کسی با احمدی نژاد مخالفت کند، در واقع با حضرت ولی عصر (عج) مخالفت کرده است" به طور جدی از سوی طیف افراطی یک جریان خاص سیاسی پیگیری می شود تا ماجرای شرم آور "مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است" بار دیگر در قالبی دیگر احیا شود و این در حالی است که مخالفان هاشمی رفسنجانی، فقط مخالف برنامه ها و سیاست های او و حداکثر شخص او بوده اند و مخالفان احمدی نژاد نیز همین طور.

اگر کسی با محمود احمدی نژاد مخالفت می کند، در واقع به سیاست های او در عرصه های مختلف مثل مسکن و یارانه ها و عزل و نصب ها و ... انتقاد دارد؛ شاید هم احمدی نژاد باعث شده است منافع بعضی ها به خطر بیفتد و آنها به خاطر منافع شخصی و گروهی خود با وی سر جنگ و عناد دارند. اما هیچ کدام از اینها، به معنای دشمنی با ساحت مقدس حضرت ولی عصر (عج) نیست و اساسا هزینه کردن از وجود نورانی امام زمان (عج) در بازی های سیاسی و جناحی قدرت، بزرگترین اسائه ادب نسبت به حضرت مهدی موعود (عج) است.........>>>>>>>>>>>
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jul 2008 و ساعت 9:3 |
Balatarin

سرکوب گسترده نشاندهنده وحشت رژیم از مردم است

جعفر پویه

دولت امنیتی – نظامی احمدی نژاد ناتوان از پادگانی کردن دانشگاه ها و حاکم کردن جو رُعب و وحشت بر آن به دلیل ایستادگی و مقاومت یکپارچه دانشجویان، در سالگرد 18 تیر اقدام به دستگیری گسترده دانشجویان فعال در دانشگاه های مختلف کرده است. طبق گزارشهای منتشر شده تنها در مشهد بیش از 15 دانشجو دستگیر و به مکانهای نامعلومی منتقل شده اند. در تهران نام سه دانشجوی دستگیر شده منتشر شده و لباس شخصیها و عناصر امنیتی همچنان به شکار دانشجویان مشغولند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 Jul 2008 و ساعت 7:14 |
Balatarin
رادیو دویچه وله: وبلاگ‌نویسی و مجازات اعدام!

 

گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه‌ای، مجازات اعدام برای تخلفات اینترنتی را نگران کننده و ترسناک خوانده است. سخن از طرحی است که روز ۱۲ تیرماه در جلسه علنی مجلس به تصویب رسید. این لایحه، برای تاسیس و دایر کردن وبلاگ و سایت‌های مروج فساد و فحشا و الحاد، مجازات اعدام را پیشنهاد می‌کند.

 

رضا معینی، همکار بخش فارسی گزارشگران بدون مرز در گفتگو با دویچه‌وله، این طرح را تلاش دیگری برای تحدید هرچه بیشتر آزادی بیان در ایران می‌داند.

 

دویچه وله: اطلاعاتی از داخل کشور و وبلاگ‌نویس‌ها دارید که خودشان این طرح را چگونه ارزیابی می‌کنند؟

 

رضا معینی: واقعیت این است که جو رعب و وحشت به راه افتاده است. در روزهای گذشته مباحثی در این زمینه شده اما چون متاسفانه اطلاع‌رسانی در ایران همیشه با محدودیت همراه بوده، این بحث آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است.

 

منظور من این بود که شما به دلیل حرفه‌ خود، احیانا از وبلاگ‌نویس‌ها تحلیل یا شکایتی شنیده‌اید؟

 

بله! در این طرح قانونی که هنوز تصویب نشده، مشخص نیست دایر کردن وبلاگ و وبسایت مروج فساد و الحاد چه معنا دارد و این وحشت را برخی وبلاگ نویس‌ها با ما در میان گذاشته‌اند.

 

بحث واقعا جدی گرفته شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟...........>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 Jul 2008 و ساعت 12:55 |
Balatarin
 شمال نیوز: يک شرکت نفت سوئدي از کشف لايه عظيم نفتي در حوزه نفتي لاگانسکي در درياي خزر خبر داد

به گزارش خبرگزاري رويترز از استکهلم،‌ اشلي هپنستال ashley heppenstall مدير اجرايي شرکت نفت سوئدي لوندين lundin در بيانيه‌اي با بيان اين مطلب اعلام کرد با کشف نفت در ميدان نفتي لاگانسکي اين منطقه از لحاظ رونق اقتصادي چشم انداز بي‌نظيري خواهد داشت.

وي با بيان اينکه اين اکتشاف تاثير عمده‌اي بر اين شرکت نفتي خواهد گذاشت گفت کاملا مسلم است که بخش عمده اين اکتشاف ذخاير نفتي است اما بر اساس اطلاعات بدست آمده به نظر مي‌رسد که عمق اين ذخاير بيشتر از آن چيزي باشد که پيش از حفاري تخمين زده شده بود. اين شرکت نفتي قصد دارد آزمايش دو دخاير ديگر هيدروکربني را اين ماه انجام دهد.
گفتني است شرکت نفتي لوندين در حوزه نفتي لاگانسکي هفتاد درصد سهم دارد و قصد دارد سي درصد سهم ديگر اين ميدان نفتي را نيز از صاحبان آن خريداري کند./همشهري آنلاين
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 4 Jul 2008 و ساعت 7:21 |
Balatarin
گفته می شود هم اکنون دست کم ۱۰۰ نفر از نوجوانان در انتظار اجرای حکم اعدام هستند.(عکس: مهر)

نوجوانان محکوم به اعدام؛ هر شب در انتظار

 معجزه

توماج طاهباز

به سلول مجزايی می رود، غذای بهتری می گيرد، اين آخرين شب. جلوی فرار هيچ ساعت و دقيقه ای را نمی توان گرفت. غذای بهتر و رختخواب راحت تر، اگر بشود خورد، اگر بشود خوابيد.

صبح نيمه روشن نيمه تاريک، صدای پا از پشت در سلول شنيده می شود، تعداد ضربان قلب بيشتر می شود، نفس ها به شماره می افتند، چشم ها به دنبال نگاهی است که در آن ترحمی بتوان يافت، پاها به سختی حرکت می کنند، به سختی از راهرو تا کنار صندلی چوبی.

گردن ناگهان کشيده می شود، ستون فقرات قطع می شوند، پاها بدون اراده حرکت می کنند، چشم ها بدون اراده از حدقه در می آيند، پاها به دنبال زمينی می گردنند که به آن متصل شوند، ولی ديگر زمينی در کار نيست.

می گويند هر محکوم به مرگی، شب آخر خود را حدس می زند. درست از لحظه ای که از بقيه جدايش می کنند، درست از لحظه ای که منتظر آخرين معجزه است، به خصوص اگر ۱۸ ساله شده باشد و ۳-۲ سال زندان را با نماز، دعا، ضجه و التماس در انتظار معجزه سپری کرده باشد.

***************************          ***************************

  • «متأسفانه در ايران، قانون قصاص را که ريشه آن در تورات است دوباره زنده کرده اند. بنابر اين چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان و قتل در برابر قتل. مانند يک امر کاملا خصوصی که يک جنسی را خريده اند و حالا می خواهند پس دهند يا آن را گران خريده اند و می خواهند چانه بزنند.»

نایب رییس فدراسيون جوامع حقوق بشر در فرانسه

**************************       ***************************

  • «ما هر روز که تلويزيون را روشن می کنيم، جوان هايمان را بالای دار نشان می دهد. هيچ کس اهميت نمی دهد که جوانانمان بالای دارند. اينها چه گناهی کرده اند؟چرا نظام بايد اين همه زور و قدرت داشته باشد؟ نه اعصاب داريم، نه می توانيم زندگی کنيم و هر روز هم بايد جوانانمان را در تلويزيون ببينيم که بالای چوبه دار تکان می خورند.»

یک شنونده رادیو فردا

*****


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 4 Jul 2008 و ساعت 7:15 |
Balatarin

افزایش فحشا دستاورد حکومت دینی

زینت میرهاشمی

در آمارهای دولتی به پایین آمدن سن فحشا و اعتیاد اشاره شده است. در برابر خشونت بی حد و مرزی که استبداد مذهبی حاکم در مورد دستگیرشدگان این پدیده ها نشان می دهد، هر روز بر شمار افراد مبتلا به این آسیبهای اجتماعی افزوده شده و مهم تر این که سن مبتلایان به آن نزول کرده است. در گزارشی که چهارشنبه 13 تیر در سایت دولتی آفتاب درج شده حداقل سن فحشا در ایران  15 سال است. در این گزارش آمده است که «11درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند.»

این پدیده یعنی فحشای با اطلاع همسر، ریشه در فقر و عدم تامین اجتماعی که فشار آن در خانواده بیش از همه بر دوش زنان است دارد. زنانی که جایگاه حمایتی در جامعه ندارند و برای امرار معاش مجبورند بدن خود را  بفروشند.

در این گزارش آمده است که «در دهه 60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اکنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است.»

همین تحقیق می افزاید که «تا پیش از این پدیده روسپیگری بیشتر در مجردها بروز می کرد اما تحقیقات نشان داده که اکنون روسپیگری در متاهلها بیشتر شده و با رشد سریعی هم مواجه است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 4 Jul 2008 و ساعت 7:7 |
Balatarin

در گرامیداشت به پا کنندگان زندگی نوین، رفیق حمید اشرف و یارانش

 

زینت میرهاشمی

 

ای مرغهای طوفان! پروازتان بلند

خط سرخی که جزیره ثبات و آرامش سلطنت پهلوی را بر هم زد، داستان یک نسل است. نسلی از تبار حمید اشرف، که علیه نظم موجود به پا خاستند و خونشان را پرچمی از مقاومت، پایداری و شجاعت کردند.

روز 8 تیر سال 1355، حمید اشرف همراه با 9 رفیق دیگر فدایی در منطقه مهرآباد جنوبی تهران، در یک رویارویی نابرابر از زمین و هوا مورد یورش دژخیمان ساواک آریامهری قرار گرفتند و جانشان را در راه آزادی و سوسیالیسم فدا کردند.

جلسه مشترک کمیته مرکزی و مسئولان سازمان چریکهای فدایی خلق که در آن  رفیق حمید اشرف به اتفاق رفقا، محمدرضا یثربی، محمد حسین حق نواز، طاهره خرم، غلامعلی خراط پور، محمد مهدی فوقانی، فاطمه حسینی، یوسف قانع خشکه بیجاری، غلامرضا لایق مهربانی، عسگر حسینی ابرده و علی اکیر وزیری شرکت داشتند، مورد تعرض نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و در نبردی سهمگین تمامی رفقا به شهادت رسیدند.

نسلی که آرمانهای کمونیستی را با مقاومتشان رنگ و بوی دیگری بخشیدند.

خبر آن چنان تکان دهنده بود که به زودی در شهر پیچید. هماوردطلبانی از جنس حمید اشرف که شجاعت و رشادتهای او در درگیریهای گوناگون با ساواک سینه به سنیه در میان مردم کوچه و بازار و در میان جوانان به خصوص در دانشگاهها نقل می شد، درنبردی قهرمانانه پرچم ایستادگی را برافراشتند.

ضربه ساواک به اعضای کمیته مرکزی و مسئولان سازمان، ضربه ای بسیار سنگین برای جنبش فدایی بود. حمید اشرف تبدیل به حماسه ای در جنبش فدایی شد.

علیرغم همه ضربه هایی که از طرف اپورنونیستها در داخل سازمان و خارج از آن به جنبش فدایی وارد شد، اما رفقای فدایی با فداکردن جانشان اثرات جاودانه و ماندگاری در جنبش کمونیستی ایران بر جای گذاشتنه اند که سرمایه جاودانی برای جنبش چپ ایران خواهد بود.

من برگ را سرودی کردم

سبزتر از بیشه

من موج را سرودی کردم

پر نبض تر از انسان

من عشق را سرودی کردم

پر طبل تر از مرگ

سر سبزتر ز جنگل

من برگ را سرودی کردم

پر تنش تر از دل دریا

من موج را سرودی کردم

پر طبل تر از حیات

من مرگ را

سرودی کردم

 http://www.iran-nabard.com/

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 Jun 2008 و ساعت 12:16 |
Balatarin

پرونده های فساد، جمهوری اسلامی را در می نوردد

منصور امان

با حمله ی علنی مجلس مُلاها به قُوه قضاییه بر سر بازرسی و بازجویی شُماری از نمایندگان، کشمکشی که آقای پالیزدار، یک عُضو کُمیسیون تحقیق و تفحُص مجلس پیشین، تیر شُروع آن را شلیک کرده بود، به حوزه های بیشتری از دستگاه قُدرت گُسترش یافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 24 Jun 2008 و ساعت 7:9 |
Balatarin

گسترش بحران هسته ای

لیلا جدیدی

انتشار خبر مانور نیروی هوایی اسراییل برای تمرین حمله به تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی از جانب روزنامه معتبر نیویورک تایمز در این زمان، روشن کرده است که دامنه بحران هسته ای کاملا گسترده شده و شکل جدی تری به خود گرفته است.

در همین حال جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت رژیم می گوید، با سولانا توافق کردیم که "برای مذاکره مذاکره کنیم" و الهام، سخنگوی دولت، احتمال خطر جنگ را "غیر منطقی" و "محال" توصیف می کند. مصطفی نجار، وزیر دفاع رژیم نیز تحولات جدید را همچون همیشه "عملیات روانی" ارزیابی می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 Jun 2008 و ساعت 7:48 |
Balatarin

چرا ايران اصرار به اعدام نوجوانان دارد؟

سخنگوي کمپين حقوق بشر در ايران در مصاحبه با روز: - یکشنبه 2 تیر 1387 [2008.06.22]

edam729.jpg

سارا مقدم

انتشار فهرستي 114 نفره از نوجوانان محکوم به اعدام در زندانهاي ايران، بار ديگر نگاه ها را به نقض صريح حقوق بشر ‏درباره حقوق کودکان و نوجوانان جلب کرد. اين فهرست از سوي کمپين حقوق بشر در ايران منتشر شد. کمپيني که ‏زيرمجموعه اي از نهاد غير دولتي "بنياد براي امنيت انساني در خاورميانه" است که مقر آن در هلند قرار دارد و توسط ‏گروهي از پژوهشگران بين المللي حقوق بشر پايه ريزي شده و هدف آن دستيابي به راهکارهايي براي متقاعد کردن دولت ‏ايران براي احترام و بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران است. هادي قائمي، سخنگوي اين کمپين در مصاحبه با روز، از ‏نقض حقوق کودکان و راه هاي مقابله با آن سخن گفته است.‏


‎کمپين حقوق بشر در ايران ظرف دو روز گذشته فهرستي 114 نفره از نوجوانان محکوم به اعدام رادر ايران ‏منتشر کرده است. منبع خبري شما براي جمع آوري اين اسامي چه بوده است؟......>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jun 2008 و ساعت 10:44 |
Balatarin

نهادینه کردن خشونت توسط انگاره های مردسالارانه

زینت میرهاشمی

 

تقابل شرم آور پایوران رژیم با حقوق زنان خود را در خشونت جنسی به یک دختر دانشجوی داتشگاه زنجان نشان می دهد.

امتداد نهادینه کردن خشونت علیه زنان که طی سه دهه در ایران اعمال می شود، هر روز فاجعه ای به بار می آورد. وزیر علوم رژیم در برابر قربانی این خشونت اعلام کرد که «افشای این کار درست نبوده و افشای گناه از خود گناه مهم تر است.» این گفتار شرم آور در انگاره های ارتجاع برون آمده از قعر تاریخ می تواند به زبان آورده شود. به راستی که این مروجان اخلاق خود فاسدترین هستند.

جدال برای برابری جنسی و آزادی که پی آمد یورش به حقوق زنان از ابتدای قدرت گیری بنیادگرایان مذهبی حاکم آغاز گشت همچنان موضوع روز است و خود را در کنش و واکنش بین زنان و رژیم نشان می دهد. ماجرای خشونت علیه دختران داشجو توسط مسئولان حراست و ...که سالهاست جریان دارد در امتداد همین جدال است.

دختر دانشجویی که موردخشونت قرار گرفته به دلیل افشای این خشونت بازداشت شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 Jun 2008 و ساعت 10:17 |
Balatarin
حسینیه ارشاد که سال ها مرکز اصلی برگزاری سخنرانی های علی شریعتی بود و نام او با نام شریعتی پیوند خورده است، روز بیست و نهم خرداد هم زمان با سی و یکمین سالگرد وفات دکتر شریعتی میزبان نشستی با عنوان "زن و شریعتی" بود.
 

این مراسم که توسط "بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی" که به همت خانواده و دوستانش تاسیس شده برگزار می شد با استقبال گسترده علاقمندان این متفکر مواجه شد، به طوری که نه تنها تمام صندلی های سالن پر بود بلکه جمعیت زیادی ایستاده مراسم را دنبال می کردند و راهروها هم پر از کسانی بود که شاید برای زنده کردن یاد دوران پر رونق حسینیه ارشاد در سال های اولیه دهه پنجاه شمسی در مراسم حضور داشتند.

علی شریعتی در حسینیه ارشاد - عکس از وب سایت بنیاد فرهنگ علی شریعتی

ناصر میناچی از موسسان حسینیه ارشاد و وزیر ارشاد اولین دولت موقت بعد از انقلاب، اولین سخنران مراسم بود. آقای میناچی که در سالگردهای پیشین شریعتی بیشتر به اتهاماتی که به هر بهانه ای به شریعتی وارد می شود اعتراض می کرد، امسال نیز بیش از هر چیز بر اشراف شریعتی بر مسائل دینی تاکید کرد و گفت که برخی قصد داشتند و دارند با سیاه نمایی دیدگاه های او بین شریعتی و طرفداران اسلام فاصله بیاندازند.

بعد از میناچی، مهرناز خراسانچی مسئول کتابخانه حسینیه ارشاد از انتشار تمبر یادبود دکتر علی شریعتی خبر داد و این اقدام را حرکت مهمی در جهت زنده نگه داشتن نام علی شریعتی نامید. در نمایشگاه حسینیه ارشاد نمایشگاه تمبری از تصاویر شخصیت های مهم تاریخی مانند قائم مقام فراهانی، سید جمال الدین اسدآبادی، محمد مصدق، سید محمود طالقانی در کنار علی شریعتی بر پاست.

پروین بختیارنژاد، روزنامه نگار، سخنران بعدی بود که درباره "نواندیشی دینی و مسائل امروز زنان" پی گرفت. خانم بختیاری نژاد از شریعتی به عنوان یکی از اولین افرادی نام برد که زنان را از حاشیه به متن اصلی جامعه آورد و به عبارتی مسئولیت های امروز زنان در عرصه های مختلف را ناشی از آن دیدگاه دانست. خانم بختیاری نژاد در سخنرانی خود بیش از هر چیز به نقش اجتماعی زنان اشاره کرد و همین طور به تاکید شریعتی بر حضور زنان در جامعه همپای مردان. خانم بختیاری نژاد همچنین درباره قوانین ضد زن در قانون مدنی که "به اصطلاح بر اساس قوانین اسلامی نوشته می شود" توضیحات اعتراض گونه ای ارائه داد که با موافقت تماشاچیان همراه بود.

پس از پروین بختیاری نژاد، هاله سحابی در سخنان خود با موضوع "نواندیشی و قرآن" بیشتر از آن که به دیدگاه های شریعتی بپردازد، به دیدگاه قرآن نسبت به زنان اشاره کرد. او در میان سخنانش به کرات از آیات مختلف قرآن مخصوصا سوره نسا نمونه می آورد. سحابی به نگاه نواندیش شریعتی به آیات قرآن اشاره و تاکید کرد ما امروز باید پیرو همان نگاه نسبت به آیات قران باشیم.

 خود شریعتی چه کسانی را نمی بخشید؟ او یک بار گفته بود 'از آن معممی که در قم زندگی می کند و باید به جای عمامه کلاه مخملی روی سر بگذارد نمی گذرم که به شاگردان دختر و زن در محافل و سخنرانی های من، اتهام جنسی می زند'.
 
رضا علیجانی، روزنامه نگار

خانم سحابی همچنین بر این نکته تاکید کرد که آیات مکی و مدنی قرآن هر کدام در شرایط خاصی نازل شدند و کاربرد بعضی از آنها برای امروز نیست. هاله سحابی به این سخن مهم شریعتی اشاره کرد که قرآن باید از قبرستان به بطن جامعه آورده و خوانده شود.

عنوان سخنرانی مرضیه مرتاضی لنگرودی، سخنران بعدی مراسم، "من و شریعتی" بود. او بیشتر به تاثیرات شریعتی بر زندگی شخصی خودش به عنوان یک نمونه از نوجوانان آن دوره که پیرو شریعتی بودند اشاره کرد. خانم مرتاضی گفت: "من از سن شانزده سالگی با اندیشه های شریعتی آشنا شدم. در آن زمان من در مدرسه خوارزمی درس می خواندم. در شرایطی که جو غالب مدرسه ما انتخاب دختر شایسته، موسیقی های رپ و راک اند رول و امثال این ها بود، و نوگرایی نسل من که اتفاقا نقادانه هم بود در شعر نیما، شاملو و فروغ، در کتاب های جلال آل احمد، ترانه های فرهاد و فریدون فروغی تجلی پیدا می کرد، یکی از دوستانم حسینیه ارشاد را به من معرفی کرد که آن موقع ساختمانی نیمه ساز و پر از خاک و خل بود."

خانم مرتاضی ادامه داد: "حسینیه ارشاد در دوران جوانی ما مدلی از یک مکان مذهبی نوجویانه بود. گنبد داشت اما گلدسته نداشت، حوزه علمیه و امامزاده نبود، در آن چادر اجباری نبود و کسی نسبت به پوشش تذکر نمی داد. اینجا یک مرکز نو بود و شریعتی چیز دیگری بود. او با آن وسعت اطلاعات و قلم جادویی، مبانی دینی سنتی را ترک داد و شکست. در آن سالها فکر من این بود که مدل زندگی ام چطور می تواند باشد. دختر شایسته جهان شدن یا فروغ شدن؟ ولی شریعتی الگوی مطلوب را برای ما در قالب شخصیت حضرت فاطمه (س) تصویر کرد."

خانم مرتاضی اما در پایان سخنانش اشاره کرد که شریعتی هم با وجود مترقی بودن، زن را جنس دوم می دانست.

ناهید توسلی، مدیرمسئول مجله نافه، در سخنان خود با عنوان "شریعتی، عقلانیت و اشراق فراجنسیتی" با این دیدگاه خانم مرتاضی به شدت مخالفت کرد و گفت: "شریعتی انسان را یک واحد می دید. مرد و زن نداشت و می شد این نوع نگاه او را در زندگی اش، در رفتار با همسر و دخترانش و حتی در برخورد با دانشجویان دختر و احترام ویژه ای که به آنان می گذاشت مشاهده کرد."

خانم توسلی همچنین به این نکته اشاره کرد که "هر سال در مراسم بزرگداشت شریعتی صندلی های ردیف جلو مملو از فقها و اندیشمندان می شد و امروز که این سالگرد به بحث زنان اختصاص یافته این افراد حضور ندارند."

آخرین سخنران مراسم رضا علیجانی، روزنامه نگار و فعال سیاسی بود که "زن شناسی شریعتی" را موضوع سخنرانی خود قرار داده بود.

عکس از وب سایت بنیاد فرهنگ علی شریعتی
علی شریعتی در کنار همسر و چهار فرزندش - عکس از وب سایت بنیاد فرهنگ علی شریعتی

آقای علیجانی گفت: "زمانی که مساله رای دادن زنان هنگام انقلاب شاه و مردم مطرح شد عده ای از مراجع و روحانیون با این مساله مخالف بودند. تنها کسی که در آن شرایط خفقان موافقت خود را با رای دادن زن ها اعلام کرد محمد تقی شریعتی -پدر علی شریعتی- و طاهر احمدزاده -اولین استاندار خراسان بعد از انقلاب- بودند."

رضا علیجانی با ذکر این واقعه تاریخی یادآوری کرد که به شریعتی همواره دو اعتراض درباره بحث ولایت و زنان مطرح بود، اما واقعیت این بود که شریعتی دغدغه انسان ها را داشت و درون این دغدغه، زن نقش ویژه ای ایفا می کرد.

آقای علیجانی گفت: "احسان شریعتی (فرزند علی شریعتی) سال گذشته گفت 'از کسانی که انتساب ضدیت با آزادی را به شریعتی داده اند نمی گذرم'. اما خود شریعتی چه کسانی را نمی بخشید؟ او یک بار گفته بود 'از آن معممی که در قم زندگی می کند و باید به جای عمامه کلاه مخملی روی سر بگذارد نمی گذرم که به شاگردان دختر و زن در محافل و سخنرانی های من، اتهام جنسی می زند'."

اعظم طالقانی، حسن یوسفی اشکوری و سوسن شریعتی از جمله شرکت کنندگان در مراسم بودند.

در پایان مراسم از کبری قدسی نظام آبادی تجلیل شد. این زن کسی بود که در سال های پیش از انقلاب بساطی از کتاب های علی شریعتی را جلوی دانشگاه روی زمین پهن می کرد و می فروخت. آن دوره کتاب های شریعتی ممنوع بود و با نام های مستعار خراسانی و سبحانی و مزینانی عرضه می شد. پس از انقلاب و در دوره ای که هنوز کتاب های شریعتی تجدید چاپ نشده بودند، کماکان این زن به فروش کتاب های جلد سفید مانده از پیش از انقلاب ادامه می داد و برای خیلی از دوستداران شریعتی چهره شناخته شده ای بود.

احسان شریعتی از طرف بنیاد فرهنگی شریعتی هدایایی به کبری قدسی هشتاد و پنج ساله اهداکرد. یک لوح تقدیر، یک دوره آثار شریعتی و یک سکه بهار آزادی.

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/06/080620_bd-shariati-women.shtml

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 21 Jun 2008 و ساعت 9:6 |
Balatarin
حکم اخراج و زندان و اعدام دانشجویان فعال پیش از انقلاب اسلامی را نه رژیم پیشین، بلکه رژیم بعدی صادر کرد که از جمله بر دوش آن دانشجویان به قدرت رسیده بود. خواست‌های آن دوران همیشه به خواست آزادی‌های سیاسی می‌انجامید که در پس فکر خود نهایتا به چیزی کمتر از نابودی ساختار موجود راضی نبود، حال آنکه نه نابودی بلکه تغییر، نه امر جنبش دانشجویی بلکه موضوع احزاب و گروه‌های سیاسی بوده و هست. اینک اما سالهاست جنبش دانشجویی در مسیر دیگری گام بر می‌دارد. نه اینکه رضایت از اوضاع سیاسی آن را قانع کرده باشد. و نه اینکه این مسیر ویژه ایران باشد. امروز با دهها اعلامیه و فراخوان هم نمی‌توان دانشجویان حتی دو کشور آلمان و فرانسه را که پیشتاز جنبش 68 بودند، مثلا در اعتراض به اینکه در فلان کشور زندانی سیاسی و یا اعدام وجود دارد، به خیابان کشاند!
*****
کیهان لندن / 19 ژوئن 2008
الاهه بقراط
www.alefbe.com
www.elahe.de

دانشجویان دیروز، دانشجویان امروز

دانشگاه تربیت معلم برای من در تصویر محوطه سرسبز و گلکاری شده و همچنین آمفی تئاتر آن نقش بسته است. سال 1354 سازمان سنجش و آموزش عالی کشور نوعی کنکور را به آزمایش گذاشت که ظاهرا به دلیل مشکلات سازماندهی آن، فقط همان یک سال به اجرا در آمد. در کنکور آن سال شرکت کنندگان این امکان را می‌یافتند پس از قبول شدن در دانشگاه‌های مختلف، خود تصمیم بگیرند به کدام یک از آنها بروند. به این ترتیب نام یک دانشجو می‌توانست در لیست قبولی دانشگاه‌های مختلف قرار داشته باشد. از همین رو دانشگاه‌ها مجبور شده بودند یک لیست ذخیره نیز اعلام کنند تا جای خالی دانشجویانی را که برای دانشگاه دیگری تصمیم گرفته‌اند، پر کنند.
من که در رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه تربیت معلم و رشته تولید مدرسه عالی تلویزیون و سینما قبول شده بودم، تصمیم گرفتم در اولی ثبت نام کنم. با پدرم از ساری راهی تهران شدیم و پس از آنکه مراحل اولیه ثبت نام را به پایان رسانده و روی نیمکت در باغچه دانشگاه زیر سایه درختان قدیمی نشسته بودیم، من روزنامه را باز کرده و نامم را در میان دانشجویان ذخیره رشته حقوق دانشگاه ملی ایران دیدم. با پدرم نتوانستیم به یک نتیجه قطعی برسیم که من چه کنم. تصمیم گرفتیم به مادرم تلفن بزنیم و از او نظر بخواهیم. مادرم قاطعانه رشته حقوق دانشگاه ملی را ترجیح داد.

خاطره دور
حقوق؟ این رشته با روحیه من همخوانی نداشت. همان زمان هم می دانستم نمی‌توانم به قوانینی استناد کنم که چه بسا آنها را قبول نداشته باشم. در آن دوران جوانی، من «قوانین» خود را داشتم. نمی‌توانستم خود را در نقش وکیل، قاضی و یا دادستان تصور کنم. چگونه می‌توانم به عنوان قاضی حکم اعدام صادر کنم و یا به عنوان دادستان تقاضای حبس ابد داشته باشم؟ چگونه می‌توانم به عنوان وکیل از مجرمی که می‌دانم گناهکار است چنان دفاع کنم که از سزای خود کمتر مجازات و یا اصلا تبرئه شود؟! به این ترتیب همه موکلان من باید حتما بیگناه می‌بودند تا من از آنها دفاع کنم! و به عنوان قاضی و دادستان اول باید در می‌یافتم چه چیز و کدام شرایط فردی و اجتماعی مجرم را به نقطه ارتکاب جرم رسانده است!
اگرچه در سالهای بعد درباره همه این مضامین در کلاس‌های دانشکده با استادانمان، از جمله دکتر رضا مظلومان استاد جرم‌شناسی (که توسط فرستادگان جمهوری اسلامی در پاریس مثله شد)، دکتر شمس استاد حقوق بین‌الملل و دکتر نوربها استاد دادرسی کیفری، بحث می‌کردیم و من در ورقه‌های امتحانی عمدتا استدلال‌های خود را بر اساس قوانین خودم می‌نوشتم و در کمال تعجب نمره می‌گرفتم (بعدا دریافتم برای بسیاری از استادان، قدرت استدلال مهمتر از بازنویسی جزوات و تکرار قوانین بود) ولی این همه در عمل هیچ همخوانی با قوانین خشک و روند دادرسی موجود نداشت و ندارد.
بر اساس همین درک از حقوق بود که سالها بعد در سخنرانی خانم شیرین عبادی در سالنی واقع در خیابان گوته در برلین، در اواخر دهه نود و آن زمانی که هنوز خیلی مانده بود تا وی دارنده جایزه صلح نوبل شود، در دقایقی که به اصطلاح به پرسش و پاسخ اختصاص داده شده بود، برخاستم و از او درباره تناقضی پرسیدم که در دوران جوانی ذهنم را سخت به خود مشغول کرده بود و هنوز هم پاسخی قانع‌کننده برای آن ندارم:
خانم عبادی! به عنوان یک مدافع حقوق بشر هنگامی که مجبور می شوید به عنوان وکیل به قوانینی استناد کنید که به شدت مخالف حقوق بشر هستند، چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ آیا دچار تناقض نمی‌شوید؟
کسانی که در آن جلسه حضور داشتند اگر پاسخ ایشان را به یاد نداشته باشند، احتمالا لحن ایشان را به یاد دارند.
به هر روی، با وجود این تناقض انکارناپذیر که پیش از انقلاب اسلامی بسی کمرنگ‌تر و به مراتب کمتر آزاردهنده بود، اما «دانشگاه ملی ایران» که از همان سال واقعا «ملی» شده و دیگر شهریه دریافت نمی‌کرد، وسوسه‌انگیز بود و من با این هدف که بعدا به کارهای پژوهشی روی آورم، بدون آنکه آخرین مرحله ثبت نام را انجام دهم، با پدرم دانشگاه سرسبز و پردرخت تربیت معلم را در خیابان روزولت در مرکز تهران ترک کردیم و رهسپار دانشگاه ملی در شمال خوش و آب هوای شهر در ولنجک و دامنه البرز شدیم.
پس از آن، بارها برای تماشای تئاتر به دانشگاه تربیت معلم رفتم که توسط گروه‌های دانشجویی در آمفی تئاتر آن دانشگاه برگزار می‌شد. و پس از این همه سال، دیروز که خبر پیروزی اعتصاب و تحصن دانشجویان نسل امروز دانشگاه تربیت معلم را خواندم، بی‌اختیار به یاد تابستان گرم سی و سه سال پیش افتادم که با موهای باز، بلوز تابستانی و دامن کوتاه با پدرم از شهرستانی کوچک به تهران رفتم و آنقدر دلهره ناشناخته‌ها و زندگی جدید را داشتم که وقتی به یکی از چلوکبابی‌های اطراف دانشگاه تربیت معلم رفتیم، جز یکی دو قاشق غذا بیشتر نتوانستم و پدرم با یک پرسش کوتاه که: «اِلی، چرا نمی‌خوری؟» هر دو پرس را که آن زمان هنوز با زرده تخم مرغ سِرو می‌شد با لذت تمام کرد.

تغییر الگوها
دانشجویان دانشگاه تربیت معلم که یازده روز دست به اعتصاب غذا و تحصن زدند، هشت خواست داشتند: برکناری معاونت دانشجویی دانشگاه، برکناری معاونت فرهنگی دانشگاه، عذرخواهی کتبی مسئول حراست دانشگاه که خانواده‌های دانشجویان را تهدید کرده بود، استاندارد سازی خوابگاه‌ها، بهبود کیفیت غذا و رعایت بهداشت، بازگرداندن سالن مطالعه مرکزی به دانشجویان، عدم احضار دانشجویان متحصن به کمیته انضباطی و تعویق امتحانات پایان ترم.
بیش از 3500 دانشجو در این اعتراض شرکت داشتند که حدود 120 نفر از آنها دست به اعتصاب غذا زده بودند. این اعتصاب از سوی دانشجویان بسیاری از دانشگاه‌های کشور پشتیبانی شد و یک بار دیگر نشان داد تداوم در اعتراض و پشتیبانی سراسری کمتر ممکن است به نتیجه نیانجامد حتی اگر مسئولان با کشاندن نیروهای انتظامی تلاش کنند آن را سرکوب نمایند و حتی اگر بعدا به آنچه قول داده‌اند، عمل نکنند.
در عین حال شیوه برخورد و نوع خواست دانشجویان هرگونه بهانه‌ای را از دست مسئولانی می‌رباید که هربار با برچسب‌های سیاسی و امنیتی از یک سو قصد تخریب این حرکات اعتراضی را دارند و از سوی دیگر می‌خواهند از زیر بار آنچه در چارچوب وظایف و مسئولیت خود می‌توانند و باید انجام دهند، شانه خالی کنند و این در حالیست که جنبش دانشجویی پیش و پس از انقلاب اسلامی تفاوت کیفی یافته است. بسیاری از مسائل و مشکلاتی که دانشجویان پس از «انقلاب فرهنگی» و بازگشایی دانشگاه‌ها با آنها روبرو هستند، پیش از آن اساسا موردی نداشت. اگرچه سطح خدمات از ارائه غذا تا خوابگاه‌ها در دانشگاه‌ها و شهرهای مختلف متفاوت بود، لیکن از یک سو از نظر کیفیت با شرایط امروز قابل مقایسه نبود و از سوی دیگر دانشجویان با کمک‌هزینه‌ای که دریافت می‌کردند، می‌توانستند کمبودهای احتمالی را جبران کنند.
خواست‌های آن دوران با بهانه‌های مختلف سرانجام به خواست آزادی‌های سیاسی می‌انجامید که در پس فکر خود نهایتا به چیزی کمتر از نابودی ساختار موجود راضی نبود، حال آنکه نه نابودی بلکه تغییر، البته نه امر جنبش دانشجویی بلکه موضوع احزاب و گروه‌های سیاسی بوده و هست. وگرنه تا جایی که من تجربه کردم، مثلا در کنار کتابخانه‌های تخصصی و سالن‌های مطالعه در هر دانشکده، وجود یک کتابخانه مرکزی امری مسلم بود. آمفی تئاتر و سالن سخنرانی و زمین و سالن ورزش و امکانات ورزشی جزو بدیهیات به شمار می‌رفت. تشکیل گروه‌های ورزشی و هنری و تئاتر امری رایج بود. دانشجویان «اتاق کوه» داشتند و همه می‌دانستند کوهنوردان را عمدتا دانشجویانی تشکیل می‌دهند که به قول معروف سرشان بوی قورمه سبزی می‌دهد. گروه فیلم و نمایشگاه را در دانشگاه‌های مختلف دانشجویانی تشکیل می‌دادند که با داشتن اتاق‌هایی در دانشکده‌ها، با یکدیگر ارتباط داشته و فیلم و عکس و نقاشی را با یکدیگر مبادله می کردند و با استفاده از امکانات دانشگاه‌ها به نمایش عموم می‌گذاشتند. من خود با این نوع گروه‌ها، از کوهنوردی تا فیلم و نمایشگاه، همکاری داشتم و تا زمانی که کسی صرفا به این فعالیت‌ها اشتغال می‌داشت، هرگز مورد پیگرد و تهدید قرار نمی‌گرفت. این گروه‌ها همان زمان به دلیل پرداختن به این نوع مسائل «فرعی» از سوی دانشجویان افراطی مورد تمسخر قرار می‌گرفتند (البته به غیر از کوهنوردی که برای مقاومت بدنی لازم به شمار می‌رفت!)
به یاد می‌آورم روزی همراه یکی از دانشجویان مذهبی دانشکده‌مان که پروایی از گفتگو و بحث با دانشجویان چپ نداشت، برای تماشای یک قطعه نمایش به آمفی تئاتر بزرگ و زیبای دانشگاه ملی رفتیم. پس از آنکه روی صندلی‌های مخملین و سرخ نشستیم، او که پسری ریزاندام و کوتاه بود، چاقویی از جیب در آورد و روی پشت و نشیمن صندلی‌اش کشید. با تعجب پرسیدم: «چرا صندلی را پاره می‌کنی؟!» وی که چشمانش از این اقدام انقلابی پشت عینک ذره‌بینی لوچ شده بودند، با غرور گفت: «برای اینکه مال ما نیست!»
این نگاه لوچ و منطق غالب بر «جنبش دانشجویی» پیش از انقلاب اسلامی بود که دست کم سالی یک بار در شانزده آذر شیشه می‌شکست و قاشق و چنگال و بشقاب و سینی را در سالن غذاخوری (البته پس از خوردن غذا و دسر) به هوا پرتاب می‌کرد و سرانجام نیز بازتاب عالی‌ترین مرحله خود را در جامعه، در آتش زدن سینما رکس آبادان و به آتش کشاندن نمادهای فساد مانند کاباره، سینما و بانک یافت تا نهایتا با روی کار آمدن زمامداران جدید که از درون و بر زمینه همین اقدامات به قدرت رسیده بودند، طناب دار را بر دور گردن خود احساس کند. حکم اخراج و زندان و اعدام آن دانشجویان را نه رژیم پیشین، بلکه رژیم بعدی صادر کرد که از جمله بر دوش آن دانشجویان به قدرت رسیده بود.
اینک اما سالهاست جنبش دانشجویی در مسیر دیگری گام بر می‌دارد. نه اینکه رضایت از اوضاع سیاسی آن را قانع کرده باشد. و نه اینکه این مسیر ویژه ایران باشد. اساسا جنبش دانشجویی دهه شصت و هفتاد میلادی که متأثر از جنگ سرد و تقسیم‌بندی‌های سیاسی بین‌المللی بود، با گذار سریع از دهه هشتاد میلادی و به اصطلاح انقلاب‌های آرام و مخملین به مثابه یکی از ویژگی‌های کشورهای بلوک شرق، مانند همه عرصه‌های دیگر به روند جهانی‌شدن پیوست. این روند، پیش از مسائل سیاسی، آمیخته به مسائل صنفی و مشکلات اقتصادی و رفاهی است. امروز نه تنها ایرانیانی که در دهه چهل و پنجاه خورشیدی دانشجویان دانشگاه‌های ایران بودند، بلکه آنهایی نیز که در کشورهای اروپایی تحصیل کرده‌اند، وقتی آن سالها را با این سالها مقایسه می‌کنند، چه بسا با افسوس می‌گویند: آن سالها، دوران دیگری بود!
امروز با دهها اعلامیه و فراخوان هم نمی‌توان دانشجویان حتی دو کشور آلمان و فرانسه را که پیشتاز جنبش 68 بودند، مثلا در اعتراض به اینکه در فلان کشور زندانی سیاسی و یا اعدام وجود دارد، به خیابان کشاند! دوستی معتقد بود در آن دوران دست‌های بلوک شرق با تأمین مالی و پشتیبانی تدارکاتی، نه به خاطر زندانیان سیاسی، بلکه به بهانه آنها و در عمل علیه امپریالیسم و بلوک غرب، دانشجویان را سازماندهی می‌کرد. امروز چه کسی، آنها را علیه چه چیزی سازماندهی کند؟!
ولی همین پدیده خود، نشان از تغییر الگوهای اجتماعی دارد. نمی‌توان انتظار داشت جامعه ایران و نظام حاکم بر آن، تغییراتی خارج از این الگوهای اجتماعی را که فراتر از مرزهای کشورها عمل می‌کنند، از سر بگذرانند. اگر انقلاب اسلامی و جمهوری‌اش زاییده الگوهای حاکم در دهه شصت و هفتاد میلادی و شرایط ناشی از جنگ سرد و تناقضات بین دو بلوک شرق و غرب در جهان و تناقضات بین سنت و مدرنیته در داخل ایران بود، تغییر و تحولاتی که در سال‌های اخیر در بطن جامعه ایران جریان دارد، نمی‌تواند خارج از آن الگوهایی باشد که روند جهانی شدن را بر کشورها تحمیل می‌کند و به روشنی از قدرت درک زمامداران جمهوری اسلامی خارج است.
11 ژوئن 2008
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 21 Jun 2008 و ساعت 9:1 |
Balatarin

گرسنگی کارگران نیشکر هفت تپه، چپاولگری مافیای قدرت و سرمایه

 زینت میرهاشمی

اعتصاب شجاعانه هزاران کارگر نیشکر هفت تپه همچنان ادامه دارد. کارگران نیشکر هفت تپه در یک رویارویی طولانی با ماموران رژیم از بستن اتوبان اهواز به اندیمشک، راهپیمایی در خیابانهای شوش و تا تجمع در محل کارخانه برای رسیدن به خواسته هایشان مبارزه می کنند.

هزاران کارگر نیشکر هفت تپه روز پنجشنبه 30 خرداد در ادامه سلسله اعتراضهای خود، رئیس حراست، مزدور وزارت اطلاعات را در محل کارخانه زندانی کردند. رئیس حراست، زیوردار از جمله افراد منفور این شرکت بوده که علیه کارگران اعتصابی پرونده سازی کرده و آنها را مورد آزار و اذیت قرار داده است. کارگران در حالی که شعار می دادند «زیوردار مزدور اخراج باید گردد»، در برابر دفتر وی تجمع کردند. این مزدور از ترس با بستن درب دفتر خود را زندانی کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 21 Jun 2008 و ساعت 8:59 |
Balatarin

این همه ثروت با فقر عمومی، تورم، گرانی، بیکاری، تبعیض های کارگری، فساد و ... همخوانی ندارد. مشکل در کجاست؟ چرا در کشور ثروتمند ایران فقر باید این چنین چهره کریه خود را به خصوص برای قشر محروم کارگر بنمایاند، کشوری که به گفته تاریخ، از کهنسالان روزگار است.


کاوشهای باستان شناسی آشکارساخته که ایرانیان از ۵ تا ۶ هزار سال پیش از توان ویژه ای برخوردار بوده اند، به عنوان مثال قیر را برای ملات در ساختمان و یا برای نصب و به هم چسباندن جواهرات و ظروف سفالین و یا اندود کردن کشتیها به کار برده اند. در این کشور همه چیز هست، از یک سو میراث فرهنگی همچون موزه ای از آغازین روزهای تاریخ تاکنون، می تواند از نظر اقتصادی بازده بسیاری داشته باشد و از سوی ديگر، طبیعت چهارفصل آنچنان است که همزمان می توان در ۳۵ درجه سرما و هوايي یخبندان اسکی کرد و در ۳۵ درجه گرمای جنوب تن را به آب سپرد. جنگل، کوه، دریا، معدن و دهها مورد دیگر، ثروتهای قابل توجهی در ايران هستند و نفت نيز قدرتي كه از همه اين موارد تاثيرگذارتر است. در خرداد ۱۲۸۷ هـ.ش نخستین چاه نفت خاورمیانه و دومین چاه نفت دنیا در ایران فوران می کند و امروز پس از گذشت بیش از 100 سال، قیمت هر بشکه نفت 116 دلار می شود. ایران با تولید روزانه ۲/۴ میلیون بشکه نفت یکی از بزرگترین تولید کنندگان طلای سیاه جهان است و در کنار منابع عظیم نفت، بعد از روسیه بزرگترین منابع گاز جهان را نیز در اختیار دارد. همواره از کشف یک چاه نفت یا گاز خبر می رسد. تنها در یک مورد اخیر مدیرعامل شرکت ملی نفت در مورد میدان گازی پارس جنوبی می گوید: با توجه به ۱۳ میلیارد تریلیون فوت مکعب گاز و ۱۰ میلیارد بشکه ذخیره میعانات گازی این میدان، ارزش اقتصادی هر فاز آن سالانه ۵۲ میلیارد دلار است و برای 5 فاز اولیه که به بهره برداری رسیده در مجموع 5 میلیارد دلار سرمایه گذاری شده که تاکنون ۱۶ میلیارد دلار ارزش تولید آنها بوده است. ایران در حال حاضر روزانه 4 میلیون و 200 هزار بشکه نفت تولید می کند که حدود یک میلیون و۶۰۰ هزار بشکه آن در داخل کشور پالایش، مصرف و بقیه صادر می شود.

خط فقر 650 هزار تومان ، حقوق کارگر 220 هزار تومان
با این همه دارایی، در کشور ایران، حدود 11 میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند که براساس نظر کارشناسان، آمار واقعی بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر است، خط فقر در شهر تهران برای یک خانواده چهار نفری 650 هزار تومان و در شهرهای دیگر 400 هزار تومان تعیین شده است، این در حالی است که حداقل دستمزد ماهیانه یک کارگر غیرمتخصص پس از ساعتها بحث و بررسی نفس‌گیر در شورای عالی کار حدود 220 هزار تومان تعیین می شود. بنابراین مشاهده می کنیم که بسیاری از ایرانیان (حقوق بگیران) قادر به تامین معاش خود نیستند. دستمزد بسیاری از کارگران اندک و پایین تر از نرخ تعین شده دستمزد از سوي مراجع قانوني است، کارگران زیر خط فقر و در خط گرسنگی زندگی می کنند و به همراه خانواده های خود بیش از سایرین قربانی آسیب های اجتماعی و حوادث و بیماری های شغلی هستند. ساعت کارشان طولانی تر و شرایط کارشان دشوارتر است، به عبارت بهتر، بیکاری و فقر بیداد می کند و آنچه تعجب عمومی را برمی انگیزد آن است که این همه ثروت با فقر عمومی همخوانی ندارد. پس مشکل در کجاست؟ چرا در کشور ثروتمند ایران باید فقر این چنین قیافه کریه خود را بنمایاند.

كارگران در طول تاريخ ابزاري براي دست يابي قدرتمندان به مطامع سياسي بوده‌اند
يك عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي كارگران به نرخ بالاي بيكاري، رشد قارچ گونه شركت‌هاي پيمانكاري، افزايش قراردادهاي موقت كار، بيمه نكردن كارگر و ده‌ها معضل ديگر اشاره كرد و گفت: كارگران در طول تاريخ ابزاري براي دست يابي قدرتمندان به مطامع سياسي بوده‌اند. محمدرضا تفقدي با اشاره به اينكه كارگران امنيت شغلي ندارند، گفت: ‌كارگري كه كار مفيد انجام مي‌دهد بايد درآمد كافي براي تامين معاش زندگي خود و خانواده‌اش داشته باشد تا نياز به انجام كار دوم را كه باعث دوري از كانون خانوادگي مي‌شود نداشته باشد. وي با تاكيد بر اينكه دست كارگر به جايي بند نيست، گفت: ‌در مقوله اشتغالزايي، رشد بالاي بيكاري، واردات بي‌رويه و قاچاق كالا كه باعث بحران و تعطيلي كارخانجات مي‌شود همواره مشكل داشته و داريم، بنابراين بايد فضايي درست كنيم كه كارگر در قبال يك شيفت كار، به رفاه نسبي برسد. وي به مباحث افراطي و يك سو نگرانه اوايل انقلاب در خصوص كارگران اشاره كرد و گفت: اوايل انقلاب گفتيم فقط كارگر و كارفرما را فراموش كرديم در نتيجه با ادامه اين روال، كارخانجات تعطيل و سفره‌اي كه براي كارگر و كارفرما پهن شده بود برچيده شد. وي با تاكيد بر اينكه هرگز در طول تاريخ حقوق يك روز كارگر براي خريد يك كيلو گوشت كافي نبوده است، گفت: بايد شرايط را براساس اوضاع روز بررسي كرد و آنچه را كه با موقعيت فعلي همخواني دارد در قالب قانون به اجرا درآوريم. اين عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي كارگران گفت: آيا به راستي واحدها و بنگاه‌هاي اقتصادي با بحران جدي رو به رو نيستند. این فعال کارگری ایجاد تسهیلات را تزریق نقدینگی نمیداند و می گوید: تنها یکی از موانع تولید کمبود نقدینگی است که آن هم با نظارت همه جانبه مسوولان اقتصادی انجام می گیرد. او اعتقاد دارد که باید نقدینگی مدیریت شود تابه یک معضل تبدیل نشود. تفقدي می افزاید: گاهی پیش می آید که یک سرمایه گذارهمه محاسبات خود را انجام می دهد تا طرح خود را به بهره برداری برساند اما از زمان تصمیم گیری تا پیگیری اخذ مجوزها، هفت خوان هایی بر سر راهش به وجود می آید  که زمانی بسیار بیشتر از آنچه پیش بینی کرده را تلف می کند، در این شرایط هنگامی که قرار است طرح به بهره برداری برسد هزینه های تولید اعم از دستمزد، مواد اولیه، هزینه های دولتی از قبیل آب، برق و عوارض ومالیات هیچیک به اندازه روز اول سرمایه گذاری نیست. وی تاکید کرد: افزون بر خواب سرمایه، واردات بی رویه و قاچاق کالا نیز انگیزه سرمایه گذاری را کاهش می دهد و در این حال چگونه می توان کالا را با همان سیاستهای روز اول تولید و عرضه کرد. تفقدی بر حمایت از کارگر و کارفرما تاکید دارد و می گوید: باید موانع تولید را کاهش داد تا کارگر که خود یک مصرف کننده است بتواند با زندگی شرافتمندانه به ادامه حیات خود بپردازد و از سوی دیگر کارفرمایان نیز با رغبت بیشتر به سرمایه گذاری و افزایش تولید بپردازند و هزینه های تولید به اندازه ای کاهش یابد که محصول داخل توان رقابت با انواع خارجی را داشته باشد. اين فعال كارگري با تاكيد بر اينكه كالاهاي چيني از كيفيت پاييني برخوردارند، گفت: قيمت پايين باعث شده تا كالاي چيني نه تنها بازارهاي جهان سوم بلكه بازارهاي آمريكا و اروپا را نيز از آن خود كند. تفقدي گفت: تشكلهاي كارگري نيز بايد به ياري مسوولان و كارفرمايان بشتابند و صد البته مسوولان نيز بايد با آغوش باز آنان را بپذيرند تا كارگر، كارفرما، دولت و مردم كه همگي مصرف كننده هستند در رفاه نسبي باشند. وي خواهان كاهش نرخ خدمات دولتي براي بخش صنعت شد و گفت: در شرايطي كه شعار دولتمردان اشتغالزايي و توليد بيشتر براي مبارزه با بيكاري است، نه تنها بايد هزينه هاي توليد را كاهش داد بلكه مي بايست بسته هاي تشويقي نيز براي توليد كنندگان در نظر گرفت.

به نظر می رسد ابتدا باید بفهمیم فقر چه معنایی دارد؟
فقر یعنی نداشتن درآمد کافی برای به دست آوردن پایین ترین میزان کالری مورد نیاز (به طور معمول هر فرد باید روزانه 2  تا دوهزار و 300 کالری را از طریق تغذیه به دست آورد). کسی که نتواند حداقل کالری روزانه خود و خانواده اش را تامین کند و براي تامين اين حداقل با مشكل جدي رو به رو است چگونه می تواند درهنگام بیماری به دکتر مراجعه کند یا کودکش را به مدرسه بفرستد؟ بنابر اين فقر؛ زاینده خودفروشی، اعتیاد، آدمکشی، دزدی و ... است. فقر با بیکاری پیوند دارد و باعث می شود کودکان برای کمک به معیشت خانواده به کار گرفته شده و مورد سواستفاده های گوناگون قرار گیرند.
فقر ابعاد جهاني دارد كه اگر از آن با خبر شويم و اگر هنوز قدري ابعاد انسانيست باقي مانده باشد، شايد نتوانيم به طور مستقيم تاثيرگذار باشيم اما مي توانيم ابراز تاسفي تاثيرگذار داشته باشيم. امروز دراین جهان نابرابر یک میلیارد انسان درآمدی کمتر از یک دلار دارند، دو میلیارد نفر به آب آشامیدنی پاک و تمیز دسترسی ندارند، بیش از یک میلیارد کودک از رفتن به مدرسه محرومند و وحشت آور است اگر بدانیم در هر پنج ثانیه یک کودک در اثر گرسنگی و درهر دقیقه یک کودک در اثر ایدز می میرد و چهار کودک نیز پدر و مادر خود را در اثر بیماری از دست می دهند!
با این اوضاع  افسار گسسته، سرمایه داری آنچنان میدانی پیدا کرده که اگر بتواند، روز روشن را نیز به انحصار خویش در خواهد آورد، سرمایه داری چشم را بسته و به ارزشهاي آدمی و تباهی طبیعت اعتنایی ندارد، زیرا در این نوع مدیریت تنها سود مطرح است. با اين شرايط در کشور ما نیز با آغاز سیاست های گسترده خصوصی سازی و تعدیل اقتصادی، در دوره ٨ ساله ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و ادامه آن در دوران ریاست جمهور خاتمی و اجرای گسترده این سیاست در موقعیت کنونی دولت احمدي نژاد، بخش عظیمی از طبقه کارگر کشور، اندک پوشش های رسمی حمایتی خود را از دست داده و هر روز که می گذرد بر تعداد کارگران قراردادی، روزمزد و فصلی افزوده می شود. به یاد داریم که در گذشته کارگران کارگاه های زیر ۵ و ۱۰ نفر و نیز کارگاههای قالیبافی با تصویب لایحه ای در مجلس شورای اسلامی از شمول قانون کار خارج شدند و شرایط کار میلیون ها کارگر سخت تر و دشوارتر شد. در ادامه همین روال، بخش عظیمی از کارگران به دلیل بسته شدن کارخانجات، کار خود را از دست داده و تبدیل به کارگر قراردادی، روزمزد و فصلی شده و یا به خیل کارگران بیکار پیوستند و تاسف آورتر اينكه بسیاری از کارفرمایان ازاحتیاج کارگران به کار، سوءاستفاده کرده و هنگام استخدام، ازخود کارگر یا ضامنش سند معتبر یا کاغذ سفید امضا می گیرند. درسال گذشته دیده شده که تعدادی از کارفرمایان با سوءاستفاده از موقعیت بیکاری بسیاری از کارگران، با گذاشتن یک دوره ۲ تا ۳ ماهه آزمایشی، بدون پرداخت هیچ حقوقی، کارگران را به کار وا می دارند که برخلاف قانون است.
اگر نخواهيم يك جانبه قضاوت كنيم بايد يك نفر پيدا شود و به اين پرسش پاسخ دهد كه چرا در اين آشفته بازار تنها كارگران قرباني مي شوند؟

http://www.dastranj.ir/shownews.asp?NC=4782

 

عکس شماره ۲:

 

عکس شماره ۳:

 

عکس شماره ۴:

 

عکس شماره ۵:

 

عکس شماره ۶:

 

عکس شماره ۷:

 

عکس شماره ۸:

 

عکس شماره ۹:

 

عکس شماره ۱۰:

 

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 Jun 2008 و ساعت 6:41 |
Balatarin

سرتا به پا عریان و ژست طلبکارانه؟

منصور امان

با وُجود تلاش فشُرده و مُشترک دایره های امنیتی و بُلندگوهای تبلیغاتی برای محدود نگه داشتن دامنه ی رُسواییهای اخیر رهبران و پایوران حُکومت، بازتاب اجتماعی آن هر روز ابعاد گُسترده ی می باید و همدستان و پُشتیبانان تبهکاران مالی و جنسی را به دست و پا زدن بیشتر در این مُرداب وادار می سازد.   

با ژستی طلبکارانه، سُخنگوی قُوه قضاییه، اُرگانهای چاپی و اینترنتی ولی فقیه و همچنین پادوهای سُخن پراکن وی، تازه ترین افتضاحات "نظام" را لکه گیری می کُنند و انواع شگردهای گُمراه سازی و دُروغبافی را از سر دستپاچگی، یک جا و بی تناسُب روی میز می ریزند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 18 Jun 2008 و ساعت 7:16 |
Balatarin
shoarnevisi725.jpg

رسا قاضي نژاد

در شرايطي که رييس قبلي حوزه علميه قم هم در اعتراض به برخي اقدامات دولت اعتراف کرده "انتقاد مراجع از دولت ‏قبل كمتر بود" از برخي شهرها خبر مي رسد که بر روي ديوارهاي خيابان هاي اصلي شعارهايي بر عليه دولت و ولايت ‏فقيه نوشته شده است. اين شعار نويسي ها در حالي صورت مي گيرد که در دو روز گذشته تجمعاتي اعتراضي در تهران و ‏مشهد نيز برگزار شد که خبرگزاري هاي رسمي جمهوري اسلامي آنها را به دعوت "تلويزيون هاي سلطنت طلب" مرتبط ‏دانستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 Jun 2008 و ساعت 7:11 |
Balatarin
ا فزایش نامه‌های مردمی به رئیس‌جمهور؛ نشانه‌ خوبی یا خرابی

اوضاع؟؟؟؟؟؟

 آن گونه که رسانه‌های رسمی و اظهارات جسته و گریخته مقامات محلی نشان می‌دهد، تعداد نامه‌های مردمی در جریان دور دوم سفرهای استانی رئیس‌جمهور نه تنها کم نشده که در برخی شهرستان‌ها به میزان قابل ملاحظه‌ای نسبت به تعداد نامه‌های دور اول افزایش یافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 15 Jun 2008 و ساعت 7:54 |
Balatarin
با ایجاد تزلزل در سطوح عالی مدیریتی
 
آیا مملکت تعطیل می شود؟!
 
به گزارش این رسانه عدم اجرای مطابق با برنامه مصوبات استانی و برخی ضعف های اجرایی، دلیل این تغییرات عنوان شده است. با درج این خبر که به طور مبهم از تغییرات استانداران خبر می دهد تمامی استانداران مخاطب خبر را خودشان فرض خواهند کرد.
سایت خبری نزدیک به دولت از ایجاد تغییرات گسترده در دولت خبر داد.

به گزارش «فردا»، این سایت خبری که اخبار تغییرات درون دولت را به طور مستمر در دستور کار دارد به تازگی در خبری اعلام کرد به زودی 10 استاندار کشور تغییر خواهند کرد.

به گزارش این رسانه عدم اجرای مطابق با برنامه مصوبات استانی و برخی ضعف های اجرایی، دلیل این تغییرات عنوان شده است.

گفتنی است چندی پیش خبرگزاری فارس به علت درج خبری درباره جایگزینی داوودی با مظاهری در بانک مرکزی با عنوان ایجاد تزلزل در سطوح عالی مدیریتی سه روز توقیف شد.

هنوز از واکنش دولت به خبر این رسانه مدعی حمایت از دولت خبری در دست نیست.

این در حالی است که با درج این خبر که به طور مبهم از تغییرات استانداران خبر می دهد تمامی استانداران مخاطب خبر را خودشان فرض خواهند کرد.
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jun 2008 و ساعت 23:39 |
Balatarin
گزارش تحليلي از وضعيت خبرگزاري ها در ايران
انحصار دولتي، مانع بزرگ رشد خبرگزاري ها
مهدي محسنيان راد، محقق ارتباطات می گوید: در جهان معاصر، در کشورهاي پيشرفته، تغذيه مردم از لحاظ تنوع و کيفيت متنوع است، ولي در کشورهاي فقير آفريقاي مرکزي، در سفره اين مردم جز يک تک غذاي کم انرژي و کم ویتامین که فقط شکم را سير مي کند، چيزي ديده نمي شود. در کشورهاي جهان سوم و کشورهاي اسلامي در جهان از نظر مصرف مواد رسانه يي هم چنين وضعيتي وجود دارد.
«يادم است در دوره دبستان به ما ياد مي دادند «توانا بود هر که دانا بود» ولي طبق معمول شعاري بود که به عمل تبديل نمي شود. مگر يکي از مهمترين مسووليت هاي رسانه ها و خبرگزاري ها اطلاع رساني شفاف و آگاه کردن مخاطبان نيست؟ از طرفي ديگر مگر مي توان در گذشته زيست و در دنياي پرشتاب و متحول امروز پيشرفت کرد؟» اينها سوالاتي است که دکتر يحيي کمالي پور استاد و سرپرست ارشد دپارتمان (گروه) ارتباطات و رئيس مرکز مطالعات جهاني دانشگاه پردوکادومنت امريکا، درباره وضعيت خبرگزاري هاي ايران مطرح مي کند.خبرگزاري هايي که برخي از کارشناسان معتقدند هنوز در انحصار دولت هستند، عده يي ديگر بر اين باورند هنوز اندر خم کوچه هاي اول اين حرفه مانده اند و اين هم اقتضاي شرايط کلي رسانه هاي ماست. دسته يي هم همچون کمالي پور بر اين باورند ما دانايي و دانش داشتن خبرگزاري هاي مستقل و حرفه يي را داريم ولي نمي توانيم آن را به توانايي بدل کنيم.

پارس، سنگ بناي خبرگزاري دولتي

اولين تجربه عبور پيام به صورت الکترونيکي در سال 1838 به وسيله ساموئل مورس امريکايي پديد آمد. در اين سيستم با به کارگيري يک کليد، ضربه کوتاه الکترونيکي توليد مي شد و پيام مسافت طولاني را از طريق برق يک باتري و با حروف و نقطه طي مي کرد، اولين پيام رد شده اين بود؛ (خداوند چه شگفتي دارد.)..................>>>>>>>>>

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jun 2008 و ساعت 23:26 |
Balatarin
در حالي كه در دهه اخير قيمت نفت، ده برابر شده، كشورهاي نفت‌خيز استفاده‌هاي گوناگوني از اين افزايش قيمت كرده‌اند، به گونه‌اي كه عربستان به رغم نابرخورداري از توان بالاي علمي و مهندسي، قصد دارد با غلبه بر دوبي، توليد ناخالص داخلي خود را 50 درصد افزايش دهد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك» به نقل از سايت شوراي روابط خارجي آمريكا، عربستان سعودي به تازگي خبر داد كه قصد ساخت برجي به ارتفاع 5 / 1 كيلومتر را دارد. ارتفاعي حدود دو برابر برج دبي كه هنوز در حال ساخت است، اما بلندترين برج دنيا به شمار مي‌رود. پيشنهاد عربستان آخرين حلقه زنجيره پروژه‌هايي است كه چهره اقتصادي منطقه عرب‌نشين را تغيير مي‌دهد. اين منطقه، سه توليدكننده بزرگ نفت جهان را در خود جا داده است: عربستان سعودي، امارات عربي متحده و كويت. قطر، عربستان، امارات و عمان جزو توليدكنندگان مهم گاز هم هستند.
 
همه اين كشورها در حال برداشتن گام‌هايي براي انعطاف دادن به بادوام كردن اقتصادهايشان هستند كه البته كارشناسان بر اين باورند، اين دوران گذار با خطرهايي همراه خواهد بود.

رشد بخش‌هاي غيرنفتي در حال حاضر نيز در كشورهاي نفت‌خيز منطقه آغاز شده است. اگر سود نفتي عربستان را محاسبه نكنيم، اين كشور باز هم داراي شتاب رشد بالايي مي‌باشد. اين روند در تمام شبه جزيره مشاهده مي‌شود.
 
بخش غيرنفتي در شش كشور شوراي همكاري‌هاي خليج فارس (GCC) حدود 7 درصد رشد سالانه اين كشورها در پنج سال اخير را به خود اختصاص داده است كه بيش از دو برابر ميزان رشد اقتصاد آمريكا در همين دوره زماني است.
 
گفتني است، به گفته "نوذری"، وزیر نفت ایران درآمد ایران از فروش نفت در پایان سال 1386 حدود 70 میلیارد دلار بوده است. همچنين درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز ايران در سال 1384، حدود 49 ميليارد دلار (بالاترين رقم درآمد نفت ايران تا آن زمان) بود كه دو برابر رقم پيش‌بيني شده در برنامه چهارم توسعه براي اين سال بود و24 ميليارد دلار درآمد مازاد آن به «حساب ذخيره ارزي» واريز شد.

عربستان سعودي هم‌اكنون به دنبال نسخه‌اي جديد از موفقيت دبي است. اين كشور در حال ساخت شش شهر اقتصادي جديد است كه بر اين باورند كمكي 150 ميليارد دلاري را به توليد ناخالص داخلي اين كشور خواهد كرد و حدود 50 درصد آن را افزايش خواهد داد. كويت، قطر و ديگر كشورهاي شوراي همكاري‌هاي خليج فارس نيز طرح‌هايي براي توسعه تجاري در مقياسي كوچكتر در دست اجرا دارند.

هرچند اين رشد در خارج از صنعت نفت كشورها انجام مي‌شود، اما دستيابي به آن بدون تكيه بر سود نفت، ممكن نخواهد بود. افزايش حدودا ده برابري قيمت نفت خام در دهه گذشته، سيل سرمايه را به اقتصادهاي عربي سرازير كرده است. آنها بخشي از اين پول را در خارج سرمايه‌گذاري مي‌كنند كه بيشتر از طريق صندوق‌هاي مالي مختلف داست كه به صورت ذخيره در اين صندوق‌ها نگهداري مي‌شود.

مقاله اخير ديگري در شوراي روابط خارجي نشان داد كه به رغم افزايش خروج سرمايه، اين ذخاير افزايش يافته و به حدي رسيده كه توانايي تبديل منطقه به يك ابرقدرت مالي جديد را دارد.

هرچند بايد دانست كه اين تلاش براي توسعه داخلي ناشي از نياز هم هست. مقاله‌اي از Makinsey Quarterky اين مسئله را مطرح مي‌كند كه رشد جمعيت كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس از جمله عربستان توليد نفت را تحت‌الشعاع قرار داده و احتمال داده كه استانداردهاي زندگي در رياض در صورتي كه ابزار اشتغال‌زايي جديدي به كار گرفته نشود، سقوط خواهد كرد.
 
نگراني از ثبات بازار كار با وجود تعداد زياد كارگران مهاجر در اين منطقه بيشتر شده است. اين كارگران اغلب با رواديد كوتاه‌مدت به منطقه آمده و پس از پايان يك پروژه عمده، مجبور به ترك اين كشورها مي‌شوند. كارشناسان بر اين باورند كه يك لغزش اقتصادي مي‌تواند منجر به ناآرامي‌هاي كارگري شود. «يوسف ابراهيم»، از كارشناسان ريسك مي‌گويد: تنها 5 / 1 ميليون نفر از 5 / 5 ميليون نفر ساكن امارات، تبعه اين كشور هستند و ديگران كارگران مهاجر هستند.

در ديدي گسترده‌تر كشورهايي مانند عربستان كاملا آگاه هستند كه افزايش كميت نفت خام مي‌تواند براي آنها ويران‌كننده باشد. «اكونوميست» معتقد است كه افزايش قيمت نفت در سال‌هاي دهه 1970 ضربه به كشورهاي خليج فارس بود. اما به طور كلي بزرگترين نگراني كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس ممكن است محدوديت‌هاي طولاني‌مدت ذخاير نفت باشد.
 
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jun 2008 و ساعت 23:18 |
Balatarin

خاموشی های گسترده در سرار کشور، اینبار مقصر کیست؟

جعفر پویه

خاموشی های گسترده و قطع آب در شهرهای مختلف کشور به ویژه تهران امان مردم را بریده است. دولت احمدی نژاد که قطعی گاز در سرمای زمستان را به توطئه دشمنان و باندهای رقیب نسبت می داد، اکنون با ناتوانی در عدم برنامه ریزی برای تامین برق مصرفی منازل شهروندان به طور کامل بی لیاقتی خود را نشان می دهد. وزارت نیرو در روزهای قبل با ارسال بخشنامه ای محرمانه برای مدیران کارخانجات خواستار تعطیلی 15 روزه آنان شده است. این یعنی وزارت نیروی دولت مهرورزی بجای فکر چاره برای تامین برق، سعی می کند صنعت کشور را فدای ناکار آمدی خود کند. همچنین مقامات وزارت نیرو خواستار تعطیلی زود هنگام اصناف مختلف برای صرفه جویی شده اند. غنیمی فرد رییس خانه صنعت و معدن می گوید: "در حال حاضر برق کارخانجات روزانه بین سه تا چهار ساعت قطع شده و خسارت زیادی به صاحبان صنایع وارد می کند."


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 13 Jun 2008 و ساعت 23:9 |
Balatarin

احقاق حقوق پایمال شده فردی، اجتماعی و انسانی مدیرانی که ظرف چند سال گذشته در قالب مبارزه با مفاسد اقتصادی مورد اتهام واقع شده اند نیز از زوایای قابل بررسی فرسودن سرمایه های انسانی است.


آرش شيران

گزارش تحقیق و تفحص از شرکت ملی دخانیات با وجود آنکه در آخرین روز کاری مجلس هفتم در دستور کار قرار داشت، بنا به دلایلی در صحن علنی قرائت نشد اما آن گونه که در اخبار آمد، عبدالحمید رحمانی خلیلی، مدیرعامل پیشین شرکت دخانیات و یکی از مدیران موفق دولت اصلاحات -به ویژه در امر مبارزه با قاچاق سیگار- در گزارش مذکور پس از سه سال از اکثر مواردی که به عنوان اتهام به وی منتسب شده بود، تبرئه شده است. اگر چه این مدیر دولت خاتمی از اتهاماتی نظیر: هزینه های میلیونی جهت تغییر دکوراسیون دفتر کارش، کلاهبرداری، تضییع چند میلیارد تومانی حقوق دولت، قوم و خویشگرایی در استخدام کارکنان شرکت و.... بنابر گزارش های سازمان های نظارتی تبرئه شده است اما بی آنکه از در ارادت ورزی جناحی- سیاسی با این مدیر و امثالهم برآییم، پرسش به یک سوال درباره مواردی این چنینی برای جامعه سیاسی ایران و تصمیم گیرندگان سطوح عالی ضروری می نماید. تا کی باید شاهد فرسایش سرمایه های انسانی و عدم استفاده و بهره مندی از پتانسیل های مدیریتی کشور باشیم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 11 Jun 2008 و ساعت 22:9 |
Balatarin

 گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

 

رمز و راز مقاومت در برابر سرکوب

زینت میرهاشمی

 

حاکمان تهران که این روزها با پاهای لرزان برای امنیت ولایت بر طبل سرکوب می کوبند و ظفرمندی «حکومت اسلامی» خود را در برابر «دشمنان» جشن می گیرند، فقط کافی است یک روز چرخ دنده های ماشین سرکوبشان از کار باز ایستد و دستهایشان برای سرکوب فلج شود، آن گاه می بینیم چگونه این نظام به خاکستر تبدیل می شود و مردم  بر ویرانه های آن، جشن و پایکوبی خواهند کرد، زندانیان سیاسی را در آغوش می گیرند و طرحی نو در خواهند انداخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 Jun 2008 و ساعت 9:21 |
Balatarin

گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

یکسال از حکومت نظامی اعلام نشده برای زنان گذشت

مهدیه گلرو
خبرنامه امیرکبیر

این روزها یکسال می گذرد از حکومت نظامی اعلام نشده ای که ویژه و مختص زنان سرزمینمان است. طرح امنیت اجتماعی را می گویم؛ که هر روز با اضافه شدن تبصره هایش دایره انتخاب پوشش را برای زنان تنگ تر کرد؛ ممکن است هر چه می پوشیم ایجاد تبرج کند؛ از شلوار کوتاه با ساق عریان تا چکمه های بلند با استتار ۱۰۰% گویی امنیت اجتماع و جامعه ما تنها به شلوارها و مانتو ها و آرایش مان بسته است. همانگونه که بی حجابمان اسلام را به خطر می اندازد، امنیت اجتماعی را نیز مختل می کند. راست است این فرمایش استاد مطهری که حجاب قدرت فراوانی دارد و این شد عاقبتمان که مجبور شدیم مروارید شویم در صدف، هر چند از قفس صدف خفه شویم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Jun 2008 و ساعت 8:48 |
Balatarin

گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

افتضاح سیاسی احمدی نژاد در ایتالیا

جعفر پویه

سفر محمود احمدی نژاد، رییس جمهور رژیم ملاها به ایتالیا به یک افتضاح سیاسی تمام عیار تبدیل شد. کوتوله سیاسی و پادو ولی فقیه رژیم، مراسم سالمرگ خمینی را که از اهمیت سیاسی زیادی برای حکومت برخوردار است رها کرده و به امید به دست آوردن تریبونی بین المللی در کنفرانس سازمان خواربار جهانی "فائو" راهی ایتالیا شد. اما او در ایتالیا نه تنها مورد استقبال رسمی قرار نگرفت بلکه، هیچ مقام سیاسی ایتالیایی نیز حاضر به دیدار او نشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 5 Jun 2008 و ساعت 8:1 |
Balatarin
گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

گزارش یکی از خوانندگان: ماموران نیروی انتظامی قزوین شب گذشته جاده قزوین _رشت را مسدود کردند.این اقدام که برای جلوگیری از سفر مردم به شمال صورت گرفت از ساعت 23چهارده خرداد تا 7صبح امروز ادامه داشت و به علت حضور تعداد زیادی از مسافران مجبور به بازگشایی جاده شدند. نکته جالب اینکه هنگامی که از علت بسته شدن جاده سوال میشد ماموران اظهار بی اطلاعی میکردند.همچنین در اقدامی دیگر عمال رژیم دیروز (14خرداد) با قرار دادن چندین دستگاه تریلر در کمربندی نسیم شمال این محور را نیز برای ساعت نامشخصی بستند تا مانع خروج مسافران از شهر شوند. این حرکات که برای چندمین سال متوالی است انجام میگیرد باعث سرگردانی عده زیادی از مسافران شده به گونه ای که آنها مجبورند برای سفر از راههای میان بر استفاده کنند و به اصطلاح حکومت را دور بزنند. خبر دیگر اینکه با وجود سخت گیریهای رژیم در مورد تعطیلی کسب و کار در روزهای مرگ دیکتاتور و15خرداد ، دیروز بیشتر مغازه های مرکز شهر (خیام ) باز بود و مردم نیز با نیرویی دو چندان به گشت و خرید مشغول بودند و ابدا خبری از عزاداری برای دیکتاتور نبود. نکته جالب اینکه مغازه هایی که باز بودند توسط جوانان اداره میشدند. امروز هم به نسبت دیروز مغازه های بیشتری باز هستند. حتی بازار مرکزی و میدان تره بار هم که دیروز تحت فشار و تهدید عوامل رژیم بسته بودند، باز هستند و خرید و فروش جریان دارد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 4 Jun 2008 و ساعت 9:17 |
Balatarin

the journalist

ژورنالیست

مقاله

گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

 

سرکوب انبوه علیه دگراندیشان و دگرباشان

الاهه بقراط

 

 

 

 

یکی از ابزار اصلی تثبیت و بقای جمهوری اسلامی در ایران، سرکوب انبوه بوده است. به نظر می رسد آغاز و پایان این نظام را که نطفه اش بنا بر سرشت آن، از همان سالهای فعالیت فداییان اسلام، در خشونت، هراس آفرینی و ترور بسته شد، جدا از این سرکوب نتوان توضیح داد و ارزیابی کرد. سرکوب انبوه ویژگی  نظام جمهوری اسلامی به مثابه یک نظام تمامیت خواه و سلطه جو است که دامنه آن از مرزهای کشور فراتر رفته و چه در شکل آدم ربایی و ترورهای خارج از کشور و چه به شکل حمایت از گروه های تروریستی در کشورهای منطقه، به سیاست رسمی حکومت ایران در داخل و خارج تبدیل شده است.

 

عقاید سیاسی

مدافعان حکومت اسلامی همان زمانی هم که هنوز «جمهوری» خویش را بر پای نداشته بودند، تلاش می کردند با ترور و هراس آفرینی به دیگران درس عبرت بیاموزند.........>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 4 Jun 2008 و ساعت 8:8 |
Balatarin

گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

منصور امان

برای آن دسته از دولتهایی که اتباع آنها در چنگال گُرسنگی دست و پا می زنند، انتخاب کُنفرانس سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل به عُنوان تریبون تبلیغاتی و روزنه ای برای سرک کشیدن از گوشه ی انزوا، بهترین گُزینه نمی تواند باشد.

اگر با این وُجود، رژیم جمهوری اسلامی آقای احمدی نژاد را به عُنوان تابلوی سیاسی یک حُکومت فاسد و ناکارآمد در تامین نیازهای ابتدایی اتباع خود به رُم می فرستد، علت را باید در تنگناهای عذاب آور و سمجی که در پهنه بین المللی با آنها روبرو است، جُستُجو کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 4 Jun 2008 و ساعت 7:35 |
Balatarin
گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

 واقعیت‌ها با گذشت زمان نه کهنه می‌شوند نه منسوخ. حقوق بشر و شرف انسانی بخشی از این واقعیت‌ها هستند.
چه کس معین می‌کند بشر کیست و حقوق‌اش کدام است؟

*

آیت‌الله منتظری اخیرا در پاسخ به استفتایی در باره بهائیان گفته‌ است: « این فرقه جزو کفار محسوب می‌شوند، اما کافر حربی نیستند، کافر ذمی هم نیستند، چون نه توراتی هستند، نه انجیلی و نه زبوری. لاکن کافرانی هستند در عهد و در امان حکومت اسلامی و مادامی که فعالیتی علیه حاکمیت اسلامی انجام ندهند از حقوق شهروندی برخوردارند چون به‌هر حال حق آب و گل دارند، مالیات می پردازند و غیره....» نقل به‌مضمون.

*

به ملانصرالدین گفتند ناف زمین کجاست؟ گفت همانجا که میخ‌طویله الاغ من کوفته شده است.
از یک ژاپنی پرسیدند خاور دور کجاست؟ گفت اروپا. ( اگر دنیا را در امتداد شرق دور بزنید به اروپا می‌رسید).


*

من وقتی می‌گویم در برداشت و تفکر بین آخوند و ملا و حجت‌الاسلام و آیت‌الله و روحانی بلند پایه و دون پایه تفاوتی موجود نیست، وقتی می‌گویم آن‌ها، کم‌، با هیچ آشنایی با تاریخ و جغرافی ندارند و اصولا تاریخ را نه آنطور که بوده است، بل به‌سودِ منافع خویش تجزیه و تحلیل و برداشت می‌کنند، می‌گویم جغرافیا را تا آن حد می‌فهمند، که نمی‌دانند مسلمانان «تیمور» چه کسانی هستند و در کجا زندگی‌می‌کنند و بر این تصور‌اند که این قوم مشتق از طایفه تیمور لنگ‌ هستند و یک جایی بین ازبکستان و افغانستان لانه کرده‌اند، وقتی می‌گویم این‌ها در چنبره افکار دُگم و حق به‌جانب خویش غرق هستند، ذوب‌ هستند، که دنیای حقیقی را از مجازی تشخیص نمی‌دهند، که منطق، برای شان تا زمانی کاربُرد دارد، که منافع‌ شخصی‌شان در خطر نیافتد، سخن به‌گزاف نگفته‌ام.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 Jun 2008 و ساعت 20:56 |
Balatarin
گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

منصور امان

سازگار با تشدید وخامت شرایط اقتصادی در کشور و تیز شُدن لبه ی بُحران خارجی، چارپایه ی زیر دستگاه سرکوب و اجتماعی که نام "طرح امنیت اخلاقی" بر آن نهاده شُده نیز برای بیشتر به نمایش گُذاشتن بُلند تر شُده است. در همین راستا، سرکردگان نیروی انتظامی در نُقاط گوناگون کشور، به گونه سازمان یافته بُلندگو به دست گرفته اند تا خطاب به "دُشمن"، فُتوحات خویش که شامل به اسارت گرفتن هزاران تن می شود را به رُخ اش بکشند.

سر گُماشتگان اونیفورم پوش آیت الله خامنه ای در تهران، همدان، چهارمحال بختیاری، سمنان، آذربایجان شرقی و غربی، اصفهان، ساوجبلاغ، گُرگان، شهریار و جُز آن، برای اینکه نشان دهند این فقط "سردار زارعی" نیست که می تواند ثابت کُند قداره کشی خیابانی آنها ربط زیادی به "امنیت اخلاقی" ندارد، به میدان آمده اند. آنها سینه جلو می دهند که به بهانه های گوناگون، در تهران بیش از 9 هزار نفر را دستگیر و یا در آذربایجان غربی از 36 هزار نفر زهر چشم گرفته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 Jun 2008 و ساعت 20:48 |
Balatarin
گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

حامد

ما از جمله شرکت کنندگان در ورزشگاه آزادی بودیم که پس از اتمام بازی فوتبال با آمادگی قبلی به همراه 5 نفر دیگر از دوستان به میدان شهیاد(آزادی) آمدیم تا در تظاهرات مردمی شرکت نماییم و در طول راه شاهد حضور پرشور سربازان باتوم به دست و لباس شخصی امام زمان در خیابانها بودیم.هنگامی که به میدان آزادی رسیدیم (ساعت 9:30شب) بلافاصله به تجمع پرشور مردم در ضلع شمالی میدان آزادی(ورودی آریاشهر) پیوستیم. در این نقطه در حدود 1000 نفر تا آنجا که من توان دید داشتم وجود داشتند. مردم با غیرت که تقریبا نیمی از جمعیت را زنان و دختران با شرف تشکیل می دادند با سر دادن شعارهایی چون "خلیج فارس همیشه ایران برنده میشه" و "ما هستیم ما هستیم" و "سکوت تو هموطن خیانت است به میهن" و "ایرانی می میرد ذلت نمی پذیرد" و سرود ای ایران، فریاد پر از خشم خود را بر سر لباس شخصی های مشکی پوش باتوم به دست می کشیدند که 3-4 نفر از این مزدوران روبروی ما ایستاده و مشغول به فیلمبرداری از مردم بودند.نکته جالب توجه برای بنده که در تمامی تجمعات ماههای گذشته از روز چهارشنبه سوری به بعد حضور داشته ام این بود که این حرکت مزدوران(فیلمبرداری از مردم) به هیچ وجه از سوی مردم مهم تلقی نمی شد.پس از گذشت چند دقیقه ما به همراه حدود 200 نفر از دختران و پسران به وسط خیابان آمده(میدان آزادی-ورودی آریا شهر)و در وسط خیابان روی زمین نشستیم و نشسته روی زمین به تکرار همان شعارها پرداختیم و البته در دو سوی خیابان تجمع ایستاده ی مردم شریف به ما دلگرمی و جرات می داد.مردمی که در داخل ماشینهای روبروی ما بودند با ما متحد شده و ماشینهای خود را خاموش کرده و هم با ما شعار می دادند و هم به نشانه اعتراض به رژیم خونخوار جمهوری اسلامی به شدت بوق می زدند. این تجمع پور شور در ضلع شمالی میدان شهیاد به همین شکل ادامه داشت تا هنگامی که تعدادی مامور لباس شخصی با باتوم به مردم حمله ور شده و مردم را با وحشی گری هر چه تمام فراری دادند.لازم بذکر است که نیروی انتظامی در این نقطه از میدان شهیاد که برایتان گزارش نمودم هیچ دخالتی در امر ضرب و شتم مردم ننمود و تنها نظاره گر بود و مردم نیز به پاس این حرکت بجای شعار "نیروی انتظامی خجالت خجالت" می گفتند: "نیروی انتظامی حمایت حمایت"

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 Jun 2008 و ساعت 13:44 |
Balatarin
گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

پريش پاهكين

تدابير شديد و گسترده امنيتي در حين بازي ايران و امارات در اطراف ميدان آزادي و ميدانهاي بزرگ شهر تهران شب گذشته چهره يك حكومت نظامي اعلام نشده راه به شهر تهران بخشيد.اطراف ميدان آزادي در قرق نيروهاي انتظامي بود و اجازه راه رفتن و نشستن به هيچكس داده نمي شد.نيروهاي امنيتي و لباس شخصي عده اي را كه قصد داشتند زير ستونهاي ميدان تجمع كنند بازداشت كرده و به زير زمين ميدان بردند .پس از اتمام بازي در استاديوم ، ضلع شرقي ميدان در ابتداي خيابان آزادي صحنه گردهمايي ما و جمعيتي نزديك به 3000 نفر بود .جمعيت با شعارهاي "خليج فارس هميشه – ايران برنده ميشه" و "ما هستيم" و با سردادن سرود ملي "اي ايران" به ابراز احساسات پرداختند و به ادعاهاي واهي امارت در مالكيت جزاير سه گانه و خليج فارس اعتراض كردند. پس از دقايقي نيروي يگان وي‍ژه با موتور به تجمع مردم هجوم آورد تا بين جمعيت شكاف افكند .بخشي از مردم را به كوچه ها كشاندند و با باتوم به جان آنها افتادند .اما جمعيت به راهپيمايي و حركت خود تا ميدان انقلاب ادامه داد. تا پاسي از شب ميدانهاي انقلاب،وليعصر،آزادي ،آريا شهر و خيابان هاي منتهي به اين ميدانها حضور نيروهاي امنيتي ادامه داشت و از حركت گروههاي بيش از 2يا 3 نفر جلوگيري ميشد.

+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 Jun 2008 و ساعت 13:43 |
Balatarin
گزارش-ترجمه و مقالات مختلف

دعوای هرزگان سیاسی 

زینت میرهاشمی

پاسدار سابق و رئیس مجلس هشتم ارتجاع، نرسیده به صندلی ریاست، تلخ کام شد. ظفرمندی ظاهری  مجلس نشینان، قبل از مزه مزه شدن آنچنان ترک برداشت که همدیگر را هرزه سیاسی خطاب کردند. در دعوای  روز شنبه 12 خرداد در مجلس، یکی از آنها طرف مقابل را «خائن و هرزه سیاسی» توصیف کرد. ....>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 1 Jun 2008 و ساعت 22:47 |
Balatarin

دزدان با چراغ

جعفر پویه

هر روز پرده جدیدی از فساد و تباهی دولتمردان و دست اندرکاران دولت امام زمانی احمدی نژاد افشا می شود. دستگیری فرمانده ارشد نیروی انتظامی و مجری چماقدار طرح امنیت اجتماعی به دلیل تجاوز جنسی و فساد و ارتشا، بازداشت نماینده مجلس به جرم تجاوز، افشا تجاوز به عنف نمایندگان رژیم در دانشگاه تبریز و .... تنها گوشه ای از فساد و تباهی گسترده در دستگاه حاکمه ولایت فقیه بر کشور است.
بارها دلایل گوناگونی برای انحلال سازمانهای کنترل کننده دولت توسط احمدی نژاد شنیده شده است و هرکس بنا به نظر خود آنرا توجیه و یا توضیح داده است. اما اکنون که اختلاف بین دولتیها و مجلس نشینان بالا گرفته، پرده جدیدی از این شیادیها بالا رفته و افشا شده است که طبق گزارش منتشر نشده ای از دیوان محاسبات، مبلغ 350 هزار میلیارد ریال از محل فروش نفت به خزانه داری کل واریز نشده و معلوم نیست به کجا رفته است.
در روزهای گذشته افشا شد که دولت احمدی نژاد بدون رعایت مراحل قانونی، دو میلیارد دلار برای واردات بنزین هزینه کرده است. و اکنون سایت حکومتی "شهاب نیوز" گزارش می دهد: "
بررسیهای مجلس شورای اسلامی نشان می‌دهد که در سال 1385 بیش از 32 هزار میلیارد تومان از درآمدهای نفتی دولت به حساب خزانه داری کل کشور نزد بانک مرکزی واریز نشده است."...........>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 May 2008 و ساعت 10:0 |
Balatarin

پرسش در باره نسبت قرآن و بیان آزادی

درآغاز کلام یادآور شوم که سنجیدن حق به شخص یا اشخاص (خواه آن شخص پیامبر باشد خواه یک ایدئولوگ) مزاحم تفهیم و تفاهم میان باورمند و بی باور به یک دین یا یک باور می شود. و بدتر،مانع جستجوی حق و اشتراک در آن می شود. برای مثال،آزادی حق است و از این رو بر سر «آزادی چیست»؟ با هر طالب آزادی و بسا مخالف آزادی می توان به گفتگو نشست. بر سرآن، باورمندان به باورهای گوناگون می توانند به اشتراک رسند. به همین دلیل، چنانچه اسلام بیان آزادی و حقوق انسان باشد، باورمند به اسلام و بی باور به آن، بر سر آزادی و حقوق انسان می توانند به اشتراک نظر و عمل مشترک برسند. راست راهی که می باید در پیش گرفت این راه است. وگرنه، قرآن را کلام محمد (ص) خواندن بدین استدلال که غیرمؤمن چون به اسلام ایمان ندارد، نیاز دارد صاحب کلام را بشناسد تا کلام را بفهمد، استدلال نیست، غفلت از واقعیتی بس آشکار است: کسی که به اسلام باور ندارد، پیامبر گرامی آن را هم فرستاده خدا نمی داند. او قرآن را پیشاپیش کتاب محمد (ص) می داند. اگر مسلمانان هم، قرآن را کلام پیامبر بشمارند – کاری که با کمال تأسف قرنهاست در عمل (به ویژه در فقه) کرده اند زیرا سنت و روایات را جانشین قرآن گردانیده اند –..............>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 29 May 2008 و ساعت 9:53 |
Balatarin

موشک باران اردوگاه مجاهدین خلق در عراق

پایگاه خبری ایلاف عربستان در گزارشی به نقل از یک مقام عراقی نوشت اردوگاه اشرف وابسته به مجاهدین خلق در عراق هدف اصابت موشک های جمهوری اسلامی قرار گرفت.................>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 28 May 2008 و ساعت 9:16 |
Balatarin

حکومت نظامی اعلام نشده در شوش و شهرهای آذربایجان

جعفر پویه

دولت نظامی – امنیتی احمدی نژاد در پاسخ به خواسته‌های حق طلبانه کارگران نیشکر هفت تپه، با گسیل دسته های اوباش مسلح اقدام به برقراری حکومت نظامی در شهر شوش کرده است. در حالی که کارگران 17 امین روز اعتصاب خود را پشت سر می گذارند، رژیم گله های اوباش خود را از شهرهای خرم آباد، اهواز و دزفول به شوش فرستاده است و آنها همراه با نیروهای ویژه ضد شورش، سطح شهر را به اشغال خود درآورده و سعی در منکوب کردن کارگران معترض دارند.

دستگیریهای گسترده، ضرب و شتم مردم و حاکم کردن جو رعب و وحشت کاری است که اوباش حکومتی در شهر شوش مشغول به انجام آن هستند.

در این حکومت نظامی اعلام نشده، اوباش حکومتی در نقاط حساس شهر مستقر شده اند و با برقراری گشتهای دست جمعی، خیابانهای مرکز شهر را به اشغال خود درآورده و سعی دارند جلو هر حرکت اعتراضی کارگران را بگیرند. کارگران نیشکر هفت تپه که خواهان پرداخت حقوق و دستمزد معوقه سه ماهه خود هستند اعلام کرده اند که از این اوباش گریها و شاخ و شانه کشیدنها هراسی ندارند و تا رسیدن به خواسته های حق طلبانه خود از پا نخواهند نشست............>>>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 May 2008 و ساعت 8:14 |
Balatarin
نامه حزب چپ سوئد خطاب به دولت ایران در حمایت از فرزاد کمانگر

خطاب به محمود احمدی نژاد

 
ما از وضعیت "فرزاد کمانگر" مطلع شده ایم ، یک معلم و فعال حقوق بشر کرد.

 او بشدت مورد شکنجه قرار گرفته است .

 جرائم او در کنار سایر فعالیتهای حقوق بشری اش این بوده که او برای معالجه پزشکی برادرش که بخاطر فعالیتهای سیاسی  در زندان است  اصرار ورزیده است.

 فرزاد در مدت بودن طولانی و دردناکش در زندان اجازه نیافته است که خانواده اش را ببیند.


فرزاد کمانگر بدون هیچ شانسی برای دفاع در مقابل اتهامات نابجا به مرگ محکوم شده است .

 او از دیدن وکیل مدافع زمانی که برای دعوی به دادگاه برده شد منع شده است.

 در دادگاه فقط به او ابلاغ شده است که او به مرگ محکوم است و نه چیز دیگری .

شیوه رفتار با مردم بشدت بی رحمانه و آزار گرایانه است و و بر خلاف قانون است .

 این بر خلاف معاهدات بین المللی حقوق بشر است.................>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 23 May 2008 و ساعت 7:8 |
Balatarin
 سقوط هشت پله‌ای ایران در رده‌بندی آرام‌ترین کشور‌های   جهان

در فهرست رده بندی آرام‌ترین کشورهای جهان، ایسلند در صدر و عراق در قعر این جدول قرار دارد.

 

 این تحقیقات از سوی مؤسسه غیر انتفاعی «چشم‌انداز انسانی» (vision of humanity)، صورت گرفته و وضعیت 140 کشور جهان را با توجه به 24 معیار مختلف از جمله آمار مرگ و میر، خشونت، جنایت و گسترش نیروهای نظامی بررسی کرده‌است. 

شایان ذکر است ایران با هشت پله سقوط نسبت به سال 2007 در رده 105 این فهرست قرار گرفته‌است..................>>>>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 22 May 2008 و ساعت 22:49 |
Balatarin
خانواده ای در جنوب شهر تهران. (عکس از فارس)

گزارش ویژه: خودکشی های خانوادگی؛ «ثمره تلخ

 فقر و ناامیدی»

شیرین فامیلی

مطبوعات داخل ايران در هفته گذشته، از دو مورد خودکشی خانوادگی خبر دادند.

مورد اول، در شهر سنقر کرمانشاه بود که يک مرد روستايی به دليل فقر بسيار اقدام به کشتن خود و دختر و پسر کوچکش، از طريق سيم برق کرد که فرزندان او کشته شدند و خودش زنده ماند. او در پاسخ به اين پرسش که به چه دليل اين عمل را انجام داد، گفته است نمی خواستم فرزندانم به عاقبت من دچار شوند.

مورد ديگر در مشکين شهر بود که مادری ۳۴ ساله و دختر ۱۷ ساله او با خوردن قرص فسفيد آهن معروف به قرص برنج، خودکشی کردند. در خبرها آمده بود که اين مادر و دختر در فقر کامل زندگی می کردند.

در نگاهی به صفحات حوادث روزنامه های کشور، می توان انواع خبرهايی از خودکشی را در نقاط مختلف کشور ديد.

خودکشی پديده ای نيست که فقط مختص ايران باشد، بلکه به گزارش سازمان بهداشت جهانی، يک معضل جهانی است. 

 در اين گزارش، بالاترين آمار خودکشی متعلق به ژاپن، آمريکا و شرق اروپاست. اين گزارش، زنان را قربانيان اصلی خودکشی در جهان ناميده و از سه کشوری که بالاترين ميزان خودکشی زنان در آنها انجام می گيرد، نام برده است که ايران مقام سوم را دارد.............>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 21 May 2008 و ساعت 23:39 |
Balatarin

نسل دوم اخراج، نسل دوم تبعید

الاهه بقراط

 

وقتی نسل ما اخراج شد، کسی از ما دفاع نکرد. وقتی نسل ما تبعید شد، کسی به روی خود نیاورد. وقتی نسل ما تیرباران شد، جهان چرتکه در دست تماشا می کرد.

من هنوز چهره برخی از کارکنان اداری دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران را که حتما دیگر بازنشسته شده اند، به خوبی به یاد دارم. یکبار وقتی مجبور شده بودم شرمنده از روپوش اسلامی بر تن و لچک اجباری بر سر به آنها مراجعه کنم، نتوانستم تشخیص دهم در نگاهشان همدردی بود یا سرزنش. شاید هم پرسشی بود که با اشاره به حجاب اسلامی و پرونده ام تکرار می شد: همین را می خواستید؟!

 

انقلاب دوم

نه، معلوم است که همین را نمی خواستیم! هم آن زمان معلوم بود راهی که می پنداشتیم باید به بهشت برسد، مسیر جهنم را در پیش گرفته است، و هم اکنون بعد از نزدیک به سی سال گمان نمی رود کسی در آن تردیدی داشته باشد. ...........>>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 May 2008 و ساعت 9:21 |
Balatarin

لُقمه پایین نرفتنی شکر در گلوی دولت و پدر خوانده هایش

منصور امان

اعتراضات پی گیر و گُسترش یافته کارگران هفت تپه، منافع سرشار واردات شکر از سوی دولت نظامی – امنیتی و پدر خوانده های رانت خوار و حُجره نشین آن را به لُقمه ای گلو گیر و هضم نشُدنی بدل ساخته است.

 

با گُذشت هر روز از ادامه ی این اعتراضها و کشیده شُدن بیشتر رُسوایی تجاری آقایان احمدی نژاد، مصباح یزدی و مکارم شیرازی به کانون توجُه افکار عُمومی، بر شدت تناقُض و چند پاره گی دلایلی که مُتهمان و مظنونان برای به هم آوردن مُوضوع و تبریه خود عُنوان می کُنند نیز افزوده می شود.......................>>>>>>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 20 May 2008 و ساعت 9:17 |
Balatarin
"بیعت" اصلاح طلبان با رضا خاتمی در یکی از باغ های اطراف

این جلسه که در بین خود شرکت کنندگان در آن "بیعت اصلاح طلبان با رضا خاتمی" توصیف شده است ، نخستین اقدام قابل توجه اصلاح طلبان بعد از شکست در انتخابات مجلس هشتم و نیز ابراز تمایل عارف برای کاندیداتوری ارزیابی می شود...در پایان جلسه نیز شرکت کنندگان با خاتمی عکس یادگاری گرفتند و خاتمی در واکنش به مزاح حاضران مبنی بر اینکه با "رئیس جمهور آینده" عکس می گیریم با لبخند و تائید ضمنی واکنش نشان داده است............>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 May 2008 و ساعت 11:32 |
Balatarin

۲۰ بار به مجلات تذكر داديم كه عكس زنان روی جلد ممنوع است

سایت ایرانیان انگلستان

در حالي كه حدود سه سال از روي كار آمدن دولت نهم مي گذرد، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بار ديگر سياست هاي دولت اصلاحات را در حوزه فرهنگ و هنر به طور جدي مورد نقد قرار داد. وي در سخناني كه در دانشگاه امام صادق(ع) انجام داد، سياست هاي فرهنگي دولت خاتمي در حوزه هاي سينما، مطبوعات، موسيقي، هنرهاي تجسمي و نمايش را به شدت نقد كرد و در مواردي آنها را مخالف اسلام و نظام جمهوري اسلامي دانست. وي در بخش هايي از اين مراسم، صدا و سيما را نيز به طور ضمني مورد نقد قرار داد. وي به برخي از موسيقي هاي غيرمجاز اشاره كرد كه از صدا و سيما پخش مي شوند و با تاكيد بر اينكه وزارت ارشاد تنها مكان قانوني مسوول ارائه مجوز موسيقي است، گفت سازمان صدا و سيما هم براي پخش موسيقي بايد از معاونت هنري وزارتخانه مجوز بگيرد. وي افزود؛ «با پيگيري موسيقي هايي كه شنيده مي شود دريافتم برخي از اين موسيقي ها يا در دولت قبل مجوز گرفته اند يا مجوز تقلبي دارند كه با آنها برخورد شده است.»..................>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 16 May 2008 و ساعت 11:22 |
Balatarin

معرکه جدید چاخان درمانی، انکار خُشکسالی

منصور امان

نشست محرمانه و غیرعلنی مجلس مُلاها و وزیران نیرو و جهاد کشاورزی که قرار بود به رایزنی پیرامون "عملکرد و تدابیر دولت" در برخورد به مساله خُشکسالی اختصاص یابد، به حذف صورت مساله و کوچک نمایی آثار آن انجامید.

یک عُضو هیات رییسه مجلس مُلاها به نام آقای مُحسن کوهکن این شانس را یافت که به عُنوان اولین نفر از حُضار نشست یاد شده اطلاع دهد: "خُشکسالی در کشور در مرحله بُحرانی قرار ندارد." شاهد آقای کوهکن برای این ادعا "گزارش وُزرای نیرو و جهاد کشاورزی" است که البته وی ترجیح می دهد در باره جُزییات "خبرخوش" آنها سُکوت کُند. ...........>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 12 May 2008 و ساعت 10:49 |
Balatarin
واقعیت این است که نسل اول تبعیدیان جمهوری اسلامی چند سالی است که نسل دوم تبعیدیان را در کنار خود جای داده است که عمدتا از جنبش‌ زنان و دانشجویان می‌آیند و درست همین صحنه تبعید، میدان عمل سیاسی آن افراد، احزاب و گروه‌های سیاسی است که در تبعید زندگی می‌کنند و عملا فقط در تبعید حضور دارند. آیا قید عنوان «جمهوری اسلامی ایران» به مثابه نظامی که مسبب سرکوب بی‌رحمانه و تبعید این احزاب و گروه‌ها بوده است در برابر تابعیت تبعیدیان آن اندازه اهمیت نداشت که آنها را به واکنشی وا دارد که در میدان عمل واقعی از آنها انتظار می‌رود؟
*****
کیهان لندن / 08 مه 2008
الاهه بقراط
www.alefbe.com
www.elahe.de

یک بار دیگر «جمهوری اسلامی» آری یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.............>>>>>>>>>>>>
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 10 May 2008 و ساعت 23:34 |
Balatarin

استبداد و فقر دو مانع توسعه و عامل تخریب کشور

جعفر پویه

در حالی که اکثریت مردم ایران در زیر خط فقر زندگی می کنند، مقامات حکومتی با انتشار گزارشات متفاوت، آمارهای مخدوشی از آن را اعلام می کنند. در آخرین اظهار نظر، علی عسگری، معاون اقتصادی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری رییس جمهوری می گوید: "طبق شاخص اقتصادی اعلام شده، حدود 20 درصد جمعیت کشور زیر خط فقر هستند." او همچنین این جمعیت را بین 14 تا 15 میلیون نفر اعلام می کند.

این در حالی است که مراد علی منصوری، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس می گوید: "در حال حاضر اکثر کارمندان دولت با حقوق 200 هزار تومان زیر خط فقر قرار گرفته اند."....................>>>>>>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 9 May 2008 و ساعت 8:4 |
Balatarin
 نظام قضایی ایران ضعیف‌كش و فقیركش است. این را همه می‌دانیم. این را از كاربرد وسیع و بی‌رویه اعدام‌های جنایی و سیاسی كه قربانیان آن اكثرا افراد تهی‌دست و یا بی‌پناه و بی‌پشتیبان هستند می‌دانیم. از كاربرد منظم آزار و شكنجه‌های جسمی و روانی می‌دانیم. از كشتن مكرر كودكان بزهكار می‌دانیم. از احكام طلاقی كه غالبا به نفع مردان صادر می‌شود می‌دانیم. از وثیقه‌های سنگینی كه برای آزادی متهمان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی بر آنان تحمیل می‌كنند می‌دانیم. از خشونت‌های شدیدی كه علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی اعمال می‌شود می‌دانیم. از كسان فراوانی كه به خاطر دیون مالی، و گاه بسیار كم، به سال‌ها زندان محكوم می‌شوند می‌دانیم. از زندانیان بی‌كس و كاری‌ كه مدت‌ها بلاتكلیف و بدون محكومیت عمر خود را در بازداشت می‌گذرانند می‌دانیم. از مصونیت یا تبرئه مقامات رژیم و وابستگان آنان از مجازات جنایاتی كه مرتكب می‌شوند می‌دانیم. از ناعلنی كردن دادگاه‌هایی كه احیانا به جرایم مقامات رژیم و وابستگان آنان می‌پردازند می‌دانیم. از فرار از مجازات مجرمانی كه بتوانند با پول یا امكانات دیگر قاضی و یا دادستان را بخرند می‌دانیم................>>>>>>>>>>>>

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 May 2008 و ساعت 7:0 |
Balatarin

اثبات حقانیت مبارزه مردم ایران و مبارزان آن در دادگاه انگلیسی

جعفر پویه

سازمان مجاهدین خلق ایران و طرفداران آن روز گذشته (چهارشنبه)، برنده دادگاه ویژه ای شدند که ادعای دولت انگلیس مبنی بر تروریست بودن آن سازمان را بررسی می کرد.
برچسب تروریستی به مجاهدین خلق در گذشته توسط دادگاه دیگری در انگلیس رد شده بود اما دولت این کشور آنرا نپذیرفت و در خواست تجدید نظر در آن را کرد. پرونده حقوقی شده وزیر کشور انگلیس پس از مدتها کشمکش دیروز در دادگاه دیگری بررسی شده و سه قاضی دادگاه تجدید نظر، دلایل دولت انگلیس در مورد سازمان مجاهدین خلق را غیر قابل پذیرش دانسته و دولت را ملزم به رعایت حکم دادگاه دانستند.
تصمیم به الصاق برچسب تروریستی به سازمان مجاهدین خلق در یک معامله غیر اخلاقی و شرم آور با رژیم ملاها گرفته شد و در پی آن با محدود کردن این سازمان، در عمل کشورهای غربی جانب استبداد مذهبی حاکم بر مردم ایران را گرفتند. اتحادیه اروپا که با پیروی از سیاست دولت آمریکا سازمان مجاهدین خلق را در لیست تروریستی خود قرار داده است، همچون دولت انگلیس به حکم محاکم قضایی گردن نمی گذارد و حاضر به پس گرفتن اتهام آخوند پسند اش نیست. زیرا مشابه همین حکم یعنی، غیر واقعی بودن برچسب تروریستی توسط اتحادیه اروپا به سازمان مجاهدین خلق توسط دادگاه عدالت اروپا صادر شده است اما سیاستمداران آن اتحادیه، همچنان از گردن نهادن به این حکم قانونی و لازم الاجرا طفره رفته و جانب سرکوبگران مردم ایران را گرفته اند............>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 8 May 2008 و ساعت 6:50 |
Balatarin

«بسياري از کساني که در انتخابات مجلس اسلامي شرکت کردند از روي ناچاري و به خاطر آنکه بعداً دچار مشکل شغلي نشوند به پاي صندوق رأي رفتند.»


يک خبرنگار آمريکايي که به تازگي از ايران بازگشته، پس از گفتگو با تعداد زيادي از ايرانيان، نگرش آنها را در قبال حکومت خود همچون طيفي توصيف مي‌کند که «از بردباري اندوهناک تا خصومت عميق» را در برمي‌گيرد.
به گزارش دويچه وله، يکي از ويراستاران هفته نامه‌ي «نيشن» (Nation) در آمريکا که  به همراه هيأتي وابسته به يک سازمان صلح‌طلب مذهبي به ايران سفر کرده، اين هفته درباره‌ي ديدارهاي خود با مقامات ايراني گزارشي منتشر کرده است (نيشن، تاريخ روي جلد ۱۹مه). ميزبان اين گروه صلح‌طلب در تهران، سازمان دولتي «مرکز گفتگوي اديان» بوده است. در اين گزارش از روحيه‌ي منفعل مردم صحبت به ميان مي‌آيد و گفته مي‌شود بسياري از کساني که در انتخابات مجلس اسلامي شرکت کردند از روي ناچاري و به خاطر آنکه بعداً دچار مشکل شغلي نشوند به پاي صندوق رأي رفتند. مـُهري که به هنگام رأي بر کارتهاي شناسايي زده مي‌شود نشانگر شرکت شهروندان است...................>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 7 May 2008 و ساعت 8:9 |
Balatarin

تقدم "شیعیان لبنان" بر شهروندان تهران

منصور امان

آقای مهدی چمران، رییس شورای اسلامی شهر تهران، مُعتقد است شهر تحت اداره ی او "از نظر آلودگیهای مختلف زیست محیطی در سطح کشور و حتی جهان رکورد دار است" و در جایی دیگر از افزایش بهای خدمات حمل و نقل شهری همزمان با سهمیه بندی بنزین و اجبار شهروندان به استفاده از سرویسهای همگانی، خبر می دهد. با این حال، او و همکارانش در شورای شهر ترجیح داده اند با 3 میلیارد تومان برداشتی از صندوق عمومی شهروندان تهرانی، به کُمک "شیعیان لُبنان" بشتابند.................>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 6 May 2008 و ساعت 9:55 |
Balatarin

تایمز: احتمال حمله آمریکا به پایگاههای پاسداران

سایت حکومتی تابناک: روزنامه «تايمز» چاپ انگليس مدعي برنامه آمریکا براي حمله به كمپ‌هاي آموزشي سپاه پاسداران براي شبه‌ نظاميان عراقي شده است.

به نوشته تايمز، رئيس نيروهاي اطلاعاتی «MI6» انگليس، قصد دارد در اين ماه به اسرائیل سفر كند. برنامه اتمي جمهوری اسلامی، يكي از مهمترين محورهاي اين سفر اعلام شده كه هدف اصلي آن، تقسيم اطلاعات بوده و مقامات اسرائيلي، آن را يك «گفت‌وگوي استراتژيك» خوانده‌اند...................>>>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 4 May 2008 و ساعت 10:40 |
Balatarin

شرط پیشرفت ایران، تغییر مدیریت جهان؟

دولت نهم کار خود را با ادعای نوآوری در همه‌ی زمینه‌ها آغاز کرد. این نوآوری‌ها در بیشتر موارد در تقابل با تصمیم‌ها و اقدام‌های دولت‌های گذشته تعریف می‌شوند. یکی از این حوزه‌ها سیاست خارجی است که ظاهرا در دولت‌های پیش مقهور قدرت غرب و منفعلانه بوده است. دولت نهم با این ادعا قصد کرده سیاست خارجی را فعال و تهاجمی کند. رئیس جمهور، محمود  احمدی‌نژاد  که اخیرا از ورود به مدیریت جهان بسیار سخن گفته، در روز دوازدهم اردیبهشت، کار قدرت‌های بزرگ را تمام شده عنوان کرد و خواستار برهم زدن نظم کنونی جهان شد. او از دانشگاهیان می‌خواهد برای حضور در مدیریت جهان تئوری تدوین کنند..........>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 May 2008 و ساعت 7:38 |
Balatarin

بسته مشوقی جدید بحران را حل نخواهد کرد

زینت میرهاشمی

 

آدینه 13 اردیبهشت، گروه 5+1 برای حل بحران هسته ای رژیم ایران، از تعیین بسته ای با مشوقهای جدید سخن گفتند.

به گفته  وزیر خارجه انگلیس، کشورهای فرانسه، انگلیس، روسیه، چین و آمریکا به اضافه آلمان، در نشست خود تاکید کردند که این بسته پیشنهادی همراه با قطعنامه های تحریمی علیه رژیم ایران در راستای مقابله با عنی سازی اروانیوم است. این بسته پیشنهادی که در نشست آدینه 13 شهریور به روز شده است، در ژوئن 2006 در اختیار رژیم قرارداده شده بود. در فاصله بسته های رنگارنگ، 3 قطعنامه توسط شورای امنیت علیه رژیم صادر شده است. دبیر شورای عالی امنیت رژیم، روز دوشنبه 9 اردیبهشت از قصد رژیم مبنی بر ارسال بسته ای پیشنهادی به گروه 5+1 سخن گفت. وی گفت: «بسته پیشنهادی می تواند موضوع خوبی باشد تا با چند قدرتی که پیشنهادهایی دارند از جمله با 5+1 به مذاکره گذاشته شود.»...............>>>>>>>>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 3 May 2008 و ساعت 7:20 |
Balatarin
تجمع معلمان در مقابل مجلس در سال گذشته
معلمان پیش از این تجمعاتی برای دستیابی به خواسته هایشان برگزار کرده اند
دوازدهم اردیبشهت در ایران روز معلم نامیده شده است. هر سال به این مناسبت در ایران مراسمی برای تجلیل از معلمان برگزار می شود، اما امسال در آستانه این روز، وزیر آموزش و پرورش از تعدیل نیروی انسانی گسترده در این وزراتخانه خبر داده و آن را سبکبار کردن این وزارتخانه نامیده است.

این در حالی است که هنوز بخشی از معلمان حقوق معوقه خود را دریافت نکرده اند.

مسئولان کانونهای صنفی معلمان، مطالبات معوقه را مهمترین مشکل معلمها می دانند. مطالباتی که در بعضی موارد بیشتر از شش ماه، پرداخت نشده است. اما این مطالبات معوقه شامل چه چیزهایی هستند؟

شیرزاد عبدالهی کارشناس آموزشی در ایران می گوید این مطالبات همان حقوق و مزایایی هستند که همه کارکنان دولت هر ماه به موقع دریافت می کنند اما در مورد کارکنان آموزش داده نمی شود. مثل حق التدریس، اضافه کار، کمکهای غیرنقدی و چیزهای دیگری که جزو حقوق ثابت معلمان است......>>>>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط Freiheit und Menschenrechte für Iraner در 1 May 2008 و ساعت 16:57 |